حبیب‌الله ثابت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از حبیب الله ثابت پاسال)
پرش به: ناوبری، جستجو
حبیب‌الله ثابت
زادروز ۱۲۸۲ خورشیدی
تهران
درگذشت ۱ اسفند ۱۳۶۸
لس آنجلس
برنامه(ها)ی تلویزیونی سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران
لقب ثابت پاسال
دین بهائیت


حبیب‌الله ثابت (۱۲۸۲ تهران - ۱ اسفند ۱۳۶۸ لس آنجلس) که به ثابت پاسال معروف است. (ثابت پاسال نام ائتلافی از نام ثابت و اول حروف فامیلی چند کارآفرین به اسامی: پناهی، امیل عبود، سافیان و لک است) بازرگان، صنعت‌گر و کارآفرین ایرانی و از اعضای محفل روحانی ایران در دوران دودمان پهلوی است که با آوردن تکنولوژی‌‌های روز و گرفتن نمایندگی شرکت‌‌های خارجی و در عین حال رانت خواری در ایران سرمایه عظیمی به هم زد. او مؤسس اولین سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران و اولین کارخانه صنعتی مبل ایران بود.

زندگی شخصی[ویرایش]

او در سال ۱۲۸۲ خورشیدی در تهران، در خانواده‌ای منتسب به بهائیت و اهل کاشان زاده شد.[۱] به نوشته اسکندر دلدم پدرش، عبدالله ثابت، در آغاز یهودی بود و بعداً بهائی شد.[۲] او تحصیلات نداشت ولی یک تاجر پارچهٔ زیرک و سختکوش بود. مادرش، کشور ارجمند، از خانواده‌ای از پزشکان برجسته بود. گرچه خانواده از نظر مالی متوسط بود، پدرش این قدر توانایی داشت تا او و خواهرش را به مدرسه بهایی تربیت بفرستد. حبیب از سن ۱۳ سالگی در مدرسهٔ سن لویی تهران تحصیل کرد که عموما فرزندان اشراف در آن ثبت نام می کردند، از آنجا که وضع مالی وی از سایرین پایین تر بود با هماهنگی مدیران مدرسه و موافقت غلامحسین مصدق فرزند محمد مصدق قرار شد که وی به منزل مصدق رفته و درسهایشان را مرور کنند و در عوض مبلغ 60 ریال به وی بپردازند.[۳][۴]

حبیب ثابت توسط یکی از دوستانش با دختری در شهر رشت به نام بهاره باقروف آشنا شد و با وی ازدواج کرد. این ازدواج که در ابتدا وجه‌های منطقی و حساب شده داشت، مبدل به زندگی عاشقانه گردید و تا پایان عمر ثابت، به طول انجامید. او بیشترین زمانی که از همسرش جدا بود، سه شب بود که طی سفری به مسکو یکی از همراهان محمد رضا پهلوی بود.[۵]

فعالیت ‌ها[ویرایش]

آغاز کار و رونق گیری[ویرایش]

وی تحصیلات ابتدایی خود را در مدارس تربیت و تهران انجام داد ولی تحصیلات دبیرستانی را نیمه تمام ر‌ها کرد و در یک دکان دوچرخه سازی متعلق به محمد تقی تام از بهاییان تهران کار کرد و پس از چندی در 1298 مغازه دوچرخه سازی و تعمیر آنرا در خیابان شمیران مقابل خیابان دولت راه اندازی کرد.[۳] در کنار محمد تقی تام ( که معتقد است اولین خودرو را به ایران وارد کرده بود ) رانندگی آموخت و توسط ميرزا احمد راسخ قزويني از سران بهاییان تهران که مشاور و سرپرست کلیه املاک آصف السلطنه (از رجال قاجار بود) با حقوق ماهی 50 تومان به رانندگی وی استخدام شد.با توسعه کار یک خودروی سواری فورد خرید و به نقل و انتقال مسافر از توپخانه به قلهک و سپس در مسیرهای خارج شهر پرداخت.وی سپس از بغداد به بیروت رفت و از آنجا به فلسطین و با سران بهایی از جمله شوقی دیدار کرد.وی با حمایت بیت‌العدل اعظم ایران، چند خودرو و کامیون خرید با استفاده از دایی خود که معاون وزیر پست و تلگراف بود، موفق به اخذ امتیاز حمل مرسولات پستی شمال کشور شد که پیش از آن با الاغ انجام می گرفت.در سالهای بعد امتیاز مرسولات پستی شهرهای دیگری نیز به وی واگذار گردید.او با جمع آوری سرمایه از بهاییان به فروش ماشین آلات نجاری روی آورد و کارخانه‌‌های مبل ثابت را تاسیس کرد که نخستین اقدام برای صنعتی کردن نجاری در ایران بود. [۲]

در سال ۱۹۳۱، ثابت فعالیت‌های خود را در زمینه‌‌های متفاوتی گسترش داد. وی از کودکی به نجاری علاقه‌مند بود. رشد روز افزون تاسیسات اداری و شهر نشینی مردم، نیاز‌های مبرمی به اسباب و اثاثیه ایجاد می‌کرد. ثابت از اولین کار آفرینانی بود که زمینه سرمایه گذاری پر سودی را در این حیطه درک نمود. او کارخان‌های تاسیس کرد که تولید لوازم خانگی و اداری می‌کرد. او ماشین آلات مورد نیاز را از آلمان خریداری نموده و در اوایل سال ۱۹۳۲ شروع به تولید نمود. سفارش‌های ساخت فراوانی از سوی وزارت خانه‌‌های کشور می‌گرفت و این به معنی موفقیت آمیز بودن فکرش بود.[۵]

با این وجود، شرکت وی به علت عدم پرداخت هزینه لوازم اداری از سوی وزارتخانه‌‌های کشور در آستانه ورشکستگی قرار گرفت. وقتی وی پول لوازم را از وزارت کشور مطالبه کرد، بازداشت شد و سه ماه در زندان به سر برد. با این وجود پس از آزاد شدنش، رضا خان پهلوی مداخله کرد و با شرکت وی قرارداد انحصاری تامین تمام لوازم اداری قوه قضائیه و وزارت شهرداری آن زمان، منعقد گردید.[۵]

در جریان ساخت راه آهن ایران وی توانست قراردادهایی برای حمل و نقل مصالح با شرکت دانمارکی سازنده منعقد نماید.[۳]

در سال ۱۹۳۶ ثابت به فرانسه مسافرت کرد، البته این اولین مسافرت خارج از کشورش نبود و پیشتر با سرویس حمل و نقلش که حاوی یک وسیله نقلیه بود، به نقاط مختلف خاورمیانه مسافرت کرده بود. اما این مسافرت به منظور تجارت بود. او دو دستگاه کامیون در فرانسه خرید و پس از بازگشت به ایران، اولین شرکت حمل و نقل در ایران را با نام شرکت حمل و نقل ثابت تاسیس نمود. مدتی بعد از سوی دولت قراردادی پرسود با شرکت ثابت منعقد شد و طی آن حمل و نقل بخشی از پست ایران به این شرکت محول گردید. عموی ثابت که پیشتر در زمان جوانی ثابت به وی دوچرخ‌های فروخته بود، حال به عنوان معاون وزیر پست در شرکت ثابت، قرار داد حمل و نقل و ارسال را با دولت امضا نمود.[۵]

ثابت طی مسافرت‌های اروپایی خود در راه بازگشت به ایران، با سیرک آشنا و شیفته آن شد و در آن زمینه تجارت پر سود دیگری دید. وی گروه سیرکی به ایران آورد و در طی این کار به مرد پولساز مشهور گردید.[۵]

جنگ جهانی دوم و ترک ایران[ویرایش]

حبیب ثابت در این زمان به خاطر سخت کوشی، نظم و فعالیت‌های تجاری متنوعی شهرت قابل توجهی به عنوان یک کارآفرین کسب کرده بود. حوادث سال ۱۳۲۰ شمسی/۱۹۴۱ میلادی که شوروی و انگلیس ایران را اشغال نموده و رضاشاه را عزل کردند و هرج و مرج در کشور به وجود آمد، زندگی وی را مانند خیلی از ایرانی‌های دیگر تحت تاثیر قرار داد.[۵]

ثابت تصمیم به ترک ایران گرفت و در ۷ نوامبر ۱۹۴۱ به همراه همسر و دو فرزندش ایران را به مقصد نیویورک ترک کرد و پس از آن به سمت شرق آسیا و فیلیپین و هاوایی رفت. در این مدت وی تمام تلاش خود را کرد که با مجمع بهائیان ارتباط برقرار کند.[۵]

پس از بازگشت به نیویورک، اوضاع حاکم به علت جنگ جهانی، رکود اقتصادی شدیدی در قیمت املاک به وجود آورده بود. ثابت همیشه از راه دوستان و خانواده اش تبعیت می‌نمود و پدرش به وی توصیه کرده بود که همیشه با خریدن، سود به وجود می‌آید نه فروختن. وی دفتری در راکفلر سنتر و آپارتمانی در مناطق لوکس نشین نزدیک آن اجاره کرد و دوباره فعالیت خود را از سر گرفت. واردات و صادرات خط مشی عمده فعالیت وی بود. وی در زمینه فروش اجناس زیادی از قبیل فرش ایرانی تا جوراب زنانه نایلونی فعالیت می‌کرد.

وی برای گسترش کار همراه چهار نفر در تهران شرکتی تأسیس می کنند به نام پاسال که حروف اول آن‌ها است: پناهی، امیل عبود، سافیان، لک. چندی بعد شرکت پاسال در تهران و شرکت ثابت در نیویورک، شرکتی جدید در ایران به ثبت می رسانند به نام ثابت پاسال و از این به بعد حبیب اله ثابت نام این شرکت یعنی ثابت پاسال به شهرت می رسد. ثابت پاسال تا پایان جنگ جهانی دوم در آمریکا ماند و در اوایل دهه سی به ایران باز می گردد. در این ایام بود که شرکت معروف «ثابت پاسال» با دفتر‌های نمایندگی در تهران و نیویورک شروع به کار کرد.[۶]

وی به هنگام جنگ جهانی دوم با سفر به آمریکا لباس‌های کهنه و دست دوم به ایران وارد کرد و از این راه سود فراوانی به دست آورد. او در اواخر ۱۳۲۰ با دعوتی که «جامعه بهائیان ایران» از او به عمل آورد چندین بار به ایران آمد و با «شرکت امنای ایران» که به این جامعه وابسته بود همکاری خود را آغاز کرد و به عنوان نماینده آنان به تجارت و گرفتن امتیاز نمایندگی از کارخانه‌‌های خارجی در ایران پرداخت. ثابت از اوایل دهه ۱۳۳۰ در ایران مستقر شد بعد از کودتای ۱۳۳۲ به عنوان نماینده تام الاختیار بهائیان دوره جدیدی از فعالیت‌های خود را آغاز کرد.[۲]

بازگشت به ایران و رشد[ویرایش]

موفقیت اقتصادی ثابت در دوران جنگ جهانی دوم، وجهه وی را تا حد زیادی بالا برد. او با سخت کوشی اهدافش را ادامه می‌داد و موانع نمی‌توانستند وی را از هدفش بازدارند و برخورد‌های نامطلوب نیز در روحیه تاثیری نداشتند. به اعتقاد عباس میلانی، ثابت با جدیت و سخت کوشی فرصت‌‌های مناسب اقتصادی را بررسی کرده و آن‌ها را به درآمد‌های پرسود مبدل می‌کرد و غرق در کارش بود. با این حال به همسرش نیز توجه می کرد و زندگی خوبی را با وی داشت. در عین در سر پروراندن آرزو‌های بزرگ، نظم کاری و صرفه جویی را نیز مد نظر داشت و از کنار هیچ فرصت اقتصادی ولو کوچک، به سادگی عبور نمی‌کرد و هیچ کاری را کوچک نمی‌شمرد. ثابت در مخارج روزمره خود بسیار صرفه جویی می‌کرد اما در عین حال، همیشه آماده بود که ریسک‌‌های بزرگ اقتصادی کند. وی معتقد بود که درآمد بسیار، در گرو ریسک‌های بزرگ است.[۶]

اکثر منابع تصدیق می‌کنند که ثابت یک تاجر خارق العاده بود. وی جمع اضداد ویژگی‌‌هایی چون، انعطاف ناپذیری و در عین حال انعطاف پذیری و قدرت بود. وی قبلاً از بازگشتش به ایران در سال ۱۹۴۷، لیستی از شرکت‌های چند زبانه نیویورک و حومه تهیه کرد و با وجود سرمایه و تجربه کمی که داشت، با این شرکت‌ها تماس گرفت و از آنان درخواست کرد که نمایندگی محصولاتشان را در بازار ایران که ثابت آن را بازاری باز و جای گسترش می‌نامید، داده و به آن‌ها قراردادی بدون ریسک ۶ ماهه پیشنهاد کرد و به آنان قول داد که این کار، سود فراوانی برای این شرکت‌ها داشته باشد. این شرکت‌ها محصولات متنوعی از دارو تا لوازم خانگی تولید می‌کردند. بنابراین او با ۱۰۰ شرکت قرارداد تجاری بست مه این نشان دهنده جایگاه وی بود. او از روابط تجاری اش با برخی شرکت‌های بزرگ آمریکایی به عنوان یک دوستی زیبا یاد می‌کرد.[۶]

او به ویژه از ۱۳۳۲ به بعد، با خاندان پهلوی و شاه و شخصیت‌های مهم سیاسی ایران، از جمله عبدالکریم ایادی، پزشک مخصوص دربار روابطی دوستانه داشت که به برای جمع‌آوری منابع مالی کمک کرد. او به دستور دربار از تسهیلات گسترده وزارت اقتصاد برخوردار شد. چند نخست وزیر از جمله حسین علاء و امیرعباس هویدا دوست او بودند و در شرکت‌هایش دارای سهام بودند. او کمک‌های مالی مختلفی به شرکت‌ها و افراد مختلف می‌کرد و از جمله حامیان مالی اصلی جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران بود.[۲]

وی همچنین حمایت‌های مالی زیادی از دولت اسرائیل انجام داد. در جنگ شش‌روزه او وظیفه داشت کمک‌های بهاییان را جمع کند. به پاس کمک‌های او یکی از خیابان‌های تل آویو را به نام او تل حبیب نامگذاری کردند.[۲]

مجله Fortune در سال ۱۹۷۴، دارایی او، یک دهم کل دارایی ایران تخمین زده شد. این دارایی‌‌ها شامل بانک و ساختمان تا صنایع انرژی و دارو سازی بود. او در اکثر زمینه‌‌های تجاری و صنعتی آن زمان دستی داشت.[۶] نیویورک تایمز او را مردی شیفتۀ عتیقه‌جات معرفی کرد که قادر است به شش زبان زنده دنیا صحبت کند.[۷] او علاقه ای مفرط به جمع آوری اشیا قدیمی و سنگ یشم داشت. وی بعد‌ها گفت که در سال ۱۹۷۱ مبلغ ۴۴۰ هزار دلار بابت میزی که قبلاً متعلق به تزارینا (همسر تزار روسی) بوده، پرداخته‌است. او آن میز را در آپارتمانی در پاریس که با همسرش شریک بود قرار داد. ثابت در باره این میز گفته که بیش از هر چیز دیگری در دنیا برای من مفرح بوده‌است.[۶]

رادیو تلویزیون ملی ایران[ویرایش]

آشنایی حبیب الله ثابت با تلویزیون به صورت کاملاً اتفاقی بود. پسرش ایرج پس از اتمام تحصیلاتش در راه بازگشت به ایران، یک کیت مدار بسته تلویزیون را برای پدرش آورد. ثابت از آنجایی که از دوستان نزدیک تاج‌الملوک آیرملو مادر محمد رضا پهلوی بود، برنامه ای شبانه در قصر مادر محمد رضا در سال ۱۹۵۹ ترتیب داد. در یک اتاق دوربینی نصب شد و در اتاق دیگر قصر تلویزیون قرار گرفت. حضار که برای اولین بار بود که تلویزیون را می‌دیدند، دختر کوچکی را بر روی پرده تلویزیون دیدند که آواز می‌خواند که این دختر کوچک همان گوگوش بود که بعد‌ها یکی از نامدارترین خوانندگان پاپ ایران گردید.[۸]

محمد رضا که در میان آن حضار در آن شب بود، به تلویزیون علاقه‌مند شد و از ثابت پرسید که آیا امکان آوردن این وسیله به ایران وجود دارد یا نه. ثابت که زمینه تجارتی نو برایش فراهم شده بود مشتاقانه قبول کرد. ثابت اولین فرستنده تلویزیونی ایران را در ۱۳۳۵ در آبادان و سپس در تهران تاسیس کرد. چند ماه طول نکشید که ساکنان تهران صاحب تلویزیون گردیدند. برنامه‌‌های تلویزیون آن زمان از فیلم‌‌های همچون، Untouchable, The Lone Ranger و فیلم‌های تیر انداز آمریکایی Annie Oakley تا مسابقات پرسش و پاسخ، برنامه‌‌های مذهبی و شو‌های موسیقی بود.[۸]

در اواسط دهه ۱۹۶۰ میلادی، مخاطبان رادیو در ایران سیر صعودی شدیدی پیدا کرد. منوچهر اقبال سعی کرد امتیاز پخش را از او بخرد ولی به دلیل اختلافات مالی و دخالت دربار موفق نشد. محمد رضا پهلوی که به خوبی به قدرت سیاسی نهفته پشت تلویزیون واقف بود و مدرنیزه کردن ایران را در ذهن می‌پروراند تصمیم به بومی سازی تلویزیون گرفت. ثابت مجبور شد که در سال ۱۳۴۸ ایستگاه تلویزیونی اش را به دولت بفروشد.[۸][۲]

خروج از ایران[ویرایش]

این اولین اقدام محمد رضا پهلوی در ایجاد تجارت آزاد بود. پس از آن نیز وی سیاست کاهش قیمت‌ها را در پیش گرفت که به عقیده عباس میلانی نتایج های نامطلوب داشت.ثابت به اتهام گران فروشی در طرحی که دولت برای مقابله با گران فروشی در سال 1354 تحت تعقیب قرار گرفت. در این ایام به ثابت هشدار داده شد که در صورت عدم تبعیت از این سیاست، دستگیر خواهد شد. ثابت بیان داشت که دیگر ایران جایی برای افراد مسن نخواهد بود.وی بخش عمده ای از درامد خود را از ایران خارج کرده و کشور را ترک کرد. وی در سال ۱۳۵۵ از ایران مهاجرت و به همراه همسرش به خانه اش در پاریس که پر از لوازم عتیقه بود رفت و آخرین بخش زندگی اش که دوران آرامی بود را شروع کرد.[۸][۲]

انقلاب ۱۳۵۷ و پس از آن[ویرایش]

در سال ۱۹۷۹ که قیام‌‌های انقلاب ایران شدت بیشتری گرفت، یکی از کارخانه‌‌های نوشابه سازی پپسی ثابت توسط گروهی از مردم به آتش کشیده شد. ثابت تصمیم گرفت که دیگر به ایران بازنگردد. سپس در پی انقلاب اسلامی ایران بازمانده اموال ثابت مصادره شد. در تیر ۱۳۵۸ طبق اموالش تحت قانون حفاظت از صنایع ایران قرار گرفت و کارخانه‌‌هایش ملی و بخشی از اموال او را به بنیاد مستضعفان سپرده شد. این در حالی بود خانواده او اموالش را نزد بانک‌ها گرو گذاشته و چند برابر آن را به صورت ارز خارج کرده بودند.[۲] او بقیه عمرش را به مسافرت، جمع آوری اشیاء عتیقه و گذراندن اوقات با نوه‌‌هایش در آمریکا سپری نمود. او کارش را در همان دفتری که پنجاه سال قبل در راکفلر سنتر اجاره کرده بود ادامه داد و آن را مرکزی برای تجارت خانوادگی اش که روبه رشد بود قرار داد.[۸] سرانجام در فوریه ۱۹۹۰ در مرکز درمانی سدارس ساینای لس آنجلس به دلیل نارسایی قلب درگذشت.[۹]

عباس میلانی می‌نویسد که با وجود اینکه حکومت جمهوری اسلامی، اموال ثابت را مصادره نمود، اما وی روحیه خوشبینانه ای که باعث موفقیتش در کل زندگی شده بود را حفظ کرد. میلانی عوامل خوشبینی، تعصب مذهبی، نظم کاری و فراست را به عنوان عواملی می‌داند که ثابت را در زمره یکی از اصلی ترین کارآفرینان ایران قرار می‌دهد. میلانی به نقل قول‌هایی از ثابت اشاره می‌کند که می‌گوید: هم وطنان من، نباید دوری از وطن، باعث یاس و نا امیدی شما گردد.[۸]

دارایی‌‌ها[ویرایش]

ثابت در دوره محمدرضا پهلوی بدل به یکی از بزرگ ترین سرمایه داران ایران شد، و برخی او را بزرگ ترین سرمایه دار ایران، بعد از شاه. کسی که مالک ده درصد همه چیز ایران بود می‌دانستند.[۲]

برخی از شرکت‌هایی تحت تملک یا سهام او:

  • بانک ایران و انگلیس
  • بانک ایران و خاورمیانه
  • بانک صنعتی ایران
  • بانک توسعه صنعت و معدن ایران
  • پپسی کولا
  • سیمان مشهد
  • پلاسکوکار
  • جنرال تایر و رابر
  • ایران فارواگ
  • سیکاب
  • فرانس پیک

او همچنین دارای نمایندگی خودرو دوج، چند نوع تلویزیون و یخچال، کارخانه‌‌های بزرگ لاستیک سازی گودریچ و چند کارخانة قند بود. ثابت دارای ۴۱ شرکت بازرگانی بود که حدود ده هزار نفر در آن‌ها مشغول به کار بودند.

کاخ ثابت در تهران
نوشتار اصلی: کاخ ثابت پاسال

کاخ ثابت از روی شاتوی پتی تریانو در کاخ ورسای بنا شده بود، قبل از انقلاب پانزده میلیون دلار ارزش داشت. اما امروز ارزشی چند برابری دارد؛ که در تاریخ معاصر ایران بزرگترین و گران ترین خانه در تهران می‌باشد با وجود متراژ تقریبی ۱۱ هزار متر در مجاورت خیابان جردن واقع شده است.[۱۰]

بهائیت[ویرایش]

او که از اعضای محفل ملی بهاییان ایران بود از ثروت اش برای گسترش این دین در جهان بهره می‌برد. او املاک پیرامون حظیرة القدس در تهران را خرید، اطراف زمین‌های مشرق الاذکار در لویزان تهران را دیوارکشی کرد و برای احداث محفل ملی بهائیان پاکستان، ساخت ایوان مقام اعلی در جبل کَرمِل، حظیرة القدس بهائیان در هندوستان، مشرق الاذکار در سانتیاگو (شیلی)، و معابد بهائیان در مصر و استرالیا و اردن کمک‌های مالی زیادی کرد. او عضو باشگاه لاینز (اداره اطلاعات، امنیت و آزادی ملت) و روتاری بود.[۲]

پانویس[ویرایش]

  1. Moojan Momen, "SABET, HABIB," Encyclopædia Iranica, online edition, 2015, available at http://www.iranicaonline.org/articles/sabet-habib (accessed on 18 February 2015).
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ ۲٫۶ ۲٫۷ ۲٫۸ ۲٫۹ شمسینی غیاثوند، «ثابت پاسال، حبیب‌الله»، دانشنامه جهان اسلام.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ کاموربخشایش،جواد. «حبیب ثابت پاسال». مجله: مطالعات تاریخی، ش. 24 (1388): 108 تا 139. 
  4. Moojan Momen, "SABET, HABIB," Encyclopædia Iranica, online edition, 2015, available at http://www.iranicaonline.org/articles/sabet-habib (accessed on 18 February 2015).
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ ۵٫۶ Milani, “Habib Sabet”, Eminent Persians: The Men and Women who Made Modern Iran,1941-1979, 2:‎ 681.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ ۶٫۴ Milani, “Habib Sabet”, Eminent Persians: The Men and Women who Made Modern Iran,1941-1979, 2:‎ 682.
  7. عمارت ثابت پاسال: وقتی معماری، تاريخ و ايدئولوژی در هم می‌آميزند بی بی سی فارسی، ۲۸ دی ۱۳۹۳
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ۸٫۴ ۸٫۵ Milani, “Habib Sabet”, Eminent Persians: The Men and Women who Made Modern Iran,1941-1979, 2:‎ 684.
  9. “Habib Sabet Is Dead; An Iranian Altruist And Industrialist, 86”.
  10. ‏ ««ورسای تهران» در آستانه تخریب». رادیو زمانه، ۹ آذر ۱۳۹۳. 

منابع[ویرایش]