خالد بن ولید

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از خالد پسر ولید)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خالد بن الوليد
Khalid Bin Al-Walid.gif
زاده ۵۸۵
مکه، شبه‌جزیره عربستان
درگذشته ۶۴۲
حمص، سوریه
مدفون در مسجد خالد بن ولید
وفادار به/عضوِ خلافت راشدین
سازمان/شاخه ارتش خلفای راشدین
سال خدمت ۶۳۲–۶۳۸
بخش سوارکاران ذخیره
فرمان‌دهی در فرمانده کل عمری (۶۳۲–۶۳۴)
فرمانده ارشد (۶۳۴–۶۳۸)
فرمانده سوارکاران ذخیره (۶۳۴–۶۳۸)
فرماندار نظامی عراق (۶۳۳–۶۳۴)
فرماندار قنسرین (۶۳۷–۶۳۸)

خالد بن ولید بن مغیره مخزومی ، ابو سلیمان،. پدرش، ولید بن مغیره، از سرسخت‌ترین دشمنان اسلام و از نخستین کسانی بود که پیامبر را مسخره کرد، و مادرش، لبابه صغری، دختر حارث بن حزن هلالی، خواهر میمونه و لبابه کبری، همسر عباس بن عبدالمطلب، بود.

پیش از گرویدن به اسلام[ویرایش]

او قبل از گرویدن به اسلام، با سپاهیان اسلام جنگ‌های سختی کرد و در غزوه اُحُد با تلاش فراوان او، مسلمین شکست سختی خوردند.[۱][۲] او همچنین در غزوه خندق به عنوان فرماندۀ گُردان علیه مسلمین مدینه، جنگید.[۳] در غزوه حدیبیه به عنوان آخرین جنگش علیه پیغمبر و مسلمین، نقش مهمی ایفا کرد [۴] و بنا بر قول مشهورتر و قوی‌تر میان اهل سنت، تا چندی قبل از فتح مکه اسلام نیاورد.[۵]

پس از گرویدن به اسلام[ویرایش]

بنابر آنچه برخی مبلّغان مذهبی اهل‌سنت و مورخان می‌گویند، خالد یکی از معدود فرماندهان نظامی تاریخ است که در تمام طول عمر خود شکستی نخورده‌است.[۶] او در بیش از یکصد جنگ شرکت داشت که بسیاری از آن‌ها در مقابل نیروهای از نظر عددی برتر امپراتوری بیزانس شاهنشاهی ساسانی و متحدانشان و همچنین قبیله‌های عرب دیگر انجام شدند.

بنا به قولی در سال ۷ هجری قمری پس از صلح حدیبیه اسلام آورد و در جنگ موته رهبری سپاه مغلوب مسلمانان را تا مدینه به‌عهده داشت. پس از کشته‌شدن سه فرمانده آن نبرد، جعفر بن ابیطالب و زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه، از سوی سپاهیان و جنگجویان موته به فرماندهی برگزیده شد و با عقب‌نشینی، سپاهیان مسلمان را به مدینه بازگرداند.[۷] بنا بر منابع تاریخی اهل سنت، خالد در مدینه با واکنش‌های منفی مسلمانان مواجه شد. مردم مدینه از وی به عنوان فراری از جهاد یاد کردند و خاک[۸] بر سر و روی وی پاشیدند؛ ولی قلم‌پردازان اهل سنت از خالد بن ولید در این صحنه بسیار تجلیل نموده و از وی به عنوان شمشیر اسلام یاد کرده‌اند. بنا بر قول اهل سنت، پیامبر یا ابوبکر به او لقب سیف‌الله به معنای شمشیر خدا، داد. وی در همان سال در عملیات فتح مکه شرکت کرد.

مقبرهٔ خالد در مسجد خالد بن ولید در حمص سوریه.
مسیر حملات خالد بن ولید در جنوب بین‌النهرین که در آن زمان در اختیار ساسانیان بود.

واقعهٔ بنی جَذِیمه[ویرایش]

در اوایل شوال سال هشتم هجری، پیامبر اکرم(ص) خالد بن ولید را در رأس گروهی ۳۵۰ نفره از مهاجران و انصار و بنی سُلَیم به سوی بنی جَذِیمه، در اطراف مکه، فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت کند. با وجود اینکه بنی جَذیمه مسلمانی خود را اعلام و اسلحه خود را تسلیم کردند، اما خالد دستور داد عده‌ای از آنان را گردن زدند[۹] که چون پیامبر مطّلع شد، از کار خالد تبری جست و علی بن ابی‌طالب را فرستاد تا دیه کشته‌شدگان را بپردازد.

واقعهٔ کشتن مالک بن نویره[ویرایش]

در جنگ‌هاى ردّه، ابوبکر به خالد دستور داد نخست به سوی قبیله طَىّ (طیْىء) در اکناف، سپس به سوى طُلَیْحه بن خُوَیْلِد اسدى در بُزاخه و بعد به سوى مالک بن نُوَیْره در بُطاح برود و چنانچه آنان به اسلام بازنگشتند، با آنان بجنگد.[۱۰]

بعداً ابوبکر از فرستادن خالد به بُزاخه ابراز تأسف کرد.[۱۱] خالد در نبرد سختى طلیحه را که مدعى نبوت بود، شکست داد و یارانش را به شدت سرکوب کرد.[۱۲] سپس، با آنکه مالک بن نویره و قبیله او و بنى تمیم مسلمان بودند، خالد آنان را اسیر کرد و بعد دستور داد مالک بن نویره و افراد قبیله‌اش را کشتند و همسرش را تصرف کرد.[۱۳]

این کار زشت خالد که برخى از مورخان سعى کرده‌اند آن را توجیه کنند یا دست‌کم آن را نادیده بگیرند،[۱۴] باعث خشم عده‌اى از مسلمانان از جمله پسردایى‌اش، عمر، شد و از ابوبکر خواستند وى را مجازات کند، اما خلیفه نپذیرفت و اعلام کرد که خالد خطا کرده است. از این‌رو وقتى خالد به مدینه رفت، عذرش را پذیرفت.[۱۵]

وفات[ویرایش]

وی با به قدرت رسیدن عمر از فرماندهی لشکر شام، عزل شد. او در شهر حمص سوریه در سن شصت سالگی وفات کرد، او عمر را وصی خود قرار داده بود.

یادواره[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. تاریخ طبری، ج2: ص507 ؛ ص508 ؛ ص510
  2. المغازي للواقدي، ج1، ص225
  3. المغازي للواقدي، ج2، ص465
  4. المغازي للواقدي، ج2، ص582
  5. المغازي للواقدي، ج2، ص661
  6. http://www.medantahreer.com/shownews-183249.php
  7. المغازي للواقدي، ج‏2، ص764 = و الأوّل أثبت عندنا، أنّ خالدا انهزم بالناس‏|انكشف خالد بن الوليد يومئذ حتى عيّروا بالفرار، و تشاءم الناس به.
  8. المغازي للواقدي، ج2، ص765 = فجعل الناس يحثون فى وجوههم التّراب‏
  9. ابن جابر البلاذرى، کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلى، ج ‏1، ص 381، دار الفکر، بیروت، ط الأولى، 1417ق؛ الذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق، عمر عبد السلام تدمرى، ج ‏2، ص 567، بیروت، دار الکتاب العربى، ط الثانیة، 1413ق؛ الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق، محمد أبو الفضل ابراهیم، ج ‏3، ص 66، بیروت، دار التراث، ط الثانیة، 1387ق؛ ابن هشام الحمیرى المعافرى، السیرة النبویة، تحقیق، مصطفى السقا و ابراهیم الأبیارى و عبد الحفیظ شلبى، ج ‏2، ص428، بیروت، دار المعرفة، بى تا؛ الطبقات‏ الکبرى، ج‏2، ص112.
  10. واقدى، ۱۹۹۰، ص ۶۹ـ۷۰؛ طبرى، ج ۳، ص ۲۴۹، ۲۵۳ـ۲۵۵
  11. یعقوبى، ج ۲، ص ۱۳۷
  12. رجوع کنید به واقدى، ۱۹۹۰، ص ۸۱ ـ۹۴؛ نیز رجوع کنید به طلیحه بن خویلد
  13. واقدى، ۱۹۹۰، ص ۱۰۳ـ۱۰۷؛ خلیفهبن خیاط، ۱۴۱۵، ص ۵۳؛ طبرى، ج ۳، ص ۲۷۶ـ۲۷۸
  14. براى نمونه رجوع کنید به هیکل، ص ۱۵۳ـ۱۶۳؛ عقاد، ص ۷۸ـ۸۰
  15. ابن سلام جمحى، سفر۱، ص ۲۰۴، ۲۰۸؛ خلیفهبن خیاط، ۱۴۱۵، ص ۵۳ـ۵۴؛ یعقوبى، ج ۲، ص ۱۳۹؛ طبرى، ج ۳، ص ۲۷۸ـ۲۸۰؛ براى نقد این رفتار خالد و نقد دفاع خلیفه از او رجوع کنید به شرفالدین، ج ۲، ص ۹۹ـ۱۱۹
  16. http://www.tanks-encyclopedia.com/modern/Pakistan/al-khalid.php

منابع[ویرایش]

  • تاریخ صحابه، مهدی اخوانی، چاپ سوم، مشهد، ۱۳۳۹
  • اسدالغابه، ج ۲، ص ۱۰۹
  • قاموس الرجال، ج ۴، ص ۱۴۳
  • فروغ ابدیت، ج ۳، ص ۳۴۷–۳۴۹
  • الطبقات، ج ۴، ص ۲۵۳
  • الاستیعاب، ج ۳، ص ۴۳۷
  • بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۱۴۲

کتاب اسرار خاندان محمد (ص)، سلیم بن قیس؛ ترجمه مهدی صبلغی: ص ۳۸۸

علل الشرایع: ص ۱۹۰

احتجاج طبرسی: ج ۱ ص ۸۹

# الخرائج: ج ۲ ص ۷۵۷

بحار الانوار: ج ۲۹ ص ۱۲۵، ۱۳۲، ۱۳۶، ۱۵۹؛ ج۲۸، ص۳۰۹

# الأنساب :۳/۹۵، ط. دارالجنان ـ بیروت و۶/۱۷۰، نشر محمد أمین دمج - بیروت - ۱۴۰۰ هـ.