حالت مفعولی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

حالت مفعولی[۱] یا حالت رایی در زبان‌شناسی، حالتِ دستوریِ مفعولِ صریحِ فعل متعدی است.

حالت مفعولی در زبان نیا-هندواروپایی وجود داشته است و امروزه در برخی زبان‌های هندواروپایی (مانند لاتین، سانسکریت، یونانی، آلمانی، لهستانی، رومانیایی، روسی، و اوکراینی)، در زبان‌های آلتایی، و در زبان‌های سامی (آفریقایی–آسیایی) (مانند زبان عبری و عربی کلاسیک) وجود دارد.

نمونه‌ها[ویرایش]

زبان آلمانی[ویرایش]

در زبان آلمانی به حالت مفعولی، آکوزاتیو[یادداشت ۱] گفته می‌شود و از آن برای نشانه‌گذاریِ مفعول‌های صریح و مفعول‌های برخی حروف اضافه یا قیود استفاده می‌شود و آن هم فقط برای حرف تعریف، ضمایر، و صفت‌های مذکر.

حروف تعریف[ویرایش]

تمام حروف تعریف مذکر در حالت مفعولی تغییر می‌کنند و در آخرشان en پدیدار می‌شود. حروف تعریف مؤنث و خنثی تغییری نمی‌کنند.

مذکر مؤنث خنثی جمع
حرف تعریف معین den die das die
حرف تعریف نامعین einen eine ein

به عنوان نمونه واژهٔ آلمانی Hund (به معنای سگ) که واژه‌ای مذکر است، چنانچه در حالت مفعولی استفاده شود، حرف تعریف آن تغییر می‌کند:

Ich habe einen Hund.[یادداشت ۲]

حروف اضافه[ویرایش]

در زبان آلمانی، حالت مفعولی پس از برخی حروف اضافه هم استفاده می‌شود. حروف اضافه‌ای که ۱۰۰٪ پس از آن‌ها حالت مفعولی روی می‌دهد عبارتند از:

bis , durch, entlang, für, gegen, ohne, um

برخی از حروف اضافه هم ممکن است موجب روی دادن حالت مفعولی یا حالت برایی شوند. که عبارتند از:

an, auf, hinter, in, neben, über, unter, vor, zwischen

چنانچه تأکید بر عمل یا جابه‌جایی (به سمتِ جایی) باشد پس از حروف اضافهٔ دستهٔ دوم، حالت مفعولی استفاده خواهد شد و چنانچه تأکید بر مکان باشد (داخل جایی یا روی جایی)، حالت برایی استفاده خواهد شد. این حروف اضافه ممکن است با فعل‌هایی هم استفاده شوند که در آن صورت فعل است که وضعیت مفعولی یا برایی را مشخص خواهد کرد.

صفت‌ها[ویرایش]

تغییرها در پایان صفت‌ها در جدول زیر آمده است:

مذکر مؤنث خنثی جمع
حرف تعریف معین -en -e -e -en
حرف تعریف نامعین -en -e -es -en
بدون حرف تعریف -en -e -es -e

قیدها[ویرایش]

در زبان آلمانی، حالت مفعولی همراه با برخی قیدها نیز استفاده می‌شود. این قیدها، بیشتر قیدهای زمانی هستند. نمونه:

Diesen Abend bleibe ich daheim.[یادداشت ۳]

یادداشت[ویرایش]

  1. Akkusative
  2. من یک سگ دارم.
  3. این بعدازظهر در خانه می‌مانم.

منابع[ویرایش]

  1. «حالت مفعولی، مفعولی» [زبان‌شناسی] هم‌ارزِ «accusative case, accusative»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی و زیر نظر حسن حبیبی، «فارسی»، در دفتر دوم، فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ‎۹۶۴-۷۵۳۱-۳۷-۰ (ذیل سرواژهٔ حالت مفعولی)