حیدر میرزا (پسر شاه تهماسب یکم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
حیدر میرزا (پسر شاه تهماسب یکم)
شاهزاده صفوی
زادروز۱۸ سپتامبر ۱۵۵۶
زادگاهقزوین
درگذشت۱۵۷۶
آرامگاهمشهد
پدرشاه طهماسب یکم
مادرسلطان‌زاده خانم
دیناسلام

حیدر میرزا (زاده ۱۸ سپتامبر ۱۵۵۶،[۱] درگذشته ۱۵۷۶ میلادی) چهارمین پسر شاه طهماسب صفوی و مادرش زنی گرجی‌تبار به نام سلطان‌زاده خانم بود. حیدر میرزا جانشین پدرش شاه طهماسب صفوی در حکومت امپراتوری صفویان بود که یک روز پس از تاج گذاری به دستور پریخان خانم خواهر ناتنی اش از مادری چرکسی تبار و به دست جمعی از سرداران قزلباش کشته شد.[۲][۳]

قتل حیدرمیرزا[ویرایش]

بعد از مرگ شاه طهماسب در روز پانزدهم صفر، حیدرمیرزا تاج شاهی بر سر نهاد و وصیت‌نامه ممهور به مهر شاه طهماسب را دلیل نیابت خود اعلام نمود و در ایوان چهل ستون جلوس نمود، اما اشتباهاتی مرتکب شد که باعث شد تا حکومت و پادشاهی وی به شب نرسید. اولین خطای وی رها ساختن پریخان خانم خواهر ناتنی خودش برای خروج از تالار قصر بود. پریخان خانم که در آن شب در چنگال حیدرمیرزا بود و قبلاً دشمن سرسخت وی به شمار می‌رفت با تملق و چرب‌زبانی حیدرمیرزا را قانع نمود تا وی را رها سازد تا از کاخ بیرون آمده و سلطان سلیمان و شمخال‌خان را که آنها نیز از مخالفان حیدرمیرزا بودند در سلک مرافقان او درآورد، اما بعد از خروج کلید درب‌های تالار قصر را به مخالفان سپرد و آنها نیز توانستند به راحتی به وارد قصر شده حیدرمیرزا را به قتل برسانند.[۲]

دومین اشتباه وی این بود که دقت نکرده بود در آن شب کشیکچیان دربار از کدام طایفه‌اند، از بخت بد وی در آن شب نگهبانان کاخ شاهی از جناح مخالف بودند که درب‌های تالار قصر را به روی او بستند و مانع خروج وی یا دخول طرفدارانش گردیدند.[۴] حیدرمیرزا که در قصر زندانی شده بود با وعده و وعید نتوانست محافظان کاخ شاهی را راضی به بازنمودن دربها نماید او ابتدا تصمیم به خودکشی گرفت اما مادرش متوجه شد و وی را به حرمسرای شاه برد. امرا و سرداران نیز با اطلاع از مرگ شاه طهماسب شروع به فعالیت نمودند. طرفداران اسماعیل میرزا در خانهٔ حسین‌قلی خلفا و طرفداران حیدرمیرزا در خانهٔ حسین‌بیگ یوزباشی جمع شدند تا چاره اندیشی نمایند. جمعی نیز بی طرف ماندند. طرفداران حیدرمیرزا که مغرور بودند ابتدا تصمیم گرفتند مسلح به دولتخانه ریخته و حیدرمیرزا را آزاد نمایند، اما بعد از ترس اینکه مبادا آزاری توسط مخالفان به حیدرمیرزا برسد از این امر منصرف شدند و تصمیم گرفتند به خانهٔ حسین‌قلی خلفا که محل اجتماع مخالفان بود حمله برده و آنها را متفرق سازند.

حسین‌قلی خلفا که مرد عاقلی بود بر آنها پیشدستی نمود و برای اتلاف وقت قاصدی نزد طرفداران حیدرمیرزا فرستاد، اما این کار نتیجه‌ای نداد. او تدبیری عالی اندیشید که باعث تزلزل و شکست جناح حیدرمیرزا شد. وی یکی از محرمان خود را موظف ساخت تا در خفا از شهر خارج شود و سراسیمه مراجعت نماید خبر آمدن اسماعیل میرزا را از قلعه قهقهه شایع سازد. با اجرای این نقشه طرفداران حیدرمیرزا پریشان و متزلزل و متفرق شدند. در پایان روز معین شد که این عمل خدعه بوده است، اما نقشهٔ حسین‌قلی خلفا نتیجه داد، چرا که بسیاری از کسانی که بی طرف بودند به طرفداران اسماعیل میرزا پیوستند و بسیاری از طرفداران حیدرمیرزا هم میدان را خالی نمودند. حسین‌بیگ یوزباشی با جمعی از طرفداران حیدرمیرزا جهت تحویل گرفتن نوبت کشیک کاخ شاهی و در حقیقت آزاد ساختن حیدرمیرزا عازم شد و بعد از طی مشکلاتی به آنجا رسید.

از سوی دیگر حسین‌قلی خلفا و شمخال‌خان وارد حرم شده و به جستجوی حیدرمیرزا پرداختند و او را در بین زنان درباری یافته، سرش را از تن جدا کردند و به طرفداران حیدرمیرزا که حیدر گویان درب‌های تالار را شکسته و به حرم می‌رفتند نشان دادند. علی خان بیک گرجی و زال بیک گرجی و جمعی از طرفداران حیدرمیرزا با مشاهدهٔ سر بریدهٔ حیدرمیرزا ناامید شدند و با برداشتن مصطفی میرزا که مادرش گرجی و برادر ناتنی حیدرمیرزا بود، از شهر خارج شدند. در تاریکی شب بسیاری از همراهان حسین‌بیگ یوزباشی و مصطفی میرزا جدا شدند. حسین‌بیگ یوزباشی که می‌خواست نزد حاکم لرستان برود توسط شخصی از طایفهٔ «حاجی ویس سلطان بیات» دستگیر و به قزوین فرستاده شد. مصطفی میرزا نیز دستگیر شد و به نزد اسماعیل میرزا در قزوین فرستاده شد.[۵]

درخلال این ایام، زال بیک گرجی و فرخ بیک گرجی و بسیاری از طرفداران حیدرمیرزا به فرمان مهدعلیا کشته شدند.[۶] علی خان گرجی نیز به گرجستان گریخت.[۷] با پیروزی جناح اسماعیل میرزا، اکثر طرفداران حیدرمیرزا به قتل رسیدند و اموال و اولادشان به تاراج رفت.[۸]

اسماعیل میرزا در ۲۷ جمادی‌الاول ۹۸۴ ق / ۱۵۷۶ م بر تخت نشست و پس از تاجگذاری انتقام شاهانه‌ای از تمام مخالفان خود گرفت.[۹] او هرگز به برادران و عموزادگان اشفاق و مهربانی نکرد و به قول اسکندر بیک ترکمان «آنها را خار گلزار دولت خود می‌دانست».[۱۰]

بعدها جسد حیدرمیرزا را مادرش به مشهد منتقل نمود و در آنجا مدفون ساخت. «اوصاف حمیده خسروانه شاه بسیار است، نشو و نمای او در عنفوان جوانی به صلاح شده بود همیشه دوشنبه و پنجشنبه روزه داشت و با علما و فضلا الفت تمام پیدا کرده و هرگز نماز صبح که دأب سلاطین است به واسطه خواب از وی فوت نشد و دائم به طهارت بود».[۱۱]

پانویس[ویرایش]

  1. شاه اسماعیل دوم شجاع تباه شده، منوچهر پارسادوست، ۱۳
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ترکمان، عالم آرای عبّاسی، ۱۹۲.
  3. نصراله فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ۴۱
  4. والهٔ قزوینی، خلدبرین، ۳۹۱.
  5. ترکمان، عالم آرای عبّاسی، ۱۹۳–۱۹۶.
  6. والهٔ قزوینی، خلدبرین، ۵۰۲.
  7. منجّم یزدی، تاریخ عبّاسی، ۳۰.
  8. ترکمان، عالم آرای عبّاسی، ۱۹۶.
  9. فلسفی، زندگانی شاه عبّاس اوّل، ۴۵.
  10. ترکمان، عالم آرای عبّاسی، ۲۰۸.
  11. حسینی قمی، خلاصة التّواریخ، ۶۰۶.

منابع[ویرایش]

  • منوچهر پارسادوست (۱۳۸۱شاه اسماعیل دوم شجاع تباه شده، تهران: شرکت سهامی انتشار، شابک ۹۶۴-۳۲۵-۱۰۶-۳
  • نصرالله فلسفی (۱۳۹۱)، «جلد اول»، زندگانی شاه عباس اوّل، به کوشش فرید مرادی.، تهران: انتشارات نگاه، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۷۲۶-۷
  • ترکمان، اسکندر بیک. عالم آرای عبّاسی. تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۰.
  • والهٔ قزوینی، محمد یوسف. خلدبرین. تهران، ۱۳۷۳.
  • منجّم یزدی، جلال الدّین محمّد. تاریخ عبّاسی. تهران: انتشارات وحید، ۱۳۶۶.
  • حسینی قمی، قاضی احمد. خلاصة التّواریخ. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۹.

پیوند به بیرون[ویرایش]