جنگ هفت‌گردان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ هفت‌گردان
Armenia - Close up (5034044461).jpg
اطلاعات کلی
نام جنگ هفت‌گردان
نام‌های دیگر هفت‌پهلوان، هفت‌یل، هفت‌گرد
سالار جنگ رستم
پهلوان اوّل طوس
پهلوان دوّم گودرز
پهلوان سوّم گرگین
پهلوان چهارم زنگه شاوران
پهلوان پنجم خرّاد
پهلوان ششم برزین
پهلوان هفتم گرازه
سایر اطلاعات
مکان جنگ مرزهای توران
علت نبرد جهنان‌گشایی کیکاووس
نتیجه نبرد پیروزی ایرانیان
تلفات نسبتا سنگین

جنگ هفت‌گردان (هفت‌یل) سرآغاز تهاجم ایرانیان به رهبری کیکاووس به مرزهای توران است به عبارتی پس شکست خفت‌بار جنگ پشنگ این کیکاووس است که می‌خواهد کین پادشاهان گذشته چون نوذر را از تورانیان بستاند. البته در جنگ هفت‌گردان ایرانیان بیشتر متکی به قوای جسمانی رستم جهان‌پهلوان که پس از سفر موفقیت‌آمیز هفت‌خوان و نجات کیکاووس از چاه مازندران است. به همان اندازه که رستم سرآمد پهلوانان گشته به همان اندازه هم افراسیاب از او وحشت دارد. کیکاووس عنان امور جنگ را به او سپرده است:

جهان پهلوانی به رستم سپردهمه روزگار بهی زو شمرد

هفت‌گردان شاهنامه[ویرایش]

هفت‌گردان ممکن است اشاره به هفت کشور ایرانی باشد که فرمانروایان آنها به همراه جنگجویان خویش وارد عرصه پیکار با تورانیان شده‌اند بدین سبب کنایه از هفت‌گردان ( هفت‌یل) هفت لشکر جنگجوی ایرانی اعم از اقوام و قبایل متعدد در معیت کیکاووس است. کیکاووس جوان هنوز صاحب هیچ اولادی نیست فقط پس از جنگ مازندران اتفاق ناگواری که برای او پیش آمد به تحریک دیو دژخیم خواست تا به آسمان‌ها رود ولی در پروازش به سرزمینی فرو افتاد به نام بیشهٔ چین. از آن واقعه کیکاووس بسیار نادم گشته ظاهرا توبه‌اش قبول شد فرّهٔ‌ایزدی به سیمایش باز گشت و همه مهتران دوباره نزد او کهتر شدند و طوق طاعت بر گردن آویختند.

سالار همه پهلوانان رستم است که هنوز جوان است و صاحب هیچ فرزندی نیست. بنابر این نخستین اتحاد اقوام و قبایل ایرانی علیه افراسیاب تورانی همین جنگ هفت‌گردان است. بجز کیکاووس همه در فتح شهر تورانی بنام نوند حضور دارند. رستم جشن پیروزی در این شهر که دارای آتشکده‌ای بزرگ و کاخ‌های بلند است بپا کرده همه سپهبدان ایرانی با سپاهیانشان در این سور شرکت دارند. شکار و چوگان بید و نبید میگساری و همه رنگ عیش و نوش بر قرار است.[۱]

روزی گیو در حال مستی به رستم گفت چه خوب است به دشت توران شویم و در نخچیرگاه افراسیاب شکاری بکنیم، رستم نیز پیشنهاد او را پذیرفت همه از پل مرزی عبور وارد نخچیرگاه افراسیاب شدند. هجوم بلامنازع ایرانیان به اراضی توران نشان از قوهٔ نظامی ایرانیان و ضعف دولت توران است. هفت روز در شکارگاه توران به شکار و تفرّج گذشت روز هشتم رستم به پهلوانان یا به تعبیر شاهنامه گرزداران مردم‌کش گفت بی‌گمان افراسیاب از حضور ما آگه خواهد شد بهتر است طلایه‌ای بر سر راه بگماریم:

بباید طلایه به ره بر یکیکه چون آگهی یابد او اندکی
بیاید دهد آگهی از سپاهنباید که گیرد بد اندیش راه
گرازه به زه بر نهاده کمانبیامد بر آن کار بسته میان [۲]

گرازه نگهبانی از دشت توران را بر عهد گرفت و طبق پیش‌بینی رستم افراسیاب از هجوم هفت‌پهلوان آگاه شده با سران و اسپهبدان خویش گفت اگر موفق شویم این هفت‌یل را کشته یا به چنگ آوریم آن زمان عرصه را بر کیکاووس تنگ کرده‌یم. به زعم شاهنامه افراسیاب با سی‌هزار جنگجو به دشت نبرد تاخت و گرازه چون درفش سپاه توران را بدید به رستم که در اوج مستی میخوارگی بود خبر آورد. رستم هیچ اعتنایی به یورش نکرد خندید گفت پیروزی با ماست. رستم، طوس و زواره مشغول میگساری جام بر جام زدن شدند آنگاه همه برخاسته آمادهٔ نبرد سنگین شدند.

فرماندهی افراسیاب[ویرایش]

گیو زودتر از همه با سپاه افراسیاب مواجه گشت و مانند شیری که طعمه گم کرده باشد به هر سو تاخت بسی از دشمنان را هلاک یا متواری ساخت. افراسیاب که قبلا آوازهٔ رستم را شنیده بود بیشتر نگران او بود و عقیده داشت اگر رستم هلاک گردد پیروزی بر ایرانیان حتمی خواهد بود به همین خاطر در جای امنی صحنه پیکار را نظاره می‌کرد ولی نا امید از رزم تورانیان بود به پیران سالار جنگ گفت در این نبرد همه روباه شدید الکوس نام‌آور کجاست.

الکوس بی‌درنگ با گردانش وارد پیکار شد به گمان اینکه زواره رستم است سوی او تاخت چنان جنگید عاقبت زواره را از اسب انداخت و پیاده شد تا سر از بدندنش جدا کند که نعره رستم او را هراسان ساخت و فهمید که صاحب نعره رستم است به زین پرید تا فرار کند اما ناچار با رستم پیکار کرده جانش را از دست داد. او نیزه‌ای به رستم زد اما به جوشن کارگر نشد سپس رستم نیزه‌ای زده او را از اسب بالا کشید و بر زمین زد که همه تورانیان با مشاهده این صحنه ترس و بیم در دلشان افتاد. به قول شاهنامه میدان نبرد چنان از اجساد پر گشت که جای پا نهادن نبود.

هدف رستم پس از کشتن الکوس افراسیاب شد و به رخش گفت در تعقیب افراسیاب سستی نکن تا من بتوانم شاه توران را بی‌جان کنم. با تاخت رستم افراسیاب نیز بر بادپایی سوار، فرار را بر قرار ترجیح داد، لیکن کمندی که رستم انداخت به دام نیافتاد از مهلکه جان بدر برد. جنگ هفت‌گردان بدین صورت به پیروزی ایرانیان ختم شد و نامه‌ای برای کیکاووس ارسال شد در آن قید شده بود از آن ترکان بسی کشته و خسته شد فقط از ایرانیان زواره از اسب افتاد و بس.

پانویس[ویرایش]

  1. در میهمانی از می بابلی سخن می‌رود و این بدان معنی است که کشور بابل در آن دوران واجد صنعت شراب‌سازی بوده است
  2. شاهنامه نسخه مسکو. جلد دوم. کیکاووس، ص ۹۷

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

الگو:کشورهای شاهنامه الگو:جغرافیای شاهنامه