خانواده تیبو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
'
نویسنده روژه مارتن دوگار
برگرداننده ابوالحسن نجفی
ناشر انتشارات نیلوفر
محل نشر تهران
چاپ چهارم، نخستین چاپ: ۱۳۶۸، آخرین چاپ: ۱۳۷۹
شمارگان ۳۰۰۰
شابکISBN 964-448-069-4(دوره)
زبان فرانسه
تعداد جلد ۴
کتابخانهٔ ملی ایران ۹۹۶–۷۰م*

رمان بلندی است که توسط روژه مارتن دوگار، (۱۹۵۸–۱۸۸۱) نویسنده فرانسوی و برنده جایزه نوبل ادبیات نوشته شده‌است. این رمان از سویی به بررسی وقایع اروپا در سالهای ابتدایی قرن بیستم و سالهای جنگ اول جهانی می‌پردازد و از سویی دیگر همگام با آن شرح وقایع خانواده ثروتمند و فرهیخته فرانسوی یعنی خانواده تیبو را توصیف می‌کند. فرزند کوچک این خانواده، ژاک تیبو با روح سرکش و رام نشدنی اش سرنوشت خود را در دنیای پیرامونش می‌جوید و خانواده را ترک می‌گوید. او در تعامل با اندیشه‌های سوسیالیستی اش به تضاد با خوشبختی و زندگی ایدئال در کنار کسی که دوستش دارد می‌رسد.

عده‌ای از هواخواهان رمان نویسی کلاسیک این رمان را بزرگترین رمان قرن بیستم می‌دانند.

این کتاب در اوایل دهه ۶۰ خورشیدی توسط ابوالحسن نجفی به فارسی برگردان شده است.[۱]

دربارهٔ کتاب[ویرایش]

این رمان به صورت هشت کتاب منتشر شد که عناوین آنها به شرح زیر است:

  1. دفترچه خاکستری
  2. ندامتگاه
  3. فصل گرم
  4. طبابت
  5. سورلینا
  6. مرگ پدر
  7. تابستان ۱۹۱۴
  8. سرانجام

این کتاب در ایران توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده و به چاپ چهارم رسیده‌است. ترجمه کتاب توسط ابوالحسن نجفی انجام شده و به صورت چهار مجلد ارائه شده‌است. بسیاری این ترجمه را گوهری در زبان فارسی می‌دانند. تصویرسازی‌های کتاب توسط قباد شیوا انجام شده‌است و موخره‌ای به قلم آلبر کامو به ترجمه منوچهر بدیعی در انتهای کتاب آورده شده‌است.

نقد و بررسی[ویرایش]

این کتاب را که برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۳۷ است یکی از بزرگترین رمان‌های قرن دانسته‌اند. بررسی دقیق و موشکافانه وقایع فرانسه پیش از جنگ جهانی جلد سوم و چهارم کتاب را تا حد یک سند تاریخی ارزشمند جلوه می‌کنند. اکثر اشخاصی که نامشان در جلد هفتم کتاب (تابستان ۱۹۱۴) آمده‌است اشخاص حقیقی هستند.

  • روژه مارتن دوگار خود در مراسم دریافت جایزه نوبل می‌گوید: «رمان نویس واقعی کسی است که می‌خواهد همواره در شناخت انسان پیش‌تر برود و در هریک از شخصیت‌هایی که می‌آفریند زندگی فردی را آشکار کند، یعنی نشان دهد که هر موجود انسانی نمونه ایست که هرگز تکرار نخواهد شد. اگر اثر رمان نویس بخت جاودانگی داشته باشد به یمن کمیت و کیفیت زندگی‌های منحصربه‌فردی است که توانسته‌است به صحنه بیاورد؛ ولی این به تنهایی کافی نیست. رمان نویس باید زندگی کلی را نیز حس کند، باید اثرش نشان دهنده جهان بینی خاص او باشد. هر یک از آفریده‌های رمان نویس واقعی همواره بیش و کم در اندیشه هستی و ماورای هستی است و شرح زندگانی هریک از این موجودات، بیش از آنکه تحقیقی دربارهٔ انسان باشد، پرسش اضطراب آمیزی دربارهٔ معنای زندگی است.»

بدون شک نویسنده همانگونه که در بالا ذکر می‌کند رمان خانواده تیبو را در دو جبهه یاد شده به ظرافت و مهارت پیش می‌برد. نخست زندگی شخصی خانواده تیبو، از بزرگ خاندان یعنی اسکار تیبو و سپس فرزند اول او یعنی آنتوان و به طور گسترده زندگی شخصی قهرمان داستان یعنی ژاک تیبو. در رویکردی دیگر دوگار وقایع اروپای قبل از جنگ اول جهانی و اروپای درگیر جنگ را به شکلی حیرت‌آور از نظر استاد تاریخی نقل می‌کند. اشراف نویسنده به وقایع رخدادهای اروپا و شناختن افراد دولتی و حزبی و حتی ژورنالیستی بسیار گسترده‌است. هنر دوگار آنجا نمایان می‌شود که او این دو جبهه را با هم می‌آمیزد.

ممکن است طرفداران «رمان نو» به این رمان بی‌اعتنایی کنند و آن را در سبک رمان‌های نوشته‌شده به شیوه کهنه بدانند اما این نکته نباید از نظر پنهان بماند که در آغاز رمان نویسی مدرن دو راه بیشتر پیش پای رمان نویس نبوده‌است: یکی راه تالستوی و دیگری راه داستایوفسکی. اولی راه تصویر نمودن دنیا به شیوه رئالیستی و حقیقی و دوم تصویر کردن دنیا از منظر چشم درون و جدال آن با واقعیت‌های دنیای خارج. دوگار آشکارا به راه تالستوی رفته‌است.

کتاب به دست نشسته پشت میزی یا لم داده توی صندلی راحتی، یکی از زیباترین مناظر جهان است. صفحه به صفحه می‌خوانیم و ورق می‌زنیم، فارغ از چند و چون این زندگی روزمره و به دور از صداهای گوش خراش این جهان، در زندگانی موجود در کتاب غرق می‌شویم و چون سر برمی‌آوریم خود را و جهان را بهتر و عمیق‌تر شناخته‌ایم. خانواده تیبو اثر روژه مارتن دوگار به ترجمه ابوالحسن نجفی لذتی چنین را فراهم می‌کند. ماهی و اگر به خست ورق بزنید، چند ماهی خلوتتان را پر خواهد کرد و حاصل شاید این باشد که با زندگانی خانواده‌ای در آغاز این قرن آشنا شوید و با این قرن که ما در پایان آنیم. راستی زیباست وقتی پشت میزی می‌نشینید یا در صندلی راحتی لم می‌دهید و کتابی را صفحه به صفحه ورق می‌زنید، به ویژه اگر کتابی باشد مثل خانواده تیبو که اگر فقط چند صفحه از آن را بخوانید، با دریغ زمین خواهید گذاشت و فردا در این التهاب خواهید بود که کی باز به دستش می‌گیرید و ورق می‌زنید.

  • سید علی خامنه ای طی بازدید از نمایشگاه کتاب در اردیبهشت سال ۱۳۹۷ خاطره ای بدین مضمون در خصوص کتاب و ترجمه آن ذکر می‌کند:

سالها قبل ابوالحسن نجفی با آقای مرحوم حبیبی و چند نفر دیگر از بزرگان ادبیات آمدند پیش ما. من پرسیدم «شما مترجم "خانواده تیبو" هستید؟» آقای نجفی از اینکه من اسم این رمان را بلدم تعجب کردند. بعد که نشستیم من از رمان تعریف کردم و نقدی هم به ترجمه ایشان گفتم. آقای نجفی با تعجب بیشتر پرسید: «شما واقعاً هر چهار جلد را خوانده‌اید؟ من اصلاً فکرش را نمی‌کردم شما حتی اسمش را شنیده باشید! ... کتاب خانواده‌ی تیبو رمان خیلی خوبی بود که متأسفانه در حد قدرش معروف نشد.[۲]

منابع[ویرایش]

  1. «ناگفته‌های ابوالحسن نجفی از ترجمه کتاب «خانواده تیبو»». خبرگزاری فارس، ۴ شهریور ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۱۲ مه ۲۰۱۸. 
  2. «روایت بازدید رهبر انقلاب از سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران». دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷. بازبینی‌شده در ۱۲ مه ۲۰۱۸. 
  1. مارتن دوگار، روژه. خانواده تیبو. ترجمهٔ ابوالحسن نجفی. تهران : انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۶
  2. فهرست آثار انتشارات نیلوفر
  3. http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=39567