خروس (رمان کوتاه)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از خروس (کتاب))
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خروس
Khoros.jpg
نویسنده ابراهیم گلستان
ناشر انتشارات اختران
محل نشر تهران
چاپ اول، نخستین چاپ: انتشارات روزن، لندن نیوجرزی، مرداد ۱۳۷۴، آخرین چاپ: تابستان ۱۳۸۴ اختران، تهران
شمارگان ۳۰۰۰ نسخه
شابک964-7514-70-0
زبان فارسی
تعداد جلد یک جلد
کتابخانهٔ ملی ایران ۸۵۵۰ـ۸۴م
با مقدمه گلستان و دونامه از او

خروس نام داستان بلندی‌ست از ابراهیم گلستان. به گفتهٔ گلستان او این داستان بلند را در آخرین روزهای سال ۱۳۴۸ و تابستان ۱۳۴۹ نوشته است. او به گفتهٔ خود در این کتاب قصد در نمایاندن چهره‌ای از جامعهٔ معاصر خود را داشته‌است. او تکه‌هایی از نسخهٔ اول «خروس» را به مجله‌ای برای چاپ سپرده بوده و بعد از انقلاب این کتاب به صورت ناقص و با جمله‌های کوتاه شده و از بین رفته در قالب مجموعه‌ای به نام «چند قصه کوتاه حاصل ده سال دوران انقلاب» چاپ شده‌است. گلستان اعتراض خود با چاپ این داستان را در ایتدای چاپ کامل این کتاب توسط نشر اختران در خارج از کشور مکتوب کرده‌است.

خلاصهٔ داستان[ویرایش]

دو مساح، از جزیره آمده‌اند و برای رسیدن به شهر منتظر ماشین هستند. آن‌ها از ماشین جا می‌مانند و مجبور می‌شوند شب را در منزل کدخدا بگذرانند. کدخدا از آن‌ها دوستانه پذیرایی می‌کند و برای‌شان سفره‌ای رنگین ترتیب می‌دهد. این دو مهمان بعد از ورود به خانه متوجه صدای بلند و عجیب خروسی می‌شوند. کدخدا خروس را حرام‌زاده می‌داند و معتقد است این خروس از ساعت شماطه‌دار به دنیا آمده‌است. تخم‌مرغی که اتفاقی در ساعت شماطه‌دار خانهٔ کدخدا افتاده و بارورشده و خروسی از آن بیرون آمده. این خروس با آوازهای مکرر نابه‌هنگام‌اش اهالی محل و صاحب‌خانه را ذله کرده‌است. خروس، علاوه بر این، بر کلهٔ بز آذین‌شده سردر خانه، مرتب فضله می‌اندازد. کدخدا به نوکرهایش دستور می‌دهد که خروس را بگیرند و بکشند. سرانجام کدخدا خروس را می‌گیرد و طی مراسمی آیینی با حضور دیگران سر می‌بُرد. دروهمسایه جمع می‌شوند برای آماده کردن خروس برای مراسم شام آیینی. کدخدا با فکر اینکه دو مساح برای یافتن گنج به جزیره رفته بودند بساط مشروبی ترتیب می‌دهد و سعی می‌کند با استفاده از مستی نشانی گنجی که وجود ندارد را از زیر زبان‌شان بیرون بکشد که موفق نمی شود.

دربارهٔ کتاب[ویرایش]

ابراهیم گلستان از زبان در این اثر بسیار استفاده برده است. او با استفاده از ویرگول سعی در ساخت لحن و ایجاد ضرب‌آهنگ در دیالوگ‌ها داشته و از این طریق توانسته شخصیت‌های داستانش را ساخت و پرداخت کند. او در این کتاب از زبانی تمثیلی استفاده کرده‌است. راوی دوست خود را «همراه» می‌نامد، معرف شرکت را «راهنما». جزیره، گنج، کدخدا و از همه مهم‌تر خروس، که مظهر بیداری است، ساختارهای اصلی این کتاب را تشکیل داده‌اند.

حواشی[ویرایش]

ابراهیم گلستان در اعتراض به چاپ غیرقانونی و جراحی شده کتابش در ایران دو نامه می‌نویسد. اولین نامه در تاریخ ۳۱ تیر ماه ۱۳۷۴ خطاب به مدیر انتشاراتی‌ای که کتاب در آن چاپ شده نوشته شده است:

شرم‌آور است، اگر برای شرم معنایی باقی‌مانده باشد. این اقدام شما نادرست بوده‌است. اسم این کار نادرستی‌ست. من وقتم را بیش از تلف نمی‌کنم که از کسانی که چنین کرده‌اند شکایتی به مرجعی یا به مقامی ببرم، که چنین مقام و مرجع را اگر هم باشد، نمی‌شناسم... بهتر است این کش رفتن‌ها و مُثله کردن‌ها بماند برای عملهٔ شکنجه. و عملهٔ شکنجه هم درنیایند به صورت «ناشر» و «ویراستار» و «فرهیخته»...

وی در نامهٔ دوم که در تاریخ یکشنبه ۳۱ژوئیه ۱۹۹۵، خطاب به سردبیر مجله گردون -عباس معروفی- نوشته آورده است:

من نمی‌دانم مجموعه «...» کی درآمده‌است اما در این کتاب که یک هفته پیش دوستی از ایران ارمغان آورده یک داستان تکه‌پاره شده از خودم دیدم که ده سال پیش از انقلاب آن را نوشته بودم... شاید حقارتِ مورد همیشه حکم می‌کرده است چشم پوشیدن. پنجاه سال است. بیش و کمِ چنین حقارت در این میانه مهم نیست، ناصافی و کج و معوجی‌ست که باید ملاحظه‌اش کرد...

منابع[ویرایش]