جنگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
Ancient Warfare: Stele of the Vultures, c 2500 BCMedieval Warfare: نبرد تویکس‌بری، 1471
Early Modern Warfare:1812Industrial Age Warfare: نبرد سم، 1916
Modern warfare: در کام مرگ, 1944Nuclear War: جنگ‌افزار هسته‌ای test, 1954

جَنگ[۱] یا نبرد به درگیری سازمان‌یافته، مسلّحانه و غالباً طولانی‌مدتی گفته می‌شود که بین دولت‌ها، ملت‌ها یا گروه‌های دیگر انجام شده و با خشونت شدید، گسیختگی اجتماعی و تلفات جانی و مالی زیاد همراه است. از آن‌جا که جنگ یک درگیری مسلحانهٔ واقعی، ارادی و گسترده بین جوامع سیاسی است می‌توان آن را نوعی خشونت سیاسی تلقی کرد.[۲] هنگامی که جنگ (و دیگر گونه‌های خشونت) در جریان نباشند وضعیت صلح برقرار است.

در سال ۲۰۰۳ (۱۳۸۲) ریچارد ارت اسملی (برنده جایزه نوبل)، جنگ را به عنوان ششمین معضل (از میان ده معضل) که جوامع انسانی را تا پنجاه سال آینده تهدید می‌کنند معرفی کرد.[۳] در سال ۱۸۳۲ (۱۲۱۱) ژنرال کارل فون کلاوزویتس، فرمانده و نظریه‌پرداز نظامی پروسی در رساله‌ای به نام «پیرامون جنگ» چنین تعریفی از جنگ ارائه داد: «جنگ عملی مبتنی بر زور است تا دشمنان را مجبور به انجام خواسته‌مان کنیم.»

هرچند برخی از پژوهشگران، جنگ را غیرقابل اجتناب و جزء جدایی‌ناپذیر فرهنگ انسانی می‌دانند اما دیگران بر این باورند که جنگ تنها در شرایط اجتماعی فرهنگی یا زیست‌محیطی خاص گریزناپذیر است. برخی از پژوهشگران معتقدند که جنگ ربطی به نوع خاصی از نظام سیاسی یا اجتماعی ندارد بلکه همان‌طور که آقای جان کیگان در کتاب تاریخ جنگاوری آورده‌است، (جنگ مفهومی جهانی است که نوع و وسعتش توسط جامعه‌ای که هزینه‌هایش را می‌پردازد تعیین می‌شود) در مقابل کسانی هم هستند که می‌گویند از آن جا که جوامعی وجود دارند که در آن‌ها جنگ وجود ندارد می‌توان روحیه انسان را به دور از جنگاوری دانست.

فناوری‌ها و پتانسیل‌های جنگ که با سرعت زیاد رشد می‌کنند را می‌توان به شکل یک زنجیره تاریخی فرض کرد. در ابتدای این زنجیره جنگ‌های قبیله‌ای دوران پارینه‌سنگی قرار دارد. در آن جنگ‌ها سلاح غالب سنگ و چماق بود و در نتیجه تلفات جانی کمی به دنبال داشت. در سوی دیگر این زنجیره جنگ اتمی قرار دارد؛ جنگی که می‌تواند انقراض نسل بشر را به همراه داشته باشد.

ریشه‌شناسی واژه[ویرایش]

نقاشی دیواری جنگ ۱۸۹۶ (۱۲۷۵)، اثر گری ملچرز.

واژهٔ جنگ با همین کاربرد ریشه در زبان فارسی پهلوی دارد.[۴][۵] زبان‌شناسان بر این باورند که این واژه از ریشهٔ هندواروپایی Ghengh «به معنای حرکت و پیشروی» گرفته شده‌است. همین ریشه در زبان‌های دیگر نیز نفوذ کرده و منجر به ایجاد واژه‌هایی چون gang (به معنی رفتن، سفر یا گروهی از افراد که با هم حرکت می‌کنند) در زبان آلمانی کهن شده‌است. در زبان انگلیسی هم واژه‌های gang و gangster از ریشهٔ آلمانی کهن وارد شده‌است.[۶] معادل واژهٔ جنگ در زبان انگلیسی واژهٔ War است که از نظر زبان‌شناسان ریشه در واژهٔ وارهارا (Varhara) در زبان فارسی کهن دارد.[نیازمند منبع]

تاریخچه[ویرایش]

درصد افراد کشته‌شده در جنگ در هشت جامعهٔ قبیله‌ای و مقایسهٔ آن‌ها با اروپا و آمریکا در سده ۲۰ میلادی. (لارنس اچ. کیلی، باستان‌شناس)

از آغاز پیدایش دولت‌ها در حدود ۵۰۰۰ سال پیش، فعالیت‌های نظامی در بیشتر جهان بشری به وقوع پیوسته است.[۷] ورود باروت و سرعت گرفتن روند توسعهٔ فناوری‌های نظامی باعث ایجاد جنگاوری نوین شد. کانوی هندرسون در کتاب خود می‌نویسد: «یک منبع مدعی است که بین سال‌های ۳۵۰۰ پیش از میلاد تا اواخر سده ۲۰ میلادی حدوداً ۱۴۵۰۰ جنگ رخ داده و ۳/۵ میلیارد نفر بر اثر آن‌ها جان خود را از دست داده‌اند و فقط ۳۰۰ سال از تاریخ بشر در صلح به سر رفته‌است.»[۸]

لارنس کیلی استاد دانشگاه ایلینوی در کتاب جنگ پیش از تمدن می‌نویسد در حدود ۹۰ تا ۹۵٪ جوامع شناخته‌شده در طول تاریخ درگیر جنگ‌های گاه‌وبیگاه بوده‌اند[۹] و بسیاری دیگر به صورت دائم.[۱۰]

کیلی به توضیح بسیاری از گونه‌های جنگ‌های بدوی از قبیل تک‌های کم‌حجم، حجیم و کشتارها می‌پردازد. تمام این گونه‌های جنگ توسط جوامع ابتدایی انجام می‌شدند. جنگ‌هایی که پیش از طلوع تمدن رخ می‌دادند بیشتر شامل تک‌های کم‌حجم و سریع بودند. استفاده از کشتار را می‌توان با ذکر یک نمونه از قبیلهٔ دوگریب که در شمال آمریکا حضور داشتند بیان داشت. قبیلهٔ دوگریب توانست در نهایت قبیلهٔ زردچاقو را با کشتن ۴ مرد، ۱۳ زن و ۱۷ کودک (معادل ۲۰ درصد جمعیت قبیله) نابود کند. این حمله ضربهٔ زیانباری بود که جبران آن برای قبیلهٔ زردچاقو غیرممکن بود. کیلی در ادامه توضیح می‌دهد که تک‌های کم‌حجم به دلیل فقدان رهبری و نبود آموزش و تمرین، بدون سازماندهی صورت می‌گرفتند. این مسئله باعث می‌شد که تک‌ها، کوتاه، سریع و با تلفات کم انجام شوند. در عین حال ممکن بود همین تک‌ها خسارات زیادی بر درصدی از مردم وارد آورند. کمبود منابع هم باعث نقص استحکامات و سازه‌های دفاعی در جوامع ابتدایی پیش از پیدایش دولت‌ها می‌شد. حفاظتی که توسط پدافند ایجاد می‌شود قابل مقایسه با منابع باارزش و زحمتی که برای ساخت آن کشیده می‌شود نیست.

ویلیام روبین‌اشتاین می‌نویسد «بی‌رحمی تعمدانهٔ جوامع نانویسا، حتی آن‌ها که نسبتاً به شکل نوین سازماندهی شده بودند، زبانزد خاص و عام است … علم باستان‌شناسی باعث کشف مدارکی از کشتارهای دوران پیش‌تاریخی شده که هیچ قوم‌نگاری مشابه آن را ثبت نکرده است. نیمی از کسانی که اجسادشان در یک گورستان نوبیایی مربوط به ۱۲۰۰۰ سال پیش کشف شده به دلیل خشونت کشته شده‌اند.[۱۱] باستان‌شناسان در سایت کرو کریک (نهر کلاغ) ایالت داکوتای جنوبی آمریکا گور دسته‌جمعی را کشف کردند که در آن جسد ۵۰۰ مرد، زن و کودک به صورت سلاخی‌شده، مثله‌شده و بدون پوست سر پیدا شد. این افراد یک و نیم سده پیش از ورود کلمبوس (در حدود سال ۱۳۲۵ میلادی (۷۰۴ه‌خ)) به قاره آمریکا در حمله‌ای که به روستایشان انجام شد کشته شدند.

تنها در اروپای باختری از اواخر سده ۱۸ میلادی بیش از ۱۵۰ درگیری و حدود ۶۰۰ نبرد صورت گرفته‌است.

سامورایی‌های ژاپنی به یک کشتی مغولی حمله می‌کنند، سده ۱۳ میلادی

گزارش امنیت بشر سال ۲۰۰۵ نشان داد که پس از اتمام جنگ سرد در اوایل دهه ۱۹۹۰ کاهش چشم‌گیری در میزان و شدت درگیری‌های مسلحانه دیده می‌شود. با این حال مدرکی که در مطالعه‌ای به نام «صلح و درگیری» در سال ۲۰۰۸ توسط مرکز بین‌المللی مدیریت توسعه و درگیری بررسی شد نشان داد که این میزان ثابت مانده‌است.

پیشرفت‌های گستردهٔ اخیر در فناوری‌های مربوط به جنگ و در نتیجه افزایش قدرت نابودگری آن‌ها باعث گسترش نگرانی عمومی شده‌است. در نتیجه احتمال می‌رود وقوع جنگ جهانی سوم اتمی کم شود یا به‌طور کلی از بین برود. پس از فروکش کردن غبار هر دو جنگ جهانی تلاش‌های مردمی و هماهنگی شکل گرفت تا درک والاتری از عوامل پدیدآورندهٔ جنگ صورت بگیرد تا بتوان از وقوع آن جلوگیری کرد. این فعالیت‌ها خود را در شکل‌گیری جامعهٔ ملل نشان داد که بعدها جای خود را به سازمان ملل متحد داد.

پس از جنگ جهانی دوم بیشتر ملت‌ها به نشانهٔ دفاع از چنین مرامی به سازمان ملل متحد پیوستند. در طول همین دوران پس از جنگ بود که بسیاری از دولت‌های ملی با هدف بی‌اعتبار ساختن جنگ به عنوان یکی از وسایل قابل قبول و منطقی سیاست خارجی نام وزارتخانه‌های جنگ خود را به وزارتخانهٔ دفاع تغییر دادند.

آلبرت اینشتین در سال ۱۹۴۷ (۱۳۲۶) با در نظر گرفتن قدرت‌گیری روزافزون تسلیحات نوین و با نگرانی از عواقب استفاده احتمالی از بمب اتم که به تازگی توسعه یافته بود در بیانیه‌ای معروف اعلام کرد: «من نمی‌دانم در جنگ جهانی سوم چه تسلیحاتی استفاده خواهد شد اما تسلیحات جنگ جهانی چهارم سنگ و چوب خواهد بود.» خوشبختانه از آن جا که هزینه‌های پیش‌بینی‌شدهٔ جنگ جهانی سوم برای بسیاری از دولت‌ها غیرقابل تحمل است در سطح جهانی انگیزهٔ کمی برای آغاز چنین جنگی دیده می‌شود.

با تمام آنچه که گفته شد، پس از پایان جنگ جهانی دوم درگیری‌های غیر اتمی محدودی به وقوع پیوستند. جالب توجه است که برخی از افراد مشهور و سیاستمداران از وقوع یک جنگ جهانی دیگر دفاع کرده‌اند. مائو تسه‌تونگ رهبر سابق چین، اردوگاه سوسیالیست‌ها را ترغیب می‌کرد که از جنگ اتمی با ایالات متحده ترسی نداشته باشند زیرا حتی اگر «نیمی از بشریت بمیرند، نیم دیگر زنده خواهند ماند در حالی که امپریالیسم از روی زمین محو شده و تمام جهان سوسیالیست خواهد شد.»[۱۲]

برخی جنگ‌های تاریخ‌ساز[ویرایش]

دو فروند هواپیمای اف-۱۶ فایتینگ فالکن و سه فروند اف-۱۵ ایگل نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا در حال پرواز بر فراز چاه‌های نفتی کویت در جریان جنگ خلیج فارس.

طولانی‌ترین و کوتاه‌ترین[ویرایش]

پیش از سده ۲۰[ویرایش]

کوتاه‌ترین جنگ در تاریخ جهان بین انگلیس و زنگبار اتفاق افتاد که گفته می‌شود بین ۳۸ تا ۴۵ دقیقه بیشتر طول نکشید و بریتانیا با ابزار و امکانات خود و بهره بردن از خیانت برخی زنگبارئی‌ها بر این کشور آفریقایی سلطه یافت.

بزرگترین جنگی که تاکنون در تاریخ جهان به ثبت رسیده، مجموعه جنگ‌هایی است که به جنگ‌های صدساله مشهور است. این جنگ‌ها بین انگلستان و فرانسه در میان سال‌های ۱۳۳۷ و ۱۴۵۳ اتفاق افتاد.

این جنگ‌ها آنقدر طولانی بود که در مدت زمان جنگ، فرانسه ۵ پادشاه و انگلستان هم ۵ پادشاه مختلف داشت و هر کدام در برخی مناطق پیروز شده یا شکست می‌خوردند که در نهایت پس از چندین سال، فرانسه پیروز این خصومت شد.

سده ۲۰[ویرایش]

در سده بیستم جنگ‌های طولانی کمتر به چشم می‌خورد.

طولانی‌ترین جنگ‌های سده بیستم به‌شمار می‌روند.

آمار تلفات[ویرایش]

سه جنگ از میان ده جنگی که در طول تاریخ بیشترین تلفات را داشته‌اند در سدهٔ ۲۰ میلادی رخ داده‌اند. بی‌شک دو تا از آن‌ها، جنگ‌های جهانی هستند. سپس جنگ میان چین و ژاپن قرار می‌گیرد (با این حال برخی این جنگ را بخشی از جنگ جهانی دوم فرض می‌کنند). بیشتر دیگر جنگ‌های پرتلفات مربوط به چین یا همسایه‌های آن می‌شود. آمار زیاد تلفات جنگ جهانی دوم به این دلیل سرآمد دیگر جنگ‌ها است که بشر پیشرفت‌های زیادی در فناوری تسلیحات کرده بود و همچنین جمعیت انسان‌ها بسیار بیشتر از سده‌های پیش شده بود. فهرست زیر شامل آمار کشته‌شدگان در جنگ‌ها در اثر قحطی، بیماری و کشتگان در نبرد است.

نام جنگ زمان تلفات
جنگ جهانی دوم ۱۹۳۹۱۹۴۵

(۱۳۱۸-۱۳۲۴)

5٬۰۰۰٬۰۰۰−55٬۰۰٬۰۰۰
شورش ان لوشان ۷۵۵-۷۶۳

(۱۳۴-۱۴۲)

۳۶٬۰۰۰٬۰۰۰
کشورگشایی مغول‌ها سده ۱۳ میلادی

(حدوداً سده ۷)

۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰−۶۰٬۰۰۰٬۰۰۰
پیروزی منچو بر سلسله مینگ چین ۱۶۱۶۱۶۶۲

(۹۹۵-۱۰۴۱)

۲۵٬۰۰۰٬۰۰۰
جنگ جهانی اول ۱۹۱۴۱۹۱۸

(۱۲۹۳-۱۲۹۷)

۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰−۷۰٬۰۰۰٬۰۰۰
(عدد بزرگتر با احتساب کشته‌شدگان بیماری آنفلونزای اسپانیایی است)
شورش تایپینگ علیه سلسله چینگ ۱۸۵۱۱۸۶۴

(۱۲۳۰-۱۲۴۳)

۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰
جنگ دوم چین و ژاپن ۱۹۳۷۱۹۴۵

(۱۳۱۶-۱۳۲۴)

۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰
قیام دونگان در چین ۱۸۶۲-۱۸۷۷

(۱۲۴۱-۱۲۵۶)

۸٬۰۰۰٬۰۰۰−۱۲٬۰۰۰٬۰۰۰
یورش های تیمور لنگ ۱۳۷۰-۱۴۰۵

(۷۴۹-۷۸۴)

۷٬۰۰۰٬۰۰۰−۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰
جنگ داخلی روسیه و دخالت‌های خارجی ۱۹۱۷-۱۹۲۲

(۱۲۹۶-۱۳۰۱)

۵٬۰۰۰٬۰۰۰−۹٬۰۰۰٬۰۰۰

انواع جنگ[ویرایش]

یک درگیری را زمانی می‌توان جنگ نام نهاد که درجه‌ای از مقابلهٔ مسلحانه و استفاده از فناوری‌ها و تجهیزات نظامی توسط نیروهای مسلح به همراه بکارگیری تاکتیک‌های نظامی و تحرک عملیاتی در قالب یک راهبرد نظامی که محدود به پشتیبانی‌های نظامی باشد را شامل شود. مطالعات جنگ توسط نظریه‌پردازان نظامی در طول تاریخ نظامی‌گری به دنبال شناخت فلسفهٔ جنگ بوده و آن را تا حد دانش نظامی تقلیل داده است.

خرابه‌های گرنیکا (۱۹۳۷) (۱۳۱۶). جنگ داخلی اسپانیا یکی از خونین‌ترین و وحشیانه‌ترین جنگ‌های داخلی اروپا بود.

به‌طور کلی، دانش نظامی نوین پیش از تدوین سیاست دفاع ملی، چندین عامل را برای آغاز یک جنگ در نظر می‌گیرد: عوارض منطقه یا مناطق عملیات، وضعیت لازمی که نیروهای ملی در آغاز جنگ باید به خود بگیرند و نوع جنگی که یگان‌های باید در آن درگیر شوند.

در جنگ‌های متعارف دو طرف به دنبال کاهش توان نظامی طرف مقابل در یک درگیری رو در رو هستند. در این نوع جنگ‌ها که با اعلان جنگ دو طرف به یکدیگر آغاز می‌شوند سلاح‌های اتمی، شیمیایی و بیولوژیک استفاده نمی‌شوند یا در راستای حمایت از اهداف و مانورهای متعارف نظامی تنها برای تأثیر روانی به نمایش در می‌آیند.

در مقابل، جنگ‌های نامتعارف قرار دارند که دو طرف در آن به دنبال پیروزی نظامی از طریق رضایت اجباری، تسلیم و پشتیبانی مخفیانه از یک طرف درگیری هستند.

جنگ اتمی جنگی است که استفاده از سلاح‌های اتمی در آن در اولویت قرار دارد یا روش اصلی اجبار نیروی مقابل به تسلیم می‌باشد. این در حالی است که در درگیری‌های متعارف نقش سلاح‌های اتمی نقشی تاکتیکی یا راهبردی است.

جنگ داخلی جنگی است که نیروهای متخاصم آن، افراد یک ملت یا نهاد سیاسی هستند و می‌کوشند کنترل آن ملت یا نهاد سیاسی را به دست آورند یا از آن استقلال یابند.

جنگ نامتقارن به نوعی درگیری گفته می‌شود که طرفین آن از حیث توان نظامی در اندازه‌های به شدت متفاوتی قرار دارند. معمولاً در این جنگ‌ها طرفی که از لحاظ توان نظامی ضعیفتر است رو به استفاده از تاکتیک‌های چریکی می‌آورد تا بتواند فاصلهٔ فاحش فناوری و حجم نیروهای خود را با طرف مقابل جبران کند.

آلودگی عمدی هوا در درگیری‌ها یکی از مجموعه فنونی است که به‌طور کلی به آن‌ها جنگ شیمیایی گفته می‌شود. گاز سمی به عنوان یک سلاح شیمیایی برای اولین بار در طول جنگ جهانی اول استفاده شد و موجب مرگ ۹۱٬۱۹۸ نفر و آسیب به ۱٬۲۰۵٬۶۵۵ نفر شد. پس از آن معاهده‌های بسیاری به منظور منع استفاده از آن به امضای کشورهای مختلف رسید. سلاح‌های شیمیایی غیرمهلک مانند گاز اشک‌آور و اسپری فلفل به‌طور وسیعی مورد استفاده قرار می‌گیرند و گاهی منجر به مرگ می‌شوند.

محیط جنگ[ویرایش]

محیطی که جنگ در آن روی می‌دهد تأثیر مستقیمی بر نوع نبردهایی که در آنجا درمی‌گیرد خواهد داشت. هر محیطی نیز دارای عوارض خاصی است. به همین دلیل ارتش‌ها برای جنگیدن در محیط‌ها و عوارض مختلف سربازان خاصی را تربیت می‌کنند. این عوارض شامل موارد زیر می‌شوند:

پیاده‌نظام‌های چترباز بریتانیایی درون یکی از هواپیماهای سی ۴۷ ترابری ارتش، سپتامبر ۱۹۴۴ (شهریور ۱۳۲۳)

انواع جنگ‌ها بر اساس هدف:

انواع جنگ‌ها بر اساس دکترین:

کماندوهای سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده روبروی یکی از پناهگاه‌های زیرزمینی سربازان ژاپنی جمع شده‌اند. ژانویه ۱۹۴۴ (دی ۱۳۲۲)

انواع جنگ‌ها بر اساس عوارض زمین:

اخلاقیات و رفتار در جنگ[ویرایش]

ذات جنگ هیچ‌گاه عوض نمی‌شود. تنها ظاهر آن است که تغییر می‌کند. یوشع و داوود، هکتور و آشیل نبردهایی را که سربازان ما در قالب ائتلاف در سومالی و عراق انجام دادند را تشخیص می‌دهند. یونیفورم‌ها متحول می‌شوند، مفرغ جای خود را به تیتانیوم می‌دهد، پیکان‌ها جای خود را به بمب‌هایی می‌دهند که با لیزر هدایت می‌شوند اما اصل قضیه که همانا کشتن دشمنان تا حدی است که بازماندگانشان تسلیم شوند و به خواسته‌های ما عمل کنند همچنان بدون تغییر باقی می‌ماند.

رالف پیترز

رفتار نیروها در جنگ از نظر فردی یا یگانی به‌طور قابل ملاحظه‌ای متغیر است. ممکن است در برخی شرایط نیروها دست به کشتار جمعی، تجاوز جنسی یا نسل‌کشی بزنند. با این حال به‌طور معمول اخلاقیات نیروها محدود به آفندهای ظاهری و فریب می‌شود که این مسئله خود باعث می‌شود که جنگ‌ها تا حد زیادی قوانین را رعایت کرده و تا حد زیادی نمادین شوند؛ بدین صورت است که شمار تلفات کاهش می‌یابد. در غیر این صورت اگر سربازها با خشم به نفرات دشمن به جنگ آن‌ها می‌رفتند شمار کشته‌ها بسیار بیشتر می‌شد. بنابر برخی مدارک در طول جنگ جهانی اول موقعیت‌هایی پیش آمد که نیروهای متخاصم دست به تصحیح رفتار خود برای آتش‌بس موقت زدند. برای مثال یک بار که یکی از خمپاره‌های آلمانی اشتباهاً به خطوط بریتانیا اصابت کرد باران گلوله بین دو طرف آغاز شد. سپس یکی از سربازان آلمانی با فریاد از نیروهای بریتانیایی عذر خواست که همین مسئله باعث فروکش گلوله‌باران شد. برای آشنایی با دیگر نمونه‌های عدم تخاصم در جنگ جهانی اول می‌توانید کتاب «خداحافظ به هر آنچه بود» را بخوانید. در این نمونه‌ها به مراتب آتش‌بس‌هایی را می‌بینیم که به قصد بازسازی استحکامات و رسیدگی به زخمی‌ها اتخاذ می‌شدند. در کنار این آتش‌بس‌ها نمونه‌هایی نیز وجود دارد که سربازان از شلیک به سربازان دشمن که در حال استحمام بودند یا قصد دور کردن سربازان زخمی را از میدان نبرد داشتند خودداری کرده‌اند. یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های آتش‌بس در جنگ جهانی اول، آتش‌بس کریسمس است.

شاید تفکیک روانی بین رزمندگان و نیروی نابودگر تسلیحات نوین تأثیر اخلاقیات جنگ را خنثی کند و حضور رزمندگان را در کشتار رزمندگان متخاصم یا غیرنظامیان تسهیل کند. برای نمونه می‌توان به بمباران درسدن در طول جنگ جهانی دوم اشاره کرد. شرایط غیرعادی جنگ می‌تواند افرادی را که به ظاهر عادی به نظر می‌رسند به اعمال وحشیانه وادارد.

تأثیرات جنگ[ویرایش]

ملل عالم بنابر عادت، هزینه‌های جنگ را با دلار، تولید از دست رفته، یا تعداد سربازانی که کشته یا زخمی شده‌اند می‌سنجند. بسیار کم پیش می‌آید که یک تشکیلات نظامی تصمیم بگیرد هزینه‌های جنگ را بر اساس میزان رنج تک تک انسان‌ها اندازه بگیرد. هنگامی که فاکتورهای انسانی در نظر گرفته می‌شوند، شکست روانی همچنان به عنوان یکی از پرهزینه‌ترین مواردی به‌شمار می‌رود که به واسطه جنگ، تحمیل می‌شود.

شاخص سال‌های تقریبی ناتوانی در طول عمر مربوط به جنگ برای هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر در سال ۲۰۰۴[۱۳]
  بدون اطلاعات
  کمتر از ۱۰۰
  ۱۰۰–۲۰۰
  ۲۰۰–۶۰۰
  ۶۰۰–۱۰۰۰
  ۱۰۰۰–۱۴۰۰
  ۱۴۰۰–۱۸۰۰
  ۱۸۰۰–۲۲۰۰
  ۲۲۰۰–۲۶۰۰
  ۲۶۰۰–۳۰۰۰
  ۳۰۰۰–۸۰۰۰
  ۸۰۰۰–۸۸۰۰
  بیش از ۸۸۰۰

بر سربازان[ویرایش]

سربازانی که از جنگ بر می‌گردند غالباً از صدمات روانی و فیزیکی مثل افسردگی، اختلال تنش‌زای پس از رویداد، بیماری، جراحت و مرگ رنج می‌برند. در پژوهشی که توسط سرتیپ نیروی زمینی آمریکا به نام اس. ال. ای مارشال در طول جنگ جهانی دوم انجام شد مشخص شد که به‌طور میانگین تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد سربازان پیاده تفنگدار در طول نبردها به دشمن شلیک کرده‌اند. اف. ای لرد در دانشنامه کلکسیون‌داران جنگ داخلی آمریکا اشاره می‌کند که از میان ۲۷٬۵۷۴ تفنگ فتیله‌ای رها شده که در میدان نبرد گتیسبورگ پیدا شده‌است نزدیک به ۹۰٪ آن‌ها پر بوده‌اند. ۱۲٬۰۰۰ تای آن‌ها بیش از یک بار پر شده بودند، ۶٬۰۰۰ تا بین ۳ تا ۱۰ بار پر شده بودند. این مطالعه این‌طور بیان می‌دارد که بسیاری از سربازان از شلیک در جنگ خودداری می‌کنند زیرا (بنابر نظر بسیاری از دانشمندان) نوع بشر دارای مقاومت ذاتی نسبت به کشتن هم‌نوع خویش است. مطالعهٔ سوانک و مارچاند بر روی جنگ جهانی دوم نشان داد که پس از گذشت شصت روز از یک نبرد، ۹۸٪ سربازان بازمانده دچار صدمات روانی می‌شوند. صدمات روانی خود را به صورت اختلال تنش‌زای پس از رویداد یا فرسودگی، گم‌گشتگی، اختلال تبدیل، اضطراب، اختلال وسواسی جبری و اختلال شخصیت نشان می‌دهند.

یک دهم نفرات نیروهای آمریکایی بین سال‌های ۱۹۴۲ و ۱۹۴۵ به خاطر اختلالات روانی بستری شدند. بعد از سی و پنج روز از جنگ بدون وقفه، ۹۸٪ آن‌ها درجات مختلفی از اختلالا روانی را نشان دادند.

— درک جنگ بزرگ،  استفان اودین روزو و آنت بکر

ضمناً تخمین زده می‌شود که بین ۱۸ تا ۵۴ درصد بازماندگان جنگ ویتنام از اختلال تنش‌زای پس از رویداد رنج می‌برند.

بر اساس سرشماری سال ۱۸۶۰ میلادی (۱۲۳۹)، ۸٪ از مردان سفیدپوست آمریکایی بین سنین ۱۳ تا ۴۳ سال در جریان جنگ داخلی آمریکا کشته شدند. از این میزان ۶٪ در شمال و تقریباً ۱۸٪ در جنوب کشته شده‌اند. این جنگ همچنان به عنوان مرگ‌بارترین درگیری در تاریخ آمریکا به‌شمار می‌رود که باعث مرگ ۶۲۰٬۰۰۰ نفر شد. تلفات جنگی نیروهای نظامی آمریکا از سال ۱۷۷۵ (۱۱۵۴) تا به حال بالغ بر دو میلیون نفر می‌باشد. از میان ۶۰ میلیون سرباز اروپایی که برای جنگ جهانی اول بسیج شده بودند ۸ میلیون نفر کشته، ۷ میلیون نفر به‌طور دائم ناقص و ۱۵ میلیون نفر به‌طور جدی زخمی شدند.

هنگام عقب‌نشینی ناپلئون از مسکو، تعداد کشتگان فرانسوی از بیماری تیفوس بیشتر از نفراتی بود که به دست روس‌ها کشته شدند. فلیکس مرکهام بر این باور است که ۴۵۰٬۰۰۰ نفر در تاریخ ۲۵ ژوئن ۱۸۱۲ (۴ تیر ۱۱۹۱) از رود نمان رد شدند در حالی که تنها ۴۰٬۰۰۰ نفر از آن‌ها برای بازگشت از آن‌جا بار دیگر از آن عبور کردند. میان سال‌های ۱۵۰۰ تا ۱۹۱۴ (از ۸۷۹ تا ۱۲۹۳ خورشیدی) بیماری تیفوس بیشتر از نبرد مستقیم نظامی جان سربازان را گرفته‌است. اگر پیشرفت‌های علم پزشکی نبود، آمار کشته‌شدگان بر اثر بیماری و عفونت هزاران نفر بیشتر می‌شد. برای مثال در جریان جنگ هفت‌ساله، نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا اعلام کرد که از میان ۱۸۴٬۸۹۹ ملوانی که به خدمت گرفته شدند، ۱۳۳٬۷۰۸ نفر بر اثر بیماری مردند یا مفقودالاثر شدند.

تخمین زده می‌شود که در میان سال‌های ۱۹۸۵ و ۱۹۹۴ (۱۳۶۴ تا ۱۳۷۳) هر ساله ۳۷۸٬۰۰۰ نفر به خاطر جنگ کشته شده‌اند.

بر شهروندان[ویرایش]

چرا؟، از کتاب حوادث جنگ اثر فرانسیسکو گویا، ۱۵–۱۸۱۲. مجموعه نقاشی‌هایی که توحش را در جنگ‌های ناپلئون و شبه جزیره به نمایش درآورده‌اند.
فجایع عظیم جنگ بدبختی‌های مردم را در طول جنگ سی‌ساله نشان می‌دهد.

بسیاری از جنگ‌ها همراه با خود تقلیل جمعیت چشمگیر و نابودی زیرساخت‌ها و منابع (که می‌تواند منجر به قحطی، بیماری و مرگ شهروندان شود) را به همراه داشته‌اند. شهروندانی که در مناطق جنگی زندگی می‌کنند در معرض بی‌رحمی‌های جنگ همچون کشتار جمعی قرار می‌گیرند. بازماندگان آن‌ها نیز به احتمال زیاد دچار آثار ثانویه روانی می‌شوند که به خاطر مشاهده نابودی‌های جنگ می‌باشد. برای مثال در طول جنگ سی‌ساله در اروپا جمعیت ایالت‌های آلمانی ۳۰٪ کاهش پیدا کرد. تخمین زده می‌شود که ارتش سوئد به تنهایی ۲٬۰۰۰ قلعه، ۱۸٬۰۰۰ روستا و ۱٬۵۰۰ شهر را که معادل یک سوم شهرهای آلمان بود را نابود کردند.

تخمین‌هایی که برای تلفات جنگ جهانی دوم زده می‌شود متنوع است اما بسیاری بر این باورند که ۶۰ میلیون نفر بر اثر این جنگ جان باخته‌اند. از میان آن‌ها ۲۰ میلون نفر سرباز و ۴۰ میلیون نفر شهروند غیرنظامی بوده‌اند. اتحاد جماهیر شوروی ۲۷ میلیون نفر را در جریان جنگ از دست داد که این میزان تقریباً به اندازه نیمی از کشتگان این جنگ است. از آن جا که بسیاری از کشتگان را افراد جوان تشکیل می‌دادند، جمعیت پس از جنگ شوروی ۴۵ تا ۵۰ میلیون نفر کمتر از چیزی بود قبل از جنگ برای آن سال‌ها تخمین زده می‌شد. بیشترین آمار مرگ و میر در یک شهر معادل ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر در جریان محاصره ۸۷۲ روزهٔ لنین‌گراد بود.

بر اقتصاد[ویرایش]

بعد از آنکه جنگی پایان می‌یابد، ملل مغلوب مجبور به پرداخت غرامت جنگی به ملل پیروز می‌شوند. گاهی اوقات هم سرزمین‌هایی از ملل شکست‌خورده گرفته شده و به کشورهای پیروز واگذار می‌شود. برای نمونه، سرزمین آلزاس لورن چندین بار بین فرانسه و آلمان در موارد گوناگون معامله شد.

عموماً جنگ ارتباط مستقیمی با اقتصاد دارد به‌طوری‌که بسیاری از جنگ‌ها به شکل کلی یا جزئی به خاطر مسائل اقتصادی شروع شده‌اند که برای مثال می‌توان به جنگ داخلی آمریکا اشاره کرد. در برخی موارد جنگ باعث شده که اقتصاد یک کشور رو به بهبود برود (باور عمومی بر آن است که جنگ جهانی دوم اقتصاد آمریکا را از رکود بزرگ نجات داد). اما در بسیاری از موارد همچون جنگ‌های لویی چهاردهم، جنگ‌های فرانسه و پروس و جنگ جهانی اول، نابودی اقتصاد کشورهای دیگر هدف اصلی طرفین بوده‌است. دخالت روسیه در جنگ جهانی اول چنان ضربه‌ای به اقتصاد این کشور وارد آورد که حکومت تزاری را با خطر سقوط حتمی مواجه ساخت و کمک زیادی به انقلاب ۱۹۱۷ روسیه کرد.

جنگ جهانی دوم[ویرایش]

یکی از بهترین نمونه‌های تأثیر جنگ بر اقتصاد، جنگ جهانی دوم است. رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ میلادی به این دلیل پایان گرفت که مردم تولید خود را افزایش دادند تا مواد جنگ را تهیه کنند. بهای مالی جنگ جهانی دوم در سطح دنیا در حدود یک تریلیون دلار تخمین زده می‌شود، به همین دلیل است که این جنگ را پرهزینه‌ترین جنگ تاریخ از لحاظ سرمایهٔ مالی و جانی می‌دانند.

اقتصاد اروپا پس از جنگ تقریباً نابود شد زیرا ۷۰٪ تأسیسات صنعتی این قاره تخریب شدند. تخمین زده می‌شود که حملهٔ کشورهای محور باعث نابودی املاکی با ارزش ۶۷۹ میلیارد روبل در شوروی شده باشد. این خرابی‌ها شامل نابودی ساختمان‌ها به‌طور کامل یا جزئی در ۱٬۷۱۰ شهر و شهرک، ۷۰٬۰۰۰ روستا/دهکده، ۲٬۵۰۸ کلیسا، ۳۱٬۸۵۰ ساختمان صنعتی، ۴۰٬۰۰۰ مایل خط آهن، ۴٬۱۰۰ ایستگاه قطار، ۴۰٬۰۰۰ بیمارستان، ۸۴٬۰۰۰ مدرسه و ۴۳٬۰۰۰ کتابخانهٔ عمومی می‌باشد.

عوامل اتمام جنگ[ویرایش]

زنان و کشیش‌ها اجساد سربازان سوابی را که در طول نبرد شوادرلوه در کنار دروازه‌های شهر کنستانتس به زمین افتاده‌اند را جمع می‌کنند. سال ۱۴۹۹ میلادی برابر با ۸۷۸ خورشیدی

اوضاع سیاسی و اقتصادی که موجب صلح می‌شوند معمولاً به واقعیات محیطی بستگی دارند. هنگامی که دو نیروی متخاصم متقاعد می‌شوند که درگیری فی‌مابین به بن‌بست رسیده ممکن است دست از خشونت عملی بردارند تا مانع نابودی جان و مال بیشتر گردند. ممکن است که دو طرف خطوط مرزی پیش از جنگ را بپذیرند یا مرزهای جدیدی بر اساس کنترل نیروهای نظامی خود ترسیم نمایند یا به گفتگو بپردازند تا سرزمین‌های اشغالی یکدیگر را نگاه داشته یا تعویض کنند. مذاکراتی که در پایان جنگ‌ها انجام می‌شوند منجر به امضای معاهدات می‌گردند مثل معاهدهٔ ورسای در سال ۱۹۱۹ (۱۲۹۸) که باعث اتمام جنگ جهانی اول شد.

طرفی که تسلیم می‌شود یا شکست می‌خورد غالباً دارای قدرت چانه‌زنی پایین‌تری است. طرف پیروز معمولاً شروطی را تحمیل کرده یا تمام شرایط معاهده را می‌نویسد. نتیجهٔ معمول آن است که سرزمین اشغال‌شده تحت تسلط نیروی نظامی قوی‌تر کشیده می‌شود. تسلیم بی‌قید و شرط زمانی از سوی یک کشور پذیرفته می‌شود که نیرویی به‌شدت قدرتمند آن کشور را تهدید نماید و بیم آن رود که جان و مال زیادی نابود شود. برای مثال در طول جنگ جهانی دوم پس از آن که دو بمب اتمی بر روی شهرهای هیروشیما و ناگازاکی انداخته شد و سرزمین ژاپن زیر بمباران راهبردی شدید قرار گرفت و شوروی به منچوری حمله کرد، امپراتوری ژاپن تن به تسلیم بی‌قید و شرط در مقابل متفقین داد. تسلیم ممکن است با فریب یا بلوف به دست آید.

با این حال بسیاری از جنگ‌ها با نابودی کامل سرزمین‌های مقهور تمام شده‌اند. در میان نمونه‌های فراوان می‌توان به نبرد کارتاژ مربوط به جنگ پونیک سوم بین شهر فنیقیه کارتاژ و امپراتوری روم باستان در سال ۱۴۹ قبل از میلاد اشاره کرد. در این سال رومیان شهر را آتش زدند، مردم را به بردگی گرفتند و ساختمان‌ها را ویران ساختند.

برخی از جنگ‌ها یا عملیات‌های خصم‌آلود زمانی پایان می‌یابند که آماج نظامی طرف پیروز به دست آمده باشد. اما گاهی اوقات به خصوص زمان‌هایی که ساختار دولتی در کشور شکست‌خورده وجود نداشته باشد یا پیش از پیروزی دولت اشغالگر نابود شده باشد جنگ ادامه خواهد یافت. در چنین شرایطی ممکن است جنگ چریکی نامنظم تا مدت زمان زیادی ادامه یابد. در شرایط تسلیم بی‌قید و شرط ممکن است سرزمین‌های اشغالی تحت تسلط دائمی طرف پیروز در آید. پس از اشغال سرزمین‌ها از سوی طرف پیروز ممکن است یورش‌هایی به قصد تاراج کالاهای باارزش صورت بگیرد. در دیگر موارد ممکن است طرف مهاجم تصمیم بگیرد به منظور جلوگیری از خسارات بیشتر و بدون دستیابی به اهداف اولیه دست از خصومت بردارد. در این مورد می‌توان به جنگ ایران و عراق اشاره کرد.

ممکن است برخی خصومت‌ها نظیر شورش یا جنگ داخلی برای مدت زمان زیاد و با فعالیت نظامی اندک ادامه یابند. در بعضی موارد هیچ مذاکره‌ای صورت نمی‌گیرد اما جنگ بدون سر و صدا محو می‌شود و پس از آن که خواسته‌های سیاسی گروه‌های متعارض به ثمر نشست، یا در مورد یک شرط سیاسی مذاکره صورت گرفت، یا مبارزین به تدریج کشته شدند، یا دست از حملهٔ نظامی برداشتند ولی همچنان توان تهدید یکدیگر را داشتند درگیری به‌طور کل پایان یابد. برای مثال می‌توان به جنگ داخلی چین اشاره کرد که به‌طور رسمی در سال ۱۹۵۰ (۱۳۲۹) پایان یافت اما جمهوری خلق چین به شکل دیپلماتیک جنگ را ادامه داد تا تایوان را ایزوله کند و همچنان جمهوری چین (که با نام تایوان شهرت یافته) را تهدید به حمله نظامی می‌کند. به همین دلیل است که برخی مورخین مدعی می‌شوند که جنگ هنوز در جریان است.

فهرست جنگ‌های جاری[ویرایش]

درگیری‌هایی که نامشان در ذیل آمده‌است سالانه دست‌کم جان ۱۰۰۰ نفر را می‌گیرند. این دسته‌بندی بر اساس برنامه اطلاعات درگیری‌های اوپسالا انجام شده و توسط سازمان ملل به رسمیت شناخته می‌شود. همچنین سازمان ملل از اصطلاح درگیری کم‌شدت نیز استفاده می‌کند که می‌تواند با دسته‌بندی ۱۰۰۰ کشته در سال اشتراکاتی داشته باشد.

آغاز درگیری عنوان محل آمار کلی کشته‌شدگان تلفات ۲۰۱۰/۱۱
۱۹۶۴ (۱۳۴۳) جنگ داخلی کلمبیا  کلمبیا &10000000000150000000000 ۱۵۰٬۰۰۰–۲۰۰٬۰۰۰[۱۴] ۱٬۰۰۰+[۱۵]
۱۹۶۷ (۱۳۴۶) شورش ناکسالیست‌های مائوییست  هند ~۱۱٬۲۰۰ ۱٬۱۷۴+[۱۶]
۱۹۷۸ (۱۳۵۷) جنگ داخلی افغانستان (۱۹۲۲)  افغانستان ۶۰۰٬۰۰۰–۲٬۰۰۰٬۰۰۰ [نیازمند منبع] ۱۰٬۴۶۱+[۱۷]
۱۹۹۱ (۱۳۷۰) جنگ داخلی سومالی  سومالی ۳۰۰٬۰۰۰[۱۸]–۴۰۰٬۰۰۰[۱۹] ۲٬۳۱۸+[۲۰]
۲۰۰۴ (۱۳۸۳) جنگ در شمال غربی پاکستان  پاکستان ۳۰٬۴۵۲[۲۱] ۷٬۴۳۵[۲۲]
۲۰۰۴ (۱۳۸۳) شورش شیعیان یمن  یمن و  عربستان سعودی ۲۵٬۰۰۰[۲۳] ۸٬۰۰۰
۲۰۰۶ (۱۳۸۵) جنگ مواد مخدر در مکزیک  مکزیک ۳۹٬۳۹۲+[۲۴] ۲۴٬۳۷۴[۲۵]
۲۰۰۹ (۱۳۸۸) درگیری‌های چادرنشینان سودانی  سودان ۲٬۰۰۰–۲٬۵۰۰[۲۶] ۷۰۸
۲۰۱۱ (۱۳۹۰) درگیری داخلی در سودان  سودان ۱٬۵۰۰+ ۱٬۵۰۰+ [نیازمند منبع]
۲۰۱۱ (۱۳۹۰) جنگ داخلی سوریه  سوریه ۳٬۰۰۰+[۲۷] ۳٬۰۰۰+

انگیزه‌های آغاز جنگ[ویرایش]

اجماع آکادمیک واحدی بر سر این مسئله که چه انگیزه‌هایی باعث آغاز جنگ می‌شوند وجود ندارد. انگیزه‌های افرادی که دستور آغاز جنگ را می‌دهند می‌تواند با انگیزه‌های کسانی که به زیر بار آن می‌روند متفاوت باشد. برای مثال در جنگ پونیک سوم هدف رهبران روم از درگیری با کارتاژ شاید نابودی یک رقیب طغیان‌گر بود اما هدف سربازان، به احتمال زیاد، به دست آوردن پول بوده‌است. از آن جا که جنگ افراد زیادی را درگیر خود می‌کند، زندگی خاص خود را نیز به وجود می‌آورد زیرا افراد با انگیزه‌های مختلف برای پیشبرد آن در کنار هم جمع می‌شوند.

یکی از تفاسیر باستانی یهودی در مورد دعوای هابیل و قابیل در کتاب پیدایش ۴ بیان می‌دارد که به‌طور کلی چهار عامل باعث آغاز جنگ‌ها می‌شوند: الف) مادیات، ب) قدرت، ج) دین د) وطن.

آقای جان استوسینگر در کتاب چرا ملت‌ها جنگ می‌کنند می‌نویسد که طرفین جنگ همیشه مدعی آنند که جنگِ آن‌ها را اخلاقیات توجیه می‌کند. او این‌طور ادامه می‌دهد که دلایل آغاز یک جنگ بستگی به ارزیابی به‌شدت خوشبینانه از نتایج خشونت‌ها (تلفات و هزینه‌ها) و تلقیات اشتباه از نیات دشمن دارد.

از آن جا که جنبه‌های راهبردی و تاکتیکی جنگ در معرض تغییر دائم است، نظریات و دکترین‌های مربوط به آن، پیش و پس و در طول هر جنگ عمده بازنگری می‌شود. کارل فون کلاوزویتس در این مورد نوشته است: «نوع جنگ در هر عصری متفاوت است و شرایط محدودکننده و پیش‌فرض‌های خاص خود را دارد.» فاکتوری که تغییر نمی‌کند استفاده از خشونت سازمان‌یافته و در نتیجه نابودی اموال یا جان افراد است.

روانشناسی روانکاوانه[ویرایش]

تاتارهای کریمه به عنوان پیش‌قراول در لشکرکشی عثمانی‌ها به اروپا، در سال ۱۵۶۶ میلادی (۹۴۵). تاتارها (به ویژه برده‌های تاتار) در اصل به دنبال کسب غنیمت بودند.

روانکاو هلندی به نام یوست میرلو بر این باور بود که «جنگ غالباً… تخلیهٔ گستردهٔ خشم درونی انباشته‌شده است (که)... در طول آن ترس درونی بشریت در قالب نابودی گسترده نمود می‌یابد.» بنابراین گاهی اوقات جنگ را وسیله‌ای می‌دانند که انسان از آن برای ابراز ناکامی خود در اداره خویشتن استفاده می‌کند و به‌طور موقت با رها کردن خشم گسترده علیه دیگران نمود می‌یابد. در این سناریوی ویرانگر دیگران نقش قربانی را در مقابل ترس‌ها و ناکامی‌های ناگفته و ناخودآگاه فرد بر عهده دارند.

روانکاوان دیگر نظیر ای‌اف‌ام دوربان و جان بولبی بر این باورند که انسان ذاتاً خشن است. این خشونت با جابه‌جایی و فرافکنی همراه شده و باعث می‌شود که شخص، نارضایتی خود را تبدیل به تعصب و کینه در مقابل نژادها، ادیان، ملل یا ایدئولوژی‌های دیگر کند. بر اساس این نظریه یک دولت-ملت، نظم را در جامعه نگاه داشته و در همان حال مفری به نام جنگ برای خشونت خلق می‌کند. اگر بنابر اعتقاد بسیاری از روانشناسان جنگ را جزء لاینفک ذات انسانی بدانیم، پس امیدی به گریز از آن وجود نخواهد داشت.

فرانکو فورناری، روانکاو ایتالیایی که پیرو نظریات ملانی کلاین بود اعتقاد داشت که جنگ یک پارانویا یا بسط بارز سوگ است. فورناری بر این باور بود که جنگ و خشونت «نیاز به عشق» در ما را نشان می‌دهد: خواست ما برای محافظت و دفاع از چیزهای مقدسی که به آن‌ها وابسته‌ایم، مثل مادر و تعلقی که به وی داریم. اما در بزرگسالان، ملت‌ها هستند که نقش مقدسات را دارند و باعث بروز جنگ‌ها می‌شوند. فورناری بر «فداکاری» به عنوان ذات جنگ تأکید کرده و معتقد است که فداکاری میل شگفت‌آور بشر به مردن برای کشور خویش و تقدیم جسم خود به ملت است.

بر خلاف نظر فورناری که معتقد بود حس نوع‌دوستی انسان در فداکاری برای یک جنبش اصیل عامل اصلی جنگ است، تنها تعداد کمی از جنگ‌ها در طول تاریخ با عامل فداکاری ایجاد شده و ادامه یافته‌اند. در اغلب موارد حاکمان بوده‌اند که مردم را به زور به جنگ کشانده‌اند. یکی از نظریه‌های روانشناسی که به بررسی رفتار رهبران جهان می‌پردازد توسط موریس والش بسط یافته‌است. او می‌گوید که تودهٔ مردم نسبت به جنگ بی‌میل هستند و جنگ‌ها تنها زمانی درمی‌گیرند که رهبران روان‌پریشی که ارزشی برای جان انسان‌ها قائل نیستند در رأس قدرت قرار می‌گیرند. جنگ توسط رهبرانی آغاز می‌شود که به دنبالش هستند، نظیر ناپلئون یا هیتلر. بیشتر اوقات این رهبران در زمان‌های بحرانی که مردم نیاز به یک رهبر مصمم دارند به قدرت می‌رسند.

مردم عادی به‌طور طبیعی خواستار جنگ نیستند؛ نه در روسیه نه در انگلستان نه در آمریکا و نه در آلمان. این نکته قابل درک است. اما به هر حال رهبران جامعه هستند که سیاست آن را تعریف می‌کنند و به سادگی می‌توانند مردم را به دنبال خود بکشند چه آن حکومت یک دموکراسی باشد یا یک دیکتاتوری فاشیست یا یک حکومت پارلمانی یا یک دیکتاتوری کمونیستی. … مردم را همیشه می‌توان به مزایده رهبران آورد. این کار آسان است. تنها کاری که لازم است بکنید این است که به آن‌ها بگویید تحت حمله قرار دارند و صلح‌طلبان را متهم به نداشتن حس وطن‌پرستی کنید و کشور را در معرض جنگ قرار دهید. این فرمول در تمام کشورها قابل اجرا است.

تکامل[ویرایش]

جمعیت رو به افزایش و جنگ‌های مداوم بر سر منابع میان دولت شهرهای مایا به احتمال زیاد در سقوط تمدن مایا در سال ۹۰۰ میلادی (برابر با ۲۷۹ هجری شمسی) نقش داشته‌است.

فرضیه‌های متعددی هستند که به بررسی منشأ جنگ از دیدگاه تکامل می‌پردازند. در این زمینه دو مکتب وجود دارد: یکی از آن‌ها ظهور جنگاوری را مربوط به دوره میان‌سنگی می‌داند که طی آن ساختار جوامع پیچیده به وجود آمد، تراکم جمعیت بالا رفت، ساختارهای سیاسی شکل گرفتند و رقابت بر سر منابع آغاز شد. مکتب دیگر، جنگ را ادامهٔ رفتار حیوانی انسان که در میان نمونه‌های آن می‌توان از قلمروگرایی و رقابت جنسی نام برد می‌داند.

این مکتب مدعی است از آن جا که الگوهای رفتاری ساختاریافتهٔ شبه‌جنگ را می‌توان در میان دیگر نخستی‌سانان نظیر شمپانزه‌ها و همچنین در میان بسیاری از گونه‌های مورچه‌ها یافت لذا می‌توان نتیجه گرفت که درگیری میان گروه‌ها بخشی از رفتار اجتماعی همهٔ حیوان‌ها است. زیست‌شناسانی که به بررسی رفتار نخستی‌سانان می‌پردازند فعالیت‌های شبه‌جنگی میان بسیاری از این گونه‌ها را مستندسازی کرده‌اند و معتقدند که شباهت‌های زیادی بین آن رفتارها با رفتار انسان‌ها وجود دارد. دیگران بر این باورند که با وجود آن‌که ممکن است جنگ مفهومی طبیعی به نظر برسد اما پیشرفت فناوری و ایجاد جوامع پیچیده، وسعت جنگ را در میان انسان‌های مدرن به اندازه‌ای بسیار استثنایی رسانده است.

یکی از مدارک موجود در مورد اثبات وجود درگیری میان نیاکان انسان، دودیسی جنسی است. در گونه‌هایی که رقابت بیشتری بین نرها برای تصاحب ماده‌ها وجود دارد، نرها بزرگتر و نیرومندتر از ماده‌ها هستند. انسان‌ها از دودیسی جنسی قابل توجهی برخوردارند هر چند که این مسئله قابل مقایسه با نزدیکترین خویشاوندان نخستی‌سانشان نیست. نیروی بالاتنه در آن‌ها بیشتر از نیروی پایین‌تنه است. مردان به‌طور کلی بزرگتر، سریع‌تر و تهاجمی‌تر هستند. اسکلت آن‌ها به خصوص در نواحی آسیب‌پذیر قدامی، قوی‌تر است. این واقعیت نشان می‌دهد که رقابت نرها عامل مهمی در تکامل انسان به حساب می‌آید.

شکارچیان سر، قبیلهٔ دایاک در برونئی، در حدود ۱۹۲۷ (۱۳۰۶)

استیون پینکر در کتاب خود به نام لوح سفید این‌طور می‌نویسد که یورش یا جنگ میان گروه‌های انسانی در زمان نیاکان ما غالباً به نفع طرف‌های پیروز بوده‌است. این حملات باعث به‌چنگ آوردن منابع کمیاب و همچنین زنان گروه مغلوب یا مورد هجوم می‌شد. به احتمال زیاد شاخصه‌های جنگ‌های نوین نظیر اتحاد بین گروه‌ها و جنگ‌های پیش‌دستانه بخشی از درگیری‌های آن زمان را شامل می‌شده‌اند. اگر یک گروه می‌خواست از نیروی بازدارندگی قابل اطمینانی در مقابل دیگر گروه‌ها بهره ببرد لازم می‌بود که به انتقام‌جویی شهره باشد. این وضعیت باعث می‌شد که غریزه‌ای به نام انتقام در انسان‌ها توسعه یابد و در عین حال آن‌ها به فکر محافظت از شهرت (شرف) خود باشند. این حالت برای افراد به شکل انفرادی نیز صدق می‌کرد. پینکر این‌طور ادامه می‌دهد که توسعهٔ کشورها و ایجاد پلیس در جوامع بعدی تأثیر بسیار زیادی بر کاهش درجهٔ جنگ و خشونت نسبت به جوامع نخستین داشته‌است. هر گاه نیروی حکومتی سقوط می‌کند، که می‌تواند به صورت بسیار محلی نظیر مناطق فقیرنشین یک شهر باشد، انسان‌ها دوباره در قالب گروه‌هایی گرد هم می‌آیند تا برای محافظت و اعمال خشونت اقدام کنند. در این هنگام مفاهیمی نظیر انتقام وحشیانه و دفاع از شرف به شدت اهمیت می‌یابند.

اشلی مونتاگو به شدت مخالف مباحثی بود که جنگ را غریزی و جهان‌شمول می‌دانستند. او بر این باور بود که عوامل اجتماعی و روند اجتماعی‌شدن در دوران کودکی نقش مهمی در تعیین نوع و وجود جنگ‌ها دارند؛ بنابراین هر چند خشونت انسانی پدیده‌ای جهانی است اما جنگاوری از این قاعده مستثنی است. از دیدگاه وی جنگ، نوعی ابداع تاریخی بوده که انواع خاصی از جوامع انسانی درگیر آن بوده‌اند. پژوهش‌های مردم‌نگاری که در میان جوامعی انجام شده‌اند که مفهومی به نام خشونت بینشان وجود ندارد (نظیر چه‌وونگ در شبه‌جزیره مالایا) از این استدلال حمایت می‌کنند. از سوی دیگر پژوهشگرانی نظیر کروفوت و رانگهام معتقدند که اگر جنگ را به معنای تعاملات گروهی شامل «ائتلاف‌هایی جهت تسلط خشونت‌آمیز یا قتل اعضای دیگر گروه‌ها» بدانیم بسیاری از جوامع انسانی را شامل می‌شود. جوامعی که در میان آن‌ها «گرایش به تحت سیطرهٔ سیاسی قرار گرفتن توسط همسایگان» وجود نداشته‌است.

اقتصاد[ویرایش]

جنگ را می‌توان به مثابهٔ رشد رقابت اقتصادی در سطح یک نظام رقابتی بین‌المللی دانست. در این دیدگاه، جنگ‌ها زمانی شروع می‌شود که بازارها به دنبال منابع طبیعی و ثروت بیشتر می‌روند. در حالی که این نظریه در مورد بسیاری از جنگ‌ها مصداق دارد چنین مفاهیم مخالفی توجیه کمتری پیدا می‌کنند: تحرک بالا و روبه‌افزایش سرمایه و اطلاعات، توزیع ثروت در دنیا را تراز می‌کند یا اگر فرض کنیم که این مسئله نسبی است و مطلق نیست لذا تفاوت‌های رفاهی است که آتش جنگ‌ها را برمی‌انگیزد. در منتهی‌الیه راستِ سیاسی کسانی هستند که مدافع نظریهٔ اقتصادی جنگ هستند. برای مثال فاشیست‌ها به یک ملت نیرومند حق می‌دهند که هر چیزی را که یک ملت ضعیف قادر به نگه‌داری از آن با استفاده از زور نیست به تملک درآورد. برخی از میانه‌روها، کاپیتالیست‌ها، رهبران جهان و برخی از رؤسای جمهور و ژنرال‌های ایالات متحده نیز گفته‌هایی دارند که نشان می‌دهد آن‌ها از طرفداران نظریه ذات اقتصادی جنگ بوده‌اند.

آیا در این جا هیچ مرد، زن یا کودکی هست که نداند ریشهٔ تمام جنگ‌های نوین رقابت اقتصادی و تجاری است؟

من ۳۳ سال و چهار ماه از عمر خود را در خدمت نظامی فعال بودم و در طول این زمان بیشتر وقت خود را در قالب یک کارگر با کلاس برای مؤسسات تجاری بزرگ، وال استریت و بانکداران گذراندم. من اخاذ و گانگستر کاپیتالیسم بودم.

— سرلشکر اسمدلی باتلر (دارای بالاترین درجه و پرافتخارترین تفنگدار دریایی ایالات متحده (با داشتن دو مدال افتخار) در یک زمان و نامزد اصلی جمهوریخواهان آمریکا برای نمایندگی در مجلس سنای این کشور) ۱۹۳۵ (۱۳۱۴).

برای مدیران شرکت‌های عظیم، گزینهٔ نظامی مترادف با علاقه‌شان به یک جریان سود ثابت و منطقی است؛ به آن‌ها اجازه می‌دهد تا ریسک خود را با ثروت عمومی از بین ببرند؛ به آن‌ها اجازه می‌دهد که منطقاً انتظار داشته باشند که می‌توانند از سرمایهٔ عمومی هر گاه که خواستند برای انجام پِژوهش‌های پرخطری که در نهایت به سود آن‌ها است استفاده کنند. به‌طور خلاصه، گزینهٔ نظامی صورتک کاپیتالیسم یارانه‌ای است که از طریق آن می‌توانند کسب سود کنند و قدرتشان را استوار سازند.

— چارلز رایت میلز، علل جنگ جهانی سوم، ۱۹۶۰ (۱۳۳۹)

در شوراهای دولت باید در مقابل استفاده از نفوذ بی‌توجیه به صورت پیش‌بینی‌شده یا نشده توسط مجتمع‌های نظامی صنعتی بایستیم. پتانسیل رشد خطرناک قدرتِ نابجا وجود دارد و خواهد داشت.

— دوایت آیزنهاور، خطابهٔ پایان دوره ریاست جمهوری، ۱۷ ژانویه ۱۹۶۱ (۲۷ دی ۱۳۳۹)

مارکسیسم[ویرایش]

تئوری مارکسیست‌ها در مورد جنگ، شبه‌اقتصادی است به این معنا که آن‌ها می‌گویند تمام جنگ‌های نوین به خاطر رقابت بر سر بازارها و منابع بین قدرهای بزرگ (امپریالیستی) است. آن‌ها مدعی هستند که جنگ محصول مستقیم بازار آزاد و نظام طبقه‌بندی اجتماعی است. بخشی از این نظریه می‌گوید که جنگ تنها زمانی محو می‌شود که یک انقلاب جهانی بازارهای آزاد و طبقه‌بندی اجتماعی را حذف کند. روزا لوکزامبورگ فیلسوف مارکسیست نظریه‌ای دارد که طبق آن امپریالیسم را محصول کشورهای کاپیتالیستی می‌دانست که به دنبال بازارهای جدید هستند. گسترش ابزارهای تولید زمانی ممکن است که در مقابل شاهد رشد در تقاضای مشتری باشیم. از آن‌جا که کارگران در اقتصاد کاپیتالیستی نمی‌توانند این تقاضا را تأمین کنند، تولیدکنندگان باید به جستجوی مصرف‌کننده برای کالاهای خود در بازارهای غیرکاپیتالیستی بروند و در عین حال امپریالیسم را به پیش خواهند برد.

جمعیت‌شناسی[ویرایش]

نظریه‌های جمعیت‌شناسی به دو گروه تقسیم می‌شوند: نظریه‌های مالتوسی و نظریه‌های تورم جوانی جمعیت

نظریه‌های مالتوسی[ویرایش]

سربازان ارتش آمریکا در سومالی، سال ۱۹۹۳ (۱۳۷۲)

نظریه‌های مالتوسی جمعیت رو به گسترش و منابع کمیاب را به عنوان یکی از دلایل آغاز درگیری‌های خشونت‌آمیز معرفی می‌کنند.

پاپ اوربان دوم در سخنرانی خود در سال ۱۰۹۵ (۴۷۴) و در سرآغاز جنگ صلیبی اول این چنین گفت:

از آن رو که این سرزمینی که در آن سکنیٰ گزیده‌اید، از همه سو با دریاها و قلل مرتفع احاطه شده، برای جمعیت زیاد شما بسیار محدود است؛ کشتزارهای این سرزمین به سختی یارای برداشت کشاورزان را دارد. از این روست که یکدیگر را می‌کشید و می‌درید، جنگ‌ها می‌افروزید و بسیاری در میان شما در کشاکش‌های شهری هلاک می‌شوند. بگذارید نفرت از میان شما رخت بربندد؛ بگذارید دعواهایتان تمام شوند. قدم در جاده‌ای که به کلیسای مقبره مقدس می‌رود بگذارید؛ آن سرزمین را از نژاد پلید پاک سازید و آن را به نام خود کنید.

این نمونه‌ای از قدیمی‌ترین عباراتی است که می‌توان به عنوان شاهد برای نظریهٔ مالتوسی جنگ بدان اشاره کرد. توماس مالتوس (۱۸۳۶-۱۷۶۶) (۱۲۱۳-۱۱۴۴) نوشت که جمعیت‌ها همیشه رو به تزاید هستند تا زمانی که توسط جنگ، بیماری و قحطی محدود شوند.

مالتوسی‌ها بر این باورند که کم شدن جنگ‌ها در پنجاه سال اخیر به خصوص در دنیای توسعه‌یافته که پیشرفت‌های کشاورزی باعث شده جمعیت بیشتری نسبت به قبل تغذیه شوند و همچنین سیاست‌های کنترل جمعیت به‌شدت بر موج افزایش جمعیت مهار زده‌اند دلیلی است برای اثبات این نظریه.

نظریه‌های تورم جوانی جمعیت[ویرایش]

میانگین جمعیت بر اساس کشورها. پدیدهٔ تورم جوانی جمعیت در آفریقا و همچنین به میزان کمتری در جنوب و جنوب شرقی آسیا و آمریکای مرکزی مشهود است.

نظریه‌های تورم جوانی جمعیت به شدت با نظریهٔ مالتوسی متفاوت است. معتقدان به این نظریه، زیاد شدن جمعیت مردان جوان (که نمود آن در هرم جمعیتی به صورت افزایش خط مربوط به سنین جوانی است) و نبود شغل‌های منظم و مسالمت‌آمیز را دلایل اصلی برای افزایش امکان بروز خشونت می‌دانند.

تمرکز نظریه‌های مالتوسی روی ناهمخوانی افزایش جمعیت با منابع طبیعی استوار است اما نظریه تورم جوانی جمعیت بر روی جمعیت مردان جوان «اضافه» و کمبود موقعیت‌های شغلی در یک نظام اجتماعی تقسیم کار متمرکز است.

نظریه‌پردازان نظریهٔ تورم جوانی جمعیت شامل این افراد هستند: گاستون بوتول، جامعه‌شناس فرانسوی؛ جک گلداستون، جامعه‌شناس آمریکایی؛ گری فولر، دانشمند آمریکایی در علوم سیاسی و گونار هنسون، جامعه‌شناس آلمانی. ساموئل هانتینگتون نظریهٔ برخورد تمدن‌های خود را بر اساس نظریهٔ تورم جوانی جمعیت بنا کرده‌است:

من فکر نمی‌کنم که اسلام خشن‌تر از سایر ادیان باشد و شک دارم کسی بتواند آن را ثابت کند. در طول سده‌های گذشته مسیحیان خیلی بیشتر از مسلمانان آدم کشته‌اند. اما مسئلهٔ مهم، فاکتور جمعیت‌شناسی است. به‌طور کلی معمولاً کسانی که از خانه بیرون می‌روند و آدم‌های دیگر را می‌کشند مردان جوانی هستند که بین سنین ۱۶ تا ۳۰ سال قرار دارند. در طول دهه‌های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ میلادی جمعیت کشورهای مسلمان شاهد رشد زیادی بود و همین مسئله باعث افزایش تورم جوانی جمعیت به‌طور فزاینده شد. اما این تورم محو خواهد شد. میزان تولد مسلمانان رو به کاهش است. در واقع در برخی کشورهای اسلامی میزان تولد به شدت کاهش یافته‌است. هر چند اسلام به زور شمشیر گسترش یافت اما بشخصه فکر نمی‌کنم که در دین اسلام خشونت ذاتی وجود داشته باشد.

نظریه‌های تورم جوانی جمعیت اخیراً توسعهٔ بیشتری یافته‌اند اما به نظر می‌رسد که این نظریه‌ها تأثیر بیشتری بر سیاست خارجی و راهبرد نظامی ایالات متحده گذاشته است زیرا هم گلداستون و هم فولر در مقام مشاورین دولت آمریکا مشغول بوده‌اند. بازرس کل سی آی ای به نام جان هلگرسون در گزارش سال ۲۰۰۲ به نام «اثرات تغییرات جمعیت‌شناسی بر امنیت ملی» به نظریهٔ تورم جوانی جمعیت اشاره کرد.

یک مبارز فلسطینی به همراه اسلحه‌اش، سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸)

به باور هنسون که به‌طور جامع به گسترش این نظریه پرداخته است، تورم جوانی جمعیت زمانی رخ می‌دهد که ۳۰ تا ۴۰ درصد مردان یک ملت در «سن نزاع» یعنی بین ۱۵ تا ۲۹ سال قرار داشته باشند. این وضعیت پس از دوره‌ای رخ می‌دهد که میزان کلی باروری بیش از ۴ تا ۸ فرزند به ازای هر زن و با تأخیر ۲۹–۱۵ سال باشد.

اگر میزان کلی باروری به اندازه ۲/۱ فرزند در طول حیات یک زن باشد به این معنا است که پسر جای پدر را می‌گیرد و دختر جای مادرش را که نشان‌دهندهٔ نسبت کم مرگ و میر به دلیل مرض و تصادف است؛ بنابراین میزان کلی باروری به اندازه ۲/۱ نشان‌دهندهٔ سطح جانشینی است و هر مقداری کمتر از آن نشان‌دهندهٔ میزان باروی کم‌جانشین است که به کاهش جمعیت منجر می‌شود.

میزان باروری بیشتر از ۲/۱ باعث رشد جمعیت و تورم جوانی جمعیت می‌شود. میزان باروری ۸–۴ به ازای هر زن به معنای وجود ۴–۲ پسر به ازای هر مادر است. در نتیجه هر پدر باید به جای ترک یک شغل، ۲ تا ۴ موقعیت اجتماعی (شغل) را ترک کند یا برای پسرانش به وجود آورد که معمولاً دور از ذهن است. از آن جا که رشد فرصت‌های شغلی محترمانه به اندازهٔ سرعت افزایش غذا، کتاب‌های درسی و واکسن نیست لذا بسیاری از «مردان جوان خشمگین» در موقعیتی قرار می‌گیرند که خشم بلوغ آن‌ها رو به افزایش می‌رود. آن‌ها:

  1. از لحاظ جمعیت‌شناسی اضافه هستند،
  2. احتمالاً بی‌کار هستند یا در شغل‌های پست کار می‌کنند و
  3. غالباً دسترسی قانونی به زندگی جنسی ندارند زیرا توانایی مالی لازم برای اداره یک خانواده را ندارند.

بنابر نظر هنسون مجموع این فاکتورهای استرس‌زا باعث بروز یکی از این شش خروجی می‌شوند:

دستگیری مظنونین یک کارتل مواد مخدر توسط سربازان مکزیکی، سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶)
  1. مهاجرت («اسکان بدون خشونت»)
  2. ارتکاب جرم‌های خشن
  3. شورش یا کودتا
  4. جنگ داخلی و/یا انقلاب
  5. نسل‌کشی (برای به‌دست آوردن موقعیت‌های کسانی که کشته می‌شوند)
  6. اشغال (اسکان خشن که غالباً باعث کشتار خارج از کشور می‌شود)

از ادیان و ایدئولوژی‌ها به عنوان فاکتورهای ثانویه‌ای که به منظور مشروع ساختن خشونت استفاده می‌شوند یاد شده‌است اما این عوامل تا زمانی که تورم جوانی جمعیت رخ نداده باشد خطری ایجاد نمی‌کنند. در نتیجه نظریه‌پردازان تورم جوانی جمعیت، استعمار و امپریالیسم اروپای «مسیحی» در سده‌های گذشته و تروریسم و ناآرامی‌های اجتماعی در کشورهای اسلامی را نتیجهٔ نرخ رشد جمعیت بالا می‌دانند.

در میان رخدادهای تاریخی مهمی که پیوند قوی با تورم جوانی جمعیت دارند می‌توان به نقش جوانان در موج شورش‌ها و انقلاب‌های اروپای نوین اشاره کرد. انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹ (۱۱۶۸) و تأثیر رکود اقتصادی که بر بزرگترین بدنهٔ جوانان آلمانی زده شد و منجر به گرایش به نازیسم در دهه ۱۹۳۰ گردید از نمونه‌های بارز تاریخی به‌شمار می‌روند. نسل‌کشی رواندا در سال ۱۹۹۴ (۱۳۷۳) نیز به عنوان یکی از پس‌آمدهای تورم جوانی جمعیت تلقی می‌شود.

با این که تأثیرات رشد جمعیت با تکمیل یادداشت مطالعهٔ امنیت ملی ۲۰۰ آمریکا در سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۳) بر همگان آشکار شد اما بعد از آن هم ایالات متحده و سازمان جهانی بهداشت سیاست‌های لازم برای کنترل رشد جمعیت به منظور جلوگیری از انجام حملات تروریستی را به کار نگرفته‌اند. جمعیت‌شناس برجسته به نام استفان مامفورد دلیل آن را نفوذ کلیسای کاتولیک می‌داند.

نظریه جمعیت جوان توسط سازمان‌های مختلف نظیر بانک جهانی، سازمان بین‌المللی عمل برای جمعیت و مؤسسهٔ جمعیت و توسعه برلین مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفته‌است. داده‌های جمعیت‌شناسی دقیقی از بسیاری از کشورها تهیه شده و در پایگاه دادهٔ اداره آمار آمریکا نگه‌داری می‌ّشود. داده‌های آماری دربارهٔ توسعهٔ تاریخی پارامترهای جمعیت‌شناسی و اقتصادی در طول ۲۰۰ سال گذشته مربوط به هر کشور را می‌توان در وبگاه گپ‌مایندر یافت.

از نظریه‌های تورم جوانی جمعیت به این دلیل که منجر به «تبعیض» نژادی، جنسی و سنی می‌شوند انتقاد شده‌است.

علوم سیاسی[ویرایش]

اولین تحلیل آماری جنگ توسط لوئیس فرای ریچاردسون پس از جنگ جهانی اول انجام شد. همچنین بانک‌های اطلاعاتی جدیدتری توسط طرح Correlates of War دانشگاه میشیگان، پیتر برک و Uppsala Conflict Data Program گردآوری شده‌است.

بخش‌های زیر دلایل جنگ را در سه سطح سیستمی، اجتماعی و فردی تحلیل می‌کند. این تقسیم‌بندی نخستین بار توسط کنت والتز در کتاب انسان، کشور و جنگ (۱۹۵۹) صورت گرفت و پس از آن نیز دانشمندان علوم سیاسی بارها از آن استفاده کرده‌اند.[۲۸]

نظریه‌های سطح سیستم[ویرایش]

مکاتب زیاد و متنوعی در مورد نظریه روابط بین‌الملل وجود دارد. طرفداران واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل بر این باورند که انگیزه دولت-ملت‌ها تحقق امنیت است؛ بنابراین درگیری‌ها ممکن است در نتیجهٔ عدم تشخیص پدافند از آفند که به آن معمای امنیت گفته می‌شود رخ دهد.

در میان اردوگاه‌های واقع‌گرایان و غیرواقع‌گرایان دو نظریه وجود دارد:

  1. نظریهٔ موازنه قدرت: هدف کشورها بر این امر استوار است که از فرادست (هژمون) شدن یک کشور جلوگیری کنند. جنگ زمانی رخ می‌دهد که کشور مورد اشاره از قدرت‌گیری بیشتر دست برندارد. طبق این دیدگاه، نظام بین‌المللی که توزیع قدرت در آن موازنهٔ بیشتری داشته باشد باثبات‌تر است و «حرکت به سوی تک‌قطبی شدن باعث بی‌ثباتی می‌شود».[۲۸]:۱۴۷ با این حال مدارک نشان می‌دهد که در واقع قطبیت قدرت، فاکتور مهمی در بروز جنگ نیست.[۲۸]:۱۴۷–۱۴۸
  2. نظریهٔ انتقال قدرت: کشورهای فرادست شرایط حاکم بر جهان را کنترل می‌کنند و نظم باثباتی را بر جهان اعمال می‌نمایند. اما این قدرت‌ها سرانجام رو به زوال می‌روند و در این هنگام جنگ‌هایی رخ می‌دهد که که یا برای مقابله با چالش قدرت‌های نوظهور است یا به‌منظور تفوق پیش‌دستانه بر آن‌هاست.[۲۸]:۱۴۸ بنابراین نظریه بر خلاف نظریهٔ موازنهٔ قدرت، احتمال بروز جنگ هنگامی که قدرت به شکل برابر توزیع شده باشد بیشتر است. مدارک تجربی‌ای وجود دارند که از این فرضیهٔ «برتری قدرت» حمایت می‌کنند.[۲۸]:۱۴۸

هر چند به نظر می‌رسد که این دو نظریه همدیگر را نقض می‌کنند اما بنابر نوع سیستم ممکن است هر دو درست باشند. برای مثال نظریهٔ موازنهٔ قدرت توجیه بهتری برای تاریخ اروپا است در حالی که نظریهٔ انتقال قدرت جهان برای نشان دادن جهان بهتر به نظر می‌رسد.[۲۸]:۱۴۸

لیبرال‌ها در روابط بین‌الملل عوامل دیگری همچون تجارت را برای جنگ مطرح می‌کنند لذا فرض بر این است که اگر دو کشور رابطهٔ بازرگانی پرسودی با هم داشته باشند بروز جنگ به زیان هر دو خواهد بود. واقع‌گرایان پاسخ می‌دهند که نیروی نظامی ممکن است گاهی اوقات به اندازه بازرگانی برای رسیدن به مقاصد اقتصادی مؤثر باشد به خصوص از دیدگاه تاریخی.[۲۸]:۱۴۹ همچنین بازرگانی می‌تواند وابستگی و در ادامه اجبار و تحمیل ایجاد کند که در نهایت ممکن است منجر به درگیری شود.[۲۸]:۱۵۰ بررسی داده‌های تجربی در مورد نسبت بین بازرگانی و وضعیت صلح نتیجهٔ واضحی در برندارد به خصوص آنکه برخی مدارک نشان می‌دهند که روابط تجاری کشورهایی که با هم در جنگ هستند الزاماً از روابط تجاری با دیگر کشورها کمتر نیست.[۲۸]:۱۵۰

نظریه سطح اجتماعی[ویرایش]

  • نظریهٔ انحراف اذهان که به آن «فرضیهٔ قربانی» نیز گفته می‌شود می‌گوید ممکن است سیاستمداران برای انحراف اذهان عمومی یا ایجاد حمایت مردمی، از جنگ استفاده کنند.[۲۸]:۱۵۲ معمولاً در ادبیات شاهد این نظریه هستیم به این شکل که خشونت خارج از یک گروه باعث افزایش پیوندهای درون آن گروه می‌شود.[۲۸]:۱۵۲–۱۵۳ با این حال تا به حال مطالعاتی که نشان دهند استفاده از زور فزاینده برای افزایش حمایت مردمی مؤثر هستند نتایج قطعی نداشته‌اند[۲۸]:۱۵۲–۱۵۳ ولی نظرسنجی‌هایی که در هنگامهٔ جنگ‌ها برای تخمین محبوبیت چند تن از رؤسای جمهور آمریکا در دهه‌های اخیر انجام گرفته‌اند نظریهٔ انحراف اذهان را اثبات می‌کنند.[۲۹]
  • نظریهٔ صلح دموکراتیک می‌گوید که امکان تخاصم بین دول دموکرات کم است.

نظریه‌های سطح فردی[ویرایش]

این نظریه‌ها بیان می‌دارند که تفاوت در شخصیت، تصمیم‌گیری، احساسات، نظام باورها و تعصبات افراد در اتخاذ تصمیم برای شروع درگیری مهم هستند.[۲۸]:۱۵۷ برای مثال ادعا شده‌است که درگیری با عقلانیت محدود[۲۸]:۱۵۷ و تعصبات شناختی متنوع مثل prospect theory اتفاق می‌افتد.[۳۰]

عوامل دیگر می‌توانند اخلاقی، تفاوت‌های دینی یا اعلام استقلال یک گروه خاص باشند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «جنگ» [علوم نظامی] هم‌ارزِ «war»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. «فارسی». در همان. دفتر چهارم. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۵۹-۱ (ذیل سرواژهٔ جنگ)
  2. "Stanford Encyclopedia of Philosophy".
  3. Smalley, Richard E. (2008). "Smalley Institute Grand Challenges". Rice University. Archived from the original on 8 May 2011. Retrieved 24 April 2011.
  4. Nourai، Ali. An Etymological Dictionary of Persian, English and other Indo-European Languages.
  5. عمید، حسن (۱۳۸۹). فرهنگ فارسی عمید (جیبی). راه رشد.
  6. «Indo-European Lexicon:PIE Etymon and IE Reflexes». The University of Texas at Austin - College of Liberal Arts. 23-8-2011. دریافت‌شده در 22-7-2012. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی=،|تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  7. Diamond, Jared, Guns, Germs and Steel
  8. Conway W. Henderson (9 February 2010). Understanding International Law. John Wiley & Sons. pp. 212–. ISBN 978-1-4051-9764-9. Retrieved 31 May 2012.
  9. "Review: War Before Civilization". Brneurosci.org. 2006-09-04. Archived from the original on 21 November 2010. Retrieved 2011-01-24.
  10. Spengler (4 July 2006). "The fraud of primitive authenticity". Asia Times Online. Retrieved 2009-06-08.
  11. Keeley: War before civilization: The myth of the peaceful savage
  12. http://muse.jhu.edu/journals/ins/summary/v029/29.3gavin.html
  13. "Mortality and Burden of Disease Estimates for WHO Member States in 2004". World Health Organization.
  14. Herbolzheimer, Kristian (8 November 2011). "After Alfonso Cano's death, Colombia must rethink its path to peace – Kristian Herbolzheimer". The Guardian. London.
  15. "Colombian military claims to have killed 3,500 criminals in 2011 – Colombia news". Colombia Reports. 6 July 2011. Archived from the original on ۳ آوریل ۲۰۱۲. Retrieved ۲۰۱۱–۱۰–۲۳. Check date values in: |accessdate= (help)
  16. "India's Maoists offer ceasefire". BBC News. 22 February 2010. Retrieved ۲۰۱۰–۰۵–۰۸. Check date values in: |accessdate= (help)
  17. [۱] 2,412+ civilians, 711 foreign troops, 1,292 Afghan police, 821 Afghan soldiers and 5,225 insurgents kileld in 2010
  18. "Twentieth Century Atlas – Death Tolls and Casualty Statistics for Wars, Dictatorships and Genocides". Users.erols.com. Retrieved ۲۰۱۱–۰۳–۲۱. Check date values in: |accessdate= (help)
  19. John Pike (5 November 2004). "Hundreds of thousands killed in years of war, says new president". Globalsecurity.org. Retrieved ۲۰۱۱–۰۳–۲۱. Check date values in: |accessdate= (help)
  20. "IRIN Africa". Irinnews.org. 2 December 2010. Retrieved ۲۰۱۱–۱۰–۲۳. Text " SOMALIA: Accusations traded over rising casualties at Mogadishu market " ignored (help); Text " Human Rights " ignored (help); Check date values in: |accessdate= (help)
  21. "Global War on Terror Claims 30,000 Pakistani Casualties". Archived from the original on 29 July 2013. Retrieved 4 November 2012.
  22. "Pakistan (1992 – first combat deaths)". Ploughshares.ca. 30 April 2011. Retrieved ۲۰۱۱–۱۰–۲۳. Text " Project Ploughshares " ignored (help); Check date values in: |accessdate= (help)
  23. Barak A. Salmoni; Bryce Loidolt; Madeleine Wells (16 June 2010). Regime and Periphery in Northern Yemen: The Huthi Phenomenon. Rand Corporation. ISBN 978-0-8330-4933-9. Retrieved 31 May 2012.
  24. "Mexico says 28,000 killed in drugs war since 2006". BBC News. 4 August 2010.
  25. "Durante 2010 hubo 24 mil 374 homicidios en México: La Jornada". INEGI. 28 July 2011.
  26. "Scores killed in Sudan tribal clash".
  27. "Syria uprising: UN says protest death toll hits 3,000". BBC News. 14 October 2011. Retrieved ۲۰۱۱–۱۰–۲۳. Check date values in: |accessdate= (help)
  28. ۲۸٫۰۰ ۲۸٫۰۱ ۲۸٫۰۲ ۲۸٫۰۳ ۲۸٫۰۴ ۲۸٫۰۵ ۲۸٫۰۶ ۲۸٫۰۷ ۲۸٫۰۸ ۲۸٫۰۹ ۲۸٫۱۰ ۲۸٫۱۱ ۲۸٫۱۲ ۲۸٫۱۳ Levy, Jack S. (Jun 1998). "The Causes of War and the Conditions of Peace" (PDF). Annual Review of Political Science. 1: 139–165. doi:10.1146/annurev.polisci.1.1.139. Archived from the original (PDF) on 23 October 2014. Retrieved 3 October 2014.
  29. "Peace Economics, Peace Science and Public Policy (pg. 19)". 2001. Archived from the original on 7 July 2011. Retrieved 2010-02-07. Leaders may use war as instant popularity boost. More recently, empirical studies (Lebow 2008, Lindemann 2010) demonstrated that striving for self-esteem (i.e. virile self images), and recognition as a Great Power or non-recognition (exclusion and punishment of great powers, denying traumatic historical events) is a principal cause of international conflict and war.
  30. Levy, Jack S. (Mar 1997). "Prospect Theory, Rational Choice, and International Relations" (PDF). International Studies Quarterly. 41 (1): 87–112. Archived from the original (PDF) on 24 September 2015. Retrieved 3 October 2014.

پیوند به بیرون[ویرایش]

http://instagram.com/nowarnoblood

کمپین ضد جنگ

Ancient warfare: Stele of the Vultures, c 2500 BC Medieval warfare: Battle of Hastings, 1066
Nuclear warfare: Nuclear weapon test, 1954 Early modern warfare: Retreat from Moscow, 1812
Modern warfare: Into the Jaws of Death, 1944 Industrial age warfare: Battle of the Somme, 1916

Clockwise from top left: Ancient warfare: Stele of the Vultures, c 2500 BC. Medieval warfare: Battle of Hastings, 1066. Early modern warfare: Retreat from Moscow, 1812. Industrial age warfare: Battle of the Somme, 1916. Modern warfare: Into the Jaws of Death, 1944. Nuclear warfare: Nuclear weapon test, 1954.

War is a state of armed conflict between states, governments, societies and informal paramilitary groups, such as mercenaries, insurgents and militias. It is generally characterized by extreme violence, aggression, destruction, and mortality, using regular or irregular military forces. Warfare refers to the common activities and characteristics of types of war, or of wars in general.[1] Total war is warfare that is not restricted to purely legitimate military targets, and can result in massive civilian or other non-combatant suffering and casualties.

The scholarly study of war is sometimes called polemology (/ˌpɒləˈmɒləi/ POL-ə-MOL-ə-jee), from the Greek polemos, meaning "war", and -logy, meaning "the study of".

While some scholars see war as a universal and ancestral aspect of human nature,[2] others argue it is a result of specific socio-cultural, economic or ecological circumstances.[3]

Etymology

Mural of War (1896), by Gari Melchers

The English word war derives from the 11th-century Old English words wyrre and werre, from Old French werre (also guerre as in modern French), in turn from the Frankish *werra, ultimately deriving from the Proto-Germanic *werzō 'mixture, confusion'. The word is related to the Old Saxon werran, Old High German werran, and the German verwirren, meaning “to confuse”, “to perplex”, and “to bring into confusion”.[4]

Types of warfare

  • Asymmetric warfare is a conflict between belligerents of drastically different levels of military capability or size.
  • Biological warfare, or germ warfare, is the use of weaponized biological toxins or infectious agents such as bacteria, viruses, and fungi.
  • Chemical warfare involves the use of weaponized chemicals in combat. Poison gas as a chemical weapon was principally used during World War I, and resulted in over a million estimated casualties, including more than 100,000 civilians.[5]
  • Cold warfare is an intense international rivalry without direct military conflict, but with a sustained threat of it, including high levels of military preparations, expenditures, and development, and may involve active conflicts by indirect means, such as economic warfare, political warfare, covert operations, espionage, cyberwarfare, or proxy wars.
  • Conventional warfare is declared war between states in which nuclear, biological, or chemical weapons are not used or see limited deployment.
  • Cyberwarfare involves the actions by a nation-state or international organization to attack and attempt to damage another nation's information systems.
  • Insurgency is a rebellion against authority, when those taking part in the rebellion are not recognized as belligerents (lawful combatants). An insurgency can be fought via counter-insurgency warfare, and may also be opposed by measures to protect the population, and by political and economic actions of various kinds aimed at undermining the insurgents' claims against the incumbent regime.
  • Information warfare is the application of destructive force on a large scale against information assets and systems, against the computers and networks that support the four critical infrastructures (the power grid, communications, financial, and transportation).[6]
  • Nuclear warfare is warfare in which nuclear weapons are the primary, or a major, method of achieving capitulation.
  • Total war is warfare by any means possible, disregarding the laws of war, placing no limits on legitimate military targets, using weapons and tactics resulting in significant civilian casualties, or demanding a war effort requiring significant sacrifices by the friendly civilian population.
  • Unconventional warfare, the opposite of conventional warfare, is an attempt to achieve military victory through acquiescence, capitulation, or clandestine support for one side of an existing conflict.

History

The percentages of men killed in war in eight tribal societies, and Europe and the U.S. in the 20th century. (Lawrence H. Keeley, archeologist)

The earliest evidence for prehistoric warfare belongs to the Mesolithic cemetery Site 117, which has been determined to be approximately 14,000 years old. About forty-five percent of the skeletons there displayed signs of violent death.[7] Since the rise of the state some 5,000 years ago,[8] military activity has occurred over much of the globe. The advent of gunpowder and the acceleration of technological advances led to modern warfare. According to Conway W. Henderson, "One source claims that 14,500 wars have taken place between 3500 BC and the late 20th century, costing 3.5 billion lives, leaving only 300 years of peace (Beer 1981: 20)."[9] An unfavorable review of this estimate[10] mentions the following regarding one of the proponents of this estimate: "In addition, perhaps feeling that the war casualties figure was improbably high, he changed "approximately 3,640,000,000 human beings have been killed by war or the diseases produced by war" to "approximately 1,240,000,000 human beings...&c."" The lower figure is more plausible,[11] but could also be on the high side, considering that the 100 deadliest acts of mass violence between 480 BC and 2002 AD (wars and other man-made disasters with at least 300,000 and up to 66 million victims) claimed about 455 million human lives in total.[12] Primitive warfare is estimated to have accounted for 15.1 % of deaths and claimed 400 million victims.[13] Added to the aforementioned (and perhaps too high) figure of 1,240 million between 3500 BC and the late 20th century, this would mean a total of 1,640,000,000 people killed by war (including deaths from famine and disease caused by war) throughout the history and pre-history of mankind. For comparison, an estimated 1,680,000,000 people died from infectious diseases in the 20th century.[14] Nuclear warfare breaking out in August 1988, when nuclear arsenals were at peak level, and the aftermath thereof, could have reduced human population from 5,150,000,000 by 1,850,000,000 to 3,300,000,000 within a period of about one year, according to a projection that did not consider "the most severe predictions concerning nuclear winter".[15] This would have been a proportional reduction of the world’s population exceeding the reduction caused in the 14th century by the Black Death, and comparable in proportional terms with the plague’s impact on Europe's population in 1346–53.

In War Before Civilization, Lawrence H. Keeley, a professor at the University of Illinois, says approximately 90–95% of known societies throughout history engaged in at least occasional warfare,[16] and many fought constantly.[17]

Keeley describes several styles of primitive combat such as small raids, large raids, and massacres. All of these forms of warfare were used by primitive societies, a finding supported by other researchers.[18] Keeley explains that early war raids were not well organized, as the participants did not have any formal training. Scarcity of resources meant defensive works were not a cost-effective way to protect the society against enemy raids.[19]

William Rubinstein wrote "Pre-literate societies, even those organised in a relatively advanced way, were renowned for their studied cruelty...'archaeology yields evidence of prehistoric massacres more severe than any recounted in ethnography [i.e., after the coming of the Europeans].'"[20]

Japanese samurai attacking a Mongol ship, 13th century

In Western Europe, since the late 18th century, more than 150 conflicts and about 600 battles have taken place.[21] During the 20th century, war resulted in a dramatic intensification of the pace of social changes, and was a crucial catalyst for the emergence of the Left as a force to be reckoned with.[22]

According to the U.S. Bureau of the Census (1894), the Indian Wars of the 19th century cost the lives of about 50,000.[23]

In 1947, in view of the rapidly increasingly destructive consequences of modern warfare, and with a particular concern for the consequences and costs of the newly developed atom bomb, Albert Einstein famously stated, "I know not with what weapons World War III will be fought, but World War IV will be fought with sticks and stones."[24]

Mao Zedong urged the socialist camp not to fear nuclear war with the United States since, even if "half of mankind died, the other half would remain while imperialism would be razed to the ground and the whole world would become socialist."[25]

A distinctive feature since 1945 is the absence of wars between major powers--indeed the near absence of any traditional wars between established countries. The major exceptions were the Indo-Pakistani War of 1971, the Iran–Iraq War 1980-1988, and the Gulf War of 1990-91. Instead actual fighting has largely been a matter of civil wars and insurgencies.[26]

The Human Security Report 2005 documented a significant decline in the number and severity of armed conflicts since the end of the Cold War in the early 1990s. However, the evidence examined in the 2008 edition of the Center for International Development and Conflict Management's "Peace and Conflict" study indicated the overall decline in conflicts had stalled.[27]

Effects

Global deaths in conflicts since the year 1400.[28]

Military and civilian casualties in recent human history

Disability-adjusted life year for war per 100,000 inhabitants in 2004[29]
  no data
  less than 100
  100–200
  200–600
  600–1000
  1000–1400
  1400–1800
  1800–2200
  2200–2600
  2600–3000
  3000–8000
  8000–8800
  more than 8800

Human history had numerous wars coming and going, but the average number of people dying from war has fluctuated relatively little, being about 1 to 10 people dying per 100,000. However, major wars over shorter periods have resulted in much higher casualty rates, with 100-200 casualties per 100,000 over a few years. While conventional wisdom holds that casualties have increased in recent times due to technological improvements in warfare, this is not generally true. For instance, the Thirty Years' War (1618-1648) had about the same number of casualties per capita as World War I, although it was higher during World War II (WWII). That said, overall the number of casualties from war has not significantly increased in recent times. Quite to the contrary, on a global scale the time since WWII has been unusually peaceful.[30]

Largest by death toll

The deadliest war in history, in terms of the cumulative number of deaths since its start, is World War II, from 1939 to 1945, with 60–85 million deaths, followed by the Mongol conquests[31] at up to 60 million. As concerns a belligerent's losses in proportion to its prewar population, the most destructive war in modern history may have been the Paraguayan War (see Paraguayan War casualties). In 2013 war resulted in 31,000 deaths, down from 72,000 deaths in 1990.[32] In 2003, Richard Smalley identified war as the sixth biggest problem (out of ten) facing humanity for the next fifty years.[33] War usually results in significant deterioration of infrastructure and the ecosystem, a decrease in social spending, famine, large-scale emigration from the war zone, and often the mistreatment of prisoners of war or civilians.[34][35][36] For instance, of the nine million people who were on the territory of the Byelorussian SSR in 1941, some 1.6 million were killed by the Germans in actions away from battlefields, including about 700,000 prisoners of war, 500,000 Jews, and 320,000 people counted as partisans (the vast majority of whom were unarmed civilians).[37] Another byproduct of some wars is the prevalence of propaganda by some or all parties in the conflict,[38] and increased revenues by weapons manufacturers.[39]

Three of the ten most costly wars, in terms of loss of life, have been waged in the last century. These are the two World Wars, followed by the Second Sino-Japanese War (which is sometimes considered part of World War II, or as overlapping). Most of the others involved China or neighboring peoples. The death toll of World War II, being over 60 million, surpasses all other war-death-tolls.[40]

Deaths
(millions)
Date War
60.7–84.6 1939–1945 World War II (see World War II casualties) [41][42]
60 13th century Mongol Conquests (see Mongol invasions and Tatar invasions)[43][44][45]
40 1850–1864 Taiping Rebellion (see Dungan revolt)[46]
39 1914–1918 World War I (see World War I casualties)[47]
36 755–763 An Lushan Rebellion (death toll uncertain)[48]
25 1616–1662 Qing dynasty conquest of Ming dynasty[40]
20 1937–1945 Second Sino-Japanese War[49]
20 1370–1405 Conquests of Tamerlane[50][51]
16 1862–1877 Dungan revolt[citation needed]
5–9 1917–1922 Russian Civil War and Foreign Intervention[52]

On military personnel

Military personnel subject to combat in war often suffer mental and physical injuries, including depression, posttraumatic stress disorder, disease, injury, and death.

In every war in which American soldiers have fought in, the chances of becoming a psychiatric casualty – of being debilitated for some period of time as a consequence of the stresses of military life – were greater than the chances of being killed by enemy fire.

— No More Heroes, Richard Gabriel[21]

During World War II, research conducted by US Army Brigadier General S.L.A. Marshall found, on average, 15% to 20% of American riflemen in WWII combat fired at the enemy.[53] In Civil War Collector’s Encyclopedia, F.A. Lord notes that of the 27,574 discarded muskets found on the Gettysburg battlefield, nearly 90% were loaded, with 12,000 loaded more than once and 6,000 loaded 3 to 10 times. These studies suggest most military personnel resist firing their weapons in combat, that – as some theorists argue – human beings have an inherent resistance to killing their fellow human beings.[53] Swank and Marchand’s WWII study found that after sixty days of continuous combat, 98% of all surviving military personnel will become psychiatric casualties. Psychiatric casualties manifest themselves in fatigue cases, confusional states, conversion hysteria, anxiety, obsessional and compulsive states, and character disorders.[53]

One-tenth of mobilised American men were hospitalised for mental disturbances between 1942 and 1945, and after thirty-five days of uninterrupted combat, 98% of them manifested psychiatric disturbances in varying degrees.

— 14–18: Understanding the Great War, Stéphane Audoin-Rouzeau, Annette Becker[21]

Additionally, it has been estimated anywhere from 18% to 54% of Vietnam war veterans suffered from posttraumatic stress disorder.[53]

Based on 1860 census figures, 8% of all white American males aged 13 to 43 died in the American Civil War, including about 6% in the North and approximately 18% in the South.[54] The war remains the deadliest conflict in American history, resulting in the deaths of 620,000 military personnel. United States military casualties of war since 1775 have totaled over two million. Of the 60 million European military personnel who were mobilized in World War I, 8 million were killed, 7 million were permanently disabled, and 15 million were seriously injured.[55]

The remains of dead Crow Indians killed and scalped by Sioux c. 1874

During Napoleon's retreat from Moscow, more French military personnel died of typhus than were killed by the Russians.[56] Of the 450,000 soldiers who crossed the Neman on 25 June 1812, less than 40,000 returned. More military personnel were killed from 1500–1914 by typhus than from military action.[57] In addition, if it were not for modern medical advances there would be thousands more dead from disease and infection. For instance, during the Seven Years' War, the Royal Navy reported it conscripted 184,899 sailors, of whom 133,708 died of disease or were 'missing'.[58]

It is estimated that between 1985 and 1994, 378,000 people per year died due to war.[59]

On civilians

Les Grandes Misères de la guerre depict the destruction unleashed on civilians during the Thirty Years' War.

Most wars have resulted in significant loss of life, along with destruction of infrastructure and resources (which may lead to famine, disease, and death in the civilian population). During the Thirty Years' War in Europe, the population of the Holy Roman Empire was reduced by 15 to 40 percent.[60][61] Civilians in war zones may also be subject to war atrocities such as genocide, while survivors may suffer the psychological aftereffects of witnessing the destruction of war.

Most estimates of World War II casualties indicate around 60 million people died, 40 million of which were civilians.[62] Deaths in the Soviet Union were around 27 million.[63] Since a high proportion of those killed were young men who had not yet fathered any children, population growth in the postwar Soviet Union was much lower than it otherwise would have been.[64]

Economic

Once a war has ended, losing nations are sometimes required to pay war reparations to the victorious nations. In certain cases, land is ceded to the victorious nations. For example, the territory of Alsace-Lorraine has been traded between France and Germany on three different occasions.[citation needed]

Typically, war becomes intertwined with the economy and many wars are partially or entirely based on economic reasons. Some economists[who?] believe war can stimulate a country's economy (high government spending for World War II is often credited with bringing the U.S. out of the Great Depression by most Keynesian economists) but in many cases, such as the wars of Louis XIV, the Franco-Prussian War, and World War I, warfare primarily results in damage to the economy of the countries involved. For example, Russia's involvement in World War I took such a toll on the Russian economy that it almost collapsed and greatly contributed to the start of the Russian Revolution of 1917.[65]

World War II

Ruins of Warsaw's Napoleon Square in the aftermath of World War II

World War II was the most financially costly conflict in history; its belligerents cumulatively spent about a trillion U.S. dollars on the war effort (as adjusted to 1940 prices).[66][67] The Great Depression of the 1930s ended as nations increased their production of war materials.[68]

By the end of the war, 70% of European industrial infrastructure was destroyed.[69] Property damage in the Soviet Union inflicted by the Axis invasion was estimated at a value of 679 billion rubles. The combined damage consisted of complete or partial destruction of 1,710 cities and towns, 70,000 villages/hamlets, 2,508 church buildings, 31,850 industrial establishments, 40,000 mi (64,374 km) of railroad, 4100 railroad stations, 40,000 hospitals, 84,000 schools, and 43,000 public libraries.[70]

Artistic

War leads to forced migration causing potentially large displacements of population. Among forced migrants there are usually relatively large shares of artists and other types of creative people, causing so the war effects to be particularly harmful for the country’s creative potential in the long-run.[71] War also has a negative effect on an artists’ individual life-cycle output.[72]

In war, cultural institutions, such as libraries, can become "targets in themselves; their elimination was a way to denigrate and demoralize the enemy population." The impact such destruction can have on a society is important because "in an era in which competing ideologies fuel internal and international conflict, the destruction of libraries and other items of cultural significance is neither random nor irrelevant. Preserving the world’s repositories of knowledge is crucial to ensuring that the darkest moments of history do not endlessly repeat themselves."[73]

Aims

Entities deliberately contemplating going to war and entities considering whether to end a war may formulate war aims as an evaluation/propaganda tool. War aims may stand as a proxy for national-military resolve.[74]

Definition

Fried defines war aims as "the desired territorial, economic, military or other benefits expected following successful conclusion of a war".[75]

Classification

Tangible/intangible aims:

  • Tangible war aims may involve (for example) the acquisition of territory (as in the German goal of Lebensraum in the first half of the 20th century) or the recognition of economic concessions (as in the Anglo-Dutch Wars).
  • Intangible war aims – like the accumulation of credibility or reputation[76] – may have more tangible expression ("conquest restores prestige, annexation increases power").[77]

Explicit/implicit aims:

  • Explicit war aims may involve published policy decisions.
  • Implicit war aims[78] can take the form of minutes of discussion, memoranda and instructions.[79]

Positive/negative aims:

  • "Positive war aims" cover tangible outcomes.
  • "Negative war aims" forestall or prevent undesired outcomes.[80]

War aims can change in the course of conflict and may eventually morph into "peace conditions"[81] – the minimal conditions under which a state may cease to wage a particular war.

Limiting and stopping

Anti-war rally in Washington, D.C., March 15, 2003

Religious groups have long formally opposed or sought to limit war as in the Second Vatican Council document Gaudiem et Spes: "Any act of war aimed indiscriminately at the destruction of entire cities of extensive areas along with their population is a crime against God and man himself. It merits unequivocal and unhesitating condemnation."[82]

Anti-war movements have existed for every major war in the 20th century, including, most prominently, World War I, World War II, and the Vietnam War. In the 21st century, worldwide anti-war movements occurred in response to the United States invasion of Afghanistan and Iraq. Protests opposing the War in Afghanistan occurred in Europe, Asia, and the United States. Organizations like Stop the War Coalition, based in the United Kingdom, worked on campaigning against the war.[83]

The Mexican Drug War, with estimated casualties of 40,000 since December 2006, has recently faced fundamental opposition.[84] In 2011, the movement for peace and justice has started a popular middle-class movement against the war. It won the recognition of President Calderon, who began war.[85]

Theories of motivation

The Ottoman campaign for territorial expansion in Europe in 1566

There are many theories about the motivations for war, but no consensus about which are most common.[86] Carl von Clausewitz said, 'Every age has its own kind of war, its own limiting conditions, and its own peculiar preconceptions.'[87]

Psychoanalytic

Dutch psychoanalyst Joost Meerloo held that, "War is often...a mass discharge of accumulated internal rage (where)...the inner fears of mankind are discharged in mass destruction."[88] Thus war can sometimes be a means by which man's own frustration at his inability to master his own self is expressed and temporarily relieved via his unleashing of destructive behavior upon others. In this destructive scenario, these others are made to serve as the scapegoat of unspoken and subconscious frustrations and fears.

Other psychoanalysts such as E.F.M. Durban and John Bowlby have argued human beings are inherently violent.[89] This aggressiveness is fueled by displacement and projection where a person transfers his or her grievances into bias and hatred against other races, religions, nations or ideologies. By this theory, the nation state preserves order in the local society while creating an outlet for aggression through warfare.

The Italian psychoanalyst Franco Fornari, a follower of Melanie Klein, thought war was the paranoid or projective “elaboration” of mourning.[90] Fornari thought war and violence develop out of our “love need”: our wish to preserve and defend the sacred object to which we are attached, namely our early mother and our fusion with her. For the adult, nations are the sacred objects that generate warfare. Fornari focused upon sacrifice as the essence of war: the astonishing willingness of human beings to die for their country, to give over their bodies to their nation.

Despite Fornari's theory that man's altruistic desire for self-sacrifice for a noble cause is a contributing factor towards war, few wars have originated from a desire for war among the general populace.[91] Far more often the general population has been reluctantly drawn into war by its rulers. One psychological theory that looks at the leaders is advanced by Maurice Walsh.[92] He argues the general populace is more neutral towards war and wars occur when leaders with a psychologically abnormal disregard for human life are placed into power. War is caused by leaders who seek war such as Napoleon and Hitler. Such leaders most often come to power in times of crisis when the populace opts for a decisive leader, who then leads the nation to war.

Naturally, the common people don't want war; neither in Russia nor in England nor in America, nor for that matter in Germany. That is understood. But, after all, it is the leaders of the country who determine the policy and it is always a simple matter to drag the people along, whether it is a democracy or a fascist dictatorship or a Parliament or a Communist dictatorship. ... the people can always be brought to the bidding of the leaders. That is easy. All you have to do is tell them they are being attacked and denounce the pacifists for lack of patriotism and exposing the country to danger. It works the same way in any country.

— Hermann Göring at the Nuremberg trials, April 18, 1946[93]

Evolutionary

Women and priests retrieve the dead bodies of Swabian soldiers just outside the city gates of Constance after the battle of Schwaderloh. (Luzerner Schilling)

Several theories concern the evolutionary origins of warfare. There are two main schools: One sees organized warfare as emerging in or after the Mesolithic as a result of complex social organization and greater population density and competition over resources; the other sees human warfare as a more ancient practice derived from common animal tendencies, such as territoriality and sexual competition.[94]

The latter school argues that since warlike behavior patterns are found in many primate species such as chimpanzees,[95] as well as in many ant species,[96] group conflict may be a general feature of animal social behavior. Some proponents of the idea argue that war, while innate, has been intensified greatly by developments of technology and social organization such as weaponry and states.[97]

Psychologist and linguist Steven Pinker argued that war-related behaviors may have been naturally selected in the ancestral environment due to the benefits of victory.[98][failed verification] He also argued that in order to have credible deterrence against other groups (as well as on an individual level), it was important to have a reputation for retaliation, causing humans to develop instincts for revenge as well as for protecting a group's (or an individual's) reputation ("honor").[citation needed]

Increasing population and constant warfare among the Maya city-states over resources may have contributed to the eventual collapse of the Maya civilization by AD 900.

Crofoot and Wrangham have argued that warfare, if defined as group interactions in which "coalitions attempt to aggressively dominate or kill members of other groups", is a characteristic of most human societies. Those in which it has been lacking "tend to be societies that were politically dominated by their neighbors".[99]

Ashley Montagu strongly denied universalistic instinctual arguments, arguing that social factors and childhood socialization are important in determining the nature and presence of warfare. Thus, he argues, warfare is not a universal human occurrence and appears to have been a historical invention, associated with certain types of human societies.[100] Montagu's argument is supported by ethnographic research conducted in societies where the concept of aggression seems to be entirely absent, e.g. the Chewong and Semai of the Malay peninsula.[101] Bobbi S. Low has observed correlation between warfare and education, noting societies where warfare is commonplace encourage their children to be more aggressive.[102]

Economic

Kuwaiti oil wells on fire, during the Gulf War, 1 March 1991

War can be seen as a growth of economic competition in a competitive international system. In this view wars begin as a pursuit of markets for natural resources and for wealth. War has also been linked to economic development by economic historians and development economists studying state-building and fiscal capacity.[103] While this theory has been applied to many conflicts, such counter arguments become less valid as the increasing mobility of capital and information level the distributions of wealth worldwide, or when considering that it is relative, not absolute, wealth differences that may fuel wars. There are those on the extreme right of the political spectrum who provide support, fascists in particular, by asserting a natural right of a strong nation to whatever the weak cannot hold by force.[104][105] Some centrist, capitalist, world leaders, including Presidents of the United States and U.S. Generals, expressed support for an economic view of war.

Marxist

The Marxist theory of war is quasi-economic in that it states all modern wars are caused by competition for resources and markets between great (imperialist) powers, claiming these wars are a natural result of the free market and class system. Part of the theory is that war will disappear once a world revolution, over-throwing free markets and class systems, has occurred. Marxist philosopher Rosa Luxemburg theorized that imperialism was the result of capitalist countries needing new markets. Expansion of the means of production is only possible if there is a corresponding growth in consumer demand. Since the workers in a capitalist economy would be unable to fill the demand, producers must expand into non-capitalist markets to find consumers for their goods, hence driving imperialism.[106]

Demographic

Demographic theories can be grouped into two classes, Malthusian and youth bulge theories:

Malthusian

U.S. Marine helicopter on patrol in Somalia as part of the Unified Task Force, 1992

Malthusian theories see expanding population and scarce resources as a source of violent conflict.

Pope Urban II in 1095, on the eve of the First Crusade, spoke:

For this land which you now inhabit, shut in on all sides by the sea and the mountain peaks, is too narrow for your large population; it scarcely furnishes food enough for its cultivators. Hence it is that you murder and devour one another, that you wage wars, and that many among you perish in civil strife. Let hatred, therefore, depart from among you; let your quarrels end. Enter upon the road to the Holy Sepulchre; wrest that land from a wicked race, and subject it to yourselves.[107]

This is one of the earliest expressions of what has come to be called the Malthusian theory of war, in which wars are caused by expanding populations and limited resources. Thomas Malthus (1766–1834) wrote that populations always increase until they are limited by war, disease, or famine.[108]

The violent herder–farmer conflicts in Nigeria, Mali, Sudan and other countries in the Sahel region have been exacerbated by land degradation and population growth.[109][110][111]

Youth bulge

Median age by country. War reduces life expectancy. A youth bulge is evident for Africa, and to a lesser extent in some countries in West Asia, South Asia, Southeast Asia and Central America.

According to Heinsohn, who proposed youth bulge theory in its most generalized form, a youth bulge occurs when 30 to 40 percent of the males of a nation belong to the "fighting age" cohorts from 15 to 29 years of age. It will follow periods with total fertility rates as high as 4–8 children per woman with a 15–29-year delay.[112][113]

Heinsohn saw both past "Christianist" European colonialism and imperialism, as well as today's Islamist civil unrest and terrorism as results of high birth rates producing youth bulges.[114] Among prominent historical events that have been attributed to youth bulges are the role played by the historically large youth cohorts in the rebellion and revolution waves of early modern Europe, including the French Revolution of 1789,[115] and the effect of economic depression upon the largest German youth cohorts ever in explaining the rise of Nazism in Germany in the 1930s.[116] The 1994 Rwandan Genocide has also been analyzed as following a massive youth bulge.[117]

Youth bulge theory has been subjected to statistical analysis by the World Bank,[118] Population Action International,[119] and the Berlin Institute for Population and Development.[120] Youth bulge theories have been criticized as leading to racial, gender and age discrimination.[121]

Rationalist

U.S. soldiers directing artillery on enemy trucks in A Shau Valley, April 1968

Rationalism is an international relations theory or framework. Rationalism (and Neorealism (international relations)) operate under the assumption that states or international actors are rational, seek the best possible outcomes for themselves, and desire to avoid the costs of war.[122] Under one game theory approach, rationalist theories posit all actors can bargain, would be better off if war did not occur, and likewise seek to understand why war nonetheless reoccurs. Under another rationalist game theory without bargaining, the peace war game, optimal strategies can still be found that depend upon number of iterations played. In "Rationalist Explanations for War", James Fearon examined three rationalist explanations for why some countries engage in war:

"Issue indivisibility" occurs when the two parties cannot avoid war by bargaining, because the thing over which they are fighting cannot be shared between them, but only owned entirely by one side or the other.

U.S. Marines direct a concentration of fire at the enemy, Vietnam, 8 May 1968

"Information asymmetry with incentives to misrepresent" occurs when two countries have secrets about their individual capabilities, and do not agree on either: who would win a war between them, or the magnitude of state's victory or loss. For instance, Geoffrey Blainey argues that war is a result of miscalculation of strength. He cites historical examples of war and demonstrates, "war is usually the outcome of a diplomatic crisis which cannot be solved because both sides have conflicting estimates of their bargaining power."[123] Thirdly, bargaining may fail due to the states' inability to make credible commitments.[124]

Within the rationalist tradition, some theorists have suggested that individuals engaged in war suffer a normal level of cognitive bias,[125] but are still "as rational as you and me".[126] According to philosopher Iain King, "Most instigators of conflict overrate their chances of success, while most participants underrate their chances of injury...."[127] King asserts that "Most catastrophic military decisions are rooted in GroupThink" which is faulty, but still rational.[128]

The rationalist theory focused around bargaining is currently under debate. The Iraq War proved to be an anomaly that undercuts the validity of applying rationalist theory to some wars.[129]

Political science

The statistical analysis of war was pioneered by Lewis Fry Richardson following World War I. More recent databases of wars and armed conflict have been assembled by the Correlates of War Project, Peter Brecke and the Uppsala Conflict Data Program.[citation needed]

The following subsections consider causes of war from system, societal, and individual levels of analysis. This kind of division was first proposed by Kenneth Waltz in Man, the State, and War and has been often used by political scientists since then.[130]:143

System-level

There are several different international relations theory schools. Supporters of realism in international relations argue that the motivation of states is the quest for security, and conflicts can arise from the inability to distinguish defense from offense, which is called the security dilemma.[130]:145

Within the realist school as represented by scholars such as Henry Kissinger and Hans Morgenthau, and the neorealist school represented by scholars such as Kenneth Waltz and John Mearsheimer, two main sub-theories are:

  1. Balance of power theory: States have the goal of preventing a single state from becoming a hegemon, and war is the result of the would-be hegemon's persistent attempts at power acquisition. In this view, an international system with more equal distribution of power is more stable, and "movements toward unipolarity are destabilizing."[130]:147 However, evidence has shown power polarity is not actually a major factor in the occurrence of wars.[130]:147–48
  2. Power transition theory: Hegemons impose stabilizing conditions on the world order, but they eventually decline, and war occurs when a declining hegemon is challenged by another rising power or aims to preemptively suppress them.[130]:148 On this view, unlike for balance-of-power theory, wars become more probable when power is more equally distributed. This "power preponderance" hypothesis has empirical support.[130]:148

The two theories are not mutually exclusive and may be used to explain disparate events according to the circumstance.[130]:148

Liberalism as it relates to international relations emphasizes factors such as trade, and its role in disincentivizing conflict which will damage economic relations. Realists[who?] respond that military force may sometimes be at least as effective as trade at achieving economic benefits, especially historically if not as much today.[130]:149 Furthermore, trade relations which result in a high level of dependency may escalate tensions and lead to conflict.[130]:150 Empirical data on the relationship of trade to peace are mixed, and moreover, some evidence suggests countries at war don't necessarily trade less with each other.[130]:150

Societal-level

  • Diversionary theory, also known as the "scapegoat hypothesis", suggests the politically powerful may use war to as a diversion or to rally domestic popular support.[130]:152 This is supported by literature showing out-group hostility enhances in-group bonding, and a significant domestic "rally effect" has been demonstrated when conflicts begin.[130]:152–13 However, studies examining the increased use of force as a function of need for internal political support are more mixed.[130]:152–53 U.S. war-time presidential popularity surveys taken during the presidencies of several recent U.S. leaders have supported diversionary theory.[131]

Individual-level

These theories suggest differences in people's personalities, decision-making, emotions, belief systems, and biases are important in determining whether conflicts get out of hand.[130]:157 For instance, it has been proposed that conflict is modulated by bounded rationality and various cognitive biases,[130]:157 such as prospect theory.[132]

Ethics

Morning after the Battle of Waterloo, by John Heaviside Clark, 1816

The morality of war has been the subject of debate for thousands of years.[133]

The two principal aspects of ethics in war, according to the just war theory, are jus ad bellum and Jus in bello.[134]

Jus ad bellum (right to war), dictates which unfriendly acts and circumstances justify a proper authority in declaring war on another nation. There are six main criteria for the declaration of a just war: first, any just war must be declared by a lawful authority; second, it must be a just and righteous cause, with sufficient gravity to merit large-scale violence; third, the just belligerent must have rightful intentions – namely, that they seek to advance good and curtail evil; fourth, a just belligerent must have a reasonable chance of success; fifth, the war must be a last resort; and sixth, the ends being sought must be proportional to means being used.[135][136]

Jus in bello (right in war), is the set of ethical rules when conducting war. The two main principles are proportionality and discrimination. Proportionality regards how much force is necessary and morally appropriate to the ends being sought and the injustice suffered.[137] The principle of discrimination determines who are the legitimate targets in a war, and specifically makes a separation between combatants, who it is permissible to kill, and non-combatants, who it is not.[137] Failure to follow these rules can result in the loss of legitimacy for the just-war-belligerent.[138]

In besieged Leningrad. "Hitler ordered that Moscow and Leningrad were to be razed to the ground; their inhabitants were to be annihilated or driven out by starvation. These intentions were part of the 'General Plan East'." – The Oxford Companion to World War II.[139]

The just war theory was foundational in the creation of the United Nations and in International Law's regulations on legitimate war.[133]

Fascism, and the ideals it encompasses, such as Pragmatism, racism, and social Darwinism, hold that violence is good.[140][141] Pragmatism holds that war and violence can be good if it serves the ends of the people, without regard for universal morality. Racism holds that violence is good so that a master race can be established, or to purge an inferior race from the earth, or both. Social Darwinism asserts that violence is sometimes necessary to weed the unfit from society so civilization can flourish. These are broad archetypes for the general position that the ends justify the means. Lewis Coser, U.S. conflict theorist and sociologist, argued conflict provides a function and a process whereby a succession of new equilibriums are created. Thus, the struggle of opposing forces, rather than being disruptive, may be a means of balancing and maintaining a social structure or society.[142]

See also

General reference

War-related lists

References

  1. ^ "Warfare". Cambridge Dictionary. Retrieved 1 August 2016.
  2. ^ Šmihula, Daniel (2013): The Use of Force in International Relations, p. 67, ISBN 978-80-224-1341-1.
  3. ^ James, Paul; Friedman, Jonathan (2006). Globalization and Violence, Vol. 3: Globalizing War and Intervention. London: Sage Publications.
  4. ^ "war". Online Etymology Dictionary. 2010. Retrieved 24 April 2011.
  5. ^ D. Hank Ellison (24 August 2007). Handbook of Chemical and Biological Warfare Agents, Second Edition. CRC Press. pp. 567–70. ISBN 978-0-8493-1434-6.
  6. ^ Lewis, Brian C. "Information Warfare". Federation of American Scientist. Archived from the original on 17 June 1997. Retrieved 27 February 2017.
  7. ^ Keeley, Lawrence H: War Before Civilization: The Myth of the Peaceful Savage. p. 37.
  8. ^ Diamond, Jared, Guns, Germs and Steel
  9. ^ Conway W. Henderson (9 February 2010). Understanding International Law. John Wiley & Sons. pp. 212–. ISBN 978-1-4051-9764-9. Retrieved 31 May 2012.
  10. ^ B. Jongman & J.M.G. van der Dennen, 'The Great "War Figures" Hoax: an investigation in polemomythology'
  11. ^ Roberto Muehlenkamp, 'Germs vs. guns, or death from mass violence in perspective'
  12. ^ Matthew White, Atrocitology: Humanity's 100 Deadliest Achievements, Canongate Books Ltd. (20 October 2011), ISBN 0857861220
  13. ^ Matthew White, 'Primitive War'
  14. ^ David McCandless, '20th Century Death'
  15. ^ Wm. Robert Johnston, 'The Effects of a Global Thermonuclear War'
  16. ^ "Review: War Before Civilization". Brneurosci.org. 4 September 2006. Archived from the original on 21 November 2010. Retrieved 24 January 2011.
  17. ^ Spengler (4 July 2006). "The fraud of primitive authenticity". Asia Times Online. Retrieved 8 June 2009.
  18. ^ Martin, Debra L., Ryan P. Harrod, and Ventura R. Pérez, eds. 2012. The Bioarchaeology of Violence. Gainesville: University Press of Florida. http://www.upf.com/book.asp?id=MARTI002
  19. ^ Keeley, Lawrence H: War Before Civilization: The Myth of the Peaceful Savage. p. 55.
  20. ^ W. D. Rubinstein (2004). Genocide: A History. Pearson Longman. pp. 22–50. ISBN 978-0-582-50601-5. Retrieved 31 May 2012.
  21. ^ a b c World War One – A New Kind of War | Part II, From 14 – 18 Understanding the Great War, by Stéphane Audoin-Rouzeau, Annette Becker
  22. ^ Kolko 1994, p. xvii–xviii: "War in this century became an essential precondition for the emergence of a numerically powerful Left, moving it from the margins to the very center of European politics during 1917–18 and of all world affairs after 1941".
  23. ^ Thornton, Russell (1990). American Indian Holocaust and Survival: A Population History since 1492. University of Oklahoma Press. p. 48. ISBN 978-0-8061-2220-5
  24. ^ "Albert Einstein: Man of Imagination". 1947. Archived from the original on 4 June 2010. Retrieved 3 February 2010. Nuclear Age Peace Foundation paper
  25. ^ "Instant Wisdom: Beyond the Little Red Book". Time. 20 September 1976. Retrieved 14 April 2013.
  26. ^ Robert J. Bunker and Pamela Ligouri Bunker, "The modern state in epochal transition: The significance of irregular warfare, state deconstruction, and the rise of new warfighting entities beyond neo-medievalism." Small Wars & Insurgencies 27.2 (2016): 325-344.
  27. ^ Hewitt, Joseph, J. Wilkenfield and T. Gurr Peace and Conflict 2008, Paradigm Publishers, 2007
  28. ^ Roser, Max (15 November 2017). "War and Peace". Our World in Data. Retrieved 15 November 2017.
  29. ^ "Mortality and Burden of Disease Estimates for WHO Member States in 2004". World Health Organization.
  30. ^ "War and Peace". Our World in Data. Retrieved 16 November 2017.
  31. ^ *The Cambridge History of China: Alien regimes and border states, 907–1368, 1994, p. 622, cited by White
    *Matthew White (2011-11-07). The Great Big Book of Horrible Things: The Definitive Chronicle of History's 100 Worst Atrocities.
  32. ^ GBD 2013 Mortality and Causes of Death, Collaborators (17 December 2014). "Global, regional, and national age-sex specific all-cause and cause-specific mortality for 240 causes of death, 1990–2013: a systematic analysis for the Global Burden of Disease Study 2013". Lancet. 385 (9963): 117–71. doi:10.1016/S0140-6736(14)61682-2. PMC 4340604. PMID 25530442.
  33. ^ "Top Ten Problems of Humanity for Next 50 Years", Professor R. E. Smalley, Energy & NanoTechnology Conference, Rice University, May 3, 2003.
  34. ^ Tanton, John (2002). The Social Contract. p. 42.
  35. ^ Moore, John (1992). The pursuit of happiness. p. 304.
  36. ^ Baxter, Richard (2013). Humanizing the Laws of War. p. 344.
  37. ^ Timothy Snyder, Bloodlands: Europe Between Hitler and Stalin, Basic Books, 2010, p. 250.
  38. ^ Dying and Death: Inter-disciplinary Perspectives. p. 153, Asa Kasher (2007)
  39. ^ Chew, Emry (2012). Arming the Periphery. p. 49.
  40. ^ a b McFarlane, Alan: The Savage Wars of Peace: England, Japan and the Malthusian Trap, Blackwell 2003, ISBN 0-631-18117-2, ISBN 978-0-631-18117-0 – cited by White
  41. ^ Wallinsky, David: David Wallechinsky's Twentieth Century: History With the Boring Parts Left Out, Little Brown & Co., 1996, ISBN 0-316-92056-8, ISBN 978-0-316-92056-8 – cited by White
  42. ^ Brzezinski, Zbigniew: Out of Control: Global Turmoil on the Eve of the Twenty-first Century, Prentice Hall & IBD, 1994, – cited by White
  43. ^ Ping-ti Ho, "An Estimate of the Total Population of Sung-Chin China", in Études Song, Series 1, No 1, (1970) pp. 33–53.
  44. ^ "Mongol Conquests". Users.erols.com. Retrieved 24 January 2011.
  45. ^ "The world's worst massacres Whole Earth Review". 1987. Archived from the original on 17 May 2003. Retrieved 24 January 2011.
  46. ^ "Taiping Rebellion – Britannica Concise". Britannica. Retrieved 24 January 2011.
  47. ^ Michael Duffy (22 August 2009). "Military Casualties of World War One". Firstworldwar.com. Retrieved 24 January 2011.
  48. ^ "Selected Death Tolls for Wars, Massacres and Atrocities Before the 20th Century". Users.erols.com. Retrieved 24 January 2011.
  49. ^ "Nuclear Power: The End of the War Against Japan". BBC News. Retrieved 24 January 2011.
  50. ^ "Timur Lenk (1369–1405)". Users.erols.com. Retrieved 24 January 2011.
  51. ^ Matthew White's website (a compilation of scholarly death toll estimates)
  52. ^ "Russian Civil War". Spartacus-Educational.com. Archived from the original on 5 December 2010. Retrieved 26 February 2019.
  53. ^ a b c d Lt. Col. Dave Grossman (1996). On Killing – The Psychological Cost of Learning to Kill in War & Society. Little, Brown & Co.
  54. ^ Maris Vinovskis (28 September 1990). Toward a Social History of the American Civil War: Exploratory Essays. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-39559-5. Retrieved 31 May 2012.
  55. ^ Kitchen, Martin (2000), The Treaty of Versailles and its Consequences Archived 12 May 2008 at the Wayback Machine, New York: Longman
  56. ^ The Historical Impact of Epidemic Typhus. Joseph M. Conlon.
  57. ^ War and Pestilence. TIME.
  58. ^ A. S. Turberville (2006). Johnson's England: An Account of the Life & Manners of His Age. p. 53. ISBN 1-4067-2726-1
  59. ^ Obermeyer Z, Murray CJ, Gakidou E (June 2008). "Fifty years of violent war deaths from Vietnam to Bosnia: analysis of data from the world health survey programme". BMJ. 336 (7659): 1482–86. doi:10.1136/bmj.a137. PMC 2440905. PMID 18566045.
  60. ^ The Thirty Years War (1618–48), Alan McFarlane, The Savage Wars of Peace: England, Japan and the Malthusian Trap (2003)
  61. ^ History of Europe – Demographics. Encyclopædia Britannica.
  62. ^ "World War II Fatalities". Retrieved 20 April 2007.
  63. ^ "Leaders mourn Soviet wartime dead". BBC News. 9 May 2005. Retrieved 6 January 2010.
  64. ^ Hosking, Geoffrey A. (2006). Rulers And Victims: The Russians in the Soviet Union. Harvard University Press. pp. 242–. ISBN 978-0-674-02178-5. Retrieved 31 May 2012.
  65. ^ Gatrell, Peter (2014). Russia's First World War : A Social and Economic History. Hoboken, N.J.: Routledge. p. 270. ISBN 9781317881391.
  66. ^ Mayer, E. (2000). "World War II course lecture notes". Emayzine.com. Victorville, California: Victor Valley College. Archived from the original on 1 March 2009. Retrieved 4 July 2014.
  67. ^ Coleman, P. (1999) "Cost of the War," World War II Resource Guide (Gardena, California: The American War Library)
  68. ^ "Great Depression and World War II, 1929–1945". Library of Congress. Archived from the original on 12 October 2007. Retrieved 4 July 2014.
  69. ^ Marc Pilisuk; Jennifer Achord Rountree (2008). Who Benefits from Global Violence and War: Uncovering a Destructive System. Greenwood Publishing Group. pp. 136–. ISBN 978-0-275-99435-8. Retrieved 31 May 2012.
  70. ^ The New York Times, 9 February 1946, Volume 95, Number 32158.
  71. ^ Jan Borowiecki, Karol (2012). "Are composers different? Historical evidence on conflict-induced migration (1816–1997)". European Review of Economic History. 16 (3): 270–91. doi:10.1093/ereh/hes001.
  72. ^ Jan Borowiecki, Karol; O'Hagan, John (2013). "Impact of War on Individual Life-cycle Creativity: Tentative Evidence in Relation to Composers". Journal of Cultural Economics. 37 (3): 347–58. doi:10.1007/s10824-012-9187-1.
  73. ^ Glenn, K. (2007). [Burning Books and Leveling Libraries]. Harvard Human Rights Journal, 203 51-353
  74. ^ Sullivan, Patricia (16 July 2012). "War Aims and War Outcomes". Who Wins?: Predicting Strategic Success and Failure in Armed Conflict. Oxford University Press, USA (published 2012). p. 17. doi:10.1093/acprof:oso/9780199878338.003.0003. ISBN 9780199878338. Retrieved 25 August 2015. A state with greater military capacity than its adversary is more likely to prevail in wars with 'total' war aims—the overthrow of a foreign government or annexation of territory—than in wars with more limited objectives.
  75. ^ Fried, Marvin Benjamin (1 July 2014). Austro-Hungarian War Aims in the Balkans During World War I. Palgrave Macmillan (published 2014). p. 4. ISBN 9781137359018. Retrieved 24 August 2015. War aims are the desired territorial, economic, military or other benefits expected following successful conclusion of a war.
  76. ^ Welch distinguishes: "tangible goods such as arms, wealth, and – provided they are strategically or economically valuable – territory and resources" from "intangible goods such as credibility and reputation" – Welch, David A. (10 August 1995). Justice and the Genesis of War. Cambridge Studies in International Relations. Cambridge University Press (published 1995). p. 17. ISBN 9780521558686. Retrieved 24 August 2015.
  77. ^ Fried, Marvin Benjamin (1 July 2014). Austro-Hungarian War Aims in the Balkans During World War I. Palgrave Macmillan (published 2014). p. 4. ISBN 9781137359018. Retrieved 24 August 2015. Intangibles, such as prestige or power, can also represent war aims, though often (albeit not always) their achievement is framed within a more tangible context (e.g. conquest restores prestige, annexation increases power, etc.).
  78. ^ Compare:Katwala, Sunder (13 February 2005). "Churchill by Paul Addison". Books. The Guardian. Guardian News and Media Limited. Retrieved 24 August 2015. [Churchill] took office and declared he had 'not become the King's First Minister to oversee the liquidation of the British empire'. [...] His view was that an Anglo-American English-speaking alliance would seek to preserve the empire, though ending it was among Roosevelt's implicit war aims.
  79. ^ Compare Fried, Marvin Benjamin (1 July 2014). Austro-Hungarian War Aims in the Balkans During World War I. Palgrave Macmillan (published 2014). p. 4. ISBN 9781137359018. Retrieved 24 August 2015. At times, war aims were explicitly stated internally or externally in a policy decision, while at other times [...] the war aims were merely discussed but not published, remaining instead in the form of memoranda or instructions.
  80. ^ Fried, Marvin Benjamin (1 July 2015). "'A Life and Death Question': Austro-Hungarian War Aims in the First World War". In Afflerbach, Holger (ed.). The Purpose of the First World War: War Aims and Military Strategies. Schriften des Historischen Kollegs. 91. Berlin/Boston: Walter de Gruyter GmbH (published 2015). p. 118. ISBN 9783110443486. Retrieved 24 August 2015. [T]he [Austrian] Foreign Ministry [...] and the Military High Command [...] were in agreement that political and military hegemony over Serbia and the Western Balkans was a vital war aim. The Hungarian Prime Minister István Count Tisza, by contrast, was more preoccupied with so-called 'negative war aims', notably warding off hostile Romanian, Italian, and even Bulgarian intervention.
  81. ^ Haase, Hugo (1932). "The Debate in the Reichstag on Internal Political Conditions, April 5–6, 1916". In Lutz, Ralph Haswell (ed.). Fall of the German Empire, 1914–1918. Hoover War Library publications. Stanford University Press. p. 233. ISBN 9780804723800. Retrieved 25 August 2015. Gentlemen, when it comes time to formulate peace conditions, it is time to think of another thing than war aims.
  82. ^ "PASTORAL CONSTITUTION ON THE CHURCH IN THE MODERN WORLD GAUDIUM ET SPES PROMULGATED BY HIS HOLINESS, POPE PAUL VI ON DECEMBER 7, 1965"
  83. ^ "Stop the War Coalition: Timeline of Events 2001–2011". Archived from the original on 30 May 2011.
  84. ^ "How many have died in Mexico's drug war?". 7 June 2011.
  85. ^ "Calderon apologizes to drug war victims".
  86. ^ Levy, Jack S. (1989). Tetlock, Philip E.; Husbands, Jo L.; Jervis, Robert; Stern, Paul C.; Tilly, Charles (eds.). "The Causes of War: A Review of Theories and Evidence" (PDF). Behavior, Society and Nuclear War. I: 295. Archived from the original (PDF) on 22 September 2013. Retrieved 4 May 2012.
  87. ^ Clausewitz, Carl Von (1976), On War (Princeton University Press) p. 593
  88. ^ | A. M. Meerloo, M.D. The Rape of the Mind (2009) p. 134, Progressive Press, ISBN 978-1-61577-376-3
  89. ^ Durbin, E.F.L. and John Bowlby. Personal Aggressiveness and War 1939.
  90. ^ (Fornari 1975)
  91. ^ Blanning, T.C.W. "The Origin of Great Wars." The Origins of the French Revolutionary Wars. p. 5
  92. ^ Walsh, Maurice N. War and the Human Race. 1971.
  93. ^ "In an interview with Gilbert in Göring's jail cell during the Nuremberg War Crimes Trials (18 April 1946)". 18 April 2017. Retrieved 5 August 2015.
  94. ^ Peter Meyer. Social Evolution in Franz M. Wuketits and Christoph Antweiler (eds.) Handbook of Evolution The Evolution of Human Societies and Cultures Wiley-VCH Verlag
  95. ^ O'Connell, Sanjida (7 January 2004). "Apes of war...is it in our genes?". The Daily Telegraph. London. Retrieved 6 February 2010. Analysis of chimpanzee war behavior
  96. ^ Anderson, Kenneth (1996). "Warrior Ants: The Enduring Threat of the Small War and the Land-mine". SSRN 935783. Cite journal requires |journal= (help) Scholarly comparisons between human and ant wars
  97. ^ Johan M.G. van der Dennen. 1995. The Origin of War: Evolution of a Male-Coalitional Reproductive Strategy. Origin Press, Groningen, 1995 chapters 1 & 2
  98. ^ Steven Pinker. "Steven Pinker – Books – The Blank Slate". Pinker.wjh.harvard.edu. Archived from the original on 10 May 2011. Retrieved 19 January 2011.
  99. ^ Mind the Gap: Tracing the Origins of Human Universals By Peter M. Kappeler, Joan B. Silk, 2009, Chapter 8, "Intergroup Aggression in Primates and Humans; The Case for a Unified Theory", Margaret C. Crofoot and Richard W. Wrangham
  100. ^ Montagu, Ashley (1976), The Nature of Human Aggression (Oxford University Press)
  101. ^ Howell, Signe and Roy Willis, eds. (1989) Societies at Peace: Anthropological Perspectives. London: Routledge
  102. ^ "An Evolutionary Perspective on War", Bobbi S. Low, published in Behavior, Culture, and Conflict in World Politics, The University of Michigan Press, p. 22
  103. ^ Johnson, Noel D.; Koyama, Mark (2015). "States and Economic Growth: Capacity and Constraints" (PDF). George Mason University WORKING PAPER.
  104. ^ Roger Griffin and Matthew Feldman, eds., Fascism: Fascism and Culture, New York: Routledge, 2004.
  105. ^ Hawkins, Mike. Social Darwinism in European and American Thought, 1860–1945: Nature as Model and Nature as Threat, Cambridge University Press, 1997.
  106. ^ O'Callaghan, Einde (25 October 2007). "The Marxist Theory of Imperialism and its Critics". Marxists Internet Archive. Retrieved 24 April 2011.
  107. ^ Safire, William (2004). Lend me your ears: great speeches in history. W. W. Norton & Company. p. 94. ISBN 978-0-393-05931-1.
  108. ^ Waugh, David (2000). Geography: an integrated approach. Nelson Thornes. p. 378. ISBN 978-0-17-444706-1.
  109. ^ "In Mali, waning fortunes of Fulani herders play into Islamist hands". Reuters. 20 November 2016.
  110. ^ "How Climate Change Is Spurring Land Conflict in Nigeria". Time. 28 June 2018.
  111. ^ "The Deadliest Conflict You've Never Heard of". Foreign Policy. 23 January 2019.
  112. ^ Helgerson, John L. (2002): "The National Security Implications of Global Demographic Trends"[1]
  113. ^ Heinsohn, G. (2006): "Demography and War" (online)
  114. ^ Heinsohn, G. (2005): "Population, Conquest and Terror in the 21st Century" (online)
  115. ^ Jack A. Goldstone (4 March 1993). Revolution and Rebellion in the Early Modern World. University of California Press. ISBN 978-0-520-08267-0. Retrieved 31 May 2012.
  116. ^ Moller, Herbert (1968): ‘Youth as a Force in the Modern World’, Comparative Studies in Society and History 10: 238–60; 240–44
  117. ^ Diessenbacher, Hartmut (1994): Kriege der Zukunft: Die Bevölkerungsexplosion gefährdet den Frieden. Muenchen: Hanser 1998; see also (criticizing youth bulge theory) Marc Sommers (2006): "Fearing Africa´s Young Men: The Case of Rwanda." The World Bank: Social Development Papers – Conflict Prevention and Reconstruction, Paper No. 32, January 2006 [2]
  118. ^ Urdal, Henrik (2004): "The Devil in the Demographics: The Effect of Youth Bulges on Domestic Armed Conflict," [3],
  119. ^ Population Action International: "The Security Demographic: Population and Civil Conflict after the Cold War"[4]
  120. ^ Kröhnert, Steffen (2004): "Warum entstehen Kriege? Welchen Einfluss haben demografische Veränderungen auf die Entstehung von Konflikten?" [5]
  121. ^ Hendrixson, Anne: "Angry Young Men, Veiled Young Women: Constructing a New Population Threat" [6]
  122. ^ a b Fearon, James D. (Summer 1995). "Rationalist Explanations for War". International Organization. 49 (3): 379–414. doi:10.1017/s0020818300033324. JSTOR 2706903.
  123. ^ Geoffrey Blainey (1988). Causes of War (3rd ed.). p. 114. ISBN 9780029035917. Retrieved 19 March 2016.
  124. ^ Powell, Robert (2002). "Bargaining Theory and International Conflict". Annual Review of Political Science. 5: 1–30. doi:10.1146/annurev.polisci.5.092601.141138.
  125. ^ Chris Cramer, 'Civil War is Not a Stupid Thing', ISBN 978-1850658214
  126. ^ From point 10 of Modern Conflict is Not What You Think (article), accessed 16 December 2014.
  127. ^ Quote from Iain King, in Modern Conflict is Not What You Think
  128. ^ Point 6 in Modern Conflict is Not What You Think
  129. ^ Lake, David A. (November 2010). "Two Cheers for Bargaining Theory: Assessing Rationalist Explanations of the Iraq War". International Security. 35 (3): 7–52. doi:10.1162/isec_a_00029.
  130. ^ a b c d e f g h i j k l m n o Levy, Jack S. (June 1998). "The Causes of War and the Conditions of Peace" (PDF). Annual Review of Political Science. 1: 139–65. doi:10.1146/annurev.polisci.1.1.139. Archived from the original (PDF) on 14 July 2014.
  131. ^ "Peace Economics, Peace Science and Public Policy (p. 19)". 2001. Archived from the original on 7 July 2011. Retrieved 7 February 2010. More recently studies (Lebow 2008, Lindemann 2010) demonstrated that striving for self-esteem (i.e. virile self images), and recognition as a Great Power or non-recognition (exclusion and punishment of great powers, denying traumatic historical events) is a principal cause of international conflict and war.
  132. ^ Levy, Jack S. (March 1997). "Prospect Theory, Rational Choice, and International Relations" (PDF). International Studies Quarterly. 41 (1): 87–112. doi:10.1111/0020-8833.00034. Archived from the original (PDF) on 24 September 2015.
  133. ^ a b DeForrest, Mark Edward. "Conclusion". JUST WAR THEORY AND THE RECENT U.S. AIR STRIKES AGAINST IRAQ. Gonzaga Journal of International Law. Archived from the original on 2 April 2010. Retrieved 1 August 2011.
  134. ^ DeForrest, Mark Edward. "GENERALLY RECOGNIZED PRINCIPLES OF JUST WAR THEORY". Missing or empty |url= (help)
  135. ^ Aquinas, Thomas. "Part II, Question 40". The Summa Theologica. Benziger Bros. edition, 1947. Archived from the original on 12 February 2002. Retrieved 1 August 2011.
  136. ^ Mosley, Alexander. "The Jus Ad Bellum Convention". Just War Theory. Internet Encyclopedia of Philosophy. Retrieved 1 August 2011.
  137. ^ a b Moseley, Alexander. "The Principles Of Jus In Bello". Just War Theory. Internet Encyclopedia of Philosophy. Retrieved 1 August 2011.
  138. ^ Codevilla, Seabury, Angelo, Paul (1989). War: Ends and Means. New York, NY: Basic Books. p. 304. ISBN 978-0-465-09067-9.
  139. ^ Ian Dear, Michael Richard Daniell Foot (2001). The Oxford Companion to World War II. Oxford University Press. p. 88. ISBN 0-19-860446-7
  140. ^ Griffin and Feldman, eds, Roger and Matthew (2004). Fascism: Fascism and Culture. Routledge. p. 185.CS1 maint: extra text: authors list (link)
  141. ^ Woodley, Daniel (2010). Fascism and political theory critical perspectives on fascist ideology (PDF). London: Routledge. p. 276. ISBN 978-0-203-87157-7. Archived from the original (PDF) on 12 January 2012.
  142. ^ Ankony, Robert C., "Sociological and Criminological Theory: Brief of Theorists, Theories, and Terms," CFM Research, Jul. 2012.

Bibliography

  • Barzilai, Gad (1996). Wars, Internal Conflicts and Political Order: A Jewish Democracy in the Middle East. Albany: State University of New York Press.
  • Beer, Francis A. (1974). How Much War in History: Definitions, Estimates, Extrapolations, and Trends. Beverly Hills: SAGE.
  • Beer, Francis A. (1981). Peace against War: The Ecology of International Violence. San Francisco: W.H.Freeman.
  • Beer, Francis A. (2001). Meanings of War and Peace. College Station: Texas A&M University Press.
  • Blainey, Geoffrey (1973). The Causes of War. Simon and Schuster.
  • Butler, Smedley (1935). War is a Racket.
  • Chagnon, N. (1983). The Yanomamo. Holt, Rinehart & Winston.
  • Clausewitz, Carl Von (1976). On War, Princeton University Press
  • Codevilla, Angelo (2005). No Victory, No Peace. Rowman and Littlefield
  • Codevilla, Angelo; Seabury, Paul (2006). War: Ends and Means (2 ed.). Potomac Books.
  • Fog, Agner (2017). Warlike and Peaceful Societies: The Interaction of Genes and Culture. Open Book Publishers. doi:10.11647/OBP.0128. ISBN 978-1-78374-403-9.
  • Fornari, Franco (1974). The Psychoanalysis of War. Translated by Pfeifer, Alenka. NY: Doubleday Anchor Press.
  • Fry, Douglas (2004). "Conclusion: Learning from Peaceful Societies". In Kemp, Graham (ed.). Keeping the Peace. Routledge. pp. 185–204.
  • Fry, Douglas (2005). The Human Potential for Peace: An Anthropological Challenge to Assumptions about War and Violence. Oxford University Press.
  • Fry, Douglas (2009). Beyond War. Oxford University Press.
  • Gat, Azar (2006). War in Human Civilization. Oxford University Press.
  • Heinsohn, Gunnar (2003). Söhne und Weltmacht: Terror im Aufstieg und Fall der Nationen [Sons and Imperial Power: Terror and the Rise and Fall of Nations] (PDF) (in German). Orell Füssl.
  • Howell, Signe; Willis, Roy (1990). Societies at Peace: Anthropological Perspectives. London: Routledge.
  • James, Paul; Friedman, Jonathan (2006). Globalization and Violence, Vol. 3: Globalizing War and Intervention. London: Sage Publications.
  • James, Paul; Sharma, RR (2006). Globalization and Violence, Vol. 4: Transnational Conflict. London: Sage Publications.
  • Keegan, John (1994). A History of Warfare. Pimlico.
  • Keeley, Lawrence (1996). War Before Civilization, Oxford University Press.
  • Keen, David (2012). Useful Enemies: When Waging Wars Is More Important Than Winning Them. Yale University Press.
  • Kelly, Raymond C. (2000). Warless Societies and the Origin of War, University of Michigan Press.
  • Kemp, Graham; Fry, Douglas (2004). Keeping the Peace. New York: Routledge.
  • Kolko, Gabriel (1994). Century of War: Politics, Conflicts, and Society since 1914. New York, NY: The New Press.
  • Lebow, Richard Ned (2008). A Cultural Theory of International Relations. Cambridge University Press.
  • Lindemann, Thomas (2010). Causes of War. The Struggle for Recognition. Colchester, ECPR Press
  • Maniscalco, Fabio (2007). World heritage and war: linee guida per interventi a salvaguardia dei beni culturali nelle aree a rischio bellico. Massa. ISBN 978-88-87835-89-2.
  • McIntosh, Jane (2002). A Peaceful Realm: The Rise and Fall of the Indus Civilization. Oxford, UK: Westview Press.
  • Metz, Steven and Cuccia, Philip R. (2011). Defining War for the 21st Century, Strategic Studies Institute, U.S. Army War College. ISBN 978-1-58487-472-0
  • Montagu, Ashley (1978). Learning Nonaggression. New York: Oxford University Press.
  • Otterbein, Keith (2004). How War Began. College Station TX: Texas A&M University Press.
  • Pauketat, Timothy (2005). North American Archaeology. Blackwell Publishing.
  • Pearson, Richard (2004). “New Perspectives on Jomon Society.” Bulletin of the International Jomon Culture Conference, Vol. 1.
  • Small, Melvin; Singer, Joel David (1982). Resort to arms: international and civil wars, 1816–1980. Sage Publications. ISBN 978-0-8039-1776-7.
  • Smith, David Livingstone (February 2009). The Most Dangerous Animal: Human Nature and the Origins of War. Macmillan. ISBN 978-0-312-53744-9.
  • Sponsel, Leslie; Gregor, Thomas (1994). Anthropology of Peace and Nonviolence. Lynne Rienner Publishing.
  • Strachan, Hew (2013). The Direction of War. Cambridge University Press.
  • Turchin, P. (2005). War and Peace and War: Life Cycles of Imperial Nations. NY: Pi Press.
  • Van Creveld, Martin. The Art of War: War and Military Thought London: Cassell, Wellington House
  • Wade, Nicholas (2006). Before the Dawn, New York: Penguin.
  • Walzer, Michael (1977). Just and Unjust Wars. Basic Books.
  • Zimmerman, L. (1981). The Crow Creek Site Massacre: A Preliminary Report, US Army Corps of Engineers, Omaha District.

External links