خاتمیت محمد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

قرآن، دین اسلام را به عنوان خاتم ادیان الهی معرفی می‌کند:

  • إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یهْدِی لِلَّتِی هِی أَقْوَمُ.[۱]

یعنی اگر اسلام را در یکسو و تمامی دین‌های آسمانی را که برای سراسر زندگی آدمی در دوران‌های گذشته تعیین شده بدانیم و در سوی دیگری بگذاریم؛ اسلام از همه آنها استوارتر است که این خود، برداشتی از معنی خاتمیت و شریعت آخرین است.[۲]

  • قُلْ إِنَّنِی هَدانِی رَبِّی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ دِیناً قِیماً مِلَّةَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکِین.[۳]

به جهانیان بگو: پروردگار مرا به راهی راست رهبری فرموده و آن دینی است پایان و زوال‌ناپذیر که بنیادش از همان سنت و رویه ابراهیم است.[۴] در سوره بینه پس از آنکه می‌فرماید "مشرکین دست از باور نادرست خود برنمی‌دارند جز آنکه فرستاده خدا با آیات و بینات (دلایل روشن) فرا رسد و آیات کتاب قیم را برایشان بخواند. اینان دستوری ندارند جز آنکه خدای را با نیت پاک پرستش کنند، نماز بخوانند و …، می‌فرماید: ذلِکَ دِینُ الْقَیمَة.[۵] این آیین –اسلام- دینی است پایان و زوال‌ناپذیر.[۶]

  • در سوره آل عمران:

وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِین.[۷] هر که جز آیین اسلام در جستجوی آیین دگر آید، تا اید و انقراض جهان از او پذیرفته نیست و بروز رستاخیز از زیانکاران است.[۸]

  • درسوره احزاب آیه ۴۰:

ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول‌الله و خاتم النبیین. محمد پدر هیچ‌یک از مردان شما نیست، همانا او فرستاده خدا و پایان دهنده پیامبران است[۹]

  • در سوره مائده:

الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.[۱۰] امروز که پیامبر اسلام پرچم دار راهنمایی آدمی است، دین را برای شما تکمیل و نعمت را برای شما تمام کردم، و خشنودم که برای همیشه بر دین اسلام باشید.[۱۱] روشن است که آیات بالا آیین اسلام را پابرجاترین راه هدایت و دین پایان و زوال‌ناپذیر و گرویدن به غیر آن را تا انقراض جهان غیرقابل‌قبول دانسته و او را کمال و بلوغ دیانت و تمام نعمت معرفی کرده‌است.

  • در روایاتی از امامانشیعی: نیز به ابدی بودن آیین روشنگر اسلام به روشنی اشاره شده‌است از جمله علی بن ابیطالب فرماید:

إِنَّ هَذَا الْإِسْلَامَ دِینُ اللَّهِ الَّذِی اصْطَفَاهُ لِنَفْسِهِ … ثُمَّ جَعَلَهُ لَا انْفِصَامَ لِعُرْوَتِهِ وَ لَا فَکَّ لِحَلْقَتِهِ وَ لَا انْهِدَامَ لِأَسَاسِهِ وَ لَا زَوَالَ لِدَعَائِمِهِ وَ لَا انْقِلَاعَ لِشَجَرَتِهِ وَ لَا انْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ[۱۲]}[۱۳] اسلام همان آیینی است که پروردگار بزرگ آن را در میان ادیان برگزیده و قوانین آن را به اندازه‌ای استوار فرموده که دستاویز آن پایان ناپذیر و حلقه‌اش گسستنی نیست. اساس و بنیادش انهدام نمی‌پذیرد و ارکانش زایل و نابود نمی‌گردد. درختش هرگز از ریشه بیرون نیاید [این چنین] مدنش نیز هیچ وقت پایان نمی‌پذیرید.[۱۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. قرآن کریم - اسراء:9
  2. صادقی تهرانی، محمد - ترجمان وحی - اسراء:9 - انتشارات شکرانه - چاپ اول 1385
  3. قرآن کریم - انعام:161
  4. صادقی تهرانی، محمد - ترجمان وحی - انعام:161 - انتشارات شکرانه - چاپ اول 1385
  5. قرآن کریم - بینه:5
  6. صادقی تهرانی، محمد - ترجمان وحی - بینه:5 - انتشارات شکرانه - چاپ اول 1385
  7. قرآن کریم - آل‌عمران:85
  8. صادقی تهرانی، محمد - ترجمان وحی - آل عمران:85 - انتشارات شکرانه - چاپ اول 1385
  9. احزاب آیه ۴۰
  10. قرآن کریم - مائده:3
  11. صادقی تهرانی، محمد - ترجمان وحی - مائده:3 - انتشارات شکرانه - چاپ اول 1385
  12. نهج البلاغه - تنظیم سید رضی
  13. صادقی تهرانی، محمد - بشارات عهدین - ص 59-60 - چاپ 1390
  14. محمد صادقی تهرانی - بشارات عهدین - انتشارات شکرانه - چاپ 1390