جنگ جهانی دوم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
جنگ جهانی دوم
Infobox collage for WWII.PNG
از بالا سمت چپ: نیروهای چینی در جنگ وانجیالینگ؛ توپ ۲۵ میلی‌متری استرالیا در اوایل نبرد العلمین؛ بمب‌افکنهای آلمانی در جبهه شرقی نبرد در دسامبر ۱۹۴۳؛ یک واحد از نیروی دریایی آمریکا در خلیج لینگاین؛ ویلهلم کایتل در حال امضای مفاد تسلیم آلمانی‌ها؛ نیروهای شوروی در نبرد استالینگراد
زمان ۱ سپتامبر ۱۹۳۹ تا ۲ سپتامبر ۱۹۴۵ میلادی
(۹ شهریور ۱۳۱۸ تا ۱۱ شهریور ۱۳۲۴ خورشیدی)
مکان اروپا، منطقه اقیانوس آرام، جنوب شرق آسیا، خاورمیانه، منطقه مدیترانه و شمال آفریقا
نتیجه پیروزی متفقین
علت جنگ اعمال مجازات شدید در جریان عهدنامه ورسای به آلمان، اعلان جنگ بریتانیا و فرانسه به آلمان و اعمال تحریم های شدید علیه ژاپن توسط آمریکا و بریتانیا و هلند و بلوکه کردن اموال ژاپن در آمریکا
جنگندگان
متفقین
Flag of the Soviet Union.svgاتحاد جماهیر شوروی
Flag of the United States (1912-1959).svg ایالات متحده آمریکا
Flag of the United Kingdom.svg بریتانیا
Flag of the Republic of China.svg جمهوری چین
Flag of France.svg فرانسه
و دیگر متفقین
متحدین
Flag of Germany (1935–1945).svg آلمان نازی
Flag of Japan (1870–1999).svg امپراتوری ژاپن
Flag of Italy (1861–1946).svg پادشاهی ایتالیا


و نیروهای محور

فرماندهان
Flag of the Soviet Union.svg ژوزف استالین
Flag of the United States (1912-1959).svg فرانکلین روزولت
Flag of the United Kingdom.svg وینستون چرچیل
Flag of the Republic of China.svg چیانگ کای‌شک 
Flag of France.svg شارل دوگل
Flag of Germany (1935–1945).svg آدولف هیتلر 
Flag of Japan (1870–1999).svg هیروهیتو تسلیم‌شد
Flag of Italy (1861–1946).svg بنیتو موسولینی 
تلفات
کشته‌شدگان نظامی
بیش از ۱۶٬۰۰۰٬۰۰۰
شهروندان عادی
بیش از ۴۵٬۰۰۰٬۰۰۰
مجموع
بیش از ۶۱٬۰۰۰٬۰۰۰
کشته‌شدگان نظامی
بیش از ۸٬۰۰۰٬۰۰۰
شهروندان عادی
۴٬۰۰۰٬۰۰۰
مجموع
۱۲٬۰۰۰٬۰۰۰
نقشه جناح‌بندی‌ها در جنگ جهانی دوم و نمایش اشغال سرزمین‌ها      متفقین غربی (کشورهای مستقل اصلی)      متفقین غربی (مناطق اشغال‌شده و کلونی‌های ایجاد شده)      متفقین شرقی (کشورهای اصلی و مناطق اشغال‌شده)      نیروهای محور (کشورهای اصلی)      نیروهای محور (مناطق اشغال‌شده و کلونی‌های ایجاد شده، شامل فرانسه ویشی)      کشورهایی که اعلام بی‌طرفی کردند

جنگ جهانی دوم، جنگی فراگیر بین اول سپتامبر ۱۹۳۹ تا دوم سپتامبر ۱۹۴۵ بود. البته درگیری‌های مرتبط با این جنگ از چند سال پیش از آن آغاز شده بودند. این جنگ بسیاری از کشورهای جهان از جمله تمامی ابرقدرت‌های روز را درگیر خود کرد تا جایی که دو دسته از کشورهای مختلف با تشکیل اتحادهای نظامی به نام‌های متّحدین و متّفقین در مقابل یکدیگر صف آرایی کردند. این جنگ گسترده‌ترین جنگ جهانی تاریخ بشر بود که در آن بیش از ۱۰۰ میلیون نفر از قریب به سی کشور مختلف به صورت مستقیم در آن جنگیدند. در طول این جنگ که حالت یک جنگ تمام عیار به خود گرفته بود، کشورهای مختلف تمامی توان اقتصادی، صنعتی و علمی خود را صرف جنگ کردند تا حدی که تفاوتی بین منابع نظامی و غیرنظامی در آن نبود. این جنگ همچنین باعث کشتار جمعی غیرنظامیان و بمباران‌های راهبردی نابودکننده گسترده علیه مقاصد صنعتی و مراکز تمرکز مردم (که به مرگ بیش یک میلیون نفر از جمله در حملات اتمی به دو شهر ژاپنی انجامید) شد. در طول جنگ جهانی دوم ۵۰ تا ۸۵ میلیون نفر کشته شدند که این آمار خونین‌ترین درگیری انسان در طول تاریخ بشریت است.[۱][۲][۳][۴][۵]

اگر چه ژاپن تهاجم خود به جمهوری چین را از سال ۱۹۳۷ آغاز کرد[۶] اما عموماً حملهٔ آلمان نازی به نیمه غربی لهستان در اول سپتامبر سال ۱۹۳۹ که به اعلام جنگ فرانسه و بریتانیا به این کشور انجامید، تاریخ شروع جنگ جهانی دوم خوانده می‌شود. در طول جنگ آلمان نازی موفق شد با تشکیل اتحاد نظامی تحت عنوان قوای محور با ایتالیا و ژاپن، از طریق اعمال قوه قهریه یا انعقاد پیمان ضمیمه، بخش عمده‌ای از قاره اروپا را تحت کنترل خود درآورد. آلمان بعد از ضمیمه مرکز اروپا اتریش چکسلواکی مجارستان و سپس با حمله نظامی به شمال اروپا اسکاندیناوی و غرب اروپا فرانسه را اشغال و انگلستان را محاصره دریایی و جنگ هوایی نمود. آلمان در شرق بر طبق قرارداد مولوتف-ریبنتروپ در اوت ۱۹۳۹ آلمان نازی و شوروی توافق کردند کشورهای اروپای شرقی شامل لهستان، فنلاند، رومانی و کشورهای حوزه دریای بالتیک را بین خود تقسیم کنند. اما بعدها در ژوئن ۱۹۴۱ آلمان و متحدانش حمله گسترده‌ای را تحت عنوان عملیات بارباروسا علیه شوروی آغاز کردند که به بزرگترین صحنه نبرد تاریخ بشریت تبدیل شد. این نبرد که بخش عظیمی از توان نیروهای محور را صرف خود کرد با راهبرد زمین سوخته شوروی به یک جنگ فرسایشی تبدیل شد که با از بین بردن قسمت قابل توجهی از نیروی نظامی مهاجمان، ورق را در نبرد به کلی به ضرر آلمان و متحدانش برگرداند. در پی این مسئله در سال ۱۹۴۲ متحدین شمال آفریقا را از دست دادند؛ روند این شکست‌ها در سال ۱۹۴۳ با غلبه کمرشکن شوروی در جناح شرق اروپا دو نبرد استالینگراد و کورسک بر آلمانی و حملهٔ موفقیت‌آمیز متفقین غربی به جناح جنوب اروپا ایتالیا (که به تسلیم شدن ایتالیا انجامید) و در سال ۱۹۴۴ به جناح غرب اروپا فرانسه ادامه یافت. از سوی دیگر ایالات متحده که با حمله ژاپن به پرل هاربر هاوایی وارد جنگ شده بود، در جبههٔ اقیانوس آرام آسیا به موفقیت‌هایی دست یافت که این روند ابتکار عمل را از ژاپن گرفت و وارد جنگ اروپا در فرانسه هم شد. با استفاده از این فرصت شوروی که تمامی اراضی از دست رفته خود را پس گرفته بود، تهاجمی همه‌جانبه را علیه سرزمین آلمان و متحدانش آغاز کرد.

جنگ در اروپا در ۸ می ۱۹۴۵ با سقوط برلین به دست سربازان ارتش سرخ شوروی و تسلیم بی‌قید و شرط آلمان و در ژاپن که حاضر به تسلیم نبود، در ۱۵ اوت ۱۹۴۵ پس از دو حمله اتمی مرگبار و ویران‌کننده به دو شهر هیروشیما و ناکازاکی توسط ارتش ایالت متحده پایان یافت تا پیروزی کامل نصیب متفقین شود.[نیازمند منبع]. نتیجهٔ نهایی جنگ جهانی دوم پیروزی متفقین بود اما پیامدهای این جنگ تغییرات بسیاری در پی داشت که از آن جمله می‌توان تشکیل سازمان ملل متحد برای جلوگیری از مناقشات بین کشورها را نام برد که قدرت‌های پیروز در جنگ شامل ایالات متحده آمریکا و بریتانیا و فرانسه و شوروی و چین به پنج عضو دائم شورای امنیت آن تبدیل شدند.[۷] دو کشور ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به عنوان ابرقدرت‌های نو ظهور پس از جنگ در مقابل یکدیگر قرار گرفتند که از آن با عنوان جنگ سرد یاد می‌شود که برای ۴۶ سال ادامه یافت. بسیاری از کشورهای آسیب دیده در جنگ به خصوص در اروپا با کنار گذاشتن دشمنی‌ها در سایه بازسازی اقتصادی و صنعتی بهبود روابطشان با یکدیگر و ایجاد هویتی واحد را در پیش گرفتند.[۸]

محتویات

دلایل آغاز جنگ[ویرایش]

تجزیه خاک آلمان پس از جنگ جهانی اول

در مقایسه با جنگ جهانی اول، عوامل مؤثر در شروع جنگ جهانی دوم واضح تر و کم مناقشه تر هستند.[۹] در فاصله ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۹، هیتلر بی آنکه دموکراسی‌های اروپایی او را محدود کنند یکی پس از دیگری تمهیدات معاهده ورسای را زیر پا گذاشت. از یک سو می‌توان هیتلر را عامل شروع جنگ جهانی دوم دانست ولی از سوی دیگر کشورهای دموکراتیکی که با سیاست مدارا و مماشات خود به او اجازه پیشروی را دادند نیز مقصر شمارده می‌شوند.[۹]

به‌طور اساسی می‌توان ریشه جنگ جهانی دوم را در جنگ جهانی اول جستجو کرد. با شکست سه محور اصلی یعنی امپراتوری اتریش-مجارستان و امپراتوری عثمانی و امپراتوری آلمان در جنگ جهانی اول سیاست‌های سخت‌گیرانه‌ای از سوی دولت‌های پیروز جنگ جهانی اول بریتانیا و فرانسه، به این کشورها تحمیل شد. بخش‌های متعددی از خاک این کشورها به کشورهای همسایه بخشیده شد و از تجزیه امپراتوری اتریش-مجارستان کشورهایی نویی متولد شدند.
بر اساس معاهده ورسای آلمان ۱۳ درصد از خاک خود را از دست داده بود و هیچ مستعمره‌ای نداشت. همچنین غرامت سنگینی به آلمان تحمیل شده بود و دولت تازه تأسیس جمهوری وایمار می‌بایست این غرامت را از درآمدهای ملی به متفقین پرداخت نماید.

در سوی دیگر جنگ داخلی در روسیه باعث تشکیل شوروی شده بود.

جمهوری تازه تأسیس وایمار در آلمان به دلیل نزاع بین مخالفان و موافقان هیچ‌گاه موفقیت چشم‌گیری بدست نیاورد.

در ایتالیا بنیتو موسولینی یک حکومت فاشیستی را به وجود آورده بود. موسولینی یک سیاست خارجی تهاجمی را در پیش گرفت و در چند مرحله به لیبی، حبشه و چند کشور دیگر آفریقایی حمله کرد.

از سوی دیگر در آلمان رشد ملی‌گرایی افراطی به دلیل سیاست‌هایی که متفقین به وسیله معاهده ورسای به آلمان تحمیل کردند زمینه رشد فکری نازیسم را فراهم آورد. در آلمان حزب نازی به رهبری آدولف هیتلر توانست در رای‌گیری عمومی به اکثریت در انتخابات رایشس‌تاگ دست یابد و توسط پاول فون هیندنبورگ رئیس‌جمهور وقت آلمان به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شود. هیتلر پس از ماجرای آتش‌سوزی رایشس‌تاگ تمامی احزاب مخالف آلمان را لغو و یک حکومت تک حزبی را ایجاد کرد.

در چین حزب کمونیست توانست حکومت را به دست بگیرد. در دهه ۱۹۲۰ چین دچار یک رشته جنگ داخلی بین ملی‌گراها و کمونیستها شد. دولت ژاپن تمایل بسیاری به ضمیمه کردن بخش شرقی چین به خاک خود را داشت. این تهاجم باعث شد منطقه منچوری در شمال شرقی چین به اشغال ژاپن درآید.

در اروپا دولت انگلستان در ژوئن ۱۹۳۵ توافق‌نامه‌ای با آلمان امضا کرد که باعث کم شدن محدودیت‌های دریایی آلمان می‌شد.

در اکتبر همان سال ایتالیا به اتیوپی حمله کرد و آلمان تنها کشوری بود که از حمله پشتیبانی کرد.

ایتالیا نیز در پاسخ به حمایت آلمان موافقت خود نسبت به الحاق اتریش به آلمان را اعلام کرد.
برخی کارشناسان معتقدند که سیاست مماشات با هیتلر عامل مهمی در تهاجمی‌تر شدن هیتلر و آغاز جنگ جهانی دوم بود.[۴]

هیتلر به تدریج سعی در کنار گذاشتن معاهده ورسای داشت و در ادامه این سیاست منطقه راینلاند را به آلمان ضمیمه کرد و با واکنش مهمی از سوی کشورهای متفق مواجه نشد.

وقتی که جنگ داخلی اسپانیا در ژوئیه ۱۹۳۶ آغاز شد هیتلر و موسولینی حمایت قاطع خود را از ملی‌گرایان اسپانیایی در ارتش اعلام کردند. از طرف دیگر شوروی از کمونیست‌های اسپانیا که در حاکمیت بودند حمایت کرد و دو طرف به آزمایش سلاح‌های جدید خود در نبرد اسپانیا روی آوردند.

در اکتبر ۱۹۳۶ دولت‌های ایتالیا و آلمان نازی معاهده‌ای به نام رم-برلین امضاء کردند. بعدها ژاپن نیز به این پیمان پیوست.

پیش زمینه جنگ در آلمان[ویرایش]

پس از جنگ جهانی اول، متفقین برای جلوگیری از وقوع جنگ بزرگ دیگری معاهده ورسای را پیشنهاد دادند. سخت‌ترین قسمت این معاهده دربارهٔ آلمان بود. متفقین این کشور را به خاطر شروع جنگ مقصر شناختند و در این معاهده در قبال صلح، از آن غرامت جنگی و سرزمین مطالبه کردند. جمهوری وایمار، دولتی که پس از فرار ویلهلم دوم، امپراتور آلمان در این کشور تشکیل شده بود به ناچار برای انعقاد صلح با متفقین این پیمان را امضا کرد. طبق این پیمان، مردم آلمان به خاطر شروع جنگ مقصر شناخته شدند و باید غرامتی حدود صد میلیارد دلار (در آن زمان) می‌پرداختند. همچنین در پی این معاهده، تعداد نیروهای ارتش آلمان را به صد هزار نفر کاهش داد، تمام زیردریاییها و ناوهای قدرتمند جنگی (بجز شش فروند) آلمان به متفقین تحویل داده شد و آلمان دیگر حق ساخت هواپیما و تانک و دیگر جنگ‌افزار تهاجمی را نداشت. به جز آن، مستعمرات آلمان در آفریقا، چین و حوزهٔ اقیانوس آرام، گرفته شد. ایالات آلزاس و لورن آلمان که زمانی به فرانسه تعلق داشتند به این کشور باز پس داده شدند و اراضی وسیعی از آلمان به لهستان واگذار شد؛ و از همه مهم‌تر راینلاند-فالتز، اراضی حاصل‌خیز غرب رود راین برای ۵۰ سال به متفقین سپرده شد. بسیاری از این نواحی، نواحی حاصلخیز، کانه خیز و صنعتی آلمان بود. یک تاریخدان در اینباره می‌گوید: [نیازمند منبع]

معاهده ورسای حدود سیزده درصد قلمرو پیش از جنگ آلمان، ده درصد جمعیتش، هفتاد و پنج درصد کانه‌های آهن آن و بیست و پنج درصد باکیفیت‌ترین معادن زغال سنگ آن را گرفت.[۱۰][۱۱]

در آلمان چهار میلیون نفر بیکار بودند و از آن جایی که این کشور مستعمره نداشت، نمی‌توانست محصولاتش را به فروش برساند[نیازمند منبع]. هیتلر سال ۱۹۲۵ در کتابی به نام نبرد من (Mein Kampf) اعلام کرد که باید در فکر «فضایی برای حفظ موجودیت نژاد ژرمن» بود و باید برای این مهم «به شرق نگریست». او سپس برای به دست آوردن بازارهای جدید برای محصولات آلمانی[نیازمند منبع] مسئلهٔ نابودی «یهودیتبلشویسم» را مطرح نمود. هیتلر گرایشهای آشکار ضد سوسیالیستی و ضد کمونیستی داشت و توانسته بود حمایت و پشتیبانی شرکت‌ها و کارخانه‌های بزرگ آلمانی از قبیل زیمنس، بایر، کروپ یا بُش را کسب کرده و این شرکت‌ها صندوق‌های حزب نازی را پر از پول و امکانات کردند و از جمله همچنین کارفرمای فولادسازی تیسن مقداری طلا به ارزش ۱۰۰ هزار مارک به نازی‌ها داد. هیتلر در سال ۱۹۳۳ به قدرت رسید.

رشد صنعت نظامی شوروی و آلمان[ویرایش]

تیم آلمانی اعزام شده به شوروی برای ساخت کارخانه بمب شیمیایی

آلمان و شوروی با امضای توافقنامه‌ای مشهور به پیمان مولوتف-ریبنتروپ (نام دیگر: پیمان عدم تعرض بین آلمان و شوروی) در ۲۳ اوت ۱۹۳۹ فاز جدیدی از همکاری‌های خود را آغاز کردند. هر دو کشور در راستای تقویت نیروی نظامی خود گام برمی‌داشتند و شوروی به شدت به صنایع نظامی آلمان نیاز داشت. ارسال تکنولوژی ساخت بمب‌های شیمیایی، ساخت بمب افکن، ساخت تانک‌های پیشرفته همگی تکنولوژی‌های ارسالی آلمان نازی بر اساس پیمان مولوتف-ریبنتروپ بود. در این مرحله روابط دو کشور بسیار بهتر از قبل پی‌گیری می‌شد، آلمان مراکز ساخت تانک و سلاح در خاک شوروی ایجاد کرد و نیروهای شوروی برای آموزش نظامی به آموزشگاه‌های نظامی آلمان می‌آمدند.

پس از مدتی هیتلر موارد بسیاری از قرارداد ورسای را زیر پا گذاشت و سیاست تقویت نظامی آلمان را آشکار ساخت و دستور ساخت سریع کشتی‌های پیشرفته نظامی را صادر کرد و در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۳۵ دستوری مبنی بر تقویت نیروهای سرویس جاسوسی آلمان به نیم میلیون نفر را صادر کرد که با اعتراضات فرانسه و انگلستان همراه بود.

هزینه ساخت سلاح در آلمان نازی به شدت رو به رشد بود تا سال ۱۹۳۹ ۲۰ درصد از تمام کارگران صنعتی آلمان در صنایع نظامی به کار گرفته می‌شدند و این در حالی بود که در انگلستان تنها ۱۳ درصد از کارگران در این صنایع به کار گرفته می‌شدند همچنین هزینه‌های ساخت تسلیحات آلمان از مقدار ۲ درصد از تولید ناخالص ملی به بیش از ۲۳ درصد افزایش یافت.

استالین نیز صنایع خود را در جهت ساخت تسلیحات به حرکت درآورد وی پیش‌بینی کرده بود که احتمالاً جنگی عظیم بین انگلستان و آمریکا آغاز خواهد شد[نیازمند منبع] و احتمالاً دامنه این جنگ به کشورش نیز خواهد رسید بنابراین آلمان نازی بهترین گزینه برای وارد کردن تکنولوژی بود. هیتلر در کتاب نبرد من اشاره داشت که آلمان برای تأمین فضای حیاتی برای نژاد برتر، باید کشورهای شرق اروپا و شوروی را تحت سلطه خود درآورد و استالین نیز کاملاً از نگرش منفی هیتلر به شوروی آگاه بود، اما امیدوار بود که پیمان همکاری بین آلمان و شوروی فرصتی برای تقویت قوای نظامیش بیابد.[۱۲] اگر چه در دهه ۱۹۳۰ تورم بسیار سنگینی اقتصاد شوروی را فرا گرفته بود اما استالین بیشترین بودجه را به ساخت تسلیحات اختصاص داده بود. استالین در مقایسه تسلیحات خود با تسلیحات آلمانی و ایتالیایی در جریان جنگ داخلی اسپانیا به این نتیجه رسید که نیروی هوایی و نیروی دریایی شوروی نسبت به همتایان خود بسیار ضعیف است بنابراین تا سال ۱۹۳۷ ۱۷ درصد از تولید ناخالص ملی را به ساخت و تجهیز صنایع نظامی اختصاص داد. همچنین پرسنل نظامی خود را از ۵۶۲٫۰۰۰ نفر در سال ۱۹۳۱ به ۱٫۵ میلیون نفر در سال ۱۹۳۸ افزایش داد. اما شبکه حمل و نقل شوروی بسار ضعیف بود و جابجایی این حجم از نیرو در این شبکه بسیار مشکل بود. همچنین ارتش شوروی در پی پاکسازیهای سال ۱۹۳۷ تا حدودی تضعیف شده بود. اگرچه ارتش شوروی با موفقیت در جنگ با ژاپن در منچوری تا حدودی اعتبار خود را دوباره به دست آورد.

گفتنی است آلمان پس از پایان جنگ جهانی اول و نابودی تمام، تا آغاز جنگ جهانی دوم در کمتر از ۲۰سال دوباره به قدرت نظامی، اقتصادی اروپا مبدل گشت.

رهبران جنگ جهانی دوم[ویرایش]

اعضای رایشس‌تاگ در حال درود فرستادن به هیتلر در ماه اکتبر سال ۱۹۳۹ و پس از تهاجم آلمان به لهستان

دولت‌های محور[ویرایش]

آدولف هیتلر[ویرایش]

آدولف هیتلر رهبر حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان بود. او بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ صدراعظم آلمان، و از ۱۹۳۴ به بعد، هم‌زمان در مقام پیشوای رایش بزرگ آلمان حکومت کرد.[۱۳] هیتلر به عنوان یک کهنه‌سرباز مدال دار جنگ جهانی اول، در سال ۱۹۲۰ به حزب ملی‌گرای نازی پیوست و در سال ۱۹۲۱ به ریاست آن رسید. او پس از زندانی شدن به خاطر شرکت در کودتای نافرجام ملی گرایان در سال ۱۹۲۳، با ترویج ایده‌های ناسیونالیستی، ضد کمونیستی و یهودستیزی و ایراد سخنرانی‌های پرشور، حامیان بسیاری در سطح کشور آلمان برای حزب نازی بدست آورد. حزب نازی پیروز مجلس رایشستاگ و هیتلر در سال ۱۹۳۳ به مقام صدراعظمی رسید. سیاست مجموعهٔ ارتشی-صنعتی آلمان توانست قوای تحلیل رفته این کشور را ترمیم و آن را تبدیل به یکی از قدرت‌های برتر اروپا در زمان خود نماید. هیتلر سیاست خارجی خود را با هدف احیای امپراتوری سابق رایش آلمان با تصرف فضای حیاتی بیشتر دنبال نمود. یکی از دلایل اولیه و عمده وقوع جنگ جهانی دوم تهاجم به لهستان در ۱۹۳۹ توسط او بود که در نتیجه بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کردند. بعد از جنگ جهانی اول سرزمین‌های لهستان بر روی اراضی غرب روسیه و شرق آلمان، تصاحب شد و کشوری ساخته شده بود. هیتلر در سخنرانی در شهر دانتزیگ در سپتامبر ۱۹۳۹ اعلام کرد:

لهستان هرگز در شکلی [نو] از معاهده ورسای ظهور نخواهد کرد، این نه تنها خواسته آلمان است بلکه توسط شوروی نیز تضمین شده‌است.[۱۴]

در ۱۹۴۴ در پناهگاه زیرزمینی هیتلر در زمان جلسه فرماندهی، با دسیسه تعدادی از ژنرالهایش، بمبی منفجر کردند که البته سوءقصد ناموفق بوده و او زنده ماند. هیتلر در روزهای پایانی با -اوا براون- ازدواج کرد. در پی شکست آلمان در جنگ، او نهایتاً بهمراه همسرش در لحظات پایانی جنگ خودکشی کرد.

بنیتو موسولینی[ویرایش]

بنیتو موسولینی

بنیتو موسولینی روزنامه‌نگار، سیاستمدار و رهبر ایتالیای فاشیست طی دوران جنگ جهانی دوم بود. در سال‌های میان دو جنگ جهانی-دهه ۲۰ میلادی- موسولینی که فرزند یک آهنگر بود و در حین جنگ جهانی اول وی به درجهٔ استواری نایل آمده بود، از نارضایتی مردم ایتالیا استفاده کرد و حزب ملی‌گرای فاشیسم را تشکیل داد او با تشکیل این حزب ادعا می‌کرد که می‌خواهد عظمت روم باستان را برای ایتالیا احیا کند. او اعلام وفاداری خویش نسبت به شاه ایتالیا و کلیسا و ادعای خود را مبنی بر اینکه سلحشوری در راه حفظ قانون، قدرت حکومت و نظم بود را مسجل تر گردانید. چندسالی پیش از این وی یک نفر جمهوری طلب سر سخت و دشمن طبقهٔ روحانیون بود. در زمان جنگ دوم جهانی حملاتی به لیبی و یونان و آلبانی داشت که ناموفق و نیازمند کمک آلمان شد. در حمله آمریکا متفقین به کشورش شکست خورد و علیه او کودتا شده و عزل شد، او که در قلعه‌ای بالای کوه حبس شده بود بدستور شخص هیتلر با فرستادن کماندوهای زبده-اتو اسکورزینی-او را نجات داده رهانیدند؛ موسولینی ناتوان در برابر متفقین قسمت شمالی ایتالیا را با کمک آلمان اداره کرد که نهایتاً در هنگام فرار گرفتار پارتیزانها شده و تیرباران و جسدش شدیداً مضروب شد.

هیروهیتو[ویرایش]

میشینوما هیروهیتو یا امپراتور شووا یکصد و بیست و چهارمین امپراتور ژاپن بود که پس از مرگ پدرش به مقام امپراتوری نایل گردید، وی بین سال‌های ۱۹۲۶ تا ۱۹۸۹ امپراتور این کشور بود و تا قبل از پایان جنگ جهانی دوم وی را پسر آسمان می‌خواندند. طبق قوانین ژاپن در آن موقع امپراتور را پسر آسمان می‌نامیدند. در زمان حکومت وی ارتش ژاپن منچوری را اشغال کرد. او بهمراه دولت نظامیش با هیتلر و موسولینی پیمان اتحاد بست و با آغاز جنگ جهانی دوم دستور حمله به مستعمرات انگلستان و فرانسه در جنوب شرقی آسیا را صادر کرد هم چنین در سال ۱۹۴۱ فرمان بمب باران بندر پرل هاربر آمریکا را داد.

متفقین[ویرایش]

وینستون چرچیل[ویرایش]

سر وینستون لئونارد اسپنسر چرچیل سیاست‌مدار و نویسندهٔ بریتانیایی است که بین سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵ یعنی در طول جنگ جهانی دوم و بار دیگر بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۵ نخست‌وزیر بریتانیا بود. او افسر نیروی دریایی ارتش بریتانیا نیز بود.[۱۵][۱۶] مجلهٔ تایم در سال ۱۹۴۹، وینستون چرچیل را به عنوان «مرد نیمهٔ اول قرن بیستم» انتخاب کرد[۱۷] چرچیل سال ۱۹۴۰ نیز به عنوان مرد سال تایم انتخاب شده بود.[۱۸] در ماه مه ۱۹۴۰ نویل چمبرلن از سمت نخست‌وزیری کناره گرفت و وینستون چرچیل در سن ۶۵ سالگی در جای او به عنوان نخست‌وزیر و وزیر دفاع قرار گرفت. در زمان جنگ جهانی دوم هم‌زمان با پادشاهی جرج ششم، رهبری بریتانیادر دست وینستون چرچیل بود. چرچیل در طول جنگ به برقراری روابط قوی با رئیس‌جمهور آمریکا، فرانکلین روزولت پرداخت. چرچیل قدرت را در انتخابات بعد از جنگ در سال ۱۹۴۵ از دست داد با این حال رهبر اپوزیسیون باقی‌ماند. چرچیل اروپا و آمریکا را به اتحاد در مقابل کمونیسم تشویق می‌کرد. اصطلاح «پرده آهنین» نیز اولین بار توسط او به کار برده شد.

ژوزف استالین[ویرایش]

ژوزف استالین

ژوزف استالین رهبر و سیاست‌مدار کمونیست شوروی بود که از اواسط دهه ۲۰ تا مرگش در ۱۹۵۳ رهبر عملی حزب کمونیست اتحاد شوروی و در نتیجه عملاً رهبر کل این کشور بود. او با نام ژوزف ویسارینویچ جوگاشویلی در شهر گوری در گرجستان که آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود به دنیا آمد و در ۱۹۲۲ به مقام دبیرکل حزب کمونیست اتحاد شوروی رسید. پس از مرگ ولادیمیر لنین، استالین موفق شد در مبارزه قدرت در دهه ۲۰ بر لئون تروتسکی پیروز شود و رهبری حزب را در دست گیرد. در دهه ۱۹۳۰ استالین تصفیه کبیر را آغاز کرد که به کمپینی از سرکوب سیاسی، دستگیری و قتل مخالفان معروف است که در ۱۹۳۷ به اوج رسید. حکومت استالین آثار ماندگار بسیاری داشت که تا پایان دولت شوروی در آن باقی‌ماندند از جمله افزایش اراضی شوروی در اندازه زمان حکومتها تزارها با الحاق و اشغال کشورهای بالتیک و قسمتهایی از فنلاند و رومانی در غرب و قسمتهایی از ژاپن و چین در شرق؛ تبدیل شدن به قدرت نظامی با بمب هسته‌ای؛ تبدیل شدن به ابرقدرت صنعتی و تولید. گرچه مائوئیست‌ها، خوجه ئیست‌ها، آنتی ریویزیونیست‌ها و بسیاری دیگر او را آخرین رهبر سوسیالیست واقعی در تاریخ اتحاد شوروی می‌دانند و عروج خروشچف و استالین زدایی پس از استالین را «رویزیونیسم» می‌خوانند. استالین مدعی بود که سیاست‌هایش بر مارکسیسم-لنینیسم بنا شده‌اند اما اکنون نظام اقتصادی و سیاسی او را بیشتر استالینیسم می‌خوانند. استالین در ۱۹۲۸ سیاست نپ که در دهه ۲۰ جریان داشت را با «برنامه‌های پنج ساله» و «کشاورزی کلکتیو» تعویض کرد. با این سیاست‌ها و تحت رهبری استالین، اتحاد شوروی تا پایان دهه ۳۰ از کشوری با جمعیت غالب دهقانی به یکی از قدرت‌های صنعتی جهان بدل شد. مصادره گندم و غذاهای دیگر توسط مقامات شوروی به دستور استالین از عوامل قحطی بین سال‌های ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۴ بود. بسیاری از دهقانانی که با مصادره و کلکتیویزاسیون مخالفت می‌کردند با برچسب «کولاک» سرکوب و دستگیر می‌شدند. قحطی مصنوعی که توسط استالین در اوکراین ایجاد شد و به هولودومور مشهور است، باعث مرگ تا ۱۰ میلیون اوکراینی شد.[۱۹] استالین رهبر اتحاد شوروی در زمان جنگ جهانی دوم بود و تحت رهبری او این کشور نقشی حیاتی در شکست آلمان نازی در آن جنگ داشت. پس از جنگ، استالین اتحاد شوروی را به عنوان یکی از دو ابرقدرت جهانی مطرح کرد و تقریباً چهار دهه پس از مرگ او در ۱۹۵۳ این موقعیت همچنان برجا بود. حکومت استالین را بسیاری به «کیش شخصیت پرستی» و شیوه‌های مخفی حذف مخالفین محکوم می‌کنند. نیکیتا خروشچف، جانشین استالین، حکومت و کیش شخصیت استالین را در کنگره معروف حزب کمونیست شوروی در ۱۹۵۶ محکوم کرد و پروسه استالین زدایی را آغاز کرد که بعدها به جدایی چین و شوروی انجامید. بسیاری استالین را مسئول مرگ مخالفان حکومت او می‌دانند و قتل لئون تروتسکی دوست انقلابی لنین و از رهبران انقلاب روسیه و جنبش ضد استالینی نیز توسط یکی از عاملان حکومت او انجام شد.[۲۰]

فرانکلین روزولت[ویرایش]

فرانکلین دلانو روزولت سی و دومین رئیس‌جمهور آمریکا بود. تأیید کمک‌های آمریکا به انگلیس و شوروی در سال ۱۹۴۱ زمینه مخالفت‌های داخلی با سیاست‌های وی را فراهم آورد اما حمله ژاپنی‌ها به پرل هاربر به این مخالفت‌ها پایان داد. سلسله جلسات وی با وینستون چرچیل و جوزف استالین مبانی جهان پس از جنگ جهانی دوم را بنیان نهاد. وی در سال ۱۹۴۴ برای چهارمین بار رئیس‌جمهور آمریکا شد. به علت اینکه تا آن زمان قانون محدودیت انتخاب ریاست جمهوری ایالات متحده به دو بار هنوز تصویب نشده بود به وی این فرصت را داد که ۴ بار به ریاست جمهوری انتخاب شود امری که در تاریخ آمریکا یک استثناست. وی در سال ۱۹۴۵ در دومین سال خدمت از چهارمین دوره ریاست جمهوریش تنها سه هفته به پایان جنگ جهانی دوم در اروپا درگذشت.

شارل دوگل[ویرایش]

شعله‌ور شدن جنگ در اروپا منجر به تغییرات سیاسی متعددی در فرانسه شد و نهایتاً مارشال پتن به ریاست جمهوری فرانسه رسید. پس از اشغال فرانسه و امضای قرارداد صلح با آلمان نازی، دولتی وابسته به آلمان در جنوب فرانسه به نام دولت ویشی با ریاست جمهوری پتن ایجاد شد.
ژنرال دوگل افسر ارتش فرانسه بود و در جنگ اول جهانی شرکت داشت و در نبرد وردون زخمی شد. در جریان جنگ جهانی دوم فرمانده نیروهای فرانسه آزاد تبعید شد. او پس از جنگ به مقام ریاست جمهوری فرانسه رسید.

چیانگ کای‌شک[ویرایش]

چیانگ کای شک رهبر سیاسی و نظامی ملی‌گرای چینی بود که پس از فوت سون یات سن در ۱۹۲۵ مدعی رهبری کومینتانگ شد و این رهبری را در اختیار گرفت. چیانگ در جنگ دوم چین و ژاپن نیروهای چینی را رهبری کرد در این جنگ موقعیت بین‌المللی او بهبود یافت اما موقعیت داخلی‌اش بدتر شد. در طول جنگ داخلی چین از ۱۹۲۶ تا ۱۹۴۹ چیانگ سعی در شکست دادن حزب کمونیست چین به رهبری مائو تسه تونگ داشت اما موفق به این کار نشد و نهایتاً خود به سختی شکست خورد و رهبری سیاسی چین به دست حزب کمونیست چین افتاد. چیانگ کای‌شک پس از این شکست به جزیره فورموسا پناه برد و دولتی ملی را موسوم به تایوان در این جزیره بنیان نهاد.

حوادث پیش از جنگ[ویرایش]

خرابی‌های برجای مانده در جریان جنگ داخلی اسپانیا

تهاجم اتیوپی[ویرایش]

تهاجم ایتالیا به رهبری موسولینی به حبشه اتیوپی صرفاً یک تهاجم استعماری بود که در اکتبر ۱۹۳۵ آغاز شد و در ماه مه۱۹۳۶ پایان یافت. نتیجه جنگ شکست نیروهای اتیوپی و اشغال نظامی آن کشور توسط ارتش ایتالیا بود. از آن پس اتیوپی نیز جزئی از مستعمره‌های ایتالیا به‌شمار می‌رفت. از نتایج این تهاجم می‌توان به ضعف جامعه ملل به عنوان یک سازمان حفظ صلح جهان اشاره کرد. هر دو کشور عضو جامعه ملل بودند.

جنگ داخلی اسپانیا[ویرایش]

ژنرال فرانسیسکو فرانکو فرمانده ملی‌گرایان ارتش اسپانیا در سال ۱۹۳۶ بر ضد دولت چپ‌گرای وقت شورش کرد. آلمان نازی و ایتالیا حمایت بی‌قید و شرط خود از فرانکو را اعلام کردند از سوی دیگر شوروی نیز به حمایت از دولت اسپانیا پرداخت. این حمایت‌ها منجر به تنش‌هایی میان شوروی و آلمان نازی در جنگ داخلی سه ساله اسپانیا شد.

حمله ژاپن به چین[ویرایش]

در ژوئیه ۱۹۳۷ ژاپن حمله تازه‌ای به شرق چین ترتیب داد. از طرف دیگر شوروی قرارداد جدید با چین منعقد کرد و موفق شد جایگزین آلمان در تأمین نیازهای چین شود. ژاپنی‌ها موفق به تسخیر شانگهای شدند اما ارتش چین بالاخره توانست ژاپنی‌ها را در مرز رود زرد متوقف کند.

حمله ژاپن به شوروی و مغولستان[ویرایش]

در ۲۹ ژوئیه ۱۹۳۸ میلادی، ارتش ژاپن به نیروهای ارتش اتحاد جماهیر شوروی که در اطراف دریاچه غازان در مغولستان مستقر بودند، حمله کردند. حمله ژاپن با شکست مواجه شد. اما ارتش ژاپن یک‌بار دیگر از جبهه مغولستان به شوروی حمله کرد. این حمله با موفقیت نسبی برای ژاپنی‌ها همراه بود، زیرا ژاپنی‌ها توانستند بخش عمده‌ای از خاک مغولستان را اشغال کنند. به تدریج حاکمان ژاپن از ادامه درگیری با شوروی چشم‌پوشی کردند زیرا دریافتند که جنگ با شوروی سبب تحریک شوروی به حمایت از چین در جریان جنگ دوم چین و ژاپن خواهد شد؛ بنابراین ژاپنی‌ها تصمیم گرفتند از مناطق اشغال شده عقب‌نشینی کرده و قوای خود را در نبرد با چین متمرکز کنند.

پیمان مولوتف، ریبنتروپ[ویرایش]

تیرباران پارتیزان‌های روسی توسط رزمندگان آلمان نازی در جنگ جهانی دوم (سپتامبر ۱۹۴۱)
این عکس در آرشیو فدرال آلمان نگهداری می‌شود.
استالین و ریبنتروپ، وزیرخارجه آلمان نازی، کرملین

در مارس ۱۹۳۸ اتریش توسط یک همه‌پرسی با رای اکثریت مردم به آلمان نازی ملحق شد. این الحاق باعث تشنج در فضای سیاسی اروپا شد اما هیتلر مدعی شد باید مناطق سودت و منطقه آلمانی‌تبار چکسلواکی به آلمان پس داده شود، در غیر اینصورت آلمان به این کشور حمله خواهد کرد؛ بنابراین انگلستان و فرانسه در توافقنامه مونیخ پذیرفتند که این دو منطقه به خاک آلمان نازی ضمیمه گردد تا صلح در اروپا حفظ شود.

در تاریخ ۱۹ اوت ۱۹۳۹ توافقنامه‌ای مابین شوروی و آلمان نازی منعقد شده که به وسیله آن آلمان در ازای مواد خام، تجهیزات و تکنولوژی‌های نظامی در اختیار شوروی قرار می‌داد. ارزش این قرارداد تقریباً ۲۰۰ میلیون دلار ارزیابی شد. شوروی متعهد شد تا ۱۸۰ میلیون مارک آلمان مواد خام به آلمان تحویل دهد و آلمان نیز تعهد داد تا به ارزش ۱۲۰ میلیون مارک آلمان به شوروی تجهزات و کارخانه ارسال کند. مقامات وزارت امور خارجه آلمان پیش‌بینی می‌کردند این قرارداد تا سقف ۱ میلیارد مارک نیز رشد کند. این قراردادها گام‌های بسیار مؤثری در شکل‌دهی مجدد روابط سیاسی دو کشور نیز به‌شمار می‌رفت. وزیر امور خارجه شوروی ویاچسلاو مولوتف در ابراز نظری در خصوص این قرار داد این چنین گفت:

این یکی از بهترین پیمان نامه‌های ما [شوروی] در چند سال گذشته‌است حتی بسیار بهتر از پیمان نامه‌های قبلی، ما هرگز موفق به رسیدن به چنین توافقنامه مطلوبی با انگلستان، فرانسه یا هیچ کشور دیگری نشده بودیم.

در اوایل صبح ۲۴ اوت ۱۹۳۹ توافق‌نامه سیاسی، نظامی همراه با توافقنامه تجاری معروف به پیمان مولوتف - ریبنتروپ (وزیران خارجه آلمان نازی و شوروی) به امضای دو طرف رسید. به موجب این قرار داد دو کشور تعهد دادند که علیه یکدیگر اقدام نظامی انجام ندهند و همچنین تعهدات اقتصادی خود را نیز در قبال طرف مقابل به نحو بسیار خوب انجام دهند در واقع این روی آشکار پیمان بود و روی پنهان این قراداد دو کشور -حوزه نفوذ خود را در شرق اروپا- مشخص کردند. لازم است ذکر شود که با زیاده طلبی هیتلر پس از انعقاد قرارداد مونیخ و تصرف کامل چکسلواکی، سیاست بریتانیا نسبت به آلمان خصمانه شده بود و تهیه مواد اولیه برای صنایع و خصوصاً صنایع نظامی آلمان از بریتانیا یا آمریکا با دشواری روبرو بود و آلمان به دنبال کشوری بود که نیازهای مواد اولیه آلمان را تهیه کند. از سوی دیگر، در پی قدرت‌گیری آلمان، شوروی در سال ۱۹۳۹ وارد گفتگوهای سه جانبه با بریتانیا و فرانسه شده بود. این گفتگوها از سویی به دلیل اصرار شوروی بر مفادی از قرارداد و همچنین عدم علاقه بریتانیا به مذاکره با شوروی با شکست مواجه شده بود.[۲۱]

تاریخچه تدارک جنگ جهانی دوم[ویرایش]

Montreal Daily Star: "Germany Quit", ۱۹۴۵

در قطعنامه‌ای که روز ۱۹ دسامبر ۱۹۲۷ در پانزدهمین کنگرهٔ حزب کمونیست شوروی تصویب شد، آمده‌است: «باید احتمال حملهٔ نظامی به شوروی را در نظر گرفت». استالین در سال ۱۹۳۷ تصمیم گرفت تا صفوف حزب را تصفیه کنند. این تنها یک مصوبهٔ بی‌سرانجام برای کتاب‌های تاریخ نبود و دولت شوروی برای آن یک برنامه‌ریزی دقیق کرد به‌طوری‌که ۱۵۲۳ کارخانه که سال ۱۹۴۱ با تهدید آلمان هیتلری روبه‌رو بودند به شرق کوهستان اورال منتقل گشتند.

گوبلز در سال ۱۹۴۳ گفت: «بلشویسم قادر شده‌است تا تمام نیرویش را علیه دشمن خود به کار گیرد».

در ژوئن ۱۹۴۱ بود که حزب کمونیست شوروی ۹۵ هزار تن را بسیج کرد، در ۱۹۴۳ این حزب ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تن عضو داشت و تقریباً همین تعداد در سازمان جوانان بودند که در جبهه‌ها فعالیت داشتند. حزب کمونیست در مناطق اشغالی هم نیروهای پارتیزان را سازماندهی کرد. تعداد پارتیزان‌ها یک میلیون نفر بود که در ۱۰۰۰ واحد مخفی متشکل شده بودند.

یک آمریکایی به نام اورل هاریمان در کتابی که سال ۱۹۷۵ به نام فرستاده ویژه منتشر نمود، نوشت: «استالین از روزولت اطلاعات بیش‌تری داشت، از چرچیل واقع‌گراتر بود و از جنبه‌های مختلفی بهترین فرمانده جنگی بود».

تبلیغات طرفین با پوستر[ویرایش]

تقریباً همهٔ کشورهای درگیر جنگ برای افزایش و تقویت روحیه مردم و گاهی برای تشویق آنان برای جنگیدن از پوسترها و اعلامیه‌های جنگی استفاده می‌کردند.

جنگ در اروپا[ویرایش]

مرز بین آلمان نازی و شوروی طبق پیمان مولوتف-ریبنتروپ

اگر چه دلایل مختلفی در آغاز جنگ جهانی دوم نقش داشتند اما به‌طور کلی حمله آلمان نازی به لهستان تاریخ آغاز جنگ جهانی دوم است. مناطق مورد اختلاف میان آلمان نازی و لهستان بخشی از خاک غرب لهستان بود که پس از جنگ جهانی اول و تشکیل کشور لهستان توسط بریتانیا و فرانسه از خاک امپراتوری آلمان قیصری جدا و ضمیمه خاک لهستان شده بود. در آغاز جنگ جهانی دوم حدود یک چهارم از خاک لهستان توسط نازی‌ها به خاک آلمان ضمیمه شد و مابقی نیمه غربی اشغال شده توسط یک دولت نظامی اداره می‌شد. نحوه تقسیم لهستان پس از تهاجم مدتی پیش از حمله در چهارچوب پیمان مولوتف-ریبنتروپ میان آلمان نازی و شوروی مشخص گشته بود و شوروی نیز نیمه شرق لهستان را طبق برنامه اشغال و آن را ضمیمه خاک خود کرد.

آغاز جنگ[ویرایش]

آلمان نازی در ساعت "۴:۴۵ بامداد ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ در پی تحریکات لهستان، به لهستان حمله کرد.

از آنجا که فرانسه و بریتانیا، قراردادهای تضمین امنیتی با لهستان داشتند، طبق تعهدات خود در تاریخ ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ در اقدامی از قبل هماهنگ شده به آلمان نازی اعلان جنگ دادند و در اولین اقدام نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا و نیروی دریایی فرانسه به محاصره دریایی آلمان اقدام کردند.

در ۱۷ سپتامبر ۱۹۳۹ و پس از آنکه شوروی موفق به امضای تفاهمنامه آتش‌بس با ژاپن در خلال حمله ژاپن به شوروی و مغولستان شد به لهستان حمله کرد و نیمه شرقی آن را که پیش از آن در چهارچوب پیمان مولوتف-ریبنتروپ با آلمان نازی بر سر آن به توافق رسیده بود را اشغال کرد. لیتوانی و اسلواکی که در این حمله با آلمان نازی و شوروی همکاری داشتند نیز بخش کوچکی از خاک لهستان را بدست آوردند. در پی حمله شوروی به لهستان و همکاری آن کشور با آلمان نازی، انگلستان و فرانسه هیچ واکنشی به این سیاست شوروی نشان ندادند.
پس از حمله به لهستان، شوروی به کشورهای شمال اروپا حمله کرد و در این رشته جنگ‌ها در نوامبر ۱۹۳۹ با فنلاند وارد نبرد شد. انگلستان و فرانسه در پاسخ به این سیاست شوروی این کشور را از جامعه ملل اخراج کردند.

در غرب اروپا، انگلستان و فرانسه عملاً نتوانستند هیچ عملیات مطلوبی را بر ضد نیروهای آلمان نازی انجام دهند، ولی به محاصره دریایی آلمان نازی ادامه دادند. در روی زمین هم فرانسوی‌ها تا عمق کمی در مرزهای غربی آلمان پیشروی کردند، اما از آنجا که استراتژی نظامی فرانسه دفاعی و بر اساس دیوار دفاعی ماژینو بود، پیشروی را متوقف کردند. این اقدام فرانسه به جنگ تصنعی مشهور شده‌است. چنین حرکتی باعث شد که آلمانی‌ها بتوانند با آسودگی خاطر قسمت عمده نیروی نظامی را بر روی لهستان متمرکز کنند.

از طرف دیگر پیمان اقتصادی آلمان نازی و شوروی باعث شد آلمان بتواند از طریق شوروی نیازهای اولیه خود را بدست آورد.
متفقین از سوئد سنگ آهن خود را تأمین می‌کردند و آهن در جنگ نقش پررنگی داشت بنابراین آلمان نازی در آوریل ۱۹۴۰ به دانمارک و نروژ حمله کرد. با اشغال این دو کشور آلمان نازی هم از انتقال سنگ آهن از سوئد به انگلستان جلوگیری کرد و هم نفوذ خود در شمال اروپا را گسترش داد. در طرف دیگر انگلستان ایسلند را اشغال کرد تا بتواند از آن به عنوان یک پایگاه دریایی برای مقابله با دور زدن ناوگان دریایی‌اش استفاده کند.

در ۱۰ می۱۹۴۰ وینستون چرچیل به جای نویل چمبرلین نخست‌وزیر بریتانیا شد. از دلایل مهم این تغییر می‌توان به نارضایتی عمومی نسبت به چمبرلین به دلیل سیاست‌های جنگی وی و شکست سیاست مماشات او با هیتلر اشاره کرد.

موفقیت نیروهای متحد[ویرایش]

تغییرات جنگ جهانی دوم در اروپا.
آبی: متحدین
قرمز: متفقین
سبز: شوروی قبل از ورود به جنگ
چتربازان آلمانی در حال حمله به یونان، ۱۹۴۱

آلمان نازی در ادامه موفق شد هلند، بلژیک و لوکزامبورگ را تصرف کند. با اشغال بلژیک بریتانیا که متحد راهبردیش بود وارد جنگ شد. شکست‌های پی‌درپی برای متفقین باعث شد نویل چمبرلین نخست‌وزیر بریتانیا استعفا دهد.

نیروی‌ها متفق فرانسه و بریتانیا، گمان می‌کردند آلمان‌ها همانند جنگ جهانی اول به صورت مستقیم به مرز خط دفاعی ماژینو در شرق فرانسه حمله می‌کنند اما آدولف هیتلر دستور حمله به هلند و بلژیک را صادر کرد و از مسیر شمالغربی به فرانسه حمله کرد. ارتش زرهی آلمان با حمله سریع برق آسا از طریق جنگل آردن عملاً خط دفاعی ماژینو را دور زد توانست پشت سر نیروهای دفاعی متفق در بلژیک حمله نماید. ورماخت با کمک اس اس توانست در کمتر از چند هفته اهداف مورد نظر آدولف هیتلر را بدست آورد. در پی این حمله رعدآسای آلمان‌ها، تلفات بسیاری به لشکرهای فرانسه وارد و درهم شکسته شدند و آلمانها بسوی پاریس پیش رفتند؛ فرانسه چهل روزه تسلیم شد. نیروهای باقی‌مانده ارتش انگلستان که برای کمک به نیروهای ارتش فرانسه وارد خاک آن کشور شده بودند مجبور شدند از طریق منطقه دانکرک در ساحل دریای مانش در شمال فرانسه محاصره و عقب‌نشینی کنند.
مهم‌ترین عاملی که سبب شد محاصره شدگان بریتانیایی موفق به عقب‌نشینی شوند دستور توقف ۴۸ ساعته حمله از طرف هیتلر بود. گفته شده به دلیل صلح طلبی هیتلر و برقراری تفاهم با تمدن انگلوساکسون چنین دستوری داد. این توقف زمان کافی برای عقب‌نشینی به نیروهای درهم شکسته بریتانیا داد. در پی حمله آلمان نازی بر فرانسه، ایتالیا نیز در ۱۰ ژوئن ۱۹۴۰ به فرانسه و بریتانیا اعلان جنگ کرد. دوازده روز بعد فرانسه تسلیم بدون قید و شرط را پذیرفت. بدین ترتیب شمال این کشور به صورت مستقیم تحت نظر دولت برلین اداره می‌شد و نیمه جنوبی آن توسط یک حکومت دست‌نشانده به نام دولت ویشی فرانسه اداره شد.

در حالی که آلمان نازی و ایتالیا درگیر نبرد فرانسه بودند؛ شوروی توانست با انتخابات نمایشی برخی کشورهای منطقه بالتیک را ضمیمه خاک خود کند. اگر چه آلمان نازی و شوروی روابط نسبتاً خوبی با هم داشتند اما نفوذ شوروی در حوزه بالتیک و حمله به کشورهای شمال اروپا بدون هماهنگی با طرف دوم ناقض پیمان مولوتف-ریبنتروپ بود و این آغاز سردی در روابط آلمان و شوروی بود.

در تابستان ۱۹۴۰ در غرب اروپا لوفت‌وافه، نیروی هوایی آلمان نازی درگیر جنگ هوایی با نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا بود و آلمان سعی داشت تا یک عملیات آبی-خاکی (عملیات شیر دریایی) ترتیب داده و انگلستان را شکست دهد، اما تحرکات شوروی در شرق باعث نگرانی هیتلر شده بود.

بمبارانهای لندن و شهرهای بریتانیا[ویرایش]

نوشتار اصلی:نبرد بریتانیا

در ابتدای تهاجم آلمانها به جزیره بریتانیا در ۱۹۴۰ حملات هواپیماهای آلمانی متوجه مراکز نظامی بود و بر اثر شدت و انبوهی حملات می‌رفت که پایان کار بریتانیا فرا برسد، اما با حیله چرچیل با دستوری مبنی بر حمله هوایی به شهر برلین و دیگر شهرهای آلمان به جای مراکز نظامی، سعی در تحریک آلمان به تلافی و کم کردن فشار متمرکز بر فرودگاه‌های نظامی خود کردند، این ترفند جواب داد و آلمانها به تلافی بمباران شهرها شروع کردند.

شب هفتم سپتامبر نخستین حمله توسط ۴۰۰ بمب افکن آلمانی علیه شرق لندن انجام شد. طی این حمله ۶۰٪ شهر لندن ویران شد. ساعت پنج بعدازظهر نخستین حمله با ۳۲۰ بمب افکن انجام شد ساعت هشت شب موج حمله دوم شروع و سپس موج سوم تا ساعت ۵ صبح روز بعد ادامه یافت حدود ۸۴۲ نفر کشته و ۲۳۴۷ نفر مجروح شدند لوفت وافه ۵۷ شب پیاپی لندن را بمباران کرد و دامنه این بمباران‌ها به سایر شهرهای انگلیسی نیز کشیده شد و خردکننده‌ترین آن‌ها علیه شهر کاونتری و سپس لیورپول و منچستر بود شب ۱۴ نوامبر کاونتری بمباران شد روز بعد لندن مورد بمباران لوفت وافه قرار گرفت. از ۱۹ تا ۲۲ نوامبر سه حمله متوالی صورت گرفت نزدیک هشتصد نفر دیگر در این حملات کشته و هزار نفر نیز مجروح شدند در آخرین هفته نوامبر و آغاز ماه دسامبر فشار حملات متوجه بنادر شد. بریستول و ساوت همپتون و لیورپول به سختی بمباران شدند پس از آن شهرهای صنعتی مانند پلیموث و شفیلد و منچستر و گلاسکو بمباران شدند.

در سال ۱۹۴۰ ایتالیا عملیات نظامی در آفریقا را آغاز کرد و توانست در نخستین گام سومالی را که جزئی از مستعمره‌های انگلستان بود به تصرف درآورد و پس از آن از طریق لیبی به مصر حمله کرد. در آسیا هم ژاپن توانست محاصره چین را با شدت بیشتری اجرا کند و چند پایگاه نظامی فرانسه و انگلستان را در جنوب شرق آسیا هندوچین را تصرف کند.

در طول جنگ‌های اروپا و شرق آسیا ایالات متحده آمریکا همچنان بی‌طرفی خود را در ظاهر حفظ کرد اما قانون بی‌طرفی که در آن کشور تصویب شده بود توسط فرانکلین دلانو روزولت رئیس‌جمهور آمریکا نقض شد وی در چند مورد کمک‌های مالی و تدارکات از دریا به انگلستان انجام داد و پس از شکست فرانسه دستور تقویت نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا را صادر کرد، از طرف دیگر یک سری تحریم اقتصادیها را علیه ژاپن به تصویب رساند، این در حالی بود که اکثر مردم آمریکا تا پایان سال ۱۹۴۱ و حادثه حمله به پرل هاربر مخالف هر گونه دخالت نظامی کشورشان در جنگ بودند.

در پایان سپتامبر ۱۹۴۰ پیمان سه جانبه‌ای میان آلمان، ایتالیا و ژاپن منعقد شد. هر سه کشور اعلام کردند که هر کشوری به جز اتحاد جماهیر شوروی در حوزه نفوذ آن‌ها وارد شود با پاسخ هر سه کشور روبرو خواهد شد. پس از انعقاد این پیمان رومانی که در جریان رشته حمله‌های شوروی به شرق و شمال اروپا بخشی از خاک خود را از دست داده بود از شوروی خواست که خاک اشغال شده رومانی را ترک کنند که با پاسخ منفی شوروی روبرو شد.

ایالات متحده همچنان به‌طور نسبی از متفقین حمایت می‌کرد به نحوی که به محافظت از ناوگان دریایی انگلستان می‌پرداخت و در یک مورد در اقیانوس اطلس شمالی با واکنش ناوگان نیروی دریایی آلمان روبرو شد.

در نوامبر ۱۹۴۰ و در پی واکنش شوروی به خواسته رومانی، سه کشور مجارستان، اسلواکی و رومانی به متحدین پیوستند. این کشورها نقش پررنگی در حمله به شوروی داشتند.

در خاورمیانه، عراق به حمایت از متحدین پرداخت که باعث شد آن کشور توسط نیروهای انگلیسی اشغال شود. آلمان و متحدینش سعی کردند از طریق هوایی و از مسیر سوریه به عراق کمک‌رسانی کنند که این امر با شکست مواجه شد.

در این دوره نبردناو بیسمارک توسط نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا غرق شد و این ضربه سنگینی به نفوذ آلمان نازی در آب‌های شمال اروپا به‌شمار می‌رفت.

در آسیا نیز عملاً جنگ میان چین و ژاپن در سال ۱۹۴۰ به بن‌بست رسیده بود.

ایتالیا در اکتبر ۱۹۴۰ به آلبانی و یونان حمله کرد که این حمله با مقاومت بریتانیا با شکست روبرو شد. در دسامبر ۱۹۴۰ نیروی زمینی ارتش انگلستان ضد حمله‌ای علیه مواضع نیروهای ایتالیایی در شمال آفریقا ترتیب دادند. همچنین چرچیل دستور تقویت نیروی دفاعی در یونان را داد، از طرف دیگر هیتلر دستور کمک به نیروهای ایتالیایی را صادر کرد و در اولین گام چتربازان نیروی هوایی آلمان در بهار مه ۱۹۴۱ در یونان عملیات خود را با آغاز کردند که آلمان توانست یونان و جزیره کرت را علی‌رغم مقاومت یونانیها و حمایت بریتانیا ولی با موفقیت اشغال کند. هم‌زمان نیروی کمکی به فرماندهی ژنرال رومل به لیبی و شمال آفریقا فرستاده شد و متحدین توانستند مناطق از دست رفته در شمال آفریقا را بار دیگر بدست آورند.

در بهار، آوریل ۱۹۴۱ در بالکان یوگسلاوی با سیاست بریتانیا در پادشاهی صربستان، بلگراد که متحد هیتلر شده بود، شورش کودتای افسران ملی‌گرای صرب علیه آلمان انجام شد، آلمانها با اعزام نیرو و در اتحاد با متحدان خود، صربها را بعد از جنگی ۱۲ روزه شکست داده و یکماهه بلگراد یوگسلاوی را تصرف کردند؛ این عمل باعث تکه‌تکه شدن استانهای یوگسلاوی و ضمیمه شدن مناطق کرواسی و بوسنی آن به آلمان و تشکیل گروه‌های شبه نظامی متعصب کرووات و صرب و جنگ‌های خونین قومی شد. همچنین تشکیل پارتیزان‌های کمونیست مارشال تیتو که تا پایان جنگ در برابر آلمانها مقاومت شدیدی کردند.

سیاست لبنسراوم[ویرایش]

متفقین بر این عقیده بودند که همانگونه که هیتلر در کتاب نبرد من، اعتقاد خود را مبنی بر اینکه مردم آلمان نیاز به لبنسراوم (زمین و مواد اولیه) دارند و اینکه باید آن را از شرق تأمین کنند، اکنون وی در حال اجرای این سیاست است. از طرف دیگر موافقان هیتلر، بر این نکته تأکید داشتند که منظور آدولف هیتلر از فضای حیاتی در شرق اروپا، لهستان بوده و در مورد شوروی بهره‌برداری صلح‌جویانه و از طریق روابط دوجانبه مانند روابط اقتصادی آلمان نازی و شوروی بوده‌است؛ و حمله آلمان نازی به شوروی را پیشدستانه و به دلیل آنچه نقض پیمان مولوتف-ریبنتروپ از طرف شوروی گفته می‌شود، صورت گرفته‌است.

جنگ جهانی می‌شود[ویرایش]

روند جنگ در اروپا به نحوی پیش رفت که آلمان نازی و متحدانش تصمیم به حمله پیشدستانه به شوروی گرفتند. نام عملیات حمله به شوروی نبرد بارباروسا نهاده شد. این عملیات با مشارکت عمده آلمان نازی، ایتالیا، رومانی، فنلاند و سایر متحدین علیه شوروی انجام پذیرفت. شوروی روابط خوبی با متحدین داشت این کشور از یک سو پس از حمله ژاپن به شوروی و مغولستان توانسته بود به یک توافق خوب با ژاپن برسد، از سوی دیگر در چهارچوب پیمان مولوتف-ریبنتروپ روابط مطلوبی با آلمان نازی داشت، اما بهانه متحدین برای نبرد با شوروی، قصد شوروی برای حمله به آلمان و عدم رعایت پیمان مولوتف-ریبنتروپ از سوی شوروی و تجاوز به کشورهای شمال و شرق اروپا از جمله فنلاند و رومانی بدون اطلاع قبلی به طرف آلمانی بود.

نبرد شوروی[ویرایش]

سربازان آلمانی در نبرد استالینگراد

نبرد شوروی و آلمان نازی به‌طور حتم خسارت‌های فراوانی از لحاظ تجهیزات و نیروی انسانی به هر دو طرف وارد کرد و گستره جنگ عملاً بسیار فراتر از حد پیشین شد. در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ آلمان با حمله سریع برق آسا با زرهی و تانک ابتدا با اشغال نیمه شرقی لهستان و از دو محور به خاک کشور شوروی حمله کرد. در محور اول جمهوریهای بالتیک تصرف شده و شهر لنینگراد محاصره شد. در محور دوم هم ارتش شوروی شکست خورده با اسیرهای فراوان متلاشی شد و اسمولنسک و بلاروس اشغال شد و آلمانها تا دروازه‌های مسکو پیش رفتند، با این حال فرماندهی آلمان در اواسط ماه اوت تصمیم به تعلیق حمله نهایی به مسکو گرفت اما برای پرهیز از قیچی شدن از پهلو، تصمیم بر آن شد نیروهای زرهی و پیاده آلمان تقسیم شده نیمی به جنوب به سمت اوکراین حرکت کنند. در نبرد کیف چهار لشکر از ارتش شوروی کاملاً از بین رفتند و شهر کیف و مناطق وسیعی از دشتهای پهناور اوکراین به دست نیروهای آلمان نازی تا شبه جزیره کریمه و روستوف تصرف شد.
سیاست کلی شوروی دفاع اولیه در تابستان و کشاندن جنگ به فصل زمستان بود. زمین در برابر زمان. در ماه ژوئیه انگلستان درمانده که به شوروی، دشمن جدید آلمان نازی، انعقاد تفاهمنامه همکاری دوجانبه را پیشنهاد کرده بود، این تفاهمنامه با استقبال سریع شوروی مواجه شد. نتیجه این تفاهمنامه در نخستین گام در اوت اشغال نظامی ایران برای ارسال تدارکات به شوروی بود. در پاییز هوا بسیار سرد و بوران شد. پس از حدود دو ماه نبرد سنگین نیروهای آلمانی به حومه مسکو رسیدند. شوروی که از جانب شرق آسیا ژاپن خیالش آسوده شده بود، نیروهای لشکرهای سیبریایی خود را به جبهه غربی و دفاع مسکو کشاند. در دسامبر ۱۹۴۱ ارتش آلمان حمله‌ای گسترده برای فتح مسکو ترتیب داد که با دفاع موفق نیروهای شوروی مواجه شد. پس از آن آلمان یک چهارم کل نیروهای خود در غرب اروپا و شمال آفریقا را به جبهه شرق اروپا منتقل کرد.

اشغال ایران در جنگ جهانی دوم[ویرایش]

در روز ۳ شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب، از زمین و هوا به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند و به سمت تهران آمدند. ارتش ایران به سرعت متلاشی شد. رضاشاه ناچار به استعفا شد. متفقین با انتقال سلطنت به پسر و ولیعهد او -محمدرضا- موافقت کردند. پس از اشغال، بلافاصله راه‌آهن سراسری ایران برای انتقال کمک‌های نظامی به پشت جبهه شوروی مورد استفاده قرار گرفت.
ایران که در آغاز جنگ بی‌طرفی خود را اعلام کرده بود نهایتاً در ۱۷ شهریور ۱۳۲۲ به آلمان نازی اعلان جنگ داد. هدف اصلی ایران از اعلان جنگ پیوستن به اعلامیه ملل متحد و شرکت در کنفرانس‌های صلح پس از جنگ بود. پس از اتمام جنگ، ارتش بریتانیا ایران را ترک کرد ولی نیروهای نظامی ارتش آمریکا و ارتش شوروی، همچنان در ایران باقی‌ماندند، که به تشکیل دو حکومت خودمختار و کوتاه‌مدت جمهوری مهاباد و حکومت فرقه دموکرات در آذربایجان انجامید.
دولت آمریکا در دسامبر ۱۹۴۱ به ژاپن اعلان جنگ داد و کشور ایالات متحده در این مرحله رسماً و عملاً با آلمان و ژاپن و ایتالیا وارد جنگ و جنگ از محدودهٔ اروپا خارج شد و جنبه جهانی پیدا کرد. از آن پس عملاً دولت آمریکا نیز به متفقین پیوست. اشغال ایران در جنگ جهانی دوم برای انتقال کمک‌های بریتانیا و آمریکا به شوروی به صورت پل تدارکاتی انجام گرفت. خاک ایران از شمال توسط نیروهای شوروی و از جنوب توسط نیروهای بریتانیایی اشغال شد، و سیل کمک‌های تسلیحاتی از مسیر خلیج فارس با راه‌آهن سراسری بندر شاهپور (بندر امام خمینی) - بندر شاه (بندر ترکمن) به دریایی خزر و بندر آستراخان از رود ولگا و استالینگراد سوی اتحاد شوروی سرازیر شد. ارتش رضاشاه پهلوی که نتوانسته بود در مقابل یورش خارجی مقاومت کند منحل شد و خود شاه توسط بریتانیایی‌ها بازداشت و به آفریقای جنوبی و سپس جزیرهٔ موریس تبعید شد. ارتش انگلیس در ایران با خرید غلات به صورت عمده و ایجاد قحطی مصنوعی بانی مرگ حدود ده ملیون ایرانی شد طاعون در شهرهای ایران فراگیر شد. این قحطی با نام قحطی شهریور ۱۳۲۰ شناخته میشود ‌البته انگلیس هیچ گاه در دادگاه های بین‌المللی محکوم نشد .

بن‌بست در نبرد[ویرایش]

سربازان اسیر شده در جریان حمله ژاپن به فیلیپین

پس از اشغال ایران سیل کمک‌های متفقین به سوی شوروی روانه شده بود؛ این کشور توانست در ۱۹۴۲ موج جدیدی از دفاع مسکو را اجرا کند از سوی دیگر ایالات متحده وارد صحنه نبرد با ژاپن شده بود و شوروی توانسته بود نیروهای متمرکز در شرق را به غرب منتقل کند. آمریکا دارایی‌های ژاپن را بلوک کرده و صادرات نفت به این کشور را متوقف کرد، ژاپن ۸۰ درصد از نفت مورد نیاز خود را از ایالات متحده آمریکا تأمین می‌کرد و این روند تقریباً شکست ژاپن بدون انرژی را حتمی نشان می‌داد. ژاپن به اجبار به کشورهای جنوب شرق آسیا مالزی و اندونزی و برمه یکی پس از دیگری و به امید به دست آوردن منابع بیشتر انرژی حمله می‌کرد.
در فوریه ۱۹۴۲ ژاپن به‌ناچار به فیلیپین متحد آمریکا و سنگاپور پایگاه بریتانیا حمله کرد و در این حملات توانست بیش از ۸۰٬۰۰۰ سرباز متفقین را اسیر کند. در پی این حمله ۲۲ کشور طی بیانیه‌ای که به منشور آتلانتیک معروف گشت[نیازمند منبع] به ژاپن اعلان جنگ دادند در طرف مقابل کشورهای متحد نیز به کشورهای متفق اعلان جنگ کردند در این بین شوروی به پیمان صلح با ژاپن پایبند ماند.

انگیزه ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم[ویرایش]

بمب‌افکن آمریکایی B-17
سرباز آمریکایی در جنگ جهانی دوم - ژوئن ۱۹۴۲

ایالات متحده آمریکا در فاصله بین دو جنگ جهانی یعنی ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۹ در یک بحران فزاینده اقتصادی به سر می‌برد[نیازمند منبع]، اما دولت آمریکا و صاحبان صنایع این کشور چرخ صنایع خود را در مسیر تولید صنایع نظامی به حرکت درآوردند[نیازمند منبع]، به‌طوری‌که در طول جنگ دوم جهانی در اروپا، مصرف سلاح‌های آمریکایی مانند هواپیما، کشتی جنگی و تجارتی، توپ و تانک درجنگ باعث رونق صنایع و اقتصاد آمریکا شد[نیازمند منبع]. از آنجا که کشورهای اروپایی مانند بریتانیا و شوروی با محدودیت منابع ارزی و طلا برای خرید اسلحه از آمریکا روبرو بودند، با تلاشهای دیپلماتیک چرچیل، دولت روزولت رئیس‌جمهور آمریکا که در ابتدای جنگ اعلان بی‌طرفی کرده بود در ۱۱ مارس ۱۹۴۱ قانونی از کنگره آمریکا به نام قانون وام و اجاره (به انگلیسی: The Lend Lease Act) به تصویب رسانید. طبق این قانون آمریکا می‌توانست تسلیحات یا تجهیزات پشتیبانی را به صورت وام یا اجاره در اختیار دولتهای متفق قرار دهد و پس از پایان جنگ آن‌ها را پس بگیرد. روزولت استدلال کرده بود که هنگامی که خانه همسایه آتش گرفته‌است، می‌توان شلنگ آتش‌نشانی را به او امانت داد. به دنبال حمله ناگهانی ارتش آلمان نازی به روسیه در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ و پیشرفت سریع ارتش آلمان به سمت مسکو، لنینگراد و استالینگراد و اعلان جنگ میهنی در روسیه بر ضد تجاوز آلمان نازی، چرچیل نخست‌وزیر وقت بریتانیا با روزولت در عرشه کشتی «شاهزادهٔ ولز» (به انگلیسی: Prince of Wales) ملاقات کرد و ضمن محکوم کردن تجاوز به شوروی، روس‌ها را به کمک آمریکا امیدوار ساخت. چرچیل از ایجاد مزاحمت زیردریایی‌های آلمانی برای کشتی‌های تجاری آمریکا برای تشویق آمریکا به پیوستن به متفقین استفاده زیادی کرد.

حمله ژاپن به پایگاه نیروی دریایی ایالات متحده در پرل هاربر هاوایی در اواخر سال ۱۹۴۱، سبب وارد شدن خسارات سنگین به نیروی دریایی آمریکا مستقر در این جزیره گردید و باعث شد که ایالات متحده در دسامبر ۱۹۴۱ به ژاپن اعلان جنگ دهد و در اقیانوس آرام و جزایر شروع به جنگ هوایی و دریایی با ژاپن نمود. از این تاریخ، ایالات متحده رسماً و عملاً با ژاپن، آلمان و ایتالیا وارد جنگ شد. به این ترتیب جنگ از محدودهٔ اروپا خارج شد و جنبه جهانی پیدا کرد.

در سال ۱۹۴۲ در پی بن‌بست ایجاد شده در نبردها در اوج پیشرویهای آلمان و متحدینش، در جبهه غرب اروپا که بریتانیا محاصره شده و جنگ دریایی و زیردریاییها به ناوگان کمکهای ارسالی از آمریکا به انگلیس در جریان بود، در جبهه جنوب هم آلمان و ایتالیا در شمال آفریقا موفق بودند، در جبهه شرق نیز آلمانها نیمی از شوروی را فتح کرده بودند ولی در دروازه‌های مسکو متوقف شده بودند. از آنجاییکه به روسها از مسیر ایران-ولگا کمک تدارکاتی می‌شد بنابراین هیتلر دستور حمله به جنوب شوروی قفقاز را صادر کرد. نیروهای آلمان در تابستان ۱۹۴۲ در دو ستون یکی به شرق یعنی شهر استالینگراد در ساحل رود ولگا و دیگری به جنوب به قفقاز و چاه‌های نفتش حمله نمودند. بعد از چند ماه جنگ نفسگیر آلمانها توانستند وارد شهر استالینگراد شده ولی روسها خانه به خانه مقاومت سختی کردند، در پاییز سرد پس آلمانها حمله نهایی در استالینگراد را انجام دادند اما روسها مقاومت کرده سپس آماده ضدحمله شدند و با انبوه نیروهایشان بروش گازانبری به دو طرف جبهه آلمانها که رومانیاییهای ضعیف بودند حمله‌ور شدند و با شکست آنها، توانستند آلمانها را در درون شهر استالینگراد محاصره نمایند؛ محاصره یکماهه آلمانها و پایان غذا و سلاح و تضعیف روحیه و ناتوانی ارسال تدارکات کمک زمینی و هوایی به محاصره شدگان همگی باعث شد تا در پایان ژانویه ۱۹۴۳ بالاخره آلمانها تسلیم شوند. این اولین و مهم‌ترین شکست آلمانها بود. نبرد استالینگراد بیش از ۲۵۰ هزار کشته برجای نهاد و ۹۰ هزار آلمانی اسیر شدند، سپاه ششم آلمان معادل یک سوم نظامیان آلمانی از بین رفت. هم‌زمان نیروهای آلمانی در قفقاز نیز عقب‌نشینی نموده بازگشتند.

در آسیا ژاپن که کل برمه را فتح کرده بود؛ در جنگلهای انبوه و پر باران گرمسیری در جنگ با بریتانیا به پایگاه‌های بریتانیا در شرق هند و بنگلادش نیز حمله نمود که جنگی سخت و مقاومت متفقین را در پی داشت.

جنگ در شمال آفریقا و خاورمیانه[ویرایش]

ژنرال اروین رومل فرمانده نیروهای متحد در شمال آفریقا

در آفریقا آلمان برای کمک به ایتالیا؛ ژنرال اروین رومل در فوریه ۱۹۴۱ را با ادوات زرهی ناکافی به شمال آفریقا لیبی فرستاد. متفقین که کلیدهای رمز آلمان و ایتالیا را کشف کرده بودند به هر کاروان تدارکاتی به سرعت با هواپیماها از جزیره مالت حمله‌ور می‌شدند. ابتدای پیاده شدن نیروهای رومل در آفریقا به پیروزی‌های در مقابل بریتانیایی‌ها دست یافت، مالت درهم کوبیده شد و بنغازی و بندر طبرق بسختی فتح شد. اما در اواخر سال ۱۹۴۱ و اوایل سال ۱۹۴۲ که سوخت کافی به نیروهای وی رسیده بود، رومل با یک حمله برق آسا در ظرف یک هفته، سیصد مایل پیشروی کرد و از مرز مصر گذشت، ولی در ایستگاه راه‌آهنی کوچک به نام «العلمین» متوقف شد. این به آن دلیل بود که این موقعیت باریکه‌ای بود بین دریای مدیترانه در شمالش و باتلاق شنهای روان در جنوبش. توقف آلمانی‌ها در «العلمین» فرصتی به بریتانیا داد تا نیروهای خود را تجدید کند، ژنرال برنارد لاو مونتگومری به فرماندهی سپاه هشتم بریتانیا منصوب شد. نیروهای بریتانیا آماده ضد حمله به آلمانی‌ها شدند. نخستین جنگ رومل و مونتگومری به «جنگ علم حلفا» مشهور شد. نیروهای رومل نمی‌توانستند از سد آتش توپخانه انگلیسی‌ها بگذرند. در ضمن بیشتر سوخت ارسالی به آفریقا به قعر دریا رفته بود. رومل تقاضای کمک سریع کرد، ولی این کمک هرگز به وی نرسید چون به جبهه شرق نبرد با شوروی می‌رفت. مونتگومری در ۲۳ اکتبر، ضد حمله خود را با آتش شدید توپخانه آغاز کرد. این «نبرد دوم العلمین» بود که کار تانکها و زرهی آفریکا کورپس رومل را یکسره کرد. غرق شدن چهار کشتی حامل بنزین در بندر «طبرق» سبب شد تا باقی‌مانده نیروی زرهی رومل نیز از کار بیفتد. فاجعه دیگر زمانی رخ داد که نیروهای آمریکایی در مراکش و الجزایر در پشت سر مسیر عقب‌نشینی رومل پیاده شدند. نیروهای آلمان و ایتالیا در شمال آفریقا که ۹۱ هزار نفر بودند تا ماه مه سال ۱۹۴۳ تسلیم شدند. این دومین شکست و تسلیم آلمانها بود. در نوشته‌های رومل که پس از مرگش چاپ شده‌است، این جمله به چشم می‌خورد:

از دلاورترین مردان، بدون اسلحه کاری ساخته نیست، اسلحه بدون مهمات به هیچ دردی نمی‌خورد و در جنگ متحرک از اسلحه و مهمات کاری بر نمی‌آید، مگر وسیله نقلیه و سوخت کافی برای جابه جایی آن‌ها وجود داشته باشد.

در ۱۹۴۳ نیروهای متفقین آمریکا و بریتانیا و استرالیا و نیوزلند به، زیرشکم نرم تمساح، به ایتالیا حمله نمودند. ابتدا جزیره سیسیل فتح شد سپس به خاک اصلی جنوب ایتالیا حمله شد. موسولینی که با نارضایتی و مخالفتهای بسیار در داخل کشور مواجه شده بود توسط پادشاه برکنار وبا کودتای ارتش علیه موسولینی برکنار شد و در قلعه‌ای بالای کوه زندانی گردید. دولت جدید بلافاصله با متفقین اعلان تسلیم نمود. آلمانها در پی این اقدام ایتالیاییها با اعزام نیرو، شمال ایتالیا را تا رم اشغال نمودند. در پی جنگ‌های سخت مخصوصاً حملات هوایی سهمگین متفقین و شکست نهایتاً عقب‌نشینی آلمانها، شهر رم نیز فتح شده و فقط شمال ایتالیا در دست آلمان و موسولینی که توسط کماندوهای آلمانی آزاد شده بود باقی‌ماند.

در جبهه شرق ۱۹۴۳ در شوروی در کورسک، آلمانها برای آخرین بار حمله عظیم و سختی با زرهی تانک فراوان را علیه شوروی شروع نمودند که با ضدحمله انبوه و سهمگین تانکهای شوروی مواجه شد که بعد از چند روز نبرد شدید عاقبت آلمانها در نبرد تانکها زرهی شکست خورده و با تلفات بسیار زیاد عقب نشستند. آلمان بعد از این شکست، گاردش باز شد و شوروی بسوی مناطق اشغالی کشور حمله نمود و یکی پس از دیگری آن‌ها را آزاد نمود.

در جبهه غرب اروپا نیز نیروی هوایی آمریکا و بریتانیا کماکان با بمبارانهای سهمگین و کوبنده ضمن برتری هوایی بر آلمان، شهرها و کارخانجات و راه‌های ارتباطی آلمان را ویران می‌نمودند. در اقیانوس اطلس نیز جنگ زیردریاییهای آلمانی با ناوگان آمریکا و بریتانیا بسختی پیگیری می‌شد اما با برتری فناوری متفقین و دستگاه‌های سونار، آن‌ها توانستند پیروز نبردها باشند.

در اقیانوس آرام نیز ژاپن وآمریکا بسختی در نبرد بودند اما آمریکا با انبوه بمبارانهای سنگین برتری هوایی در جنگ‌هایی مانند میدوی و جزایر سلیمان و سایپان بر ژاپن مسلط بود و به سرزمین اصلی و جزیره اوکیناوا حمله‌ور شد.

در ۱۹۴۴ جنگ کاملاً عیله متحدین به پیش رفت. در اروپا از شرق، شوروی با پس‌گیری مناطق کشورش به کشورهای رومانی بلغارستان لهستان مجارستان چکسلواکی یورش برد. در بالکان یوگسلاوی پارتیزانهای صرب اسلاو به فرماندهی مارشال تیتو با کمک ارتش سرخ کمونیستی توانستند آلمان و متحدانش را شکست داده و از کشور بیرون برانند. آلمانها در بوداپست مجارستان مقاومت سختی نشان دادند اما عاقبت شکست خورده و ارتش شوروی با عبور از رود دانوب بسوی اتریش و سپس خاک آلمان پیشروی کرد. هم‌زمان در غرب اروپا نیز متفقین آمریکا و بریتانیا در روز دی به صورت عملیات آبی-خاکی در نورماندی سواحل غرب فرانسه پیاده شدند و حمله و پیشروی زمینی را در فرانسه و بلژیک و هلند انجام دادند، آلمانها در جنگل آردن و بلژیک ضدحمله بالگ را انجام دادند که در نهایت ناموفق بوده و متفقین با عبور از رود راین به خاک آلمان پیشروی نمودند.

در ابتدای ۱۹۴۵ ارتش سرخ شوروی از چند محور لهستان و اتریش و چک به شهر برلین پایتخت آلمان حمله نمودند هرچند آلمانها مقاومت دلیرانه نشان دادند اما سرانجام شکست خورده و ساختمان‌های دولتی از جمله رایشستاگ مجلس ملی آلمان فتح شد و شرق برلین بدست روسها افتاد. هیتلر خودکشی کرد و دولت باقی‌مانده بلافاصله تسلیم بی‌قید و شرط اعلام کرد. آمریکاییها هم از سمت غرب به برلین رسیده و شهر را اشغال نمودند. بعضی مقامات خودکشی و بقیه به اسارت درآمدند.

بمباران‌ها[ویرایش]

در جنگ جهانی دوم بمباران‌های بسیاری به وقوع پیوست. مشهورترین این بمباران‌ها در اینجا ذکر شده‌است:

بمباران توکیو[ویرایش]

بمبارانهای سنگین و پیاپی شهر توکیو پایتخت ژاپن توسط بمب افکنهای آمریکایی بشدت هولناک و ویرانگر و موجب آتش‌سوزیهای گسترده در شهر شد که تلفات بسیار و خرابیهای فراوان داشت.

بمباران درسدن[ویرایش]

از ۱۳ فوریه تا ۱۵ فوریه ۱۹۴۵ (۲ماه قبل از پایان جنگ) در حالی که پیروزی متفقین قطعی می‌نمود، برای کمک به پیشرفت سریع‌تر نیروهای شوروی که از شرق به سوی آلمان درحال پیشروی بودند، بمب‌افکن‌های سنگین نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا و نیروی هوایی ایالات متحده بیش از ۳۹۰۰ تُن بمب متعارف و آتشزا بر روی شهر درسدن فرو ریختند. شدت آتش‌سوزی به حدی بود که آسفالت خیابان‌ها نیز ذوب شد. آمار دقیقی از تعداد کشته شدگان در دسترس نیست، اما طبق تحقیقات اخیر، رقم کشته شدگان، بین ۲۴٬۰۰۰ تا ۴۰٬۰۰۰ نفر غیرنظامی تخمین زده می‌شود. منابع آلمانی آمار بیشتری داده و مدعی اند که به دلیل حضور آوارگان پناهندگان نواحی شرقی آلمان در درسدن پس آمار بسیار بیشتر تا ۴۰۰ هزار نفر نیز بالغ می‌شود.[۲۲]

درسدن بعد از بمباران

بمباران اتمی هیروشیما[ویرایش]

نوشتار اصلی:بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی

این بمباران یکی از بدترین حوادث جنگ بود. این بمباران اتمی در تاریخ دوشنبه، ساعت ۸ و ۱۵ دقیقه روز ۶ اوت ۱۹۴۵ به وقت محلی در شهر هیروشیما توسط آمریکا انجام گرفت و طی آن تعداد زیادی از مردم این شهر در چند ثانیه از بین رفتند. بمب افکن آمریکایی در این حمله یک بمب جدید غیرمتعارف از نوع اتمی به نام «پسر کوچک» را بر روی این شهر فروریخت. انرژی حاصل از این بمب برابر با ۱۶ هزار تن تی ان تی بود و باعث ویرانی کامل شهر هیروشیما و مردم ژاپنی ساکن این منطقه شد. مردمی که از دوردست انفجار این بمب را تماشا می‌کردند می‌گفتند که انگار خورشید دیگری دیده‌اند.

دو سوم ساختمان‌های هیروشیما از جمله کارخانه‌های فولادسازی و صنعتی چون میتسوبیشی در اثر این بمباران نابود شدند. تنها چیزی که از شهر باقی‌ماند ساختمان تالار ترویج صنعتی استانی هیروشیما بود که انفجار، بالای گنبد این بنا رخ می‌دهد و به خاطر قرار گرفتن در کانون مرکزی انفجار، کاملاً ویران نشد. دو روز بعد از این حمله اتحاد جماهیر شوروی به امپراتوری ژاپن اعلان جنگ کرد و جزایر کوریل را اشغال نمود.

هیروشیما بعد از انفجار بمب اتم

بمباران اتمی ناکازاکی[ویرایش]

نوشتار اصلی:بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی

سه روز بعد از بمباران هیروشیمای ژاپن، دومین بمب اتم آمریکا روی شهری دیگر از ژاپن به نام ناکازاکی انداخته شد. آسیبهای وارده به هیروشیما به مراتب بیشتر از این شهر ناکازاکی بوده‌است چرا که هیروشیما شهری صاف بوده و تشعشعات هسته‌ای تمام شهر را درنوردید ولی ناکازاکی حالتی داشت که شهر در میان دو دره تقسیم شده بود و نصف شهر در یک دره و نصف دیگر در دره مجاور قرار داشت و با رهاسازی بمب هسته‌ای در یکی از دره‌ها بخش دیگر شهر که در دره دیگر قرار داشت به مراتب آسیب کمتری دید.

بدین ترتیب در تاریخ پنجشنبه ۹ اوت ۱۹۴۵ میلادی، بمب دیگری به نام «مرد چاق» (به انگلیسی: Fat Man) بر روی شهر ناگازاکی انداخته شد.

پس از نابودی شهر ناکازاکی، ژاپن مجبور به تسلیم بی‌قید و شرط شد در حالیکه هنوز مناطقی را در جنوب‌شرق آسیا در تصرف داشت.

ابر قارچ تشکیل شده از انفجار بمب

بمباران فرانسه[ویرایش]

چیزی که باعث شهرت این بمباران‌ها شد این بود که این بمباران‌ها نه توسط نیروی هوایی آلمان (لوفت وافه)، بلکه توسط نیروی هوایی انگلستان به عمل می‌انجامید. البته انگلستان این بمباران‌ها را بعد از تصرف فرانسه برای نابودی نیروهای آلمانی مستقر در خاک فرانسه انجام می‌داد اما بسیاری معتقدند که این بمباران‌ها جنایت جنگی انگلستان برای انتقامگیری از مردم نژاد ژرمن مخصوصاً فاجعه درسدن انجام شده‌است. بعضی می‌گویند انگلستان به متحد خود شوروی خیانت کرده‌است تا در تصاحب کارخانجات نظامی و غنایم دست برتر داشته باشد.

بمباران لندن[ویرایش]

این بمباران بلافاصله پس از اشغال فرانسه و تشکیل دولت ویشی آغاز شد. هرمان گورینگ ریس کل نیروی هوایی آلمان به هیتلر اطمینان داده بود که به سرعت نیروی هوایی سلطنتی را نابود خواهد کرد و زمینه را برای انجام عملیات زمینی علیه انگلیس فراهم می‌کند. در ابتدا اهداف لوفت وافه فرودگاه‌ها مراکز نظامی پل‌ها و واحدهای صنعتی بود. این حملات با مقاومت سرسختانه نیروی هوایی سلطنتی مواجه شد و موجب از دست رفتن بسیاری از جنگنده‌های شکاری لوفت وافه شد. پس از حملات نافرجام آلمان تکنیک خود را عوض کرد و به بمباران‌های بی هدف و سنگین در نیم شب روی آورد. هیتلر می‌گوید: آنها وقتی ببیند شهرهایشان خاکستر شده تسلیم خواهند شد. از شدت این حملات در ۱۹۴۱ و هنگامی که آلمان به شوروی یورش برد کاسته شد.

اشتباهات جنگی آلمان و دیگر متحدین[ویرایش]

بزرگ‌ترین اشتباهات آلمان:[نیازمند منبع]

  • توقف ۴۸ ساعته دونکرک به دستور هیتلر.
  • داشتن متحدان ضعیف مثل ایتالیا، هیچ کمکی برای آلمان نبود حتی مزاحم و دردسر بود، دخالتهای ایتالیا در لیبی و آلبانی و یونان و سرانجام درون ایتالیا، همگی ناتوانی و محتاج به کمک آلمان بود. همچنین رومانی که که ضعیف و غیرمطمئن بود، رومانیایی‌ها در شکست استالینگراد در جناحین جبهه مقصر اصلی بودند و در جبهه‌های جنگی کم دفاع و سازشکار بودند.
  • توقف بمباران فرودگاه‌های نظامی انگلستان و به جای آن‌ها هدف قرار دادن لندن به دستور هرمان گورینگ در طی نبرد بریتانیا.
  • اتکای بیش از حد آلمان‌ها به انیگما و شکسته شدن رمز انیگما توسط آلن تورینگ [نیازمند منبع] و آشکار شدن تمام[نیازمند منبع] پیام‌های متحدین برای متفقین، نقش عمده‌ای در شکست متحدین داشته‌است.
  • ورود ارتش عظیم آمریکا با نیروی هوایی و زرهی و تدارکات فراوانش به جنگ اروپا.
  • سرویس‌های قوی اطلاعاتی شوروی (ارکستر سرخ) و بریتانیا (ام آی سیکس) که تقریباً در همه زمینه‌های آلمان اعم از جنگی و غیره نفوذ جاسوسی موفق داشتند درحالیکه آلمانها در مقابل هیچگاه موفق نبودند.
  • نداشتن سوخت. آلمان هیچ دسترسی بر منابع نفتی انرژی نداشت؛ اندکی ذخایر پلئوئیستی نفتی رومانی بود و البته تلاش برای دستیابی به نفت قفقاز و حتی عراق ایران که همگی ناموفق بود. آن‌ها توسط دانشمندانشان از ذغالسنگ طی فرایند شیمیایی خاص نوعی سوخت بنزین مصنوعی تولید می‌کردند. این مراکز در سال پایانی جنگ مورد بمبارانهای راهبردی سهمگین آمریکا قرار گرفت که نابود شده و ماشین جنگی آلمان فلج شد.
  • آلمان محاصره بود. منابع معدنی مواد اولیه اش اندک و حتی جمعیتش کافی نبود در تدارکات جنگی مضیقه بود؛ در برابر اما شوروی و آمریکا که هر کدام پهناور و ثروتمند خدادادی و پرجمعیت و دارای توان پشتیبانی بالایی بودند.
  • شیوه جنگی آلمان به صورت حمله برق آسا بود هرچند روحیه سلحشوری میهن دوستی و نظم دیسیپلین و نبوغ نظامی فرماندهان داشت؛ ولی این شیوه نظامی برای متفقین هویدا و راه مقابله با آن اتخاذ می‌شد.
  • حملهٔ ژاپن به آمریکا. بسیاری معتقدند که اگر ژاپن به جای حمله به آمریکا به شرق شوروی حمله می‌کرد، شوروی به سرعت از آلمان و ژاپن شکست می‌خورد و نتیجه جنگ تغییر می‌کرد.
  • برهم زدن توافق اولیه با اتحاد جماهیر شوروی و حمله به آن کشور.
  • عدم تمرکز قوا در جبهه‌ها، گستردگی مناطق جنگ که باعث پخش نیروها می‌شد درگیری در چند جبهه.
  • اتکا بیش از حد به نیروی هوایی لوفت وافه.
  • عدم عقب‌نشینی محاصره شدگان در استالینگراد باوجود اصرار فیلد مارشال فن پائولوس.
  • بدست گرفتن هدایت عملیاتی ارتش آلمان از طرف شخص هیتلر بعد از عدم موفقیت نبرد مسکو و برکناری فرماندهان عالی.
  • کمبود امکانات ارتش وافن اس اس. خیلی‌ها معتقدند اگر هیتلر به این ارتش بهای بیشتری می‌داد جنگ جهانی دوم طوری دیگر ورق می‌خورد.[۲۳]
  • فریب خوردن و تأخیر هیتلر در صدور اجازه ارسال واحدهای زرهی جهت مقابله با پیاده شدن نیروهای متفقین در نورماندی و شمال آفریقا الجزایر طی عملیات مشعل.
  • عدم هماهنگی راه‌آهن روسیه و اروپا که باعث شد در رساندن مهمات و آذوقه به مهاجمان در خاک شوروی وقفه به‌وجود آید. (ریلهای روسیه کمی بزرگتر از ریلهای اروپا بود که به همین دلیل این دو خط آهن قابلیت اتصال را نداشتند)
  • نداشتن جاده‌های هموار در روسیه که در زمستان سوزان روسیه به صورت باتلاق درمی‌آمدند که این هم مشکل تدارکات را افزایش می‌داد.
  • رفتار وحشیانه نازی‌ها با مردم سرزمین‌های اشغال شده که در موارد بسیار مانند مردمان حوزه بالتیک و اوکراین، مستقلین را تبدیل به پارتیزان می‌کرد.
  • اشتباه ژاپن در حمله نکردن به شوروی از شرق. هنگامی که ارتش آلمان در ۱۹۴۱ تا دروازه‌های مسکو پیشرفته بود و تمام نیروهای شوروی به دفاع در مقابل ارتش آلمان مشغول بودند. فرصت مناسبی بود تا ارتش ژاپن از شرق به شوروی حمله کند.

پایان جنگ[ویرایش]

کنفرانس تهران با شرکت چرچیل، روزولت و استالین از ۲۸ نوامبر تا ۱ دسامبر ۱۹۴۳ به صورت سری برگزار شد. هدف کلی این کنفرانس توافق دربارهٔ چهره جهان پس از پایان جنگ جهانی دوم بود.

جنگ در اروپا پس از خودکشی آدولف هیتلر و تسلیم آلمان نازی در ۳۰ آوریل، ۱۹۴۵ پایان یافت، اما در آسیا و اقیانوس آرام تا بمباران اتمی هیروشیما (۶ اوت ۱۹۴۵) و ناگازاکی (۹ اوت ۱۹۴۵) و در پی آن تسلیم ژاپن در ۲ سپتامبر، ۱۹۴۵ ادامه یافت.

بمباران اتمی آمریکایی‌ها در دو شهر ناکازاکی و هیروشیما که بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ نفر را در چند ثانیه نابود کرد، از پیامدهای بزرگ منفی این جنگ محسوب می‌شود. این اولین کاربرد سلاح‌های هسته‌ای در تاریخ بشر بود.

تلفات و خسارات جنگ[ویرایش]

نتیجه جنگ جهانی دوم در چهار سالی که از پی آمد، قریب به ۲۷٫۵ میلیون از مردم شوروی را به کام مرگ کشاند،[۲۴][۲۵] یعنی روزی ۱۸ هزار نفر. بیش از پنجاه درصد این کشته‌شدگان خارج از شرایط «عادی» جنگ جان خود را از دست دادند. به جز اینان، ۳ میلیون روس در اردوگاه‌های آلمان و به ویژه در اتاق‌های گاز از پای درآورده شدند(طبق گفته منابع روسی و انگلیسی). در بلاروس یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر کشته شدند و در لنینگراد هم یک میلیون نفر قربانی ۹۰۰ روز محاصره گشتند. حدود پنج میلیون شهروند لهستانی در طول جنگ به دست نیروهای آلمان به‌قتل رسیدند که نزدیک به دو میلیون نفر آنان، غیر یهودی و سه میلیون نفر دیگر از یهودیان مقیم لهستان بودند(البته در مورد تعداد افراد کشته شده در اتاق های گاز هیچ گونه آمار دقیق و قابل استنادی در دست نیست برخی تاریخدانان آن را اغراق بیش از حد میداند) این رقم بیش از ۱۶ درصد جمعیت آن کشور را نسبت به سال ۱۹۳۹ تشکیل می‌داد.[۲۶][۲۷] تلفات آلمان در جنگ جهانی دوم در برخی منابع ۱۰ میلیون نفر اعلام شد که ۳/۳ میلیون نفر آن سرباز و ۶/۷ میلیون آن (تخمینی) افراد غیرنظامی بودند که در بمباران کشته شدند. پس از پایان جنگ اعلام شد که ۱/۳ میلیون تن بمب توسط متفقین بر بسیاری از شهرهای آلمان فرو ریخته شده که نتیجه آن بی‌خانمانی ۸ میلیون آلمانی بود. همچنین ۱۲ میلیون نفر در طول جنگ بر اثر قحطی در چین، ایران، اندونزی، هندوچین، فرانسه و هندوستان جان خود را از دست دادند که این تعداد تلفات، اغلب در آمارهای تلفات جنگ، از قلم افتاده‌اند.[۲۸][۲۹] کل رقم کشته‌شدگان جنگ جهانی دوم که مرگبارترین نبرد تمام تاریخ است، بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون نفر تخمین زده می‌شود(به صورت غیر مستقیم حتی تا ۱۲۰ ملیون نفر هم میرسد).[۳۰]

در پی جنگ جهانی دوم ساختارهای زیربنایی و صنعتی اروپا ویران شده بود. این مسئله باعث ارائهٔ طرح مارشال از سوی آمریکا شد که در نهایت نفوذ و تابعیت اروپای غربی از آمریکا را در دهه‌های بعد در پی داشت. از سوی دیگر تقسیم آلمان و نفوذ شوروی در اروپای شرقی عملاً این قاره را به دو نیمه تقسیم کرد. این تقسیم ریشه‌های آنچه بعدها جنگ سرد نام گرفت را تشکیل داد.

تلفات انسانی جنگ جهانی دوم بر اساس کشورها
کشور جمعیت در سال ۱۹۳۹ درگذشتگان نظامی درگذشتگان غیرنظامی یهودیان درگذشته در جریان هولوکاست مجموع درگذشتگان ٪ درگذشتگان به نسبت جمعیت در سال ۱۹۳۹
آلبانی ۱٬۰۷۳٬۰۰۰ ۲۸٬۰۰۰ ۲۰۰ ۲۸٬۲۰۰ ۲٫۶۳٪
استرالیا ۶٬۹۹۸٬۰۰۰ ۳۹٬۴۰۰ ۷۰۰ ۴۰٬۱۰۰ ۰٫۵۷٪
اتریش ۶٬۶۵۳٬۰۰۰ ۴۰٬۵۰۰ ۶۵٬۰۰۰ ۱۰۵٬۵۰۰ ۱٫۵۹٪
بلژیک ۸٬۳۸۷٬۰۰۰ ۱۲٬۱۰۰ ۴۹٬۶۰۰ ۲۴٬۴۰۰ ۸۶٬۱۰۰ ۱٫۰۲٪
برزیل ۴۰٬۲۸۹٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰ ۲٬۰۰۰ ۰٫۰۰٪
بلغارستان ۶٬۴۵۸٬۰۰۰ ۲۲٬۰۰۰ ۳٬۰۰۰ ۲۵٬۰۰۰ ۰٫۳۸٪
برمه ۱۶٬۱۱۹٬۰۰۰ ۲۲٬۰۰۰ ۲۵۰٬۰۰۰ ۲۷۲٬۰۰۰ ۱٫۱۶٪
کانادا ۱۱٬۲۶۷٬۰۰۰ ۴۵٬۳۰۰ ۴۵٬۳۰۰ ۰٫۴۰٪
جمهوری چین ۵۱۷٬۵۶۸٬۰۰۰ ۳٬۸۰۰٬۰۰۰ ۱۶٬۲۰۰٬۰۰۰ ۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ۳٫۸۶٪
کوبا ۴٬۲۳۵٬۰۰۰ ۱۰۰ ۱۰۰ ۰٫۰۰٪
چکسلواکی ۱۵٬۳۰۰٬۰۰۰ ۲۵٬۰۰۰ ۴۳٬۰۰۰ ۲۷۷٬۰۰۰ ۳۴۵٬۰۰۰ ۲٫۲۵٪
دانمارک ۳٬۷۹۵٬۰۰۰ ۲٬۱۰۰ ۱٬۰۰۰ ۱۰۰ ۳٬۲۰۰ ۰٫۰۸٪
استونی ۱٬۱۳۴٬۰۰۰ ۴۰٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰ ۴۱٬۰۰۰ ۳٫۶۲٪
اتیوپی ۱۷٬۷۰۰٬۰۰۰ ۵٬۰۰۰ ۹۵٬۰۰۰ ۱۰۰٬۰۰۰ ۰٫۶٪
فنلاند ۳٬۷۰۰٬۰۰۰ ۹۵٬۰۰۰ ۲٬۰۰۰ ۹۷٬۰۰۰ ۲٫۶۲٪
فرانسه ۴۱٬۷۰۰٬۰۰۰ ۲۱۷٬۶۰۰ ۲۶۷٬۰۰۰ ۸۳٬۰۰۰ ۵۶۷٬۶۰۰ ۱٫۳۵٪
هندوچین فرانسه ۲۴٬۶۰۰٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ۴٫۰۷٪
آلمان نازی ۶۹٬۶۲۳٬۰۰۰ ۵٬۵۳۳٬۰۰۰ ۱٬۶۰۰٬۰۰۰ ۱۶۰٬۰۰۰ ۷٬۲۹۳٬۰۰۰ ۱۰٫۴۷٪
یونان ۷٬۲۲۲٬۰۰۰ ۲۰٬۰۰۰ ۲۲۰٬۰۰۰ ۷۱٬۳۰۰ ۳۱۱٬۳۰۰ ۴٫۳۱٪
مجارستان ۹٬۱۲۹٬۰۰۰ ۳۰۰٬۰۰۰ ۸۰٬۰۰۰ ۲۰۰٬۰۰۰ ۵۸۰٬۰۰۰ ۶٫۳۵٪
ایسلند ۱۱۹٬۰۰۰ ۲۰۰ ۲۰۰ ۰٫۱۷٪
هند بریتانیا ۳۷۸٬۰۰۰٬۰۰۰ ۸۷٬۰۰۰ ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ ۱٬۵۸۷٬۰۰۰ ۰٫۴۲٪
اندونزی ۶۹٬۴۳۵٬۰۰۰ ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ ۵٫۷۶٪
ایران ۱۴٬۳۴۰٬۰۰۰ ۲۰۰ ۲۰۰ ۰٫۰۰٪
عراق ۳٬۶۹۸٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰ ۰٫۰۳٪
ایرلند ۲٬۹۶۰٬۰۰۰ ۲۰۰ ۲۰۰ ۰٫۰۰٪
ایتالیا ۴۴٬۳۹۴٬۰۰۰ ۳۰۱٬۴۰۰ ۱۴۵٬۱۰۰ ۸٬۰۰۰ ۴۵۴٬۵۰۰ ۱٫۰۲٪
ژاپن ۷۱٬۳۸۰٬۰۰۰ ۲٬۱۲۰٬۰۰۰ ۵۸۰٬۰۰۰ ۲٬۷۰۰٬۰۰۰ ۳٫۷۸٪
کره ۲۳٬۴۰۰٬۰۰۰ ۳۷۸٬۰۰۰ ۳۷۸٬۰۰۰ ۱٫۶٪
لاتویا ۱٬۹۹۵٬۰۰۰ ۱۴۷٬۰۰۰ ۸۰٬۰۰۰ ۲۲۷٬۰۰۰ ۱۱٫۳۸٪
لیتوانی ۲٬۵۷۵٬۰۰۰ ۲۱۲٬۰۰۰ ۱۴۱٬۰۰۰ ۳۵۳٬۰۰۰ ۱۳٫۷۱٪
لوکزامبورگ ۲۹۵٬۰۰۰ ۱٬۳۰۰ ۷۰۰ ۲٬۰۰۰ ۰٫۶۸٪
فدراسیون مالایا (مالزی کنونی) ۴٬۳۹۱٬۰۰۰ ۱۰۰٬۰۰۰ ۱۰۰٬۰۰۰ ۲٫۲۸٪
مالت ۲۶۹٬۰۰۰ ۱٬۵۰۰ ۱٬۵۰۰ ۰٫۵۶٪
مکزیک ۱۹٬۳۲۰٬۰۰۰ ۱۰۰ ۱۰۰ ۰٫۰۰٪
مغولستان ۸۱۹٬۰۰۰ ۳۰۰ ۳۰۰ ۰٫۰۴٪
هلند ۸٬۷۲۹٬۰۰۰ ۱۵٬۸۰۰ ۱۰۹٬۳۰۰ ۱۰۶٬۰۰۰ ۲۳۱٬۱۰۰ ۲٫۶۵٪
نیوفاندلند ۳۰۰٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰ ۱۰۰ ۱٬۱۰۰ ۰٫۳۷٪
نیوزلند ۱٬۶۲۹٬۰۰۰ ۱۱٬۹۰۰ ۱۱٬۹۰۰ ۰٫۶۷٪
نروژ ۲٬۹۴۵٬۰۰۰ ۳٬۰۰۰ ۵٬۸۰۰ ۷۰۰ ۹٬۵۰۰ ۰٫۳۲٪
فیلیپین ۱۶٬۰۰۰٬۰۰۰ ۵۷٬۰۰۰ ۹۰٬۰۰۰ ۱۴۷٬۰۰۰ ۰٫۹۲٪
میکرونزی ۱٬۹۰۰٬۰۰۰ ۵۷٬۰۰۰ ۵۷٬۰۰۰ ۳٫۰۰٪
لهستان ۳۴٬۸۴۹٬۰۰۰ ۱۶۰٬۰۰۰ ۲٬۴۴۰٬۰۰۰ ۳٬۰۰۰٬۰۰۰ ۵٬۶۰۰٬۰۰۰ ۱۶٫۰۷٪
تیمور پرتغال ۵۰۰٬۰۰۰ ۵۵٬۰۰۰ ۵۵٬۰۰۰ ۱۱٫۰۰٪
رومانی ۱۹٬۹۳۴٬۰۰۰ ۳۰۰٬۰۰۰ ۶۴٬۰۰۰ ۴۶۹٬۰۰۰ ۸۳۳٬۰۰۰ ۴٫۲۲٪
سنگاپور ۷۲۸٬۰۰۰ ۵۰٬۰۰۰ ۵۰٬۰۰۰ ۶٫۸۷٪
آفریقای جنوبی ۱۰٬۱۶۰٬۰۰۰ ۱۱٬۹۰۰ ۱۱٬۹۰۰ ۰٫۱۲٪
اتحاد جماهیر شوروی ۱۶۸٬۵۰۰٬۰۰۰ ۱۰٬۷۰۰٬۰۰۰ ۱۱٬۴۰۰٬۰۰۰ ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ۲۳٬۱۰۰٬۰۰۰ ۱۳٫۷۱٪
اسپانیا ۲۵٬۶۳۷٬۰۰۰ ۴٬۵۰۰ ۴٬۵۰۰ ۰٫۰۲٪
سوئد ۶٬۳۴۱٬۰۰۰ ۲۰۰ ۲٬۰۰۰ ۲٬۲۰۰ ۰٫۰۳٪
سوئیس ۴٬۲۱۰٬۰۰۰ ۱۰۰ ۱۰۰ ۰٫۰۰٪
تایلند ۱۵٬۰۲۳٬۰۰۰ ۵٬۶۰۰ ۳۰۰ ۵٬۹۰۰ ۰٫۰۴٪
پادشاهی متحده بریتانیا ۴۷٬۷۶۰٬۰۰۰ ۳۸۲٬۶۰۰ ۶۷٬۸۰۰ ۴۵۰٬۴۰۰ ۰٫۹۴٪
ایالات متحده آمریکا ۱۳۱٬۰۲۸٬۰۰۰ ۴۱۶٬۸۰۰ ۱٬۷۰۰ ۴۱۸٬۵۰۰ ۰٫۳۲٪
یوگسلاوی ۱۵٬۴۰۰٬۰۰۰ ۴۴۶٬۰۰۰ ۵۱۴٬۰۰۰ ۶۷٬۰۰۰ ۱٬۰۲۷٬۰۰۰ ۶٫۶۷٪
مجموع ۱٬۹۶۱٬۹۱۳٬۰۰۰ ۲۵٬۱۹۳٬۷۰۰ ۴۱٬۸۱۵٬۴۰۰ ۵٬۷۵۴٬۴۰۰ ۷۲٬۷۶۳٬۵۰۰ ۳٫۷۱٪

پیامد جنگ[ویرایش]

پس از جنگ، دولت شوروی حکومتهای کمونیست وابسته به مسکو را در کشورهای اروپای شرقی ایجاد کرد که اصطلاحاً بلوک شرق نامیده شدند. شوروی، در کنفرانس پوتسدام توانست آمریکا و بریتانیا را راضی کند تا با ضمیمه ساختن بخش شرقی لهستان به شوروی و ضمیمه ساختن بخش‌هایی از شرق آلمان به لهستان موافقت کنند؛ شوروی‌ها با استفاده از حضور نظامی خود، به دولت در تبعید لهستان، که سهم زیادی در شکل‌دادن نبرد چریکی لهستانی‌ها علیه نازی‌ها داشت، اجازه فعالیت ندادند و دولتی کمونیست وابسته به شوروی را در لهستان بر سر کار آوردند. در مجارستان و رومانی و چکسلواکی و بلغارستان نیز دولتهای کمونیستی دست نشانده متحد شوروی ایجاد گردید. تشکیل دولت کمونیست در یونان هم از اهداف دولت شوروی بود که با پافشاری چرچیل از تسلط کمونیسم بر این کشور جلوگیری شد. سلطه شوروی بر این کشورها تا اواخر سلطه کمونیسم بر شوروی (۱۹۸۹) ادامه داشت. در سال‌های بعد از جنگ جهانی، شوروی‌ها با استفاده از نیروی نظامی، جنبشهای آزادی طلبانه مردم مجارستان و سپس چکسلواکی و در اواخر نیز لهستان را سرکوب کردند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Gilbert 2001, p. 291.
  2. James A. Tyner (3 March 2009). War, Violence, and Population: Making the Body Count. The Guilford Press; 1 edition. p. 49. ISBN 978-1-60623-038-1.
  3. Sommerville 2008, p. 5 (2011 ed.).
  4. "BBC - Tyne - Roots - Non-Jewish Holocaust Victims: The 5,000,000 others". www.bbc.co.uk. Retrieved 27 August 2017.
  5. Sommerville 2008, p. 5.
  6. Barrett & Shyu 2001, p. 6.
  7. The UN Security Council, archived from the original on 24 November 2014, retrieved 15 May 2012
  8. Herman Van Rompuy, President of the European Council (10 December 2012). "From War to Peace: A European Tale". Nobel Lecture by the European Union. Archived from the original on 24 November 2014. Retrieved 4 January 2014. Unknown parameter |coauthors= ignored (|author= suggested) (help)
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ Vaughan Findley، Carter (۲۰۱۱). Twentieth-Century World. Wadsworth Cengage Learning.
  10. Ronald Gray, Hitler and Germans. Cambridge: Cambridge University Press, 1981
  11. Michael Wright, Illustrated History of World War II. London: Reader's Digest Association, 1989.
  12. Shirer, William L, (1960)، The Rise and Fall of the Third Reich، Simon & Schuster، شابک ۰-۶۷۱-۷۲۸۶۸-۷
  13. Adolf Hitler. (2009). In Encyclopædia Britannica. Retrieved April 30, 2009, from Encyclopædia Britannica Online: http://www.britannica.com/EBchecked/topic/267992/Adolf-Hitler
  14. (2 October 1939). Seven Years War? , TIME Magazine. Retrieved on 30 August 2008
  15. Anglo Holocaust Commission, Ignoring & Denial. Churchill’s Crimes from Indian Holocaust to Palestinian Genocide - Palestine Genocide Essays
  16. A Crime Against Humanity - India Currents
  17. http://winstonchurchill.org/i4a/pages/index.cfm?pageid=829
  18. TIME's Man of the Year List
  19. Shelton, Dinah (2005). Encyclopedia of Genocide and Crimes Against Humanity. Detroit ; Munich: Macmillan Reference, Thomson Gale. pp. ۱۰۵۹. ISBN 0028658507.
  20. Trotsky, Leon. (2010). Encyclopædia Britannica. Ultimate Reference Suite.
  21. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Molotov-RibbentropPact». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۲.
  22. Geschichte: Niemand stirbt in Deutschland ohne Registrierung - Nachrichten Kultur - WELT ONLINE
  23. بند اول و دوم وافن اس اس مجله جنگ‌افزار- شماره ۳۰ صفحهٔ ۱۹
  24. راه توده - حرکت به جلو
  25. Michael Ellman, Soviet Deaths in the Great Patriotic War:a note-World War II- Europe Asia Studies, July 1994 [۱]
  26. United States Holocaust Memorial Museum. Holocaust EncyclopediaPolish Victims-[۲]
  27. Project In Posterum [۳](go to note on Polish Casualties by Tadeusz Piotrowski at the bottom of the page)
  28. R. J. Rummel. China's Bloody Century . Transaction 1991 ISBN 0-88738-417-X
  29. John W. Dower War Without Mercy 1986 ISBN 0-394-75172-8
  30. Second Source List and Detailed Death Tolls for the Twentieth Century Hemoclysm

منابع[ویرایش]

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «جنگ جهانی دوم». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۲۷ فوریه ۲۰۱۲.

پیوند به بیرون[ویرایش]

  • نقیب‌زاده، احمد، تاریخ دیپلماسی و روابط بین‌الملل، نشر قومس، ۱۳۸۸: تهران
  • فرانک ب. تایپتون و رابرت آلدریچ، تاریخ اقتصادی و اجتماعی اروپا، ترجمه کریم_پیرحیاتی، انتشارات_علمی_و_فرهنگی، ۱۳۷۵: تهران
  • زدودن گذشته برای پذیرش بندگی
  • نقش ناشناخته شوروی در جنگ دوم جهانی
  • جنگ جهانی دوم
  • چرچیل، وینستون (۵۳–۱۹۴۸)، جنگ جهانی دوم، ۶ جلد
  • مارتین گیلبرت (۱۹۹۵) جنگ جهانی دوم، فونیکس، شابک ۱۸۵۷۹۹۳۴۶۲
  • جوهان کیگان|کیگان، جوهان (۱۹۸۹) جنگ جهانی دوم
  • سر باسیل لیدل هارت|لیدل هارت، سر باسیل (۱۹۷۰)، تاریخچه جنگ جهانی دوم، کسل کو؛ پَن بوک، ۱۹۷۳، لندن
  • ویلیامسون موری و آلن آر. میلت (۲۰۰۰) جنگ به سوی پیروزی: جنگجویان جنگ جهانی دوم، شابک ۰۶۷۴۰۰۱۶۳X
  • ریچارد اُوری، چرا متفقین پیروز شدند، پیملیکو، (۱۹۹۵). شابک ۰۷۱۲۶۷۴۵۳۲
  • گرهارد اِل. وینبرگ، جهان به سوی جنگ‌افزارها: تاریخچه جهانی از جنگ جهانی دوم (۱۹۹۴) شابک ۰۵۲۱۴۴۳۱۷۲

World War II
Infobox collage for WWII.PNG
(clockwise from top left)
Date
  • 1 September 1939 – 2 September 1945 (1939-09-01 – 1945-09-02)
  • (6 years and 1 day)[a]
Location
Result
Participants
Allies Axis
Commanders and leaders
Main Allied leaders Main Axis leaders
Casualties and losses
  • Military dead:
  • Over 16,000,000
  • Civilian dead:
  • Over 45,000,000
  • Total dead:
  • Over 61,000,000
  • (1937–1945)
  • ...further details
  • Military dead:
  • Over 8,000,000
  • Civilian dead:
  • Over 4,000,000
  • Total dead:
  • Over 12,000,000
  • (1937–1945)
  • ...further details

World War II (often abbreviated to WWII or WW2), also known as the Second World War, was a global war that lasted from 1939 to 1945. The vast majority of the world's countries—including all the great powers—eventually formed two opposing military alliances: the Allies and the Axis. A state of total war emerged, directly involving more than 100 million people from over 30 countries. The major participants threw their entire economic, industrial, and scientific capabilities behind the war effort, blurring the distinction between civilian and military resources. World War II was the deadliest conflict in human history, marked by 50 to 85 million fatalities, most of whom were civilians in the Soviet Union and China. It included massacres, the genocide of the Holocaust, strategic bombing, premeditated death from starvation and disease, and the only use of nuclear weapons in war.[1][2][3][4]

Japan, which aimed to dominate Asia and the Pacific, was at war with China by 1937,[5][b] though neither side had declared war on the other. World War II is generally said to have begun on 1 September 1939,[7] with the invasion of Poland by Germany and subsequent declarations of war on Germany by France and the United Kingdom. From late 1939 to early 1941, in a series of campaigns and treaties, Germany conquered or controlled much of continental Europe, and formed the Axis alliance with Italy and Japan. Under the Molotov–Ribbentrop Pact of August 1939, Germany and the Soviet Union partitioned and annexed territories of their European neighbours, Poland, Finland, Romania and the Baltic states. Following the onset of campaigns in North Africa and East Africa, and the fall of France in mid 1940, the war continued primarily between the European Axis powers and the British Empire. War in the Balkans, the aerial Battle of Britain, the Blitz, and the long Battle of the Atlantic followed. On 22 June 1941, the European Axis powers launched an invasion of the Soviet Union, opening the largest land theatre of war in history. This Eastern Front trapped the Axis, most crucially the German Wehrmacht, into a war of attrition. In December 1941, Japan launched a surprise attack on the United States as well as European colonies in the Pacific. Following an immediate U.S. declaration of war against Japan, supported by one from Great Britain, the European Axis powers quickly declared war on the U.S. in solidarity with their Japanese ally. Rapid Japanese conquests over much of the Western Pacific ensued, perceived by many in Asia as liberation from Western dominance and resulting in the support of several armies from defeated territories.

The Axis advance in the Pacific halted in 1942 when Japan lost the critical Battle of Midway; later, Germany and Italy were defeated in North Africa and then, decisively, at Stalingrad in the Soviet Union. Key setbacks in 1943, which included a series of German defeats on the Eastern Front, the Allied invasions of Sicily and Italy, and Allied victories in the Pacific, cost the Axis its initiative and forced it into strategic retreat on all fronts. In 1944, the Western Allies invaded German-occupied France, while the Soviet Union regained its territorial losses and turned toward Germany and its allies. During 1944 and 1945 the Japanese suffered major reverses in mainland Asia in Central China, South China and Burma, while the Allies crippled the Japanese Navy and captured key Western Pacific islands.

The war in Europe concluded with an invasion of Germany by the Western Allies and the Soviet Union, culminating in the capture of Berlin by Soviet troops, the suicide of Adolf Hitler and the German unconditional surrender on 8 May 1945. Following the Potsdam Declaration by the Allies on 26 July 1945 and the refusal of Japan to surrender under its terms, the United States dropped atomic bombs on the Japanese cities of Hiroshima and Nagasaki on 6 and 9 August respectively. With an invasion of the Japanese archipelago imminent, the possibility of additional atomic bombings, the Soviet entry into the war against Japan and its invasion of Manchuria, Japan announced its intention to surrender on 15 August 1945, cementing total victory in Asia for the Allies. Tribunals were set up by fiat by the Allies and war crimes trials were conducted in the wake of the war both against the Germans and the Japanese.

World War II changed the political alignment and social structure of the globe. The United Nations (UN) was established to foster international co-operation and prevent future conflicts; the victorious great powers—China, France, the Soviet Union, the United Kingdom, and the United States—became the permanent members of its Security Council.[8] The Soviet Union and United States emerged as rival superpowers, setting the stage for the nearly half-century long Cold War. In the wake of European devastation, the influence of its great powers waned, triggering the decolonisation of Africa and Asia. Most countries whose industries had been damaged moved towards economic recovery and expansion. Political integration, especially in Europe, emerged as an effort to end pre-war enmities and create a common identity.[9]

Chronology

The start of the war in Europe is generally held to be 1 September 1939,[10][11] beginning with the German invasion of Poland; the United Kingdom and France declared war on Germany two days later. The dates for the beginning of war in the Pacific include the start of the Second Sino-Japanese War on 7 July 1937,[12][13] or even the Japanese invasion of Manchuria on 19 September 1931.[14][15]

Others follow the British historian A.J.P. Taylor, who held that the Sino-Japanese War and war in Europe and its colonies occurred simultaneously, and the two wars merged in 1941. This article uses the conventional dating. Other starting dates sometimes used for World War II include the Italian invasion of Abyssinia on 3 October 1935.[16] The British historian Antony Beevor views the beginning of World War II as the Battles of Khalkhin Gol fought between Japan and the forces of Mongolia and the Soviet Union from May to September 1939.[17]

The exact date of the war's end is also not universally agreed upon. It was generally accepted at the time that the war ended with the armistice of 14 August 1945 (V-J Day), rather than the formal surrender of Japan, which was on 2 September 1945 that officially ended the war in Asia. A peace treaty with Japan was signed in 1951.[18] A treaty regarding Germany's future allowed the reunification of East and West Germany to take place in 1990 and resolved most post-World War II issues.[19] No formal peace treaty between Japan and the Soviet Union was ever signed.[20]

Background

Europe

World War I had radically altered the political European map, with the defeat of the Central Powers—including Austria-Hungary, Germany, Bulgaria and the Ottoman Empire—and the 1917 Bolshevik seizure of power in Russia, which eventually led to the founding of the Soviet Union. Meanwhile, the victorious Allies of World War I, such as France, Belgium, Italy, Romania and Greece, gained territory, and new nation-states were created out of the collapse of Austria-Hungary and the Ottoman and Russian Empires.

The League of Nations assembly, held in Geneva, Switzerland, 1930

To prevent a future world war, the League of Nations was created during the 1919 Paris Peace Conference. The organisation's primary goals were to prevent armed conflict through collective security, military and naval disarmament, and settling international disputes through peaceful negotiations and arbitration.

Despite strong pacifist sentiment after World War I,[21] its aftermath still caused irredentist and revanchist nationalism in several European states. These sentiments were especially marked in Germany because of the significant territorial, colonial, and financial losses incurred by the Treaty of Versailles. Under the treaty, Germany lost around 13 percent of its home territory and all of its overseas possessions, while German annexation of other states was prohibited, reparations were imposed, and limits were placed on the size and capability of the country's armed forces.[22]

Adolf Hitler at a German National Socialist political rally in Nuremberg, August 1933

The German Empire was dissolved in the German Revolution of 1918–1919, and a democratic government, later known as the Weimar Republic, was created. The interwar period saw strife between supporters of the new republic and hardline opponents on both the right and left. Italy, as an Entente ally, had made some post-war territorial gains; however, Italian nationalists were angered that the promises made by the United Kingdom and France to secure Italian entrance into the war were not fulfilled in the peace settlement. From 1922 to 1925, the Fascist movement led by Benito Mussolini seized power in Italy with a nationalist, totalitarian, and class collaborationist agenda that abolished representative democracy, repressed socialist, left-wing and liberal forces, and pursued an aggressive expansionist foreign policy aimed at making Italy a world power, promising the creation of a "New Roman Empire".[23]

Adolf Hitler, after an unsuccessful attempt to overthrow the German government in 1923, eventually became the Chancellor of Germany in 1933. He abolished democracy, espousing a radical, racially motivated revision of the world order, and soon began a massive rearmament campaign.[24] Meanwhile, France, to secure its alliance, allowed Italy a free hand in Ethiopia, which Italy desired as a colonial possession. The situation was aggravated in early 1935 when the Territory of the Saar Basin was legally reunited with Germany and Hitler repudiated the Treaty of Versailles, accelerated his rearmament programme, and introduced conscription.[25]

The United Kingdom, France and Italy formed the Stresa Front in April 1935 in order to contain Germany, a key step towards military globalization; however, that June, the United Kingdom made an independent naval agreement with Germany, easing prior restrictions. The Soviet Union, concerned by Germany's goals of capturing vast areas of Eastern Europe, drafted a treaty of mutual assistance with France. Before taking effect though, the Franco-Soviet pact was required to go through the bureaucracy of the League of Nations, which rendered it essentially toothless.[26] The United States, concerned with events in Europe and Asia, passed the Neutrality Act in August of the same year.[27]

Hitler defied the Versailles and Locarno treaties by remilitarising the Rhineland in March 1936, encountering little opposition due to appeasement.[28] In October 1936, Germany and Italy formed the Rome–Berlin Axis. A month later, Germany and Japan signed the Anti-Comintern Pact, which Italy would join in the following year.[29]

Asia

The Kuomintang (KMT) party in China launched a unification campaign against regional warlords and nominally unified China in the mid-1920s, but was soon embroiled in a civil war against its former Chinese Communist Party allies[30] and new regional warlords. In 1931, an increasingly militaristic Empire of Japan, which had long sought influence in China[31] as the first step of what its government saw as the country's right to rule Asia, used the Mukden Incident as a pretext to launch an invasion of Manchuria and establish the puppet state of Manchukuo.[32]

China appealed to the League of Nations to stop the Japanese invasion of Manchuria. Japan withdrew from the League of Nations after being condemned for its incursion into Manchuria. The two nations then fought several battles, in Shanghai, Rehe and Hebei, until the Tanggu Truce was signed in 1933. Thereafter, Chinese volunteer forces continued the resistance to Japanese aggression in Manchuria, and Chahar and Suiyuan.[33] After the 1936 Xi'an Incident, the Kuomintang and communist forces agreed on a ceasefire to present a united front to oppose Japan.[34]

Pre-war events

Italian invasion of Ethiopia (1935)

Benito Mussolini inspecting troops during the Italo-Ethiopian War, 1935

The Second Italo–Ethiopian War was a brief colonial war that began in October 1935 and ended in May 1936. The war began with the invasion of the Ethiopian Empire (also known as Abyssinia) by the armed forces of the Kingdom of Italy (Regno d'Italia), which was launched from Italian Somaliland and Eritrea.[35] The war resulted in the military occupation of Ethiopia and its annexation into the newly created colony of Italian East Africa (Africa Orientale Italiana, or AOI); in addition it exposed the weakness of the League of Nations as a force to preserve peace. Both Italy and Ethiopia were member nations, but the League did little when the former clearly violated Article X of the League's Covenant.[36] The United Kingdom and France supported imposing sanctions on Italy for the invasion, but they were not fully enforced and failed to end the Italian invasion.[37] Italy subsequently dropped its objections to Germany's goal of absorbing Austria.[38]


Spanish Civil War (1936–1939)

The bombing of Guernica in 1937, during the Spanish Civil War, sparked fears abroad Europe that the next war would be based on bombing of cities with very high civilian casualties

When civil war broke out in Spain, Hitler and Mussolini lent military support to the Nationalist rebels, led by General Francisco Franco. Italy supported the Nationalist to a greater extent than National-Socialist did: altogether Mussolini sent to Spain more than 70,000 ground troops and 6,000 aviation personnel, as well as about 720 aircraft.[39] The Soviet Union supported the existing government, the Spanish Republic. Over 30,000 foreign volunteers, known as the International Brigades, also fought against the Nationalists. Both Germany and the Soviet Union used this proxy war as an opportunity to test in combat their most advanced weapons and tactics. The Nationalists won the civil war in April 1939; Franco, now dictator, remained officially neutral during World War II but generally favoured the Axis.[40] His greatest collaboration with Germany was the sending of volunteers to fight on the Eastern Front.[41]

Japanese invasion of China (1937)

Japanese Imperial Army soldiers during the Battle of Shanghai, 1937

In July 1937, Japan captured the former Chinese imperial capital of Peking after instigating the Marco Polo Bridge Incident, which culminated in the Japanese campaign to invade all of China.[42] The Soviets quickly signed a non-aggression pact with China to lend materiel support, effectively ending China's prior co-operation with Germany. From September to November, the Japanese attacked Taiyuan, engaged the Kuomintang Army around Xinkou,[43] and fought Communist forces in Pingxingguan.[44][45] Generalissimo Chiang Kai-shek deployed his best army to defend Shanghai, but, after three months of fighting, Shanghai fell. The Japanese continued to push the Chinese forces back, capturing the capital Nanking in December 1937. After the fall of Nanking, tens of thousands if not hundreds of thousands of Chinese civilians and disarmed combatants were murdered by the Japanese.[46][47]

In March 1938, Nationalist Chinese forces won their first major victory at Taierzhuang but then the city of Xuzhou was taken by Japanese in May.[48] In June 1938, Chinese forces stalled the Japanese advance by flooding the Yellow River; this manoeuvre bought time for the Chinese to prepare their defences at Wuhan, but the city was taken by October.[49] Japanese military victories did not bring about the collapse of Chinese resistance that Japan had hoped to achieve; instead the Chinese government relocated inland to Chongqing and continued the war.[50][51]

Soviet–Japanese border conflicts

Red Army artillery unit during the Battle of Lake Khasan, 1938

In the mid-to-late 1930s, Japanese forces in Manchukuo had sporadic border clashes with the Soviet Union and Mongolia. The Japanese doctrine of Hokushin-ron, which emphasised Japan's expansion northward, was favoured by the Imperial Army during this time. With the Japanese defeat at Khalkin Gol in 1939, the ongoing Second Sino-Japanese War[52] and ally Nazi Germany pursuing neutrality with the Soviets, this policy would prove difficult to maintain. Japan and the Soviet Union eventually signed a Neutrality Pact in April 1941, and Japan adopted the doctrine of Nanshin-ron, promoted by the Navy, which took its focus southward, eventually leading to its war with the United States and the Western Allies.[53][54]

European occupations and agreements

Chamberlain, Daladier, Hitler, Mussolini, and Ciano pictured just before signing the Munich Agreement, 29 September 1938

In Europe, Germany and Italy were becoming more aggressive. In March 1938, Germany annexed Austria, again provoking little response from other European powers.[55] Encouraged, Hitler began pressing German claims on the Sudetenland, an area of Czechoslovakia with a predominantly ethnic German population. Soon the United Kingdom and France followed the counsel of British Prime Minister Neville Chamberlain and conceded this territory to Germany in the Munich Agreement, which was made against the wishes of the Czechoslovak government, in exchange for a promise of no further territorial demands.[56] Soon afterwards, Germany and Italy forced Czechoslovakia to cede additional territory to Hungary, and Poland annexed Czechoslovakia's Zaolzie region.[57]

Although all of Germany's stated demands had been satisfied by the agreement, privately Hitler was furious that British interference had prevented him from seizing all of Czechoslovakia in one operation. In subsequent speeches Hitler attacked British and Jewish "war-mongers" and in January 1939 secretly ordered a major build-up of the German navy to challenge British naval supremacy. In March 1939, Germany invaded the remainder of Czechoslovakia and subsequently split it into the German Protectorate of Bohemia and Moravia and a pro-German client state, the Slovak Republic.[58] Hitler also delivered the 20 March 1939 ultimatum to Lithuania, forcing the concession of the Klaipėda Region.[59]

German Foreign Minister Joachim von Ribbentrop (right) and the Soviet leader Joseph Stalin, after signing the Molotov–Ribbentrop Pact, 23 August 1939

Greatly alarmed and with Hitler making further demands on the Free City of Danzig, the United Kingdom and France guaranteed their support for Polish independence; when Italy conquered Albania in April 1939, the same guarantee was extended to Romania and Greece.[60] Shortly after the Franco-British pledge to Poland, Germany and Italy formalised their own alliance with the Pact of Steel.[61] Hitler accused the United Kingdom and Poland of trying to "encircle" Germany and renounced the Anglo-German Naval Agreement and the German–Polish Non-Aggression Pact.[62]

The situation reached a general crisis in late August as German troops continued to mobilise against the Polish border. In August 23, when tripartite negotiations about a military alliance between France, the United Kingdom and Soviet Union stalled,[63] the Soviet Union signed a non-aggression pact with Germany.[64] This pact had a secret protocol that defined German and Soviet "spheres of influence" (western Poland and Lithuania for Germany; eastern Poland, Finland, Estonia, Latvia and Bessarabia for the Soviet Union), and raised the question of continuing Polish independence.[65] The pact neutralized the possibility of Soviet opposition to a campaign against Poland and assured that Germany would not have to face the prospect of a two-front war, as it had in World War I. Immediately after that, Hitler ordered the attack to proceed on 26 August, but upon hearing that the United Kingdom had concluded a formal mutual assistance pact with Poland, and that Italy would maintain neutrality, he decided to delay it.[66]

In response to British requests for direct negotiations to avoid war, Germany made demands on Poland, which only served as a pretext to worsen relations.[67] On 29 August, Hitler demanded that a Polish plenipotentiary immediately travel to Berlin to negotiate the handover of Danzig, and to allow a plebiscite in the Polish Corridor in which the German minority would vote on secession.[67] The Poles refused to comply with the German demands, and on the night of 30–31 August in a stormy meeting with the British ambassador Neville Henderson, Ribbentrop declared that Germany considered its claims rejected.[68]

Course of the war

War breaks out in Europe (1939–40)

Soldiers of the German Wehrmacht tearing down the border crossing into Poland, 1 September 1939

On 1 September 1939, Germany invaded Poland after having staged several false flag border incidents as a pretext to initiate the attack.[69] The Battle of Westerplatte is often described as the first battle of the war.[70] The United Kingdom responded with an ultimatum to Germany to cease military operations, and on 3 September, after the ultimatum was ignored, France, the United Kingdom, Australia, and New Zealand declared war on Germany. This alliance was joined by South Africa (6 September) and Canada (10 September). The alliance provided no direct military support to Poland, outside of a cautious French probe into the Saarland.[71] The Western Allies also began a naval blockade of Germany, which aimed to damage the country's economy and war effort.[72] Germany responded by ordering U-boat warfare against Allied merchant and warships, which would later escalate into the Battle of the Atlantic.[73]

Soldiers of the Polish Army during the defence of Poland, September 1939

On 8 September, German troops reached the suburbs of Warsaw. The Polish counter offensive to the west halted the German advance for several days, but it was outflanked and encircled by the Wehrmacht. Remnants of the Polish army broke through to besieged Warsaw. On 17 September 1939, after signing a cease-fire with Japan, the Soviets invaded Eastern Poland[74] under a pretext that the Polish state had ostensibly ceased to exist.[75] On 27 September, the Warsaw garrison surrendered to the Germans, and the last large operational unit of the Polish Army surrendered on 6 October. Despite the military defeat, the Polish government never surrendered.[76] A significant part of Polish military personnel evacuated to Romania and the Baltic countries; many of them would fight against the Axis in other theatres of the war.[77] The Polish government in exile also established an Underground State and a resistance movement; in particular the Polish partisan Home Army would grow to become one of the war's largest resistance movements.[76]

Germany annexed the western and occupied the central part of Poland, and the Soviet Union annexed its eastern part; small shares of Polish territory were transferred to Lithuania and Slovakia. On 6 October, Hitler made a public peace overture to the United Kingdom and France, but said that the future of Poland was to be determined exclusively by Germany and the Soviet Union. The proposal was rejected,[68] and Hitler ordered an immediate offensive against France,[78] which would be postponed until the spring of 1940 due to bad weather.[79][80][81]

Finnish machine gun nest aimed at Soviet Red Army positions during the Winter War, February 1940

The Soviet Union forced the Baltic countries—Estonia, Latvia and Lithuania, the states that were in the Soviet "sphere of influence" under the Molotov-Ribbentrop pact—to sign "mutual assistance pacts" that stipulated stationing Soviet troops in these countries. Soon after, significant Soviet military contingents were moved there.[82][83][84] Finland refused to sign a similar pact and rejected ceding part of its territory to the Soviet Union. The Soviet Union invaded Finland in November 1939,[85] and the Soviet Union was expelled from the League of Nations.[86] Despite overwhelming numerical superiority, Soviet military success was modest, and the Finno-Soviet war ended in March 1940 with minimal Finnish concessions.[87]

In June 1940, the Soviet Union forcibly annexed Estonia, Latvia and Lithuania,[83] and the disputed Romanian regions of Bessarabia, Northern Bukovina and Hertza. Meanwhile, Nazi-Soviet political rapprochement and economic co-operation[88][89] gradually stalled,[90][91] and both states began preparations for war.[92]

Western Europe (1940–41)

German advance into Belgium and Northern France, 10 May-4 June 1940, swept past the Maginot Line (shown in dark red)

In April 1940, Germany invaded Denmark and Norway to protect shipments of iron ore from Sweden, which the Allies were attempting to cut off.[93] Denmark capitulated after a few hours, and Norway was conquered within two months[94] despite Allied support. British discontent over the Norwegian campaign led to the appointment of Winston Churchill as Prime Minister on 10 May 1940.[95]

On the same day, Germany launched an offensive against France. To circumvent the strong Maginot Line fortifications on the Franco-German border, Germany directed its attack at the neutral nations of Belgium, the Netherlands, and Luxembourg.[96] The Germans carried out a flanking manoeuvre through the Ardennes region,[97] which was mistakenly perceived by Allies as an impenetrable natural barrier against armoured vehicles.[98][99] By successfully implementing new blitzkrieg tactics, the Wehrmacht rapidly advanced to the Channel and cut off the Allied forces in Belgium, trapping the bulk of the Allied armies in a cauldron on the Franco-Belgian border near Lille. The United Kingdom was able to evacuate a significant number of Allied troops from the continent by early June, although abandoning almost all of their equipment.[100]

On 10 June, Italy invaded France, declaring war on both France and the United Kingdom.[101] The Germans turned south against the weakened French army, and Paris fell to them on 14 June. Eight days later France signed an armistice with Germany; it was divided into German and Italian occupation zones,[102] and an unoccupied rump state under the Vichy Regime, which, though officially neutral, was generally aligned with Germany. France kept its fleet, which the United Kingdom attacked on 3 July in an attempt to prevent its seizure by Germany.[103]

London seen from St. Paul's Cathedral after the German Blitz, 29 December 1940

The Battle of Britain[104] began in early July with Luftwaffe attacks on shipping and harbours.[105] The United Kingdom rejected Hitler's ultimatum,[106] and the German air superiority campaign started in August but failed to defeat RAF Fighter Command. Due to this the proposed German invasion of Britain was postponed indefinitely on 17 September. The German strategic bombing offensive intensified with night attacks on London and other cities in the Blitz, but failed to significantly disrupt the British war effort[105] and largely ended in May 1941.[107]

Using newly captured French ports, the German Navy enjoyed success against an over-extended Royal Navy, using U-boats against British shipping in the Atlantic.[108] The British Home Fleet scored a significant victory on 27 May 1941 by sinking the German battleship Bismarck.[109]

In November 1939, the United States was taking measures to assist China and the Western Allies, and amended the Neutrality Act to allow "cash and carry" purchases by the Allies.[110] In 1940, following the German capture of Paris, the size of the United States Navy was significantly increased. In September the United States further agreed to a trade of American destroyers for British bases.[111] Still, a large majority of the American public continued to oppose any direct military intervention in the conflict well into 1941.[112] In December 1940 Roosevelt accused Hitler of planning world conquest and ruled out any negotiations as useless, calling for the United States to become an "arsenal of democracy" and promoting Lend-Lease programmes of aid to support the British war effort.[106] The United States started strategic planning to prepare for a full-scale offensive against Germany.[113]

At the end of September 1940, the Tripartite Pact formally united Japan, Italy and Germany as the Axis Powers. The Tripartite Pact stipulated that any country, with the exception of the Soviet Union, which attacked any Axis Power would be forced to go to war against all three.[114] The Axis expanded in November 1940 when Hungary, Slovakia and Romania joined.[115] Romania and Hungary would make major contributions to the Axis war against the Soviet Union, in Romania's case partially to recapture territory ceded to the Soviet Union.[116]

Mediterranean (1940–41)

Soldiers of the British Commonwealth forces from the Australian Army's 9th Division during the Siege of Tobruk; North African Campaign, August 1941

In early June 1940 the Italian Regia aeronautica attacked and besieged Malta, a British possession. In late summer through early autumn Italy conquered British Somaliland and made an incursion into British-held Egypt. In October Italy attacked Greece, but the attack was repulsed with heavy Italian casualties; the campaign ended within days with minor territorial changes.[117] Germany started preparation for an invasion of the Balkans to assist Italy, to prevent the British from gaining a foothold there, which would be a potential threat for Romanian oil fields, and to strike against the British dominance of the Mediterranean.[118]

In December 1940, British Empire forces began counter-offensives against Italian forces in Egypt and Italian East Africa.[119] The offensives were highly successful; by early February 1941 Italy had lost control of eastern Libya, and large numbers of Italian troops had been taken prisoner. The Italian Navy also suffered significant defeats, with the Royal Navy putting three Italian battleships out of commission by a carrier attack at Taranto and neutralising several more warships at the Battle of Cape Matapan.[120]

German panzers of the Afrika Korps advancing across the North African desert, 1941

Italian defeats prompted Germany to deploy an expeditionary force to North Africa, and at the end of March 1941 Rommel's Afrika Korps launched an offensive which drove back the Commonwealth forces.[121] In under a month, Axis forces advanced to western Egypt and besieged the port of Tobruk.[122]

By late March 1941 Bulgaria and Yugoslavia signed the Tripartite Pact. However, the Yugoslav government was overthrown two days later by pro-British nationalists. Germany responded with simultaneous invasions of both Yugoslavia and Greece, commencing on 6 April 1941; both nations were forced to surrender within the month.[123] The airborne invasion of the Greek island of Crete at the end of May completed the German conquest of the Balkans.[124] Although the Axis victory was swift, bitter and large-scale partisan warfare subsequently broke out against the Axis occupation of Yugoslavia, which continued until the end of the war.[125]

In the Middle East, in May Commonwealth forces quashed an uprising in Iraq which had been supported by German aircraft from bases within Vichy-controlled Syria.[126] Between June and July they invaded and occupied the French possessions Syria and Lebanon, with the assistance of the Free French.[citation needed]

Axis attack on the Soviet Union (1941)

European theatre of World War II animation map, 1939–1945 – Red: Western Allies and Soviet Union after 1941; Green: Soviet Union before 1941; Blue: Axis powers

With the situation in Europe and Asia relatively stable, Germany, Japan, and the Soviet Union made preparations. With the Soviets wary of mounting tensions with Germany and the Japanese planning to take advantage of the European War by seizing resource-rich European possessions in Southeast Asia, the two powers signed the Soviet–Japanese Neutrality Pact in April 1941.[127] By contrast, the Germans were steadily making preparations for an attack on the Soviet Union, massing forces on the Soviet border.[128]

Hitler believed that the United Kingdom's refusal to end the war was based on the hope that the United States and the Soviet Union would enter the war against Germany sooner or later.[129] He therefore decided to try to strengthen Germany's relations with the Soviets, or failing that to attack and eliminate them as a factor. In November 1940, negotiations took place to determine if the Soviet Union would join the Tripartite Pact. The Soviets showed some interest, but asked for concessions from Finland, Bulgaria, Turkey, and Japan that Germany considered unacceptable. On 18 December 1940, Hitler issued the directive to prepare for an invasion of the Soviet Union.[130]

German soldiers during the invasion of the Soviet Union by the Axis powers, 1941

On 22 June 1941, Germany, supported by Italy and Romania, invaded the Soviet Union in Operation Barbarossa, with Germany accusing the Soviets of plotting against them. They were joined shortly by Finland and Hungary.[131] The primary targets of this surprise offensive[132] were the Baltic region, Moscow and Ukraine, with the ultimate goal of ending the 1941 campaign near the Arkhangelsk-Astrakhan line, from the Caspian to the White Seas. Hitler's objectives were to eliminate the Soviet Union as a military power, exterminate Communism, generate Lebensraum ("living space")[133] by dispossessing the native population[134] and guarantee access to the strategic resources needed to defeat Germany's remaining rivals.[135]

Although the Red Army was preparing for strategic counter-offensives before the war,[136] Barbarossa forced the Soviet supreme command to adopt a strategic defence. During the summer, the Axis made significant gains into Soviet territory, inflicting immense losses in both personnel and materiel. By the middle of August, however, the German Army High Command decided to suspend the offensive of a considerably depleted Army Group Centre, and to divert the 2nd Panzer Group to reinforce troops advancing towards central Ukraine and Leningrad.[137] The Kiev offensive was overwhelmingly successful, resulting in encirclement and elimination of four Soviet armies, and made possible further advance into Crimea and industrially developed Eastern Ukraine (the First Battle of Kharkov).[138]

Soviet civilians leaving destroyed houses after a German bombardment during the Battle of Leningrad, 10 December 1942

The diversion of three quarters of the Axis troops and the majority of their air forces from France and the central Mediterranean to the Eastern Front[139] prompted the United Kingdom to reconsider its grand strategy.[140] In July, the UK and the Soviet Union formed a military alliance against Germany[141] The British and Soviets invaded neutral Iran to secure the Persian Corridor and Iran's oil fields.[142] In August, the United Kingdom and the United States jointly issued the Atlantic Charter.[143]

By October Axis operational objectives in Ukraine and the Baltic region were achieved, with only the sieges of Leningrad[144] and Sevastopol continuing.[145] A major offensive against Moscow was renewed; after two months of fierce battles in increasingly harsh weather the German army almost reached the outer suburbs of Moscow, where the exhausted troops[146] were forced to suspend their offensive.[147] Large territorial gains were made by Axis forces, but their campaign had failed to achieve its main objectives: two key cities remained in Soviet hands, the Soviet capability to resist was not broken, and the Soviet Union retained a considerable part of its military potential. The blitzkrieg phase of the war in Europe had ended.[148]

By early December, freshly mobilised reserves[149] allowed the Soviets to achieve numerical parity with Axis troops.[150] This, as well as intelligence data which established that a minimal number of Soviet troops in the East would be sufficient to deter any attack by the Japanese Kwantung Army,[151] allowed the Soviets to begin a massive counter-offensive that started on 5 December all along the front and pushed German troops 100–250 kilometres (62–155 mi) west.[152]

War breaks out in the Pacific (1941)

In 1939, the United States had renounced its trade treaty with Japan, and beginning with an aviation gasoline ban in July 1940, Japan became subject to increasing economic pressure.[106] During this time, Japan launched its first attack against Changsha, a strategically important Chinese city, but was repulsed by late September.[153] Despite several offensives by both sides, the war between China and Japan was stalemated by 1940. To increase pressure on China by blocking supply routes, and to better position Japanese forces in the event of a war with the Western powers, Japan invaded and occupied northern Indochina.[154] Afterwards, the United States embargoed iron, steel and mechanical parts against Japan.[155]

Chinese nationalist forces launched a large-scale counter-offensive in early 1940. In August, Chinese communists launched an offensive in Central China; in retaliation, Japan instituted harsh measures in occupied areas to reduce human and material resources for the communists.[156] Continued antipathy between Chinese communist and nationalist forces culminated in armed clashes in January 1941, effectively ending their co-operation.[157] In March, the Japanese 11th army attacked the headquarters of the Chinese 19th army but was repulsed during Battle of Shanggao.[158] In September, Japan attempted to take the city of Changsha again and clashed with Chinese nationalist forces.[159]

Mitsubishi A6M2 "Zero" fighters on the Imperial Japanese Navy aircraft carrier Shōkaku, just before the attack on Pearl Harbor

German successes in Europe encouraged Japan to increase pressure on European governments in Southeast Asia. The Dutch government agreed to provide Japan some oil supplies from the Dutch East Indies, but negotiations for additional access to their resources ended in failure in June 1941.[160] In July 1941 Japan sent troops to southern Indochina, thus threatening British and Dutch possessions in the Far East. The United States, United Kingdom and other Western governments reacted to this move with a freeze on Japanese assets and a total oil embargo.[161][162] At the same time, Japan was planning an invasion of the Soviet Far East, intending to capitalise off the German invasion in the west, but abandoned the operation after the sanctions.[163]

Since early 1941 the United States and Japan had been engaged in negotiations in an attempt to improve their strained relations and end the war in China. During these negotiations Japan advanced a number of proposals which were dismissed by the Americans as inadequate.[164] At the same time the United States, the United Kingdom, and the Netherlands engaged in secret discussions for the joint defence of their territories, in the event of a Japanese attack against any of them.[165] Roosevelt reinforced the Philippines (an American protectorate scheduled for independence in 1946) and warned Japan that the United States would react to Japanese attacks against any "neighboring countries".[165]

The USS Arizona was a total loss in the Japanese surprise air attack on the American Pacific Fleet at Pearl Harbor, 7 December 1941

Frustrated at the lack of progress and feeling the pinch of the American-British-Dutch sanctions, Japan prepared for war. On 20 November a new government under Hideki Tojo presented an interim proposal as its final offer. It called for the end of American aid to China and for lifting the embargo on the supply of oil and other resources to Japan. In exchange Japan promised not to launch any attacks in Southeast Asia and to withdraw its forces from southern Indochina.[164] The American counter-proposal of 26 November required that Japan evacuate all of China without conditions and conclude non-aggression pacts with all Pacific powers.[166] That meant Japan was essentially forced to choose between abandoning its ambitions in China, or seizing the natural resources it needed in the Dutch East Indies by force;[167][168] the Japanese military did not consider the former an option, and many officers considered the oil embargo an unspoken declaration of war.[169]

Japan planned to rapidly seize European colonies in Asia to create a large defensive perimeter stretching into the Central Pacific. The Japanese would then be free to exploit the resources of Southeast Asia while exhausting the over-stretched Allies by fighting a defensive war.[170][171] To prevent American intervention while securing the perimeter, it was further planned to neutralise the United States Pacific Fleet and the American military presence in the Philippines from the outset.[172] On 7 December 1941 (8 December in Asian time zones), Japan attacked British and American holdings with near-simultaneous offensives against Southeast Asia and the Central Pacific.[173] These included an attack on the American fleets at Pearl Harbor and the Philippines, landings in Thailand and Malaya,[173] and the Battle of Hong Kong.[citation needed]

These attacks led the United States, United Kingdom, China, Australia and several other states to formally declare war on Japan, whereas the Soviet Union, being heavily involved in large-scale hostilities with European Axis countries, maintained its neutrality agreement with Japan.[174] Germany, followed by the other Axis states, declared war on the United States[175] in solidarity with Japan, citing as justification the American attacks on German war vessels that had been ordered by Roosevelt.[131][176]

Axis advance stalls (1942–43)

US President Franklin D. Roosevelt and British PM Winston Churchill seated at the Casablanca Conference, January 1943

On 1 January 1942, the Allied Big Four[177]—the Soviet Union, China, the United Kingdom and the United States—and 22 smaller or exiled governments issued the Declaration by United Nations, thereby affirming the Atlantic Charter,[178] and agreeing to not to sign a separate peace with the Axis powers.[179]

During 1942, Allied officials debated on the appropriate grand strategy to pursue. All agreed that defeating Germany was the primary objective. The Americans favoured a straightforward, large-scale attack on Germany through France. The Soviets were also demanding a second front. The British, on the other hand, argued that military operations should target peripheral areas to wear out German strength, leading to increasing demoralisation, and bolster resistance forces. Germany itself would be subject to a heavy bombing campaign. An offensive against Germany would then be launched primarily by Allied armour without using large-scale armies.[180] Eventually, the British persuaded the Americans that a landing in France was infeasible in 1942 and they should instead focus on driving the Axis out of North Africa.[181]

At the Casablanca Conference in early 1943, the Allies reiterated the statements issued in the 1942 Declaration, and demanded the unconditional surrender of their enemies. The British and Americans agreed to continue to press the initiative in the Mediterranean by invading Sicily to fully secure the Mediterranean supply routes.[182] Although the British argued for further operations in the Balkans to bring Turkey into the war, in May 1943, the Americans extracted a British commitment to limit Allied operations in the Mediterranean to an invasion of the Italian mainland and to invade France in 1944.[183]

Pacific (1942–43)

Map of Japanese military advances through mid-1942

By the end of April 1942, Japan and its ally Thailand had almost fully conquered Burma, Malaya, the Dutch East Indies, Singapore, and Rabaul, inflicting severe losses on Allied troops and taking a large number of prisoners.[184] Despite stubborn resistance by Filipino and US forces, the Philippine Commonwealth was eventually captured in May 1942, forcing its government into exile.[185] On 16 April, in Burma, 7,000 British soldiers were encircled by the Japanese 33rd Division during the Battle of Yenangyaung and rescued by the Chinese 38th Division.[186] Japanese forces also achieved naval victories in the South China Sea, Java Sea and Indian Ocean,[187] and bombed the Allied naval base at Darwin, Australia. In January 1942, the only Allied success against Japan was a Chinese victory at Changsha.[188] These easy victories over unprepared US and European opponents left Japan overconfident, as well as overextended.[189]

In early May 1942, Japan initiated operations to capture Port Moresby by amphibious assault and thus sever communications and supply lines between the United States and Australia. The planned invasion was thwarted when an Allied task force, centred on two American fleet carriers, fought Japanese naval forces to a draw in the Battle of the Coral Sea.[190] Japan's next plan, motivated by the earlier Doolittle Raid, was to seize Midway Atoll and lure American carriers into battle to be eliminated; as a diversion, Japan would also send forces to occupy the Aleutian Islands in Alaska.[191] In mid-May, Japan started the Zhejiang-Jiangxi Campaign in China, with the goal of inflicting retribution on the Chinese who aided the surviving American airmen in the Doolittle Raid by destroying air bases and fighting against the Chinese 23rd and 32nd Army Groups.[192][193] In early June, Japan put its operations into action, but the Americans, having broken Japanese naval codes in late May, were fully aware of the plans and order of battle, and used this knowledge to achieve a decisive victory at Midway over the Imperial Japanese Navy.[194]

With its capacity for aggressive action greatly diminished as a result of the Midway battle, Japan chose to focus on a belated attempt to capture Port Moresby by an overland campaign in the Territory of Papua.[195] The Americans planned a counter-attack against Japanese positions in the southern Solomon Islands, primarily Guadalcanal, as a first step towards capturing Rabaul, the main Japanese base in Southeast Asia.[196]

Both plans started in July, but by mid-September, the Battle for Guadalcanal took priority for the Japanese, and troops in New Guinea were ordered to withdraw from the Port Moresby area to the northern part of the island, where they faced Australian and United States troops in the Battle of Buna-Gona.[197] Guadalcanal soon became a focal point for both sides with heavy commitments of troops and ships in the battle for Guadalcanal. By the start of 1943, the Japanese were defeated on the island and withdrew their troops.[198] In Burma, Commonwealth forces mounted two operations. The first, an offensive into the Arakan region in late 1942, went disastrously, forcing a retreat back to India by May 1943.[199] The second was the insertion of irregular forces behind Japanese front-lines in February which, by the end of April, had achieved mixed results.[200]

Eastern Front (1942–43)

Red Army soldiers on the counterattack during the Battle of Stalingrad, February 1943

Despite considerable losses, in early 1942 Germany and its allies stopped a major Soviet offensive in central and southern Russia, keeping most territorial gains they had achieved during the previous year.[201] In May the Germans defeated Soviet offensives in the Kerch Peninsula and at Kharkov,[202] and then launched their main summer offensive against southern Russia in June 1942, to seize the oil fields of the Caucasus and occupy Kuban steppe, while maintaining positions on the northern and central areas of the front. The Germans split Army Group South into two groups: Army Group A advanced to the lower Don River and struck south-east to the Caucasus, while Army Group B headed towards the Volga River. The Soviets decided to make their stand at Stalingrad on the Volga.[203]

By mid-November, the Germans had nearly taken Stalingrad in bitter street fighting. The Soviets began their second winter counter-offensive, starting with an encirclement of German forces at Stalingrad,[204] and an assault on the Rzhev salient near Moscow, though the latter failed disastrously.[205] By early February 1943, the German Army had taken tremendous losses; German troops at Stalingrad had been forced to surrender,[206] and the front-line had been pushed back beyond its position before the summer offensive. In mid-February, after the Soviet push had tapered off, the Germans launched another attack on Kharkov, creating a salient in their front line around the Soviet city of Kursk.[207]

Western Europe/Atlantic and Mediterranean (1942–43)

American 8th Air Force Boeing B-17 Flying Fortress bombing raid on the Focke-Wulf factory in Germany, 9 October 1943

Exploiting poor American naval command decisions, the German navy ravaged Allied shipping off the American Atlantic coast.[208] By November 1941, Commonwealth forces had launched a counter-offensive, Operation Crusader, in North Africa, and reclaimed all the gains the Germans and Italians had made.[209] In North Africa, the Germans launched an offensive in January, pushing the British back to positions at the Gazala Line by early February,[210] followed by a temporary lull in combat which Germany used to prepare for their upcoming offensives.[211] Concerns the Japanese might use bases in Vichy-held Madagascar caused the British to invade the island in early May 1942.[212] An Axis offensive in Libya forced an Allied retreat deep inside Egypt until Axis forces were stopped at El Alamein.[213] On the Continent, raids of Allied commandos on strategic targets, culminating in the disastrous Dieppe Raid,[214] demonstrated the Western Allies' inability to launch an invasion of continental Europe without much better preparation, equipment, and operational security.[215][page needed]

In August 1942, the Allies succeeded in repelling a second attack against El Alamein[216] and, at a high cost, managed to deliver desperately needed supplies to the besieged Malta.[217] A few months later, the Allies commenced an attack of their own in Egypt, dislodging the Axis forces and beginning a drive west across Libya.[218] This attack was followed up shortly after by Anglo-American landings in French North Africa, which resulted in the region joining the Allies.[219] Hitler responded to the French colony's defection by ordering the occupation of Vichy France;[219] although Vichy forces did not resist this violation of the armistice, they managed to scuttle their fleet to prevent its capture by German forces.[219][220] The Axis forces in Africa withdrew into Tunisia, which was conquered by the Allies in May 1943.[219][221]

In June 1943 the British and Americans began a strategic bombing campaign against Germany with a goal to disrupt the war economy, reduce morale, and "de-house" the civilian population.[222] The firebombing of Hamburg was among the first attacks in this campaign, inflicting significant casualties and considerable losses on infrastructure of this important industrial centre.[223]

Allies gain momentum (1943–44)

After the Guadalcanal Campaign, the Allies initiated several operations against Japan in the Pacific. In May 1943, Canadian and US forces were sent to eliminate Japanese forces from the Aleutians.[224] Soon after, the United States, with support from Australian and New Zealand forces, began major operations to isolate Rabaul by capturing surrounding islands, and breach the Japanese Central Pacific perimeter at the Gilbert and Marshall Islands.[225] By the end of March 1944, the Allies had completed both of these objectives, and had also neutralised the major Japanese base at Truk in the Caroline Islands. In April, the Allies launched an operation to retake Western New Guinea.[226]

In the Soviet Union, both the Germans and the Soviets spent the spring and early summer of 1943 preparing for large offensives in central Russia. On 4 July 1943, Germany attacked Soviet forces around the Kursk Bulge. Within a week, German forces had exhausted themselves against the Soviets' deeply echeloned and well-constructed defences,[227] and for the first time in the war Hitler cancelled the operation before it had achieved tactical or operational success.[228] This decision was partially affected by the Western Allies' invasion of Sicily launched on 9 July, which, combined with previous Italian failures, resulted in the ousting and arrest of Mussolini later that month.[229]

Red Army troops in a counter-offensive on German positions at the Battle of Kursk, July 1943

On 12 July 1943, the Soviets launched their own counter-offensives, thereby dispelling any chance of German victory or even stalemate in the east. The Soviet victory at Kursk marked the end of German superiority,[230] giving the Soviet Union the initiative on the Eastern Front.[231][232] The Germans tried to stabilise their eastern front along the hastily fortified Panther–Wotan line, but the Soviets broke through it at Smolensk and by the Lower Dnieper Offensives.[233]

On 3 September 1943, the Western Allies invaded the Italian mainland, following Italy's armistice with the Allies.[234] Germany with the help of fascists responded by disarming Italian forces that were in many places without superior orders, seizing military control of Italian areas,[235] and creating a series of defensive lines.[236] German special forces then rescued Mussolini, who then soon established a new client state in German-occupied Italy named the Italian Social Republic,[237] causing an Italian civil war. The Western Allies fought through several lines until reaching the main German defensive line in mid-November.[238]

German operations in the Atlantic also suffered. By May 1943, as Allied counter-measures became increasingly effective, the resulting sizeable German submarine losses forced a temporary halt of the German Atlantic naval campaign.[239] In November 1943, Franklin D. Roosevelt and Winston Churchill met with Chiang Kai-shek in Cairo and then with Joseph Stalin in Tehran.[240] The former conference determined the post-war return of Japanese territory[241] and the military planning for the Burma Campaign,[242] while the latter included agreement that the Western Allies would invade Europe in 1944 and that the Soviet Union would declare war on Japan within three months of Germany's defeat.[243]

Ruins of the Benedictine monastery, during the Battle of Monte Cassino, Italian Campaign, May 1944

From November 1943, during the seven-week Battle of Changde, the Chinese forced Japan to fight a costly war of attrition, while awaiting Allied relief.[244][245][246] In January 1944, the Allies launched a series of attacks in Italy against the line at Monte Cassino and tried to outflank it with landings at Anzio.[247]

On 27 January 1944, Soviet troops launched a major offensive that expelled German forces from the Leningrad region, thereby ending the longest and most lethal siege in history.[248] The following Soviet offensive was halted on the pre-war Estonian border by the German Army Group North aided by Estonians hoping to re-establish national independence. This delay slowed subsequent Soviet operations in the Baltic Sea region.[249] By late May 1944, the Soviets had liberated Crimea, largely expelled Axis forces from Ukraine, and made incursions into Romania, which were repulsed by the Axis troops.[250] The Allied offensives in Italy had succeeded and, at the expense of allowing several German divisions to retreat, on 4 June, Rome was captured.[251]

The Allies had mixed success in mainland Asia. In March 1944, the Japanese launched the first of two invasions, an operation against British positions in Assam, India,[252] and soon besieged Commonwealth positions at Imphal and Kohima.[253] In May 1944, British forces mounted a counter-offensive that drove Japanese troops back to Burma by July,[253] and Chinese forces that had invaded northern Burma in late 1943 besieged Japanese troops in Myitkyina.[254] The second Japanese invasion of China aimed to destroy China's main fighting forces, secure railways between Japanese-held territory and capture Allied airfields.[255] By June, the Japanese had conquered the province of Henan and begun a new attack on Changsha in Hunan province.[256]

Allies close in (1944)

American troops approaching Omaha Beach, during the invasion of Normandy on D-Day, 6 June 1944

On 6 June 1944 (known as D-Day), after three years of Soviet pressure,[257] the Western Allies invaded northern France. After reassigning several Allied divisions from Italy, they also attacked southern France.[258] These landings were successful, and led to the defeat of the German Army units in France. Paris was liberated on 25 August by the local resistance assisted by the Free French Forces, both led by General Charles de Gaulle,[259] and the Western Allies continued to push back German forces in western Europe during the latter part of the year. An attempt to advance into northern Germany spearheaded by a major airborne operation in the Netherlands failed.[260] After that, the Western Allies slowly pushed into Germany, but failed to cross the Ruhr river in a large offensive. In Italy, Allied advance also slowed due to the last major German defensive line.[261]

German SS soldiers from the Dirlewanger Brigade, tasked with suppressing the Warsaw Uprising against Nazi occupation, August 1944

On 22 June, the Soviets launched a strategic offensive in Belarus ("Operation Bagration") that destroyed the German Army Group Centre almost completely.[262] Soon after that, another Soviet strategic offensive forced German troops from Western Ukraine and Eastern Poland. The Soviet advance prompted resistance forces in Poland to initiate several uprisings against the German occupation. However, the largest of these, a citywide uprising in Warsaw and a national uprising in Slovakia, did not receive Soviet support and were subsequently suppressed by the Germans.[263] The Soviet Red Army's strategic offensive in eastern Romania cut off and destroyed the considerable German troops there and triggered a successful coup d'état in Romania and in Bulgaria, followed by those countries' shift to the Allied side.[264]

In September 1944, Soviet troops advanced into Yugoslavia and forced the rapid withdrawal of German Army Groups E and F in Greece, Albania and Yugoslavia to rescue them from being cut off.[265] By this point, the Communist-led Partisans under Marshal Josip Broz Tito, who had led an increasingly successful guerrilla campaign against the occupation since 1941, controlled much of the territory of Yugoslavia and engaged in delaying efforts against German forces further south. In northern Serbia, the Soviet Red Army, with limited support from Bulgarian forces, assisted the Partisans in a joint liberation of the capital city of Belgrade on 20 October. A few days later, the Soviets launched a massive assault against German-occupied Hungary that lasted until the fall of Budapest in February 1945.[266] Unlike impressive Soviet victories in the Balkans, bitter Finnish resistance to the Soviet offensive in the Karelian Isthmus denied the Soviets occupation of Finland and led to a Soviet-Finnish armistice on relatively mild conditions,[267] although Finland was forced to fight their former ally Germany.[268]

General Douglas MacArthur returns to the Philippines, during the Battle of Leyte, 20 October 1944

By the start of July 1944, Commonwealth forces in Southeast Asia had repelled the Japanese sieges in Assam, pushing the Japanese back to the Chindwin River[269] while the Chinese captured Myitkyina. In September 1944, Chinese forces captured Mount Song and reopened the Burma Road.[270] In China, the Japanese had more successes, having finally captured Changsha in mid-June and the city of Hengyang by early August.[271] Soon after, they invaded the province of Guangxi, winning major engagements against Chinese forces at Guilin and Liuzhou by the end of November[272] and successfully linking up their forces in China and Indochina by mid-December.[273]

In the Pacific, US forces continued to press back the Japanese perimeter. In mid-June 1944, they began their offensive against the Mariana and Palau islands, and decisively defeated Japanese forces in the Battle of the Philippine Sea. These defeats led to the resignation of the Japanese Prime Minister, Hideki Tojo, and provided the United States with air bases to launch intensive heavy bomber attacks on the Japanese home islands. In late October, American forces invaded the Filipino island of Leyte; soon after, Allied naval forces scored another large victory in the Battle of Leyte Gulf, one of the largest naval battles in history.[274]

Axis collapse, Allied victory (1944–45)

On 16 December 1944, Germany made a last attempt on the Western Front by using most of its remaining reserves to launch a massive counter-offensive in the Ardennes and along the French–German border to split the Western Allies, encircle large portions of Western Allied troops and capture their primary supply port at Antwerp to prompt a political settlement.[275] By January, the offensive had been repulsed with no strategic objectives fulfilled.[275] In Italy, the Western Allies remained stalemated at the German defensive line. In mid-January 1945, the Soviets and Poles attacked in Poland, pushing from the Vistula to the Oder river in Germany, and overran East Prussia.[276] On 4 February, Soviet, British and US leaders met for the Yalta Conference. They agreed on the occupation of post-war Germany, and on when the Soviet Union would join the war against Japan.[277]

In February, the Soviets entered Silesia and Pomerania, while Western Allies entered western Germany and closed to the Rhine river. By March, the Western Allies crossed the Rhine north and south of the Ruhr, encircling the German Army Group B.[278] In early March, in an attempt to protect its last oil reserves in Hungary and to retake Budapest, Germany launched its last major offensive against Soviet troops near Lake Balaton. In two weeks, the offensive had been repulsed, the Soviets advanced to Vienna, and captured the city. In early April, Soviet troops captured Königsberg, while the Western Allies finally pushed forward in Italy and swept across western Germany capturing Hamburg and Nuremberg. American and Soviet forces met at the Elbe river on 25 April, leaving several unoccupied pockets in southern Germany and around Berlin.

The German Reichstag after its capture by the Allied forces, 3 June 1945

Soviet and Polish forces stormed and captured Berlin in late April. In Italy, German forces surrendered on 29 April. On 30 April, the Reichstag was captured, signalling the military defeat of Nazi Germany,[279] Berlin garrison surrendered on 2 May.

Several changes in leadership occurred during this period. On 12 April, President Roosevelt died and was succeeded by Harry S. Truman. Benito Mussolini was killed by Italian partisans on 28 April.[280] Two days later, Hitler committed suicide in besieged Berlin, and he was succeeded by Grand Admiral Karl Dönitz.[281]

Total and unconditional surrender was signed on 7 and 8 May, to be effective by the end of 8 May.[282] German Army Group Centre resisted in Prague until 11 May.[283]

In the Pacific theatre, American forces accompanied by the forces of the Philippine Commonwealth advanced in the Philippines, clearing Leyte by the end of April 1945. They landed on Luzon in January 1945 and recaptured Manila in March. Fighting continued on Luzon, Mindanao, and other islands of the Philippines until the end of the war.[284] Meanwhile, the United States Army Air Forces launched a massive firebombing campaign of strategic cities in Japan in an effort to destroy Japanese war industry and civilian morale. A devastating bombing raid on Tokyo of 9–10 March was the deadliest conventional bombing raid in history.[285]

Japanese foreign affairs minister Mamoru Shigemitsu signs the Japanese Instrument of Surrender on board USS Missouri, 2 September 1945

In May 1945, Australian troops landed in Borneo, over-running the oilfields there. British, American, and Chinese forces defeated the Japanese in northern Burma in March, and the British pushed on to reach Rangoon by 3 May.[286] Chinese forces started a counterattack in the Battle of West Hunan that occurred between 6 April and 7 June 1945. American naval and amphibious forces also moved towards Japan, taking Iwo Jima by March, and Okinawa by the end of June.[287] At the same time, American submarines cut off Japanese imports, drastically reducing Japan's ability to supply its overseas forces.[288]

On 11 July, Allied leaders met in Potsdam, Germany. They confirmed earlier agreements about Germany,[289] and the American, British and Chinese governments reiterated the demand for unconditional surrender of Japan, specifically stating that "the alternative for Japan is prompt and utter destruction".[290] During this conference, the United Kingdom held its general election, and Clement Attlee replaced Churchill as Prime Minister.[291]

The call for unconditional surrender was rejected by the Japanese government, which believed it would be capable of negotiating for more favourable surrender terms.[292] In early August, the United States dropped atomic bombs on the Japanese cities of Hiroshima and Nagasaki. Between the two bombings, the Soviets, pursuant to the Yalta agreement, invaded Japanese-held Manchuria and quickly defeated the Kwantung Army, which was the largest Japanese fighting force,[293] thereby persuading previously adamant Imperial Army leaders to accept surrender terms.[294] The Red Army also captured the southern part of Sakhalin Island and the Kuril Islands. On 15 August 1945, Japan surrendered, with the surrender documents finally signed at Tokyo Bay on the deck of the American battleship USS Missouri on 2 September 1945, ending the war.[295]

Aftermath

Ruins of Warsaw in January 1945, after the deliberate destruction of the city by the occupying German forces

The Allies established occupation administrations in Austria and Germany. The former became a neutral state, non-aligned with any political bloc. The latter was divided into western and eastern occupation zones controlled by the Western Allies and the Soviet Union. A denazification programme in Germany led to the prosecution of Nazi war criminals in the Nuremberg trials and the removal of ex-Nazis from power, although this policy moved towards amnesty and re-integration of ex-Nazis into West German society.[296]

Germany lost a quarter of its pre-war (1937) territory. Among the eastern territories, Silesia, Neumark and most of Pomerania were taken over by Poland,[297] and East Prussia was divided between Poland and the Soviet Union, followed by the expulsion to Germany of the nine million Germans from these provinces,[298][299] as well as three million Germans from the Sudetenland in Czechoslovakia. By the 1950s, one-fifth of West Germans were refugees from the east. The Soviet Union also took over the Polish provinces east of the Curzon line,[300] from which 2 million Poles were expelled;[299][301] north-east Romania,[302][303] parts of eastern Finland,[304] and the three Baltic states were incorporated into the Soviet Union.[305][306]

Defendants at the Nuremberg trials, where the Allied forces prosecuted prominent members of the political, military, judicial and economic leadership of Nazi Germany for crimes against humanity

In an effort to maintain world peace,[307] the Allies formed the United Nations, which officially came into existence on 24 October 1945,[308] and adopted the Universal Declaration of Human Rights in 1948 as a common standard for all member nations.[309] The great powers that were the victors of the war—France, China, the United Kingdom, the Soviet Union and the United States—became the permanent members of the UN's Security Council.[8] The five permanent members remain so to the present, although there have been two seat changes, between the Republic of China and the People's Republic of China in 1971, and between the Soviet Union and its successor state, the Russian Federation, following the dissolution of the Soviet Union in 1991. The alliance between the Western Allies and the Soviet Union had begun to deteriorate even before the war was over.[310]

Post-war border changes in Central Europe and creation of the Eastern Bloc

Germany had been de facto divided, and two independent states, the Federal Republic of Germany and the German Democratic Republic,[311] were created within the borders of Allied and Soviet occupation zones. The rest of Europe was also divided into Western and Soviet spheres of influence.[312] Most eastern and central European countries fell into the Soviet sphere, which led to establishment of Communist-led regimes, with full or partial support of the Soviet occupation authorities. As a result, East Germany,[313] Poland, Hungary, Romania, Czechoslovakia, and Albania[314] became Soviet satellite states. Communist Yugoslavia conducted a fully independent policy, causing tension with the Soviet Union.[315]

Post-war division of the world was formalised by two international military alliances, the United States-led NATO and the Soviet-led Warsaw Pact.[316] The long period of political tensions and military competition between them, the Cold War, would be accompanied by an unprecedented arms race and proxy wars.[317]

In Asia, the United States led the occupation of Japan and administrated Japan's former islands in the Western Pacific, while the Soviets annexed Sakhalin and the Kuril Islands.[318] Korea, formerly under Japanese rule, was divided and occupied by the Soviet Union in the North and the United States in the South between 1945 and 1948. Separate republics emerged on both sides of the 38th parallel in 1948, each claiming to be the legitimate government for all of Korea, which led ultimately to the Korean War.[319]

In China, nationalist and communist forces resumed the civil war in June 1946. Communist forces were victorious and established the People's Republic of China on the mainland, while nationalist forces retreated to Taiwan in 1949.[320] In the Middle East, the Arab rejection of the United Nations Partition Plan for Palestine and the creation of Israel marked the escalation of the Arab–Israeli conflict. While European powers attempted to retain some or all of their colonial empires, their losses of prestige and resources during the war rendered this unsuccessful, leading to decolonisation.[321][322]

The global economy suffered heavily from the war, although participating nations were affected differently. The United States emerged much richer than any other nation, leading to a baby boom, and by 1950 its gross domestic product per person was much higher than that of any of the other powers, and it dominated the world economy.[323] The UK and US pursued a policy of industrial disarmament in Western Germany in the years 1945–1948.[324] Because of international trade interdependencies this led to European economic stagnation and delayed European recovery for several years.[325][326]

Recovery began with the mid-1948 currency reform in Western Germany, and was sped up by the liberalisation of European economic policy that the Marshall Plan (1948–1951) both directly and indirectly caused.[327][328] The post-1948 West German recovery has been called the German economic miracle.[329] Italy also experienced an economic boom[330] and the French economy rebounded.[331] By contrast, the United Kingdom was in a state of economic ruin,[332] and although receiving a quarter of the total Marshall Plan assistance, more than any other European country,[333] it continued in relative economic decline for decades.[334]

The Soviet Union, despite enormous human and material losses, also experienced rapid increase in production in the immediate post-war era.[335] Japan experienced incredibly rapid economic growth, becoming one of the most powerful economies in the world by the 1980s.[336] China returned to its pre-war industrial production by 1952.[337]

Impact

Casualties and war crimes

World War II deaths

Estimates for the total number of casualties in the war vary, because many deaths went unrecorded. Most suggest that some 60 million people died in the war, including about 20 million military personnel and 40 million civilians.[338][339][340] Many of the civilians died because of deliberate genocide, massacres, mass-bombings, disease, and starvation.[citation needed]

The Soviet Union lost around 27 million people during the war,[341] 8.7 million military and 19 million civilian deaths.[342] A quarter of the people in the Soviet Union were wounded or killed.[343] Germany sustained 5.3 million military losses, mostly on the Eastern Front and during the final battles in Germany.[344]

Of the total number of deaths in World War II, approximately 85 per cent—mostly Soviet and Chinese—were on the Allied side.[345] Many of these deaths were caused by war crimes committed by German and Japanese forces in occupied territories. An estimated 11[346] to 17 million[347] civilians died as a direct or as an indirect result of Nazi racist policies, including mass killing of around 6 million Jews, along with Roma, homosexuals, at least 1.9 million ethnic Poles[348][349] and millions of other Slavs (including Russians, Ukrainians and Belarusians), and other ethnic and minority groups.[350][347] Between 1941 and 1945, over 200,000 ethnic Serbs, along with gypsies and Jews, were persecuted and murdered by the Axis-aligned Croatian Ustaše in Yugoslavia.[351] Also, over 100,000 Poles were massacred by the Ukrainian Insurgent Army in the Volhynia massacres, between 1943 and 1945.[352] At the same time about 10,000–15,000 Ukrainians were killed by the Polish Home Army and other Polish units, in reprisal attacks.[353]

Chinese civilians being buried alive by soldiers of the Imperial Japanese Army, during the Nanking Massacre, December 1937

In Asia and the Pacific, between 3 million and more than 10 million civilians, mostly Chinese (estimated at 7.5 million[354]), were killed by the Japanese occupation forces.[355] The most infamous Japanese atrocity was the Nanking Massacre, in which fifty to three hundred thousand Chinese civilians were raped and murdered.[356] Mitsuyoshi Himeta reported that 2.7 million casualties occurred during the Sankō Sakusen. General Yasuji Okamura implemented the policy in Heipei and Shantung.[357]

Axis forces employed biological and chemical weapons. The Imperial Japanese Army used a variety of such weapons during its invasion and occupation of China (see Unit 731)[358][359] and in early conflicts against the Soviets.[360] Both the Germans and Japanese tested such weapons against civilians,[361] and sometimes on prisoners of war.[362]

The Soviet Union was responsible for the Katyn massacre of 22,000 Polish officers,[363] and the imprisonment or execution of thousands of political prisoners by the NKVD, along with mass civilian deportations to Siberia, in the Baltic states and eastern Poland annexed by the Red Army.[364]

The mass-bombing of cities in Europe and Asia has often been called a war crime, although no positive or specific customary international humanitarian law with respect to aerial warfare existed before or during World War II.[365] The USAAF firebombed a total of 67 Japanese cities, killing 393,000 civilians and destroying 65% of built-up areas.[366]

Genocide, concentration camps, and slave labour

Schutzstaffel (SS) female camp guards remove prisoners' bodies from lorries and carry them to a mass grave, inside the German Bergen-Belsen concentration camp, 1945

The German government led by Adolf Hitler and the Nazi Party was responsible for the Holocaust (killing approximately 6 million Jews), as well as for killing 2.7 million ethnic Poles[367] and 4 million others who were deemed "unworthy of life" (including the disabled and mentally ill, Soviet prisoners of war, Romani, homosexuals, Freemasons, and Jehovah's Witnesses) as part of a programme of deliberate extermination. Soviet POWs were kept in especially unbearable conditions, and, although their extermination was not an official goal, 3.6 million Soviet POWs out of 5.7 died in Nazi camps during the war.[368][369] In addition to concentration camps, death camps were created in Nazi Germany to exterminate people at an industrial scale. Nazi Germany extensively used forced labourers; about 12 million Europeans from German occupied countries were used as a slave work force in German agriculture and war economy.[370]

The Soviet Gulag became a de facto system of deadly camps during 1942–43, when wartime privation and hunger caused numerous deaths of inmates,[371] including foreign citizens of Poland and other countries occupied in 1939–40 by the Soviet Union, as well as Axis POWs.[372] By the end of the war, most Soviet POWs liberated from Nazi camps and many repatriated civilians were detained in special filtration camps where they were subjected to NKVD evaluation, and a significant part of them were sent to the Gulag as real or perceived Nazi collaborators.[373]

Prisoner identity photograph taken by the German SS of a Polish girl deported to Auschwitz. Approximately 230,000 children were held prisoner, and used in forced labor and medical experiments.

Japanese prisoner-of-war camps, many of which were used as labour camps, also had high death rates. The International Military Tribunal for the Far East found the death rate of Western prisoners was 27.1 per cent (for American POWs, 37 per cent),[374] seven times that of POWs under the Germans and Italians.[375] While 37,583 prisoners from the UK, 28,500 from the Netherlands, and 14,473 from the United States were released after the surrender of Japan, the number of Chinese released was only 56.[376]

At least five million Chinese civilians from northern China and Manchukuo were enslaved between 1935 and 1941 by the East Asia Development Board, or Kōain, for work in mines and war industries. After 1942, the number reached 10 million.[377] In Java, between 4 and 10 million rōmusha (Japanese: "manual labourers"), were forced to work by the Japanese military. About 270,000 of these Javanese labourers were sent to other Japanese-held areas in South East Asia, and only 52,000 were repatriated to Java.[378]

Occupation

Polish civilians wearing blindfolds photographed just before their execution by German soldiers in Palmiry forest, 1940

In Europe, occupation came under two forms. In Western, Northern, and Central Europe (France, Norway, Denmark, the Low Countries, and the annexed portions of Czechoslovakia) Germany established economic policies through which it collected roughly 69.5 billion reichmarks (27.8 billion US dollars) by the end of the war; this figure does not include the sizeable plunder of industrial products, military equipment, raw materials and other goods.[379] Thus, the income from occupied nations was over 40 per cent of the income Germany collected from taxation, a figure which increased to nearly 40 per cent of total German income as the war went on.[380]

Soviet partisans hanged by the German army. The Russian Academy of Sciences reported in 1995 civilian victims in the Soviet Union at German hands totalled 13.7 million dead, twenty percent of the 68 million persons in the occupied Soviet Union.

In the East, the intended gains of Lebensraum were never attained as fluctuating front-lines and Soviet scorched earth policies denied resources to the German invaders.[381] Unlike in the West, the Nazi racial policy encouraged extreme brutality against what it considered to be the "inferior people" of Slavic descent; most German advances were thus followed by mass executions.[382] Although resistance groups formed in most occupied territories, they did not significantly hamper German operations in either the East[383] or the West[384] until late 1943.

In Asia, Japan termed nations under its occupation as being part of the Greater East Asia Co-Prosperity Sphere, essentially a Japanese hegemony which it claimed was for purposes of liberating colonised peoples.[385] Although Japanese forces were originally welcomed as liberators from European domination in some territories, their excessive brutality turned local public opinion against them within weeks.[386] During Japan's initial conquest it captured 4,000,000 barrels (640,000 m3) of oil (~5.5×105 tonnes) left behind by retreating Allied forces, and by 1943 was able to get production in the Dutch East Indies up to 50 million barrels (~6.8×10^6 t), 76 per cent of its 1940 output rate.[386]

Home fronts and production

Allied to Axis GDP ratio

In Europe, before the outbreak of the war, the Allies had significant advantages in both population and economics. In 1938, the Western Allies (United Kingdom, France, Poland and British Dominions) had a 30 per cent larger population and a 30 per cent higher gross domestic product than the European Axis powers (Germany and Italy); if colonies are included, it then gives the Allies more than a 5:1 advantage in population and nearly 2:1 advantage in GDP.[387] In Asia at the same time, China had roughly six times the population of Japan, but only an 89 per cent higher GDP; this is reduced to three times the population and only a 38 per cent higher GDP if Japanese colonies are included.[387]

The United States provided about two-thirds of all the ordnance used by the Allies in terms of warships, transports, warplanes, artillery, tanks, trucks, and ammunition.[388] Though the Allies' economic and population advantages were largely mitigated during the initial rapid blitzkrieg attacks of Germany and Japan, they became the decisive factor by 1942, after the United States and Soviet Union joined the Allies, as the war largely settled into one of attrition.[389] While the Allies' ability to out-produce the Axis is often attributed to the Allies having more access to natural resources, other factors, such as Germany and Japan's reluctance to employ women in the labour force,[390] Allied strategic bombing,[391] and Germany's late shift to a war economy[392] contributed significantly. Additionally, neither Germany nor Japan planned to fight a protracted war, and were not equipped to do so.[393] To improve their production, Germany and Japan used millions of slave labourers;[394] Germany used about 12 million people, mostly from Eastern Europe,[370] while Japan used more than 18 million people in Far East Asia.[377][378]

Advances in technology and warfare

Aircraft were used for reconnaissance, as fighters, bombers, and ground-support, and each role was advanced considerably. Innovation included airlift (the capability to quickly move limited high-priority supplies, equipment, and personnel);[395] and of strategic bombing (the bombing of enemy industrial and population centres to destroy the enemy's ability to wage war).[396] Anti-aircraft weaponry also advanced, including defences such as radar and surface-to-air artillery. The use of the jet aircraft was pioneered and, though late introduction meant it had little impact, it led to jets becoming standard in air forces worldwide.[397] Although guided missiles were being developed, they were not advanced enough to reliably target aircraft until some years after the war.

Advances were made in nearly every aspect of naval warfare, most notably with aircraft carriers and submarines. Although aeronautical warfare had relatively little success at the start of the war, actions at Taranto, Pearl Harbor, and the Coral Sea established the carrier as the dominant capital ship in place of the battleship.[398][399][400] In the Atlantic, escort carriers proved to be a vital part of Allied convoys, increasing the effective protection radius and helping to close the Mid-Atlantic gap.[401] Carriers were also more economical than battleships because of the relatively low cost of aircraft[402] and their not requiring to be as heavily armoured.[403] Submarines, which had proved to be an effective weapon during the First World War,[404] were anticipated by all sides to be important in the second. The British focused development on anti-submarine weaponry and tactics, such as sonar and convoys, while Germany focused on improving its offensive capability, with designs such as the Type VII submarine and wolfpack tactics.[405] Gradually, improving Allied technologies such as the Leigh light, hedgehog, squid, and homing torpedoes proved victorious.[citation needed]

A V-2 rocket launched from a fixed site in Peenemünde, 21 June 1943

Land warfare changed from the static front lines of trench warfare of World War I, which had relied on improved artillery that outmatched the speed of both infantry and cavalry, to increased mobility and combined arms. The tank, which had been used predominantly for infantry support in the First World War, had evolved into the primary weapon.[406] In the late 1930s, tank design was considerably more advanced than it had been during World War I,[407] and advances continued throughout the war with increases in speed, armour and firepower.[citation needed] At the start of the war, most commanders thought enemy tanks should be met by tanks with superior specifications.[408] This idea was challenged by the poor performance of the relatively light early tank guns against armour, and German doctrine of avoiding tank-versus-tank combat. This, along with Germany's use of combined arms, were among the key elements of their highly successful blitzkrieg tactics across Poland and France.[406] Many means of destroying tanks, including indirect artillery, anti-tank guns (both towed and self-propelled), mines, short-ranged infantry antitank weapons, and other tanks were used.[408] Even with large-scale mechanisation, infantry remained the backbone of all forces,[409] and throughout the war, most infantry were equipped similarly to World War I.[410] The portable machine gun spread, a notable example being the German MG34, and various submachine guns which were suited to close combat in urban and jungle settings.[410] The assault rifle, a late war development incorporating many features of the rifle and submachine gun, became the standard postwar infantry weapon for most armed forces.[411]

Nuclear Gadget being raised to the top of the detonation "shot tower", at Alamogordo Bombing Range; Trinity nuclear test, New Mexico, July 1945

Most major belligerents attempted to solve the problems of complexity and security involved in using large codebooks for cryptography by designing ciphering machines, the most well known being the German Enigma machine.[412] Development of SIGINT (signals intelligence) and cryptanalysis enabled the countering process of decryption. Notable examples were the Allied decryption of Japanese naval codes[413] and British Ultra, a pioneering method for decoding Enigma benefiting from information given to the United Kingdom by the Polish Cipher Bureau, which had been decoding early versions of Enigma before the war.[414] Another aspect of military intelligence was the use of deception, which the Allies used to great effect, such as in operations Mincemeat and Bodyguard.[413][415]

Other technological and engineering feats achieved during, or as a result of, the war include the world's first programmable computers (Z3, Colossus, and ENIAC), guided missiles and modern rockets, the Manhattan Project's development of nuclear weapons, operations research and the development of artificial harbours and oil pipelines under the English Channel.[citation needed]

See also

Notes

  1. ^ While various other dates have been proposed as the date on which World War II began or ended, this is the time span most frequently cited.
  2. ^ Although open hostilities existed between Japan and China from 1937, neither belligerent formally declared war on the other until after the attack on Pearl Harbor in 1941.[6]

Citations

  1. ^ Gilbert 2001, p. 291.
  2. ^ James A. Tyner (2009). War, Violence, and Population: Making the Body Count. The Guilford Press. p. 49. ISBN 978-1-60623-038-1.
  3. ^ Sommerville 2008, p. 5 (2011 ed.).
  4. ^ "Roots – Non-Jewish Holocaust Victims : The 5,000,000 others". www.bbc.co.uk. BBC – Tyne. Archived from the original on 19 October 2017. Retrieved 27 August 2017.
  5. ^ Barrett & Shyu 2001, p. 6.
  6. ^ "China's Declaration of War Against Japan, Also Against Germany and Italy". Contemporary China. 1 (15). 15 December 1941.
  7. ^ Axelrod, Alan (2007), Encyclopedia of World War II, 1, Infobase Publishing, p. 659, ISBN 978-0-8160-6022-1
  8. ^ a b The UN Security Council, archived from the original on 20 June 2012, retrieved 15 May 2012
  9. ^ Herman Van Rompuy, President of the European Council; José Manuel Durão Barroso, President of the European Commission (10 December 2012). "From War to Peace: A European Tale". Nobel Lecture by the European Union. Archived from the original on 4 January 2014. Retrieved 4 January 2014.
  10. ^ Weinberg 2005, p. 6.
  11. ^ Wells, Anne Sharp (2014) Historical Dictionary of World War II: The War against Germany and Italy. Rowman & Littlefield Publishing. p. 7.
  12. ^ Ferris, John; Mawdsley, Evan (2015). The Cambridge History of the Second World War, Volume I: Fighting the War. Cambridge: Cambridge University Press.
  13. ^ Förster & Gessler 2005, p. 64.
  14. ^ Ghuhl, Wernar (2007) Imperial Japan's World War Two Transaction Publishers pp. 7, 30
  15. ^ Polmar, Norman; Thomas B. Allen (1991) World War II: America at war, 1941–1945 ISBN 978-0-394-58530-7
  16. ^ Ben-Horin 1943, p. 169; Taylor 1979, p. 124; Yisreelit, Hevrah Mizrahit (1965). Asian and African Studies, p. 191.
    For 1941 see Taylor 1961, p. vii; Kellogg, William O (2003). American History the Easy Way. Barron's Educational Series. p. 236 ISBN 0-7641-1973-7.
    There is also the viewpoint that both World War I and World War II are part of the same "European Civil War" or "Second Thirty Years War": Canfora 2006, p. 155; Prins 2002, p. 11.
  17. ^ Beevor 2012, p. 10.
  18. ^ Masaya 1990, p. 4.
  19. ^ "History of German-American Relations » 1989–1994 – Reunification » "Two-plus-Four-Treaty": Treaty on the Final Settlement with Respect to Germany, September 12, 1990". usa.usembassy.de. Archived from the original on 7 May 2012. Retrieved 6 May 2012.
  20. ^ Why Japan and Russia never signed a WWII peace treaty Archived 4 June 2018 at the Wayback Machine. Asia Times.
  21. ^ Ingram 2006, pp. 76–78.
  22. ^ Kantowicz 1999, p. 149.
  23. ^ Shaw 2000, p. 35.
  24. ^ Brody 1999, p. 4.
  25. ^ Zalampas 1989, p. 62.
  26. ^ Mandelbaum 1988, p. 96; Record 2005, p. 50.
  27. ^ Schmitz 2000, p. 124.
  28. ^ Adamthwaite 1992, p. 52.
  29. ^ Shirer 1990, pp. 298–99.
  30. ^ Preston 1998, p. 104.
  31. ^ Myers & Peattie 1987, p. 458.
  32. ^ Smith & Steadman 2004, p. 28.
  33. ^ Coogan 1993: "Although some Chinese troops in the Northeast managed to retreat south, others were trapped by the advancing Japanese Army and were faced with the choice of resistance in defiance of orders, or surrender. A few commanders submitted, receiving high office in the puppet government, but others took up arms against the invader. The forces they commanded were the first of the volunteer armies."
  34. ^ Busky 2002, p. 10.
  35. ^ Andrea L. Stanton; Edward Ramsamy; Peter J. Seybolt (2012). Cultural Sociology of the Middle East, Asia, and Africa: An Encyclopedia. p. 308. ISBN 978-1-4129-8176-7. Archived from the original on 18 August 2018. Retrieved 6 April 2014.
  36. ^ Barker 1971, pp. 131–32.
  37. ^ Shirer 1990, p. 289.
  38. ^ Kitson 2001, p. 231.
  39. ^ Neulen 2000, p. 25.
  40. ^ Payne 2008, p. 271.
  41. ^ Payne 2008, p. 146.
  42. ^ Eastman 1986, pp. 547–51.
  43. ^ Hsu & Chang 1971, pp. 195–200.
  44. ^ Tucker, Spencer C. (2009). A Global Chronology of Conflict: From the Ancient World to the Modern Middle East [6 volumes]: From the Ancient World to the Modern Middle East. ABC-CLIO. ISBN 978-1-85109-672-5. Archived from the original on 18 August 2018. Retrieved 27 August 2017 – via Google Books.
  45. ^ Yang Kuisong, "On the reconstruction of the facts of the Battle of Pingxingguan"
  46. ^ Levene, Mark and Roberts, Penny. The Massacre in History. 1999, pp. 223–24
  47. ^ Totten, Samuel. Dictionary of Genocide. 2008, 298–99.
  48. ^ Hsu & Chang 1971, pp. 221–30.
  49. ^ Eastman 1986, p. 566.
  50. ^ Taylor 2009, pp. 150–52.
  51. ^ Sella 1983, pp. 651–87.
  52. ^ Beevor 2012, p. 342.
  53. ^ Goldman, Stuart D. (28 August 2012). "The Forgotten Soviet-Japanese War of 1939". The Diplomat. Archived from the original on 29 June 2015. Retrieved 26 June 2015.
  54. ^ Timothy Neeno. "Nomonhan: The Second Russo-Japanese War". MilitaryHistoryOnline.com. Archived from the original on 24 November 2005. Retrieved 26 June 2015.
  55. ^ Collier & Pedley 2000, p. 144.
  56. ^ Kershaw 2001, pp. 121–22.
  57. ^ Kershaw 2001, p. 157.
  58. ^ Davies 2006, pp. 143–44 (2008 ed.).
  59. ^ Shirer 1990, pp. 461–62.
  60. ^ Lowe & Marzari 2002, p. 330.
  61. ^ Dear & Foot 2001, p. 234.
  62. ^ Shirer 1990, p. 471.
  63. ^ Watson, Derek (2000). "Molotov's Apprenticeship in Foreign Policy: The Triple Alliance Negotiations in 1939". Europe-Asia Studies. 52 (4): 695–722. doi:10.1080/713663077. JSTOR 153322.
  64. ^ Shore 2003, p. 108.
  65. ^ Dear & Foot 2001, p. 608.
  66. ^ "The German Campaign In Poland (1939)". Archived from the original on 24 May 2014. Retrieved 29 October 2014.
  67. ^ a b "The Danzig Crisis". ww2db.com. Archived from the original on 5 May 2016. Retrieved 29 April 2016.
  68. ^ a b "Major international events of 1939, with explanation". Ibiblio.org. Archived from the original on 10 March 2013. Retrieved 9 May 2013.
  69. ^ Evans 2008, pp. 1–2.
  70. ^ David T. Zabecki (1 May 2015). World War II in Europe: An Encyclopedia. Routledge. p. 1663. ISBN 978-1-135-81242-3. The earliest fighting started at 0445 hours when marines from the battleship Schleswig-Holstein attempted to storm a small Polish fort in Danzig, the Westerplate
  71. ^ Keegan 1997, p. 35.
    Cienciala 2010, p. 128, observes that, while it is true that Poland was far away, making it difficult for the French and British to provide support, "[f]ew Western historians of World War II ... know that the British had committed to bomb Germany if it attacked Poland, but did not do so except for one raid on the base of Wilhelmshafen. The French, who committed to attack Germany in the west, had no intention of doing so."
  72. ^ Beevor 2012, p. 32; Dear & Foot 2001, pp. 248–49; Roskill 1954, p. 64.
  73. ^ James Bjorkman, New Hope for Allied Shipping Archived 18 December 2018 at the Wayback Machine, Retrieved 17 December 2018.
  74. ^ Zaloga 2002, pp. 80, 83.
  75. ^ Ginsburgs, George (1958). "A Case Study in the Soviet Use of International Law: Eastern Poland in 1939". The American Journal of International Law. 52 (1): 69–84. doi:10.2307/2195670. JSTOR 2195670.
  76. ^ a b Hempel 2005, p. 24.
  77. ^ Zaloga 2002, pp. 88–89.
  78. ^ Nuremberg Documents C-62/GB86, a directive from Hitler in October 1939 which concludes: "The attack [on France] is to be launched this Autumn if conditions are at all possible."
  79. ^ Liddell Hart 1977, pp. 39–40.
  80. ^ Bullock 1990, pp. 563–64, 566, 568–69, 574–75 (1983 ed.).
  81. ^ Blitzkrieg: From the Rise of Hitler to the Fall of Dunkirk, L Deighton, Jonathan Cape, 1993, pp. 186–87. Deighton states that "the offensive was postponed twenty-nine times before it finally took place."
  82. ^ Smith et al. 2002, p. 24.
  83. ^ a b Bilinsky 1999, p. 9.
  84. ^ Murray & Millett 2001, pp. 55–56.
  85. ^ Spring 1986, pp. 207–26.
  86. ^ Carl van Dyke. The Soviet Invasion of Finland. Frank Cass Publishers, Portland, OR. ISBN 0-7146-4753-5, p. 71.
  87. ^ Hanhimäki 1997, p. 12.
  88. ^ Ferguson 2006, pp. 367, 376, 379, 417.
  89. ^ Snyder 2010, p. 118ff.
  90. ^ Koch 1983, pp. 912–14, 917–20.
  91. ^ Roberts 2006, p. 56.
  92. ^ Roberts 2006, p. 59.
  93. ^ Murray & Millett 2001, pp. 57–63.
  94. ^ Commager 2004, p. 9.
  95. ^ Reynolds 2006, p. 76.
  96. ^ Evans 2008, pp. 122–23.
  97. ^ Keegan 1997, pp. 59–60.
  98. ^ Regan 2004, p. 152.
  99. ^ Liddell Hart 1977, p. 48.
  100. ^ Keegan 1997, pp. 66–67.
  101. ^ Overy & Wheatcroft 1999, p. 207.
  102. ^ Umbreit 1991, p. 311.
  103. ^ Brown 2004, p. 198.
  104. ^ Keegan 1997, p. 72.
  105. ^ a b Murray 1983, The Battle of Britain.
  106. ^ a b c "Major international events of 1940, with explanation". Ibiblio.org. Archived from the original on 25 May 2013.
  107. ^ Dear & Foot 2001, pp. 108–09.
  108. ^ Goldstein 2004, p. 35
  109. ^ Steury 1987, p. 209; Zetterling & Tamelander 2009, p. 282.
  110. ^ Overy & Wheatcroft 1999, pp. 328–30.
  111. ^ Maingot 1994, p. 52.
  112. ^ Cantril 1940, p. 390.
  113. ^ Skinner Watson, Mark. "Coordination With Britain". US Army in WWII – Chief of Staff: Prewar Plans and Operations. Archived from the original on 30 April 2013. Retrieved 13 May 2013.
  114. ^ Bilhartz & Elliott 2007, p. 179.
  115. ^ Dear & Foot 2001, p. 877.
  116. ^ Dear & Foot 2001, pp. 745–46.
  117. ^ Clogg 2002, p. 118.
  118. ^ Evans 2008, pp. 146, 152; US Army 1986, pp. 4–6
  119. ^ Jowett 2001, pp. 9–10.
  120. ^ Jackson 2006, p. 106.
  121. ^ Laurier 2001, pp. 7–8.
  122. ^ Murray & Millett 2001, pp. 263–76.
  123. ^ Gilbert 1989, pp. 174–75.
  124. ^ Gilbert 1989, pp. 184–87.
  125. ^ Gilbert 1989, pp. 208, 575, 604.
  126. ^ Watson 2003, p. 80.
  127. ^ Garver 1988, p. 114.
  128. ^ Weinberg 2005, p. 195.
  129. ^ Murray 1983, p. 69.
  130. ^ Shirer 1990, pp. 810–12.
  131. ^ a b Klooz, Marle; Wiley, Evelyn (1944), Events leading up to World War II – Chronological History, 78th Congress, 2d Session – House Document N. 541, Director: Humphrey, Richard A., Washington: US Government Printing Office, pp. 267–312 (1941), archived from the original on 14 December 2013, retrieved 9 May 2013.
  132. ^ Sella 1978.
  133. ^ Kershaw 2007, pp. 66–69.
  134. ^ Steinberg 1995.
  135. ^ Hauner 1978.
  136. ^ Roberts 1995.
  137. ^ Wilt 1981.
  138. ^ Erickson 2003, pp. 114–37.
  139. ^ Glantz 2001, p. 9.
  140. ^ Farrell 1993.
  141. ^ Keeble 1990, p. 29.
  142. ^ Bueno de Mesquita et al. 2003, p. 425.
  143. ^ Beevor 2012, p. 220.
  144. ^ Kleinfeld 1983.
  145. ^ Jukes 2001, p. 113.
  146. ^ Glantz 2001, p. 26: "By 1 November [the Wehrmacht] had lost fully 20% of its committed strength (686,000 men), up to 2/3 of its ½-million motor vehicles, and 65 percent of its tanks. The German Army High Command (OKH) rated its 136 divisions as equivalent to 83 full-strength divisions."
  147. ^ Reinhardt 1992, p. 227.
  148. ^ Milward 1964.
  149. ^ Rotundo 1986.
  150. ^ Glantz 2001, p. 26.
  151. ^ Deighton, Len (1993). Blood, Tears and Folly. London: Pimlico. p. 479. ISBN 978-0-7126-6226-0.
  152. ^ Beevor 1998, pp. 41–42; Evans 2008, pp. 213–14, notes that "Zhukov had pushed the Germans back where they had launched Operation Typhoon two months before. ... Only Stalin's decision to attack all along the front instead of concentrating his forces in an all-out assault against the retreating German Army Group Centre prevented the disaster from being even worse."
  153. ^ Jowett & Andrew 2002, p. 14.
  154. ^ Overy & Wheatcroft 1999, p. 289.
  155. ^ Morison 2002, p. 60.
  156. ^ Joes 2004, p. 224.
  157. ^ Fairbank & Goldman 2006, p. 320.
  158. ^ Hsu & Chang 1971, p. 30.
  159. ^ Hsu & Chang 1971, p. 33.
  160. ^ "Japanese Policy and Strategy 1931 – July 1941". US Army in WWII – Strategy and Command: The First Two Years. pp. 45–66. Archived from the original on 6 January 2013. Retrieved 15 May 2013.
  161. ^ Anderson 1975, p. 201.
  162. ^ Evans & Peattie 2012, p. 456.
  163. ^ Coox, Alvin (1985). Nomonhan: Japan against Russia, 1939. Stanford, CA: Stanford University Press. pp. 1046–49. ISBN 978-0-8047-1835-6.
  164. ^ a b "The decision for War". US Army in WWII – Strategy and Command: The First Two Years. pp. 113–27. Archived from the original on 25 May 2013. Retrieved 15 May 2013.
  165. ^ a b "The Showdown With Japan Aug–Dec 1941". US Army in WWII – Strategic Planning for Coalition Warfare. pp. 63–96. Archived from the original on 9 November 2012. Retrieved 15 May 2013.
  166. ^ The United States Replies Archived 29 April 2013 at the Wayback Machine. Investigation of the Pearl Harbor attack.
  167. ^ Painter 2012, p. 26: "The United States cut off oil exports to Japan in the summer of 1941, forcing Japanese leaders to choose between going to war to seize the oil fields of the Netherlands East Indies or giving in to U.S. pressure."
  168. ^ Wood 2007, p. 9, listing various military and diplomatic developments, observes that "the threat to Japan was not purely economic."
  169. ^ Lightbody 2004, p. 125.
  170. ^ Weinberg 2005, p. 310
  171. ^ Dower 1986, p. 5, calls attention to the fact that "the Allied struggle against Japan exposed the racist underpinnings of the European and American colonial structure. Japan did not invade independent countries in southern Asia. It invaded colonial outposts which the Westerners had dominated for generations, taking absolutely for granted their racial and cultural superiority over their Asian subjects." Dower goes on to note that, before the horrors of Japanese occupation made themselves felt, many Asians responded favourably to the victories of the Imperial Japanese forces.
  172. ^ Wood 2007, pp. 11–12.
  173. ^ a b Wohlstetter 1962, pp. 341–43.
  174. ^ Dunn 1998, p. 157. According to May 1955, p. 155, Churchill stated: "Russian declaration of war on Japan would be greatly to our advantage, provided, but only provided, that Russians are confident that will not impair their Western Front."
  175. ^ Adolf Hitler's Declaration of War against the United States in Wikisource.
  176. ^ Klooz, Marle; Wiley, Evelyn (1944), Events leading up to World War II – Chronological History, 78th Congress, 2d Session – House Document N. 541, Director: Humphrey, Richard A., Washington: US Government Printing Office, p. 310 (1941), archived from the original on 14 December 2013, retrieved 9 May 2013.
  177. ^ Bosworth & Maiolo 2015, pp. 313–14.
  178. ^ Mingst & Karns 2007, p. 22.
  179. ^ Shirer 1990, p. 904.
  180. ^ "The First Full Dress Debate over Strategic Deployment. Dec 1941 – Jan 1942". US Army in WWII – Strategic Planning for Coalition Warfare. pp. 97–119. Archived from the original on 9 November 2012. Retrieved 16 May 2013.
  181. ^ "The Elimination of the Alternatives. Jul–Aug 1942". US Army in WWII – Strategic Planning for Coalition Warfare. pp. 266–92. Archived from the original on 30 April 2013. Retrieved 16 May 2013.
  182. ^ "Casablanca – Beginning of an Era: January 1943". US Army in WWII – Strategic Planning for Coalition Warfare. pp. 18–42. Archived from the original on 25 May 2013. Retrieved 16 May 2013.
  183. ^ "The Trident Conference – New Patterns: May 1943". US Army in WWII – Strategic Planning for Coalition Warfare. pp. 126–45. Archived from the original on 25 May 2013. Retrieved 16 May 2013.
  184. ^ Beevor 2012, pp. 247–67, 345.
  185. ^ Lewis 1953, p. 529 (Table 11).
  186. ^ Slim 1956, pp. 71–74.
  187. ^ Grove 1995, p. 362.
  188. ^ Ch'i 1992, p. 158.
  189. ^ Perez 1998, p. 145.
  190. ^ Maddox 1992, pp. 111–12.
  191. ^ Salecker 2001, p. 186.
  192. ^ Schoppa 2011, p. 28.
  193. ^ Chevrier & Chomiczewski & Garrigue 2004 Archived 18 August 2018 at the Wayback Machine, p. 19.
  194. ^ Ropp 2000, p. 368.
  195. ^ Weinberg 2005, p. 339.
  196. ^ Gilbert, Adrian (2003). The Encyclopedia of Warfare: From Earliest Times to the Present Day. Globe Pequot. p. 259. ISBN 978-1-59228-027-8.
  197. ^ Swain 2001, p. 197.
  198. ^ Hane 2001, p. 340.
  199. ^ Marston 2005, p. 111.
  200. ^ Brayley 2002, p. 9.
  201. ^ Glantz 2001, p. 31.
  202. ^ Read 2004, p. 764.
  203. ^ Davies 2006, p. 100 (2008 ed.).
  204. ^ Beevor 1998, pp. 239–65.
  205. ^ Black 2003, p. 119.
  206. ^ Beevor 1998, pp. 383–91.
  207. ^ Erickson 2001, p. 142.
  208. ^ Milner 1990, p. 52.
  209. ^ Beevor 2012, pp. 224–28.
  210. ^ Molinari 2007, p. 91.
  211. ^ Mitcham 2007, p. 31.
  212. ^ Beevor 2012, pp. 380–81.
  213. ^ Rich 1992, p. 178.
  214. ^ Gordon 2004, p. 129.
  215. ^ Neillands 2005.
  216. ^ Keegan 1997, p. 277.
  217. ^ Smith 2002.
  218. ^ Thomas & Andrew 1998, p. 8.
  219. ^ a b c d Ross 1997, p. 38.
  220. ^ Bonner & Bonner 2001, p. 24.
  221. ^ Collier 2003, p. 11.
  222. ^ "The Civilians" Archived 5 November 2013 at the Wayback Machine United States Strategic Bombing Survey Summary Report (European War)
  223. ^ Overy 1995, pp. 119–20.
  224. ^ Thompson & Randall 2008, p. 164.
  225. ^ Kennedy 2001, p. 610.
  226. ^ Rottman 2002, p. 228.
  227. ^ Glantz 1986; Glantz 1989, pp. 149–59.
  228. ^ Kershaw 2001, p. 592.
  229. ^ O'Reilly 2001, p. 32.
  230. ^ Bellamy 2007, p. 595.
  231. ^ O'Reilly 2001, p. 35.
  232. ^ Healy 1992, p. 90.
  233. ^ Glantz 2001, pp. 50–55.
  234. ^ Kolko 1990, p. 45
  235. ^ Mazower 2008, p. 362.
  236. ^ Hart, Hart & Hughes 2000, p. 151.
  237. ^ Blinkhorn 2006, p. 52.
  238. ^ Read & Fisher 2002, p. 129.
  239. ^ Padfield 1998, pp. 335–36.
  240. ^ Kolko 1990, pp. 211, 235, 267–68.
  241. ^ Iriye 1981, p. 154.
  242. ^ Mitter 2014, p. 286.
  243. ^ Polley 2000, p. 148.
  244. ^ Beevor 2012, pp. 268–74.
  245. ^ Ch'i 1992, p. 161.
  246. ^ Hsu & Chang 1971, pp. 412–16, Map 38
  247. ^ Weinberg 2005, pp. 660–61.
  248. ^ Glantz 2002, pp. 327–66.
  249. ^ Glantz 2002, pp. 367–414.
  250. ^ Chubarov 2001, p. 122.
  251. ^ Holland 2008, pp. 169–84; Beevor 2012, pp. 568–73.
    The weeks after the fall of Rome saw a dramatic upswing in German atrocities in Italy (Mazower 2008, pp. 500–02). The period featured massacres with victims in the hundreds at Civitella (de Grazia & Paggi 1991; Belco 2010), Fosse Ardeatine (Portelli 2003), and Sant'Anna di Stazzema (Gordon 2012, pp. 10–11), and is capped with the Marzabotto massacre.
  252. ^ Lightbody 2004, p. 224.
  253. ^ a b Zeiler 2004, p. 60.
  254. ^ Beevor 2012, pp. 555–60.
  255. ^ Ch'i 1992, p. 163.
  256. ^ Coble 2003, p. 85.
  257. ^ Rees 2008, pp. 406–07: "Stalin always believed that Britain and America were delaying the second front so that the Soviet Union would bear the brunt of the war."
  258. ^ Weinberg 2005, p. 695.
  259. ^ Badsey 1990, p. 91.
  260. ^ Dear & Foot 2001, p. 562.
  261. ^ Forrest, Evans & Gibbons 2012, p. 191
  262. ^ Zaloga 1996, p. 7: "It was the most calamitous defeat of all the German armed forces in World War II."
  263. ^ Berend 1996, p. 8.
  264. ^ "Armistice Negotiations and Soviet Occupation". US Library of Congress. Archived from the original on 30 April 2011. Retrieved 14 November 2009. The coup speeded the Red Army's advance, and the Soviet Union later awarded Michael the Order of Victory for his personal courage in overthrowing Antonescu and putting an end to Romania's war against the Allies. Western historians uniformly point out that the Communists played only a supporting role in the coup; postwar Romanian historians, however, ascribe to the Communists the decisive role in Antonescu's overthrow
  265. ^ Evans 2008, p. 653.
  266. ^ Wiest & Barbier 2002, pp. 65–66.
  267. ^ Wiktor, Christian L (1998). Multilateral Treaty Calendar – 1648–1995. Kluwer Law International. p. 426. ISBN 978-90-411-0584-4.
  268. ^ Schire 1990, p. 1085.
  269. ^ Marston 2005, p. 120.
  270. ^ Article about War of Resistance "Archived copy". Archived from the original on 3 March 2016. Retrieved 16 March 2013.CS1 maint: Archived copy as title (link)
  271. ^ Jowett & Andrew 2002, p. 8.
  272. ^ Howard 2004, p. 140.
  273. ^ Drea 2003, p. 54.
  274. ^ Cook & Bewes 1997, p. 305.
  275. ^ a b Parker 2004, pp. xiii–xiv, 6–8, 68–70, 329–30
  276. ^ Glantz 2001, p. 85.
  277. ^ Beevor 2012, pp. 709–22.
  278. ^ Buchanan 2006, p. 21.
  279. ^ Shepardson 1998.
  280. ^ O'Reilly 2001, p. 244.
  281. ^ Kershaw 2001, p. 823.
  282. ^ Evans 2008, p. 737.
  283. ^ Glantz 1998, p. 24.
  284. ^ Chant, Christopher (1986). The Encyclopedia of Codenames of World War II. Routledge & Kegan Paul. p. 118. ISBN 978-0-7102-0718-0.
  285. ^ Long, Tony (9 March 2011). "March 9, 1945: Burning the Heart Out of the Enemy". wired.com. Wired Magazine. Archived from the original on 23 March 2017. Retrieved 22 June 2018. 1945: In the single deadliest air raid of World War II, 330 American B-29s rain incendiary bombs on Tokyo, touching off a firestorm that kills upwards of 100,000 people, burns a quarter of the city to the ground, and leaves a million homeless.
  286. ^ Drea 2003, p. 57.
  287. ^ Jowett & Andrew 2002, p. 6.
  288. ^ Poirier, Michel Thomas (20 October 1999). "Results of the German and American Submarine Campaigns of World War II". U.S. Navy. Archived from the original on 9 April 2008. Retrieved 13 April 2008.
  289. ^ Williams 2006, p. 90.
  290. ^ Miscamble 2007, p. 201.
  291. ^ Miscamble 2007, pp. 203–04.
  292. ^ Ward Wilson. "The Winning Weapon? Rethinking Nuclear Weapons in Light of Hiroshima". International Security, Vol. 31, No. 4 (Spring 2007), pp. 162–79.
  293. ^ Glantz 2005.
  294. ^ Pape 1993 " The principal cause of Japan's surrender was the ability of the United States to increase the military vulnerability of Japan's home islands, persuading Japanese leaders that defense of the homeland was highly unlikely to succeed. The key military factor causing this effect was the sea blockade, which crippled Japan's ability to produce and equip the forces necessary to execute its strategy. The most important factor accounting for the timing of surrender was the Soviet attack against Manchuria, largely because it persuaded previously adamant Army leaders that the homeland could not be defended.".
  295. ^ Beevor 2012, p. 776.
  296. ^ Frei 2002, pp. 41–66.
  297. ^ Eberhardt, Piotr (2015). "The Oder-Neisse Line as Poland's western border: As postulated and made a reality". Geographia Polonica. 88 (1). Archived from the original on 3 May 2018. Retrieved 3 May 2018.
  298. ^ Eberhardt, Piotr (2006). Political Migrations in Poland 1939–1948 (PDF). Warsaw: Didactica. ISBN 978-1-5361-1035-7. Archived from the original (PDF) on 26 June 2015.
  299. ^ a b Eberhardt, Piotr (2011). Political Migrations On Polish Territories (1939-1950) (PDF). Warsaw: Polish Academy of Sciences. ISBN 978-83-61590-46-0. Archived (PDF) from the original on 20 May 2014. Retrieved 3 May 2018.
  300. ^ Eberhardt, Piotr (2012). "The Curzon line as the eastern boundary of Poland. The origins and the political background". Geographia Polonica. 85 (1). Archived from the original on 3 May 2018. Retrieved 3 May 2018.
  301. ^ Roberts 2006, p. 43.
  302. ^ Roberts 2006, p. 55.
  303. ^ Shirer 1990, p. 794.
  304. ^ Kennedy-Pipe 1995.
  305. ^ Wettig 2008, pp. 20–21.
  306. ^ Senn 2007, p. ?.
  307. ^ Yoder 1997, p. 39.
  308. ^ "History of the UN". United Nations. Archived from the original on 18 February 2010. Retrieved 25 January 2010.
  309. ^ Waltz 2002.
    The UDHR is viewable here [1] Archived 3 July 2017 at the Wayback Machine.
  310. ^ Kantowicz 2000, p. 6.
  311. ^ Wettig 2008, pp. 96–100.
  312. ^ Trachtenberg 1999, p. 33.
  313. ^ Applebaum 2012.
  314. ^ Naimark 2010.
  315. ^ Swain 1992.
  316. ^ Borstelmann 2005, p. 318.
  317. ^ Leffler & Westad 2010.
  318. ^ Weinberg 2005, p. 911.
  319. ^ Stueck 2010, p. 71.
  320. ^ Lynch 2010, pp. 12–13.
  321. ^ Roberts 1997, p. 589.
  322. ^ Darwin 2007, pp. 441–43, 464–68.
  323. ^ Dear & Foot 2001, p. 1006; Harrison 1998, pp. 34–55.
  324. ^ Balabkins 1964, p. 207.
  325. ^ Petrov 1967, p. 263.
  326. ^ Balabkins 1964, pp. 208, 209.
  327. ^ DeLong & Eichengreen 1993, pp. 190, 191
  328. ^ Balabkins 1964, p. 212.
  329. ^ Wolf 1993, pp. 29, 30, 32
  330. ^ Bull & Newell 2005, pp. 20, 21
  331. ^ Ritchie 1992, p. 23.
  332. ^ Minford 1993, p. 117.
  333. ^ Schain 2001.
  334. ^ Emadi-Coffin 2002, p. 64.
  335. ^ Smith 1993, p. 32.
  336. ^ Neary 1992, p. 49.
  337. ^ Genzberger, Christine (1994). China Business: The Portable Encyclopedia for Doing Business with China. Petaluma, CA: World Trade Press. p. 4. ISBN 978-0-9631864-3-0.
  338. ^ O'Brien, Prof. Joseph V. "World War II: Combatants and Casualties (1937–1945)". Obee's History Page. John Jay College of Criminal Justice. Archived from the original on 25 December 2010. Retrieved 28 December 2013.
  339. ^ White, Matthew. "Source List and Detailed Death Tolls for the Twentieth Century Hemoclysm". Historical Atlas of the Twentieth Century. Matthew White's Homepage. Archived from the original on 4 August 2012. Retrieved 20 April 2007.
  340. ^ "World War II Fatalities". secondworldwar.co.uk. Archived from the original on 22 September 2008. Retrieved 20 April 2007.
  341. ^ Hosking 2006, p. 242
  342. ^ Ellman & Maksudov 1994.
  343. ^ Smith 1994, p. 204.
  344. ^ Herf 2003.
  345. ^ Friedrich, Karsten. The Cruel Slaughter of Adolf Hitler. Lulu.com. ISBN 978-1-4467-9570-5. Archived from the original on 18 August 2018. Retrieved 27 August 2017 – via Google Books.
  346. ^ Florida Center for Instructional Technology (2005). "Victims". A Teacher's Guide to the Holocaust. University of South Florida. Archived from the original on 16 May 2016. Retrieved 2 February 2008.
  347. ^ a b Niewyk & Nicosia 2000, pp. 45–52.
  348. ^ Snyder, Timothy (16 July 2009). "Holocaust: The Ignored Reality". The New York Review of Books. Archived from the original on 10 October 2017. Retrieved 27 August 2017.
  349. ^ "Polish Victims". www.ushmm.org. Archived from the original on 7 May 2016. Retrieved 27 August 2017.
  350. ^ "Non-Jewish Holocaust Victims : The 5,000,000 others". BBC. April 2006. Archived from the original on 3 March 2013. Retrieved 4 August 2013.
  351. ^ Evans 2008, pp. 158–60, 234–36.
  352. ^ Massacre, Volhynia. "The Effects of the Volhynian Massacres". Volhynia Massacre. Archived from the original on 21 June 2018. Retrieved 9 July 2018.
  353. ^ ""Od rzezi wołyńskiej do akcji Wisła. Konflikt polsko-ukraiński 1943–1947"". dzieje.pl (in Polish). Archived from the original on 24 June 2018. Retrieved 10 March 2018.
  354. ^ Dear & Foot 2001, p. 290.
  355. ^ Rummell, R.J. "Statistics". Freedom, Democide, War. The University of Hawaii System. Archived from the original on 23 March 2010. Retrieved 25 January 2010.
  356. ^ Chang 1997, p. 102.
  357. ^ Bix 2000, p. ?.
  358. ^ Gold, Hal (1996). Unit 731 testimony. Tuttle. pp. 75–77. ISBN 978-0-8048-3565-7.
  359. ^ Tucker & Roberts 2004, p. 320.
  360. ^ Harris 2002, p. 74.
  361. ^ Lee 2002, p. 69.
  362. ^ "Japan tested chemical weapons on Aussie POW: new evidence". The Japan Times Online. 27 July 2004. Archived from the original on 29 May 2012. Retrieved 25 January 2010.
  363. ^ Kużniar-Plota, Małgorzata (30 November 2004). "Decision to commence investigation into Katyn Massacre". Departmental Commission for the Prosecution of Crimes against the Polish Nation. Retrieved 4 August 2011.
  364. ^ Robert Gellately (2007). Lenin, Stalin, and Hitler: The Age of Social Catastrophe. Knopf, ISBN 1-4000-4005-1 p. 391
  365. ^ Terror from the Sky: The Bombing of German Cities in World War II. Berghahn Books. 2010. p. 167. ISBN 978-1-84545-844-7.
  366. ^ John Dower (2007). "Lessons from Iwo Jima". Perspectives. 45 (6): 54–56. Archived from the original on 17 January 2011. Retrieved 12 January 2014.
  367. ^ Institute of National Remembrance, Polska 1939–1945 Straty osobowe i ofiary represji pod dwiema okupacjami. Materski and Szarota. page 9 "Total Polish population losses under German occupation are currently calculated at about 2 770 000".
  368. ^ Herbert 1994, p. 222
  369. ^ Overy 2004, pp. 568–69.
  370. ^ a b Marek, Michael (27 October 2005). "Final Compensation Pending for Former Nazi Forced Laborers". dw-world.de. Deutsche Welle. Archived from the original on 19 January 2010. Retrieved 19 January 2010.
  371. ^ J. Arch Getty, Gábor T. Rittersporn and Viktor N. Zemskov. Victims of the Soviet Penal System in the Pre-War Years: A First Approach on the Basisof Archival Evidence. The American Historical Review, Vol. 98, No. 4 (Oct., 1993), pp. 1017–49
  372. ^ Applebaum 2003, pp. 389–96.
  373. ^ Zemskov V.N. On repatriation of Soviet citizens. Istoriya SSSR., 1990, No.4, (in Russian). See also [2] Archived 14 October 2011 at the Wayback Machine (online version), and Bacon 1992; Ellman 2002.
  374. ^ "Japanese Atrocities in the Philippines". American Experience: the Bataan Rescue. PBS Online. Archived from the original on 19 January 2010. Retrieved 18 January 2010.
  375. ^ Tanaka 1996, pp. 2–3.
  376. ^ Bix 2000, p. 360.
  377. ^ a b Ju, Zhifen (June 2002). "Japan's atrocities of conscripting and abusing north China draughtees after the outbreak of the Pacific war". Joint Study of the Sino-Japanese War: Minutes of the June 2002 Conference. Harvard University Faculty of Arts and Sciences. Archived from the original on 21 May 2012. Retrieved 28 December 2013.