خط (نوشتار)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

خَط یا دبیره هنر یا وسیله‌ای برای ثبت و نوشتن ذهنیات و تفکرات با استفاده از علائمی است که به چشم آشنا باشد و دیده شود. جاحظ می‌گوید: خط زبان دست است و حافظ افکار و آثار.[۱]

در واقع، بشر از زمانی که خواست آنچه را می‌اندیشد نقش کند، قدم به دنیای خط و نگارش نهاد.[۲][۳]

خط‌هایی که امروزه مورد استفادهٔ مردم دنیا قرار دارند عبارت اند از:

  1. لاتین (انگلیسی): Latin
  2. سیریلیک (روسی): Кириллица
  3. پارسی : iran ایران
  4. یونانی: Ελληνικά
  5. گرجی: ქართული (شامل آسومتاورولی، نوسخوری و مخدرولی)
  6. ارمنی: Հայերեն
  7. چینی: 汉字
  8. کانا (ژاپنی): 仮名 (شامل کانجی، هیراگانا و کاتاکانا)
  9. هانگول (کره‌ای): 한글
  10. عربی: العربیة
  11. عبری: עברית
  12. برهمایی (هندی): हिन्दी
  13. گعز (اتیوپیایی): ግዕዝ
  14. تهانا: ތާނަ
  15. کانادایی

جهت نگارش انواع خط[ویرایش]

  • از چپ به راست: لاتین، سیریلیک، یونانی، گرجی، ارمنی و اتیوپیایی و همچنین مصری، سانسکریت و اسلاوی
  • از راست به چپ: فارسی و عبری و همچنین کلدانی، آسوری، عربی، ترکی و تاتاری
  • از بالا به پائین: چینی و ژاپنی سطور از بالا به پائین و حروف از راست به چپ
  • از پائین به بالا: مکزیکی

لازم به یادآوری هست که کهن‌ترین نوشته‌ها معمولاً از «راست به چپ» و سپس از «چپ به راست» نوشته شده‌است. حتی درآغاز نوعی روش شیار گونه نیز متداول بوده‌است.[۳] در یونان قدیم، نوعی نگارش بوده که ابتدا از راست بچپ می‌نوشتند و چون به انتهای سطر می‌رسیدند از چپ براست می‌نوشتند و باهمین ترتیب تا آخر پیش می‌رفتند.[۲]

تاریخ خط[ویرایش]

در قدیم یک سلسله و علایمی وجود داشت که تا حدی به حفظ خاطره‌ها و اموری که باید حفظ شوند، کمک می‌کرد، نظیر: چوب‌خط‌های کوچک آلمانیهای قدیم یا ریسمان‌های گره‌خوردهٔ مردمان پرو از زمان اینکاها یا گردن بندهای صدفی قوم ایروکوا به نام وامپون و بالاخره چوب‌خط‌های استرالیایی‌ها؛ و برخی از دانشمندان ایرانی‌ها و تمدن سیلیرک را اولین مخترعان خط می‌دانند.

خط تصویری[ویرایش]

خط تصویری (به انگلیسی: Pictogram) مرحله دوم از مراحل اساسی خط است در این مرحله برای اظهار یک فکر، صورت آن را می‌کشیدند، مثلاً برای نوشتن یک حیوان، شکل آن را می‌کشیدند.[۴] شاید احتیاج به حفظ خاطره‌ها و ثبت اندیشه‌ها، نخستین محرک پیدایش خط در بین اقوام ابتدایی بوده‌است. چراکه انسان اولیه برای حفظ اموری که می‌خواست سال‌های دراز باقی بماند، ابتدا به رسم شکل و صور آن‌ها پرداخت و تصویرهای واقعی را برای ارتباط کتبی ترسیم کردو از این تصویرنگاری، خط تصویری آغاز شد. تعداد فراوان تصویرها و عدم امکان نقش کردن مسائل عاطفی، کمبودهای این روش نگارش بود.

خط اندیشه نگار[ویرایش]

روش تصویرنگاری در ابتدا به رسم صورت اشیاء می‌پرداخت، اما بعدها کم‌کم تصویرها شکل ساده‌تر و نمادین تری به خود گرفتند و برای مفاهیم عاطفی نیز، علائمی قراردادی وضع شد. بدین ترتیب، بشر توانست با تصویر اشیایی شبیه به اندیشه‌ها، به نمایش اندیشه نیز اقدام کند، مثلاً نقش دو پا نشانه راه رفتن و چشم اشک آلود نشانه اندوهگینی بود. این طریق نمایش اندیشه، در تاریخ خطوط، خط اندیشه نگار (به انگلیسی: Ideogram) نام دارد.

در دنیای قدیم ما به چهار نوع خط اندیشه نگار برمی‌خوریم به شرح زیر:

خط واژه‌نگار[۵][ویرایش]

نارسایی روش اندیشه‌نگاری موجب شد که در کار نگارش طریق دیگری پیش آید که بستگی بیشتر با زبان داشته باشد، یعنی بستگی با اصواتی که چون گوش آن‌ها را شنید، معانی آن‌ها را درک کند. در این روش، واژه‌ها با علایمی نمایش داده می‌شوند که ربطی با اصوات مزبور نداشتند، ولی در عوض این ویژگی را داشتند که وقتی چشم آن‌ها را می‌دید، زبان الفاظی را قرین این علامات کند.

خط آوانگار[۶][ویرایش]

با بکار بستن علایمی که شکل واژه‌های آن جناس لفظی با واژه‌های بیانگر معانی آن‌ها دارد، خط به مرحلهٔ هجایی کشانیده شد. در این مرحله، هر هجا با علامتی ویژه همراه است.

خط الفبایی[۷][ویرایش]

با پیشرفت نمایش هجایی خط کم‌کم روش الفبایی خط به وجود آمد. در روش سیلابی، با تجزیهٔ هجاها و نمایش مجزای هر یک از آنها، مطلب شکل تحریری به خود می‌گیرد.

خطوط باستان[ویرایش]

خطوط اصلی باستان (به ترتیب الفبایی) شامل: خط اوستایی - خط پهلوی - خط چینی - خط عبری - خط فنیقی - خط میخی - خط هیروگلیف مصری می‌شود.

خط اوستایی[ویرایش]

خط اوستایی، برای نگارش کتاب دینی زرتشتیان به کار رفته و برمبنای خط پهلوی ساسانی اختراع شده‌است. این خط آوانگار بوده و با ۵۳ یا ۵۸ علامت واکه و همخوان از قابلیت نگارش بسیار بالایی برخوردار است. از راست به چپ نوشته می‌شود و به نام‌های دین دبیره، دین دبیریه، دین دفیره و … هم نامیده می‌شود.

از نخستین سده‌های اسلامی چون زبان و خط پهلوی حالت رسمی خود را از دست داد مشکلات آن بیشتر عیان شد و برای سهولت در خواندن متون پهلوی آن را به الفبای اوستایی برگرداندند و این نحوه نگارش پازند نامیده می‌شود. در دوره زبان‌های ایرانی میانه خطی که مانی در آثار خود به کار برده‌است نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. مانی خط را بر مبنای خط سریانی ابداع کرد که نسبت به خط پهلوی از امتیازات بیشتری برخوردار است و در آن موازین زیباشناختی خطی مراعات شده‌است.

خط پهلوی[ویرایش]

پس از دوران هخامنشی، در دوره کوتاه مدت اسکندر و سلوکیها، زبان و خط یونانی در مراسلات رسمی و اداری به کار رفت تا این که در زمان اشکانیان، خط پهلوی اشکانی برای نوشتن زبان پهلوی اشکانی، بر مبنای خط آرامی پایه‌ریزی شد و سپس خط پهلوی ساسانی در همین راستا به وجود آمد که هرکدام گونه‌های کتیبه‌ای و تحریری دارند. این خطوط صامت نگار هستند و حتی تعداد علامت‌ها نسبت به الفبای آرامی نیز کمتر است و همین موضوع مشکلاتی را برای خواندن زبان پهلوی ایجاد می‌کند. این خطوط از راست به چپ نوشته می‌شوند.

خط چینی[ویرایش]

چینی‌ها ابتدا با رسم اشکالی آغاز نگارش کردند، به علت نارسایی علامات موجب شد که بعدها ترکیباتی بسازند و با آن ترکیبات به بیان اندیشه‌های خود بپردازند. این ترکیبات گرچه تصویرکنندهٔ اندیشه‌های آنان بود، ولی در انتقال مقاصد آن‌ها کاملاً موفق نبود. تا آنکه چینی‌ها با پدیدآوردن علاماتی که بیشتر تکیه بر اصوات می‌کرد، بنوعی خط صوت نگار دست یافتند. این خط صوت نگار گرچه از حیث آنکه با زبان بستگی داشت و در مرحله‌ای جلوتر از خط قدیم بود، ولی از آنجا که هر حرف می‌توانست نمایشگر اصوات مختلف چندی باشد دارای نقص بسیار بود. چینی‌ها برای رهایی از این نقص، یعنی نمایش معنی حقیقی هر علامت از علائمی اندیشه نگار به نام کلید استفاده کردند و هر کلید مبین یک نوع اندیشه بود. دانشوران چینی بعدها بیک نوع خط تندنویسی دست یافتند که نمونه خط ژاپنی شد.

چند نمونه از سیر تحول خط تصویرنگار چینی:[۸]

Archaic Seal script Traditional Modern Simplified Pinyin Gloss Archaic Seal script Traditional Modern Simplified Pinyin Gloss
Ren arch.png Ren sigil.png rén مرد U5973-radical-38 early-form.svg Nuu sigil.png زن
Zi arch.png Zi sigil.png کودک Ri arch.png Ri sigil.png خورشید
Chuan arch.png Chuan sigil.png chuān رودخانه Yu arch.png Yu sigil.png باران
Ma arch.png Ma sigil.png اسب Niao arch.png Niao sigil.png niǎo پرنده
Gui arch.png Gui sigil.png guī لاک‌پشت Long arch.png Long sigil.png lóng اژدها

خط عبری[ویرایش]

خط عبری نیز که سابقه زبانی آن به سده چهارم پیش از میلاد می‌رسد از اصل آرامی نشات گرفته‌است. عموم یهودیان جهان خط عبری را برای نگارش آثار خود به کار می‌گیرند.

خط فنیقی[ویرایش]

هم‌زمان با تکامل تدریجی خطوط میخی و در هزاره دوم پیش از میلاد خط دیگری در سرزمین فنیقیه پا به عرصه وجود می‌گذارد و آن خط هیروگلیف هیتیتی است که به خط فنیقی شهرت دارد. قدیمی‌ترین نمونه این خط در کاوش‌های شهر گوبله، از شهرهای فنیقیه باستان (حوالی سوریه کنونی) که یونانیان آن را بیبلوس می‌نامیدند، به دست آمده‌است. شهر بیبلوس در میان یونانیان، به عنوان داشتن بهترین پاپیروس‌ها، شهرت داشت و مرکز مهم بازرگانی مصر و یونان بود. چون یونانیان وسایل نوشتن خود را از این شهر بدست می‌آورند نام بیبلوس در نزد آن‌ها به معنی کتاب گرفته شده که بعدها «Bible» مفهوم کتاب دینی تورات و انجیل را یافت.[۹]

الفبای فنیقی با ۲۲ علامت خطی که تنها صامت‌ها را نشان می‌داد، از راست به چپ نوشته می‌شد. به‌نظر خط شناسان، نشانه‌هایی از خط مصری باستان و خطوط تصویری را در الفبای فنیقی می‌توان یافت. این خط برخلاف خط هیروگلیف که در انحصار کاهنان بود یا خط میخی که تنها طبقه دبیران با آن سرو کار داشتند، به راحتی در دسترس عامه قرار گرفت. فراگرفتن این خط آسان بود و کتابت و نوشتن با آن نیز بسیار آسان بود، بنابراین استفاده از آن گسترش زیادی یافت.

می‌توان گفت که فنیقی‌ها نخستین کسانی بودند که افتخار کشف الفبای حقیقی را دارند. با پیدایش این خط سایر خطوط جز خط چینی، از قلمرو نویسندگی خارج شدند. این خط در آسیای غربی نفوذ یافت و جایگزین خط میخی شد. از طریق قوم آرامی، الفبای فنیقی در مصر و عرب و میان‌رودان تا هند بسط یافت و همچنین به غرب (اروپای امروز) که هنوز دارای خط و کتابت نبود راه یافت. این کار از طریق یونان انجام گرفت که با فنیقی‌ها ارتباط بازرگانی داشتند. الفبای یونانی و رومی از الفبای فنیقی پدید آمده‌است و از آنجا که الفبای سایر کشورهای اروپایی مشتق از این دو الفباء می‌باشد، می‌توان گفت که مبدأ خطوط ملل اروپایی، فنیقی است. اصول این خط بعدها با اختراع علائمی برای نشان دادن حروف مصوت به وسیلهٔ یونانی‌ها کامل شد. یونانیان این علائم را با اسم سامی آن که نماینده دو حرف اول آن بود، «آلفا بتا» نامیدند و برای استفاده خود تغییراتی در آن دادند. مصوت‌ها را وارد خط ساختند و خط صامت نگار را به آوانگار تبدیل کردند. جهت نگارش را نیز تغییر دادند و از چپ به راست نوشتند. گونه‌ای از خط یونانی را، یونانیان مهاجر با خود به روم بردند و در آنجا بر این مبنا، الفبای لاتینی به وجود آمد که زبان‌های گوناگون اروپا بدان خط نوشته شد. بخشی از اروپای شرقی که به کلیسای دوم وابسته بودند، الفبای لاتینی را برای نگارش برگزیدند، مانند لهستانیها، چک‌ها و کروات‌ها.

در سده نهم میلادی کشیشی از کلیسای بیزانس به نام سیریل با ترکیبی از الفبای یونانی و رومی خطی را برای نگارش زبان اسلاوی به وجود آورد. گونه‌ای تعدیل شده از این الفبا که سیریلیک نامیده می‌شود برای نگارش زبان روسی و دیگر زبان‌های هم جوار به کارمی رود.

الفبای فنیقی به نوعی شبه قاره هند را نیز درنوردید. دانشمندان، خط برهمایی هند را از فرزندان همین خط می‌دانند که زبان سنسکریت و دیگر زبان‌های هندی با آن نوشته می‌شود. متون دینی بودایی به زبان خُتَنی (سکایی) که یکی از زبان‌های ایرانی شرقی دوره میانه است به خط برهمایی نوشته شده‌است.

خط میخی[ویرایش]

خط میخی،[۱۰] اصلی اندیشه نگار داشت و در همه کشورهای آسیای غربی بکار می‌رفت. اکثر صاحبنظران خط و زبان‌های باستانی بر این باورند که منشأ پیدایش خط از بین‌النهرین و سرزمین سومر بوده‌است و کهن‌ترین اقوامی که در بین‌النهرین خط میخی را بکار برده‌اند، سومریان هستند. سومریان چون مصری‌ها و چینی‌ها، از نخستین اقوامی هستند که تمایل به ضبط گفتار و اندیشه‌هایشان داشتند. کاتبان سومری با ابداع خط میخی تصویری جامعه بشری را از دوران مجهول و تاریک ماقبل تاریخ وارد مرحله تاریخی کردند. آن‌ها با ابداع خط میخی دوره‌ای را آغاز کردند که به عنوان آغاز خط‌نویسی شهرت دارد.

گرچه پیدایش خط و کتابت نخستین بار در نیمه دوم هزاره چهارم پیش از میلاد، در جنوب بین‌النهرین و توسط کاتبان و دبیران سومری محقق شد، اما گسترش و تکامل آن به آغاز هزاره سوم پیش از میلاد برمی‌گردد. برخی حتی بر این نظرند که خط هیروگلیف مصری، هم‌زمان و برگرفته از خط تصویری سومری به وجود آمده‌است.[۱۱]

سومریان، کهن‌ترین ساکنان شناخته شده جنوب بین‌النهرین - قومی متمدن و پیشرفته بودند. آنان از نژاد سامی نبودند و با عنوان ساکنان غیرسامی بین‌النهرین از ایشان یاد می‌کنند. برخی این احتمال را می‌دهند که از کنار دریا به این منطقه مهاجرت کرده باشند. رد پای آن‌ها از اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد در میان‌رودان دیده می‌شود. علم نجوم، تقسیم ساعت به ۶۰ دقیقه و دقیقه به ۶۰ ثانیه، مسائل هندسی و اوزان، میراث‌های گرانبهایی هستند که این قوم برای آشوری‌ها و بابلی‌ها بر جای گذاشتند. سومری‌ها چون پیوندی با همسایگانشان نداشتند از میان رفتند یا جذب اقوام سامی شدند.[۱۲]

خط میخی و خط هیروگلیف علاوه بر تفاوت‌های ظاهری، در ابزار و نحوه نوشتن نیز با هم تفاوت داشتند. خط هیروگلیف با قلم نی و مرکب بر روی پاپیروس نگاشته می‌شد، درحالی که برای نوشتن خطوط میخی نیاز به لوحه‌های گلی نرمی بود که با قلم چوبی برآن می‌نگاشتند و سپس لوحه را می‌پختند. اولین یافته‌های نگارشی بشر که به صورت الواح گلین برجای مانده متعلق به تمدن‌های بین‌النهرین است.

همزمان با پیشرفت خط سعی دیگری نیز به عمل آمد و آن توسعه محل و مواد نوشتن بود. قبل از پیدایی کاغذ از سنگ و فلزات استفاده می‌کردند و غیر از سنگ و فلزات از پوست درختان و جانوران نیز استفاده می‌شد، ولی گرانی قیمت این دو پوست موجب شد که در مصرف آن اقتصاد بورزند و نتیجه این صرفه‌جویی اقتصادی، یکی فشردگی در نوشتن بود و دیگر استفاده از علائم اختصاری و همچنین تراش پوست و استفاده مجدد از آن بود.

خط میخی ایلامی[۱۳]

از خط میخی سومری نخستین خط میخی ایلامی منشعب می‌شود که برای نگارش زبان ایلامی به کار می‌رود که جزو زبان‌های منفرد است. در واقع کمی بعد از پیدایش خط میخی تصویری سومری و بابلی، ساکنان منطقه شمالی دشت خوزستان و کوهپایه‌های زاگرس نوع دیگری از خط میخی تصویری را بکار بردند که به خط ماقبل عیلامی (پروتوعیلامی)[۱۴] مشهور شد. پروفسور «والتر هینتس» می‌نویسد:

در ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد وقتی که سومری‌ها خط تصویری را به عنوان بهترین وسیله برای مکاتبات خود اختراع کردند این ابداع به سرعت به همسایگان عیلامی آن‌ها رسید. صرفنظر از اختلاف در جزئیات، تردید نباید کرد که خط تصویری عیلامی بر مبنای سرمشق سومری تدوین شده‌است. این خط به سرعت گسترش یافت و تقریباً هم‌زمان در شمال شرق کاشان (میان تهران و اصفهان) و در شرق دور و جنوب در کرمان ظاهر شد.[۱۱]


خط میخی اکدی[۱۵]

خط میخی اکدی (بابلی) نیز از شاخه‌های خط سومری است. خط میخی نه تنها در میان‌رودان که درگستره وسیعی رواج یافت. در آسیای صغیر و میان‌رودان شمالی و در میان هیتی‌ها، هوری‌ها، اورارتورها، لولوبی‌ها و کاسی‌ها وغیره.[۱۲]

خط میخی هخامنشی[۱۶]

خط میخی کتیبه‌های فارسی باستان دوره هخامنشی[۱۷] از روی خط میخی بابلی و ایلامی درست شده‌است که نسبت به آن‌ها نشانه‌های ساده‌تر و کمتری دارد. خط میخی زبان فارسی را می‌توانیم صورت تکامل یافته خطوط میخی دیگر بدانیم که حروف هجایی در آن هستند (یعنی واکه به همراه هم‌خوان). به همین دلیل بسیاری آن را بسیار نزدیک به خطوط هجایی می‌دانند. این خط از چپ به راست نوشته می‌شد.

خط هیروگلیف مصری[ویرایش]

نمونه‌ای از هیروگلیف مصری بر روی قطعه‌ای از پاپیروس

خط هیروگلیف مصری، در ادامه خط اندیشه نگار، وارد عرصه نگارش شد. گستره انتشار آن بیشتر در مصر و در دست کاهنان بود. یونانیان این نام را بدان بخشیدند که در زبان یونانی به معنی «نوشته نشانه‌های مقدس» است، آنها، این خط را اعجاب‌آور و پر از رمز و راز پنهانی کاهنان مصر می‌دانستند.

سابقه خط هیروگلیف را تا هزاره چهارم پیش از میلاد نیز می‌توان پیش برد. خط هیروگلیف را بر پاپیروس می‌نوشتند. پاپیروس از ساقه‌های فشرده نوعی نی به همین نام به دست می‌آمد و از اجداد کاغذ است، به‌نظر می‌رسد کلمات paper و papier در زبان‌های غربی از این واژه گرفته شده‌اند.

مصریان نخستین مصرف‌کنندگان پاپیروس بودند و نوشت‌افزار آن‌ها نیز نوعی قلم از نی بود که آن را در مرکب سیاه یا قرمز فرو می‌بردند. این خط معمولاً افقی و از راست به چپ نوشته می‌شد و به ندرت از چپ به راست و گاهی نیز از بالا به پایین نوشته می‌شد. هیروگلیف، خط اندیشه نگار کامل نیست و در آن عناصر صوتی و الفبائی بیشتر وجود دارد. همچنین تصویر انسان‌ها و حیوانات در این خط احتمالاً مربوط به آغاز خط است.[۱۲]

قدمیترین نمونه خط هیراتیک که یک متن پزشکی است. مربوط به ۱۶۰۰ قبل از میلاد مسیح

با پیدایش پاپیروس، خط هیروگلیف در مصر تحول می‌یابد و به سادگی می‌گراید و خط هیراتیک (دینی، باصلابت) از آن پدید آمد که با بهم ریختگی آن نوعی خط تندنویسی به نام خط دموتیک یا خط عامیانه از آن به وجود می‌آید. مرحله بعدی خط، خط میخی است.

خطوط امروزی[ویرایش]

خطوط اصلی امروزی شامل: خط سیریلیک - خط لاتین - خط ارمنی - خط گرجی - خط عربی است.

سیریلیک[ویرایش]

لاتین[ویرایش]

ارمنی[ویرایش]

خط گرجی[ویرایش]

کتابی به زبان گرجی، نوشته شده با الفبای کنونی گرجی

خط گرجی مخصوص نوشتن زبان گرجی و دیگر زبان‌های کارتولی است و شامل سه الفبای هم ارز است که عبارت اند از: آسُمْتاوْرولی، نوسْخوری و مْخِدْرولی، که امروزه فقط مخدرولی مورد استفاده رسمی و وسیع قرار دارد.

قدیمی‌ترین کتیبهٔ کشف شده از زبان گرجی، نوشته شده به نخستین الفبای گرجی یعنی آسومتاورولی و مربوط به سدهٔ یکم پیش از میلاد مسیح است.[۱۸]

خط عربی[ویرایش]

برگی مربوط به یک قرآن، قرن ۱۷–۱۶ میلادی
بالای صفحه: «لااله‌الاالله محمدرسول‌الله» به خط کوفی‌کتیبه
پایین صفحه: ۴ سطر ادعیه بخط محقق‌کتیبه‌ای
عمودی: بخط ثلث‌کتیبه‌ای

می‌توان گفت خط عربی نیز با واسطه خط نبطی از خط آرامی به وجود آمده‌است. خط عربی به اجمال بنابر گفته جرجی زیدان چنین است.[۱۹]

اعراب حجاز مدرکی دال بر خط و سواد داشتن خود ندارند، ولی از اعراب شمال و جنوب حجاز آثار کتابت بسیاری بدست آمده‌است که معروفترین ایشان، مردمان یمن هستند که با حروف مسند می‌نوشتند و دیگر نبطی‌های شمال، که خطشان نبطی است. مردم حجاز که بر اثر صحرانشینی از کتابت و خط بی‌بهره ماندند، کمی پیش از اسلام به عراق و شام می‌رفتند و به‌طور عاریت از خط عراقیان و شامیان استفاده می‌کردند و وقتی به حجاز می‌آمدند، عربی خود را با حروف نبطی یا سریانی و عبرانی می‌نوشتند.

خط سریانی و نبطی بعد از فتوحات اسلام نیز میان اعراب باقی ماند. خط کوفی در کوفه و حیره سریانی و خط نسخ، در مکه و مدینه از خط نبطی اقتباس شده‌اند. گونه‌ای از خط نسخ برای نوشتن آثار زبان خوارزمی که یکی از زبان‌های ایرانی شرقی است به کار رفته‌است. ایرانیان نیز در سده‌های نخستین پس از اسلام با افزودن حروف فارسی به الفبای عربی، خط فارسی را بر مبنای نسخ پایه‌گذاری کردند و سپس خط نستعلیق و خط شکسته و دیگر خطوط ایرانی ابداع شد.

مورخین دربارهٔ شهری که خط از آنجا به حجاز آمده، اختلاف نظر دارند و به قول مشهور خط سریانی از شهر قدیمی انبار به حجاز آمده‌است. برخی نیز می‌گویند مردی به نام بشر بن عبدالملک کندی برادر اکیدر بن عبدالملک فرمانروای دومةالجندل، آن خط را در شهر انبار آموخت و از آنجا به مکه آمده صهباء دختر حرب بن امیه، یعنی خواهر ابوسفیان (پدر معاویه) را به زنی گرفت و عده‌ای از مردم قریش نوشتن خط سریانی را از بشر بن عبدالملک آموختند. هنگامی که اسلام پدید آمد، بسیاری از قریش که در مکه بودند، خواندن و نوشتن می‌دانستند تا آنجا که پاره‌ای گمان کردند حرب بن امیه اول کسی بود که خط سریانی را به حجاز آورد.

بدین ترتیب، پس از آمدن اسلام، عرب‌های حجاز با نوشتن آشنا بودند، ولی عده کمی از آن‌ها نوشتن می‌دانستند که برخی از آنان، از بزرگان صحابه شدند. علی بن ابیطالب، عمربن خطاب و طلحةبن عبیداللّه از این گروه بودند. پس از اسلام، تاریخ خط عربی را می‌توان کاملاً وابسته به کتابت قرآن دانست. در زمان خلفا و پس از آن در زمان بنی امیه، قرآن را بخط کوفی می‌نوشتند و مشهورترین قرآن‌نویس بنی امیه، مردی بود به نام قطبه که بسیار خوش‌خط بود. او خط کوفی را با چهار قلم می‌نگاشت.

در اوائل حکومت عباسیان، خطاط دیگری به نام ضحاک بن عجلان بود که چند قلم بر چهار خط قطبه افزود و پس از او اسحاق بن حماد و دیگران نیز چیزهایی اضافه کردند تا آنکه در اوایل دولت عباسی دوازده قلم خط بشرح زیر معمول بود: ۱- قلم جلیل ۲- قلم سجلات ۳- قلم دیباج ۴- قلم اسطور مار کبیر ۵- ثلاثین ۶- قلم زنبد ۷- قلم مفتح ۸- قلم حرم ۹- قلم مد مرآت ۱۰- قلم عمود ۱۱- قلم قصص ۱۲- قلم حرفاج.

در زمان مأمون نویسندگی اهمیت پیدا کرد و نویسندگان در نیکو ساختن خط به مسابقه پرداختند و چندین قلم دیگر به نام قلم مرصع، قلم نساخ، قلم رقاع، قلم غبارالحلیه، قلم ریاسی[۲۰] پدید آمدند. در نتیجه، خط کوفی به بیست شکل درآمد.

برگی از قرآن به خط محقق؛ آیات ۷۶و۷۵ از سوره یوسف

اما خط نبطی یا نسخ، بهمان شکل سابق در میان مردم و برای تحریرات غیررسمی معمول بود تا آنکه ابن مقله (م ۳۲۸ ه‍.ق) خطاط مشهور با نبوغ خود خط نسخ را به صورت نیکویی درآورد و آن را جزو خطوط رسمی دولتی قرار داد و خطی که امروز معمول است، همان خط اصلی ابن مقله می‌باشد. او اقلام ستّه (شش قلم) شامل ثلث، نسخ، محقق، توقیع، رقاع و ریحان را وضع نمود. این اقلام به خطوط اصول نیز مشهورند. برخی می‌گویند، ابن مقله خط نسخ را از خط کوفی استخراج کرده‌است، ولی واقع آنست که خط کوفی و نبطی هر دو از اوایل اسلام معمول بوده و چنان‌که گفته شد، کوفی را برای کتابت قرآن و امثال آن بکار می‌بردند و نبطی در مکاتبات رسمی استعمال می‌شد. با اصلاحاتی که ابن مقله در خط نسخ نمود، آن را برای نوشتن قرآن شایسته و مناسب ساخت.

در نمایشگاه خط قدیمی عربی در کتابخانه سلطنتی سابق، قباله نکاحی موجود بود که به تاریخ ۲۶۴ ه‍.ق روی پوست درازاندامی تحریر شده بود و صورت عقدنامه را به خط کوفی مرتبی نوشته بودند و گواهان با خط نسخ بسیار مغشوش زیر عقدنامه را امضاء کرده بودند و همین دلیل است که ابن مقله در خط نسخ اصلاحاتی نمود، بقسمی که برای تحریر مصحف قرآن شایسته شد.

به مرور زمان، خط نسخ نیز فروعی پیدا کرد. در قرن هفتم یاقوت مستعصمی در مورد اقلام خط، ابتکاراتی بخرج داد و مخصوصاً ثلث را به زیباترین شکل درآورد در واقع این خطوط توسط وی ظهور کرد؛ و به‌طور کلی دو خط نسخ و کوفی در کتابت عربی معمول گشت. این دو خط ریشه تمام خطهای اسلامی هستند. خط محقق از کوفی استخراج شد و نزدیکترین خط به کوفی است. محقق را پدر خطوط و ثلث را مادر خطوط می‌نامند.
همین‌طور خطاطان بسیاری به وجود آمدند و کتاب‌ها و رساله‌هایی دربارهٔ خط و خطاطی پرداختند.

سایر خطوط[ویرایش]

خط فارسی[ویرایش]

یک تابلوی خوشنویسی موسوم به گلزار اثر حسن زرین قلم، حاوی خطوط ثلث، نسخ، نستعلیق، شکسته و کوفی؛
قسمتی از شکسته نستعلیق به صورت برعکس و به کمک آینه خوشنویسی شده‌است.

اگرچه برخی معتقدند که خط حیری (کوفی) که بنیان خط عربی را می‌سازد، برگرفته و آموخته دبیران عربی است که در مراکز دیوانی شاهان ساسانی در شهرهای انبار و حیره مشغول بکار بوده‌اند و این اثرگذاری حتی در دوران پس از اسلام نیز بچشم می‌خورد. توسط ایرانیانی چون هرمزان سردار مشهور ایرانی، که پس از شکست و اسارت، به مدینه اعزام گردید، جزو مسلمانان سرشناس شد و حتی در زمره مشاوران عمر خلیفه دوم درآمده بود.[۲۱] یا مردی به نام جفینه که از مسیحیان حیره بود و به مدینه برده شد تا درآنجا خط و کتابت به مردم بیاموزد.[۲۲] با اینحال اما به‌نظر بسیاری، پس از اسلام، تاریخ خط فارسی امروزی همان تاریخ خط عربی است.

اما دربارهٔ تاریخ خط فارسی در تذکره مرآت الخیال آمده‌است: انواع خطوط فارسی، ثلث، نسخ، ریحان، توقیع، محقق و رقاع است و خط هفتم تعلیق، که از رقاع و توقیع پدید آمده‌است. نویسنده پس از آن می‌آورد: «گویند که از متقدمین، خواجه تاج سلمان این خطها را خوب می‌نوشت و خط هشتم که نستعلیق باشد میر علی تبریزی در زمان امیر تیمور صاحبقران از نسخ و تعلیق استنباط نمود».[۲۳]

خط فارسی در حال حاضر اقلامی دارد از جمله: اجازت، تعلیق، توقیع، ثلث، جلی، جلی دیوانی، دیوانی، رقاع (رقعهریحانی، سنبلی، سیاقت، شجری، نستعلیق، شکسته، شکسته نستعلیق و کوفی یا نسخ ،خط معلی.

خط آرامی[ویرایش]

یکی دیگر از فرزندان خط فنیقی خط آرامی است که به سرعت در خاورمیانه پخش شد.[۲۴] آرامی‌ها اقوامی بودند که از صحرای شمالی عربستان به سوی خاورمیانه مهاجرت کردند و در بین‌النهرین مستقر شدند. دراوایل هزاره اول پیش از میلاد، حکومت‌هایی برای خود برپا کردند ولی به زودی مقهور و خراج‌گزار آشوری‌ها گشتند. اما از آنجا که بازرگانان موفقی بودند نفوذ ریشه داری در منطقه کردند و محل استقرار خود را در بابل و نینوا قرار دادند و بر جمعیتشان نیز افزوده شد و زبان این قوم زمانی دراز در این منطقه ماندگار شد و مهم‌تر این که بر مبنای الفبای فنیقی، خط آرامی به وجود آمد که به سرعت رواج یافت و تبدیل به خط بین‌المللی منطقه شد و زبان آرامی نیز که چندان دور از زبان‌های سامی آن نواحی نبود، تبدیل به زبان ارتباطی خاورمیانه گشت.

ملک الشعرای بهار در سبک‌شناسی می‌نویسد:

اصل خط آرامی که از کجا شاخه گرفته‌است درست محقق نیست، برخی تصور کرده‌اند که خط مذکور از روی خط هیریوغلف مصر تقلید شده‌است زیرا هر چند خط نامبرده خط الفبایی است مع‌ذلک حروفی در آن خط هست که حاکی از صورتی است که خود آن حرف هم به معنی همان صورت است مانند الف «عَلفّیا» به معنی «گاو» که در اصل به شکل سر گاو بوده و بعد که از حال نگاری به حال صوتی افتاده صدای «آو» یافته و بعد حرف الف و صدای «اَ اِ اُ» پیدا کرده‌است. دیگر «ب» که نام او «بیت» است و در اصل به صورت خانهٔ مسقف بوده‌است. همچنین «جیم» که نامش «گمیل» است و در اصل صورت جَمل (شتر) بوده و «طِطْ» که نام و صورت افعی است و «عین» که به شکل چشم است و «لامد» که به شکل عصا است و «هی» که به صورت شبکه‌است و غیره… و گروهی گویند که خط آرامی از مخترعات یکی از ملل سامی است و جمعی آن را ماْخوذ از خط فنیقی دانند. چنان‌که گذشت و جماعتی گویند خط فنیقی از خط آرامی اخذ شده‌است زیرا خط آرامی از دو هزار سال قبل از میلاد وجود داشته‌است.[۲۵]

پدید آمدن دولت هخامنشی که سرزمینی گسترده از ماوراءالنهر تا بین‌النهرین را در برمی‌گرفت و نیاز به یک زبان واحد داشت، بر گسترش خط و زبان آرامی در این امپراطوری افزود. خط میخی برای نقر و نقش کتیبه به کار می‌رفته‌است و از برای نامه‌ها و دیگر نیازمندی‌های عمومی مناسب نبوده‌است از این رو خط ساده و الفبائی «آرامی» که از عهد کلدانیان در آسیای صغیر معروف بود به تدریج اهمیت پیدا کرد. ابتدا به مناسبت سهولت هر جا به خط میخی چیزی نوشته می‌شد نام صاحب خط یا اگر آن چیز ظرف سفالی یا جنس دیگری بود نام خریدار یا فروشنده را در کنار آن به خط آرامی می‌نوشتند، ولی بعدها وسعتِ استعمال این خط به جایی رسید که در تمام قلمرو ایران، عراق، آسیای صغیر و مصر عمومیت یافت و مکاتیب حکام، پادشاهان، روابط ملل، روزنامه‌های دولتی، فرمان‌ها و نوشته‌های عادی همه با خط آرامی انجام می‌گرفت. ترقی روزافزون این خط با حمایت و تقویت شهنشاهان هخامنشی حاصل آمد که در شاهنشاهی خود متعرض آئین، رسم‌ها، خط و زبان ملل تابعه نمی‌شدند.[۲۵]

خط و زبان آرامی در دولت هخامنشی تبدیل به زبان دیوانی شد و دبیران آرامی‌نژاد و آرامی‌زبان در دستگاه‌های دیوانی ایالت‌های مختلف سرزمین هخامنشی به خدمت مشغول شدند و زبان و خط آرامی با عنوان «آرامی رسمی» یا «آرامی امپراطوری» پا به پای زبان فارسی باستان و خط میخی که تنها در کتیبه‌های هخامنشی به کار می‌رفت، در ارسال مراسلات به کار گرفته شد. بدین صورت که هرگاه نامه‌ای به ایالتی نوشته می‌شد، دبیر آرامی‌زبان آن را به زبان و الفبای آرامی می‌نوشت و نامه به ایالت‌های دیگر فرستاده می‌شد و در آنجا دبیرهایی از همین نوع، آن را به زبان آن ایالت برمی‌گرداندند و برمی‌خواندند.

Aram nabat arab syriac.png

خط سریانی[ویرایش]

زبان‌های سریانی یکی از زبان‌های گروه شرقی زبان آرامی است که در دوران گذشته زبان علم بود. بسیاری از آثار علمی یونانی و پهلوی و عبری به این زبان برگردانده شده‌است. خط سریانی از فرزندان خط آرامی به‌شمار می‌آید. سریانی‌های مقیم عراق خط خود را با چند قلم می‌نوشتند که از آن جمله، خط مشهور به سطرنجیلی مخصوص کتابت تورات و انجیل بوده‌است. عرب‌ها در قرن اول پس از اسلام این خط (سطرنجیلی) را از سریانی اقتباس کردند و یکی از وسائل پیشرفت آنان همین خط بوده‌است. بعدها خط کوفی از همان خط پدید آمد و هر دو خط از هر جهت بهم شبیه نیستند.

خط سغدی[ویرایش]

نوشته‌هایی که به زبان سغدی، یکی از زبان‌های شرقی ایران به دست ما رسیده‌است با خط‌های سغدی مانوی، سغدی مسیحی و سغدی بودایی نوشته شده‌است که خط اخیر در حقیقت خط سغدی را نشان می‌دهد. این خط نیز از فرزندان شاخه دیگر آرامی است.

خط اورخون[ویرایش]

خط اورخون خطی است که پیش از اسلام در دوره حکومت گؤک‌ترکان برای نگارش زبان ترکی کهن مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است.

خط نبطی[ویرایش]

نبطیان قومی از نژاد عرب بودند که در نبطیه زندگی می‌کردند، از حدود ۱۵۰ سال پیش از میلاد گونه‌ای از خط و زبان آرامی درمیان ایشان رایج بود، از این خط، خطی موسوم به خط سینایی نو به وجود آمد که از سده اول پیش از میلاد تا سده چهارم میلادی در شبه جزیره سینا رواج داشت.[تحقیق دست‌اول؟]

خط کوفی[ویرایش]

نمونه‌ای از الفبای خط کوفی برگرفته از صفحه ۴ از کتاب Fry's Pantographia
نمونه‌ای از خط کوفی قرن ۷م، آیات ۸۶و۸۷ سوره اعراف

خط کوفی از سریانی پدید آمده‌است و به خط کتابت اولیه قرآن مشهور است. این شبهه که در زمان کتابت وحی، خطی به نام کوفی وجود نداشته، چندان بی‌دلیل نیست، چراکه خط کوفی در ابتدا به خط حیری مشهور بود و بعدها که مسلمانان کوفه را در زمان عمر خلیفه دوم، نزدیک شهر حیره و انبار بنا نمودند، این خط نام کوفی گرفت. در روایتی از ابن‌عباس نقل شده‌است که: «مردم انبار از مردم حیره خط آموخته‌اند، و یکی از آن‌ها خط را به عبدالله بن جدعان و او به حرب بن امیه آموخته و خط حجازی قریشیان از این راه پدید آمده.»[۲۶]

عرب‌ها در سفرهای بازرگانی که بشام می‌رفتند خط نبطی را از مردم حوران و خط حیری (کوفی) را از عراق آورده‌اند و همان‌طور که تورات به خط «سطرنجیلی» تحریر می‌یافت، آن‌ها نیز قرآن را با خط کوفی نوشتند. در خط کوفی و خط سطرنجیلی چنین رسم است که اگر الف ممدود در وسط کلمه واقع می‌شد، در کتابت از قلم می‌افتاد. چنان‌که در اوایل اسلام، مخصوصاً در تحریر قرآن این قاعده کاملاً مراعات می‌شد و به جای «کِتاب» می‌نوشتند «کِتب»، یا به جای «ظالمین»، «ظلمین» می‌نوشتند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. قال الجاحظ: «الخط، لسان الید و سفیرالضمیر و مستودع الاسرار و مستنبط الاخبار و حافظ الاثار.» (لغتنامه دهخدا به نقل از نفایس الفنون)
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ لغتنامه دهخدا؛ مدخل خط، تاریخ خط
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ دکتر ژاله آموزگار. «تاریخچه‌ای از نگارش و خط». وبگاه زبان فارسی. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ اکتبر ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۲ خرداد ۱۳۸۷.
  4. لغتنامه دهخدا، مدخل خط تصویری، نقل از تاریخ ایران باستان؛ ج ۱، ص ۱۵
  5. Logogram
  6. Syllabic
  7. Alphabetic
  8. Evolution of Chinese Pictograms
  9. پورداود (۱۳۲۶فرهنگ ایران باستان، ص. ۱۳۶–۱۳۲(نقل از مقاله دکتر آموزگار)
  10. cuneiform
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ محمود موسوی. «پیدایش خط». وبگاه رسمی شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی. دریافت‌شده در ۱۲ خرداد ۱۳۸۷.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ فریدریش، یوهان (چاپ ۱۳۶۵زبان‌های خاموش، ترجمهٔ دکتر یدالله ثمره، دکتر بدرالزمان قریب، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ص. ص ۵ تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک) (نقل از مقاله دکتر آموزگار)
  13. Elamite Cuneiform
  14. proto-Elamite
  15. Akkadian
  16. Old Persian Cuneiform
  17. Achaemenid
  18. گگوچادزه، زبان گرجی برای فارسی زبانان.
  19. تاریخ تمدن اسلام تألیف جرجی زیدان، ترجمه و نگارش: علی جواهر کلام؛ چ ۲ ج ۳ ص ۷۶–۸۲
  20. قلم ریاسی را بدان جهت ریاسی می‌گفتند که مخترع آن فضل بن سهل ذوالریاستین بود (دهخدا)
  21. پس از قتل عمر بدست فیروز یا ابو لؤلؤ، هرمزان از جمله ایرانیانی بود که توسط عبیدالله بن عمر به قتل رسید.
  22. حیره و انبار
  23. از تذکره مرآت الخیال ص ۱۵، ۱۶؛ نقل از لغتنامه دهخدا
  24. احمد تفضلی. «زبان آرامی». وبگاه رسمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (دبا). بایگانی‌شده از اصلی در ۷ نوامبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در خرداد۱۳۸۷. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ سبک‌شناسی؛ محمدتقی بهار. «تاریخ خط فارسی». وبگاه رسمی شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی. دریافت‌شده در ۱۲ خرداد ۱۳۸۷.
  26. «جایگاه حیره و انبار در خط دوران جاهلی». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ ژوئن ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۹ ژوئن ۲۰۰۸.

منابع[ویرایش]

  • گگوچادزه، لیلا. دستور زبان گرجی برای فارسی زبانان. ترجمه فردین کمایی. رشت: دانشگاه گیلان، ۱۳۸۲.
  • در نگارش این مقاله از دو منبع (۱) و (۲) بیشترین استفاده شده‌است. همچنین سعی شده‌است بعضی منابع اولیه این دو منبع به صورت پانویس در مقاله منعکس گردند.

۱- لغتنامه دهخدا؛ مدخل خط، تاریخ خط

کتاب «تاریخ ایران باستان»؛ مشیرالدوله
رساله «تاریخ خط و نقاشی» نسخه خطی کتابخانه ملی ایران به شماره ۶۱۹۷رف
کتاب «خط و تحول آن در شرق باستان» نوشته علی سامی
کتاب «خط معمول در دنیا و میزان تکامل خط فارسی» تألیف حسین رضاعی
مقاله خط در دائرةالمعارف اسلامی متن فرانسوی چ ۱۹۲۷ ج ۲ ص ۹۸۵
«تذکرةالخطاطین» نسخه خطی کتابخانه ملی به شماره ۶۰۳ رف
«رساله خط» حاج میرزا لطفعلی بن احمد مانی تبریزی لایق آبادی
«رساله خط» تألیف محمد آقاشاه تخستکی مدیر روزنامه شرح روس
«تذکرةالخطاطین» محمود بن حاج نجف بروجردی
«تذکرةالخطاطین» میرزای سنگلاخ

۲- دکتر ژاله آموزگار. «تاریخچه‌ای از نگارش و خط». وبگاه زبان فارسی. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ اکتبر ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۲ خرداد ۱۳۸۷.

احمد تفضلی. «آرامی». وبگاه رسمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (دبا). بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ نوامبر ۲۰۰۷. دریافت‌شده در خرداد۱۳۸۷. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
آذرتاش آذرنوش. «ابجد». وبگاه رسمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (دبا). بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ فوریه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در خرداد۱۳۸۷. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازدید= را بررسی کنید (کمک)
ناتل خانلری، پرویز، تاریخ زبان فارسی، جلد اول، چاپ دوم، ۱۳۶۶، ص ۱۳۴.
گاور، البرئتن، تاریخ خط، ترجمه عباس مخبر و دکتر کوروش صفوی، تهران، ۱۳۶۷، ص ۱۳۳ به بعد.
آموزگار، ژاله، تفضلی، احمد، زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، انتشارات معین، چاپ سوم ۱۳۸۰، ص ۴۴ تا ۵۴.
آموزگار، ژاله، «گزارشی از پازند»، مجله دانشکده ادبیات تهران، سال بیست وسوم، شماره چهارم۱۳۵۵، ص ۱۴ تا ۱۹.
ابوالقاسمی، محسن، تاریخ زبان فارسی، انتشارات سمت، ۱۳۷۳، ص ۱۵۴
قریب، بدرالزمان، فرهنگ سعدی تهران ۱۳۷۴ص ۲۴ تا ۲۹.
ابوالقاسمی، تاریخ زبان فارسی، ص ۱۵۵.

A writing system is a method of visually representing verbal communication. While both writing and speech are useful in conveying messages, writing differs in also being a reliable form of information storage and transfer.[1] Writing systems require shared understanding between writers and readers of the meaning behind the sets of characters that make up a script. Writing is usually recorded onto a durable medium, such as paper or electronic storage, although non-durable methods may also be used, such as writing on a computer display, on a blackboard, in sand, or by skywriting. Reading a text can be accomplished purely in the mind as an internal process, or expressed orally.

Writing systems can be placed into broad categories such as alphabets, syllabaries, or logographies, although any particular system may have attributes of more than one category. In the alphabetic category, a standard set of letters represent speech sounds. In a syllabary, each symbol correlates to a syllable or mora. In a logography, each character represents a semantic unit such as a word or morpheme. Abjads differ from alphabets in that vowels are not indicated, and in abugidas or alphasyllabaries each character represents a consonant–vowel pairing. Alphabets typically use a set of less than 100 symbols to fully express a language, whereas syllabaries can have several hundred, and logographies can have thousands of symbols. Many writing systems also include a special set of symbols known as punctuation which is used to aid interpretation and help capture nuances and variations in the message's meaning that are communicated verbally by cues in timing, tone, accent, inflection or intonation.

Writing systems were preceded by proto-writing, which used pictograms, ideograms and other mnemonic symbols. Proto-writing lacked the ability to capture and express a full range of thoughts and ideas. The invention of writing systems, which dates back to the beginning of the Bronze Age in the late Neolithic Era of the late 4th millennium BC, enabled the accurate durable recording of human history in a manner that was not prone to the same types of error to which oral history is vulnerable. Soon after, writing provided a reliable form of long distance communication. With the advent of publishing, it provided the medium for an early form of mass communication.

General properties

Chinese characters (漢字) are morpho-syllabic. Each one represents a syllable with a distinct meaning, but some characters may have multiple meanings or pronunciations

Writing systems are distinguished from other possible symbolic communication systems in that a writing system is always associated with at least one spoken language. In contrast, visual representations such as drawings, paintings, and non-verbal items on maps, such as contour lines, are not language-related. Some symbols on information signs, such as the symbols for male and female, are also not language related, but can grow to become part of language if they are often used in conjunction with other language elements. Some other symbols, such as numerals and the ampersand, are not directly linked to any specific language, but are often used in writing and thus must be considered part of writing systems.

Every human community possesses language, which many regard as an innate and defining condition of humanity. However, the development of writing systems, and the process by which they have supplanted traditional oral systems of communication, have been sporadic, uneven and slow. Once established, writing systems generally change more slowly than their spoken counterparts. Thus they often preserve features and expressions which are no longer current in the spoken language. One of the great benefits of writing systems is that they can preserve a permanent record of information expressed in a language.

All writing systems require:

  • at least one set of defined base elements or symbols, individually termed signs and collectively called a script;[2]
  • at least one set of rules and conventions (orthography) understood and shared by a community, which assigns meaning to the base elements (graphemes), their ordering and relations to one another;
  • at least one language (generally spoken) whose constructions are represented and can be recalled by the interpretation of these elements and rules;
  • some physical means of distinctly representing the symbols by application to a permanent or semi-permanent medium, so they may be interpreted (usually visually, but tactile systems have also been devised).

Basic terminology

A Specimen of typefaces and styles, by William Caslon, letter founder; from the 1728 Cyclopaedia

In the examination of individual scripts, the study of writing systems has developed along partially independent lines. Thus, the terminology employed differs somewhat from field to field.

Text, writing, reading and orthography

The generic term text[3] refers to an instance of written or spoken material with the latter having been transcribed in some way. The act of composing and recording a text may be referred to as writing,[4] and the act of viewing and interpreting the text as reading.[5] Orthography refers to the method and rules of observed writing structure (literal meaning, "correct writing"), and particularly for alphabetic systems, includes the concept of spelling.

Grapheme and phoneme

A grapheme is a specific base unit of a writing system. Graphemes are the minimally significant elements which taken together comprise the set of "building blocks" out of which texts made up of one or more writing systems may be constructed, along with rules of correspondence and use. The concept is similar to that of the phoneme used in the study of spoken languages. For example, in the Latin-based writing system of standard contemporary English, examples of graphemes include the majuscule and minuscule forms of the twenty-six letters of the alphabet (corresponding to various phonemes), marks of punctuation (mostly non-phonemic), and a few other symbols such as those for numerals (logograms for numbers).

An individual grapheme may be represented in a wide variety of ways, where each variation is visually distinct in some regard, but all are interpreted as representing the "same" grapheme. These individual variations are known as allographs of a grapheme (compare with the term allophone used in linguistic study). For example, the minuscule letter a has different allographs when written as a cursive, block, or typed letter. The choice of a particular allograph may be influenced by the medium used, the writing instrument, the stylistic choice of the writer, the preceding and following graphemes in the text, the time available for writing, the intended audience, and the largely unconscious features of an individual's handwriting.

Glyph, sign and character

The terms glyph, sign and character are sometimes used to refer to a grapheme. Common usage varies from discipline to discipline; compare cuneiform sign, Maya glyph, Chinese character. The glyphs of most writing systems are made up of lines (or strokes) and are therefore called linear, but there are glyphs in non-linear writing systems made up of other types of marks, such as Cuneiform and Braille.

Complete and partial writing systems

Writing systems may be regarded as complete according to the extent to which they are able to represent all that may be expressed in the spoken language, while a partial writing system is limited in what it can convey.[6]

Writing systems, languages and conceptual systems

Writing systems can be independent from languages, one can have multiple writing systems for a language, e.g., Hindi and Urdu;[7] and one can also have one writing system for multiple languages, e.g., the Arabic script. Chinese characters were also borrowed by variant countries as their early writing systems, e.g., the early writing systems of Vietnamese language until the beginning of the 20th century.

To represent a conceptual system, one uses one or more languages, e.g., mathematics is a conceptual system[8] and one may use first-order logic and a natural language together in representation.

History

Comparative evolution from pictograms to abstract shapes, in Mesopotamian cuneiforms, Egyptian hieroglyphs and Chinese characters.

Writing systems were preceded by proto-writing, systems of ideographic and/or early mnemonic symbols. The best known examples are:

The invention of the first writing systems is roughly contemporary with the beginning of the Bronze Age in the late Neolithic[dubious ] of the late 4th millennium BC. The Sumerian archaic cuneiform script and the Egyptian hieroglyphs are generally considered the earliest writing systems, both emerging out of their ancestral proto-literate symbol systems from 3400 to 3200 BC with earliest coherent texts from about 2600 BC. It is generally agreed that Sumerian writing was an independent invention; however, it is debated whether Egyptian writing was developed completely independently of Sumerian, or was a case of cultural diffusion.

A similar debate exists for the Chinese script, which developed around 1200 BC.[9][10] Chinese script is probably an independent invention, because there is no evidence of contact between China and the literate civilizations of the Near East,[11] and because of the distinct differences between the Mesopotamian and Chinese approaches to logography and phonetic representation.[12]

The pre-Columbian Mesoamerican writing systems (including among others Olmec and Maya scripts) are generally believed to have had independent origins.

A hieroglyphic writing system used by pre-colonial Mi'kmaq, that was observed by missionaries from the 17th to 19th centuries, is thought to have developed independently. Although, there is some debate over whether or not this was a fully formed system or just a series of mnemonic pictographs.

It is thought that the first consonantal alphabetic writing appeared before 2000 BC, as a representation of language developed by Semitic tribes in the Sinai-peninsula (see History of the alphabet). Most other alphabets in the world today either descended from this one innovation, many via the Phoenician alphabet, or were directly inspired by its design.

The first true alphabet is the Greek script which consistently represents vowels since 800 BC.[13][14] The Latin alphabet, a direct descendant, is by far the most common writing system in use.[15]

Functional classification

Table of scripts in the introduction to Sanskrit-English Dictionary by Monier Monier-Williams
This textbook for Puyi shows the English alphabet. Although the English letters run from left to right, the Chinese explanations run from top to bottom then right to left, as traditionally written

Several approaches have been taken to classify writing systems, the most common and basic one is a broad division into three categories: logographic, syllabic, and alphabetic (or segmental); however, all three may be found in any given writing system in varying proportions, often making it difficult to categorise a system uniquely. The term complex system is sometimes used to describe those where the admixture makes classification problematic. Modern linguists regard such approaches, including Diringer's[16]

  • pictographic script
  • ideographic script
  • analytic transitional script
  • phonetic script
  • alphabetic script

as too simplistic, often considering the categories to be incomparable. Hill[17] split writing into three major categories of linguistic analysis, one of which covers discourses and is not usually considered writing proper:

Sampson draws a distinction between semasiography and glottography

  • semasiography, relating visible marks to meaning directly without reference to any specific spoken language
  • glottography, using visible marks to represent forms of a spoken language
    • logography, representing a spoken language by assigning distinctive visible marks to linguistic elements of André Martinet's "first articulation" (Martinet 1949), i.e. morphemes or words
    • phonography, achieving the same goal by assigning marks to elements of the "second articulation", e.g. phonemes, syllables

DeFrancis,[18] criticizing Sampson's[19] introduction of semasiographic writing and featural alphabets stresses the phonographic quality of writing proper

  • pictures
    • nonwriting
    • writing
      • rebus
        • syllabic systems
          • pure syllabic, e.g. Linear B, Yi, Kana, Cherokee
          • morpho-syllabic, e.g. Sumerian, Chinese, Mayan
          • consonantal
            • morpho-consonantal, e.g. Egyptian
            • pure consonantal, e.g. Phoenician
            • alphabetic
              • pure phonemic, e.g. Greek
              • morpho-phonemic, e.g. English

Faber[20] categorizes phonographic writing by two levels, linearity and coding:

Classification by Daniels[21]
Type Each symbol represents Example
Logosyllabary word or morpheme as well as syllable Chinese characters
Syllabary syllable Japanese kana
Abjad (consonantary) consonant Arabic alphabet
Alphabet consonant or vowel Latin alphabet
Abugida consonant accompanied by specific vowel,
modifying symbols represent other vowels
Indian Devanagari
Featural system distinctive feature of segment Korean Hangul

Logographic systems

Early Chinese character for sun (ri), 1200 B.C
Modern Chinese character (ri) meaning "day" or "Sun"

A logogram is a single written character which represents a complete grammatical word. Most traditional Chinese characters are classified as logograms.

As each character represents a single word (or, more precisely, a morpheme), many logograms are required to write all the words of language. The vast array of logograms and the memorization of what they mean are major disadvantages of logographic systems over alphabetic systems. However, since the meaning is inherent to the symbol, the same logographic system can theoretically be used to represent different languages. In practice, the ability to communicate across languages only works for the closely related varieties of Chinese, as differences in syntax reduce the crosslinguistic portability of a given logographic system. Japanese uses Chinese logograms extensively in its writing systems, with most of the symbols carrying the same or similar meanings. However, the grammatical differences between Japanese and Chinese are significant enough that a long Chinese text is not readily understandable to a Japanese reader without any knowledge of basic Chinese grammar, though short and concise phrases such as those on signs and newspaper headlines are much easier to comprehend.

While most languages do not use wholly logographic writing systems, many languages use some logograms. A good example of modern western logograms are the Arabic numerals: everyone who uses those symbols understands what 1 means whether they call it one, eins, uno, yi, ichi, ehad, ena, or jedan. Other western logograms include the ampersand &, used for and, the at sign @, used in many contexts for at, the percent sign % and the many signs representing units of currency ($, ¢, , £, ¥ and so on.)

Logograms are sometimes called ideograms, a word that refers to symbols which graphically represent abstract ideas, but linguists avoid this use, as Chinese characters are often semanticphonetic compounds, symbols which include an element that represents the meaning and a phonetic complement element that represents the pronunciation. Some nonlinguists distinguish between lexigraphy and ideography, where symbols in lexigraphies represent words and symbols in ideographies represent words or morphemes.

The most important (and, to a degree, the only surviving) modern logographic writing system is the Chinese one, whose characters have been used with varying degrees of modification in varieties of Chinese, Japanese, Korean, Vietnamese, and other east Asian languages. Ancient Egyptian hieroglyphs and the Mayan writing system are also systems with certain logographic features, although they have marked phonetic features as well and are no longer in current use. Vietnamese speakers switched to the Latin alphabet in the 20th century and the use of Chinese characters in Korean is increasingly rare. The Japanese writing system includes several distinct forms of writing including logography.

Syllabic systems: syllabary

Bilingual stop sign in English and the Cherokee syllabary, Tahlequah, Oklahoma

Another type of writing system with systematic syllabic linear symbols, the abugidas, is discussed below as well.

As logographic writing systems use a single symbol for an entire word, a syllabary is a set of written symbols that represent (or approximate) syllables, which make up words. A symbol in a syllabary typically represents a consonant sound followed by a vowel sound, or just a vowel alone.

In a "true syllabary", there is no systematic graphic similarity between phonetically related characters (though some do have graphic similarity for the vowels). That is, the characters for /ke/, /ka/ and /ko/ have no similarity to indicate their common "k" sound (voiceless velar plosive). More recent creations such as the Cree syllabary embody a system of varying signs, which can best be seen when arranging the syllabogram set in an onsetcoda or onset–rime table.

Syllabaries are best suited to languages with relatively simple syllable structure, such as Japanese. The English language, on the other hand, allows complex syllable structures, with a relatively large inventory of vowels and complex consonant clusters, making it cumbersome to write English words with a syllabary. To write English using a syllabary, every possible syllable in English would have to have a separate symbol, and whereas the number of possible syllables in Japanese is around 100, in English there are approximately 15,000 to 16,000.

However, syllabaries with much larger inventories do exist. The Yi script, for example, contains 756 different symbols (or 1,164, if symbols with a particular tone diacritic are counted as separate syllables, as in Unicode). The Chinese script, when used to write Middle Chinese and the modern varieties of Chinese, also represents syllables, and includes separate glyphs for nearly all of the many thousands of syllables in Middle Chinese; however, because it primarily represents morphemes and includes different characters to represent homophonous morphemes with different meanings, it is normally considered a logographic script rather than a syllabary.

Other languages that use true syllabaries include Mycenaean Greek (Linear B) and Indigenous languages of the Americas such as Cherokee. Several languages of the Ancient Near East used forms of cuneiform, which is a syllabary with some non-syllabic elements.

Segmental systems: alphabets

An alphabet is a small set of letters (basic written symbols), each of which roughly represents or represented historically a segmental phoneme of a spoken language. The word alphabet is derived from alpha and beta, the first two symbols of the Greek alphabet.

The first type of alphabet that was developed was the abjad. An abjad is an alphabetic writing system where there is one symbol per consonant. Abjads differ from other alphabets in that they have characters only for consonantal sounds. Vowels are not usually marked in abjads.

All known abjads (except maybe Tifinagh) belong to the Semitic family of scripts, and derive from the original Northern Linear Abjad. The reason for this is that Semitic languages and the related Berber languages have a morphemic structure which makes the denotation of vowels redundant in most cases.

Some abjads, like Arabic and Hebrew, have markings for vowels as well. However, they use them only in special contexts, such as for teaching. Many scripts derived from abjads have been extended with vowel symbols to become full alphabets. Of these, the most famous example is the derivation of the Greek alphabet from the Phoenician abjad. This has mostly happened when the script was adapted to a non-Semitic language.

The term abjad takes its name from the old order of the Arabic alphabet's consonants 'alif, bā', jīm, dāl, though the word may have earlier roots in Phoenician or Ugaritic. "Abjad" is still the word for alphabet in Arabic, Malay and Indonesian.

A Bible printed with Balinese script

An abugida is an alphabetic writing system whose basic signs denote consonants with an inherent vowel and where consistent modifications of the basic sign indicate other following vowels than the inherent one.

Thus, in an abugida there may or may not be a sign for "k" with no vowel, but also one for "ka" (if "a" is the inherent vowel), and "ke" is written by modifying the "ka" sign in a way that is consistent with how one would modify "la" to get "le". In many abugidas the modification is the addition of a vowel sign, but other possibilities are imaginable (and used), such as rotation of the basic sign, addition of diacritical marks and so on.

The contrast with "true syllabaries" is that the latter have one distinct symbol per possible syllable, and the signs for each syllable have no systematic graphic similarity. The graphic similarity of most abugidas comes from the fact that they are derived from abjads, and the consonants make up the symbols with the inherent vowel and the new vowel symbols are markings added on to the base symbol.

In the Ge'ez script, for which the linguistic term abugida was named, the vowel modifications do not always appear systematic, although they originally were more so. Canadian Aboriginal syllabics can be considered abugidas, although they are rarely thought of in those terms. The largest single group of abugidas is the Brahmic family of scripts, however, which includes nearly all the scripts used in India and Southeast Asia.

The name abugida is derived from the first four characters of an order of the Ge'ez script used in some contexts. It was borrowed from Ethiopian languages as a linguistic term by Peter T. Daniels.

Featural systems

A featural script represents finer detail than an alphabet. Here symbols do not represent whole phonemes, but rather the elements (features) that make up the phonemes, such as voicing or its place of articulation. Theoretically, each feature could be written with a separate letter; and abjads or abugidas, or indeed syllabaries, could be featural, but the only prominent system of this sort is Korean hangul. In hangul, the featural symbols are combined into alphabetic letters, and these letters are in turn joined into syllabic blocks, so that the system combines three levels of phonological representation.

Many scholars, e.g. John DeFrancis, reject this class or at least labeling hangul as such.[citation needed] The Korean script is a conscious script creation by literate experts, which Daniels calls a "sophisticated grammatogeny".[citation needed] These include stenographies and constructed scripts of hobbyists and fiction writers (such as Tengwar), many of which feature advanced graphic designs corresponding to phonologic properties. The basic unit of writing in these systems can map to anything from phonemes to words. It has been shown that even the Latin script has sub-character "features".[22]

Ambiguous systems

Most writing systems are not purely one type. The English writing system, for example, includes numerals and other logograms such as #, $, and &, and the written language often does not match well with the spoken one. As mentioned above, all logographic systems have phonetic components as well, whether along the lines of a syllabary, such as Chinese ("logo-syllabic"), or an abjad, as in Egyptian ("logo-consonantal").

Some scripts, however, are truly ambiguous. The semi-syllabaries of ancient Spain were syllabic for plosives such as p, t, k, but alphabetic for other consonants. In some versions, vowels were written redundantly after syllabic letters, conforming to an alphabetic orthography. Old Persian cuneiform was similar. Of 23 consonants (including null), seven were fully syllabic, thirteen were purely alphabetic, and for the other three, there was one letter for /Cu/ and another for both /Ca/ and /Ci/. However, all vowels were written overtly regardless; as in the Brahmic abugidas, the /Ca/ letter was used for a bare consonant.

The zhuyin phonetic glossing script for Chinese divides syllables in two or three, but into onset, medial, and rime rather than consonant and vowel. Pahawh Hmong is similar, but can be considered to divide syllables into either onset-rime or consonant-vowel (all consonant clusters and diphthongs are written with single letters); as the latter, it is equivalent to an abugida but with the roles of consonant and vowel reversed. Other scripts are intermediate between the categories of alphabet, abjad and abugida, so there may be disagreement on how they should be classified.

Graphic classification

Perhaps the primary graphic distinction made in classifications is that of linearity. Linear writing systems are those in which the characters are composed of lines, such as the Latin alphabet and Chinese characters. Chinese characters are considered linear whether they are written with a ball-point pen or a calligraphic brush, or cast in bronze. Similarly, Egyptian hieroglyphs and Maya glyphs were often painted in linear outline form, but in formal contexts they were carved in bas-relief. The earliest examples of writing are linear: the Sumerian script of c. 3300 BC was linear, though its cuneiform descendants were not. Non-linear systems, on the other hand, such as braille, are not composed of lines, no matter what instrument is used to write them.

Cuneiform was probably the earliest non-linear writing. Its glyphs were formed by pressing the end of a reed stylus into moist clay, not by tracing lines in the clay with the stylus as had been done previously.[23][24] The result was a radical transformation of the appearance of the script.

Braille is a non-linear adaptation of the Latin alphabet that completely abandoned the Latin forms. The letters are composed of raised bumps on the writing substrate, which can be leather (Louis Braille's original material), stiff paper, plastic or metal.

There are also transient non-linear adaptations of the Latin alphabet, including Morse code, the manual alphabets of various sign languages, and semaphore, in which flags or bars are positioned at prescribed angles. However, if "writing" is defined as a potentially permanent means of recording information, then these systems do not qualify as writing at all, since the symbols disappear as soon as they are used. (Instead, these transient systems serve as signals.)

Directionality

Overview of the writing directions used in the world

Scripts are also graphically characterized by the direction in which they are written. Egyptian hieroglyphs were written either left to right or right to left, with the animal and human glyphs turned to face the beginning of the line. The early alphabet could be written in multiple directions:[25] horizontally (side to side), or vertically (up or down). Prior to standardization, alphabetical writing was done both left-to-right (LTR or sinistrodextrally) and right-to-left (RTL or dextrosinistrally). It was most commonly written boustrophedonically: starting in one (horizontal) direction, then turning at the end of the line and reversing direction.

The Greek alphabet and its successors settled on a left-to-right pattern, from the top to the bottom of the page. Other scripts, such as Arabic and Hebrew, came to be written right-to-left. Scripts that incorporate Chinese characters have traditionally been written vertically (top-to-bottom), from the right to the left of the page, but nowadays are frequently written left-to-right, top-to-bottom, due to Western influence, a growing need to accommodate terms in the Latin script, and technical limitations in popular electronic document formats. Chinese characters sometimes, as in signage, especially when signifying something old or traditional, may also be written from right to left. The Old Uyghur alphabet and its descendants are unique in being written top-to-bottom, left-to-right; this direction originated from an ancestral Semitic direction by rotating the page 90° counter-clockwise to conform to the appearance of vertical Chinese writing. Several scripts used in the Philippines and Indonesia, such as Hanunó'o, are traditionally written with lines moving away from the writer, from bottom to top, but are read horizontally left to right; however, Kulitan, another Philippine script, is written top to bottom and right to left. Ogham is written bottom to top and read vertically, commonly on the corner of a stone.

On computers

In computers and telecommunication systems, writing systems are generally not codified as such,[clarification needed] but graphemes and other grapheme-like units that are required for text processing are represented by "characters" that typically manifest in encoded form. There are many character encoding standards and related technologies, such as ISO/IEC 8859-1 (a character repertoire and encoding scheme oriented toward the Latin script), CJK (Chinese, Japanese, Korean) and bi-directional text. Today, many such standards are re-defined in a collective standard, the ISO/IEC 10646 "Universal Character Set", and a parallel, closely related expanded work, The Unicode Standard. Both are generally encompassed by the term Unicode. In Unicode, each character, in every language's writing system, is (simplifying slightly) given a unique identification number, known as its code point. Computer operating systems use code points to look up characters in the font file, so the characters can be displayed on the page or screen.

A keyboard is the device most commonly used for writing via computer. Each key is associated with a standard code which the keyboard sends to the computer when it is pressed. By using a combination of alphabetic keys with modifier keys such as Ctrl, Alt, Shift and AltGr, various character codes are generated and sent to the CPU. The operating system intercepts and converts those signals to the appropriate characters based on the keyboard layout and input method, and then delivers those converted codes and characters to the running application software, which in turn looks up the appropriate glyph in the currently used font file, and requests the operating system to draw these on the screen.

See also

References

Citations

  1. ^ "Definitions of writing systems". Omniglot: The Online Encyclopedia of Writing Systems and Languages. www.omniglot.com. Retrieved 2013-06-29.
  2. ^ Coulmas, Florian. 2003. Writing systems. An introduction. Cambridge University Press. pg. 35.
  3. ^ David Crystal (2008), A Dictionary of Linguistics and Phonetics, 6th Edition, p. 481, Wiley
  4. ^ Hadumod Bußmann (1998), Routledge Dictionary of Language and Linguistics, p. 1294, Taylor & Francis
  5. ^ Hadumod Bußmann (1998), Routledge Dictionary of Language and Linguistics, p. 979, Taylor & Francis
  6. ^ Harriet Joseph Ottenheimer (2012), The Anthropology of Language: An Introduction to Linguistic Anthropology, p. 194, Cengage Learning
  7. ^ "Is it plausible to have two written forms of one spoken language that are so different as to be indecipherable?". Worldbuilding Stack Exchange.
  8. ^ Metaphor and Analogy in the Sciences, p. 126, Springer Science & Business Media (2013)
  9. ^ Robert Bagley (2004). "Anyang writing and the origin of the Chinese writing system". In Houston, Stephen (ed.). The First Writing: Script Invention as History and Process. Cambridge University Press. p. 190. ISBN 9780521838610. Retrieved 3 April 2019.
  10. ^ William G. Boltz (1999). "Language and Writing". In Loewe, Michael; Shaughnessy, Edward L. (eds.). The Cambridge History of Ancient China: From the Origins of Civilization to 221 BC. Cambridge University Press. p. 108. ISBN 9780521470308. Retrieved 3 April 2019.
  11. ^ David N. Keightley, Noel Barnard. The Origins of Chinese civilization. Page 415-416
  12. ^ Sex and Eroticism in Mesopotamian Literature. By Dr Gwendolyn Leick. Pg 3.
  13. ^ Coulmas, Florian (1996). The Blackwell Encyclopedia of Writing Systems. Oxford: Blackwell Publishers Ltd. ISBN 0-631-21481-X.
  14. ^ Millard 1986, p. 396
  15. ^ Haarmann 2004, p. 96
  16. ^ David Diringer (1962): Writing. London.
  17. ^ Archibald Hill (1967): The typology of Writing systems. In: William A. Austin (ed.), Papers in Linguistics in Honor of Leon Dostert. The Hague, 92–99.
  18. ^ John DeFrancis (1989): Visible speech. The diverse oneness of writing systems. Honolulu
  19. ^ Geoffrey Sampson (1986): Writing Systems. A Linguistic Approach. London
  20. ^ Alice Faber (1992): Phonemic segmentation as an epiphenomenon. Evidence from the history of alphabetic writing. In: Pamela Downing et al. (ed.): The Linguistics of Literacy. Amsterdam. 111–134.
  21. ^ Daniels and Bright 1996, p. 4
  22. ^ See Primus, Beatrice (2004), "A featural analysis of the Modern Roman Alphabet" (PDF), Written Language and Literacy, 7 (2): 235–274, retrieved 2015-12-05
  23. ^ Cammarosano, Michele. "Cuneiform Writing Techniques". cuneiform.neocities.org. Retrieved 2018-07-18.
  24. ^ Cammarosano, Michele (2014). "The Cuneiform Stylus". Mesopotamia. XLIX: 53–90 – via https://osf.io/dfng4/.
  25. ^ Threatte, Leslie (1980). The grammar of Attic inscriptions. W. de Gruyter. pp. 54–55. ISBN 3-11-007344-7.

Sources

External links