اختلال اضطراب اجتماعی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از جمع‌هراسی)
پرش به: ناوبری، جستجو

اضطراب اجتماعی

توصیف اختلال

گونه ما نیاز دارد تا دوست داشته شود، ارزشمند باشد، مورد تایید والدین باشد، با همسالانش روابط حمایتی برقرار کند، زوج مطلوب را به خود جذب کند و در انواع روابط اجتماعی بطور موفقیت آمیزی حضور یابد . طرد از گروه ، تاثیری منفی بر متغیرهای گوناگون سلامتی از جمله اعتماد بنفس و احساس تعلق دارد(بامیستر ولیری،1995.به نقل ازهوفمان و اتو ،1389). نتیجه اینکه انسانها بطور طبیعی از ارزشیابی منفی همنوعان خود می هراسد(هوفمان و اتو،1389) حالتهای غیر انطباقی این ترس و نگرانی تکاملی و انطباقی،اختلال اضطراب اجتماعی (SAD) است. با ترس از ارزشیابی منفی از جانب دیگران ، فرد دامنه ای از تعاملات اجتماعی را که می تواند موجب اضطراب اجتماعی شود ، تصور می کند : موقعیت های عملکردی خوردن یا نوشتن در جمع، آغاز کردن و ادامه گفتگوها، رفتن به مهمانی، قرار گذاشتن، ملاقات با افراد غریبه و ناآشنا،و یا تعامل با مظاهر قدرت. از میان ترس های اجتماعی ،صحیت کردن در جمع بسیار چالش بر انگیز است و در واقع، رایج ترین موقعیت هراس آور در بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است(پولارد و هندرسون،1988. به نقل ازهوفمان و اتو،1389).صرف نظر از این اشتراک ، تفاوت قابل توجهی در بین بیماران مبتلا به SAD در تعداد و نوع موقعیت هایی که از آنها می ترسند ، وجود دارد. (هوفمان و اتو،1389)

ملاک های تشخیصی

اصطلاح فوبی به ترس شدید از یک شئ یا موقعیت یا وضعیت اطلاق می شود . فوبی خاص ترس شدید و پایدار از یک شئ یا موقعیت است. در حالی که فوبی اجتماعی ترس شدید و مستمر از موقعیت هایی است که در آن حالت ممکن است شرمندگی روی دهد. تشخیص فوبی خاص و اجتماعی ، هر دو مستلزم بروز اضطراب شدید ، حتی تا حد هراس ، در مواجهه با شئ یا موقعیت ترساننده است.(سادوک و سادوک ،2007) در تاریخ به اضطراب اجتماعی اشاره شده است. با این حال ،تعریف هراس اجتماعی آن چنان که امروز مطرح است، به مارکس و گلدر(1966) برمی گردد که شرایطی را توصیف کردند که در آن، زمانی که فرد کار اجتماعی خاصی را، در حالی که تحت مشاهده دیگران است انجام دهد،بشدت دچار اضطراب می شود.SAD به عنوان یک طبقه تشخیصی، برای نخستین بار در سال 1980 در ویرایش سوم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM-III) منتشر شده توسط انجمن روان شناسی امریکا(APA)، مشخص شد. (هوفمان و اتو،1389) جدید ترین تجدید نظر درباره این اختلال در سال 2013 در ویرایش پنجم DSM-5 منتشر شد. که ملاک های تشخیصی آن در ذیل آمده است.

A. ترس یا اضطراب شدید در مورد یک یا چند موقعیت اجتماعی که در که در آنها فرد با احتمال بررسی دقیق دیگران مواجه شود. از جمله نمونه های آن عبارتند از تعامل های اجتماعی(مثل گفتگو داشتن، ملاقات کردن با افراد تاآشنا)،مورد مشاهده قرار گرفتن(مثل خوردن و نوشیدن) و عمل کردن جلوی دیگران(مثل ایراد سخنرانی). توجه : در کودکان ، اضطراب باید در موقعیت های همسالان و نه فقط هنگام تعامل با دیگران روی دهد. B. فرد می ترسد طوری عمل کند یا نشانه های اضطراب بروز دهد که به صورت منفی ارزیابی شود(بعنی، خجالت آور یا تحقیر آمیز باشد، به طرد یا دلخوری دیگران منجر شود). C. موقعیت های اجتماعی تقریبا همیشه ترس یا اضطراب را برانگیخته می کنند. توجه : در کودکان، ترس یا اضطراب ممکن است با گریه،قشقرق،میخکوب شدن،چسبیدن،جمع کردن خود،یا ناتوانی در صخبت کردن در موقعیت های اجتماعی ابراز شود. D. از موقعیت های اجتماعی اجتناب می شود یا این موقعیت ها با ترس و اضطراب شدید تحمل می شود. E. ترس یا اضطراب با تهدید واقعی که توسط موقعیت اجتماعی ایجاد می شود و با زمینه اجتماعی _ فرهنگی بی تناسب است. F. ترس ، اضطراب، یا اجتناب مداوم است، معمولا 6 ماه یا بیشتر ادامه می بابد. G. ترس، اضطراب، یا اجتناب ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در عملکرد اجتماعی ، شغلی، یا زمینه هاتی مهم دیگر عملکرد ایجاد می کند. H. ترس، اضطراب، یا اجتناب ناشی از تاثیرات فیزیولوژیکی مواد (مثل سوء مصرف مواد مخدر ، دارو) یا بیماری جسمانی دیگر نیست. I. ترس، اضطراب، یا اجتناب با نشانه های اختلال روانی دیگر، مانند اختلال وحشت زدگی، اختلال بد شکلی بدن؛ یا اختلال طیف اتیسم بهتر توجیه نمی شود. J. اگر بیماری جسمانی دیگری (مثل بیماری پارکینسون، چاقی ، بدشکلی ناشی از سوختگی ها یا جراحت) وجود داشته باشد، ترس، اضطراب، یا اجتناب آشکارا نامربوط یا بیش از حد است. شاخص ها افراد مبتلا به فقط نوع عملکردی اختلال اضطراب اجتماعی ، ترس های عملکردی دارند که معمولا در زندگی حرفه ای آنها (مثل موسیقی دانها،رقصنده ها،بازیگران،ورزشکاران) یا در نقشهایی که نیازمند صحبت کردن در انظار است اختلال زیادی را ایجاد می کنند. ترس های عملکردی ممکن است در موقعیت های شغلی یا تحصیلی نیز که معمولا به سخنرانی در انظار نیاز دارند ، آشکار شوند. افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی فقط عملکردی ، از موقعیت های اجتماعی غیر عملکردی نمی ترسند یا از آنها اجتناب نمی کنند.(APA،2013) ویژگیهای تشخیصی

ویژگی اصلی اختلال اضطراب اجتماعی، ترس یا اضطراب محسوس یا شدید از موقعیت های اجتماعی است که در آنها ممکن است فرد مورد بررسی دقیق دیگران قرار بگیرد. در کودکان ترس یا اضطراب باید در موقعیت همسالان و نه فقط در مدت تعامل با بزرگسالان روی دهد ( Criterion A). وقتی فرد با اینگونه موقعیت های اجتماعی روبرو می شود، می ترسد که مورد ارزیابی منفی قرار گیرد. فرد نگران است که بصورت مضطرب ، ضعیف، دیوانه، احمق ، کسل کننده، ترسناک، کثیف یا دوست نداشتنی قضاوت شود. فرد می ترسد به شیوه خاصی عمل کند و به نظر برسد یا نشانه های اضطراب بروز دهد، مثل سرخ شدن، لرزیدن، عرق کردن، لکنت زبان یا خیره شدن که دیگران آنرا به صورت منفی ارزیابی کنند(Criterion B). برخی افراد می ترسند دیگران را دلخور یا در نتیجه آن طرد شوند. (APA،2013) موقعیت های اجتماعی تقریبا همیشه ترس یا اضطراب ایجاد می کنند(Criterion C). بنابراین فردی که فقط گاهی در موقعیت (موقعیت های )اجتماعی مضطرب می شود مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی تشخیص داده نخواهد شد. در کودکان، ترس یا اضطراب ممکن است با گریه، قشقرق، میخکوب شدن،چسبیدن،جمع کردن خود،یا ناتوانی در صحبت کردن در موقعیت های اجتماعی ابراز شود.فرد اغلب از موقعیت های اجتماعی که می ترسد ، اجتناب می کند، و گر نه، این مو قعیت ها با ترس یا اضطراب شدید تحمل می شوند(Criterion D). اجتناب می تواند گسترده ( مثل نرفتن به مهمانی ها، خودداری از رفتن به مدرسه ) یا ملایم باشد( مثل آماده کردن بیش از حد متنی برای سخنرانی، منحرف کردن توجه دیگران، محدود کردن تماس چشمی ). (APA،2013) ترس یا اضطراب با خطر واقعی ارزیابی منفی شدن یا پیامدهای چنین ارزیابی منفی ، بی تناسب قضاوت می شود (Criterion E). گاهی ممکن است اضطراب ، بیش از حد قضاوت نشده باشد ، زیرا با خطر واقعی ارتباط دارد ( مثل مورد قلدری یا آزار دیگران قرار گرفتن ). با این حال ،افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی اغلب پیامدهای منفی موقعیت های اجتماعی را بیش براورد می کنند، و بنابراین قضاوت بی تناسب بودن توسط متخصص بالینی صورت می گیرد. وقتی چنین قضاوتی صورت می گیرد ، زمینه اجتماعی – فرهنگی فرد باید در نظر گرفته شده باشد. برای مثال ، در برخی فرهنگ ها رفتاری که ممکن است از جهات دیگری اضطرابی به نظر برسد ، شاید در موقعیت های اجتماعی مناسب محسوب شود ( مثلا ممکن است به صورت نشانه اضطراب در نظر گرفته شود ). (APA،2013) مدت این اختلال معمولا حداقل 6 ماه است (Criterion F). این آستانه مدت به متمایز کردن این اختلال از ترس های اجتماعی موقتی که رایج هستند، مخصوصا در بین کودکان و جامعه ، کمک می کند. با این حال، از این ملاک مدت باید به عنوان رهنمود کلی، با در نظر گرفتن درجاتی از انعطاف پذیری استفاده شود. ترس، اضطراب، و اجتناب باید روال عادی، عملکرد شغلی یا تحصیلی ، یا فعالیت های اجتماعی یا روابط فرد را بطور قابل ملاحظه مختل کند ، یا باید ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در عملکرد اجتماعی ، شغلی یا زمینه های مهم دیگر عملکرد او ایجاد کند(Criterion G) (APA،2013).

ویژگی های مرتبط که تشخیص را تایید می کنند

افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی ممکن است به طور نامناسبی جسور و از خود مطمئن یا بیش از حد سلطه پذیر باشند، و به ندرت ، بسیار کنترل کننده گفتگو باشند. ممکن است آنها وضع بدنی بسیار خشک یا تماس چشمی نامناسب تشان دهند، با صدای ملایم و لطیف صحبت کنند. این افراد ممکن است خجالتی و گوشه گیر باشند، در گفتگوها کمتر بی پرده باشند و اطلاعات کمی را در مورد خودشان افشا کنند. امکان دارد آنها مشاغلی را جستجو کنند که به ارتباط اجتماعی نیاز نداشته باشند، هرچند که این مورد در مورد افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی فقط عملکردی ، صدق نمی کند.امکان دارد آنها بیشتر در خانه به سر برند. مردان ممکن است در ازدواج و تشکیل خانواده تاخیر کنند، در حالی که زنانی که می خواهند در خارج از خانه کار کنند، ممکن است زندگی خود را به عنوان خانه دار و مادر بگذرانند. (APA،2013).

شیوع

برآورد شیوع 12 ماهه اختلال برای ایالات متحده امریکا تقریبا 7 درصد است.برآوردهای شیوع کمتر از 12 ماه در خیلی از مناطق دنیا با استفاده از ابزار تشخیصی یکسان، پیرامون5/0 تا 0/2 درصد است. شیوع متوسط در اروپا 3/2 درصد است. میزان شیوع 12 ماهه در کودکان و نوجوانان با میزان شیوع در بزرگسالان برابر است.میزان شیوع با افزایش سن کاهش می یابد. میزان شیوع 12 ماهه برای افراد مسن بین 2 تا 5 درصد است. در مجموع ، میزان اختلال اضطراب اجتماعی در کل جمعیت ، در زنان بالاتر از مردان است ( با نسبت احتمال 5/1 تا 2/2 )، تفاوت جنسیت در شیوع ، در نوجوانان برجسته تر از جوانان است. میزان جنسیتی برای مردان در نمونه های بالینی برابر یا اندکی بالاتر هستند ، و فرض شده که نقش های جنسیتی و انتظارات اجتماعی ، نقش مهمی را در توجیه کردن رفتار کمک خواهی بیشتر در بیماران مرد، ایفا می کنند. (APA،2013)

شکل گیری و روند

سن متوسط هنگام شروع اختلال در ایالات متحده 13 سالگی است و 75 درصد افراد، سن شروع 8 تا 15 سال دارند. شروع می تواند در اوایل کودکی نیز باشد. شروع اختلال ممکن است بعد از تجربه استرس زا یا خجالت آور باشد (مثل مورد قلدری قرار گرفتن، استفراغ کردن در طول سخنرانی در انظار ). یا ممکن است پنهان باشد و به کندی ایجاد شود. اولین شروع در بزرگسالی نسبتا نادر است و به احتمال زیاد بعد از واقعه استرس زا یا خجالت آور یا پس از تغییرات زندگی که به نقش های اجتماعی تازه نیاز دارند روی می دهد( مثل ازدواج کردن با فردی از طبقه اجتماعی متفاوت ، دریافت ترفیع شغلی) (APA،2013). نوجوانان در مقایسه با کودکان خردسال ، الگوی گسترده تر ترس و اجتناب ، از جمله قرار ملاقات را تایید می کنند. افراد مسن ، اضطراب اجتماعی را در سطوح پایین تر نشان می دهند ، اما در موقعیت های گسترده تر، در حالی که افراد جوان تر، سطوح بالای اضطراب اجتماعی را در موقعیت های خاص نشان می دهند. در افراد سالخورده ، اضطراب اجتماعی ممکن است به ناتوانی ناشی از کاهش عملکرد حسی (شنوایی ، بینایی) یا شرمندگی در مورد ظاهر(مثل لرزش تاشی از بیماری پارکینسون) یا عملکرد ناشی از بیماری های جسمانی ، بی اختیاری ادرار، یا اختلال شناختی ( مثل فراموش کردن اسامی افراد )مربوط باشد. در جامعه ، تقریبا 30 درصد افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی ظرف 1 سال ، و در حدود 50 درصد ظرف چند سال ، بهبود نشانه را تجربه می کنند. در تقریبا 60 درصد افراد بدون درمان خاصی برای اختلال ، این روند چند سال یا بیشتر طول می کشد. (APA،2013)

عوامل خطر و پیش آگهی

خلق و خویی . صفات اساسی که فرد را برای اختلال اضطراب اجتماعی آماده می کنند ، بازداری رفتاری و ترس از ارزیابی منفی را شامل می شوند. محیطی. میزان بیشتر بدرفتاری در دوره کودکی یا مصیبت روانی – اجتماعی دیگر با شروع زود هنگام ، در شکل گیری اختلال نقش علیتی ندارند. با این حال بدرفتاری و مصیبت در دوران کودکی عوامل خطر برای اختلال اضطراب اجتماعی هستند. ژنتیکی و فیزیولوژیکی. صفاتی که افراد را مستعد اختلال اضطراب اجتماعی می کنند ، مانند بازداری رفتاری ، قویا تحت تاثیر عوامل ژنتیکی قرار دارند. تاثیر ژنتیکی درمعرض تعامل ژن – محیط قرار دارد. یعنی ، کودکانی که بازداری رفتاری زیاد دارند بیشتر مستعد تاثیرات محیطی ، مانند الگو برداری اضطرابی از والدین هستند. همچنین اختلال اضطراب اجتماعی ارثی است ( اما اضطراب فقط عملکردی ، کمتر ارثی است). (APA،2013)

موضوعات تشخیصی مرتبط با جنسیت

زنان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی از تعداد بیشتر ترس های اجتماعی و افسردگی ، دو قطبی و اختلالات اضطرابی خبر می دهند ، در حالی که مردان بیشتر احتمال دارد از قرار ملاقات بترسند ، اختلال نافرمانی و لجبازی یا اختلال سلوک داشته باشند ، و برای تسکین نشانه های اختلال ، الکل و داروهای غیر مجاز استفاده کنند. " نشانگان مثانه خجالتی " در مردان شایعتر است. (APA،2013)

پیامدهای کارکردی اختلال اضطراب اجتماعی

اختلال اضطراب اجتماعی با میزان بالای ترک تحصیل و کاهش سلامتی ، استخدام ، بازدهی شغلی ، جایگاه اقتصادی – اجتماعی ، و کیفیت زندگی ارتباط دارد. اختلال اضطراب اجتماعی همچنین با مجرد بودن، متاهل نبودن، یا مطلقه بودن یا نداشتن فرزند، مخصوصا در مردان، ارتباط دارد. در افراد سالخورده، امکان دارد اختلال در وظایف مراقبت کردن و فعالیت های داوطلبانه وجود داشته باشد. اختلال اضطراب اجتماعی از فعالیت های اوقات فراغت نیز جلوگیری می کند. (APA،2013)

تشخیص افتراقی

کم رویی هیجانی . کم رویی ( یعنی ، خاموشی اجتماعی ) صفت شخصیتی رایجی است و به خودی خود بیمارگون نیست. در برخی جوامع ، حتی کم رویی به صورت مثبت ارزیابی می شود. با این حال ، در صورتی که تاثیر ناگوار قابل ملاحظه ای بر عملکرد اجتماعی ، شغلی ، و زمینه های مهم دیگر عملکرد وجود داشته باشد ، تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی باید در نظر گرفته شود و چنانچه ملاک های کامل اختلال اضطراب اجتماعی برآورد شده باشند این اختلال باید تشخیص داده شود . آگورافوبی . افراد مبتلا به آگورافوبی ممکن است از موقعیت های اجتماعی بترسند و از آنها اجتناب کنند ( مثل رفتن به سینما )، زیرا ممکن است گریز دشوار باشد یا در صورت وقوع نشانه های ناتوان کننده یا شبه وحشتزدگی، کمک در دسترس نباشد، در حالی که افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بیشتر از بررسی دقیق دیگران بترسند. از این گذشته افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی وقتی کلا نتها گذاشته می شوند ، آرام هستند ، که این اغلب در مورد آگورافوبی صدق نمی کند. اختلال وحشت زدگی . افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی ممکن است حمله وحشت زدگی داشته باشند ، ولی نگرانی آنها ترس از ارزیابی منفی است ، در حالی که در اختلال وحشتزدگی ، در مورد خود حملات وحشتزدگی نگرانی وجود دارد اختلال اضطراب فراگیر . نگرانی های اجتماعی در اختلال اضطراب فراگیر شایع هستند ، اما تمرکز بیشتر بر ماهیت روابط جاری است، نه ترس از ارزیابی منفی. افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، مخصوصا کودکان ، ممکن است نگرانی های بیش از حد در مورد کیفیت عملکرد اجتماعی خود داشته باشند، اما این نگرانی ها به عملکرد غیر اجتماعی و هنگامی که فرد توسط دیگران ارزیابی نمی شود نیز مربوط می شود اختلال اضطراب جدایی . افراد مبتلا به اختلال اضطراب جدایی ممکن است از موقعیت های اجتماعی اجتناب کنند ( از جمله اجتناب از مدرسه رفتن ) که علت آن نگرانی هایی در باره جدا بودن از اشخاص دلبسته یا ، نگرانی در مورد نیاز به حضور والد به هنگامی است که با سطح رشد تناسب ندارد. افراد مبتلا به اختلال اضطراب جدایی معمولا در محیط های اجتماعی در مواقعی که شخص دلبسته آنها حضور دارد یا به هنگامی که در خانه هستند ، احساس آرامش می کنند ، در حالی که افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی وقتی موقعیت های اجتماعی در خانه روی می دهند ، یا در حضور اشخاص دلبسته ، ناراخت هستند. فوبی های خاص . افراد مبتلا به فوبی های خاص ممکن است از شرمندگی یا تحقیر بترسند (مثل شرمندگی از غش کردن به هنگامی که افت فشار خون دارند ) ، اما آنها عموما در موقعیت های اجتماعی دیگر از ارزیابی نمی ترسند. لالی انتخابی . افراد مبتلا به لالی انتخابی ممکن است به علت ترس از ارزیابی منفی نتوانند صحبت کنند ، اما در موقعیت های اجتماعی که صحبت کردن لازم نیست ( مثل بازی غیر کلامی ) از ارزیابی منفی نمی ترسند . اختلال افسردگی اساسی . افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی ممکن است به علت اینکه احساس می کنند بد هستند یا ارزش ندارند که کسی آنها را دوست بدارد ، در مورد ارزیابی منفی شدن توسط دیگران نگران باشند. در مقابل، افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، به دلیل رفتارها یا نشانه های جسمانی خاص ، از ارزیابی شدن منفی نگران هستند. اختلال بد شکلی بدن . افراد مبتلا به اختلال بد شکلی بدن دلمشغول یک یا چند نقص یا عیب در ظاهر جسمانی خود هستند که برای دیگران قابل مشاهده نیستند یا جزئی به نظر می رسند ، این دلمشغولی اغلب موجب اضطراب و اجتناب می شود . در صورتی که ترس ها و اجتناب اجتماعی آنها فقط توسط عقاید آنها در مورد ظاهرشان ایجاد شده باشند ، تشخیص جداگانه اختلال اضطراب اجتماعی موجه نیست. اختلال هذیانی . افراد مبتلا به اختلال هذیانی ممکن است در ارتباط با موضوع هذیانی که بر طرد شدن از جانب دیگران یا رنجاندن آنها تمرکز دارد، هذیانها و/ یا توهماتی داشته باشند که عجیب و غریب نباشند. کرچه میزان بینش نسبت به عقاید مربوط به موقعیت های اجتماعی می تواند فرق داشته باشد، اما خیلی از افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی نسبت به اینکه با تهدید واقعی از جانب موقعیت اجتماعی ، مناسب نیستند ، بینش خوبی دارند. اختلال طیف اوتیسم . اضطراب اجتماعی و کمبود های ارتباط اجتماعی ، شاخص های اختلال طیف اوتیسم هستند . افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی معمولا از روابط اجتماعی و توانایی ارتباط اجتماعی مناسبی برخوردارند که باسن آنها متناسب هستند ، هرچند وقتی برای اولین بار با همسالان یا بزرگسالان غریبه تعامل می کنند، ممکن است به نظر برسند که در این زمینه اختلالی دارند. اختلالات شخصیت . اختلال اضطراب اجتماعی با توجه به اینکه شروع فراوانی در کودکی دارند و تا بزرگسالی ادامه می یابند ، ممکن است شبیه اختلال شخصیت به نظر برسند. واضح ترین همپوشی، با اختلال شخصیت دوری جوست . افراد مبتلا به اختلال شخصیت دوری جو، الگوی اجتناب گسترده تر از افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی دارند. با این حال، اختلال اضطراب اجتماعی معمولا با اختلال شخصیت دوری جو همزمان تر از اختلالات شخصیت دیگر است، و اختلال شخصیت دوری جو با اختلال اضطراب اجتماعی همزمان تر از اختلالات اضطرابی دیگر است. اختلالات روانی دیگر . ترس ها و ناراحتی های اجتماعی می توانند به عنوان بخشی از اسکیزوفرنی روی دهند ، ولی شواهد دیگر برای نشانه های روان پریشی معمولا وجود دارند. در افراد مبتلا به اختلال خوردن ، قبل از تشخیص دادن اختلال اضطراب اجتماعی ، معلوم کردن این موضوع مهم است که ترس از ارزیابی منفی در مورد نشانه ها یا رفتار های اختلال خوردن ( مثل پاکسازی و استفراغ ) تنها علت اضطراب اجتماعی نیست. همچنین ، اختلال وسواس فکری – علمی ممکن است با اضطراب اجتماعی ارتباط داشته باشد ، اما از تشخیص اضافی اختلال اضطراب اجتماعی فقط در صورتی داده می شود که ترس ها و اجتناب اجتماعی از کانون وسواس فکری و عملی مستقل باشند. بیماری های جسمانی دیگر . بیماری های جسمانی ممکن است نشانه هایی را ایجاد کنند که خجالت آور باشند ( مثل ارزش در بیماری پارکینسون ). در صورتی که ترس از ارزیابی منفی ناشی از بیماری های جسمانی دیگر بیش از حد باشند، تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی باید در نظر گرفته شود. اختلال لجبازی و نافرمانی . امتناع از صحبت کردن به علت نافرمانی از صاحبان قدرت باید از ناتوانی صحبت کردن به خاطر ترس از ارزیابی منفی ، متمایز شود. (APA،2013)


همزمانی اختلالات

اختلال اضطراب اجتماعی اغلب با اختلالات اضطرابی دیگر، اختلال افسردگی اساسی، اختلالات مصرف مواد همزمان است، و شروع اختلال اضطراب اجتماعی ، به جز فوبی خاص و اختلال اضطراب جدایی ، عموما قبل از اختلالات دیگر است. انزوای اجتماعی مزمن در دوره اختلال اجتماعی ممکن است به اختلال افسردگی اساسی منجر شود. همزمانی با افسردگی در افراد سالخوده نیز بالاست . امکان دارد که از مواد به عنوان خود درمانی برای ترس های اجتماعی استفاده شود، اما نشانه های مسمومیت با مواد یا ترک مواد، مانند لرزش، نیز ممکن است مایه ترس اجتماعی( بیشتر) باشد. اختلال اضطراب اجتماعی اغلب با اختلال دوقطبی و اختلال بد شکلی بدن همزمان است؛ برای مثال فرد علاوه براختلال اضطراب اجتماعی به علت ترس شدید از اینکه کودن به نظر برسد ، در مورد اشتغال ذهنی به نامنظمی جزئی بینی خود ، اختلال بد شکلی بدن دارد . نوع فراگیر تراختلال اضطراب اجتماعی، اما نه اختلال اضطراب اجتماعی فقط عملکردی ، اغلب با اختلال شخصیت دوری جو همرمان است. در کودکان ، همزمانی اختلالات با اوتیسم پر کارکرد و لالی گزینشی شایع است.

سبب شناسی اختلال

عوامل رفتاری: در فرمول بندی واتسون از مدل سنتی واکنش – محرک رفلکس شرطی پاولفی در پیدایش ابتدایی فوبی ها، کمک گرفته شده است. یعنی، اضطراب به وسیله یک محرک ترسناک طبیعی، که همراه با یک محرک دوم طبیعتا خنثی اعمال می شود، ایجاد می گردد. در نتیجه همراهی، بخصوص اگر دو محرک در چند نوبت متوالی همراه شوند، محرک اساسا خنثی به تنهایی توانایی ایجاد اضطراب را پیدا می کند. بنابراین محرک خنثی محرکی شرطی برای تولید اضطراب می گردد( سادوک و سادوک،2007 ). در نظریه کلاسیک محرک – واکنش، مشاهده می شود که محرک شرطی، اگر بطور دوره ای با محرک غیر شرطی تقویت نشود، تدریجا توانایی خود را برای ایجاد واکنش از دست می دهد. در فوبی ها، این کاهش واکنش به محرک فوبیک صورت نمی گیرد، ممکن است علائم بدون تقویت خارجی آشکارا سالها ادامه یابند. در فرضیه تازه تر، اضطراب سائقی تلقی می شود که ارگانیسم را تحریک می کند تا هرچه می تواند برای رفع عاطفه دردناک به عمل آورد. حیوان در جریان رفتار اتفاقی خود به زودی یاد می گیرد که اعمال خاصی او را برای اجتناب از محرک ایجاد کننده اضطراب قادر می سازد. این الگوی های اجتنابی مدتها در نتیجه تقویتی که از طریق توانایی خود برای رفع اضطراب به دست می آورند ثابت باقی می ماند. این مدل به راحتی قابل انطباق به فوبی هاست چرا که اجتناب از شئ یا موقعیت اضطراب انگیز نقش عمده ای دارد. این رفتار اجتنابی به علت تاثیر آن در محافظت بیمار از اضطراب فوبیک به صورت علامت ثابتی در می آید. ( سادوک و سادوک،2007 ) عوامل روانکاوی: فروید فرمول بندی خاصی برای نوروز فوبیک معرفی نمود ، که اساسا همچنان توضیح تحلیلی فوبی های ساده و اجتماعی باقی مانده است. فروید چنین فرض نمود که عمل عمده اضطراب هشدار به دادن ایگو در مورد فشار یک سائق ناخودآگاه ممنوع برای ورود به خودآگاه است ، تا به این ترتیب ایگو دفاع های خود را تقویت و برای مقابله با نیروی غریزی تهدید کننده بسیج نماید.فروید اضطراب فوبیک یا به قول او " هیستری اضطرابی " را ناشی از تعارض های مربوط به یک موقعیت ادیپال حل نشده می دانست. چون سائق جنسی رنگ حرام بودن را در بزرگسالی حفظ می کند، تحریک جنسی موجب شعله ور شدن اضطرابی می گردد که بطور مشخص ترس از اختگی است. وقتی واپس زدن به تنهایی توفیقی به دست نیاورد ، ایگو از سایر مکانیسم های دفاعی کمک می گیرد. در بیماران فوبیک ، دفاع در درجه اول به صورت استفاده از جایجایی است، یعنی تعارض جنسی از شخص برانگیزاننده تعارض به موقعیت یا شئ به ظاهر بی اهمیت و بی ربط منتقل می شود، که این شئ یا موقعیت جدید قدرت برانگیختن مجموعه عواطف، از جمله اضطراب هشدار دهنده را دارد. غالبا می توان رابطه مستقیمی را بین شئ یا موقعیت فوبیک با منبع اولیه تعارض مشاهده کرد، یعنی نوعی نماد سازی صورت می گیرد.( نماد سازی نوعی مکانیسم دفاعی است). بعلاوه ، موقعیت یا شئ معمولا به گونه ای است که امکان گریز از آن ها وجود دارد، یعنی یک مکانیسم دفاعی دیگر، اجتناب، امکان پرهیز از اضطراب شدید را تسهیل می کند. نتیجه نهایی این است که اختلاط سه دفاع ( واپس زدن ، جابجایی و نماد سازی ) ممکن است اضطراب را رفع کند( سادوک و سادوک،2007 ). هرچند روان پزشکان تابع فروید ابتدا تصور می کردند که فوبی ها از اضطراب اختگی ناشی می گردند، فرضیه های تازه تر حاکی است که سایر انواع اضطراب ممکن است دخیل باشند. مثلا در گذر هراسی، اضطراب جدایی نقش عمده ای دارد و در ایتروفوبیا ( که به صورت ترس از گل انداختن صورت تظاهر می کند ) ، جزء شرم درگیری اضطراب سوپر ایگو را مطرح می سازد. احتمالا این نظریه که اضطراب مربوط به فوبی ها از منابع گوناگون مایه می گیرد با مشاهدات بالینی هماهنگی بیشتری دارد( سادوک و سادوک،2007 ). عوامل زیستی : چندین مطالعه وجود احتمالی صفتی را در کودکان که با الگوی ثابت مهار شدن رفتاری مشخص است گزارش نموده اند. این صفت ممکن است در فرزندان پدر و مادرهای مبتلا به اختلال هراس شایع باشد و با گذشت زمان و بزرگتر شدن بچه ها به خجالتی بودن شدید تبدیل شود. حداقل بعضی از افراد مبتلا به فوبی اجتماعی در دوران کودکی مهار شدگی رفتاری نشان داده اند. بستگان درجه یک افراد مبتلا به فوبی اجتماعی سه بار بیشتر از بستگان درجه یک افراد غیر مبتلا به اختلال روانی احتمال دارد به این اختلال مبتلا گردند. بعضی از داده های مقدماتی حاکی است که دوقلوهای یک تخمکی بیشتر از دوقلوهای دو تخمکی ابتلا توام نشان می دهند ، هرچند در فوبی اجتماعی مطالعه دوقلوهایی که جدا از هم بزرگ شده اند برای کنترل عوامل محیطی اهمیت خاص دارد. ( سادوک و سادوک،2007 ) موقعیت درمان دارویی در درمان فوبی اجتماعی دو فرضیه نوروشیمیایی خاص را در مورد دو نوع فوبی اجتماعی به وجود آورده است. اختصاصا استفاده از آنتاگونیست های بتا آدرنرژیک مثلا پروپرانول(Inderal) برای فوبی عملکرد (مثلا صحبت کردن در جمع) به پیدایش نظریه آدرنرژیک این فوبی ها منجر شده است.بیماران مبتلا به فوبی عملکرد ممکن است نسبت به افراد غیر فوبیک، نوراپی نفرین و اپی نفرین بیشتری، هم مرکزی هم محیطی، آزاد کنند. یا چنین بیمارانی ممکن است به سطح نرمال تحریک آدرنرژیک حساس باشند. مشاهده اینکه مهار کننده های مونوآمین اکسیداز ( MAOIs ) در درمان فوبی اجتماعی منتشر ممکن است موثرتر از سه حلقه ها باشند ، همراه با داده های پیش بالینی ، بعضی از پژوهشگران را به این فرضیه راهنمایی کرده است که فعالیت دوپامینرژیک با بیماری زایی این اختلال رابطه دارد.قرائنی حاکی از اختلال کارکرد دوپامینرژیک در فوبی اجتماعی وجود دارد. ( سادوک و سادوک،2007 ) عوامل روان شناختی : دیدگاههای روان شناختی مربوط به فوبی اجتماعی، بر آگاهی از فرایندهای فکر افراد مبتلا به این اختلال استوار هستند. افراد مبتلا به این اختلال درباره توانائیهای خود افکار ناسازگارانه ای دارند و این افکار می توانند باعث شوند که آنها از تکلیف در دست انجام، منحرف شوند.طبق توجیهات شناخت گرای فوبی اجتماعی، افراد مبتلا به این اختلال قادر نیستند توجه خود را از انتقاد مورد انتظار دور کنند و آن را بر عملکردشان متمرکز نمایند. آنها می ترسند هنگام عمل کردن یا سخنرانی مرتکب اشتباه شوند و چون تمرکز آنها مختل شده است، احتمالا اشتباه مهیبی می کنند. هر بار که این اتفاق می افتد، ترس آنها عمیق تر می شود و طولی نمی کشد که از موقعیت های مشابه دوری می کنند. حتی اگر این افراد ترتیبی بدهند که مرتکب اشتباه نشوند، ناخوشایند بودن موقعیت به قدری شدید است که میل به اجتناب کردن از تکرار را به وجود می آورد.(هالجین و ویتبورن،1385 ) والدین مبتلا به فوبی اجتماعی ، به عنوان یک گروه، در مقایسه با سایر پدر و مادرها افرادی بی توجه، طرد کننده، یا برعکس حمایت کننده مفرط بوده اند ( سادوک و سادوک،2007 ). تحقیقات درباره ناملایمات کودکی و رابطه آن با رشد بعدی فوبی اجتماعی به عوامل مخاطره آمیز دیگری اشاره دارند. در یک تحقیق بزرگ کانادایی، به مشکلات خانوادگی، مانند فقدان روابط صمیمانه با والدین،تعارض با والدین، و نقل مکان های مکرر خانواده، اشاره شده است.(هالجین و ویتبورن،1385 )عوامل مخاطره آمیز دیگری که به آنها اشاره شده است، درگیری با سیستمهای رفاه کودک و نوجوان، سوء استفاده شدن جسمانی و جنسی در کودکی، مشکلات تحصیلی و گریختن از خانه هستند.( چارتییر،واکر،واستین،2001. به نقل از هالجین و ویتبورن،1385 ).

[۱]


علائم[ویرایش]

جنبه‌های ادراکی[ویرایش]

فردی که دچار اضطراب اجتماعی است هیچ گونه تمایلی به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد، اجتناب می‌ورزد. برداشت یا تصور شخص از موقعیت‌های اجتماعی که احتمال دارد شخصیت، ظاهر یا توانایی‌های او مورد سنجش و ارزشیابی ضعیف دیگران قرار گیرد، می‌تواند واقعی یا خیالی باشد. مبتلایان به اضطراب اجتماعی از اینکه چگونه در نظر دیگران به نظر می‌رسند احساس نگرانی می‌کنند. آنها معمولاً در جمع متوجه به ظاهر و رفتار خود هستند و معیارهای بالایی برای رفتار و عملکرد خود در نظر دارند. شخص مبتلا تلاش می‌کند تا تأثیر مثبتی بر دیگران بگذارد و جلوه عادی از خود ارائه دهد اما در عین حال معتقد است که قادر به این کار نیست. این افراد پیش از روبرو شدن با موقعیت اجتماعی اضطراب زا بارها و بارها شرایط را بصورت ذهنی تصور می‌کنند و مسائل و موقعیتهای اضطراب زای بالقوه و طریقه برخورد با آن را مرور می‌کنند. آنها اتفاقاتی که ممکن است برایشان خجالت آور باشد را بررسی می‌کنند و حتی رشته تفکراتشان پس از رویارویی با آن موقعیت خاتمه نمی‌یابد بلکه تا روزها بعد رفتار خود را بررسی می‌کنند و معمولاً خود را به خاطر اشتباهات و نمایش ضعیف سرزنش می‌کنند.[۱] مبتلایان به اضطراب اجتماعی بدبین تر از دیگران هستند و صحبتهای عادی یا مبهم را با نگاه منفی تفسیر می‌کنند. بسیاری از تحقیقات نیز نشان داده‌است که این افراد خاطرات منفی را بهتر از دیگران به یاد می‌آورند.[۲]
برخی دیگر از خصوصیات این افراد شامل عادت به خواندن طرز فکر دیگران، تمرکز روی اتفاقات منفی، کوچک شمردن نکات قوت خود، تعمیم دادن بیش از حد مشکلات و پرهیز از برقراری روابط صمیمی است. برخی از موقعیتهایی که موجب بروز اضطراب در مبتلایان می‌شود بصورت زیر است:

  • مورد قضاوت ضعیف دیگران قرار گرفتن، عدم تأیید یا انتقاد توسط دیگران
  • ملاقات با دیگران برای نخستین بار
  • مرکز توجه واقع شدن (مثلا در زمان وارد شدن به مجلسی که دیگران نشسته‌اند)
  • زیر نظر قرار گرفته شدن به هنگام انجام کار
  • دعوت کردن یا دعوت شدن
  • شرایط خاص اجتماعی مثل عصبانیت‌ها و پرخاشگری‌ها
  • موقعیتی که می‌بایست مصمم و قاطع جواب داد یا اظهار نظر کرد

جنبه‌های رفتاری[ویرایش]

اضطراب اجتماعی ترسی ماندگار از یک یا چند موقعیت است که فرد در آنها در معرض نگاه موشکافانه دیگران قرار می‌گیرد و ترس از اینکه به گونه‌ای عمل یا رفتار کند که اشتباه و درنتیجه تحقیرآمیز یا خجالت آور باشد. این مسئله فراتر از خجالتی بودن عادی است به گونه‌ای که در موارد بسیاری به اجتناب از موقعیتهای قابل توجه اجتماعی و شغلی منجر شود. موقعیتهای اضطراب زا می‌تواند تقریباً شامل هرگونه روابط اجتماعی خصوصاً شرکت در گروههای کوچک، مهمانی، صحبت با افراد غریبه، هتل و امثال آن شود. علائم جسمی و فیزیکی می‌تواند شامل خالی شدن ذهن، تپش قلب، سرخ شدن، سوزش معده و دل آشوب شود.
هراسها معمولاً با فرار(escape behavior) یا رفتارهای اجتنابی(avoidance behavior) کنترل می‌شوند. به عنوان مثال یک دانش آموز ممکن است در زمان صحبت کردن در جلوی جمع، کلاس را ترک کند (فرار) یا از ارائه گزارش شفاهی خودداری کند (اجتناب) چرا که قبلاً در موقع صحبت در جلوی جمع دچار اضطراب شدید یا حملات اضطرابی شده‌است. برخی از رفتارهای اجتنابی کوچک زمانی دیده می‌شود که فرد از برخورد چشمی(eye contact) با دیگران اجتناب می‌کند مثلاً فرد محلی را برای نشستن انتخاب می‌کند که ارتباط رودرروی چشمی با دیگران نداشته باشد.[۲] در موارد شدیدتر فرد از مواجهه با هر موقعیت اجتماعی که باعث بروز اضطراب شود پرهیز می‌کند. اینگونه رفتارهای اجتنابی در فرد مبتلا باعث افت شدید در کیفیت زندگی فرد می‌شود و باعث بدتر شدن و پیشرفت این اختلال می‌گردد لذا مبتلایان باید از رفتارهای اجتنابی بطور جدی پرهیز کنند.

جنبه‌های فیزیولوژیکی[ویرایش]

واکنشهای فیزیولوژیکی همانند دیگر اختلالهای اضطرابی در اضطراب اجتماعی هم دیده می‌شود. در زمان مواجهه با موقعیتهای اضطراب زا کودکان مبتلا ممکن است علائمی مثل کج‌خلقی، گریه، چسبیدن به والدین یا سکوت از خود نشان دهند.[۳] در بزرگسالان چشمان اشکی(teary eyes)، تعریق زیاد، دل آشوب، لرزش و تپش قلب دیده می‌شود که در نتیجه پاسخ فیزیولوژیکی استرس (fight or flight response) بوجود می‌آید. سرخ شدن هم معمولاً در این افراد دیده می‌شود.[۲] این واکنشهای قابل مشاهده باعث افزایش اضطراب شخص می‌شود.
تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که قسمتی از مغز که آمیگدالا(amygdala) نامیده می‌شود و بخشی از سیستم لیمبیک(limbic system) می‌باشد در افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی در زمان رویارویی با چهره‌های خشمگین یا موقعیتهای ترسناک بیش از حد طبیعی فعال است. این تحقیقات نشان می‌دهد که شدت این واکنش با شدت اضطراب اجتماعی رابطه مستقیم دارد.[۴]

.

عوامل ایجاد کننده[ویرایش]

تحقیقات در زمینه عوامل ایجاد کننده اضطراب اجتماعی محدوده گسترده‌ای را در بر می‌گیرد که از منظر علم اعصاب(neuroscience) گرفته تا منظر جامعه‌شناسی(sociology) این پدیده را بررسی می‌کند. محققین هنوز نمی‌توانند به طور دقیق عوامل ایجاد کننده این اختلال را مشخص کنند ولی تحقیقات نشان دهنده تأثیر همزمان عوامل ژنتیکی و شرایط اجتماعی در بروز این اختلال است.

عوامل ژنتیکی و خانوادگی[ویرایش]

ثابت شده‌است که احتمال وجود اضطراب اجتماعی در بین افرادی که یکی از بستگان درجه اولشان به این اختلال مبتلاست ۲ تا ۳ برابر بیشتر از دیگران است. این مسئله می‌تواند ناشی از عوامل ژنتیکی یا اکتساب فرد از طریق الگوگیری، آموزش و رفتار والدین باشد. مطالعه دوقلوها در خانواده‌های جدا نشان داده‌است که اگر یکی از دوقلوها به اضطراب اجتماعی مبتلا باشد احتمال ابتلای نفر دوم نیز ۳۰ تا ۵۰ درصد بیش از مقدار متوسط است.[۵] مطالعات دیگری نیز نشان داده‌است که والدین کودکان مبتلا به اضطراب اجتماعی خودشان نیز تمایل بیشتری به انزواء و تنهایی دارند و خجالتی بودن در والدین و کودکان ارتباط مستقیمی دارد. همچنین احتمال بروز این اختلال در نوجوانهایی که در دروه کودکی ارتباط عاطفی نامناسبی با مادر خود داشته‌اند و احساس امنیت عاطفی نمی‌کنند دو برابر افراد عادی است.[۶]

عوامل محیطی[ویرایش]

یک تجربه ناموفق اجتماعی می‌تواند شروعی برای اضطراب اجتماعی باشد. .[۷][۸] در حدود نصف مبتلایان وقوع یک ضربه روانی یا یک واقعه اجتماعی تحقیرآمیز با شروع یا بدتر شدن اضطراب اجتماعی مرتبط است.[۹] همچنین اضطراب اجتماعی می‌تواند اثرات بلند مدت طرد شدن، نادیده گرفته شدن، آزار جسمی یا جنسی در دوره کودکی باشد. محافظت بیش اندازه والدین از کودکان(overprotection) و عدم اجازه بروز احساسات و هیجانات نیز در بروز این اختلال در بزرگسالی مؤثر است. مشکل در کسب مهارتهای اجتماعی نیز می‌تواند عامل تقویت کننده اضطراب اجتماعی باشد چرا که باعث کاهش اعتماد به نفس و ناتوانی در برقرار کردن ارتباطات اجتماعی موفق و اخذ واکنشهای مثبت و پذیرش از طرف دیگران می‌شود. هر چند برخی مطالعات این موضوع را رد می‌کند.[۱۰] برخی دیگر از مطالعات این موضوع را تأیید می‌کند.[۱۱] به هر حال در این مسئله شک چندانی وجود ندارد که افراد مبتلا مهارتهای اجتماعی خود را ضعیف و ناکافی می‌دانند.[۱۲] حتی اگر این مسئله نقشی در ایجاد اضطراب اجتماعی نداشته باشد اضطراب و اجتناب از موقعیتهای اجتماعی در دراز مدت به کاهش مهارتهای اجتماعی فرد منجر می‌شود و به همین دلیل آموزش و تمرین مهارتهای اجتماعی می‌تواند برای مبتلایان مفید باشد. تأکید جامعه بر نیاز روزافزون به افرادی با توانایی‌های اجتماعی بالا در مشاغل و ارتباطات می‌تواند بر افزایش شیوع اضطراب اجتماعی حداقل در بین نوجوانان کمک کند.[۱۳] اضطراب اجتماعی در بین فرزندان خانواده‌هایی که محیط زندگی خود چندین بار تغییر داده‌اند بیشتر است.

ناشی از مصرف مواد[ویرایش]

در حالیکه مصرف اتانول در ابتدا به اضطراب اجتماعی کمک می‌کند، سوء مصرف مقادیر زیاد الکل می‌تواند علائم اضطراب اجتماعی را بدتر کند یا در زمان مستی و یا در زمان ترک باعث ایجاد حملات اضطرابی شود. این اثر تنها به الکل مختص نمی‌شود بلکه ممکن است با سوء مصرف بلند مدت داروها و مواد دیگری که مکانیزم اثر مشابهی دارند مانند بنزودیازپینها که به عنوان آرامبخش تجویز می‌شوند نیز اتفاق بیافتد.[۱۴] بنزودیازپینها اثر ضداضطراب دارند و می‌توانند در درمان کوتاه مدت اضطراب شدید مؤثر باشند. بنزودیازپینها معمولاً بسیار امن هستند با این وجود انجمن جهانی اضطراب استفاده بلند مدت از بنزودیازپینها را برای درمان اضطراب توصیه نمی‌کند چرا که استفاده بلند مدت آن می‌تواند اثرات منفی ای شامل تحمل دارویی(tolerance)، تخریب ادراک و حافظه، وابستگی فیزیکی و سندرم ترک(discontinuation syndrome) را ایجاد کند.[۱۵] هرچند استفاده از داروهای ضدافسردگی در درمان اضطراب بسیار رایج شده‌است بنزودیازپینها به دلیل کارایی بسیار بالا، شروع سریع اثرات درمانی و اثرات جانبی مطلوبتر همچنان به عنوان یکی از رده‌های اصلی درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند.[۱۶] در مجموع قطع ناگهانی الکل یا داروهایی مثل بنزودیازپینها و آگونیستهای دوپامین می‌تواند به بدتر شدن اضطراب اجتماعی منجر شود. به همین دلیل قطع تدریجی(taper down) این داروها توصیه می‌شود. برخی مطالعات نیز نشان داده‌اند برخی داروهای آنتی سایکوتیک(antipsychotic) و آنتاگونیستهای دوپامین مثل هالوپریدول ممکن است در افراد غیرمبتلا علائم اضطراب اجتماعی ایجاد کند.[۱۷]

عصب شناسی[ویرایش]

مطالعات بسیاری در مورد زمینه‌های عصب‌شناسی اضطراب اجتماعی صورت گرفته‌است.[۱۸][۱۹] هر چند هنوز دلیل قطعی این اختلال مشخص نشده‌است ولی شواهدی از ارتباط بین اضطراب اجتماعی و عدم تعادل در برخی از مواد شیمیایی مؤثر در سیستم عصبی یافت شده‌است و فرضیه‌هایی در این زمینه مطرح شده‌است.

دوپامین[ویرایش]

ارتباط بین اجتماعی بودن و دوپامین بسیار شناخته شده‌است. سوء استفاده از مواد دوپامینرژیک مثل آمفتامین‌ها جهت بهبود عملکرد اجتماعی، افزایش اطمینان و اعتماد به نفس بسیار رایج است. در یک مطالعه جدید ارتباط مستقیمی بین موقعیت اجتماعی افراد و میزان چسبدگی گیرنده‌های دوپامین نوع دوم و سوم (D۲/۳ binding affinity) در استریاتوم(striatum) یافت شده‌است.[۲۰] برخی از مطالعات نیز دقیقاً کاهش میزان چسبندگی گیرنده‌های نوع دوم دوپامین را در استریاتوم افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی نشان می‌دهد.[۲۱] برخی مطالعات دیگر به غیرطبیعی بودن میزان ترانسپورترهای دوپامین(dopamine transporter) در استریاتوم افراد مبتلا اشاره کرده‌اند.[۲۲][۲۳] هر چند برخی از محققین نیز نتایج متفاوتی بدست آورده‌اند.[۲۴] ولی شواهد بسیاری بر نوعی ناهنجاری در سیستم دوپامینرژیک مبتلایان تأکید می‌کند. به عنوان مثال نقص در تمرکز، خستگی، بی علاقگی به امور روزمره و روابط اجتماعی، کاهش اعتماد به نفس و... در مبتلایان دیده می‌شود. مبتلایان نیز داروهای دوپامینرژیک را موثرترین داروها در برخورد کوتاه مدت با این اختلال می‌پندارند. برخی تحقیقات نیز میزان بالای شیوع اضطراب اجتماعی در بین بیماران مبتلا به پارکینسون و شیزوفرنی را نشان می‌دهد. در یک مطالعه اضطراب اجتماعی در ۵۰ درصد از مبتلایان به پارکینسون تشخیص داده شده‌است.[۲۵] مطالعات دیگری نیز نشان داده‌اند برخی آنتاگونیستهای دوپامین(dopamine antagonists) مثل هالوپریدول ممکن است در افراد غیرمبتلا علائم اضطراب اجتماعی ایجاد کند.[۱۷] که نقش دوپامین در اضطراب اجتماعی را پررنگ تر می‌کند.

ناقلهای عصبی دیگر[ویرایش]

تأثیرگذاری خوب بنزودیازپینها از جمله کلونازپام(clonazepam) در اضطراب اجتماعی نشان دهنده دخالت ناقل عصبی گابا(GABA) یا گلوتامات(glutamate) در اضطراب اجتماعی است.[۱۸] پرکاری گلوتامات یا نوراپینفرین نیز برخی دیگر از فرضیه‌های مطرح شده هستند.[۱۸] مطالعات کنترل شده بسیاری اثر داروهای سروتونرژیک مثل مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین در اضطراب اجتماعی را نشان داده‌اند و برخی از مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین از جمله پاروکستین و سرترالین توسط وزارت بهداشت آمریکا(FDA) برای درمان اضطراب اجتماعی تأیید شده‌اند. هر چند میزان تأثیر این داروها در موارد شدیدتر مورد تشکیک قرار گرفته‌است.

هورمونها و نئوروپپتایدها[ویرایش]

مطالعات بسیاری تأثیر اکسیتوسین(oxytocin)، واسوپرسین(vasopressin)، سی آر اف(CRF) و کورتیزول(cortisol) را در اضطراب اجتماعی و اعتماد به نفس گزارش کرده‌اند.[۲۶][۲۷][۲۸][۲۹][۱۸][۳۰][۳۱]

نقش نواحی مختلف مغز[ویرایش]

آمیگدالا(amygdala) بخشی از سیستم لیمبیک(limbic system) است که در ادراک ترس و یادگیری احساسی(emotional learning) نقش دارد. مطالعات بسیاری حساسیت و عملکرد بیش از اندازه آمیگدالا را در پاسخ به تهدیدهای اجتماعی (مواجهه با چهره‌های خشمگین خصومت آمیز یا در زمان انتظار کشیدن برای سخنرانی) در مبتلایان به اضطراب اجتماعی نشان داده‌است.[۳۲] برخی از تحقیقات نشان می‌دهد مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین میزان عملکرد آمیگدالا را کاهش می‌دهد. برخی تحقیقات جدید نیز نقش بخش دیگری از مغز به نام Anterior cingulate cortex را که در ادراک درد فیزیکی نقش دارد در اضطراب اجتماعی نشان می‌دهد.[۳۳]

تشخیص[ویرایش]

اضطراب اجتماعی معمولاً جدی گرفته نمی‌شود یا با اختلالات دیگری مثل افسردگی اشتباه گرفته می‌شود. جهت تعیین شدت اضطراب اجتماعی و رفتارهای اجتنابی در افراد مشکوک پرسشنامه‌هایی طراحی شده‌است. معیار لایبویتز(Liebwitz scale) و معیار مختصر هراس اجتماعی(brief social phobia scale) معمولاً بدین منظور استفاده می‌شوند.

درمان[ویرایش]

مهمترین مسئله‌ای که از مطالعات اضطراب اجتماعی برداشت می‌شود اهمیت قابل توجه تشخیص و درمان زودهنگام است چرا که با گذر زمان جنبه‌های شناختی، روانی و فیزیکی اختلال تقویت می‌شود و غلبه بر آن به مراتب سخت‌تر خواهد بود. با این وجود غالباً افراد مبتلا بسیار دیر و پس از برخورد با مشکلات فراوان در زندگی برای درمان مراجعه می‌کنند. با توجه به اینکه این اختلال در بسیاری از نقاط جهان چندان شناخته شده نیست و ناشی از اختلالات شخصیتی فرض می‌شود مبتلایان به هراس اجتماعی معمولاً به خود درمانی(self-medication) روی می‌آورند. عامل دیگری که در این مسئله مؤثر است پرهیز مبتلایان از مراجعه به پزشک به علت خود اختلال است. این مسایل احتمال اعتیاد به مواد مخدر، روانگردان و تداخلات خطرناک دارویی را افزایش می‌دهد. تحقیقات تأثیرگذاری دو نوع درمان را در اضطرا اجتماعی نشان داده‌اند: درمان دارویی و روان درمانی کوتاه مدت مثل روشهای رفتاری- شناختی که عنصر اصلی آن مواجهه تدریجی(gradual exposure) با موقعیتهای اجتماعی است.

درمان دارویی[ویرایش]

مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین[ویرایش]

SSRIها که دسته‌ای از داروهای ضد افسردگی هستند به علت عوارض جانبی ناچیز انتخاب اول در درمان اضطراب اجتماعی هستند. اثر اصلی این داروها از طریق افزایش مقدار ناقل عصبی سروتونین در سیناپس‌ها اعمال می‌شود. اولین دارویی که توسط وزارت بهداشت آمریکا برای درمان اضطراب اجتماعی مورد تأیید قرار گرفت پاروکستین(paroxetine) بود که در آمریکا با نام تجاری paxil فروخته می‌شود. پس از آن یک SSRI دیگر به نام سرترالین جهت درمان اضطراب اجتماعی مورد تأیید قرار گرفت. احتمال بروز مقاومت دارویی و وابستگی در SSRIها بسیار کمتر از داروهای دیگر است.[۳۴] با این وجود شواهدی مبنی بر افزایش ریسک خودکشی در نوجوانان و کودکان پس از استفاه از SSRIها بدست آمده‌است.
مطالعات بسیاری تأثیر پاروکستین، سرترالین، سیتالوپرام(citalopram)، اسیتالوپرام(escitalopram) و فلووکسامین(fluvoxamine) را در درمان اضطراب اجتماعی نشان داده‌اند[۳۵][۳۶] با این وجود معلوم نیست آیا این تأثیرگذاری به علت اثر ضدافسردگی دارو است یا مستقیماً بر خود این اختلال مؤثر است. بسیاری از مبتلایان به اضطراب اجتماعی تأثیر این داروها را از طریق بهبود مود روانی(elevated mood)، تأثیر بر عواقب این اختلال مثل افسردگی و ایجاد حالت بی تفاوتی(apathy) نسبت به عواقب اجتناب اجتماعی می‌دانند ولی تأثیر SSRIها را در حل خود این اختلال ناچیز می‌دانند و در موارد شدیدتر تجویز این داروها را یک سیکل بی فایده معرفی می‌کنند. به نظر می‌رسد استفاده از SSRIها در صورت تشخیص و درمان زودهنگام در دوران نوجوانی می‌تواند موثرتر باشند.

مهارکننده‌های مونوآمینواکسیداز[ویرایش]

MAOIها جزو اولین و موثرترین داروها در درمان اضطراب اجتماعی هستند. تحقیقات نشان داده‌اند ترانیل سیپرومین(tranylcypromine) و فنلزین(phenelzine) که از دسته مهارکننده‌های غیرانتخابی(non-selective) و برگشت‌ناپذیر(irreversible) مونوآمینواکسیدازها هستند در درمان اضطراب اجتماعی بسیار موثرند.[۳۷][۳۶] با این وجود استفاده از این داروها نیازمند رعایت رژیم غذایی بدون تیرامین(tyramine) است در غیر اینصورت به عوارض جانبی بسیار خطرناکی مثل افزایش ناگهانی فشار خون و مرگ منجر می‌شوند.[۳۸] این مسئله و همچنین سمیت(toxicity) بالای این داروها در زمان استفاده بیش از اندازه(overdose) و احتمال بالای تداخل با داروهای دیگر MAOIها را به عنوان انتخاب آخر در درمان اضطراب اجتماعی قرار داده‌است. در تلاشی به منظور استفاده بی خطر از مهارکننده‌های مونوآمینواکسیداز در اضطراب اجتماعی مهارکننده‌های برگشت‌پذیر مونوآمینواکسیداز مثل موکلوبماید(moclobemide) مورد استفاده قرار گرفتند که خطرات فوق‌الذکر را ندارند ولی تحقیقات بعدی نشان دادند مهارکننده‌های برگشت‌پذیر مونوآمینواکسیداز به اندازه مهارکننده‌های برگشت‌ناپذیر مونوآمینواکسیداز مؤثر نیستند.[۳۶][۳۷] به نظر می‌رسد تأثیر مهارکننده‌های مونوآمینواکسیداز در اضطراب اجتماعی به علت تأثیر همزمان بر دوپامین و سروتونین باشد.

بنزودیازپینها[ویرایش]

بنزودیازپینها جزو موثرترین و کم خطرترین داروها در درمان کوتاه مدت اضطراب هستند. تحقیقات بسیاری اثر بسیارخوب کلونازپام و برومازپام(bromazepam)را در اضطراب اجتماعی نشان داده‌اند.[۳۶][۳۷] بنزودیازپینها به دلیل کارایی بسیار بالا، شروع سریع اثرات درمانی و اثرات جانبی مطلوبتر همچنان به عنوان یکی از رده‌های اصلی درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند. استفاده بلندمدت بنزودیازپینها ممکن است موجب تحمل نسبت به دارو یا تأثیر نامناسب بر حافظه شود. همچنین احتمال وابستگی یا استفاده تفریحی(recreational) نیز وجود دارد. اثرات درمانی بنزودیازپینها از طریق تأثیر بر گیرنده‌های گابا(GABA) اعمال می‌شود. داروهای دیگری که بر گابا تأثیرگذار هستند مثل گاباپنتین(gabapentin) و تیاگابین(tiagabine) نیز در درمان اضطراب اجتماعی مؤثر گزارش شده‌اند.[۳۶][۳۷]

بیو فیدبک و نوروفیدبک[ویرایش]

جزو درمان‌های مکمل اضطراب و استرس است که از حدود ۲۵ سال پیش تحقیقات وسیعی در مورد اثر بخشی آن انجام شده‌است و در مجموع تاکنون در بیشتر تحقیقات مؤثر بوده‌است.[۳۹][۴۰]

داروهای دیگر[ویرایش]

تحقیقات زیادی در مورد اثر ضدافسردگی‌های سه حلقه‌ای(TCAs) در درمان اضطراب اجتماعی صورت نگرفته‌است ولی به نظر می‌رسد بعضی داروهای این دسته که مهارکنده‌های قوی بازجذب سروتونین هستند (مثل کلومیپرامین) تأثیری مشابه یا کمی بهتر از SSRIها داشته باشند ولی اثرات جانبی بیشتری نسبت به SSRIها دارند.
بتابلاکرها مثل پروپرانولول نیز در کاهش علائم فیزیکی اضطراب اجتماعی موثرند و معمولاً با داروهای دیگر بصورت همزمان استفاده می‌شوند. این داروها در اضطراب اجتماعی خاص (مثلا هنگام ارائه گزارش در حضور جمع) نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند. SNRIها نیز در درمان اضطراب اجتماعی بطور گسترده‌ای مورد بررسی قرار گرفته‌اند و ونلافاکسین(Venlafaxine) به عنوان سومین دارو برای درمان اضطراب اجتماعی توسط وزارت بهداشت آمریکا تأیید شده‌است. با این وجود اثرات درمانی آن فراتر از SSRIها نیست.
در یک تحقیق جدید نشان داده شده‌است که ترکیب دی-سیکلوسرین(D-Cycloserine)با درمان مواجهه‌ای(exposure therapy)اثرات درمان مواجهه‌ای را تقویت می‌کند.[۴۱] دی-سیکلوسرین یک آنتی بیوتیک قدیمی است که در درمان سل(tuberculosis) مورد استفاده قرار می‌گیرد و هیچگونه اثر ضداضطرابی ندارد. بااین وجود این دارو یک آگونیست گیرنده‌های نوع NMDA گلوتامات(NMDA glutamate receptor) است که در حافظه و یادگیری مؤثر هستند.[۴۲] در این تحقیق نشان داده شده‌است که استفاده از مقادیر کمی دی-سیکلوسرین یک ساعت پیش از مواجهه، اثربخشی این نوع روان درمانی را افزایش می‌دهد.
علیرغم وجود شواهد بسیار گسترده مبنی بر تأثیر دوپامین در اضطراب اجتماعی داروهای دوپامینرژیک چندان در درمان اضطراب اجتماعی مورد مطالعه علمی قرار نگرفته‌اند ولی مبتلایان داروهای آزادکننده دوپامین(dopamine releasers) یا مهارکننده‌های بازجذب دوپامین(dopamine reuptake inhibitors) یا آگونیست‌های دوپامین را در درمان کوتاه مدت اضطراب اجتماعی موثرتر از دیگر داروها می‌دانند.
استفاده خودسرانه از GBL، الکل، نیکوتین، کافئین و خصوصاً محرکها (آمفتامین، اکستازی و...) نیز در بین مبتلایان رایج است. داروهای مؤثر بر گیرنده‌های اوپیپوئید که باعث آزاد شدن دوپامین در بخشهایی از سیستم پاداش(reward system) مثل مسیر مسولیمبیک(mesolimbic pathway)می‌شوند هم در این اختلال بی تأثیر نیستند. استفاده بلندمدت از این داروها نیز می‌تواند به پدیده تحمل دارویی و وابستگی شدید منجر شود.

روان درمانی[ویرایش]

روشهای رفتاری-شناختی[۴۳]، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(acceptance-commitment therapy یا ACT)، درمان مواجهه‌ای(exposure therapy) و آموزش مهارتهای اجتماعی در درمان اضطراب اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. در یک تحقیق درمان دارویی با فنلزین بسیار موثرتر از درمان رفتاری- شناختی ارزیابی شده است[۴۴] با این وجود ترکیب روشهای فوق با درمان دارویی ممکن است به بهبود اثرات درمان دارویی منجر شود. درمان پذیرش و تعهد در مقایسه با درمان شناختی رفتاری در کاهش اجتناب تجربی بیماران اضطراب اجتماعی اثربخشی بیشتری نشان داده است.در ضمن در کاهش شناخت های منفی تفاوت معنی داری بین این دو درمان وجود نداشت. Niles, A N., Burklund, L,. Arch, J,. Lieberman, M D,. Saxbe, Darby,. Craske, M G .Cognitive Mediators of Treatment for Social Anxiety Disorder: Comparing Acceptance and Commitment Therapy and Cognitive-Behavioral Therapy: Behavior Therapy 45 (2014) 664–677.

منابع[ویرایش]

  1. Shyness & Social Anxiety Treatment Australia Social Phobia
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ Furmark, Thomas. Social Phobia – From Epidemiology to Brain Function. Retrieved February 21, 2006.
  3. eNotes. Social phobia – Causes. Retrieved February 22, 2006.
  4. Studying Brain Activity Could Aid Diagnosis Of Social Phobia. Monash University. January 19, 2006.
  5. Kendler K, Karkowski L, Prescott C (1999). "Fears and phobias: reliability and heritability". Psychol Med 29 (3): 539–53. doi:10.1017/S0033291799008429 Check |doi= value (help). PMID 10405076 Check |pmid= value (help). 
  6. Warren S, Huston L, Egeland B, Sroufe L (۱۹۹۷) Child and adolescent anxiety disorders and early attachment. J Am Acad Child Adolesc Psychiatry ۳۶:۶۳۷–۶۴۴.
  7. National Center for Health and Wellness.Causes of Social Anxiety Disorder. Retrieved February 24, 2006.
  8. Athealth.com.Social phobia. ۱۹۹۹. Retrieved February 24, 2006.
  9. Mineka S, Zinbarg R (۱۹۹۵) Conditioning and ethological models of social phobia. In: Heimberg R, Liebowitz M, Hope D, Schneier F, editors. Social Phobia: Diagnosis, Assessment, and Treatment.New York: The Guilford Press, ۱۳۴–۱۶۲
  10. Rapee RM, Lim L (November 1992). "Discrepancy between self- and observer ratings of performance in social phobics". J Abnorm Psychol 101 (4): 728–31. doi:10.1037/0021–843X.101.4.728 Check |doi= value (help). PMID 1430614 Check |pmid= value (help). 
  11. Stopa L, Clark D (1993). "Cognitive processes in social phobia". Behav Res Ther 31 (3): 255–67. doi:10.1016/0005–7967(93)90024-O Check |doi= value (help). PMID 8476400 Check |pmid= value (help). 
  12. Chris Segrin and Terry Kinney1 (2005). "Social skills deficits among the socially anxious: Rejection from others and loneliness". Motivation and Emotion 19 (1). 
  13. Heimberg RG, Stein MB, Hiripi E, Kessler RC (February 2000). "Trends in the prevalence of social phobia in the United States: a synthetic cohort analysis of changes over four decades". Eur. Psychiatry 15 (1): 29–37. doi:10.1016/S0924–9338(00)00213–3 Check |doi= value (help). PMID 10713800 Check |pmid= value (help). 
  14. Terra MB, Figueira I, Barros HM (August 2004). "Impact of alcohol intoxication and withdrawal syndrome on social phobia and panic disorder in alcoholic inpatients". Rev Hosp Clin Fac Med Sao Paulo 59 (4): 187–92. doi:10.1590/S0041–87812004000400006 Check |doi= value (help). PMID 15361983 Check |pmid= value (help). 
  15. Allgulander C, Bandelow B, Hollander E, et al (August 2003). "WCA recommendations for the long-term treatment of generalized anxiety disorder". CNS Spectr 8 (8 Suppl 1): 53–61. PMID 14767398 Check |pmid= value (help). 
  16. Stevens JC, Pollack MH (2005). "Benzodiazepines in clinical practice: consideration of their long-term use and alternative agents". J Clin Psychiatry. 66 Suppl 2: 21–7. PMID 15762816 Check |pmid= value (help). 
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Mikkelsen EJ, Detlor J, Cohen DJ (1981). "School avoidance and social phobia triggered by haloperidol in patients with Tourette's disorder". Am J Psychiatry 138 (12): 1572–1576. 
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ ۱۸٫۳ M. S. Marcin, C. B. Nemeroff (2003). "The neurobiology of social anxiety disorder:the relevance of fear and anxiety". Acta Psychiatr Scand 108 (417): 51–64. 
  19. Sanjay J. Mathew, Jeremy D. Coplan, Jack M. Gorman, (2001). "Neurobiological Mechanisms of Social Anxiety Disorder". Am J Psychiatry 158: 1558–1567. 
  20. Diana Martinez, Daria Orlowska, Rajesh Narendran, Mark Slifstein, Fei Liu, Dileep Kumar, Allegra Broft,Ronald Van Heertum, and Herbert D. Kleber (2010). "Dopamine Type 2/3 Receptor Availability in the Striatum and Social Status in Human Volunteers". BIOL PSYCHIATRY 67: 275–278. 
  21. Franklin R. Schneier, M.D. , Michael R. Liebowitz, M.D. , Anissa Abi-Dargham, M.D. , Yolanda Zea-Ponce, Ph.D. , Shu-Hsing Lin, Ph.D. , and Marc Laruelle, M.D. (2000). "Low Dopamine D2 Receptor Binding Potential in Social Phobia". Am J Psychiatry 157 (3): 457–459. 
  22. van der Wee et al. (May 2008). "Increased Serotonin and Dopamine Transporter Binding in Psychotropic Medication–Naïve Patients with Generalized Social Anxiety Disorder Shown by 123I-ß-(4-Iodophenyl)-Tropane SPECT". The Journal of Nuclear Medicine 49 (5): 757–63. doi:10.2967/jnumed.107.045518 Check |doi= value (help). PMID 18413401 Check |pmid= value (help). 
  23. Jari Tiihonen, M.D. , Ph.D. , Jyrki Kuikka, Ph.D. , Kim Bergström, Ph.D. , Ulla Lepola, M.D. , Ph.D. , Hannu Koponen, M.D. , Ph.D. , and Esa Leinonen, M.D. , Ph.D. (1997). "Dopamine Reuptake Site Densities in Patients With Social Phobia". Am J Psychiatry 154: 239–242. 
  24. Franklin R. Schneier, M.D. , Anissa Abi-Dargham, M.D. , Diana Martinez, M.D. , Mark Slifstein, Ph.D. , Dah-Ren Hwang, Ph.D. , Michael R. Liebowitz, M.D. , and Marc Laruelle, M.D. (2009). "Dopamine Transporters, D2 Receptors, and Dopamine Release in Generalized Social Anxiety Disorder". Depress Anxiety. 26 (5): 411–418. doi:10.1002/da.20543 Check |doi= value (help). 
  25. Kummer A, Cardoso F, Teixeira AL. (2008). "Frequency of social phobia and psychometric properties of the Liebowitz social anxiety scale in Parkinson's disease.". Mov Disord. 23 (12): 1739–1743. 
  26. Peter Kirsch, Christine Esslinger, Qiang Chen, Daniela Mier, Stefanie Lis, Sarina Siddhanti, Harald Gruppe,Venkata S. Mattay, Bernd Gallhofer, and Andreas Meyer-Lindenberg (December 2005). "Oxytocin Modulates Neural Circuitry for Social Cognition and Fear in Humans". The Journal of Neuroscience 25 (49): 11489–11493. 
  27. "Hormone Oxytocin May Inhibit Social Phobia". 
  28. Keverne EB, Curley JP. (2004). "Vasopressin, oxytocin and social behaviour.". The Journal of Neuroscience 14 (6): 777–783. 
  29. Stein DJ. (November 2009). "Oxytocin and vasopressin: social neuropeptides.". CNS Spectr. 14 (11): 602–606. 
  30. Younglim Lee, Stephanie Fitz, Philip L Johnson and Anantha Shekhar (October 2008). "Repeated Stimulation of CRF Receptors in the BNST of Rats Selectively Induces Social but not Panic-Like Anxiety". Neuropsychopharmacology 3: 2586–2594. 
  31. Soravia Leila Maria (2005). Effects of Cortisone Treatment in Social Anxiety Disorder. 
  32. Davidson RJ, Marshall JR, Tomarken AJ, Henriques JB (January 2000). "While a phobic waits: regional brain electrical and autonomic activity in social phobics during anticipation of public speaking". Biol. Psychiatry 47 (2): 85–95. doi:10.1016/S0006–3223(99)00222-X Check |doi= value (help). PMID 10664824 Check |pmid= value (help). 
  33. Eisenberger NI, Lieberman MD, Williams KD (October 2003). "Does rejection hurt? An FMRI study of social exclusion". Science (journal) 302 (5643): 290–2. doi:10.1126/science.1089134 Check |doi= value (help). PMID 14551436 Check |pmid= value (help). 
  34. ed. by Stuart A. Montgomery...; Stuart Montgomery, Hans Den Boer (2001). SSRIs in Depression and Anxiety. John Wiley and Sons. pp. 109–111. ISBN 0–4708-4136–2 (help). 
  35. Dawson W. Hedges, Bruce L. Brown, David A. Shwalb, Kirk Godfrey,A. Manja Larcher (2007). "The efficacy of selective serotonin reuptake inhibitors in adult social anxiety disorder: a meta-analysis of double-blind, placebo-controlled trials". Journal of Psychopharmacology 21 (1): 102–111. 
  36. ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ ۳۶٫۲ ۳۶٫۳ ۳۶٫۴ J. R. T. Davidson (2003). "Pharmacotherapy of social phobia". Acta Psychiatr Scand. 108 (Suppl. 417): 65–71. 
  37. ۳۷٫۰ ۳۷٫۱ ۳۷٫۲ ۳۷٫۳ I. Figueira, R. Jacques (2002). "Social Anxiety Disorder Assessment and Pharmacological Management". German Journal of Psychiatry 5: 40–48. 
  38. "Monoamine oxidase inhibitor". 
  39. Biofeedback
  40. اضطراب اجتماعی چیست؟
  41. Hofmann SG, Meuret AE, Smits JA, et al (March 2006). "Augmentation of exposure therapy with D-cycloserine for social anxiety disorder". Arch. Gen. Psychiatry 63 (3): 298–304. doi:10.1001/archpsyc.63.3.298 Check |doi= value (help). PMID 16520435 Check |pmid= value (help). 
  42. Hofmann SG, Pollack MH, Otto MW (2006). "Augmentation treatment of psychotherapy for anxiety disorders with D-cycloserine". CNS Drug Rev 12 (3–4): 208–17. doi:10.1111/j.1527–3458.2006.00208.x Check |doi= value (help). PMC 2151200 Check |pmc= value (help). PMID 17227287 Check |pmid= value (help). 
  43. T. I. Zaider, R. G. Heimberg (2003). "Non-pharmacologic treatments for social anxiety disorder". Acta Psychiatr Scand. 108 (Suppl. 417): 72–84. 
  44. Richard G. Heimberg, Michael R. Liebowitz, Debra A. Hope, Franklin R. Schneier,Craig S. Holt, Lawrence A. Welkowitz, Harlan R. Juster, Raphael Campeas,Monroe A. Bruch, Marylene Cloitre, Brian Fallon, Donald F. Klein (1133–1141). "Cognitive Behavioral Group Therapy vs Phenelzine Therapy for Social Phobia". ARCH GEN PSYCHIATRY 55: 72–84. 

درمان پذیرش و تعهد در مقایسه با درمان شناختی رفتاری در کاهش اجتناب تجربی بیماران اضطراب اجتماعی اثربخشی بیشتری نشان داده است.

1. سادوک، بنیامین . سادوک، ویرجینیا. خلاصه روان پزشکی. مترجم، نصرت الله پور افکاری. جلد دوم. ویرایش دهم. تهران. شهرآب. 1390 2. هوفمان،استفان. اتو،میشائل. درمان شناختی - رفتاری برای اختلال اضطراب اجتماعی. مترجمان،مسعود چینی فروشان و منصور آگشته.تهران. ارجمند.1389. 3. هالجین، ریچارد پی. ویتبورن، سوزان کراس. آسیب شناسی روانی. مترجم، یحیی سید محمدی جلد اول.ویراست چهارم. تهران. روان. 1385 4. انجمن روان پزشکی امریکا. راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی. مترجم، یحیی سید محمدی.ویراست پنجم. تهران. روان.1393