دبیره پارسی لاتین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

دبیره پارسی لاتین یا خط فارسی لاتین یک دبیرهٔ کاملاً اختصاصی برای زبان پارسی است که بعنوان بهترین جایگزین برای دبیرهٔ فعلی پیشنهاد شده‌است. دبیره پارسی لاتین دارای ۳۰ حرف مجزا می‌باشد. برخلاف دبیرهٔ انگلیسی، در این دبیره حروف ترکیبی بکار گرفته نشده‌اند و برای هر واج، یک حرف مجزا تعریف شده‌است. بعنوان مثال در دبیرهٔ پارسی لاتین، برای واج (چ)، حرف اختصاصی Č درنظر گرفته شده‌است.[۱]

حروف بزرگ
Ž Z Y w V U T Š S R P O N M L K J I Ȟ H Ǧ G F ě E D Č B Ǎ A
حروف کوچک
ž z y w v u t š s r p o n m l k j i ȟ h ǧ g f ě e d č b ǎ a
واج (آوا)
ژِ زِ یِ اُو وِ او تِ شِ سِ رِ پِ اُ نِ مِ لِ کِ جِ ایـ خِ هِ قِ گِ فِ ء ئـ اِ دِ چِ بِ آ اَ

مروری بر الفبای عربی در ایران[ویرایش]

پس از حمله اعراب به ایران، خط پهلوی ممنوع اعلام شد و پس از کتابسوزی‌های فراوان، الفبای عربی بعنوان الفبای رسمی سرزمین فارس معرفی گشت. در طول دوره‌های مختلف، کارشناسان ایرانی به نواقص بی‌شمار الفبای فارسی پی برده و قصد تغییر آن را داشتند.[۲] به همین ترتیب اعداد عربی نیز به کشور ایران راه یافتند.

  • دکتر رحمت مصطفوی مدیر مجلهٔ روشنفکر در سال ۱۳۴۴ الفبای عربی را «مُردار» نامید و گفت:

«این خط مثل بختک روی زبان ما، روی روح و فکر نوآموزان ما و روی روح و فکر همهٔ کسانی که حرفه‌شان نویسندگی یا ادبیات نیست و خط را برای احتیاجات روزانه و شغلی می‌خواهند افتاده‌است.»[۳]

«بی‌گفتگوست که باید الفبای ما دیگر گردد. در این باره پنجاه سال است (تا سال ۱۳۲۲) سخن می‌رود و اکنون باید به‌کار بسته شود و ما شایسته‌ترین دسته‌ایم که آن را بکار بندیم. اگر امروز ما این را بکار نبندیم، یا همچنان می‌ماند و بجایی نمی‌رسد یا به‌دست کسان ناشایستی می‌افتد که یک چیز ناقص درست کرده و به‌دست‌ها دهند.»[۴]

  • ابوریحان بیرونی در کتاب «الصیدنه»، خط عربی را «آفت» نامید و نوشت: یک یونانی به ولایت ما گذر کرد و من پیش او می‌رفتم و نام‌های میوه‌ها، تخم‌ها، گیاه‌ها و دانه‌ها را به زبان یونانی می‌پرسیدم و می‌نوشتم. ولی خط عربی آفت بزرگی دارد و آن همانندی واتها به همدیگر و ضرورت تمایز با نقطه و اعراب و علامات است که اگر آنها را ننویسند، معنی مبهم می‌شود. اگر این آفت نبود، کتابهای ترجمه شده به عربی از قبیل دیسقوریدس و جالینوس و غیره کافی بود. ولی اکنون اعتمادی بر آنها نیست. [۵] [۶]

مطالب بیشتری مربوط به تاریخچه و نقل‌قول‌های کارشناسان در صفحهٔ لاتین‌نویسی فارسی ویکی‌پدیا و کتاب در پیرامون تغییر خط فارسی به قلم یحیی ذکاء قابل مشاهده است. [۷]

ویژگی‌ها[ویرایش]

دبیره پارسی لاتین دارای هفت واکه و هفت حرف کارُن‌دار می‌باشد. برای ساخت حروف اختصاصی این دبیره، یک نشانگر واحد به شکل کارُن به‌کار گرفته شده‌است تا اشخاص یادگیرنده، در یادگیری حروف اختصاصی، دچار سردرگمی نشوند و همچنین حروف تازه، با حروف انگلیسی تداخلی نداشته باشند. از مزایای کارُن این است که این نشانگر همانند یک فِلِش، دقیقاً به حرف زیر خود اشاره می‌کند. در اینصورت امکان ندارد که یک کارُن که متعلق به یک حرف می‌باشد، بهمراه حرف بعدی یا قبلی خوانده شود. برای مثال در واژه باد (bǎd)، کاملاً مشخص است که کارُن به حرف a تعلق دارد.

حروف مشابهی که از الفبای عربی وارد زبان پارسی شدند و ایرانیان تفاوتی بین ادای آنها قائل نیستند، همگی در یک حرف جدید ادغام گشته‌اند. برای مثال هر چهار حرف (ز، ذ، ض و ظ) در یک حرف ادغام شده و به شکل (Z واحد) نوشته می‌شوند.

دبیرهٔ پارسی لاتین دارای سه واکه کوتاه و چهار واکه بلند و در مجموع هفت واکه می‌باشد. الفبای فارسی مُعَرّب، دقیقاً همانند الفبای عربی، دارای واکه‌های کوتاه به شکل (فتحه، کسره، و ضمّه) است که در موارد ابهام‌زدایی به‌صورت سه نشانه (ـَــِــُ) به حروف اضافه می‌گردند. در دبیره پارسی لاتین، این سه واکهٔ کوتاه، جای خود را به حروف لاتین e, o و a داده‌اند. همچنین برای جایگزینی واکه‌های بلند (آ، او، ای، اُو)، از حروف (ǎ , u ,i ,ow) استفاده شده‌است. جدول زیر مربوط به هفت واکهٔ الفبای فارسی و جایگزین‌های لاتین آنها در دبیرهٔ جدید می‌باشد.[۸]

در زبان پارسی،‌ واج عین ساکن وجود ندارد. بعبارت دیگر واجهای «عـْ ئـ أ ء» همگی عربی هستند. در این دبیره، مشکلات حرف (عین ساکن) کاملاً برطرف شده‌است و حتی سخت‌ترین واژگان عربی به سادگی نوشته می‌گردند. برای نمونه واژهٔ عربی «ائتلاف»، بصورت Eětelǎf نوشته می‌شود.

واکه‌ها در جدولی جداگانه[ویرایش]

واکه فارسی اَ اِ اُ آ ئی او اُوْ
حرف لاتین a e o Ǎ,ǎ i u ow
نمونه فارسی امیر ابراهیم اُمید آزیتا ایران آتوسا فردوسی
نمونه پارسی لاتین Amir Ebrǎhim Omid Ǎzitǎ irǎn Ǎtusǎ Ferdowsi

معرفی حروف کارُن‌دار[ویرایش]

حروف الفبای فارسی آ چ ع ساکن ق/غ خ ش ژ
حروف کارُن‌دار Ǎ Č ě Ǧ Ȟ Š Ž
نمونه فارسی آستین چیستان معلوم قسمت خسته شنبه ژیلا
نمونه پارسی لاتین Ǎstin Čistǎn Maělum Ǧesmat Ȟasteh Šanbeh Žilǎ

جدول همهٔ سی حرف دبیره پارسی لاتین، شامل واکه‌ها و پیشخوان‌ها بهمراه نمونه[ویرایش]

واج فارسی حرف لاتین نمونه نمونه نمونه نمونه نمونه نمونه نمونه
اَ A a اَسب Asb اَزگیل Azgil عَظیمت Azimat اَلبرز Alborz اَصیل Asil اَنار Anǎr مَهسا Mahsǎ
آ Ǎ ǎ آب Ǎb با هم Bǎ ham آسان Ǎsǎn آریایی Ǎryǎyi آذین Ǎzin آزاد Ǎzǎd آبتین Ǎbtin
بِ B b بوستان Bustǎn باد Bǎd باران Bǎrǎn بادبان Bǎdbǎn باده Bǎdeh بیا Biǎ برجسته Barjasteh
چِ Č č چوب Čub چریدن Čaridan چیستان Čistǎn چاره Čǎreh منچستر Mančester چنار Čenǎr چروک Čoruk
دِ D d دماوند Damǎvand دیوان Divǎn بدرود Bedrud داستان Dǎstǎn در Dar دارا Dǎrǎ دادگر Dǎdgar
اِ E e عدالت Edǎlat اصفَهان Esfahǎn اسهال Eshǎl اسم Esm بِرمه Bermeh عرفان Erfǎn انتظار Entezǎr
عـ ساکن/ئـ/أ/ ء ě اَعظم Aězam اعمال Eěmǎl بِعثت Beěsat اِعتِدال Eětedǎl مَرجَع Marjaě اعلام Eělǎm جرأت Jorěat
فِ F f فکر Fekr فیلسوف Filsuf فیجی Fiji کیف Kif فرهنگ Farhang فربه Farbeh هفت Haft
گِ G g گلستان Golestǎn گاری Gǎri گیج Gij گرفتار Gereftǎr گیلاس Gilǎs گیلان Gilǎn بزرگ Bozorg
قِ/غِ Ǧ ǧ غروب Ǧorub قیر Ǧir غم Ǧam قدیم Ǧadim قو Ǧu قیصر Ǧeysar قاصدک Ǧǎsedak
هِ/حِ H h هنر Honar هرمز Hormoz حریم Harim هستی Hasti هتل Hotel هیرمند Hirmand بهزیستی Behzisti
خِ Ȟ ȟ خرس Ȟers خواجه Ȟǎjeh خسته Ȟasteh خنده Ȟandeh خوردن Ȟordan خُسرو Ȟosro خواب Ȟǎb
ایـ I i خیس Ȟis نیکی Niki ایران Irǎn ایست Ist بیمار Bimǎr بیننده Binandeh دیرپا Dirpǎ
جِ J j جنگل Jangal جوراب Jurǎb جوجه Jujeh برنج Berenj جیرجیرک Jirjirak جراحَت Jerǎhat جسمانی Jesmǎni
کِ K k کودک Kudak کباب Kabǎb کرم Kerm پیکان Peykǎn باکتری Bǎkteri کانتینر Kǎntiner کرمان Kermǎn
لِ L l لنگر Langar لانه Lǎneh لامپ Lǎmp لیلا Leylǎ التماس Eltemǎs لیاقت Liǎǧat لوله Luleh
مِ M m میهن Mihan مثال Mesǎl میمون Meymun میدان Meydǎn مقبره Maǧbareh خمیده Ȟamideh مردم Mardom
نِ N n نسیم Nasim نه Na نیزار Neyzǎr بُن Bon نان Nǎn نرگس Narges بنویس Benevis
اُ O o اُمید Omid اُسطوره Ostureh اردک Ordak عنوان Onvǎn اُستاندار Ostǎndǎr بستان Bostǎn بُطری Botri
پِ P p پدر Pedar پیمان Peymǎn پوست Pust پرنده Parandeh پول Pul پاسارگاد Pǎsǎrgǎd پیله Pileh
رِ R r رنگ Rang بُردار Bordǎr بختک Baȟtak بختیار Baȟtyǎr رضایت Rezǎyat ریسمان Rismǎn ریاضت Riyǎzat
سِ/صِ/ثِ S s سیب Sib سلام Salǎm صابون Sǎbun سرد Sard سلیم Salim سرکه Serkeh حس Hes
شِ Š š شن Šen شش Šeš شمران Šemrǎn شِگَرف Šegarf شِگِفت Šegeft شهنامه Šahnǎmeh میش Miš
تِ/طِ T t طناب Tanǎb تابناک Tǎbnǎk توس Tus طوطی Tuti تربت Torbat طغیان Toǧyǎn موتور سیکلت Motorsiklet
او U u پوک Puk بودن Budan نورانی Nurǎni نوشین Nušin کوروش Kuroš عود ud اهورا مزدا Ahurǎ Mazdǎ
وِ V v ورزش Varzeš وکالت Vekǎlat وارث Vǎres ویالن Viyǎlon سیاوش Siyǎvaš مثنوی Masnavi وسط Vasat
اُو w فردوسی Ferdowsi کوثر Kowsar اورنگ Owrang مولوی Mowlavi طوقی Towǧi حوله Howleh حوض Howz
یِ Y y یکتا Yektǎ یگانه Yegǎneh بین Beyn مریم Maryam حیدر Heydar حیوان Heyvǎn داریوش Dǎryuš
زِ/ذِ/ضِ/ظِ Z z ذَبیح Zabih زیرک Zirak ظریف Zarif ضمیر Zamir زیبا Zibǎ عزیز Aziz ضربه Zarbeh
ژِ Ž ž ژِن Žen ژاله Žǎleh ژَرفا Žarfǎ ژیلا، Žilǎ ژست Žest ژیان Žiǎn پژمرده Pažmordeh

دستور و قواعد[ویرایش]

  • در دبیره پارسی لاتین، حروف ě و w همیشه بشکل کوچک هستند و حالت بزرگ ندارند. بعبارت دیگر W و Ě در این دبیره اصلاً وجود ندارند.
  • حرف w هرگز به صورت بزرگ یا در ابتدای واژه بکار نمی‌رود و تنها می‌تواند پس از حرف O o قرار بگیرد. بعبارت دیگر w هرگز نمی‌تواند بدون O o یا پس از حرف دیگری آورده شود. مثال: اوصاف Owsǎf - این یک قانون کلی است که w هرگز بدون O o به‌کار نمی‌رود. Mowlavi Ferdowsi
  • در زبان پارسی واجی به نام (عین ساکن) وجود ندارد و این واج کاملاً عربی است؛ بنابراین به جای واجهای عربی «عـْ ئـ أ ء» یعنی حروف (عین ساکن، ی‌همزه، الف‌همزه و همزه) که همگی یک صدا را می‌دهند، یک نویسهٔ واحد به شکل ě بصورت اختصاصی به‌جای همهٔ آنها در نظر گرفته شده‌است. بعنوان مثال واژگان «بِعثَت و هِیئَت و جرأت و جُزء» به ترتیب به‌شکل Jozě Jorěat Heyěat Beěsat نوشته می‌شوند.
  • (عین ساکن) هرگز نمی‌تواند به شکل Ě در ابتدای واژه قرار بگیرد. این اتفاق در هیچ زبانی مشاهده نمی‌شود.
  • واژگان به همان صورت که ادا می‌شوند، نوشته هم می‌شوند. برای مثال «خواب» به شکل Ȟǎb نوشته می‌شود. نه Ȟavǎb یا در مثالی دیگر واژه خواستن و خاستن هردو به صورت Ȟǎstan نوشته می‌شوند که معنی آنها بستگی به جملهٔ آنها دارد. در املای این دبیره، هیچگونه استثنایی وجود ندارد و قوانین محکم هستند.
  • واژه‌های ختم شده به (ـه ه)، خواه حرف (ه) در انتهای آنها ادا شود یا خیر، همگی به همین صورت بهمراه h نوشته هم می‌شوند. برای مثال واژگان (دنبه، فربه، ضربه، هسته) همگی به صورت Farbeh Donbeh Zarbeh Hasteh نوشته می‌شوند. این یک قانون کلی می‌باشد؛ بنابراین واژه (بنده) بصورت Bandeh نوشته می‌شود، ولی عبارت (بند اوین) بصورت Bande evin نوشته می‌گردد.
  • از آنجایی که در زبان پارسی چیزی به نام تشدید وجود ندارد، واژه‌های عربی که تشدید دارند، به همان صورت که ادا می‌شوند، نوشته هم می‌شوند. همانند مُحَمّد، مُدَبّر Mohammad, Modabber
  • واجِ (یِ آخر چسبان) در انتهای واژه‌هایی مثل «سیمای ایران»، به همان صورت که ادا می‌شود، با ye به شکل Simǎye iran نوشته می‌شود. یا عبارت (دویِ صد متر) به شکل doye sad metr نوشته می‌شود.
  • برای اضافه کردن پسوند به واژگانی که در انتهای آنها (ـه) وجود دارد، آن ـه حذف می‌گردد. بعبارت دیگر، هرگونه پسوندی بدون استثناء، (ـه) انتهای واژه را حذف می‌کند. برای مثال واژهٔ (بستگان) بصورت Bastegǎn و واژه (سایبان) بصورت Sǎyebǎn و واژهٔ (همه‌جا) به صورت Hamejǎ نوشته‌می‌گردد؛ بنابراین واژه‌های Hamehjǎ و Sǎyehbǎn و Bastehgǎn از نظر املایی غلط هستند.
  • در جمع بستن یک گروه، از پسوندهای hǎ و hǎye استفاده می‌شود. برای مثال واژهٔ (بزها) بصورت Bozhǎ و (بزهای) به صورت (Bozhǎye) نوشته می‌شود. اگر واژه‌ای همانند ضربه Zarbeh، که به (ـه) ختم شده باشد جمع بسته شود، طبق قواعد بند قبلی، املای آن بصورت Zarbehǎ خواهد بود. به عبارت دیگر طبق قانون بند قبل، h در انتهای آن حذف می‌گردد و کل پسوند به شکل hǎ جایگزین می‌شود. یعنی (h دوگانه) هرگز در جمع بستن مشاهده نمی‌گردد زیرا از زیبایی‌های واژگان می‌کاهد و مشکلات تلفظی ایجاد می‌کند. این یک قانون کلی و بدون استثناء درمورد تمامی پسوندهایی است که به واژه‌های دارای ـه آخر، پیوسته می‌شوند. در صورت اضافه شدن هرگونه پسوندی به چنین واژه‌ای، h در انتهای آن واژه حذف می‌گردد. برای مثال املای (ضربه‌ها) به شکل Zarbehhǎ غلط است.
  • در دستور دبیره پارسی لاتین، هیچگونه استثنای املایی در زمینهٔ حروف تکراری یا ترکیبی وجود ندارد و تمام حروف خاص هستند. برای مثال در الفبای انگلیسی، حروف ترکیبی سی‌اِیچ و اس‌اِیچ (ch و sh) برای ادای واج‌های (چِ و شِ) بکار می‌روند؛ ولی در دستور دبیرهٔ پارسی لاتین، واجهای (چ و ش) به ترتیب بصورت اختصاصی (Č و Š) نشان داده می‌شوند که باعث شده این دبیره با الفبای انگلیسی تداخل نداشته باشد و افراد نوآموز، با دوگانگی‌ها روبرو نشوند. همچنین این روش از یک سری مشکلات خاص پیشگیری نموده‌است. برای مثال واژهٔ (اِسهال یا تَسهیل) باید به همانصورت که نوشته می‌شوند، خوانده هم بشوند Eshǎl Tashil. در طرف مقابل اگر حروف ترکیبی (ch و sh) برای ادای واج‌های (چِ و شِ) معرفی شده بودند، خواننده این دو واژه را (اِشال) و (تَشیل) می‌خواند؛ ولی در دبیره پارسی لاتین، حرف مجزایی به شکل š برای واج (شِ) درنظر گرفته شده‌است.
  • تنها، حروف آغازین جملات بصورت بزرگ نوشته می‌شوند. مثل .Emruz došanbeh, bist o sevome bahman ast امروز دوشنبه، بیست و سوم بهمن است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. لاتین‌نویسی فارسی ویکی‌پدیا فارسی
  2. کتاب در پیرامون تغییر خط فارسی نوشته یحیی زکاء به تاریخ ۱۳۲۹ خورشیدی
  3. https://www.parsine.com/fa/news/28654/سرگذشت-فکر-تغییر-خط-فارسی
  4. http://www.kasravi.info/ketabs/zabane-pak.pdf
  5. الصیدنة فی الطب
  6. در پیرامون تغییر خط فارسی یحیی ذکاء صفحه ۱۲
  7. ketabnak.com/book/67462/در-پیرامون-تغییر-خط-فارسی?&page=all
  8. لاتین‌نویسی_فارسی ویکی‌پدیا