جیان ماریا ویسکونتی
| جیان ماریا ویسکونتی | |
|---|---|
| دوک میلان | |
| سلطنت | ۳ سپتامبر ۱۴۰۲ – ۱۶ مه ۱۴۱۲ |
| پیشین | جیان گالئاتزو ویسکونتی |
| جانشین | فیلیپو ماریا ویسکونتی |
| زاده | ۷ سپتامبر ۱۳۸۸ آبیاتهگراسو |
| درگذشته | ۱۶ مهٔ ۱۴۱۲ (۲۳ سال) |
| همسر(ان) | آنتونیا مالاتستا چزنا |
| خاندان | ویسکونتی میلان |
| پدر | جیان گالئاتزو ویسکونتی |
| مادر | کاترینا ویسکونتی |
جیان ماریا ویسکونتی (انگلیسی: Gian Maria Visconti; ۷ سپتامبر ۱۳۸۸ – ۱۶ مهٔ ۱۴۱۲) دومین دوک ویسکونتی میلان، پسر جان گالئاتزو ویسکونتی و کاترینا ویسکونتی بود. وی به بیرحمی معروف بود و سرانجام ترور شد. او فرزندی نداشت.
جان ماریا که در سال ۱۳۸۸ در آبیاتگراسو در قلعه ویسکونتی متولد شد، پسر جان گالئاتزو و همسرش کاترینا، دختر برنابو ویسکونتی بود. آنها از سال ۱۳۸۰ ازدواج کرده بودند، اما تنها موفق به به دنیا آوردن یک فرزند شده بودند که یک ماه پس از تولدش درگذشت. تولد جان به عنوان پسر و وارث مورد انتظار، با جشن و سرور همراه بود.
تولد جیان ماریا از این جهت مهم بود که به تثبیت حکومت پدرش بر میلان کمک کرد. جیان گالئاتزو، در حالی که مسلماً از خانواده ویسکونتی بود - خانوادهای که از سال ۱۲۷۷ بر میلان حکومت میکردند، پس از سرنگونی، زندانی کردن و مسموم کردن سلف و عمویش، برنابو ویسکونتی و دو پسر بزرگترش، کنترل میلان را به دست گرفته بودند.
پس از مرگ پدرش بر اثر طاعون در سال ۱۴۰۲، جیان ماریای ۱۳ ساله عنوان دوک را در زمان نیابت سلطنت مادرش به دست آورد. دوکنشین میلان به زودی از هم پاشید: در میان احزاب مختلفی که بر سر زمینهای آن رقابت میکردند، فاچینو کانه، که از اشرافزادگان بود، پیروز شد. در سال ۱۴۰۸، جیان ماریا با آنتونیا مالاتستا از چزنا، دختر آندرهآ مالاتستا، ازدواج کرد. آنها هیچ فرزندی نداشتند.
هنگامی که فاچینو کانه در پاویا به بیماری لاعلاجی مبتلا شد، توطئهای توسط گروهی از گیبلینهای میلانی علیه دوک مطرح شد و جیان ماریا در مقابل کلیسای سن گوتاردو در میلان ترور شد. فاچینو در حال مرگ، افسران خود را سوگند داد تا از فیلیپو ماریا، برادر جیان ماریا، که در واقع جانشین او شده بود، حمایت کنند.
کودکی و جوانی
[ویرایش]جیووانی ماریا ویسکونتی در ۷ سپتامبر ۱۳۸۸ در آبیاتگراسو، پسر ارشد جیان گالئاتزو ویسکونتی و کاترینا ویسکونتی، برادر بزرگتر فیلیپو ماریا که بعدها جانشین او شد، به دنیا آمد. پدرش، جیان گالئاتزو، تولد اولین فرزندش را نعمتی از جانب مریم مقدس میدانست، زیرا همه پسرانی که از همسر اولش به دنیا آورده بودند، در جوانی فوت کرده بودند. او تصمیم گرفت او را جیووانی ماریا غسل تعمید دهد و نذر کرد که نام ماریا را به همه پسرانش بدهد. در ۲۸ اکتبر، او شورای عمومی را تشکیل داد که چندین نماینده را برای سوگند وفاداری به او و پسرش جیووانی ماریا و حمایت از وصیتنامهای که نوشته بود، انتخاب کرد.
در ۳ سپتامبر ۱۴۰۲، دوک جیان گالئاتزو ویسکونتی بر اثر طاعون در قلعه ملگنانو درگذشت. به لطف مهارت سیاسی او، قلمرو اربابی به یک دوکنشین تبدیل شده و به حداکثر گسترش خود رسیده بود. مرگ او برای چند روز مخفی نگه داشته شد، بنابراین مراسم تشییع جنازه باشکوه و رسمی تنها در ۲۰ اکتبر در میلان مملو از جمعیت برگزار شد. این مراسم بیش از چهارده ساعت به طول انجامید. در ۲۹ نوامبر، شورای عمومی تشکیل جلسه داد و از چهل شهروند برجسته خواست تا سوگند وفاداری به جووانی ماریا ویسکونتی یاد کنند، که به نوبه خود در ۱۴ دسامبر در دربار دوک برولتو وکیو برگزار شد. دوک جدید تنها چهارده سال داشت، اما طبق وصیت خود، حکومت دوک میلان را به همراه مجموعهای از شهرها، از جمله بولونیا و همچنین قلعه آنگرا به ارث برد. با این حال، به دستور پدر مرحومش، او تا بیست سالگی تحت سرپرستی مادرش باقی ماند. کاترینا ویسکونتی در دوران نیابت سلطنت خود توسط فرانچسکو بارباوارا، دبیر اول دوک، و قیمهای پسرش: پیترو دا کاندیا، اسقف اعظم میلان، پیترو د گراسی، اسقف کرمونا، و جیووانی دا کاپودیگالو، اسقف نووارا، یاری میشد.
کاترینا به عنوان اولین تصمیم خود، تلاش کرد تا جبهههای باز با ایالات پاپی، جمهوری فلورانس و شورای پادوا را آرام کند. با دو مورد اول، توافقی حاصل نشد، در حالی که به لطف تلاشهای دیپلماتیک جیووانی دا کازاته و فرانچسکو دلا کروچه، در ۷ دسامبر با فرانچسکو دوم کارارا صلحی منعقد شد. به گفته گاتاری، دوکنشین میلان شهرهای سیویدال، فلتره و باسانو را به خانواده کارارا واگذار میکرد، رودخانه برنتا احیا میشد و پادواها متحد امپراتور رابرت آلمان باقی میماندند. با این حال، به گفته کوریو، این سه شهر واگذار نشدند.
حمله اتحادیه ضد ویسکونتی بونیفاس نهم به بولونیا
[ویرایش]بونیفاس نهم، که قصد بازپسگیری شهرهایی را داشت که توسط جیان گالئاتزو ویسکونتی از او گرفته شده بود، با فلورانسیها، نیکلاس سوم دِسته و کارلو اول مالاتستا متحد شد. او سپس ارتشی را به رهبری نماینده و کاردینال بالداساره کوسا برای اشغال قلعههای اومبریا فرستاد. میلانیها با فرستادن یاکوپو دال ورمه به توسکانی پاسخ دادند. با این حال، هنگامی که او به بولونیا رسید، از ترس ناآرامی، رفتن به برشا را ضروری دانست و به جای او، اتوبوئونو ترزی با ۵۰۰ نیزه اعزام شد. او قلعههای اطراف پروجا و آسیزی را بازپس گرفت و سپس پس از پیوستن نیروهای کمکی از پاندولفو مالاتستا (۶۰۰ نیزه) و جیووانی کولونا (۳۰۰ نیزه) برای نبرد با نیروهای پاپ آماده شد.
فاچینو کانه از بیثباتی دوکنشین برای ثروتمند شدن خود استفاده کرد و تا فوریه ۱۴۰۳ به غارت حومه شهر تورتونا، پاویا، پیاچنزا و پارما پرداخت، در حالی که آلبریکو دا باربیانو میلانیها را رها کرد، ابتدا به کونئو بازگشت و سپس به خدمت اتحادیه درآمد. در همین حال، کاترینا اسقف اعظم میلان، فرانسیسکن پیترو دا کاندیا، را به رم فرستاد تا پاپ را به صلح متقاعد کند، اما فایدهای نداشت. ارتش اتحادیه در پایان ماه مه ۱۴۰۳ به دیوارهای بولونیا که توسط فاچینو کانه دفاع میشد، رسید. آنها آن را محاصره کردند اما نتوانستند به استحکامات آن نفوذ کنند و مجبور شدند به دعوت سرخهای شورشی، به حملات به پارما بسنده کنند.
شورش در میلان
[ویرایش]در همین حال، ناآرامیهایی در درون دوکنشین آغاز شد. بسیاری از مشاوران و فرمانداران جاهطلبیهای شخصی بزرگی در سر میپروراندند، با نیابت سلطنت کاترینا مخالف بودند، به حرفه سیاسی بارباوارا که از هیچ به تأثیرگذارترین مرد ایالت رسیده بود حسادت میکردند، یا مشتاق اقدام بودند و فروپاشی قریبالوقوع دوکنشین را پیشبینی میکردند. گروهی از توطئهگران گیبلین به رهبری آنتونیو ویسکونتی در میلان گرد هم آمدند، از جمله فرانچسکو، جیووانی، گالئاتزو و جیاوازو آلیپراندی، گالئاتزو و آنتونیو پورو، جیووانی آندرهآ و پائولو دا باجو و ساسو دِ ریسی، با هدف از بین بردن فرانچسکو بارباوارا و برادرش مانفردو که با گوئلف همدردی داشتند.
آنها فرانچسکو ویسکونتی را که توسط جیان گالئاتزو ویسکونتی تبعید شده بود، اما برخلاف برادرش آنتونیو، هرگز محبوبیت خود را به دست نیاورد، بازگرداندند. از یک سو، او تلاش کرد تا با دوک جدید آشتی برقرار کند، اما از سوی دیگر، شروع به تحریک شهروندان ناحیه پورتا تیچینه، جایی که او اقامت داشت، کرد و به تفرقه بین گوئلفها و گیبلینها دامن زد. جووانی دا کازاته موافقت کرد که برای آشتی فرانچسکو مذاکره کند، اما در ۲۹ آگوست ۱۴۰۳، او توسط گالئاتزو آلیپراندی در کوچهای پشت کلیسای سن جورجیو آل پالاتزو ترور شد. این جرقهای بود که پس از سالها مهار این اختلافات، ابتدا با سختگیری برنابو ویسکونتی و سپس با مهارت سیاسی جان گالئاتزو، جنگ داخلی بین گوئلفها و گیبلینهای میلان را شعلهور کرد.
کاترینا ویسکونتی تصمیم گرفت با کالسکه از طریق خیابانهای شهر به همراه دوک جدید قلعه را ترک کند تا سعی در سرکوب شورشها داشته باشد و ظرف چند ساعت موفق شد. روز بعد، آنتونیو پورو به میلان رسید و شورش را از سر گرفت. کاترینا دوباره راهپیمایی کرد و به همان نتیجه روز قبل رسید. در روز سوم، حدود ساعت نه صبح، پورو موفق شد جمعیتی بالغ بر پانزده هزار نفر را در مقابل قلعه پورتا جیوویا، جایی که دوک، نایبالسلطنه و منشی دوک زندانی شده بودند، جمع کند و خواستار سر برادران بارباوارا شود. سپس بارباواراها قلعه را ترک کردند و حدود صد شوالیه را در روچتا دی پورتا ورچلینا جمع کردند. آنها از شهر بیرون رانده شدند و به پاویا پناه بردند، اما قلعهدار از پذیرفتن آنها خودداری کرد. توطئهگران که نتوانستند بارباواراها را دستگیر کنند، شروع به کشتن متحدان او کردند.
ناآرامی در دوکنشین
[ویرایش]بین ژوئن و ژوئیه، شورشهایی در میلان رخ داد که باعث شد اوگو کاوالکابو، که به تازگی توسط کاترینا از تبعید فراخوانده شده و به شورای دوکنشین پذیرفته شده بود، کرمونا را تصرف کند؛ جورجیو بنزونه کرما را تصرف کرد؛ فرانچینو و اوتون روسکا کومو را تصرف کردند؛ دِ ساکی بلینزونا را تصرف کرد؛ مردم لودی بسیاری از ویستارینیها را سوزاندند و جیووانی وینیاتی را انتخاب کردند؛ خانوادههای گوئلف از پیاچنزا، آنگیسولا را اخراج کردند؛ کوهنشینان، به رهبری جیووانی روزونه، گیبلینها را در برشا قتلعام کردند؛ تنها کسانی که توانستند به قلعه پناه ببرند یا از شهر فرار کنند، زنده ماندند. خانواده روسی ناوگان لیگ را برای حمله به کازالماجیوره دعوت کرد، که با این حال، توسط ناوگان ویسکونتی به شدت شکست خورد و مجبور به عقبنشینی به مزانی شد.
درگیریهایی بین گوئلفها و گیبلینها در آلساندریا، برگامو، ویمرکاته، مارتسانا و بسیاری از شهرهای کوچک دیگر نیز درگرفت. در ماه ژوئیه، کاترینا با دعوت از برجستهترین شهروندان هر دو خانواده برای پیوستن به شورای دوک، تلاش کرد تا دو طرف را آشتی دهد، اما این تلاش ناموفق بود، زیرا شهر اکنون توسط فرانچسکو ویسکونتی، خانواده پورو و اسقف اعظم میلان که آن را کنترل میکردند، کنترل میشد. شورای دوک تصمیم گرفت تا جاکوپو دال ورمه را برای سرکوب شورشها بفرستد. او موفق شد مارتسانا و شهرهای برشا، لودی و کرمونا را (گاهی اوقات فقط به صورت اسمی) دوباره تحت حکومت دوکها درآورد و همچنین پس از اعزام ارتشی متشکل از ۶۰۰ شوالیه و ۱۰۰۰ پیادهنظام، آتشبس در کومو برقرار کرد. گیبلینها موفق شدند سونچینو و کاستلئونه را تصرف کنند. فیلیپو ماریا ویسکونتی از میلان به پاویا عقبنشینی کرد و به لطف مشاورانش توانست شهر را آرام کند، در حالی که اتوبوئونو دِ تِرزی موفق شد خانواده روسی را از پارما بیرون کند. سرانجام، در ۲۵ آگوست ۱۴۰۳، شورای دوک، با میانجیگری فرانچسکو اول گونزاگا و کارلو اول مالاتستا، با اتحادیه کالدیو به صلح رسید که به موجب آن، دوکنشین میلان شهرهای بولونیا، پروجا و آسیزی را به همراه حومه اطراف آنها به ایالات پاپی واگذار کرد.
فاچینو کانه، که در ۲ سپتامبر از بولونیا عقبنشینی کرده بود، در ۲۱ همان ماه موفق شد الساندریا را از بوکیکو، فرماندار جنوا، که آن را (به جز ارگ) به دعوت گوئلفهای شهر اشغال کرده بود، پس بگیرد. سپس یک دستش از تمام فرانسویهای اسیر شده بریده شد، زیرا آنها قبلاً قول داده بودند که دیگر هرگز علیه دوک میلان دست به اسلحه نبرند. در ۱۰ یا ۱۱ سپتامبر، یاکوپو دال ورمه و اتوبوئونو د ترزی، فرانچسکو دوم دا کارارا را از برشا بیرون راندند، کسی که با نقض صلح با میلانیها، به دعوت گوئلفهای محلی آنجا را اشغال کرده بود. در ماه اکتبر، فلورانسیها آلبریکو دا باربیانو را با ۴۰۰ نیزه برای تصرف کرمونا فرستادند، در حالی که پاندولفو مالاتستا، به نمایندگی از میلانیها، موفق به اخراج روسکاها شد، اما شهروندان آنها را قتلعام کرد. گابریل ماریا ویسکونتی موفق شد پیزا را برای مدتی نگه دارد، در حالی که در مارس ۱۴۰۴، سیهناها جورجیو دال کارتّو را بیرون کردند و جمهوری را احیا کردند.
در ژانویه ۱۴۰۴، کاترینا موفق شد به قلعه پورتا جوویا پناه ببرد، پادگان خود را به همراه پادگان روچتا دی پورتا ورچلینا تقویت کند، سپس تقریباً تمام رهبران توطئه را دستگیر و سرشان را از بدنشان جدا کرد و اجسادشان را در زیر ایوان بزرگ به نمایش گذاشت، به استثنای آنتونیو ویسکونتی که به لطف التماسهای آنگلسیا ویسکونتی، صرفاً زندانی شد، در حالی که فرانچسکو ویسکونتی موفق به فرار شد. در ۲۱ ژانویه، فرانچسکو بارباوارا اجازه یافت به شهر بازگردد، در حالی که برادرش مانفردو توسط فیلیپو ماریا زندانی شد. سپس فیلیپو ماریا توانست جیووانی ماریا را متقاعد کند که همین کار را برای فرانچسکو، برای امنیت ایالت، انجام دهد، زیرا این دو برادر قدرت زیادی در دوکنشین به دست آورده بودند. در ۲۱ مارس، بارباوارا پس از دریافت هشدار به موقع، ابتدا در آرونا و سپس در املاک خود در والسزیا پناه گرفت. در ۱۶ مارس، امیدی به برقراری صلح بین گوئلفها و گیبلینهای میلان وجود داشت، اما فیلیپو ماریا تصمیم گرفت فرانچسکو ویسکونتی را به میلان بازگرداند. این امر منجر به شورشهای جدیدی شد که در آن اموال فرانچسکو بارباوارا به همراه صومعه و کلیسای سنت آمبروجیو که راهب آن، جووانی لامپونیانی، به قتل رسید، غارت شد. گیبلینها حتی موفق شدند روچتا دی پورتا ورچلینا را تخریب کنند.
پایان حکومت ویسکونتی در ونتو
[ویرایش]در ژانویه ۱۴۰۴، برشا دوباره شورش کرد و کاترینا ویسکونتی، فاچینو کانه و پاندولفو مالاتستا را در رأس ۶۰۰۰ شوالیه برای بازپسگیری آن فرستاد. این دو رهبر موفق شدند شهر و چندین قلعه و همچنین دو دژ ساخته شده توسط فرانچسکو دوم دا کارارا در ماه قبل را بازپس گیرند. پس از رسیدن به ورونا، قلعهدار اوگولوتو بیانکاردو، که از طرف فیلیپو ماریا فرماندهی شهر را بر عهده داشت، از پذیرش آنها خودداری کرد، بنابراین مالاتستا به برشا بازگشت در حالی که فاچینو کانه به سمت پادوا ادامه داد. فرانچسکو دا کارارا که نتوانست فاچینو کانه را با سلاح شکست دهد، با یک قاطر پر از بطریهای طلا به او رشوه داد و در ۲۰ مارس، به پیاچنزا عقبنشینی کرد و آن را از اتوبوئونو ترزی تصرف کرد. سپس فرانسیس ارتشی را با گوگلیلمو دلا اسکالا، نیکولو سوم دِسته و کارلو و استوره ویسکونتی، پسران برنابئو، سازماندهی کرد.
در شب بین ۷ و ۸ آوریل، ارتش کارارا وارد ورونا شد و بیانکاردو را مجبور به پناه بردن به قلعه کرد. سپس سفیران میلان با جمهوری ونیز به توافق رسیدند که در ازای اتحاد دفاعی، دوکنشین میلان فلتره، بلونو، باسانو، ویچنزا و ورونا را واگذار کند. این توافق، پایه و اساس گسترش ونیز در سرزمین اصلی را بنا نهاد و پایان سلطه کوتاه ویسکونتی در ونتو را رقم زد. در ۱۸ آوریل، گوگلیلمو دلا اسکالا، که مدتی بیمار بود، درگذشت. او آخرین ارباب ورونا از خانوادهاش بود. سه روز بعد، بیانکاردو قلعه را تسلیم کرد. به گفته بیگلیا، او توسط فرانچسکو دوم دا کارارا، که قصد تصرف ورونا و ویچنزا را داشت، مسموم شد. با این حال، کمتر از یک سال بعد، او و خانوادهاش برای همیشه این ایالت را به ونیزیها واگذار کردند.
فروپاشی دوکنشین
[ویرایش]در همین حال، در میلان، مبارزات بین گوئلفها و گیبلینها ادامه یافت. روسکاها از گوئلفها حمایت کردند، که پس از از دست دادن کنترل شهر کومو، با تصرف چندین زمین در استان کومو میلان، از جمله بخش اینچینو، انتقام گرفتند. جیووانی ماریا، جیووانی دا کارکانو را برای محاصره اربا، جایی که روسکاها پناه گرفته بودند، فرستاد، اما عملیات در ۲۸ مارس، زمانی که صلح شکنندهای بین دو جناح برقرار شد، متوقف شد. فرانچسکو ویسکونتی با قضاوت شرایط صلح که برای گیبلینها نامطلوب بود، به میلان بازگشت و دوباره خصومتها را از سر گرفت. او سپس موفق شد لوماتسو را تصرف کند و شورشها را در بخشهای فینو، آپیانو، ماریانو و سوسو سرکوب کند و سپس صلح جدید و مطلوبتری را برقرار کرد که به کوتاهی صلح اول بود. روسکاها تلاش کردند کانتو را غافلگیر کنند، اما جیووانی دا کارکانو که با نیرویی متشکل از هشتصد سوار وارد شد و سپس با حمله از طریق خشکی و دریا توانست کومو را تصرف کند، مانع آنها شد. روسکاها مجبور به فرار به لوگانو و بلینزونا شدند. جیووانی پس از بازگشت به کانتو، توسط خانواده گراسی، قدرتمندترین خانواده شهر، مسموم شد و در ماه اکتبر درگذشت.
در ۴ مارس، دوشس با تئودور دوم مونتفرات کنفدراسیون دائمی برقرار کرد که کازاله و ورچلی به آنها واگذار شد. پاندولفو مالاتستا در بهار ۱۴۰۴ توسط کاترینا ویسکونتی به عنوان ارباب برشا منصوب شد. با این حال، مالاتستا، که با کولئونی برگامو متحد شده بود، در وارد کردن خسارت به گیبلینها در منطقه برگامو کوتاهی نکرد و هنگامی که دوک، اوتون دا ماندلو را برای اشغال قلعه به ترتزو فرستاد، دومی او را دستگیر کرد و بیست هزار فلورین باج درخواست کرد. اوتوبوئونو ترزی ابتدا موفق شد رجیو را از خانواده استه بگیرد و سپس، در ماه اکتبر، خود پیاچنزا را پس گرفت. با این حال، فاچینو کانه موفق شد نووارا را تصرف کند. با بهرهگیری از ضعف دوکنشین، توماس سوم سالوتزو زمینهای باقیمانده پیدمونت را که در اختیار خانواده ویسکونتی در لانگه بود، اشغال کرد. کاستلینو بکاریا عملاً کنترل پاویا را به دست گرفت و فیلیپو ماریا را به قلعه منتقل کرد. ظرف دو سال پس از مرگ او، تمام فتوحات جیان گالئاتزو ویسکونتی از دست رفت و بخش زیادی از دوکنشین باقیمانده در دست اربابان محلی قرار گرفت که فقط اسماً و بهطور نامنظم به دوک وفادار ماندند.
مرگ کاترینا ویسکونتی
[ویرایش]در ۲۱ مه در میلان، کاپیتان بارتولومئو زانوبونی، فرمانده خلق، قصد داشت مونزینو را اعدام کند که دوستان گوئلف او، خانواده کاساتی، با دهها سرباز وارد برولتو نوئوو شدند. دوک که از وقایع مطلع شده بود، با چند تن از اربابان گیبلین به برولتو رفت و خانواده کاساتی را که در روچتا دی پورتا نوئوو پناه گرفته بودند و آن را تصرف کرده بودند، شکست داد. هنگامی که دوک برای بیرون راندن آنها حرکت کرد، در نزدیکی کلیسای سن پیترو در کورنارودو مورد اصابت چندین تیر کمان قرار گرفت و او را مجبور به عقبنشینی موقت کرد. جیووانی ماریا پس از دریافت نیروهای کمکی، دوباره به پورتا نوئوو حمله کرد و با موفقیت خانواده کاساتی را شکست داد. سپس دستور داد خانههای آنها غارت و مونزینو اعدام شود.
در ۲۳ مه، گوئلفها، به رهبری کاپیتان دسیو، اوتون روسکا را به همراه سایر تبعیدیان به پورتا نوئوو هدایت کردند. سپس آنها حدود چهارصد مرد را که با صلیب سفید مشخص شده بودند، در کلیسای سانتا ماریا بلتراد در مکانی به نام مالکانتونه جمع کردند. دوک در عوض، گیبلینها را که با صلیب قرمز مشخص شده بودند، در کورت دل برولتو وکیو جمع کرد. گوئلفها به سمت پونته وترو در نزدیکی پورتا کوماسینا و از آنجا به سمت پورتا ورچلینا پیشروی کردند، اما توسط گیبلینها در نزدیکی دروازه متوقف شدند که آنها را دفع کردند و مجبور به عقبنشینی به سمت پورتا نووا در نزدیکی کلیسای سنت آناستازیا شدند. جیووانی دا ویگناته، لرد لودی، خیلی دیر با نیروهای کمکی گوئلف رسید. بسیاری از کسانی که در شورش شرکت داشتند اعدام شدند، برخی دیگر زندانی شدند و مجبور به پرداخت باج برای آزادی خود شدند. جیووانی ماریا دستور داد که سالانه مراسم یادبودی برای کلیسای سنت آناستازیا، مکانی نمادین از پیروزی، برگزار شود.
پس از این شورشها، کاترینا، یکی از اعضای جناح گوئلف، تصمیم گرفت از میلان به مونزا نقل مکان کند و قلعه را به دست یاکوپو دال ورمه سپرد. روزی، مالاتستا پس از توطئه با جیووانی دا ویگنات در ترتزو، نزد او رفت. گیبلینها احتمالاً از طریق جیووانی پوسترلا، قلعهدار مونزا، از این موضوع مطلع شدند و در شب ۱۸ آگوست، او نیروهایی به رهبری فرانچسکو ویسکونتی و کاستلینو بکاریا را به آنجا آورد. گیبلینها خانههای گوئلفهای مونزا را غارت کردند، بسیاری از اشراف آن جناح و بیش از سیصد اسب را اسیر کردند و کاترینا را دستگیر کردند. مالاتستا با کمک یک آسیابان پابرهنه به ترتزو گریخت.
در ۱۷ اکتبر، کاترینا درگذشت؛ مشخص نیست که آیا بر اثر طاعون، مسمومیت یا خفگی بوده است. او در پشت محراب بلند کلیسای جامع مونزا به خاک سپرده شد. در همان روز، پاپ جدید، اینوسنت هفتم، در رم انتخاب شد.
پسران برنابئو
[ویرایش]پاندولفو در انتقام گرفتن از وقایع مونزا که حومه شرق میلان را ویران کرده بود، کوتاهی نکرد. جیووانی ماریا، فاچینو کانه را به میلان فراخواند، که به همراه فرانچسکو ویسکونتی، موفق به بیرون راندن مالاتستا و محدود کردن او به بخش اینچینو شدند. در حالی که مالاتستا در اربا محاصره شده بود، کولئونیها از موقعیت استفاده کردند و قلعه ترتزو را تصرف کردند. محاصره زمانی شکسته شد که برخی از پیروان مالاتستا، پس از غارت دوباره حومه شهر، به روستاهای شرق میلان حمله کردند. مالاتستا موفق به فرار شد و به برشا پناه برد. در همین حال، جیانماستینو ویسکونتی، پسر برنابئو، مهمان قدیمی اسقف چور، به او وعده درههای پوشیاو، والچیاونا و والتلینا را با هزینه دوک میلان داد.
برای آرام کردن او، دوک تصمیم گرفت به او فرمانروایی بر برگامو را اعطا کند. به برادرزادهاش جانکارلو (معروف به جانپیچینینو) برشا و دره کامونیکا و به برادر ناتنیاش استوره، تیول مارتیننگو اعطا شد. چند ماه بعد، جانماستینو درگذشت و جانکارلو نیز با حمایت عموهایش، فرمانروایی برگامو را به دست گرفت. سپس استوره به برشا حمله کرد و میخواست آن را از مالاتستا بگیرد، اما دستگیر شد و سپس توسط جانکارلو در ازای پالاتزولو باج داده شد. این معاملات بین نوادگان برنابئو و مالاتستا، سوءظن جیووانی ماریا را برانگیخت و او استوره را به همراه تمام وزرای جانکارلو در مونزا زندانی کرد. سپس میلانیها موفق شدند قلعههای برگامو را تصرف کنند و مالاتستا را از محاصره اورگنانو بیرون کنند. در ۹ اکتبر، پس از دوازده روز محاصره، فاچینو کانه و فرانچسکو ویسکونتی قلعه ترتزو را از خانواده کولئونی گرفتند و سپس به سمت برشا پیشروی کردند، جایی که با مالاتستا برای آتشبس یکماهه به توافق رسیدند.
مرگ گالئاتزو گونزاگا
[ویرایش]در ژانویه ۱۴۰۶، اسقف اعظم میلان، پیترو دا کاندیا، جاکوپو دال ورمه و گالئاتزو گونزاگا را متقاعد کرد تا پس از تصرف پادوان تحت حکومت جمهوری ونیز و تضمین تحویل ارباب شهر، فرانچسکو سوم دا کارارا، که بعداً در ونیز خفه شد، به خدمت دوکنشین میلان درآیند. در ماه آوریل، دو کوندوتیری با محاصره قلعه ترتزو و ساخت چندین سنگر برای منزوی کردن آن، به حملات مالاتستا در منطقه برگامو پاسخ دادند. در حالی که دال ورمه ترتزو را اشغال کرده بود، گونزاگا به منطقه برگامو نقل مکان کرد و در آنجا چندین قلعه را تصرف کرد. با این حال، در ۲۴ آوریل، در جریان حمله به قلعه مدولاگو، او توسط یک گلوله آهن که به چشمش فرورفت، به طرز مرگباری زخمی شد و فوراً جان باخت.
در ۸ مه، دال ورمه یک پادگان را برای دفاع از استحکامات ترتزو ترک کرد و حملاتی را در منطقه لودی آغاز کرد. بین ۲۰ تا ۲۲ ژوئن، کولئونیها، اربابان ترتزو، حملهای را آغاز کردند و چهار استحکامات را به آتش کشیدند و پادگان را مجبور به عقبنشینی کردند. در ماه اوت، کارلو مالاتستا به عنوان سرپرست جیووانی ماریا به میلان احضار شد و به لطف او، با برادرش پاندولفو و گابرینو فوندولو، که پس از ترور کاوالکابوسها ارباب کرمونا شده بودند، آتشبس برقرار شد. این آتشبس، اقتدار فرانچسکو و آنتونیو ویسکونتی، رهبران جناح گیبلین، در میلان را بیش از پیش کاهش داد. آنها ابتدا به قلعه خود در کاسانو عقبنشینی کردند و سپس، در ۲۳ اوت، به نیروهای دال ورمه حمله کردند، آنها را تار و مار کردند و بسیاری را به اسارت گرفتند. خود رهبر نیز از ناحیه سر مجروح شد.
ورود یاکوپو دال ورمه به میلان
[ویرایش]در سال ۱۴۰۷، خبر شورش فاچینو کانه، فرانچسکو، آنتونیو و گابریل ویسکونتی علیه دوک پخش شد. او یاکوپو دال ورمه را به مانتوا و ونیز فرستاد و از او خواست تا ارتشی قوی به رهبری پاندولفو مالاتستا، اتوبوئونو ترزی، گابرینو فوندولو و بالداساره کوسا، نماینده بولونیا، گرد هم آورد. درگیری مسلحانه توسط فاچینو کانه که با جیووانی ماریا در صومعه کارتوزیان گارنیانو ملاقات کرد، دفع شد و نه تنها او را متقاعد کرد که فرانچسکو، آنتونیو و گابریل را عفو کند، بلکه خود را به عنوان ژنرال انتخاب کرد و او را وادار کرد که دستور دهد هیچکس به دال ورمه کمک نکند. روز بعد، دال ورمه با ارتش خود وارد استان برگامو شد، با اغماض خانواده کولئونی از آدا در ترتزو عبور کرد و پس از عبور از ویمرکاته، دسیو، سارونو و ماژنتا تا روزاته پیشروی کرد.
فاچینو کانه و گابریل ویسکونتی میلان را ترک کردند و برای مقابله با دشمن، در بیناسکو اردو زدند. سپس، در رأس پانصد سوارکار، در نزدیکی موریموندو شناسایی کردند. در اینجا با پیشاهنگ دشمن که تقریباً دو هزار نفر بودند، روبرو شدند و تصمیم به حمله گرفتند. آنها موفق شدند دو اسکادران اول را پراکنده کنند، اما در نهایت شکست خوردند و مجبور به عقبنشینی نامنظم شدند. فاچینو کانه به پاویا پناه برد، جایی که توسط دال ورمه تعقیب شد، که توسط فیلیپو ماریا اجازه ورود به شهر را یافت و مجبور به فرار جسورانهای شد. در ۲۷ مارس، یکشنبه عید پاک، دال ورمه و ترزی وارد میلان شدند و دوک را مجبور کردند که شهر را به کنترل گوئلف بازگرداند. به تحریک ترزی، اشرافزادگان گیبلین، ژاکوپو و فرانچسکو گراسی، در خانههایشان اسکان داده شدند؛ دیگران از شهر گریختند یا به همراه آنتونیو و گابریل ویسکونتی به قلعه پورتا جیوویا پناه بردند. با این حال، چنین ظلمی، دال ورمه را بر آن داشت تا ترزی را با مقاومت نظامی در برابر انتقامجوییهایش تهدید کند و گیبلینهای پورتا جیوویا شروع به بمباران شهر با توپخانه کردند.
بالاخره در ۱۹ مه آتشبس برقرار شد، اما ترزی نمیتوانست بدون پرداخت صد هزار فلورین طلا از شهر اخراج شود. او که به این راضی نبود، شروع به توقیف و توقیف محمولههای کالا که از رودخانه پو عبور میکردند، کرد و با هزینه دوکنشین، ثروت هنگفتی به دست آورد. دال ورمه ترتیب داد تا کارلو مالاتستا به عنوان فرماندار شهر منصوب شود، اما با درک اینکه دربار پر از مخالفان است، به سرعت آنجا را ترک کرد و دیگر هرگز برای خدمت به دوکنشین برنگشت. در ژانویه ۱۴۰۸، مالاتستا قلعه پورتا جیوویا را محاصره کرد، توپخانههایی را در پارک مستقر کرد و قلعهنشینان را مجبور به تسلیم کرد. آنتونیو و گابریل ویسکونتی تبعید شدند، اولی به پیمونت و دومی به فرارا، به این شرط که اولی استوره را متقاعد به واگذاری مونزا کند. جیووانی پوسترلا چندان خوششانس نبود. در ۲۸ ژانویه، جیووانی ماریا، برای انتقام از خیانت قلعهنشینی که به فرانچسکو ویسکونتی اجازه داده بود در سال ۱۴۰۴ وارد مونزا شود، ابتدا او را به سگهایش خوراند و سپس، در حالی که هنوز زنده بود، در میدان برولتو سرش را از بدنش جدا کرد. سپس او را چهار قسمت کردند، سرش را از برج ناقوس ساختمان و چهار قسمتش را از همان تعداد دروازههای شهر آویزان کردند. خیلی زود بسیاری از اشراف گیبلین دیگر نیز او را دنبال کردند.
ازدواج
[ویرایش]در فوریه ۱۴۰۸، فاچینو کانه برای حمله به منطقه نزدیک بوستو آرسیتزیو و سپس محافظت از پلهای روی تیچینو بازگشت. در ماه مه و ژوئن، استوره ویسکونتی، ارباب مونزا، روستاهای پورتا نووا و پورتا اورینتاله را غارت کرد. میلان خیلی زود خود را از بسیاری از تجارت خود جدا یافت، زیرا تیچینو توسط فاچینو کانه، بریانزا توسط استوره ویسکونتی و جیووانی پیچینینو، آدا توسط کولئونیها و پو توسط اتوبوئونو ترزی محافظت میشد. در ۱۶ ژوئن، ارتش دوک به رهبری جیووانی ماریا و کارلو مالاتستا بهطور ناموفقی مونزا را محاصره کرد. در طول آن ماهها، مالاتستا موفق شد دوک را متقاعد کند که با خواهرزادهاش آنتونیا مالاتستا، دختر آندرهآ مالاتستا، ارباب چزنا که برای او فرزندی نداشت، ازدواج کند. در اول ژوئیه، عروس به همراه پدرش از طریق پورتا رومانا وارد میلان شد و به سمت کلیسای جامع حرکت کرد، جایی که با جیووانی ماریا ازدواج کرد. در ماه اوت، استوره ویسکونتی قلعه کاسانو را اشغال کرد و آنتونیو ویسکونتی را از میدان به در کرد، اما تا ۲۶ همان ماه ارتش دوک آن را بازپس گرفت. ویسکونتی که به وعده خود عمل نکرده بود، اعدام شد. چند ماه بعد، برادرش فرانچسکو نیز درگذشت که ضربه جدی به جناح گیبلین وارد کرد.
بوسیکو و نبرد نووی
[ویرایش]در مارس ۱۴۰۹، پس از تلاشی ناموفق برای آشتی با فاچینو، جیووانی ماریا با جیانفرانچسکو گونزاگا، نیکولو سوم دِسته، پاندولفو مالاتستا و گابرینو فوندولو علیه اتوبوئونو ترزی و با برادرش فیلیپو ماریا، لودوویکو از ساووی-آخایی، آمادئوس هشتم از ساووی و بوسیکو علیه فاچینو کانه متحد شد. ارتشهای فاچینو کانه و پاندولفو مالاتستا در ۷ آوریل، یکشنبه عید پاک، در نزدیکی روواناته با هم درگیر شدند و هیچیک از طرفین به پیروزی آشکاری دست نیافتند. سپس، برای جلوگیری از موفقیت نیروهای فرانسوی بوسیکو در تلاش خود برای حکومت بر میلان با تأیید آنتونیو توریانی، دو ژنرال تصمیم گرفتند که شهر توسط دو فرماندار منتخب خودشان اداره شود. در ماه ژوئن، دوک در ازای برخی از املاک و قلعهها و بازگشت گیبلینها به میلان، صلح دائمی با فاچینو کان برقرار کرد.
با این حال، این صلح دوام چندانی نداشت. مالاتستاها، به همراه حزب گوئلف طرفدار فرانسه، بوسیکو را به میلان دعوت کردند تا او را به عنوان فرماندار منصوب کنند. بوسیکو به سرعت رسید و با ارتشی متشکل از ۵۵۰۰ شوالیه و ۶۰۰ پیادهنظام، پیاچنزا را تصرف کرد و در ۳۱ ژوئیه، به همراه اربابان شورشی دوک، وارد میلان شد. او تلاش کرد تا قلعه پورتا جیوویا را به دست آورد، اما قلعهنشینان وینچنزو مارلیانی و کریستوفورو دلا استرادا تمام مذاکرات را رد کردند. در همین حال، فاچینو کان و تئودور دوم مونفراتو، با سوءاستفاده از غیبت بوسیکو و دعوت شهروندان، جنوا را اشغال کردند و فرانسویها را مجبور به عقبنشینی به قلعههای خود کردند. بوسیکو سپس میلان را ترک کرد و در ماه اکتبر با فاچینو کانه در نزدیکی نووی درگیر شد، اما شکست خورد و مجبور به بازگشت به فرانسه شد. فاچینو کانه به میلان لشکرکشی کرد و در ماه سپتامبر، دوک بار دیگر مجبور به سازش شد، اما در ۳ نوامبر صلح واقعی برقرار شد. بسیاری از اعضای جناح گوئلف شهر را ترک کردند و خود را تحت حمایت فیلیپو ماریا قرار دادند.
فاچینو کانه، فرماندار
[ویرایش]در ۵ آوریل ۱۴۱۰، در حالی که فاچینو در حیاط برولتو وکیو، روبروی کلیسای سن گوتاردو در کورته بود، با سربازانی روبرو شد که قصد دستگیری او را داشتند. او موفق شد سوار بر اسب فرار کند و پس از کوبیدن شدید اسب به یکی از درهای کاخ، از ناحیه سر دچار جراحت شد. این دستور توسط خود دوک داده شده بود، اما او خیلی زود متوجه اشتباه خود شد و با او آشتی کرد و تقصیر را به گردن برخی از سفیران ونیزی انداخت. در ۱۲ مه، فاچینو کانه به مدت سه سال به عنوان فرماندار شهر منصوب شد.
در تابستان همان سال، او موفق شد با جووانی دا ویگناته، ارباب لودی و پیاچنزا، جورجیو بنزونه، ارباب کرما، خانواده کولئونی، اربابان ترتزو و جووانی پیچینینو، ارباب کانتو، آتشبس برقرار کند. در ۲۲ ژوئیه، کاستلاتزوی آلساندریا پس از سه سال محاصره تسلیم شد. در ژانویه ۱۴۱۱، فاچینو با توافق با خانواده قدرتمند بکاریا، وارد پاویا شد، خانههای گوئلف را غارت کرد و فیلیپو ماریا را محاصره کرد که مجبور به معامله شد و عملاً کنترل شهر را به او واگذار کرد. اندکی پس از آن، کانتو را تصرف کرد و جووانی پیچینینو را بیرون راند. در ۲۳ اوت، با استوره ویسکونتی صلح برقرار شد. در اوایل ۱۴۱۲، او پس از به دست آوردن برخی از داراییهای برگامو در آن منطقه از خانواده سواردی، آن را محاصره کرد. با این حال، چند هفته بعد، پس از ابتلا به حمله شدید نقرس، مجبور به عقبنشینی به پاویا شد.
ترور حمله نقرس فاچینو کین از نظر پزشکان کشنده بود، بنابراین گیبلینهای میلانی، از ترس از دست دادن قدرت خود در شهر و از ترس اینکه دمدمی مزاجی جووانی ماریا او را به گوئلفها بازگرداند، نقشه ترور او را کشیدند. برخی از توطئهگران، حامیان وارثان برنابئو (باجو، پوسترلا، تریوولزیو، مانتگازا، آلیپراندی، ماینو و غیره)، از لحظهای که بزرگترین رهبر دوک، فاچینو کین، در پاویا به شدت بیمار بود، سوءاستفاده کردند. از ترس اینکه ویسکونتی، که به خاطر شرارتش شناخته میشد، پس از تنها شدن، قدرت خود را بیشتر کند، آنها شجاعت به خرج دادند و او را با ضربه چاقو به سر و ضربه دوم به پای راست در مقابل کلیسای سن گوتاردو در کورته ترور کردند.
جسد دوک در ابتدا بدون هیچ تشریفاتی به کلیسای جامع منتقل شد، به جز سبدی از گل رز که توسط یک فاحشه اهدا شده بود و بعداً توسط فیلیپو ماریا پاداش داده شد، و سپس در جای دیگری رها شد تا بپوسد. فاچینو در حال مرگ، همان روز از مقامات خود خواست تا از وارث خود، فیلیپو ماریا، حمایت کنند و حتی خودش پیشنهاد داد که همسرش، بئاتریس دی تندا، پس از مرگش با فیلیپو ماریا ازدواج کند، که در واقع مدت کوتاهی پس از آن اتفاق افتاد.
ظاهر و شخصیت
[ویرایش]جیووانی ماریا به خاطر اشتیاقش به شکار مشهور بود و وقتی از کشتن حیواناتی که نمیتوانستند به اندازه کافی شکایت کنند خسته شد، برای ارضای لذت سادیستی خود، سگهای ماستیف خود را توسط شخصی به نام اسکوارسیا گیرامو آموزش داد تا مردان زنده را تعقیب و تکهتکه کنند. در ابتدا، او تمام کسانی را که به دلیل سفرهای شکار انسان محکوم شده بودند، به دادگاههای میلان تحویل داد و بعداً همدستان خود را در این جنایات نیز محکوم کرد تا کمبود کسانی را که به دلیل شکارهای خودش محکوم شده بودند، جبران کند. حتی مردان برجسته شهر میلان، از جمله بستگانش، توسط سگهای ماستیف او تکهتکه شدند. او باعث شد که قلعهدار مونزا، جیووانی پوسترلا، نیز به همین سرنوشت دچار شود، زیرا او را به مرگ مادرش کاترینا متهم کرد. گفته میشود که وقتی در ماه مه ۱۴۰۹، در حالی که جنگ هنوز در جریان بود، مردم گرسنه هنگام عبور او خواستار صلح شدند، سربازان خود را به سمت آنها روانه کرد؛ و پس از آن، طبق افسانهها، او با مجازات اعدام، گفتن کلمات "صلح" و "جنگ" را ممنوع کرد و حتی روحانیون را مجبور کرد که به جای کلمه "pacem" در مراسم عشای ربانی، از "dona nobis tranquillitatem" استفاده کنند.
منابع
[ویرایش]- Bartlett, Kenneth (2019). The Renaissance in Italy: A History. Hackett Publishing. ISBN 978-1-62466-820-3.
- Hoeniger, Cathleen (2006). "The Illuminated "Tacuinum sanitatis" Manuscripts from Northern Italy ca. 1380-1400: Sources, Patrons, and the Creation of a New Pictorial Genre". In Givens, Jean Ann; Reeds, Karen; Touwaide, Alain (eds.). Visualizing Medieval Medicine and Natural History, 1200-1550. Ashgate Publishing. pp. 51–82.
- Jones, P.J. (1974). The Malatesta of Rimini and the Papal State. Cambridge University Press.
- Lubkin, Gregory (1994). A Renaissance Court: Milan under Galleazzo Maria Sforza. University of California Press.
- Pfeffer, Wendy, ed. (2022). Blandin de Cornoalha, A Comic Occitan Romance. Translated by Burrell, Margaret; Pfeffer, Wendy. Medieval Institute Publications. ISBN 978-1-58044-525-2.
- Welch, Evelyn (2010). "Patrons, Artists, and Audiences in Renaissance Milan, 1300-1600". In Rosenberg, Charles M. (ed.). The Court Cities of Northern Italy: Milan, Parma, Piacenza, Mantua, Ferrara, Bologna, Urbino, Pesaro, and Rimini. Cambridge University Press. pp. 21–70.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Gian Maria Visconti». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۵.