کین سیاوش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از داستان کین سیاوخش)
پرش به: ناوبری، جستجو
کین سیاوش
صحنه کشتن سیاوش
اطلاعات کلی
نام جنگ کین‌سیاوش
مکان کوه هماون
علت‌نبرد خوان‌خواهی
نتیجه پیروزی ایرانیان
تلفات شدید
آرایش سپاه ایران
جلودار رستم
قلب‌گاه طوس
میمنه گودرز
میسره فریبرز
آرایش سپاه توران
جلودار پیران
قلب‌گاه بخ‌بخ
میمنه کندر
میسره گهار

کین سیاوش از مذاکرات رستم با پیران آغار می‌گردد. از ماجرای قتل سیاوش و کیفیت آن، آنطوری‌که رستم از آن آگهی داشت در بحبوحه جنگ هماون به پیران یادآوری می‌شود که برای توقف جنگ یا باید درخواست‌ها عملی گردد یا پیکار ادامه خواهد یافت. خواسته‌ها تحویل افراد دخیل در قتل سیاوش بود که اکثر آنها از خاندان ویسه بودند. پیران سخنان رستم را شنید و از مذاکره ناامید بازگشت:

وز آنجا بیامد به لشکر چو باد کسی را که بودند ویسه‌نژاد
یکی انجمن کرد و بگشاد راز چنین گفت کآمد نشیب از فراز

کین سیاوش[ویرایش]

جنگ بزرگی که در دامنه کوه هماون بوقوع پیوست همه کشورها و اقوام ایرانی و تورانی را در گیر نمود به سبب طولانی شدن از سران هر دو کشور قوای تازه‌نفس درخواست شد. زمانی فرماندهی توران‌سپاه پیران بود امّا اینک سپهسالار آن خاقان چین هست همچنین سرکردگان سپاه ایران طوس و گودرز بود ولی حالا رستم سگزی است. در یکی دو روز اخیر نام‌دارانی از دو طرف همچون کاموس، الوا و چنگش هلاک شده اوضاع جنگ و تلفات روز بروز وخیم‌تر می‌شود. خاقان و سایر بزرگان تورانی چاره در آن دیدند تا با رستم که نتایج نبرد را تغییر داده بود مستقیم مذاکره نمایند در صورت امکان او را بسوی خویش جلب نمایند یا حداقل او و گردان زابلی در این جنگ بی‌طرف باشند. نخست هومان با لباس مبدّل به نزدیک رستم پس از قتل چنگش نزدیک شد سخنانی رد و بدل گشت نتیجه آن شد که پیران شخصاً برای مذاکره با رستم حضور یابد. رستم در گوشه‌ای به انتظار پیران نشست و زمانی‌که پیران به او نزدیک شد با وعد و وعید وسوسه‌انگیز رستم را تا حدودی بیراه کرد اما در خواست رستم سخت بود تحویل عوامل قتل سیاوش به عبارتی گرسیوز، هومان، گروی زره و تنی چند از عاملان دیگر نا ممکن بود.

نقض توافق از جانب پیران بود والا رستم حاضر به خیانت به ایرانیان شده بود. ظاهراً توافق ضمنی با پیران را پذیرفته بود گرچه در میان جلسه آن شب ژست کین‌خواهی سیاوش را بر زبان جاری نمود ولی قلب و باطن او چیز دیگری می‌گفت. او در وصف پیران در حضور ایرانیان چنین بیان کرد:

که او را بجز راستی پیشه نیست ز بد بر دلش راه اندیشه نیست

اکنون نگرانی منوچهر از وصلت زال و رودابه که مخالف ازدواج آن دو بود نمایان می‌گشت. منوچهر عقیده داشت از ایشان نسلی دو رگه پدید خواهد آمد و دود از ایرانیان برخواهد آورد. باری از سخنان رستم، گودرز برآشفت. او که از ابتدای جنگ بیش از پنج‌ماه است حضور دارد و نزدیک چهل‌تن از پور و نبیره از دست داده است، بر رستم توفید که این چه سخن است می‌رانی. رستم‌سگزی فوراً متوجه شد و کمی سخنان خودش را جمع و جور کرد. اما ایرانیان نگون‌بخت بدون حضور او و گردان زابلی امکان پیروزی نداشتند ظاهراً اگر زابلیان در پیکار هم بی‌طرف می‌شدند جوّ روانی بر ضد ایرانیان بود و منجر به تضعیف روحیه جنگجویان می‌شد این بود که ایرانیان شانس بزرگی آوردند، پیران توافق ضمنی را با رستم نقض نمود و فردای جنگ شنگل را برای تحریک نبرد با رستم آماده ساخت:

بدو گفت کای نام‌بردار هند ز بربر به فرمان تو تا به سند
مرا گفته بودی که فردا پگاه ز هر سو به جنگ اندر آرم سپاه
وزان پس ز رستم بجویم نبرد سرش را ز ابر اندر آرم به گرد[۱]

پانویس[ویرایش]

  1. شاهنامه نسخه مسکو. جلد چهارم. جنگ خاقان چین، ص ۲۲۶

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

الگو:کشورهای شاهنامه الگو:جغرافیای شاهنامه