این یک مقالهٔ خوب است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

خاندان خواجه‌نوری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
خاندان خواجه‌نوری
Nezamiyeh polyptych fresco.jpg
یک نقاشی دیواری در عمارت نظامیه از مراسم سلام در حضور ناصرالدین‌شاه. در این تصویر میرزا آقاخان نوری در مقام صدراعظم در سمت راست ناصرلدین شاه و دو پسرش میرزا کاظم و میرزا داوود، به عنوان عالی‌ترین مقامات سیاسی ایران بعد از او، در طرفین تصویر دیده می‌شوند.
اصالت ایرانی
زادبوم بلده، مازندران
مشاهیر میرزا آقاخان نوری
حسینقلی‌خان صدرالسلطنه
ابراهیم خواجه‌نوری
ریشه‌شناسی اسم منسوب به طایفه خواجه از بلده‌ی نور

خاندان خواجه نوری یکی از خاندان‌های نام‌آور در تاریخ معاصر ایران است. اصل این خانواده از ناحیه بلده در مازندران بوده است و در آنجا در اواخر دوره صفویان و در طول دوران افشاریه و زندیه قدرتی محلی داشتند. از آغاز دوره قاجار اعضای این خانواده در مشاغل دیوانی و مناصب لشکری وارد عرصه سیاست شدند. مقر اصلی این خانواده در تهران بود که در آنجا در دربار قاجار خدمت می‌کردند. به تدریج بر اثر ماموریت‌های سیاسی دو شاخه‌ی دیگر از این خانواده در شهرهای اصفهان و شیراز شکل گرفت که در آن شهرها نیز همواره از متنفذین محلی بودند. در تمام طول دوران قاجار و پهلوی خاندان خواجه‌نوری در مقامات عالی سیاسی و نظامی قرار داشتند.

معروف‌ترین چهره این خانواده میرزا آقاخان نوری بود که پس از میرزا تقی‌خان امیرکبیر، صدراعظم ایران شد و با برقراری او به صدارت، نفوذ خانواده خواجه‌نوری به ناگهان افزایش یافت. پس از عزل او در سال ۱۲۷۵ قمری تعدادی از فرزندان و بستگان او نیز عزل و تبعید شدند، ولی بعد از یک دهه انزوا، به تدریج مورد بخشش ناصرالدین‌شاه قرار گرفته و دوباره به دربار راه یافتند.

خانواده خواجه‌نوری با بسیاری از خانواده‌های اشرافی دوره قاجار بستگی فامیلی داشت و به گروهی از طبقه‌ی حاکمه متعلق بود که پیش از انقلاب اسلامی از سوی مخالفان حکومت سلطنتی، «هزار فامیل» نامیده می‌شد.[۱]


تاریخچه[ویرایش]

روستای بلده در منطقه نور

قدیمی‌ترین اطلاعاتی که از خاندان خواجه‌نوری در دست است، به اواخر دوران صفویه بازمی‌گردد. در زمان شاه عباس دوم دهستان «تته رستاق» تا دهستان «اوروزد» در ناحیه نور به این خانواده تعلق داشته است و بزرگان آنان بر این ناحیه حکومت می‌کردند. نخستین جد شناخته شده خاندان نوری، حاجی محمداکبر است. پس از او از دو پسرش به نام طاهربیگ و خواجه ابدال بیگ آگاهی در دست است. گفته شده است که خواجه ابدال بیگ در زمان شاه عباس دوم، حاکم بهشهر و برادرش طاهربیگ «حرم‌آقاسی» شاه بوده است. خواجه ابدال بیگ صاحب هفت پسر بود. پسر اول او، میرزا آقابابا، پدر میرزا اسدالله، میرزا محمدزکی و میرزا نصرالله و جد خاندان‌های نوری تهران و شیراز و پسر پنجمش، آقاهادی جد خاندان نوری در اصفهان است.[۲]

میرزا آقابابا، نخستین عضو خاندان خواجه‌نوری بود که در دستگاه قاجار صاحب مقام شد.[۳] پسر او میرزا اسدالله در ۱۱۹۴ قمری در دربار آقامحمد خان قاجار مقام لشکرنویسی یافت و این مقام را در دوره فتحعلی‌شاه حفظ کرد. در دوران فتحعلی‌شاه اعضای این خاندان قدرت و نفوذ بیشتری یافتند و با گسترش دیوان استیفا و پدیدآمدن القاب و مناصب جدید، بسیاری از آنان به شغل لشکرنویسی و مستوفی‌گری گمارده شدند. در همین زمان محمدزکی‌خان، برادر میرزا اسدالله، در شیراز به وزارت شاهزاده حسینعلی میرزا رسید و داماد فتحعلی‌شاه شد و پسران میرزا اسدالله نیز به مناصب مهم دیوانی و نظامی رسیدند.[۴]

در اواخر سلطنت فتحعلی‌شاه، میرزا آقاخان پسر میرزا اسدالله، به مقام لشکرنویسی و سپس لشکرنویس‌باشی رسید. وقتی در سال ۱۲۶۲ قمری محمدشاه بیمار شد، میرزا آقاخان که ستاره اقبال حاجی میرزا آقاسی را رو به زوال می‌دید، به مهدعلیا و ناصرالدین‌میرزا نزدیک شد و مراتب خدمتگزاری خود را در حمایت از تاج و تخت ناصرالدین‌میرزا به آنان ابراز کرد. پس از بهبودی شاه، میرزا آقاسی، که مانند همیشه از طرف شاه حمایت می‌شد، دوباره قدرت گرفت و میرزا آقاخان را به سبب پیمانی که مخفیانه با مهدعلیا بسته بود، و در ظاهر به اتهام همکاری با سفارت انگلستان به کاشان تبعید کرد. پس از فوت محمدشاه در سال ۱۲۶۴ قمری، مهدعلیا به تنهایی در تهران زمام امور را در دست گرفت و میرزا آقاخان نیز از کاشان به نزد او شتافت و مهدعلیا او را به عنوان مشاور مخصوص خود انتخاب کرد. امیرکبیر سعی داشت میرزا آقاخان را از دربار دور نگاه دارد با این حال با فشار مهدعلیا مجبور شد او را اسماً به مقام نیابت خود برگزیند، با این حال هیچ‌گاه در امور مملکتی وی را دخالت نمی‌داد. رفته رفته محبوبت امیرکبیر نزد شاه کاهش یافت و در نهایت میرزا آقاخان در محرم سال ۱۲۶۸ به جای امیرکبیر به صدارت منصوب شد. بسیاری از منابع عزل و نهایتاً قتل امیرکبیر را حاصل دسیسه‌های میرزا آقاخان و مهدعلیا می‌دانند. دوران صدارت او، اوج قدرت و نفوذ خاندان نوری بود، چه او تمام مناصب و مشاغل مهم دولتی را به بستگان و فرزندان خود می‌سپرد. اقدامات سیاسی میرزا آقاخان و انحصار مقامات عالی دولتی به اعضای خانواده خود، به تدریج از محبوبیت او نزد درباریان و اشراف قاجاریه کاست. همچنین اقدام ناموفق بابیان در ترور ناصرالدین‌شاه به سبب انتساب خانواده بهاءالله به خاندان خواجه‌نوری، به وجهه‌ی خوبی که میرزا آقاخان نزد شاه و مهدعلیا داشت، صدمه زد. ناصرالدین‌شاه سرانجام در محرم سال ۱۲۷۵ قمری فرمان عزل او را صادر کرد. تصمیم شاه، تا حدی نیز تحت تاثیر تحریکات گروهی از درباریان بود که مستنداتی علیه میرزا آقاخان جمع‌آوری کرده و به شاه ارائه می‌دادند. با عزل میرزا آقاخان فرزندان و بعضی از بستگان نزدیک او موقعیت خود را از دست دادند و به شهرهای مختلف تبعید شدند. با این حال بسیاری دیگر از اعضای خاندان نوری، که پیش از به قدرت رسیدن میرزا آقاخان در دستگاه قاجار مشغول به کار بودند و از متحدین او شناخته نمی‌شدند، در مقام خود باقی ماندند. میرزا آقاخان و پسرانش به مدت ده سال در تبعید میان قم، اراک، یزد و اصفهان سرگردان تا با فوت میرزا آقاخان در ۱۲۸۱ قمری در قم به آنان او اجازه بازگشت داده شد و به مرور مورد بخشش قرار گرفتند و دوباره به دربار راه یافتند. از جمله در ۱۲۸۷ قمری نظام‌الملک پسر بزرگ میرزا آقاخان به عضویت دارالشوری دولتی درآمد و سال بعد برادر او میرزا داوود، به معاونت دفتر استیفا منصوب شد.[۵]

در دوران سلطنت پهلوی بسیاری از اعضای خانواده خواجه‌نوری در مقامات دیپلماتیک و سیاسی مختلف مشغول به کار بودند و بعضی چون فروغ خواجه‌نوری ندیمه اشرف پهلوی و غلامعلی خواجه‌نوری رئیس دفتر تاج‌الملوک آیرملو مادر محمدرضا شاه از نزدیکان دربار شمرده می‌شدند. پس از انقلاب اسلامی سه تن از خواجه‌نوری‌ها، یعنی محسن خواجه‌نوری (سناتور تهران)، علی‌محمد خواجه‌نوری (رئیس اداره سوم ستاد ارتش) و سرلشکر عبدالله خواجه‌نوری (رئیس دادگاه‌های ارتش شاهنشاهی) به حکم دادگاه انقلاب تیرباران شدند.[۶]

خاندان نوری در فارس[ویرایش]

در سال ۱۲۱۴ هجری قمری فتحعلی‌شاه پسرش حسینعلی میرزا را به فرمانفرمایی فارس منصوب کرد و به میرزا نصرالله‌خان (برادر اسدالله خان) مأموریت داد تا همراه وی به سرکردگی هشتصد سوار نوری به فارس رود.[۷] حسن فسائی در کتاب فارسنامه ناصری می‌نویسد: «امیرالامراء نصرالله‌خان و محمدزکی‌خان پسران آقاباباخان و امیرالامراء حاجی شکرالله‌خان ولدالصدق میرزا اسدالله‌خان از دارالخلافه تهران وارد شیراز شدند و در گذار «موردستان» که متصل به ارگ دیوانی است منزل نمودند» و ادامه می‌دهد: «و در سال ۱۲۱۵ قمری نصرالله خان که به منصب سرداری جماعت نوری برقرار بود به رحمت ایزدی پیوست و منصب امارت او را به شکرالله‌خان نوری که جوانی دوازده ساله بود، واگذاشتند و مقرب‌الخاقان محمدزکی‌خان نوری را به نیابت او برقرار داشتند و محمدزکی‌خان از حسن کفایت و تدبیر کارش بالا گرفت تا در سال ۱۲۳۸ به منصب وزارت مملکت فارس رسید و در سال ۱۲۴۱ قمری به دامادی فتحعلی‌شاه قاجار قرین افتخار گردید.»[۸] یک سال بعد، میرزا شکرالله با دختر فرمانفرما ازدواج کرد و به فرماندهی توپخانه فارس منصوب شد. او از این زمان به لقب «امیرالامرا» خوانده شد.[۹] در سال ۱۲۴۴ قمری صاحب منصبان نوری شیراز، مورد غضب فرمانفرما واقع شدند و دستور عزل و تبعید تمام نوری‌ها صادر شد. پس از حرکت از فارس، بزرگان نوری در تهران ساکن شدند و تابعین و سواران آنان به جانب مازندران رفتند و در موطن خود اقامت گزیدند. پس از گذشت چند سال، چون فرمانفرما از شکرالله‌خان رنجشی نداشت، او را به شیراز خواند و به مناصب مهمی گماشت. او پس از عزل فرمانفرما نیز، در ۱۲۵۲ قمری به امارت عدلیه فارس و در ۱۲۵۶ قمری به حکومت کهگیلویه و بویراحمد منصوب شد.[۱۰] مناصب شکرالله‌خان، از جمله امارت دیوان‌خانه شیراز، پس درگذشت او به سال ۱۲۶۰ قمری در مدینه به پسر ارشدش محمدهاشم‌خان انتقال یافت. پسر دوم او، مهرعلی‌خان (۱۲۳۲–۱۲۸۷) با لقب شجاع‌الملکی فرماندهی واحدهای نظامی فارس را داشت و در جنگ ایران و انگلیس (۱۸۵۶–۵۷) به فرماندهی کل نیروهای ایرانی در جنوب منصوب شد.[۱۱]

محمدزکی‌خان دارای چندین پسر بود که همگی پس از عزل او به تهران رفتند. خیرالله‌خان، یکی از این پسران، هنگام بازگشت نوری‌ها در سال ۱۲۴۴ قمری به تهران توسط دزدان طایفه خلج کشته شد. فرزند او که از دختر قوام‌الملک، رئیس خاندان خاندان قوام شیرازی، بود، در همین سال به دنیا آمد و تحت سرپرستی قوام‌الملک رشد کرد.[۱۰] پس از آن نیز با ازدواج فرج‌الله‌خان، نواده خیرالله‌خان، با دختر نصیرالملک ارتباط این خانواده با خاندان قوام ادامه یافت.[۱۲] از میان فرزندان محمدزکی‌خان تنها میرزا نعیم (۱۲۱۹–۱۲۹۲) برای همیشه در تهران اقامت نکرد. او پس از عزل فرمانفرما، در سال ۱۲۵۱ قمری به شیراز بازگشت. شغل اصلی او لشکرنویسی سپاه فارس بود و به حکومت بعضی از شهرهای کوچک ایالت فارس نیز منصوب شد. او صاحب دو پسر بود: میرزا علی‌محمد که به جای پدرش به مقام لشکرنویسی رسید، در سال ۱۲۹۵ قمری درگذشت و پسرش لطفعلی‌خان جانشین او شد. میرزا عبدالله مستوفی، پسر دیگر میرزا نعیم در تهران به سر می‌برد و در همان‌جا نیز درگذشت.[۱۳] او با اشرف‌الحاجیه، یکی از پنج دختر میرزا آقاخان، ازدواج کرده بود و صاحب سه پسر و یک دختر بود: میرزا محمدرضاخان معاون‌نظام، میرزا زکی‌خان، تقی‌خان امیرنصرت و مهرالدوله که با محتشم‌السلطنه اسفندیاری ازدواج کرد.[۱۴]

 
 
 
فتحعلی‌شاه
 
بدر جهان خانم
 
 
 
 
 
 
 
میرزا بابا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
حسینعلی میرزا فرمانفرما
 
همدم‌سلطان‌خانم
 
محمدزکی‌خان
وزیر فارس
 
 
 
میرزا نصرالله‌خان
 
میرزا اسدالله‌خان
وزیرلشکر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا آقاخان نوری
 
دختر
 
میرزا نعیم
لشکرنویس
 
میرزا خیرالله‌خان
 
عباسقلی‌خان سیف‌الملک
 
میرزا شکرالله‌خان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا علی‌محمدخان
لشکرنویس
 
عبدالحسین‌خان
 
 
 
محمدهاشم‌خان
امیردیوان
 
مهرعلی‌خان شجاع‌الملک
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
لطفعلی‌خان
لشکرنویس
 
فرج‌الله‌خان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

خاندان نوری در اصفهان[ویرایش]

سابقه خانواده نوری در اصفهان به اوایل دوره قاجار باز می‌گردد که نیای این شاخه، میرزا محمدزمان نوری (پسر آقاهادی پسر خواجه ابدال‌بیگ) که از لشکرنویسان دربار قاجار بود، در خدمت فتحعلی‌شاه در ۱۲۴۵ به اصفهان رفت و در همان‌جا ماندگار شد.[۱۵] او دختر میرزا اسدالله نوری را به همسری گرفته بود و صاحب دو فرزند به نام‌های میرزا محمدتقی و میرزا مسیح بود. میرزا محمدتقی پس از وفات پدرش (احتمالا در حدود ۱۲۵۷ قمری) میرزا زمان ثانی نام گرفت. او ابتدا به منصب لشکرنویسی اشتغال داشت تا در زمان سلطنت ناصرالدین شاه به مناصب استیفا و ریاست دیوانخانه منصوب شد و در سال ۱۲۷۱ قمری لقب امیردیوان گرفت. او نخست با دختر محمدزکی‌خان نوری و سپس با حمیده‌سلطان‌خانم دختر محمدولی میرزا (پسر سوم فتحعلی‌شاه) ازدواج کرد و صاحب شش پسر و چهار دختر شد. یکی از دختران به عقد ظل‌السلطان حاکم اصفهان درآمد. یکی از پسران، به نام محمدولی‌خان، در دربار تهران مقام استیفای درجه اول داشت. او سپس به اصفهان آمد و در دستگاه ظل‌السلطان صاحب نفوذ و قدرت شد. پسر دیگر امیردیوان، مرتضی‌قلی‌خان از آزادی‌خواهان دوره مشروطه بود. پسر او صادق‌خان منتصرالسلطان نه دوره از مازندران به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد. میرزا تقی‌خان مشیراعظم، یکی دیگر از نوادگان امیردیوان، در کابینه سیدضیاءالدین طباطبایی وزیر پست و تلگراف بود.[۱۶]

نوادگان میرزا اسدالله‌خان نوری[ویرایش]

شاخه میرزا آقاخان نوری[ویرایش]

عبدالوهاب‌خان نظام‌الملک، نوه میرزا آقاخان نوری

میرزا آقاخان نوری از ازدواج با دختر میرزا محمدزکی نوری، صاحب هشت پسر و پنج دختر شد.[۱۷] بزرگترین پسر، میرزا کاظم‌خان (۱۲۴۶–۱۳۰۷ قمری) در آغاز صدارت میرزا آقاخان، به عنوان مستوفی وارد دستگاه قاجار شد. او چندی بعد به درخواست پدرش با عزت‌الدوله خواهر ناصرالدین‌شاه ازدواج کرد و شاه بدو لقب «نظام‌الملک» داد. در زمانی که میرزا یوسف آشتیانی، رئیس دفتر استیفا و رقیب میرزا آقاخان، از شغل خود کناره‌گیری کرده و در املاکش در آشتیان انزوا گزیده بود، میرزا آقاخان نظام‌الملک را به جای او منصوب ساخت. نظام‌الملک پس از عزل میرزا آقاخان از صدارت، کلیه مناصب خود را از دست داد و عزت‌الدوله نیز از او طلاق گرفت.[پانویس ۱] او در ۱۲۸۷ قمری، هفت سال پس از درگذشت پدرش، به دربار بازگشت و به عضویت دارالشوری و سپس ریاست دفتر استیفا رسید. او در سال‌های بعد مشاغلی از جمله حکومت یزد و وزارت عدلیه داشت، تا آنکه در ۱۲۹۸ قمری به پشتیانی کامران میرزا، پسر ناصرالدین شاه، به وزارت لشکر رسید و تا پایان عمر در این مقام باقی بود. او در این دوران پسرش عبدالوهاب‌خان (۱۲۶۵–۱۳۳۵ قمری) را به معاونت خود و منصب لشکرنویسی منصوب ساخته بود. نظام‌الملک پس از فوت امیراصلان‌خان مجدالدوله در سال ۱۲۸۸ قمری، نیم‌تاج‌خانم بیوه او را که دختر میرزا نبی قزوینی از بطن ماه‌نوش‌لب خانم افتخارالسلطنه (دختر فتحعلی‌شاه) بود، به زنی گرفت و صاحب پسری به نام ابوالحسن شد؛ ولی به او علاقه‌ای نداشت و همواره ابراز می‌کرد که این پسر از من نیست. پس از آنکه ابوالحسن خان در جوانی درگذشت، عبدالوهاب خان به تنها وارث نظام‌الملک تبدیل شد و پس از درگذشت پدرش در ۱۳۰۷ قمری مناصب او را به ارث برد و نظام‌الملک لقب یافت. عبدالوهاب‌خان در اواخر سلطنت ناصرالدین‌شاه مدتی به حکومت تهران برقرار شد و باردیگر در زمان مظفرالدین‌شاه به وزارت‌لشکر رسید. او سه بار ازدواج کرد. پسر اول او نعمت‌الله‌خان، از دختر میرزا فضل‌الله وزیر نظام بود و در دوران وزارت‌لشکر پدرش، شغل و لقب لشکرنویسی داشت. او در سال ۱۳۱۰ قمری لقب «مدیرالسلطنه» دریافت کرد و پس از فوت پدرش در ۱۳۳۵ قمری لقب نظام‌الملک یافت. همسر دیگر عبدالوهاب‌خان انبساط‌الدوله خواهر میرزاعلی‌خان امین‌الدوله (صدراعظم مظفرالدین شاه و نتیجه میرزا اسدالله نوری) بود که از او صاحب دو پسر و سه دختر شد، از جمله: افخم‌الملک، که با عزیزالملوک دختر شاهزاده عبدالصمد میرزا عزالدوله (کوچک‌ترین پسر محمدشاه) ازدواج کرد و اعظم‌الملک که همسرش عفت‌الملوک خواجه‌نوری بود.[پانویس ۲] او پدر عباسقلی خواجه‌نوری (۱۲۹۴–۱۳۷۲) بنیان‌گذار علم آمار در ایران است. عبدالوهاب‌خان در اواخر عمر همسر صیغه‌ای گرفت و از او چهار پسر و یک دختر یافت.[۱۸]

پسر دوم میرزا آقاخان، میرزا علی‌خان نامیده می‌شد. او قدی کوتاه داشت و به این سبب به «قصیر» معروف بود. به نوشته حسین محبوبی اردکانی او در زمان حیات پدرش درگذشت و در نجف مدفون شد.[۱۹] اما به گفته مهدی بامداد او پس از فوت پدرش در قید حیات بود و به همراه برادرانش به تهران آمد و مورد عفو ناصرالدین‌شاه قرار گرفت. در سال ۱۳۱۰ قمری به سفر حج رفت و در همان سفر درگذشت.[۲۰] باقر عاقلی میرزا علی‌خان را سومین پسر میرزا آقاخان می‌داند و می‌نویسد که او سه‌بار ازدواج کرد، ابتدا خورشیدخانم دختر میرزا شکرالله‌خان نوری (امیر دیوان‌خانه فارس) را به زنی گرفت و از او صاحب پسری شد به نام عباس‌خان که بعداً واثق‌السلطنه لقب گرفت و جداعلای خانواده «واثق نوری» است. سپس کلثوم خانم دختر میرزا محمدحسن اورنگی (برادر بهاءالله) را به همسری گرفت و بعد از وفات کلثوم خانم، با خواهر او شهربانو خانم ازدواج کرد.[۲۱] ملک‌خسروی به دو ازدواج اخیر اشاره می‌کند و نام دختر اول میرزا محمدحسن را شهربانو خانم می‌نویسد که برادرزاده بهاءالله و نامزد عبدالبهاء بوده است اما پس از فوت پدرش به دستور عزیه خانم که عمه‌ی بزرگ او و مخالف بهاءالله بوده است به ازدواج میرزا علی‌خان در می‌آید. اما باطنا از این ازدواج راضی نبوده است و پس از یک سال به بیماری سل از دنیا می‌رود. ملک خسروی می‌گوید دختر دوم کلثوم خانم نام داشت که برخلاف خواهرش با رضایت خاطر به ازدواج میرزا علی‌خان درآمد و صاحب اولاد شد.[۲۲][پانویس ۳]

حسینقلی‌خان صدرالسلطنه، پسر میرزا آقاخان نوری و اولین سفیر ایران در آمریکا، معروف به حاجی واشنگتن

سومین پسر میرزا داوودخان (۱۲۵۸–۱۲۹۴ قمری) در سن پانزده‌سالگی در دوران صدارت میرزا آقاخان به وزارت لشکر منصوب شد. پس از عزل میرزا آقاخان او نیز منصب خود را از دست داد و به یزد تبعید شد. در ۱۲۸۸ قمری برادرش نظام‌الملک که به ریاست دفتر استیفا رسیده بود، او را به معاونت خود منصوب کرد. داوودخان در سن سی و شش سالگی درگذشت. او با فاطمه خانم دختر محمدحسن‌خان سردار ایروانی از ماه‌رخسارخانم فخرالدوله (دختر عباس میرزا) ازدواج کرده بود و چند دختر و دو پسر داشت.[۲۳] پسر دوم حسنعلی‌خان اعتضادالممالک، از پیشخدمتان ناصرالدین‌شاه قاجار بود و در سن بیست و هشت سالگی در سال ۱۳۲۱ قمری به دلیل مشکلات مالی با طپانچه خودکشی کرد.[۲۴] اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات خود ذیل وقایع ربیع‌الاول ۱۳۰۱ قمری می‌نویسد:«چهارشنبه بیست و چهارم، صبح خانه نظام‌الملک رفتم چون علیه خانم دختر میرزا داوود خان که مادرش فاطمه خانم صبیه فخرالدوله مرحوم است، فوت شده است. این علیه خانم بیچاره سیزده سال داشت و تازه او را به جهت سلیمان‌خان پسر عبدالحسین‌خان که پسردایی او بود عروسی کرده بودند.» سلیمان‌خان ملقب به ادیب‌السلطنه جد خانواده سرداری و پسر عبدالحسین‌خان فخرالملک (پسر خان بابا خان سردار) بود.[۲۵] دختر دیگر تاج‌ماه‌خانم نام داشت که با میرزا علی شکوه‌الملک پسر میرزا محمد قوام‌الدوله ازدواج کرد و تنها پسرش حسین شکوه (۱۲۵۳–۱۳۳۰) رئیس دفتر مخصوص رضا شاه بود.[۲۶]

پسر دیگر، میرزا محمدخان موقرالدوله، با شرف‌الدوله دختر ابراهیم‌خان نظام‌الدوله (نوه محمدزکی‌خان نوری) ازدواج کرد. آنان صاحب دو پسر شدند: امیراصلان‌خان نظام‌السلطان (درگذشته ۱۳۱۷ خورشیدی) و رضا خان مؤید همایون. نظام‌السلطان در دوران سلطنت مظفرالدین‌شاه به حکومت مازندران منصوب شد. او در دوره سوم و چهارم مجلس شورای ملی از بابل به نمایندگی انتخاب شد و در خلال جنگ جهانی اول به حکومت شهرهای مهمی چون همدان و کرمان رسید. او نخست دختر میرزا فتح‌الله ثانی (نوه میرزا اسدالله نوری) را به همسری برگزید و صاحب پنج فرزند، دو دختر و سه پسر شد، اما در میانسالی به افتخارالسلطنه دختر ناصرالدین‌شاه علاقه‌مند شد و برای ازدواج با وی، همسر و فرزندان خود را رها کرد. در آن زمان عارف قزوینی نیز به افتخارالسلطنه عشق سوزانی پیدا کرده بود و در مجالسی که نظام‌السلطان به افتخار افتخارالسلطنه برپا می‌کرد، شرکت می‌کرد. این ماجراها در نزد مردم آن روزگار شهرتی بسیار یافته بود و عارف نیز بخشی از آن را در یادداشت‌ها و شعرهای خود ثبت کرده است. همسر سابق نظام‌السلطان، یعنی دختر میرزا فتح‌الله پس از آنکه نظام‌السلطان به افتخارالسلطنه علاقه‌مند شد از او طلاق گرفت و به ازدواج حاج‌محمدعلی شال‌فروش که از تجار معروف بازار تهران بود، در آمد. پس از چندسال رابطه افتخارالسلطنه با نظام‌السلطان به تیرگی گرایید، نظام‌السلطان او را طلاق داده و دوباره با همسر قبلی خود ازدواج کرد. دختر میرزا فتح‌الله از ازدواج با حاج‌محمدعلی دو فرزند پیدا کرده بود به نام‌های محسن و فروغ که نظام‌السلطان حضانت آنان را قبول کرده و نام فامیلی خود را به آنان داد.[۲۷] نظام‌السلطان در سال ۱۲۹۷ خورشیدی نظام‌الدوله لقب گرفت و لقب قبلی خود را به پسر بزرگش غلامعلی خواجه‌نوری منتقل کرد.

پسر هفتم میرزا حسینقلی‌خان در سال ۱۳۰۵ قمری از جانب ناصرالدین‌شاه به عنوان اولین وزیرمختار ایران در ایالات متحده آمریکا، به واشینگتن فرستاده شد. او پس از بازگشت لقب صدرالسلطنه گرفت و وزیر فوائد عامه شد. صدرالسلطنه صاحب چهار فرزند، سه دختر و یک پسر بود. دختر اولش مهرماه‌خانم شرف‌الدوله به ازدواج رضاخان مؤید همایون برادر نظام‌السطان درآمد. دختر دوم، بدرالملوک همسر عبدالعلی حکمت شد.[پانویس ۴] دختر آخر به نام تاج‌الملوک با حسین قدس نخعی وزیرامورخارجه ایران ازدواج کرد. پسر صدرالسلطنه، نصرالله صدرنوری که تاجری بسیار نام‌آور و وارد کننده نخستین نسل اتوموبیل به ایران بود، در سال ۱۳۲۰ خورشیدی در خیابان توسط سارقانی که قصد دزدی جواهراتش را داشتند، به قتل رسید. پسر او رضا صدرنوری، در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هنگامی که از بالکن خانه درگیری‌های میدان بهارستان را تماشا می‌کرد، براثر اصابت تیر هوایی کشته شد.[۲۸] تنها دختر نصرالله صدرنوری، پریوش با عباس مؤدب‌نفیسی پسر علی‌اصغر نفیسی (مؤدب‌الدوله) ازدواج کرد.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا بابا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
محمدزکی‌خان
وزیر فارس
 
میرزا نصرالله‌خان
 
میرزا اسدالله‌خان
وزیرلشکر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دختر
 
 
 
 
 
میرزا آقاخان نوری
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
حسینقلی‌خان صدرالسلطنه
 
میرزا محمدخان موقرالدوله
 
میرزا داوود خان
 
میرزا علی‌خان
 
میرزا کاظم خان نظام‌الملک
۱۲۴۶–۱۳۰۷ قمری
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نصرالله‌خان صدرنوری
 
امیراصلان‌خان نظام‌الدوله
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عبدالوهاب خان نظام‌الملک
۱۲۶۵–۱۳۳۵ قمری
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
علی معتمدی
 
منیراعظم
 
نیراعظم
 
نصرت
 
غلامعلی خواجه‌نوری
 
افخم‌الملک
 
نعمت‌الله‌خان نظام‌الملک
 

شاخه میرزا فتح‌الله[ویرایش]

پرتره شوکت‌الملوک خواجه‌نوری به قلم خود او

میرزا فتح‌الله پسر چهارم میرزا اسدالله بود و پس از پدرش به مقام لشکرنویسی رسید. او پس از آنکه میرزا آقاخان نوری در زمان صدارت حاجی میرزا آقاسی از وزارت لشکر عزل شد، مدت کوتاهی منصب وزیرلشگری یافت. با مرگ محمدشاه و شروع سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار، میرزا آقاخان بار دیگر به منصب پیشین خود برقرار شد. در زمان صدارت میرزا آقاخان شغل لشکرنویسی به پسر بزرگ میرزا فتح‌الله، میرزا فتح‌الله ثانی سپرده شد.[۲۹] او صدرالحاجیه، یکی از دختران میرزا آقاخان را به همسری گرفت و از او صاحب یک پسر و سه دختر شد. دختران میرزا فتح‌الله ثانی به ترتیب به ازدواج میرزاعلی اکبرخان نفیسی، امیراصلان‌خان نظام‌الدوله و علی‌اصغر نفیسی (مؤدب‌الدوله) درآمدند.[۳۰]

فرزند دیگر میرزا فتح‌الله، میرزا حبیب‌الله نام داشت و صاحب دو پسر بود: میرزا ابوتراب نظم‌الدوله (۱۲۳۷–۱۳۰۶ خورشیدی) و ابراهیم خواجه‌نوری. نظم‌الدوله از زمان صدارت میرزا آقاخان نوری به ریاست نظمیه تهران برقرار بود و به سبب طول مدت ریاست بر نظمیه از طرف ناصرالدین‌شاه به او لقب نظم‌الدوله داده شده بود. بعد از مشروطیت خزانه‌داری نظام و ریاست مهمات و ذخیره قشون به او سپرده شد. پس از چند سال به معاونت ایالت آذربایجان رسید و مدتی حاکم زنجان بود، تا آنکه پس از کودتای ۱۲۹۹ معاون وزیر جنگ شد. او گذشته از مشاغل و مقامات اداری یگی از مترجمین خوب و نویسندگان زبردست زمان خود بود و چندین کتاب تاریخی را از فرانسه به فارسی برگردانده است. نظم‌الدوله از ازدواج با عفت‌الدوله (ثانی)، دختر یوسف‌خان سرتیپ[پانویس ۵] و خواهرزاده ناصرالدین شاه، پنج فرزند، سه دختر و دو پسر داشت. دختران که به ترتیب عفت‌الملوک، اشرف‌الملوک و شوکت‌الملوک نام داشتند، تحت توجه پدرشان تحصیل کرده و از زنان آگاه و روشنفکر عصر خود محسوب می‌شدند. همچنین عفت‌الملوک و شوکت‌الملوک از برجسته‌ترین شاگردان کمال‌الملک بودند. از آنان تابلوهای ارزشمندی با شیوه‌های آب رنگ، رنگ روغن و خامه دوزی برجای مانده است. عفت‌الملوک با اعظم‌الملک خواجه‌نوری پسر عبدالوهاب‌خان نظام‌الملک ازدواج کرد. اشرف‌الملوک همسر موسی میرفخرایی (معیرالملک) شد. او مادر نیره میرفخرایی شاعر، مترجم، روزنامه‌نگار و سیاستمدار معاصر ایرانی بود. شوکت‌الملوک در سال ۱۲۹۴ با حصن‌الدوله خانشقاقی ازدواج کرد. فرزند آنان هوشنگ خانشقاقی، معمار معروف و سازنده اولین بنای بلند مرتبه ایران است.[۳۱]

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا بابا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا اسدالله‌خان
وزیرلشکر
 
میرزا نصرالله‌خان
 
محمدزکی‌خان
وزیر فارس
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میرزا فتح‌الله اول
لشکرنویس‌باشی
 
 
 
 
میرزا آقاخان نوری
 
دختر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
صدری‌جهان‌خانم
دختر میرزاآقاخان نوری
 
میزا فتح‌الله ثانی
لشکرنویس‌باشی
 
 
 
میرزا حبیب‌الله
 
میرزا محمدخان موقرالدوله
 
میرزا کاظم نظام‌الملک
۱۲۴۶–۱۳۰۷
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ناظم‌الاطباء نفیسی
 
جلیله جمال‌الدوله
 
عزیزه جمال‌السلطنه
 
دختر
 
 
 
 
امیراصلان‌خان نظام‌الدوله
 
عبدالوهاب خان نظام‌الملک
۱۲۶۵–۱۳۳۵
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
سعید نفیسی
 
 
 
عباس مؤدب‌نفیسی
 
 
 
نظم‌الدوله خواجه‌نوری
 
غلامعلی خواجه‌نوری
 
اعظم‌الملک خواجه‌نوری
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
حصن‌الدوله
 
شوکت‌الملوک خواجه‌نوری
 
اشرف‌الملوک
 
عفت‌الملوک
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
هوشنگ خانشقاقی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

شاخه میرزا فضل‌الله[ویرایش]

میرزا فضل‌الله وزیرنظام (۱۲۰۹–۱۲۹۳ قمری) برادر بزرگتر میرزا آقاخان نوری بود. او در ابتدای حکومت ناصرالدین شاه حاکم قم بود و پس از آنکه میرزا آقاخان به صدارت رسید، به لقب «وزیرنظام» مفتخر شد و در مقام «وزیر آذربایجان» به تبریز رفت. در دوران حکومت حمزه میرزا حشمت‌الدوله وزیر آذربایجان بود. ولی در ۱۲۷۰ قمری عزل شد و میرزا صادق‌خان، برادرزاده‌ی بلند پرواز او، به جایش به تبریز رفت. سپس از سال ۱۲۷۰ به مدت دوسال وزیر فریدون میرزا حاکم خراسان بود و در عین حال سمت نیابت تولیت آستان قدس رضوی را داشت. در ۱۲۷۳ قمری با پیش آمد قحطی تبریز و عزل میرزا صادق‌خان، او باردیگر در مقام وزیر فیروز میرزا، پیشکار آذربایجان شد و بار دیگر به تبریز رفت. در سال ۱۲۷۵ ناصرالدین شاه میرزا آقاخان را از صدارت عزل کرد و میرزا فضل‌الله نیز مشاغل خود را از دست داد. او دوازده سال پس از فوت برادرش درگذشت و در طول سال‌های پس از عزل برادرش، از طرف دربار کنار گذاشته شده بود و شغلی به او رجوع نمی‌شد. ازمیرزا فضل‌الله وزیرنظام کتاب خاطراتی برجای مانده است که نسخه خطی آن در کتابخانه مجلس نگهداری می‌شود. پسر میرزا فضل‌الله دختر میرزا نبی قزوینی را، از بطن ماه‌نوش‌لب خانم افتخارالسلطنه، به همسری داشت.[۳۲]

شاخه میرزا هدایت‌الله[ویرایش]

فرزند دیگر میرزا اسدالله، میرزا هدایت‌لله بود که در ابتدا در سلک مستوفیان بود و مدتی در زمان سلطنت فتحعلی‌شاه قاجار ریاست کشیک‌چیان شاه را داشت که قبلاً نیز پدرس میرزا اسدالله مدتی در این مقام خدمت می‌کرد.

پس از درگذشت او، پسرش میرزا صادق خان مورد توجه ناصرالدین‌شاه قاجار قرار گرفت و در سال ۱۲۷۰ قمری به جای میرزا فضل‌الله وزیرنظام، وزیر آذربایجان و ملقب به قائم‌مقام شد. به نوشته کنت دوگوبینو میرزا صادق‌خان نسبت به عموی خود میرزا آقاخان ابراز سرسپردگی نمی‌کرد و خود را برای تصدی مقام صدارت شایسته‌تر از او می‌پنداشت. از این رو در توطئه‌ای برای عزل میرزا آقاخان شرکت جست. وقتی این توطئه با شکست مواجه شد و خبر خیانت صادق‌خان به گوش میرزا آقاخان رسید، وی بر آن شد که میرزا صادق‌خان را از جلوی راه خود بردارد. در سال ۱۲۷۳ قحطی غله‌ی تبریز، بهانه‌ی خوبی به دست میرزا آقاخان داد تا صادق‌خان را از مناصب خود عزل و به تهران احضار کند و او را وادارد که جریمه‌ای هنگفت برای جبران خسارت قحطی به دولت بپردازد و به جای او دوباره میرزا فضل‌الله را به عنوان وزیر به آذربایجان فرستاد. میرزا فضل‌الله نیز در خاطرات خود می‌نویسد:«مقدار این پول [جریمه] شصت‌هزار تومان بود و قائم‌مقام چنان می‌دانست که آن را به دستور میرزا آقاخان از او گرفته‌اند.» [۳۳] با این حال در تهران نظر درباریان، حرم شاه و بازاری‌ها، که با سیاست‌های میرزا آقاخان مخالف بودند، نسبت به قائم‌مقام مساعد بود و در آن زمان چنین شهرت داشت که با ورود قائم‌مقام به تهران سقوط میرزا آقاخان حتمی خواهد بود. با این حال عزل میرزا آقاخان، تا سال ۱۲۷۵ قمری که جمعی از رجال قاجار از جمله قائم‌مقام، به این منظور متحد شدند، جامه عمل نپوشید. اقدامات این گروه، که به دنبال تهیه مدارکی از خیانت‌ها و سوء سیاست میرزا آقاخان و ارائه آن به شاه بودند، در کتاب صدرالتواریخ چنین گزارش شده است:

«تقصیرات میرزا آقاخان را که مرحوم سپهسالار، میرزا سعیدخان وزیر امور خارجه ومشیرالدوله میرزا جعفر خان و میرزا صادق‌خان امین‌الدوله و حاجی علی‌خان اعتمادالسلطنه و میرزا محمدحسین‌خان دبیرالملک و عباسقلی‌خان جوانشیر معتمدالدوله می‌نوشتند، شب‌ها ساعت پنج و شش در نیاوران همه اجزاء در قبرستان حصار بوعلی در وقت معین و با کلاه نمد و تغییر لباس، بدون نوکر، می‌آمدند. از آنجا به واسطه نردبان از دیوار خانه حاجی علی‌خان که حاجب‌الدوله بود داخل خانه شده و بدون معاونت چراغ مجلس مشاوره داشتند و جمیعا تفصیل را بدون کم و زیاد به واسطه حاجب‌الدوله به عرض [ناصرالدین‌شاه] می‌رساندند. عجب اینکه میرزا صادق‌خان در خانه خود میرزا آقاخان منزل داشت، شب‌ها با میرزا آقاخان شام می‌خورد و سپس متکا را میان بستر خود گذاشته و خود تنها بیرون آمده و در این مجلس حاضر می‌شد.»[۳۴]


قائم‌مقام از عزل میرزا آقاخان نفع فراوان بود، از آن رو که ناصرالدین‌شاه دیگر صدراعظمی انتخاب نکرد و امور دولت را میان شش وزارت‌خانه تقسیم کرد. قائم‌مقام را نیز به منصب «وزیر داخله» ارتقاء داد و او را ملقب به «امین‌الدوله» نمود. او در سال ۱۲۸۴ قمری دوباره به جای فیروز میرزا به پیشکاری آذربایجان فرستاده بود و این بارهم پس از مدتی کمی دوباره به تهران احضار شد و در سال ۱۲۸۹ قمری در این شهر درگذشت.[۳۵]

دختران[ویرایش]

میرزا اسدالله صاحب چندین دختر بود. یکی از دختران او، با آقافتحعلی سینکی[پانویس ۶] ازدواج کرد. از این وصلت فرزندان متعدد متولد شدند، که معروف‌ترین آن‌ها مجدالملک سینکی نیای خاندان امینی است. مجدالملک خود از ازدواج با خواهر پاشاخان امین‌الملک هشت فرزند داشت، از جمله میرزا علی‌خان امین‌الدوله (صدراعظم مظفرالدین شاه) طاووس خانم، همسر معتمدالسلطنه (مادر احمد قوام و حسن وثوق) و هما خانم که همسر محمدعلی‌خان علاءالسلطنه و مادر حسین علاء بود. یکی از دختران مجدالملک نیز که انبساط‌الدوله لقب داشت، با عبدالوهاب خان نظام‌الملک نوه میرزا آقاخان نوری ازدواج کرد. او مادر اعظم‌الملک و افخم‌الملک خواجه‌نوری بود.[۳۶] دختر دیگر میرزا اسدالله با میرزا زمان‌خان نوری (نیای خاندان خواجه‌نوری در اصفهان) ازدواج کرد.[۳۷] به نوشته عبدالله مستوفی یکی از دخترزادگان میرزا اسدالله نوری همسر میرزا حسن پسر میرزا اسماعیل گرکانی بود.[۳۸]

میرزا سیدمحمد مؤتمن‌لشکر (نویسنده سفرنامه مرو و لشکرنویس‌باشی خراسان) را نیز خواهرزاده میرزا آقاخان نوری دانسته‌اند.[۳۹][پانویس ۷]

نوادگان محمدزکی‌خان نوری[ویرایش]

عباسقلی‌خان نوری ملقب به سیف‌الملک، سفیر ایران در روسیه

علاوه بر میرزا نعیم‌خان و خیرالله‌خان، محمدزکی‌خان صاحب پنج پسر به نام‌های محمدتقی‌خان، عباسقلی‌خان، رضاقلی‌خان، مهدی‌خان و محمدقلی‌خان بود. از دختران او یکی با میرزا آقاخان نوری ازدواج کرد و دیگری همسر میرزا محمدتقی‌خان امیردیوان شد.[۴۰]

عباسقلی‌خان در دوران صدارت میرزا آقاخان نوری لقب «سیف‌الملک» گرفت و در سال ۱۲۷۱ قمری از طرف دولت ایران برای تبریک جلوس الکساندر دوم به روسیه رفت.

پسر دیگر محمدزکی‌خان، رضاقلی‌خان صاحب پسری به نام میرزا ابراهیم‌خان شد. ابراهیم‌خان ابتدا سهام‌الملک، سپس سهام‌الدوله و در ۱۳۰۹ قمری نظام‌الدوله لقب یافت و مدتی به حکومت مازندران و کردستان برقرار شد. نظام‌الدوله از همسر اول خود صاحب دو فرزند، پسری به نام غلامعلی‌خان و دختری ملقب به شرف‌الدوله بود. او پس از مدتی عفت‌الدوله خواهر ناصرالدین‌شاه را به زنی گرفت و دختری به نام طوبی‌خانم پیدا کرد که پیش از رسیدن به سن ازدواج درگذشت. غلامعلی‌خان نیز در زمان حیات نظام‌الدوله و بلااولاد درگذشت. شرف‌الدوله، تنها دختر باقی‌مانده و یگانه وارث نظام‌الدوله، با میرزا محمدخان موقرالدوله پسر میرزا آقاخان نوری ازدواج کرد.[۴۱]

فرزند دیگر محمدزکی‌خان، محمدقلی‌خان صاحب دو پسر به نام‌های میرزا محمدخان و میرزا احمدخان و دو دختر به نام‌های گلین خانم و خانم کوچک بود. میرزا محمدخان دو همسر اختیار کرد و از آنان صاحب هفت فرزند شد: از همسر اول که دخترعمویش نیز بود دو دختر به وجود آمد، که دومی موسم به «فخرالحاجیه» همسر ممتحن‌الدوله شقاقی شد؛ و از همسر دوم که نوه خاله ممتحن‌الدوله محسوب می‌شد، پنج فرزند، دو پسر و سه دختر یافت که دختران به ترتیب سن با حسینعلی‌خان معین‌الدوله، میرزا ابراهیم‌خان صدیق همایون[پانویس ۸] و آصف‌نظام علامیر[پانویس ۹] ازدواج کردند.[۴۲]

ارتباط با خانواده بهاءالله[ویرایش]

در دوران قاجار خاندان‌ها و طایفه‌های معروف نور عبارت بودند از «اسفندیاری‌ها» و «امجدی‌ها» که اهل یوش، «بهزادی‌ها» که اصل آن‌ها از روستای یالرود و «خواجه‌نوری‌ها» و «خواجوی‌ها» که زادبومشان بلده و خانواده میرزا عباس نوری (پدر بهاءالله) که از روستای تاکر بودند. بین این خانواده‌ها ارتباط نَسَبی وجود نداشت و بعدها از طریق ازدواج به هم وابستگی یافتند. ملک‌خسروی ارتباط بین خواجه‌نوری‌ها و خانوده میرزا عباس را از زبان عبدالبهاء این گونه روایت می‌کند:[۴۳]

«در میان ما و عائله میرزا آقاخان صدراعظم از اول یک نقاری بود تا آنکه در زمان جناب میرزا عباس چنین مصحلت دیدند که دخترعموی میرزا آقاخان را برای میرزا حسن عمو [میرزا محمدحسن اورنگی] گرفتند. اگرچه این مسئله به کلی رفع آن نقارت ننمود، ولی در قبل میان دو عائله هیچ رفت و آمدی نبود. حالا یک مراودت ظاهری پیدا شد.»

در پی ترور نافرجام ناصرالدین شاه از سوی بابیان در ۸ شوال ۱۲۶۸ قمری، تعقیب و دستگیری گسترده بابیان در سراسر ایران آغاز شد. در ذی‌الحجه ۱۲۶۸ قمری قشون دولتی برای دستگیری بابیان به تاکر فرستاده شد. میرزا آقاخان ریاست این ماموریت نظامی را به پسرعمویش «ابوطالب خان» واگذار کرد و از آنجا که خواهر میرزا ابوطالب، همسر میرزا محمدحسن اورنگی بود، به او توصیه کرد که به ملاحظه این وابستگی خانوادگی از خشونت با اهالی پرهیز کند. با این وجود میرزا ابوطالب پس از رسیدن به تاکر، با این قصد که نزد ناصرالدین‌شاه محبوبتی کسب کند، شدت عمل به خرج داد و امر به تاراج خانه‌ها داد و بسیاری از اهالی را اسیر کرد و به تهران فرستاد.[۴۴]

میرزا محمدحسن اورنگی از دخترعموی میرزا آقاخان صاحب سه فرزند، یک پسر و دو دختر شد. پسرش میرزا غلامعلی‌خان پس از ازدواج به بغداد نزد بهاءالله رفت و در بازگشت به ایران در گلندوئک بیمار شد و بدون داشتن فرزند درگذشت.[۴۵] دختران کلثوم خانم و شهربانو خانم بودند که یکی پس از دیگری با میرزا علی قصیر پسر میرزا آقاخان ازدواج کردند.[پانویس ۱۰]

مشاهیر[ویرایش]

مشاهیر خاندان خواجه‌نوری
نام نگاره سال‌های زندگی پیشه خلاصه
میرزا آقاخان نوری Mirza Aqa Khan-e Nuri.jpg ۱۲۲۲–۱۲۸۱ (قمری) دولت‌مرد صدراعظم ایران از ۱۲۶۸ تا ۱۲۷۵ قمری
میرزا کاظم نظام‌الملک ۱۲۴۶–۱۳۰۷ (قمری) دولت‌مرد نایب صدراعظم از ۱۲۷۰ تا ۱۲۷۵ قمری، حاکم یزد (۱۲۹۰)، وزیر عدلیه، وزیرلشکر
عبدالوهاب خان نظام‌الملک Mirz Abdol-Vahhab Nuri.jpg ۱۲۶۵–۱۳۳۵ (قمری) دولت‌مرد حاکم تهران، وزیرلشکر، وزیر مالیه، حاکم فارس از ۱۳۱۶ تا ۱۳۱۷ قمری، وزیر عدلیه (۱۳۲۱ قمری)، حاکم آذربایجان (۱۲۳۴ قمری)
حسینقلی‌خان صدرالسلطنه Hoseingholi Khan Nuri.jpg ۱۲۲۸–۱۳۱۶ (خورشیدی) دیپلمات معاون وزارت امورخارجه، سفیر ایران در هندوستان، اولین سفیر ایران در آمریکا، وزیر فوائد عامه
امیرنصرت خواجه‌نوری Amirnosrat Khajeh Nuri.jpg دولت‌مرد پدر ثبت احوال ایران، شهردار شیراز (۱۳۰۶ خورشیدی) و تهران (۱۳۱۷ خورشیدی)، حاکم خراسان
ابراهیم خواجه‌نوری ۱۲۷۹–۱۳۷۰ روان‌شناس و نویسنده عضو مؤسس حزب عدالت، رئیس کل اداره تبلیغات و معاون نخست‌وزیر در کابینه‌های علی سهیلی، احمد قوام و محمد ساعد، سناتور تهران در اولین دوره مجلس سنا، بنیان‌گذار موسسه مکتب پناه و مترجم چندین عنوان کتاب روان‌شناسی، نویسنده کتاب «بازیگران عصر طلایی»
ابوتراب خان نظم‌الدوله ۱۲۳۷–۱۳۰۶ (خورشیدی) نظامی معاون کنت دومونت فرت در نظمیه تهران و سپس رئیس نظمیه، بازپرس میرزا رضا کرمانی، خزانه‌دار کل ارتش و ریاست مهمات قشون، حاکم آذربایجان، مترجم آثار نویسندگان فرانسوی از جمله تاورنیه و کنت دوگوبینو
امیراصلان‌خان نظام‌الدوله Nezam Soltan Khajeh-Nuri.png ۱۲۵۰–۱۳۱۷ (خورشیدی) دولت‌مرد حاکم مازندران، نماینده دوره دوم مجلس شورای ملی، حاکم بروجرد و لرستان، عضو هیئت رئیسه دوره سوم مجلس شورای ملی، والی سیستان و کرمان
بدری خواجه‌نوری نویسنده رئیس کتابخانه سلطنتی کاخ گلستان، مؤلف اولین فهرست این کتابخانه معروف به فهرست آتابای و همسر ابوالفتح آتابای
فروغ خواجه‌نوری ؟–۱۳۵۶ (خورشیدی) ندیمه اشرف پهلوی، یک‌سال پیش از انقلاب اسلامی در حمله‌ی تروریستی به ماشین اشرف در موناکو هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
میرزا تقی‌خان مشیراعظم دولت‌مرد وزیر پست و تلگراف در کابینه سید ضیاءالدین طباطبایی
جعفر خواجه‌نوری دولت‌مرد حاکم قزوین و نماینده مجلس شورای ملی
حسین خواجه‌نوری ۱۲۷۹–۱۳۷۶ دولت‌مرد مدیرکل وزارت دارایی و مدیرعامل بانک کشاورزی، نوه دختری عبدالصمد میرزا عزالدوله
میرزا شکرالله امیردیوان ؟ -۱۲۶۰ (قمری) دولت‌مرد امیردیوان فارس، حاکم کازرون و جهرم
شوکت‌الملوک خواجه نوری Shokat-Molouk.png ؟ -۱۳۴۴ (خورشیدی) هنرمند نقاش (از شاگردان کمال‌الملک) و بنیان‌گذار هنرستان دختران
صادق‌خان منتصرالسلطان ۱۲۴۷ -۱۳۱۸ (خورشیدی) سیاست‌مدار ملّاک، مشروطه‌خواه و نماینده دوره‌های دوم تا یازدهم مجلس شواری ملی
غلامعلی خواجه‌نوری ۱۲۷۵ -۱۳۴۰ (خورشیدی) دیپلمات رئیس تشریفات وزارت امور خارجه، سفیر ایران در ایتالیا، پیشکار ملکه مادر و عضو انجمن اخوت
عباسقلی خواجه‌نوری ۱۲۹۴–۱۳۷۲ دانشمند استاد دانشگاه، پدر علم آمار در ایران، بنیان‌گذار موسسه آموزش عالی آمار
عبدالحمید نیرنوری ۱۲۹۳ -۱۳۸۶ (خورشیدی) نویسنده از مدیران شرکت نفت، دانش‌آموخته اقتصاد از دانشگاه لندن، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران و مترجم «چنین گفت زرتشت» نیچه
عباسقلی‌خان سیف‌الملک دیپلمات خطاط و کاتب دربار، سفیر فوق‌العاده دربار ایران در روسیه برای تبریک جلوس الکساندر دوم
مهرعلی‌خان شجاع‌الملک نظامی فرمانده نیروهای ایران در جنگ ایران و انگلستان (۱۸۵۶–۱۸۵۷)
ابراهیم‌خان نظام‌الدوله نظامی سرتیپ سه فوج از فوج‌های نظامی اصفهان (۱۲۷۳ قمری)، حاکم مازندران (۱۳۰۰ قمری)، حاکم کردستان (۱۳۰۴ تا ۱۳۰۷ قمری) و امیرتوپخانه (۱۳۱۰ قمری)
عبدالله خواجه‌نوری نظامی سرلشکر ارتش ایران، رئیس دادگاه‌های شاهنشاهی ارتش (اعدام شده در ۱۴ اسفند ۱۳۵۷ در زندان قصر)
محسن خواجه‌نوری ۱۲۹۵–۱۳۵۸ دولت‌مرد مدیرعامل وزارت کار و نماینده دوره بیست و یکم مجلس شورای ملی (اعدام شده در ۲۳ فروردین ۱۳۵۸)
علی‌محمد خواجه‌نوری ؟ –۱۳۵۸ نظامی سپهبد ارتش ایران (اعدام شده در ۲۰ فروردین ۱۳۵۸)

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت[ویرایش]

  1. عزت‌الدوله از نظام‌الملک دختری به نام «زینت‌الملوک» یافت که در سنین کم درگذشت. عزت‌الدوله پس از نظام‌الملک به عقد یحیی‌خان مشیرالدوله درآمد.(سالور ۱۳۷۴، ۷:‎۵۰۴۹)
  2. نگاه کنید به شاخه میرزا فتح‌الله
  3. نسخه دیگری از این ارتباطات فامیلی در شجره نامه خانواده میرزا بزرگ نوری، تالیف عطیه روحی، قابل پیگیری است: آرشیو دنیای زنان در عصر قاجار
  4. ملقب به خبیرالدوله، از خانواده «حکمت» شیراز که سردار فاخر حکمت نیز از این خاندان بود.
  5. پسر خان‌باباخان سردار
  6. پسر باباخان سینکی که پس از سرنگونی نادرشاه و در آشوب‌های سال‌های پس از آن، در لواسان حکومتی مستقل تشکیل داد و سرانجام توسط فتحعلی‌شاه قاجار سرکوب شد.
  7. محسن فرزانه، از نوادگان مؤتمن لشکر، او را از بستگان زوجه میرزا آقاخان نوری می‌شمارد. (فرزانه ۱۳۵۰، ۱۷۱)
  8. سرایدارباشی کاخ سلطنتی در زمان مظفرالدین‌شاه و جد اعلای خانواده توفیقی.
  9. او از اشراف قاجار و پسر حسینعلی‌خان معین‌الدوله و برادرزاده محمود علامیر بود.
  10. نگاه کنید به شاخه میرزا آقاخان نوری

پانویس[ویرایش]

  1. شعبانی، هزار فامیل، ۸۹-۹۱.
  2. قائم‌مقامی، اسناد خاندان امیردیوان نوری، ۲۸۴.
  3. میرزا صالح، رجال و دیپلمات‌های عصر قاجار و پهلوی، ۴۱۲.
  4. Amanat، EʿTEMĀD-AL-DAWLA, ĀQĀ KHAN NŪRĪ، 658-662.
  5. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۹۷؛ Amanat، EʿTEMĀD-AL-DAWLA, ĀQĀ KHAN NŪRĪ، 658-662.
  6. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۴۲.
  7. میرزا صالح، رجال و دیپلمات‌های عصر قاجار و پهلوی، ۴۱۲.
  8. فسائی، فارسنامه ناصری، ۹۷۶.
  9. فسائی، فارسنامه ناصری، ۹۷۶.میرزا صالح، رجال و دیپلمات‌های عصر قاجار و پهلوی، ۴۱۲.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ فسائی، فارسنامه ناصری، ۹۷۷؛ میرزا صالح، رجال و دیپلمات‌های عصر قاجار و پهلوی، ۴۱۲.
  11. میرزا صالح، رجال و دیپلمات‌های عصر قاجار و پهلوی، ۴۱۴.
  12. میرزا صالح، رجال و دیپلمات‌های عصر قاجار و پهلوی، ۴۱۳.
  13. فسائی، فارسنامه ناصری، ۹۷۸.میرزا صالح، رجال و دیپلمات‌های عصر قاجار و پهلوی، ۴۱۳.
  14. خواجه‌نوری، شجره نامه خاندان خواجه‌نوری.
  15. قائم‌مقامی، اسناد خاندان امیردیوان نوری، ۲۸۵.
  16. قائم‌مقامی، اسناد خاندان امیردیوان نوری، ۲۸۶–۲۸۹.
  17. اعتمادالسلطنه، چهل سال تاریخ ایران، ۴۵۹؛ میرزا صالح، رجال و دیپلمات‌های عصر قاجار و پهلوی، ۴۱۴؛ عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۰۰.
  18. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۰۰–۱۰۲؛ اعتمادالسلطنه، چهل سال تاریخ ایران، ۵۷۲؛ میرزا صالح، رجال و دیپلمات‌های عصر قاجار و پهلوی، ۴۱۴؛ عین‌السلطنه، روزنامه خاطرات عین‌السلطنه، ۷:‎ ۵۰۴۹ و ۵۰۸۴.
  19. اعتمادالسلطنه، چهل سال تاریخ ایران، ۴۵۹.
  20. بامداد، شرح حال رجال ایران، ۵:‎ ۱۵۵.
  21. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۰۹.
  22. ملک‌خسروی، اقلیم نور، ۲۱۰–۲۱۶.
  23. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۰۶؛ اعتمادالسلطنه، چهل سال تاریخ ایران، ۴۹۳–۴۹۴؛ اعتمادالسلطنه، صدرالتواریخ، ۲۴۸.
  24. سپهر، مرآت‌الوقایع مظفری، ۲:‎ ۶۶۰.عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۰۶.
  25. اعتمادالسلطنه، خاطرات اعتمادالسلطنه، ۲۷۶.
  26. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۰۷.
  27. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۱۱–۱۱۶.اعتمادالسلطنه، چهل سال تاریخ ایران، ۴۴۲؛ غفاری، مهین بانو، ۳۱۶.
  28. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۰۹.عین‌السلطنه، روزنامه خاطرات عین‌السلطنه، ۱۰:‎ ۸۰۴۸.
  29. خسرو بیگی، تشکیلات اداری ایران در عصر قاجار.
  30. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۲۱.
  31. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۳۴–۱۳۵.
  32. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۹۷.
  33. قائم‌مقامی، قحطی سال ۱۲۷۳ تبریز، ۲۶۶–۲۶۹.
  34. قائم‌مقامی، پایان کار میرزا آقاخان نوری اعتمادالدوله، ۲۶۶–۲۶۹.
  35. بای‌وردی، قائم‌مقام‌ها، ۲۶۶–۲۶۹.
  36. مجدالملک، کشف‌الغرائب یا رساله مجدیه، ۱۰–۱۱.
  37. قائم‌مقامی، اسناد خاندان امیردیوان نوری، ۲۸۶.
  38. مستوفی، شرح زندگانی من، ۵۵.
  39. نوایی، اسناد میرزا عبدالوهاب‌خان آصف‌الدوله، ۱:‎ ۸۵.
  40. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۰۰؛ اعتمادالسلطنه، چهل سال تاریخ ایران، ۴۷۱.
  41. عاقلی، خاندان‌های حکومت‌گر در ایران، ۱۳۴؛ بای‌وردی، نظام‌الدوله‌ها، ۶۱۷.
  42. خانشقاقی، خاطرات ممتحن‌الدوله شقاقی، ۲۸۷.
  43. ملک‌خسروی، اقلیم نور، ۱۴۷.
  44. ملک‌خسروی، اقلیم نور، ۵۷–۶۶.
  45. ملک‌خسروی، اقلیم نور، ۱۴۸.

منابع[ویرایش]

مطالعه بیشتر[ویرایش]