حسین خرازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
حسین خرازی
Hossein Kharrazi.jpg
محل تولد اصفهان، ایران
تاریخ تولد ۱ شهریور ۱۳۳۶
محل درگذشت شلمچه، ایران
تاریخ درگذشت ۸ اسفند ۱۳۶۵
محل دفن اصفهان
تابعیت ایرانی
نیرو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵
جنگ‌ها جنگ ایران و عراق
کارهای مهم تأسیس لشکر ۱۴ امام‌حسین
فرزندان مهدی خرازی
والدین علی خرازی

حسین خرازی (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۳۶ اصفهان – درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۵ شلمچه) نظامی ایرانی بود، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بشمار می‌آمد و فرماندهی لشکر ۱۴ امام‌حسین را برعهده داشت.[۱]

وی در طول جنگ در عملیات‌های طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، والفجر ۴، بدر و والفجر ۸، حضوری فعال داشت. خرازی در خلال عملیات خیبر در پی برخورد ترکش، دست راست خود را از دست داد،[۲] ولی پس از مدتی به صحنه نبرد بازگشت و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه کشته شد.[۳]

زندگی‌نامه[ویرایش]

حسین خرازی در سال ۱۳۳۶ در کوی کلم، در اصفهان زاده شد. مذهبی بودن والدین از کودکی تأثیر زیادی بر وی داشت و رویکرد مذهبی در دوران جوانی به ورود او به محافل مذهبی انجامید.

قبل از انقلاب[ویرایش]

حسین خرازی در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی نیز می‌پرداخت. در این گذار، به تدریج به مسائل سیاسی نیز آشنایی پیدا کرد، که در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتاب‌های اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی، برای گذراندن خدمت وظیفه عمومی، به مشهد اعزام شد. پس از مدتی ارتش شاهنشاهی وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار در کشور عمان فرستاد. وی این سفر را معصیت می‌دانست.[۴][۵] در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان سید روح‌الله خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کرد. در این مدت، وی در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل زندگی خود نیز در تماس بود.

پس از انقلاب[ویرایش]

کمیته انقلاب اسلامی[ویرایش]

حسین خرازی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی و مبارزه با مخالفان شکل‌گیری جمهوری اسلامی در داخل کشور بود. وی به خاطر روحیه نظامی و استعدادش در این زمینه، مسؤولیت‌هایی را نیز در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت مخالفان نظام جمهوری اسلامی در گنبد، مأموریتی به آنجا داشت.

کردستان[ویرایش]

خرازی در اوج درگیری با مخالفان جمهوری اسلامی در کردستان به آنجا رفت، بعد از باز پس‌گیری سنندج (همراه با علی رضاییان؛ فرمانده قرارگاه حمزه)[۶] در سمت فرماندهی گردان ضربت، که از قوی‌ترین گردان‌های آن دوره محسوب می‌شد، وارد عمل شد. در تسخیر شهرهای دیگر کردستان توسط سپاه پاسداران، از قبیل دیوان‌دره، سقز، بانه، مریوان و سردشت وی نقش مؤثری ایفا نمود.

جنگ ایران و عراق[ویرایش]

خرازی در شروع جنگ ایران و عراق در کردستان حضور داشت و پس از یک سال فعالیت در کردستان، راهی منطقه جنگی جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان به اهواز، در منطقه دارخوین تشکیل شده بود، منصوب گشت. این خط به مدت ۹ ماه در برابر هجوم ارتش عراق مقاومت کرد، در حالی که نیروهای آن از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی نیز در مضیقه بودند. در عملیات شکست حصر آبادان، خرازی فرماندهی جبهه دارخوین را برعهده داشت و نیروهای تحت امر وی، پل‌های حفار و مارد را که نیروهای عراقی با نصب آنها، بر روی رودخانه کارون، از عرض رودخانه عبور کرده بودند و اقدام به محاصره نمودن شهر آبادان کرده بودند را، به تصرف خود درآوردند.[نیازمند منبع]

لشکر امام‌حسین[ویرایش]

خرازی در آزادسازی بستان، مانور عملیاتی قوی‌ای را با دور زدن عراقی‌ها از چزابه و تپه‌های رملی و محاصره کردن آن‌ها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات طریق‌القدس بود، که تیپ امام حسین، متشکل از نیروهای سپاه اصفهان تشکیل شد. چیزی نگذشت که این یگان از تیپ به لشکر ارتقاء یافت و خرازی به مقام فرماندهی لشکر امام‌حسین منصوب شد.[۷]

وی در جایگاه فرماندهی، در این برهه نیاز تیپ امام حسین به یگان دریایی را مطرح کرد و محمدحسین صادق‌زاده را به عنوان اولین مسئول یگان دریایی منصوب نمود. سپس صادق‌زاده با آموزش شماری غواص و تأمین چند قایق، اولین یگان دریایی سپاه پاسداران را در لشکر امام حسین تشکیل داد.

عملیات فتح‌المبین[ویرایش]

لشکر امام‌حسین به فرماندهی خرازی در حین اجرای عملیات فتح‌المبین، نیروهای عراقی را در جاده عین‌خوش، مصافتی در حدود ۱۵ کیلومتر، دور زد و با اجرای این طرح ارتش عراق را غافلگیر نمود.

عملیات بیت‌المقدس[ویرایش]

یگان تحت امر خرازی در عملیات بیت‌المقدس جزو اولین لشکرهایی بود، که از رودخانه کارون عبور کرد و به جاده اهواز-خرمشهر رسید و در عملیات آزادسازی خرمشهر نقش مهمی ایفا نمود. خرازی پس از آن در عملیات‌های مختلفی همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر، در سمت فرماندهی لشکر امام‌حسین شرکت داشت.

عملیات خیبر[ویرایش]

عملیات خیبر توأم با دشواری‌های زیادی برای لشکر تحت امر او بود. عراقی‌ها، منطقه را با اقسامی از جنگ‌افزارها و بمب‌های شیمیایی مورد حمله قرار داده بودند،[۸][۹] که در این میان خرازی حاضر به عقب‌نشینی و ترک موضع خود نشد، تا اینکه یک دست او بر اثر اصابت ترکش قطع گردید و در این شرایط بود که به عنوان مجروح به عقب فرستاده شد.[۱۰]

عملیات والفجر ۸[ویرایش]

در عملیات والفجر ۸، لشکر امام‌حسین که تحت فرماندهی خرازی بود، به عنوان یگان عمل‌کننده، تعداد زیادی از نیروهای لشکر گارد ریاست‌جمهوری عراق را به اسارت گرفت و موفقیت‌هایی را در منطقه فاو و کارخانه نمک، که از پیچیده‌ترین مناطق جنگی آن دوره بود، کسب کرد.[۶]

عملیات کربلای ۵[ویرایش]

حسین خرازی در عملیات کربلای ۵ سمت فرماندهی را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم، از کنار اروندرود تا جنوب کانال پرورش ماهی ادامه داشت، شکست سنگینی به ارتش عراق وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود، که در کنار یکدیگر قرار داشتند.

شهادت[ویرایش]

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در خلال عملیات کربلای ۵ شهید شد. پیکر وی در قطعه شهدای کربلای ۵ در منتهی‌الیه شمال‌غربی گلستان شهدای اصفهان دفن گردید. در طرفین مزار خرازی دو قطعه سنگ، به نشان یادبود از همرزمان خرازی بنام‌های رضا حبیب‌اللهی و مصطفی ردانی‌پور مستقر می‌باشد، که جنازه آنها هیچگاه یافت نشد.[۱۱]

گفتاورد[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «فرمانده‌ای که نیمی از بدنش در باتلاق فرورفت». خبرگزاری مشرق.
  2. «چند نکته از ظرافت‌های فرماندهی حسین خرازی». خبرگزاری تسنیم.
  3. «"حسین خرازی" که بود و چگونه به شهادت رسید؟». باشگاه خبرنگاران جوان. ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
  4. «زندگینامه: حسین خرازی (۱۳۳۶–۱۳۶۵)». همشهری آنلاین. ۲۰۱۵-۰۲-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  5. «یک سرباز فراری که عملیات ظفار را حرام می‌دانست، در سپاه فرمانده شد!». باشگاه خبرنگاران جوان. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ سید احمد عقیلی، محمدرضا نیلفروشان، با ستارگان (راهنمای تخت فولاد)، کانون پژوهش، چاپ اول ۱۳۸۳، صفحهٔ ۲۴۳
  7. اصغر منتظر القائم، بزم گاه دلبران، ص۷۵–۷۸
  8. Ali, Javed (2001-03-01). "Chemical weapons and the Iran‐Iraq war: A case study in noncompliance". The Nonproliferation Review. 8 (1): 43–58. doi:10.1080/10736700108436837. ISSN 1073-6700.
  9. «آنچه باید دربارهٔ عملیات «خیبر» بدانیم+عکس و نقشه». مشرق نیوز. ۲۰۱۵-۰۳-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  10. زندگینامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی‌زاده، چاپ ششم ۱۳۸۹، نشر ستارگان درخشان، صفحهٔ ۸۲
  11. مزارات اصفهان، تصحیح و اضافات: دکتر اصغر منتظر القائم، ۱۳۸۷، دانشگاه اصفهان، ص ۳۹۵

منابع[ویرایش]

  • زندگی‌نامه حسین خرزای. کنگره سرداران استان اصفهان
  • خورشید شلمچه، علی بنی‌لوحی، مؤسسه اندیشه معاصر

پیوند به بیرون[ویرایش]

Hossein Kharrazi
حسین خرازی
Hossein Kharrazi.jpg
Nickname(s)Haj Hossein
Born1957
Isfahan, Iran Iran
Died1987 (aged 29–30)
Shatt Al-Arab district, Basra Governorate, Iraq
AllegianceIslamic Revolutionary Guard Corps
Years of service1978–1987
RankMajor General (سردار سرلشکر)
Commands held3rd Imam Hossein Brigade
14th Imam Hossein Division
Battles/warsIran–Iraq War
Operation Tarigh ol-Qods
Operation Fath-ol-Mobeen
Operation Beit ol-Moqaddas
Operation Ramadan
Operation Dawn 4
Battle of the Marshes
Operation Khaibar (WIA)
First Battle of al-Faw
Operation Dawn 8
Operation Karbala-4
Operation Karbala-5 (KIA)
AwardsFath Medal.jpg 2nd grade Order of Fath[1]

Major General Hossein Kharrazi (Persian: حسین خرازی‎)[2] (1957 – 27 February 1987) was the commander of IRGC's 14th Imam Hussein Division during Iran–Iraq War. He supported Islamic revolution and after its victory, served and helped safeguarding it. He was engaged in many operations during the war, namely Dawn 8, in which he captured troops of Saddam's Republican Guard in al-Faw Peninsula; and in Operation Karbala-5 as the commander of the vanguard forces. Kharrazi was killed by shrapnel from a mortar bomb during Operation Karbala-5.

History

During his adolescence he was interested in religious publications. Kharrazi participated in religious congregations and learning theological subjects. His curiosity toward religious matters increased during the campaigns against the Pahlavis and he became more aware of the contemporary political circumstances. While performing his military service, Kharrazi was sent to Dhofar. He deserted the armed forces finally in 1978, according to the direction of Ruhollah Khomeini, and joined the revolutionaries.

Iran–Iraq War

His first considerable command was in Darkhovin region close to AbadanAhvaz road, known as "The Lion Frontier". In the battle, the Iranian troops resisted Saddam's army for 9 months. He became the commander of Darkhovin front. Kharrazi served actively in freeing Bostan afterwards. Following Operation Tarigh ol-Qods, Imam Hussein Brigade was established which soon was reorganized to a division with Kharrazi being appointed as the Major General. His troops participated in the operations Fath-ol-Mobeen and Beit ol-Moqaddas (which liberated Khorramshahr). In the later operation, his division was among the first which passed Karun river and reached AhvazKhorramshahr road. As a commander he was also involved in other operations like Ramadan, Before the Dawn, Dawn 4; and Khaibar during which he lost an arm. He often reconnoitered combatant's territories himself. In Operation Dawn 8, his troops managed to defeat Saddam's Republican Guard and had victories in Al-Faw Peninsula and around "Salt Factory". During Operation Karbala-5, Kharrazi's division was the spearhead and succeeded to pass arched embankments of the combatant army. He was incredibly popular among Iranian fighters.

"Karbala-5" was his last operation. Under the heavy artillery bombardment of Saddam's forces, food supplies became critical. He took the direct responsibility of providing food. Kharrazi was a staunch adherent of Islam and the ideals of the Islamic revolution of Iran. However, senior commanders criticized him for taking towns in excess of their requests and on his own initiative. Kharrazi believed that the Iran–Iraq War could have been over in a week, had he not been held back by the Iranian command.

He was killed in action by shrapnel from a mortar bomb during battle in Operation Karbala-5 in 1987.

See also

References

  1. ^ Poursafa, Mahdi (January 20, 2014). گزارش فارس از تاریخچه نشان‌های نظامی ایران، از "اقدس" تا "فتح"؛ مدال‌هایی که بر سینه سرداران ایرانی نشسته است [From "Aghdas" to "Fath": Medals resting on the chest of Iranian Serdars]. Fars News (in Persian). Retrieved October 21, 2014.
  2. ^ Persian pronunciation: [hoˌsejne xaɾɾɒːˈzi]