حکومت اسلامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

حکومت اسلامی نوعی از حکومت دینی درجوامع مسلمان که حزب یا اشخاص حاکم معتقد به برتری اسلام، سعی درپیاده سازی قوانین بر پایه احکام و معارف اسلامی دارند.[۱] [۲] به عبارت دیگر، مقصود از حکومت دینی، حکومتی است که تمامی ارکان آن بر اساس دین شکل گرفته است.[۳]

حاکمان اسلامی معتقدند اسلام برنامه کاملی است که از جانب خدا راه چگونه زندگی کردن را آموخته است. حکومت نیز جزئی از زندگی ماست پس برای حکومت نیز باید از راهنمایی خدا استفاده کرد. این افراد نظریه جدایی دین از سیاست را قبول ندارند.

در حال حاضر تنها حكومت اسلامي شيعه در جمهوري اسلامي ايران وجود دارد و از ايران به عنوان ام القراي جهان اسلام ياد مي شود.

دیدگاه جمهوری اسلامی ایران[ویرایش]

در دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران حکومت دینی نه تنها در آن قوانین دینی اجرا می شود بلکه مجریان آن یا مستقیماً از طرف خدا منصوبند یا به اذن خاص یا عام معصوم منصوب شده اند.[۴]

در این دیدگاه حکومت دینی شکلی از حکومت است که در آن همه امور سیاسی اجتماعی قضایی اقتصادی و ... منشاء الهی پیدا می کند و طبق آزمونهای دینی تعیین تکلیف در این امور به دین واگذار می شود. در حکومت دینی جایی برای مردمسالاری به عنوان تعیین سرنوشت اساسی جامعه وجود دارد که با مشارکت مردم و مشورت آنها از اهمیت برخوردار است.

در حکومت دینی تعیین زمامدار و زمامداران و همه قوانین از طریق متن دین تعین می شود. امروزه طبق نظر اندیشمندان دینی از جمله علی شریعتی، دین اسلام بیشترین ظرفیت تحقق حکومت دینی را داراست. از این رو حکومت دینی همواره بیشتر به معنی حکومت اسلامی می باشد[۵].

مرتبه عملی و اجرایی حکومت دینی نسبی است یعنی همیشه امکان پیاده شدن کامل آن وجود دارد.

نمونه بارز اجرای این شیوه حکومتی تا حد زیاد حکومت پیامبر اسلام و حکومت امام علی و امام حسن در صدر اسلام می باشد که مفهوم واقعی حکومت دینی است و به اعتقاد شیعه نمونه بسیار اعلای آن در زمان ظهور مهدی موعود متحقق می شود.[۶]

حکومت اسلامی و شورا[ویرایش]

در قرآن واژه ی شورا به معنای مشورت است و به پیامبر اسلام و مسلمانان توصیه شده است که در مسائل سیاسی و اجتماعی با یکدیگر مشورت کنند.[۷] خداوند در آبه ۱۵۹ سوره آل عمران می فرماید: و شاورهم فی الامر/ در کارها با آنان مشورت کن. این آیه پس از تشکیل حکومت اسلامی توسط پیامبر در مدینه نازل شده که نشان دهنده ی آن است که منظور از کارها، امور حکومتی است.[۸] تحقق شورا در نظام سیاسی و حکومتی ایران در سه قالب است:

  • مجلس شورای اسلامی (برگزاری انتخابات در هر چهار سال)
  • شورای نگهبان(برگزاری انتخابات در هر چهار سال یک بار)
  • مجلس خبرگان (برگزاری انتخابات در هر هشت سال یک بار) که با رأی مردم انتخاب شده و وظیفه انتخاب رهبر را بر عهده دارند.[۹]

علاوه بر این موارد، انتخاب رئیس جمهور نیز از جانب مردم در هر چهار سال صورت می گیرد.


حکومت دینی و مصلحت[ویرایش]

طبق نظر امام خمینی، مصلحت به معنای منافع عمومی است که نه تنها به مصالح اقتصادی و سیاسی مرتبط است بلکه موضوعات فرهنگی و فرهنگ اسلامی را نیز در بر می گیرد. به بیان دیگر، مصلحتی که حکام و رهبران باید هنگام تصمیم گیری ها آن را لحاظ کنند به معنای منفعت است.[۱۰]

از دیدگاه امام خمینی، کسانی که بر مسلمانان و به طور کلی بر جوامع بشری حکومت می کنند باید در تصمیمات خود منافع عمومی را در نظر بگیرند. همچنین از نظر ایشان، حدود الهی بر مبنای مصالح جامعه است و به همین دلیل رفتار مسئولان دولت اسلامی بالاخص نمایندگان مردم نیز باید در راستای حفظ منافع عمومی باشد و حتی عمل به وظایف قانونی نباید بر خلاف مصالح کشور، ملت و اسلام باشد.[۱۱] علامه طباطبایی نیز معتقد است که احکام حکومتی باید طبق مصلحت و در چاچوب قانون شریعت باشد.[۱۲]

دیدگاههای مخالف با الهی بودن حکومت[ویرایش]

سید محمد جواد غروی حکومت را یک امر دنیایی نه الهی می‌داند که مردم بر اساس همفکری و مشورت و ایجاد هم‌رأیی به تشکیل آن مبادرت می‌کنند و استدلال او این است که کلمة «امر» که جمع آن «امور» است در قرآن به معنای کارهای دنیایی مردم از جمله تشکیل دولت و حکومت است.[۱۳]

پانویس[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

مؤسسه پژوهشی فرهنگی فهیم

پیوند به بیرون[ویرایش]