پرش به محتوا

جنگ سوم هند و پاکستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
جنگ سوم هند و پاکستان
بخشی از جنگ آزادی‌بخش بنگلادش و جنگ‌ها و درگیری‌های هند و پاکستان

سپهبد امیر عبدالله خان نیازی، فرمانده نیروهای پاکستان در شرق، در حال امضای سند تسلیم در داکا در برابر سپهبد جگجیت سینگ آرورا، فرمانده نیروهای هند و بنگلادش در جبهه شرقی، ۱۶ دسامبر ۱۹۷۱
تاریخ۳–۱۶ دسامبر ۱۹۷۱
موقعیت
پاکستان شرقی، مرزهای هند و پاکستان در جبهه غربی، جامو و کشمیر، خلیج بنگال و دریای عرب
نتایج پیروزی هند
تسلیم نیروهای پاکستان در شرق و تثبیت استقلال بنگلادش
آتش‌بس در جبهه غربی
طرف‌های درگیر
 هند
 بنگلادش دولت موقت بنگلادش
موکتی باهینی
 پاکستان
فرماندهان و رهبران
هند: ایندیرا گاندی، سام مانکشاو، جگجیت سینگ آرورا، پراتاپ چاندرا لال، اس. ام. ناندا
بنگلادش: تاج‌الدین احمد، محمد عطاول غنی عثمانی
یحیی خان، عبدالحمید خان، امیر عبدالله خان نیازی، عبدالرحیم خان، مظفر حسن
تلفات و خسارات
هند:
۳٬۸۴۳ کشته
۹٬۸۵۱ زخمی
پاکستان:
حدود ۸٬۰۰۰ تا ۹٬۰۰۰ کشته
حدود ۲۵٬۰۰۰ زخمی
حدود ۹۰٬۰۰۰ تا ۹۳٬۰۰۰ اسیر و تسلیم‌شده در جبهه شرقی
رقم مشهور «۹۳٬۰۰۰ اسیر» تنها شامل نیروهای رزمی ارتش پاکستان نبود و گروهی از نیروهای شبه‌نظامی، پلیس و کارکنان وابسته را نیز دربر می‌گرفت.

جنگ هند و پاکستان ۱۹۷۱ که با عنوان جنگ سوم هند و پاکستان نیز شناخته می‌شود، جنگی میان هند و پاکستان بود که از ۳ دسامبر ۱۹۷۱ به یک جنگ تمام‌عیار میان دو کشور تبدیل شد و در ۱۶ دسامبر با تسلیم فرماندهی شرقی پاکستان در داکا عملاً به نتیجه رسید. در جبههٔ شرقی، نیروهای هند همراه با نیروهای استقلال‌طلب بنگلادشی علیه ارتش پاکستان جنگیدند و در جبههٔ غربی، هند و پاکستان در امتداد مرز بین‌المللی و منطقهٔ جامو و کشمیر با یکدیگر درگیر شدند. نتیجهٔ اصلی جنگ فروپاشی کنترل پاکستان بر بخش شرقی کشور و تثبیت استقلال بنگلادش بود.[۱][۲]

جنگ مستقیم هند و پاکستان تنها حدود دو هفته طول کشید، اما ریشه‌های آن به بحران سیاسی پاکستان در ماه‌های پیش بازمی‌گشت. در انتخابات عمومی ۱۹۷۰، عوامی لیگ به رهبری شیخ مجیب‌الرحمن تقریباً همهٔ کرسی‌های پاکستان شرقی و اکثریت مطلق مجلس ملی پاکستان را به دست آورد. با این حال انتقال قدرت انجام نشد و اختلاف میان رهبری عوامی لیگ، حکومت نظامی یحیی خان و رهبران سیاسی پاکستان غربی به بحرانی سراسری تبدیل شد. عملیات نظامی ارتش پاکستان در پاکستان شرقی از شب ۲۵ مارس ۱۹۷۱ آغاز شد و با کشتار غیرنظامیان، بازداشت مخالفان و حملات گسترده علیه مراکز سیاسی و دانشگاهی همراه بود. اسناد دیپلماتیک هم‌زمان آمریکا نیز کشتار در دانشگاه داکا و هدف قرار گرفتن جمعیت غیرنظامی، از جمله هندوها، را ثبت کرده‌اند.[۳]

سرکوب مارس ۱۹۷۱ سبب گسترش مقاومت مسلحانه در پاکستان شرقی شد. نیروهای بنگلادشی که به‌طور کلی با نام موکتی باهینی شناخته می‌شدند، جنگ چریکی و عملیات خرابکاری علیه ارتش پاکستان را آغاز کردند و دولت موقت بنگلادش نیز تشکیل شد. هم‌زمان میلیون‌ها نفر از پاکستان شرقی گریختند و شمار پناهجویانی که تا پایان سال وارد هند شدند در منابع معمولاً حدود ده میلیون نفر برآورد شده است. این بحران انسانی، همراه با نگرانی‌های امنیتی و سیاسی هند، یکی از عوامل مهم در تصمیم دولت ایندیرا گاندی برای حمایت فزاینده از استقلال‌طلبان بنگلادشی بود.[۱][۲]

نقشه‌ای از جابه‌جایی نیروها و پناهجویان در جریان جنگ آزادی‌بخش بنگلادش در سال ۱۹۷۱.

هند در ماه‌های بعد به موکتی باهینی آموزش، تسلیحات و پشتیبانی لجستیکی ارائه کرد و نیروهای دو طرف از پاییز ۱۹۷۱ به‌طور فزاینده در مرز درگیر شدند. تا نوامبر، نبردها در برخی مناطق عملاً از سطح جنگ چریکی فراتر رفته بود و یگان‌های ارتش هند نیز در عملیات‌های مرزی مشارکت می‌کردند. از این رو تاریخ ۳ دسامبر را باید آغاز جنگ رسمی و تمام‌عیار هند و پاکستان دانست، نه آغاز تمام درگیری‌های نظامی مرتبط با بحران بنگلادش.[۱]

وضعیت بین‌المللی نیز بر محاسبات دو کشور اثر داشت. هند در اوت ۱۹۷۱ پیمان دوستی و همکاری با اتحاد جماهیر شوروی امضا کرده بود، در حالی که پاکستان روابط نزدیکی با ایالات متحده آمریکا و جمهوری خلق چین داشت و در همان دوره نقش واسطه‌ای در نزدیکی واشینگتن و پکن ایفا می‌کرد. این پیوندها سبب شد بحران جنوب آسیا با رقابت‌های جنگ سرد درهم‌آمیزد، هرچند علت اصلی جنگ همچنان بحران داخلی پاکستان و مسئلهٔ استقلال پاکستان شرقی بود.[۴]

خسارات واردشده به آشیانهٔ نیروی هوایی پاکستان در فرودگاه داکا پس از حملهٔ نیروی هوایی هند در دسامبر ۱۹۷۱.

عصر ۳ دسامبر ۱۹۷۱ نیروی هوایی پاکستان در عملیاتی که بعدها با نام عملیات چنگیز خان شناخته شد، چندین پایگاه هوایی هند در شمال و غرب این کشور را بمباران کرد. هدف عملیات وارد کردن ضربه‌ای پیشگیرانه به نیروی هوایی هند بود، اما حملات نتوانستند شمار قابل توجهی از هواپیماها یا باندهای عملیاتی هند را برای مدت طولانی از کار بیندازند. همان شب ایندیرا گاندی اعلام کرد که دو کشور در وضعیت جنگ قرار گرفته‌اند و نیروهای مسلح هند عملیات گستردهٔ خود را در دو جبههٔ شرقی و غربی آغاز کردند.[۱][۲]

نقشهٔ عملیات و پیشروی نیروها در پاکستان شرقی در جریان جنگ ۱۹۷۱.

از همان ابتدا اهداف هند در دو جبهه متفاوت بود. در غرب، راهبرد اصلی جلوگیری از دستیابی پاکستان به موفقیتی عمده بود و عملیات تهاجمی هند عمدتاً به اهداف محدود زمینی و دریایی اختصاص داشت. در شرق، هدف راهبردی شکست فرماندهی شرقی پاکستان و ایجاد شرایط لازم برای تشکیل دولت مستقل بنگلادش بود. این تفاوت سبب شد بخش اصلی تمرکز عملیات مشترک زمینی، هوایی و دریایی هند بر پاکستان شرقی قرار گیرد.[۱]

هند در ۶ دسامبر رسماً بنگلادش را به رسمیت شناخت. از آن پس نیروهای هندی و بنگلادشی به‌طور گسترده در چارچوب یک تلاش مشترک عمل کردند. موکتی باهینی علاوه بر نیروهای رزمی، اطلاعات محلی، راهنمایی مسیرها، عملیات خرابکاری و قطع خطوط ارتباطی پاکستان را فراهم می‌کرد؛ عواملی که به سرعت پیشروی هند در زمینی دشوار و دارای رودخانه‌های فراوان کمک کردند.[۲]

جبههٔ شرقی و پیشروی به سوی داکا

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

فرماندهی شرقی ارتش هند به رهبری سپهبد جگجیت سینگ آرورا حمله را از چند محور آغاز کرد. ارتش پاکستان مواضع دفاعی مستحکمی را عمدتاً در شهرها، گذرگاه‌ها و نقاط مهم مرزی ایجاد کرده بود. نیروهای هند در بسیاری از موارد به جای صرف زمان برای تصرف مستقیم این مواضع، از آنها عبور کردند و به سوی مراکز ارتباطی و مناطق پشت جبهه پیش رفتند. این شیوه دفاع پاکستان را به مجموعه‌ای از مواضع جداافتاده تبدیل کرد و از تمرکز نیروها برای دفاع از داکا جلوگیری کرد.[۱]

یکی از مهم‌ترین عملیات‌ها عبور نیروهای سپهبد ساگات سینگ از رود مگنا بود. به دلیل تخریب یا کنترل پل‌ها، هند با استفادهٔ گسترده از بالگرد نیروها را از رود عبور داد؛ عملیاتی که بعدها به «پل هوایی مگنا» شهرت یافت. در ۱۱ دسامبر نیز نیروهای چترباز هند در تانگایل در شمال داکا فرود آمدند و مسیر عقب‌نشینی بخشی از نیروهای پاکستانی را قطع کردند. ترکیب پیشروی سریع زمینی، عملیات هوابرد، پشتیبانی موکتی باهینی و فروپاشی خطوط ارتباطی باعث شد حلقهٔ نظامی پیرامون داکا بسیار سریع‌تر از آنچه فرماندهی پاکستان انتظار داشت بسته شود.[۵]

نیروی هوایی هند نیز در جبههٔ شرقی طی روزهای نخست برتری هوایی به دست آورد. نیروی هوایی پاکستان تنها شمار محدودی هواپیمای رزمی در پاکستان شرقی در اختیار داشت و پس از حملات به فرودگاه داکا توان عملیات منظم آن به‌شدت کاهش یافت. این وضعیت آزادی عمل بیشتری برای هواپیماهای هندی جهت پشتیبانی نزدیک، حمله به پل‌ها و مراکز ارتباطی و انتقال نیرو فراهم کرد. نیروی هوایی هند در گزارش رسمی خود مدعی سرنگونی ۷۳ هواپیمای پاکستان در کل جنگ در برابر از دست دادن ۳۵ هواپیما شده است، هرچند آمار دقیق تلفات هوایی دو طرف در منابع تاریخی یکسان نیست.[۶]

نیروی دریایی هند نیز پاکستان شرقی را از دریا تحت فشار قرار داد. ناو هواپیمابر آی‌ان‌اس ویکرانت در خلیج بنگال مستقر شد و هواپیماهای آن به تأسیسات بندری و شناورهای پاکستانی در چیتاگونگ، کاکس‌بازار و دیگر نقاط حمله کردند. محاصرهٔ دریایی، امکان اعزام نیروی کمکی یا تخلیهٔ نیروهای پاکستان از راه دریا را عملاً از میان برد و انزوای فرماندهی شرقی را کامل‌تر کرد.[۷]

جبههٔ غربی، جنگ هوایی و عملیات دریایی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در غرب، جنگ در منطقه‌ای بسیار وسیع‌تر از کشمیر تا راجستان جریان داشت. پاکستان در منطقهٔ چمب در جامو و کشمیر به موفقیت محلی دست یافت، در حالی که نیروهای هند در بخش‌هایی از پنجاب، سند و دیگر مناطق سرزمین پاکستان پیشروی کردند. نبردهای مهمی در لونگوالا، باسانتار، شکرگر و چمب رخ داد. برخلاف جبههٔ شرقی، هیچ‌یک از طرفین در غرب نتوانست به فروپاشی گستردهٔ خطوط دفاعی طرف مقابل دست یابد و عملیات عمدتاً به مجموعه‌ای از پیشروی‌ها و عقب‌نشینی‌های محلی محدود ماند.[۲]

نبرد هوایی در غرب نیز بسیار شدیدتر از شرق بود. هر دو کشور پایگاه‌های هوایی، خطوط تدارکاتی و تجمعات نیروهای زمینی را هدف قرار دادند. نیروی هوایی هند از هواپیماهایی مانند میگ-۲۱، سوخو-۷، هاوکر هانتر و فولند نت و نیروی هوایی پاکستان از F-86 Sabre، F-6 و Mirage III استفاده می‌کرد. ادعاهای رسمی دو کشور دربارهٔ شمار هواپیماهای دشمن که ساقط یا روی زمین منهدم شدند تفاوت زیادی دارد؛ ازاین‌رو ارقام هوایی باید با ذکر منبع و نه به‌عنوان آمار قطعی ارائه شوند.[۱]

در دریا، نیروی دریایی هند یکی از موفق‌ترین عملیات‌های جنگ را علیه کراچی اجرا کرد. در شب ۴ به ۵ دسامبر، قایق‌های موشک‌انداز هند در عملیات تریدنت به شناورهای پاکستانی و تأسیسات بندری کراچی حمله کردند و ناوشکن PNS Khaibar و مین‌روب PNS Muhafiz را غرق کردند. در شب ۸ به ۹ دسامبر عملیات پایتون حملهٔ دیگری علیه کراچی انجام داد و مخازن سوخت و شناورهای بیشتری آسیب دیدند.[۸]

پاکستان نیز در دریا موفقیت‌هایی داشت. زیردریایی PNS Hangor در ۹ دسامبر ناوچهٔ هندی INS Khukri را در دریای عرب غرق کرد. جنگ دریایی ۱۹۷۱ از این نظر اهمیت داشت که هم حملهٔ موشکی ضدکشتی در مقیاس عملیاتی و هم عملیات زیردریایی نقش مؤثری در آن یافتند. با این حال ضربات واردشده به کراچی و محاصرهٔ دریایی پاکستان شرقی در مجموع آزادی عمل نیروی دریایی پاکستان را به‌شدت محدود کردند.[۲]

جنگ سرد و واکنش بین‌المللی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

بحران ۱۹۷۱ به یکی از مهم‌ترین رویارویی‌های دیپلماتیک جنوب آسیا در دوران جنگ سرد تبدیل شد. دولت ریچارد نیکسون در ایالات متحده روابط نزدیکی با حکومت یحیی خان داشت، از جمله به این دلیل که پاکستان در برقراری تماس محرمانهٔ واشینگتن با چین نقش واسطه ایفا می‌کرد. اسناد منتشرشدهٔ وزارت خارجهٔ آمریکا نشان می‌دهند که دیپلمات‌های آمریکایی مستقر در داکا گزارش‌های صریحی از سرکوب و کشتار غیرنظامیان ارسال می‌کردند، اما دولت نیکسون در سطح راهبردی همچنان تمایل داشت از فروپاشی پاکستان جلوگیری کند.[۳][۴]

در مقابل، اتحاد شوروی از هند حمایت دیپلماتیک کرد و در شورای امنیت سازمان ملل از تصویب سریع قطعنامه‌ای که بدون حل مسئلهٔ سیاسی پاکستان شرقی صرفاً خواهان توقف عملیات هند بود جلوگیری کرد. پیمان هند و شوروی در اوت همان سال نیز احتمال مداخلهٔ چین در مرز شمالی هند را کاهش داده بود. چین از پاکستان حمایت سیاسی کرد اما مستقیماً وارد جنگ نشد.[۱]

ایالات متحده در واپسین روزهای جنگ گروه رزمی ناو هواپیمابر یواس‌اس انترپرایز را به سوی خلیج بنگال فرستاد. این اقدام در هند به‌عنوان نشانه‌ای از فشار واشینگتن به سود پاکستان برداشت شد، اما نیروهای آمریکایی مستقیماً وارد جنگ نشدند. شوروی نیز تحرکات دریایی آمریکا را زیر نظر داشت. با وجود فشارهای بین‌المللی برای آتش‌بس، سرعت عملیات هند در شرق سبب شد جنگ پیش از شکل‌گیری مداخلهٔ دیپلماتیک مؤثر به نتیجه برسد.[۴]

تسلیم پاکستان شرقی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تا میانهٔ دسامبر، نیروهای هندی و بنگلادشی به حومهٔ داکا رسیده بودند و فرماندهی پاکستان راه عملی مؤثری برای دریافت نیروی کمکی، عقب‌نشینی یا ادامهٔ مقاومت طولانی نداشت. در ۱۴ و ۱۵ دسامبر مذاکرات دربارهٔ آتش‌بس و تسلیم شدت گرفت. سرانجام در بعدازظهر ۱۶ دسامبر ۱۹۷۱ سپهبد امیر عبدالله خان نیازی، فرمانده نیروهای پاکستانی در شرق، در داکا سند تسلیم را در برابر سپهبد جگجیت سینگ آرورا، فرمانده نیروهای مشترک هند و بنگلادش، امضا کرد.[۹][۱۰]

در نتیجهٔ تسلیم، حدود ۹۰ هزار نفر از کارکنان نظامی، شبه‌نظامیان و گروهی از غیرنظامیان وابسته به حکومت پاکستان به اسارت هند درآمدند. رقم «۹۳ هزار» معمولاً در روایت‌های عمومی ذکر می‌شود، اما نباید همهٔ این افراد را سرباز رزمی دانست؛ آمارهای پاکستانی شمار نظامیان، نیروهای شبه‌نظامی، پلیس و کارکنان غیرنظامی را جداگانه محاسبه کرده‌اند.[۱۰]

سقوط داکا جنگ را در جبههٔ شرقی پایان داد و استقلال بنگلادش را از یک واقعیت سیاسی و نظامی به واقعیتی تثبیت‌شده تبدیل کرد. هند اندکی بعد در جبههٔ غربی آتش‌بس یک‌جانبه اعلام کرد و پاکستان نیز آن را پذیرفت. در نتیجه، برخلاف شرق که نقشهٔ سیاسی جنوب آسیا تغییر بنیادی کرد، مرزهای غربی هند و پاکستان پس از جنگ تغییر دائمی عمده‌ای نکردند.

بر پایهٔ آمار رسمی دولت هند، ۳٬۸۴۳ نفر از نیروهای مسلح هند در جنگ ۱۹۷۱ کشته و ۹٬۸۵۱ نفر زخمی شدند.[۱۱] دربارهٔ تلفات نظامی پاکستان برآوردهای متفاوتی وجود دارد؛ بسیاری از منابع ارقامی در حدود هشت تا نه هزار کشته و بیش از بیست هزار زخمی ارائه کرده‌اند، اما آمار نهایی مورد توافق دو طرف وجود ندارد.[۲][۱]

تلفات غیرنظامیان بنگلادشی در سراسر بحران و جنگ آزادی‌بخش بنگلادش بسیار بیشتر از تلفات جنگ مستقیم هند و پاکستان بود، اما شمار دقیق آن یکی از موضوعات مورد اختلاف در تاریخ‌نگاری ۱۹۷۱ است. دولت بنگلادش رقم سه میلیون کشته را به رسمیت می‌شناسد، در حالی که پژوهش‌های دانشگاهی برآوردهای متفاوت و عموماً پایین‌تری ارائه کرده‌اند. به همین دلیل تلفات غیرنظامی بحران بنگلادش نباید بدون توضیح با تلفات نظامی جنگ ۱۳روزهٔ هند و پاکستان جمع شود.[۱]

مهم‌ترین پیامد جنگ ایجاد بنگلادش و پایان موجودیت پاکستان به‌عنوان کشوری متشکل از دو بخش شرقی و غربی بود. شکست نظامی ضربه‌ای بزرگ به حکومت یحیی خان وارد کرد و او اندکی پس از جنگ قدرت را به ذوالفقار علی بوتو واگذار کرد. دولت پاکستان کمیسیون تحقیقاتی به ریاست قاضی حمودالرحمان تشکیل داد تا عوامل شکست را بررسی کند. این کمیسیون از ضعف‌های سیاسی و نظامی، ناکارآمدی فرماندهی، انضباط ضعیف و اشتباه‌های راهبردی در ادارهٔ بحران و عملیات نظامی انتقاد کرد.[۱۰]

برای هند، جنگ ۱۹۷۱ مهم‌ترین پیروزی نظامی این کشور پس از استقلال بود و توازن قدرت در جنوب آسیا را به سود دهلی نو تغییر داد. هند همچنین با ظهور یک بنگلادش مستقل در شرق، دیگر با پاکستان در دو سوی قلمرو خود روبه‌رو نبود. پژوهش سریناث راگاوان جنگ ۱۹۷۱ را یکی از مهم‌ترین نقاط عطف ژئوپولیتیکی شبه‌قاره از زمان تقسیم هند در ۱۹۴۷ می‌داند.[۱]

در ۲ ژوئیهٔ ۱۹۷۲ ایندیرا گاندی و ذوالفقار علی بوتو توافق سیملا را امضا کردند. دو کشور توافق کردند نیروهای خود را از سرزمین‌های تصرف‌شده در امتداد مرز بین‌المللی عقب بکشند و خط آتش‌بس در جامو و کشمیر با عنوان خط کنترل شناخته شود. در نتیجه بیشتر اراضی تصرف‌شده در جبههٔ غربی به وضعیت پیش از جنگ بازگشت.[۱۲]

مسئلهٔ اسیران جنگی و عادی‌سازی روابط میان سه کشور چند سال دیگر ادامه یافت. پاکستان در ۱۹۷۴ استقلال بنگلادش را به رسمیت شناخت و توافق‌های سه‌جانبه میان هند، پاکستان و بنگلادش زمینهٔ بازگشت بیشتر اسیران پاکستانی و اتباع بنگلادشی و پاکستانی گرفتار در کشورهای دیگر را فراهم کرد.[۱۳]

ارزیابی نظامی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

سرعت فروپاشی فرماندهی پاکستان در شرق تنها نتیجهٔ برتری عددی هند نبود. جدایی جغرافیایی پاکستان شرقی از بخش غربی، محاصرهٔ دریایی، برتری هوایی هند، فعالیت چندماههٔ موکتی باهینی و قطع شبکهٔ ارتباطی مدافعان همگی در نتیجه نقش داشتند. راهبرد هند نیز به جای تصرف نظام‌مند همهٔ شهرها و مواضع مرزی، بر سرعت، عبور از مواضع مستحکم، تصرف گره‌های ارتباطی و حرکت به سوی مرکز سیاسی یعنی داکا متمرکز شد. عملیات هوابرد تانگایل و عبور بالگردی از مگنا نمونه‌های بارز این رویکرد بودند.[۵][۱]

در مقابل، راهبرد پاکستان بر این فرض استوار بود که دفاع طولانی از شهرها و مواضع کلیدی می‌تواند پیشروی هند را کند کند تا فشار بین‌المللی به آتش‌بس منجر شود. اما پراکندگی نیروها در اطراف مرز و مراکز متعدد شهری باعث شد ذخیرهٔ کافی برای دفاع متمرکز از داکا وجود نداشته باشد. گزارش کمیسیون حمودالرحمان نیز علاوه بر شرایط راهبردی دشوار، از مشکلات جدی فرماندهی، ضعف برنامه‌ریزی و کاستی‌های حرفه‌ای در سطوح بالای فرماندهی پاکستان سخن گفت.[۱۰]

در جبههٔ غربی وضعیت متفاوت بود. پاکستان توانست در برخی مناطق مانند چمب به دستاوردهایی برسد و هند نیز بخش‌هایی از سرزمین پاکستان را تصرف کرد؛ اما هیچ‌یک نتوانست نیروی اصلی طرف مقابل را منهدم یا تغییر ارضی تعیین‌کننده‌ای ایجاد کند. از این رو نتیجهٔ راهبردی جنگ نه در غرب، بلکه در شرق و با تسلیم فرماندهی پاکستان در داکا تعیین شد.

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 Raghavan, Srinath (2013). 1971: A Global History of the Creation of Bangladesh (in English). Harvard University Press. ISBN 9780674728646.
  2. 1 2 3 4 5 6 7 Sisson, Richard; Rose, Leo E. (1990). War and Secession: Pakistan, India, and the Creation of Bangladesh (in English). University of California Press. ISBN 9780520076655.
  3. 1 2 "India and Pakistan: Crisis and War, March–December 1971" (in English). Office of the Historian, U.S. Department of State. Retrieved 11 اوت 2026.
  4. 1 2 3 "The South Asia Crisis and the Founding of Bangladesh, 1971" (in English). Office of the Historian, U.S. Department of State. Retrieved 11 اوت 2026.
  5. 1 2 "Planning and Impact of Special Operations during the 1971 Indo-Pak War" (in English). Manohar Parrikar Institute for Defence Studies and Analyses. 2021. Retrieved 11 اوت 2026.
  6. "Our Operation" (in English). Indian Air Force. Retrieved 11 اوت 2026.
  7. "Navy Day 2020" (in English). Press Information Bureau, Government of India. 3 دسامبر 2020. Retrieved 11 اوت 2026.
  8. "President's Standard to be awarded to 22nd Missile Vessel Squadron" (in English). Press Information Bureau, Government of India. 5 دسامبر 2021. Retrieved 11 اوت 2026.
  9. "Pakistani Instrument of Surrender" (in English). Government of India. Retrieved 11 اوت 2026.
  10. 1 2 3 4 الگو:یادکرد گزارش
  11. "Indian Defence personnel killed and wounded" (in English). Press Information Bureau, Government of India. 5 دسامبر 2001. Retrieved 11 اوت 2026.
  12. "Simla Agreement" (in English). Ministry of External Affairs, Government of India. 2 ژوئیهٔ 1972. Retrieved 11 اوت 2026.
  13. "Agreement on the Repatriation of Prisoners of War and Civilian Internees" (PDF) (in English). United Nations Peacemaker. 9 آوریل 1974. Retrieved 11 اوت 2026.