خسته قاسم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
خسته قاسم
Khasta Qasim.jpg
تصویری خیالی از خسته قاسم
زمینهٔ کاری شاعر، عارف و فیلسوف
زادروز ۱۶۸۴ میلادی
تیکمه داش، بستان آباد
مرگ ۱۷۶۰ میلادی
ملیت ترک آذربایجانی
جایگاه خاکسپاری تیکمه داش، بستان آباد

خسته قاسم شاعر، عارف و فیلسوف دوره افشاریه، (۱۷۶۰–۱۶۸۴ میلادی)، متولد و در گذشته تیکمه‌داش می‌باشد. او یکی از ستونهای استواری موسیقی عاشیقی است.[۱] در آوازهای سروده شده توسط خسته قاسم حضور عنصر عرفان، در شکل شکایت از دنیا، چیرگی دارد. مثالی از ساخته‌های خسته قاسم، با ترجمه شهربانو قایاقیزی:

گل بیر سندن خبر آلیم --- سلیماندان قالان دونیا

ازلی گول کیمی آچیب ---- آخیریندان سولان دونیا …

خسته قاسیم قالیب ناچار ---- بو سیرری بس کیملر آچار

گلن فونار قونان کؤچر ---- هئی سالیرسان تالان دونیا

(بیا از توسوال کنم ---- ای دنیائی که از سلیمان باقی‌ماندی

ای که در اول مثل گل باز شده ---- در آخر پژمرده شده …

خسته قاسم مغشوش مانده ---- این راز را چه کسی کشف می‌کند

کسی که می‌آید می‌ماندو آنکه می‌ماند کوچ می‌کند --- ای دنیائی که همیشه نابود می‌کنی)

خسته قاسم در اردبیل با طریقت شیخ صفی آشنا گشته و وارد خانقاه شیخ صفی شده و مدتی در چله نشسته‌است تا به «وحدت وجود» واصل گردد. خسته قاسم شاعری والامقام و فقیهی بزرگ بوده‌است که به نوشتهٔ خویش، باده از ساقی کوثر گرفته و مست الست گشته و به قول آشیقها از حضرت علی «بوتا» گرفته‌است. عالم بر علم جفر ـ اعداد بوده‌است و در بسیاری از اشعارش وقوف وی را بر حروف و اعداد مسلم می‌دانیم و از این هنر بارها و بارها در اشعار خود استفاده کرده‌است.[۲]

خسته قاسم تسلط کامل بر ادبیات عربی و فارسی و ترکی داشته و به ویژه شاعران بزرگ آذربایجان را می‌پسندیده‌است. او در یک شعرش به نسیمی اشاره می‌کند، در چندین شعر از شاه ختایی به احترام یاد کرده و فضولی نیز شاعر مورد پسند وی بوده‌است و حتی خود را از نسل او می‌داند:

او محتشم فضولی‌نین نسلی‌یم

بحرلرده من عمانام، سن نه سن؟

یوز اون دؤرد سوره نی معنا ائیله رم

من ازبردن قرآن خوانام، سن نه سن؟[۲]

آثار[ویرایش]

از آثار خسته قاسم می‌توان به «دورما جون» و «بیون» اشاره کرد. حسین ساعی دو جلد کتاب، تحت عنوان‌های عاشیق خسته قاسیم[۳] و من قاسیمام سینه‌م حاقین کلامی،[۴] را در مورد خسته قاسم نوشته‌است. کتاب دیگر در این زمینه عاشیق خسته قاسم.[۵]

مدفن[ویرایش]

مقبره خسته قاسم در ۷۵کیلومتری جاده تبریز به تهران در شهر تیکمه داش در آذربایجان شرقی واقع شده‌است. این مقبره شامل یک ورودی و گنبدخانه‌ای هشت ضلعی است؛ و در طول سال شاهد بازدید هنردوستان از نقاط مختلف ایران و سایر کشورهای همسایه می‌باشد.

منابع[ویرایش]

  1. «خسته قاسم یکی از برجسته‌ترین افراد در حوزه موسیقی عاشیقی». اهراب نیوز. ۲۲ مرداد ۱۳۹۲.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ تاریخ ادبیات آذربایجان، م. کریمی، یکتا رصد، ۱۳۸۴
  3. ساعی، حسین (۱۳۸۸). من قاسیمام سینه‌م حاقین کلامی. یاران.
  4. ساعی، حسین (۱۳۸۰). عاشیق خسته قاسیم. زرقلم.
  5. نقابی، محمدعلی (۲۰۱۱). عاشیق خسته قاسم. مؤسسه انتشارات تلاش.
Khasta Qasim
Khasta Qasim.jpg
Born1684
Tekmeh Dash, Eastern Azerbaijan, Iran
Died1760
Shamakhi, Shirvan (modern-day Azerbaijan)
OccupationPoet

Khasta Qasim (Persian: خسته قاسم‎: born 1684 — died 1760) – was an Iranian Azerbaijani poet of Azerbaijani literature. Khasta Qasim was one of the best Azerbaijani-language poets; he was also a mystic and philosopher in the era of the Afsharid dynasty (17th century) and popularly known as Dada and Gasim.

Khasta Gasim was born about 1680 in the village of Tikmedash, near Tabriz in one of the most educated families in Tabriz, which is evident from the preserved poetic heritage of the poet. In the 17th century, such forms of folk art, as ashug dastanskoe poetry and art were widely distributed not only in Tabriz, but also in the surrounding area. Since childhood, Gasim was interested in poetry. He learned Arabic and Persian languages and mastered new knowledge in the arts of poetry, philosophy, history, Islam, and astronomy. Gasim also deeply studied the literary heritage of Fuzûlî, and thought of himself as his descendant.

Gasim mastered the experience of previous masters such as Dede Korkut, Shirvanly mall Gasim, Gharib, Gurbani Tufarganli Abbas, creating poetry, is taking part in polishing and improving the linguistic and stylistic means Dastan Keroglu. In connection with the invasion in 1734 the troops of Nadir Shah and the conquest of Tabriz, many poets and their families were evicted.

Khasta Gasim permanently settled in Shamakhi and thereafter holds in Shirvan. Also, for some time he lived at the court of one of the Shirvan Khanate - Garakhan. During a trip to Derbent, Dede Gasim met Ashug Lezgi Ahmed. It is well known among poets held a contest where both sides exchanged poems, riddles ("deyishme").

References

  • Tikmədaşlı Xəstə Qasım in «Mədəniyyət» newspaper 25.07.2012 (in Azerbaijani)
  • Kara Namazov, candidate of philological sciences. Azerbaijan ashik poetry. Khasta Gasim. - Baku: Yazichi, 1984. - 40