خوشحالی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از خوش‌حالی)
پرش به: ناوبری، جستجو
نام آشنا ترین سمبل خرسندی

خوشحالی ، خرسندی و یا شادی یک حالت روانی است که در آن فرد احساس عشق ، لذت ، خوشبختی و یا شادی می‌کند.مسائل مختلفی هچون مسائل زیستی، روان شناختی و یا دینی برای تعریف و دلیل خرسندی آورده شده‌است. دانشمندان دریافته‌اند که شادی و خوشحالی سبب تقویت سیستم دفاعی بدن و همچنین سیستم اعصاب انسان می‌شود.[۱]

تحقیقات نشان داده‌است شادی رابطهٔ مستقیمی با مسائلی همچون روابط و تعاملات اجتماعی، وضعیت فرد از نظر داشتن شریک زندگی، کار، درآمد و حتی نزدیکی به انسان‌های شاد دارد. فیلسوفان و متفکران مذهبی شادی را واژه‌ای برای یکی زندگی خوب و یا موفق و نه صرفاً یک احساس تعریف می‌کنند.

در ایران[ویرایش]

یک نظرسنجی که توسط موسسه گالوپ در سال ۲۰۱۳ انجام شده حاکی از آن است که ایرانیان دومین مردم ناشاد در دنیا هستند.بنا به گزارش منتشر شده از این نظرسنجی، عراق نخستین کشور جهان در این فهرست است.بعد از عراق و ایران، کشورهای مصر، یونان و سوریه قرار دارند.[۲]

در دین اسلام[ویرایش]

شادی، فرح و سرور در آیات قرآن کتاب مقدس مسلمانان و روایات شیعه در هر دو مورد مثبت و منفی آمده است. گاهی خوشحالان و شادی کنندگان را از محبت خدا خارج می داند، و گاهی بر خلاف آن، به سرور و شادی امر می کند. گاهی شادی صفتی برای قارون و جهنمیان، و گاهی صفتی برای شهدا و بهشتیان به حساب آمده است.

بنابراین، نمی‌توانیم خود شادی و خوشحالی را درست یا نادرست بدانیم. بلکه سبب و علت شادی باعث خوب بودن یا بد بودن آن می شود. یعنی "پاسخ این سوال که چرا و از چه چیزی شاد می شویم؟" درستی یا نادرستی شادی را مشخص می کند؛ علاوه بر این، گاهی نتیجه شادی و خوشحالی، جایگاه و درستی یا نادرستیِ شادیِ قبلی را معلوم می کند. مثل شادی که باعث تمسخر شود، شادیِ بد محسوب می شود و حرام است. همینطور که برخی روایت ها، به نتیجه شادی اشاره می کند و می آورد: «شخصی که باعث سرور مؤمن شود، دین و قرض او را ادا کند، طعامی به او دهد، ناراحتی اش را بزداید، و ... در واقع خدا و رسول او را شاد کرده است.»[۳]

البته اگر احساس شادی و شاد بودن، غیر ارادی باشد، که هرچند دلیلِ آن ارادی است، اما به این خاطر که خودِ این احساس، بدون قصد برای انسان به وجود می آید، جزء اصل "مالایطیقون شده"، و زیرمجموعه حدیث رفع قرار می گیرد.[۴] و از جمله: "به وسوسه در آفرینش اندیشیدن"، و "رشک ورزیدن تا زمانی که بر زبان یا دست جاری نشود"، می شود که غیر ارادی هستند. و در فقه اسلامی حرام و ممنوع نمی‌باشند.

پس خودِ شادی که می تواند تکلیف حرمت یا وجوب یا استحباب یا جواز داشته باشد، خوشحالی است که از درون انسان خارج شده باشد.

شادی بد[ویرایش]

در این آیه شادی صفتی بد شمرده شده است: «إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَی فَبَغَی عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لاَ تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لاَ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ: قارون از قوم موسی بود و بر آنان ستم کرد، و از گنجینه‌ها آن قدر به او داده بودیم که کلیدهای آنها بر گروه نیرومندی سنگین می‌آمد. آنگاه که قوم وی بدو گفتند شادی مکن که خدا شادی‌کنندگان را دوست نمی‌دارد.»[۵] آین آیه به صراحت و البته از قول مردم می گوید خداوند خوشحالان و شادی کنان را دوست ندارد.

همچنین این آیه: «إِذِ الْأَغْلاَلُ فِی أَعْنَاقِهِمْ وَ السَّلاَسِلُ یُسْحَبُونَ * فِی الْحَمِیمِ ثُمَّ فِی النَّارِ یُسْجَرُونَ * ثُمَّ قِیلَ لَهُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ تُشْرِکُونَ * مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَلْ لَمْ نَکُنْ نَدْعُو مِنْ قَبْلُ شَیْئاً کَذٰلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ الْکَافِرِینَ * ذٰلِکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ بِمَا کُنْتُمْ تَمْرَحُونَ: در آن هنگام که غلها و زنجیرها بر گردن آنان قرار گرفته و آنها را می‌کشند. * و در آب جوشان وارد می‌کنند، سپس در آتش دوزخ افروخته می‌شوند! * سپس به آنها گفته می‌شود: کجا هستند آنچه را شریک خدا قرار می‌دادید؟ * همان معبودهائی را که جز خدا پرستش می‌کردید؟ آنها می‌گویند: همه از نظر ما پنهان و گم شدند، بلکه ما اصلاً قبل از این چیزی پرستش ‍ نمی‌کردیم! اینگونه خداوند کافران را گمراه می‌سازد! * این به خاطر آن است که به ناحق در زمین شادی می‌کردید و از روی غرور و مستی به خوشحالی می‌پرداختید».[۶] این آیه به دلیل شادیِِ بد اشاره می کند، و فرح و مرح (افراط در خوشحالی) را در حدی ناپسند می داند که عذاب وحشتناکی در پی آن آمده است.[۷] و یا لااقل شادی نتیجه گمراهی و «یُضِلُّ اللَّهُ الْکَافِرِینَ» است. در هر صورت شادی کردن باعث گمراهی یا عذاب بیان شده، و بنابراین "شادیِ بد" شمرده می شود.

شادی خوب[ویرایش]

اما آیه: «وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ * فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ...: هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده‌اند مردگانند، بلکه آنها زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. * آنها بخاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به آنها بخشیده است خوشحالند...».[۸] شادی حالتی برای شهدا بیان شده که به خاطر فضل پروردگار، در آنها ایجاد شده است. بنابراین در مکان مثبت، آن هم صفتی برای بهشتیان به کار رفته است.

همچنین این آیه: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَ هُدًی وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ * قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذٰلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ» مرحوم علامه طباطبایی برای معنای آیه می گوید: آن موعظه، و شفاء ما فی الصدور، و هدایت که خدای تعالی به عموم انسانها تفضل کرده، و آن رحمت که به خصوص مؤمنین داده و آنان را به زندگی طیب رسانیده، سزاوارتر است به اینکه مردم به داشتن آنها "فرح و سرور" داشته باشند؛ تا این اموالی که برای خود جمع می کنند. یعنی آیه اولاً به سبب شادی اشاره می کند: 1. شادی که به خاطر رحمت و فضل خداست؛ 2. شادی که به خاطر ثروت اندوزی و جمع کردن اموال حاصل می شود. و ثانیاً با تأکید بیان می کند که شادیِ مثبت خوشحالی است که به خاطر فضل و رحمت خدا باشد.

از احادیث شیعه نیز: روایت کافی و تهذیب الاحکام است که می گوید: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مِنْ أَحَبِّ الْأَعْمَالِ إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَی الْمُؤْمِنِ...: امام صادق علیه السلام فرمودند: از جمله دوست ترین اعمال نزد خدای عزوجل شادی رسانیدن به مؤمن است»[۹] بنابراین، علاوه بر شاد بودن، شادی رساندن هم از بهترین کارها محسوب می شود.

ضرورت ایجاد شادی در جامعه[ویرایش]

مردم شادی می خواهند ؛ کمیل روحانی / روزنامه شرق

منابع[ویرایش]

  1. Set Cookies
  2. «چرا ایران 'دومین کشور ناشاد جهان' است؟». ۱۶ خرداد ۹۳. 
  3. رک: کافی، ج2، ص188، باب ادخال سرور
  4. اصول الکافی، کلینی، ج۲، ص۴۶۳
  5. سوره قصص، آیه 394
  6. سوره غافر، آیات 71 تا 75
  7. ترجمه تفسير الميزان، ج17، ص534
  8. سوره آل عمران، آیه 72
  9. کافی، مرحوم کلینی، ترجمه مصطفوی، ج3، باب ادخال سرور، ح6
  • مقدمه ای بر فقه شادی، محمد مهدی محب الرحمان، نشریه حریم امام، شماره 151، 18 دی 1939