خشایار دیهیمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خشایار دیهیمی
خشایار دیهیمی .jpg
زمینهٔ کاری ترجمه
زادروز ۱۳۳۴
تبریز
پدر و مادر نصرالله دیهیمی
ملیت ایرانی
محل زندگی کلاردشت
پیشه نویسنده، مترجم، ویراستار
همسر(ها) رویا رضوانی
فرزندان نازنین دیهیمی

خشایار دیهیمی (زادهٔ ۲۰ آبان ۱۳۳۴ تبریز) مترجم و ویراستار آثار ادبی و فلسفی‌ست. او آثار متعددی در فلسفه سیاسی، فلسفه زندگی، ادبیات بلوک شرق، به فارسی ترجمه و منتشر شده است. سرپرستی ترجمه چند مجموعه کتاب از جمله نسل قلم، تجربه و هنر زندگی، مجموعه ن‍ام‌ آوران‌ ف‍ره‍ن‍گ‌ را بر عهده داشته است. به قلم این مترجم و ویراستار قریب یک‌صد و بیست ترجمه و ویراستاری یک‌صد طی سی و پنج سال فعالیت فرهنگی منتشر شده است. علاوه بر ترجمه ویراستاری تدریس فلسفه سیاسی، همچنین روزنامه‌نگاری و همکاری مستمر با نشریه‌ها و مجله‌ها از دیگر فعالیت‌های اوست. عضویت در کانون نویسندگان ایران، فعالیت‌های مدنی و اجتماعی هم بخشی دیگر از تلاش‌های اوست.در چهارمین جشن ملی مترجمان، از سوی مخاطب‌های فلسفه و ادبیات به عنوان مترجم محبوب معرفی شد.[۱][۲][۳][۴][۵][۶]

زندگی‌نامه[ویرایش]

خشایار دیهیمی ۲۰ آبان‌ماه سال ۱۳۳۴ در تبریز به دنیا آمد. نصرالله دیهیمی، پدر او دانش‌آموخته تعلیم و تربیت و استاد دانشگاه و مترجم بود. برادر این مترجم ایرج دیهیمی پزشک است. دختر او نازنین دیهیمی مترجم و ویراستار بود. همچنین رؤیا رضوانی همسرش مترجم است.[۷][۸][۹][۱۰]

کودکی و نوجوانی[ویرایش]

او نخستین سال‌های زندگی‌اش و بخشی از تحصیلات ابتدایی را در تبریز گذراند، در اوائل نوجوانی همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد و در منطقه تهران‌پارس در پایتخت ساکن شدند. خواندن را پیش از رفتن به مدرسه می‌آموزد. او در این باره گفته بود:«از ۱۰سالگی یک کتاب‌خوان حرفه‌ای بودم، یعنی بدون اغراق باید روزی یک کتاب را می‌خواندم. خوشبختانه از ادبیات شروع کردم.» [۱۱]

جوانی[ویرایش]

او به واسطه آشنایی و معاشرت با غلام‌حسین ساعدی در دهه پنجاه با محافل ادبی و روشنفکری، نویسندگان و مترجم‌ها در کانون نویسندگان ایران و فضاهای دیگر ارتباط می‌گیرد. سال ۱۳۵۶ از دانشگاه تبریز در رشته مهندسی شیمی فارغ‌التحصیل می‌شود.[۱۲] در نخستین سال‌های (۱۳۵۲ تا ۱۳۶۱) جوانی در شهر ملکان، به معلمی اشتغال داشت. او سال ۱۳۶۱ به دلائل سیاسی بازداشت و دو سال در زندان تبریز حبس می‌شود.[۱۳] او پس از زندان به کار در یک کارخانه لاستیک سازی مشغول شد. دربارهٔ آن تجربه گفته‌است: «چون شیمی خوانده بودم با گرایش پلیمر، در یک کارخانه لاستیک‌سازی مشغول کار شدم و یک سال آنجا کار کردم. بعد دیدم نمی‌توانم و اگر این‌طور پیش بروم، قطعاً می‌میرم. کارش سخت نبود، اما عشق من نبود. گرچه آنجا هم ۱۰ کتاب راجع به صنعت لاستیک درآوردم و بعد هم دائرةالمعارف صنعت لاستیک را ترجمه و تألیف کردم که البته دوستان محبت فرمودند و به اسم خودشان چاپ کردند و از قضای روزگار جایزه بهترین کتاب را هم گرفت!»[۱۴][۱۵]

او پس از اینکه از زندان تبریز آزاد شد، در مجموعه انتشارات انقلاب اسلامی، فرانکلین سابق[۱۶] به کار مشغول می‌شود. دیهیمی در سال ۱۳۶۵ در انتشارات انقلاب اسلامی مشغول به کار شد و مسوول ویرایش کتاب تاریخ تمدن اثر ویل دورانت بود. او در روایت آن فعالیت گفته‌است: « به عنوان نمونه‌خوان به انتشارات فرانکلین رفتم. آنجا تاریخ تمدن را ویرایش کردم که از بزرگ‌ترین بخت‌های من بود چرا که موقع نمونه‌خوانی متوجه شدم، جاافتادگی و غلط بسیاری دارد و ترجمه نامفهوم است. با کلی مکافات متقاعدشان کردم که آن را دوباره از نو ویرایش کنم؛ و این کار دانش و بینش مرا خیلی بالا برد. با اینکه به‌لحاظ مادی من واقعاً به فلاکت افتادم، چون ماهی سه هزار تومان حقوق می‌گرفتم و باید هر دو ماه یک‌بار یک جلد را سطر به سطر مقابله می‌کردم و می‌نوشتم. بعد هم خودم شروع به ترجمه کردم.»[۱۴][۱۷]

نخستین ترجمه[ویرایش]

او از کودکی کتابخوان بار می‌آید و زبان انگلیسی را در خانه از پدرش و با پشتکار فردی می‌آموزد و همچنین از کمک‌های عبدالله توکل مترجم پیش‌کسوت برای کمک می‌گیرد؛ او در این‌باره می‌گوید: «استاد اصلی من در یادگیری فوت و فن ترجمه، عبدالله توکل بود. توکل تقریباً مثل پدر من بود. خانه یکی بودیم و من از بچگی او را می‌شناختم. در آموزش و پرورش، مدیرکل روابط بین‌الملل بود. پدر من هم آموزش و پرورشی بود با هم همکار بودند، او اوقات فراغتش می‌نشست و ترجمه می‌کرد. خیلی آدم دوست داشتنی بود. با همان بیان ترکی شیرینش می‌گفت ببین بدبختی ما این است که ۹۹ درصد مترجمان ما تعداد کتاب‌هایی که ترجمه کردند، مساوی تعداد کتاب‌هایی است که خوانده‌اند؛ و حتی گاهی بیشتر از کتاب‌هایی است که خواندند، چون بعضی از ترجمه‌ها را یک بار قبل از دست به ترجمه بردن نخواندند. پس اگر می‌خواهی اجازه من را برای ورود به کار ترجمه داشته باشی، باید به ازای پنجاه کتابی که می‌خوانی یک کتاب ترجمه کن. من تا امروز به این نصیحت عمل کردم.[۱۸]

همچنین دربارهٔ روی آوردن به ترجمه به روزنامه شرق گفته بود: من هم چون از مطالعه خیلی لذت می‌بردم، خواستم این لذت را با دیگران تقسیم کنم. درست مثل آدمی که یک گل سرخ در باغچه می‌بیند، خیلی دلش می‌خواهد یک نفر را پیدا کند و بگوید این گل را نگاه کن چقدر قشنگ است و لذتش بیشتر می‌شود. در ضمن نظام‌مند و مسئله‌محور مطالعه می‌کردم، یعنی دایم در ذهنم سؤال وجود داشت و باید به این سوالات جواب می‌دادم، هر کتابی من را به کتاب دیگری می‌رساند و آن کتاب به رشته دیگر و همین‌طور ادامه داشت، در کارم هم طبیعتاً همین را دنبال کردم، یعنی فکر کردم در این مملکت مطمئناً تنها آدمی نیستم که این سؤال‌ها را دارم.» نخستین ترجمه او اثر نیکلای گوگول به فارسی یادداشت‌های یک دیوانه و هفت قصه دیگر سال ۱۳۶۳ در نشر هاشمی منتشر می‌شود. او دربارهٔ این ترجمه می‌گوید: «برای دلخوشی خودم این ترجمه را انجام داد و از نشان‌دادن آن به عبدالله توکل هراس داشتم. تا اینکه توکل ترجمه را دید و آن را پسندید و مرا تشویق کرد آن را چاپ کنم. ایشان کتاب را داد به رضا براهنی، براهنی شاگرد پدرم بود، با ایشان هم رفت‌وآمد داشتیم. آن موقع مشاور انتشارات هاشمی بود. این‌طور شد که کتاب را دادیم به رضا براهنی و آنجا چاپ شد.»[۱۷][۱۹] این اثر تاکنون بیش از بیست بار تجدید چاپ شده‌است.[۲۰]

روزنامه‌نگاری و همکاری با نشریات[ویرایش]

نخستین فعالیت‌های نوشتاری و فرهنگی او از اواخر دهه پنجاه رقم می‌خورد.او در سال ۱۳۵۸ با نشریه جنبش متعلق به علی اصغر حاج سیدجوادی همکاری کرد.[۲۱]. اواخر دهه شصت در بنیانگذاری و انتشار نشریه نگاه نو با محمدتقی بانکی و علی میرزایی به عنوان دبیر شورای نویسندگان همکاری کرد.به علت فشار نهادهای امنیتی پس از ۵ شماره از دبیری شورای نویسندگان کنار رفت ولی با با نوشتن و ترجمه کردن به همکاری با نگاهِ نو ادامه داد.[۲۲]

او در سال‌های دهه هفتاد و روی کارآمدن دولت اصلاحات به‌طور ثابت به نشریه‌های دوم خردادی به عنوان نویسنده سرمقاله این نشریه‌ها و یا تحلیل‌گر و فعال اجتماعی و روشنفکری با ترجمه و نگارش مقاله و حضور در گفتگوها و میزگردها به‌طور مستمر همکاری داشت و گزیده‌ای از آن مقاله‌ها در کتاب این ابرها خواهند بارید منتشر شده است.[۲۳][۲۴] همچنین مسئولیت مشاور ارشد دوره دوم مجله شهروند امروز و نیز سردبیری ویژه‌نامه جنگ و صلح مهرنامه از دیگر سوابق روزنامه‌نگاری این مترجم و روشنفکر و نویسنده است.[۲۵]

دیدگاه‌ها[ویرایش]

خشایار دیهیمی در حوزه‌های مختلف اجتماعی، مدنی، حقوق و اخلاق شهروندی، همچنین ادبیات و ترجمه در قالب مقاله‌ها و گفت‌وگو‌ها یا میز‌گرد‌هایی دیدگاهایش را تبیین کرده است.

دیدگاه‌های مدنی و اجتماعی[ویرایش]

  • او در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ به همراه بابک احمدی با انتشار بیانیه‌ای به دفاع از اصلاح‌طلبی در انتخابات پرداختند و تأکید کردند که کارنامه چهارساله آقای احمدی‌نژاد اسباب سرشکستگی حکومت و تحقیر ملی بوده‌است.[۲۶]
  • دیهیمی از جمله ۱۴۰ هنرمند ایرانی بود که با امضاء طوماری در مورخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۲، همراه با سایر اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان، ضمن قدردانی انصراف عارف به نفع روحانی، از نامزدی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ حمایت علنی کرد.[۲۷][۲۸]
  • دیهیمی در فروردین ۱۳۹۴ طی نامه‌ای شدیداللحن در صفحهٔ فیسبوک خود، سید علی خامنه‌ای رهبر ایران را به مصاف فراخواند و با لحن بسیار تندی با او سخن گفت. عنوان نامه «مصاف مستقیم ـ سخن آخر» بود.خشایار دیهیمی در تاریخ چهارم فروردین ۱۳۹۴، در یادداشتی دیگر به کار بردن برخی واژه های نامناسب در نامه خطاب به علی خامنه‌ای توضیح داد و آن را زیبنده قلم یک شهروند ندانست.
  • او پیش‌تر نیز در ۲۰ مهر ماه ۱۳۹۳ در نامهٔ سرگشادهٔ دیگری خطاب به صادق لاریجانی به سخنان تهدیدآمیز او دربارهٔ رسانه‌هایی که فساد را پیگیری می‌کنند، واکنش نشان داده بود. دیهیمی این نامه را در صفحه فیسبوک با تیتر «مملکت بی قانون» و با امضاء شهروند، خشایار دیهیمی منتشر کرد. در بخشی از آن نوشت:«آقای رئیس قوه قضائیه! باز هم که تهدید می‌کنی! جز تهدید و ارعاب و زندان و شلاق چیزی هم نمی‌شناسی. در دست تو شلاق است در دل من اخلاق! تو تهدید به احضار شهروندانی می‌کنی که فریادشان از فساد لانه کرده درنظام به هواست. آن هم نه فقط فساد مالی، بلکه فساد اخلاقی، دروغگویی و حق را ناحق کردن. مرا هم زبان تهدید هست. مرجع من هم تو نیستی. عدالت است. تو از بزرگنمایی فساد در نظام می‌گویی من از لاپوشانی فساد در نظام.»[۲۹]

دیدگاه‌ها دربارهٔ ادبیات، ترجمه و فلسفه[ویرایش]

  • فلسفه از دوران سقراط در ذات و گوهر خودش، مال آگورا و میدان عمومی بوده، برای این بوده که مردم یاد بگیرند بهتر و سالم‌تر زندگی کنند.[۳۰]
  • متأسفانه فلسفه در ایران مدتهاست به بحث‌های فنی محدود شده و در حالی که اگر فلسفه نتواند به بهتر کردن زندگی کمک کند، به درد نمی‌خورد.[۳۱]
  • به‌ نظر من ادبیات مادر همه دانش‌ها است، مادر فضیلت است، مادر اخلاق و فلسفه است. ادبیات فراتر از همه اینهاست. کسانی که تنها در رشته‌های دیگر به‌صورت تخصصی کار می‌کنند و می‌خوانند و به ادبیات نمی‌پردازند، هرگز نمی‌توانند رشته خودشان را هم درک کنند. باید با ادبیات شروع کرد. ادبیات آدم را، آدم می‌کند و به آدم وسعت نظر و سعه‌صدر می‌بخشد. چون در ادبیات تنها با یک ایده مواجه نیستید، با آدم‌های واقعی زندگی می‌کنید.[۳۲]
  • مترجم یک ایدئولوگ نیست. مترجم، مترجم است. ممکن است من کتابی را ترجمه کنم که مطلقاً با عقاید نویسنده‌اش موافق نیستم؛ اما خوانده شدن آن را ضروری می‌دانم؛ بنابراین من کار ایدئولوژیک نمی‌کنم. من تبلیغ و پروپاگاندا هم نمی‌کنم. من می‌گویم اگر می‌خواهیم کار کسی را نقد کنیم، باید اول اصل متن او در دست باشد.[۳۳]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

  • یادداشت‌های یک دیوانه، اثر نیکلای گوگول، نشر نی[۳۴]
  • فرهنگ اندیشه‌های سیاسی، نشر نی[۳۵]
  • دیالکتیک تنهایی، اثر اوکتاویو پاز، نشر لوح فکر
  • بخشودن اثر ایو گارارد و دیوید مک ناتون، نشر گمان[۳۶]
  • فلسفه ترس، اثر لارس اسوندسون، نشر گمان.
  • اولویت دموکراسی بر فلسفه اثر ریچارد رورتی، انتشارات طرح نو.
  • بیچارگان اثر فیودور داستایفسکی، نشر نی.
  • سوءتفاهم اثر آلبر کامو، نشر ماهی.
  • صالحاناثر آلبر کامو، نشر ماهی.[۳۷]
  • روح پراگ اثر ایوان کلیما، نشر نی.
  • شهرفرنگ اروپا اثر پاتریک اوئورژدنیک، نشر ماهی.
  • فیلسوفان قرن بیستم اثر مایکل ایچ. لس ناف، نشر ماهی.
  • این ابرها خواهند بارید، مجموعه یادداشتهای سیاسی، انتشارات طرح نو.
  • دروغ/اراده آزاد اثر سام هریس، نشر گمان.
  • نویسندگان روس، نشر نی.
  • فلسفهٔ سورن کی‌یرکگور، سوزان لی اندرسون، تهران: انتشارات طرح نو، ۱۳۸۵.
  • ژان پل سارتر، جودیت باتلر، ۱۳۸۱
  • آنری برگسون، سنفورد ار. شوارتس، نشر ماهی، ۱۳۸۲
  • آندره ژید، ونیو روسّی، نشر ماهی، ۱۳۸۱
  • آلبر کامو،‌ژرمن بره،‌نشر ماهی، ۱۳۸۳

منابع[ویرایش]

  1. فهرست آثار خشایار دیهیمی در کتابخانه ملی
  2. تجدید چاپ مجموعه نسل قلم بعد بیست و پنج سال
  3. گفت‌وگو با خشایار دیهیمی درباره مجموعه «تجربه و هنر زندگی»
  4. درباره مجموعه نام آوران فرهنگ
  5. فلسفه در ایران محدود به بحث فنی شده است
  6. ​برگزیدگان «مترجم محبوب من» مشخص شد
  7. روایتی از دانشگاه تبریز و دانشجویان آن
  8. زندگی در کودکستان ترجمه نصرالله دیهیمی
  9. آثار نصرالله دیهیمی
  10. شرح حال مختصر رؤیا رضوانی[پیوند مرده]
  11. گفتگو روزنامه شرق با خشایار دیهیمی
  12. گفتگو با خشایار دیهیمی، آواز با صدای دیگران
  13. گفت و با خشایار دیهیمی در وب سایت توانا
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ گفتگو با خشایار دیهیمی
  15. آواز خواندن با صدای دیگران
  16. مروری بر تاریخ انتشارت فرانکلین
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ گفتگو با خشایار دیهیمی
  18. گفتگو با دیهیمی
  19. یادداشت‌های یک دیوانه و هفت قصه دیگر در کتابخانه ملی
  20. یادداشت‌های یک دیوانه چاپ نوزدهم
  21. «زندگی‌نامه خشایار دیهیمی». فارس. دریافت‌شده در ۴ اوت ۲۰۱۵.
  22. گفت‌وگو با علی میرزایی به بهانه 20 سالگی نگاه نو
  23. این ابرها خواهند بارید
  24. مجموعه مقالات خشایار دیهیمی
  25. اعتراض دیهیمی به مدیران مهرنامه
  26. مجله آیین، خرداد ۱۳۸۸، شماره ۲۱
  27. حمایت ۱۴۰ هنرمند برجسته کشور از حسن روحانی وبگاه رسمی حسن روحانی
  28. حمایت ۱۴۰ هنرمند برجسته کشور از حسن روحانی در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بایگانی‌شده در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۳ توسط Wayback Machine سینما آنلاین
  29. صفحۀ فیسبوک دیهیمی
  30. مصاحبه با دیهیمی
  31. فلسفه در ایران محدود به مباحث فنی است
  32. گفت و گو با شرق
  33. مترجم ایدئولوگ نیست
  34. «یادداشت‌های یک دیوانه». نشر نی. دریافت‌شده در ۴ اوت ۲۰۱۵.
  35. «فرهنگ اندیشه‌های سیاسی». نشر نی. دریافت‌شده در ۴ اوت ۲۰۱۵.
  36. «بخشودن». نشر گمان. دریافت‌شده در ۴ اوت ۲۰۱۵.
  37. «صالحان». نشر ماهی. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۴ اوت ۲۰۱۵.

پیوند به بیرون[ویرایش]