جامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
عبدالرحمن جامی
Jami Rose Garden.jpg
مینیاتوری در یکی از کتاب‌های جامی
زادروز۲۴ آبان ۷۹۳
۲۳ شعبان ۸۱۷

خرگرد، خراسان
درگذشت۲۷ آبان ۸۷۱
۱۷ محرم ۸۹۸ (۸۱ سالگی)
هرات
آرامگاهتخت مزار، هرات
محل زندگیهرات
نام‌های دیگرنورالدّین عبد الرّحمن بن نظام‌الدین احمد بن محمد
پیشهخلیفه طریقت نقشبندیه
نهادمدرسه نظامیه هرات
سبکتصوف
لقبخاتم‌الشعرا، ابوالبرکات، دشتی
مذهباسلام تصوف

نورالدّین عبد الرّحمن بن احمد بن محمد (۲۴ آبان ۷۹۳ خرگرد – ۲۷ آبان ۸۷۱ هرات)، معروف به جامی و ملقب به خاتم الشعرا همه‌چیزدان، شاعر، موسیقی‌دان، ادیب و صوفی نام‌دار فارسی‌زبان سده ۹ قمری است.[۱]

زندگی[ویرایش]

از طرف پدر نسبش به محمد بن حسن شیبانی، فقیه معروف حنفی سده ۲ قمری می‌رسد.[۲] از خراسان کوچ کرد و در شهر جام با شهرت دشتی منصب قضاوت یافت و ماندگار شد.[۳]

روزگار کودکی و تحصیلات مقدماتی جامی در خرگرد جام، که در آن زمان یکی از تبعات هرات بود در کنار پدرش سپری شد. در حدود سیزده سالگی همراه پدرش به هرات رفت و در آنجا اقامت گزید؛ در همان‌جا به تعلم و تعلیم پرداخت و قسمت عمده حیاتش نیز در همان‌جا به سر آمد[۴] و از آن زمان به جامی شهرت یافت. وی در شعر ابتدا دشتی تخلص می‌کرد، سپس آن را به جامی تغییر داد که خود علت آن را تولدش در شهر جام و ارادتش به شیخ الاسلام احمد جام ذکر کرده‌است.[۳]

جامی مقدّمات ادبیات فارسی و عربی را نزد پدرش آموخت و چون خانواده‌اش شهر هرات را برای اقامت خود برگزیدند، او نیز فرصت یافت تا در مدرسه نظامیه هرات که از مراکز علمی معتبر آن زمان بود، مشغول به تحصیل شود و علوم متداول زمان خود را همچون صرف و نحو، منطق، حکمت مشایی، حکمت اشراق، طبیعیات، ریاضیات، فقه، اصول، حدیث، قرائت، و تفسیر به خوبی بیاموزد و از محضر استادانی چون خواجه علی سمرقندی و محمد جاجرمی استفاده کند.

در این دوره بود که جامی با تصوّف آشنا و مجذوب آن شد بطوریکه در حلقه مریدان سعدالدین محمد کاشغری نقشبندی درآمد و به تدریج چنان به مقام معنوی خود افزود که بعد از مرگ مرشدش (۸۶۰ ه‍.ق برابر با ۱۴۵۵ م) خلیفه طریقت نقشبندیه گردید. پس از گذشت چند سالی جامی راه سمرقند را در پیش گرفت که در سایه حمایت پادشاه علم دوست تیموری الغ بیگ به کانون تجمّع دانشمندان و دانشجویان تبدیل شده بود. در سمرقند نیز نورالدّین توانست استادانش را شیفته ذکاوت و دانش خود کند. او که سرودن شعر را در جوانی آغاز کرده و در آن شهرتی یافته بود، با تکیه زدن بر مقام ارشاد و به نظم کشیدن تعالیم عرفانی و صوفیانه به محبوبیتی عظیم در میان اهل دانش و معرفت دست یافت.

مزار عبدالرحمان جامی در شمال غربی شهر هرات

جامی به افتادگی و گشاده‌رویی معروف بود و با اینکه زندگی‌ای بسیار ساده داشت و هیچ‌گاه مدح زورمندان را نمی‌گفت، شاهان و امیران همواره به او ارادت می‌ورزیدند و خود را مرید او می‌دانستند. جانشینان الغ بیگ خصوصاً سلطان حسین بایقرا و امیر او علیشیر نوایی تا آخر عمر او را محترم می‌داشتند و اوزون حسن آق قویونلو، سلطان محمّد فاتح پادشاه عثمانی و ملک الاشراف پادشاه مصر از ارادتمندان او بودند.

اعتقادات مذهبی[ویرایش]

بر اساس نسب و طریقت نقشبندیه و نوشته‌های جامی واضح است که وی حنفی و اهل سنت بوده[۵] اما چون همه اهل سنت در حب اهل بیت محمد سخنانی دارند و جامی نیز در این رابطه اشعاری دارد برخی او را شیعی دانسته‌اند؛ عده‌ای نیز او را متمایل به عقاید اشاعره و فقهای شافعی دانسته‌اند.

جامی در کتاب شواهد النبوة ابتدا احادیثی دربارهٔ پیغمبر اسلام نقل و ترجمه کرده و سپس از خلفای راشدین یاد کرده، سپس به ذکر مناقب دوازده امام پرداخته و از یکایک آنان سخن گفته سپس به شرح احوال اصحاب محمد پرداخته‌است.[۶]

اما آنچه جامی در ذم و سرزنش ابوطالب و پسرش عقیل سروده بود، مورد مخالفت بسیاری از علمای شیعه و از جمله قاضی میرحسین شافعی و قاضی عبید شوشتری واقع شد تا حدی که میرحسین یزدی او را با عبدالرحمن بن ملجم قیاس کرد.[نیازمند منبع]

آن امام به حق ولی خدا کاسدالله غالبش نامی
دو کس او را به جان بیازردند یکی از ابلهی یک از خامی
هر دو را نام عبدرحمانست آن یکی ملجم این یکی جامی

در شعر دیگر می‌گوید:

شیر خدا شاه ولایت علی صیقلی شرک خفی و جلی
روز احد چون صف هیجا گرفت تیر مخالف به تنش جا گرفت

هر چند از نظر خود او، رفض اگر حبّ آل محمّد باشد، درست و کیش همهٔ مسلمانان است و اگر منظور از آن بغض اصحاب رسول باشد، مذموم است و سپس گفته‌است مذهب «رفض» چون خواه و ناخواه به چنین بغضی می‌کشد، ناپسندیده‌است. جامی در سروده‌ای خود را ورای نزاع شیعه و سنی می‌داند:

ای مغ‌بچه از مهر بده جام می ام کآمد ز نزاع سنی و شیعه قی‌ام
گویند که جامیا چه مذهب داری؟ صدشکر که سگ‌سنی و خرشیعه نیم

دامنه عداوت منتسبین به اهل تشیع با جامی به زمان حیات او محدود نمانده و در زمان خروج صفویه و سرکوبی اهل سنت و شیعه سازی بالاجبار مردم دامنه این تجاوز بعد از وفات جامی به هرات رسید که شاه اسماعیل صفوی دستور داد در هر کتاب و اسنادی که نام جامی را بیابند آن را تراشیده و به عوض آن خامی بنویسند که مولانا هاتفی، خواهرزاده جامی، در این وصف‌الحال شعری هم دارد:

بس عجب دارم ز انصاف شه کشورگشایآنکه عمری بر درش گردون غلامی کرده‌است
کز برای خاطر جمعی لوند ناتراشنقطهٔ «جامی» تراشیده‌است و «خامی» کرده‌است

سیروس شمیسا در کتاب شاهدبازی در ادبیات فارسی او را دارای تمایلات هم جنس گرایانه دانسته‌است.

آثار جامی[ویرایش]

از جامی ده‌ها کتاب و رساله از نظم و نثر به زبان‌های فارسی و عربی به یادگار مانده‌است

۱- آثار منظوم: جامی اشعار خود را در دو مجموعه بزرگ گردآوری کرده‌است:

جامی دیوان خود را در اواخر عمر به تقلید از امیر خسرو دهلوی در سه قسمت زیر مدون نمود:

الف) فاتحة الشباب (دوران جوانی)

ب) واسطة العقد (اواسط زندگی)

ج) خاتمة الحیاة (اواخر حیات)

دیوان قصاید و غزلیات این دیوان را جامی در سال ۸۸۴ تدوین و تنظیم کرده‌است. قصاید جامی در توحید و نعت پیامبر اسلام و صحابه و اهل بیت و نیز مطالب عرفانی و اخلاقی‌است. جامی همچنین قصایدی در مدح یا مرثیه سلاطین و حکمای زمانش سروده‌است. غزلیات جامی غالباً از هفت بیت تجاوز نمی‌کند و اکثراً عاشقانه یا عارفانه‌است.

از جامی مقطعات و رباعیاتی نیز باقی‌است که یا محتوی مسائل عرفانی‌است و اشاره به حقایق صوفیانه دارد یا نکته لطیف عاشقانه‌ای در آن نهفته‌است. دیوانی نیز به نام دیوان بی‌نقاط از جامی به‌جای مانده که در تمامی واژه‌های آن هیچ حرف نقطه‌داری استفاده نشده‌است.[۷]

  • هفت اورنگ که خود مشتمل بر هفت کتاب در قالب مثنوی است.

مثنوی اول سلسلة الذهب (زنجیره طلا) به سبک حدیقةالحقیقه سنایی و در سال ۸۸۷ سروده شده‌است، در این مثنوی از شریعت، طریقت، عشق و نبوت از دیدگاه عرفانی سخن رفته‌است.این مثنوی بر وزن فعلاتن مفاعلن فعلن می باشد.

مثنوی دوم سلامان و آبسال که به نام سلطان یعقوب ترکمان آق قویونلو است و در سال ۸۸۵ تألیف شده‌است. حکایت سلامان و آبسال نخستین بار در شرح اشارات خواجه نصیرالدین توسی و اسرار حکمه ابن طفیل آمده بود که جامی آن را به نظم فارسی درآورده و این مثنوی بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن می باشد.

مثنوی سوم تحفة الاحرار (هدیه ی آزادگان) نخستین مثنوی تعلیمی جامی است که به سبک و سیاق مخزن‌الاسرار نظامی سروده شده‌است. در این کتاب اشارت‌هایی به آفرینش، اسلام، نماز، زکات، حج، عزلت، تصوف، عشق و شاعری آمده‌است. در انتهای این مثنوی جامی به فرزند خود ضیاءالدین یوسف پندنامه‌ای نگاشته‌است که در آن از جوانی خود یاد کرده‌است. این کتاب بر وزن مفتعلن مفتعلن فاعلن سروده شده است.

مثنوی چهارم سبحةالابرار (نیایش نیکوکاران) و آن نیز مثنوی تعلیمی‌است که در سال ۸۸۷ سروده شده‌است و در آن تعالیم اخلاقی و عرفانی در باب توبه، زهد، فقر، صبر، شکر، خوف، رجا، توکل، رضا و حب آمده‌است.این کتاب بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلن نوشته شده و می توان گفت نخستین و شاید آخرین اثر بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلن می باشد.

مثنوی پنجم یوسف و زلیخا مثنوی عشقی به سبک خسرو و شیرین نظامی و ویس و رامین فخر گرگانی است که به نام و یاد پیامبر و بیان معراج و مدح سلطان حسین بایقرا آغاز می‌شود. در این کتاب جامی از سوره یوسف در قرآن و نیز از روایات تورات در سفر پیدایش بهره برده‌است. تاریخ تألیف این کتاب را سال ۸۸۸ هجری دانسته‌اند. جامی این کتاب را بر وزن مفاعیلن مفاعیلن فعولن آورده است.

مثنوی ششم لیلی و مجنون مثنوی عشقی‌است که به وزن لیلی و مجنون نظامی و امیرخسرو دهلوی ساخته شده‌است. این کتاب درباره عشق لیلی و مجنون بوده و شباهت بالایی با لیلی و مجنون نظامی دارد. این کتاب بر وزن مفعول مفاعلن فعولن سروده شده است.

مثنوی هفتم خردنامه اسکندری که مثنوی تعلیمی در حکمت و اخلاق است و در آن از حکیمان یونان از سقراط، افلاطون، ارسطو، بقراط، فیثاغورث و اسکندر سخن رفته‌است. این کتاب بر وزن شاهنامه فردوسی بوده و به سبک اسکندرنامه نظامی نگاشته شده است.

بهارستان از دیگر آثار جامی است.[۸]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. "JĀMI – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-10-28. JĀMI, ʿABD-AL-RAḤMĀN NUR-AL-DIN b. Neẓām-al-Din Aḥmad-e Dašti, Persian poet, scholar, and Sufi of the 15th century
  2. Hamid Dabashi, The World of Persian Literary Humanism, Harvard University Press, p. 150, In addition to being a leading Sufi, Jami was also a devout Sunni, quite critical of Shi'ism..."
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ دانشنامه جهان اسلام. سرواژه: جامی
  4. زرین کوب، عبدالحسین، دنباله جستجو در تصوف ایران، تهران، 1362 ش
  5. Hamid Dabashi, The World of Persian Literary Humanism, Harvard University Press, p. 150, In addition to being a leading Sufi, Jami was also a devout Sunni, quite critical of Shi'ism..."
  6. «مذهب در دوره سلطان حسین بایقرا- ، علیه جوانمردی، ص ۱۱، نشریه الکترونیکی تاریخ اسلام، پاییز ۱۳۹۱» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۲۱ نوامبر ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۹.
  7. جامی، عبدالرحمن، دیوان بی‌نقاط، لاهور: گلزار محمودی ستیم‌پریس، ۱۳۳۷ هجری.
  8. 1492 Jāmi (b. 1414), noted Persian poet, mystic, and author of Yusof o Zolayḵā and Behāristān, dies. iranicaonline.org

منابع[ویرایش]

  • اورنبایف، عصام‌الدین، نامه‌های دستنویس جامی، به همکاری و مقدمهٔ مایل هروی، کابل: ۱۳۶۴ خورشیدی.
  • گل، حسن. زندگی‌نامه شاعران ایران. تهران: مؤسسه انتشارات خلاق، ۱۳۸۸ شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۷۲۸۳-۶۰-۱.
  • «Jami». ویکی‌پدیای انگلیسی.

پیوند به بیرون[ویرایش]

Mawlanā Jami
Jami poet.jpg
Jami, Artwork of Kamāl ud-Dīn Behzād
Mystic, Spiritual Poet, Historian, Theologian
Born7 November 1414 [1]
Jam, Khorasan, (in modern-day Ghor Province of Afghanistan)[2]
Died9 November 1492 (aged 78)
Herat, Khorasan, (modern-day Herat province of Afghanistan)
Venerated inIslam
InfluencesMuhammad, Rumi
Tradition or genre
Sufi poetry
Illustration from Jami's Rose Garden of the Pious, dated 1553. The image blends Persian poetry and Persian miniature into one, as is the norm for many works of Persian literature.

Nūr ad-Dīn 'Abd ar-Rahmān Jāmī (Persian: نورالدین عبدالرحمن جامی‎), also known as Mawlanā Nūr al-Dīn 'Abd al-Rahmān or Abd-Al-Rahmān Nur-Al-Din Muhammad Dashti, or simply as Jami or Djāmī and in Turkey as Molla Cami (7 November 1414 – 9 November 1492), was a Persian[3][4] Sunni[5] poet who is known for his achievements as a prolific scholar and writer of mystical Sufi literature. He was primarily a prominent poet-theologian of the school of Ibn Arabi and a Khwājagānī Sũfī, recognized for his eloquence and for his analysis of the metaphysics of mercy.[6][7] His most famous poetic works are Haft Awrang, Tuhfat al-Ahrar, Layla wa -Majnun, Fatihat al-Shabab, Lawa'ih, Al-Durrah al-Fakhirah. Jami belonged to the Naqshbandi Sufi order.[8]

Biography

Jami was born in Jam,[2] (modern Ghor Province, Afghanistan) in Khorasan.[9] Previously his father Nizām al-Dīn Ahmad b. Shams al-Dīn Muhammad had come from Dasht, a small town in the district of Isfahan.[9] A few years after his birth, his family migrated to Herat, where he was able to study Peripateticism, mathematics, Persian literature, natural sciences, Arabic language, logic, rhetoric and Islamic philosophy at the Nizamiyyah University.[6] His father, also a Sufi, became his first teacher and mentor.[6] While in Herat, Jami held an important position at the Timurid court, involved in the era's politics, economics, philosophy and religious life.[6] Jami was a Sunni Muslim.[5]

Because his father was from Dasht, Jami's early pen name was Dashti, but later, he chose to use Jami because of two reasons he later mentioned in a poem:

مولدم جام و رشحهء قلمم
جرعهء جام شیخ الاسلامی است
لاجرم در جریدهء اشعار
به دو معنی تخلصم جامی است

My birthplace is Jam, and my pen
Has drunk from (knowledge of) Sheikh-ul-Islam (Ahmad) Jam
Hence in the books of poetry
My pen name is Jami for these two reasons.

Jami was a mentor and friend of the famous Turkic poet Alisher Navoi, as evidenced by his poems:

او که یک ترک بود و من تاجیک،
هردو داشتیم خویشی نزدیک.
U ki yak Turk bud va man Tajik
Hardu doshtim kheshii nazdik

Though he was a Turk, and I am Tajik,
We were close to each other.[10]

Afterwards, he went to Samarkand, the most important center of scientific studies in the Muslim world and completed his studies there. He embarked on a pilgrimage that greatly enhanced his reputation and further solidified his importance through the Persian world.[9] Jami had a brother called Molana Mohammad, who was, apparently a learned man and a master in music, and Jami has a poem lamenting his death. Jami fathered four sons, but three of them died before reaching their first year.[11] The surviving son was called Zia-ol-din Yusef and Jami wrote his Baharestan for this son.

Youth seeking his father's advice on love from the Haft Awrang of Jami, in the story "A Father Advises his Son About Love". (See Nazar ila'l-murd Smithsonian Institution, Washington, D.C.)

At the end of his life he was living in Herat. His epitaph reads "When your face is hidden from me, like the moon hidden on a dark night, I shed stars of tears and yet my night remains dark in spite of all those shining stars."[12] There is a variety of dates regarding his death, but consistently most state it was in November 1492. Although, the actual date of his death is somewhat unknown the year of his death marks an end of both his greater poetry and contribution, but also a pivotal year of political changed where Spain was no longer inhabited by the Arabs after 781 years.[13] His funeral was conducted by the prince of Herat and attended by great numbers of people demonstrating his profound impact.[11]

Teachings and Sufism

In his role as Sufi shaykh, which began in 1453, Jami expounded a number of teachings regarding following the Sufi path. He created a distinction between two types of Sufi's, now referred to as the "prophetic" and the "mystic" spirit.[14] Jami is known for both his extreme piety and mysticism.[6][7] He remained a staunch Sunni on his path toward Sufism and developed images of earthly love and its employment to depict spiritual passion of the seeker of God.[6][15] He began to take an interest in Sufism at an earlier age when he received a blessing by a principal associate Khwaja Mohammad Parsa who came through town.[16] From there he sought guidance from Sa'd-alDin Kasgari based on a dream where he was told to take God and become his companion.[17] Jami followed Kasagari and the two became tied together upon Jami's marriage to Kasgari's granddaughter.[16] He was known for his commitment to God and his desire for separation from the world to become closer to God often causing him to forget social normalities.[16]

Yusuf and Zulaikha (Joseph chased by Potiphar's wife), miniature by Behzād, 1488.

After his re-emergence into the social world he became involved in a broad range of social, intellectual and political actives in the cultural center of Herat.[16] He was engaged in the school of Ibn Arabi, greatly enriching, analyzing, and also changing the school or Ibn Arabi. Jami continued to grow in further understanding of God through miraculous visions and feats, hoping to achieve a great awareness of God in the company of one blessed by Him.[16] He believed there were three goals to achieve "permanent presence with God" through ceaselessness and silence, being unaware of one's earthly state, and a constant state of a spiritual guide.[18] Jami wrote about his feeling that God was everywhere and inherently in everything.[14] He also defined key terms related to Sufism including the meaning of sainthood, the saint, the difference between the Sufi and the one still striving on the path, the seekers of blame, various levels of tawhid, and the charismatic feats of the saints.[18] Oftentimes Jami's methodology did not follow the school of Ibn Arabi, like in the issue of mutual dependence between God and his creatures Jami stated "We and Thou are not separate from each other, but we need Thee, whereas Thou dost not need us."

Jami created an all-embracing unity emphasized in a unity with the lover, beloved, and the love one, removing the belief that they are separated.[14] Jami was in many ways influenced by various predecessors and current Sufi's, incorporating their ideas into his own and developing them further, creating an entirely new concept. In his view, love for the Prophet Mohammad was the fundamental stepping stone for starting on the spiritual journey. Jami served as a master to several followers and to one student who asked to be his pupil who claimed never to have loved anyone, he said, "Go and love first, then come to me and I will show you the way."[18][19] For several generations, Jami had a group of followers representing his knowledge and impact. Jami continues to be known for not only his poetry, but his learned and spiritual traditions of the Persian speaking world.[18] In analyzing Jami's work greatest contribution may have been his analysis and discussion of God's mercy towards man, redefining the way previous texts were interpreted.

Works

Illustration from the Bahâristân, dated 1595, with two lines of included script

Jami wrote approximately eighty-seven books and letters, some of which have been translated into English. His works range from prose to poetry, and from the mundane to the religious. He has also written works of history and science. As well, he often comments on the work of previous and current theologians, philosophers and Sufi's.[6] In Herat, his manual of irrigation design included advanced drawings and calculations and is still a key reference for the irrigation department.[20] His poetry has been inspired by the ghazals of Hafiz, and his famous and beautiful divan Haft Awrang (Seven Thrones) is, by his own admission, influenced by the works of Nizami. The Haft Awrang also known as the long masnavis or mathnawis are a collection of seven poems.[21] Each poem discusses a different story such as the Salaman va Absal that tells the story of a carnal attraction of a prince for his wet-nurse.[22] Throughout Jami uses allegorical symbolism within the tale to depict the key stages of the Sufi path such as repentance and expose philosophical, religious, or ethical questions.[11][21] Each of the allegorical symbols has a meaning highlighting knowledge and intellect, particularly of God. This story reflects Jamī's idea of the Sufi-king as the ideal medieval Islamic ruler to repent and embark upon the Sufi path to realize his rank as God's 'true' vicegerent and become closer to God.[21] As well, Jami is known for his three collections of lyric poems that range from his youth towards the end of his life called the Fatihat al-shabab (The Beginning of Youth), Wasitat al-'ikd (The Central Pearl in the Necklace), and Khatimat al-hayat (The conclusion of Life).[11] Throughout Jami's work references to Sufism and the Sufi emerge as being key topics. One of his most profound ideas was the mystical and philosophical explanations of the nature of divine mercy, which was a result of his commentary to other works.[6]

Artwork

Jami is also known for his poetry influencing and being included with Persian paintings that depict Persian history through manuscript paintings. Most of his own literature included illustrations that was not yet common for literature. The deep poetry Jami provides, is usually accompanied with enriched paintings reflecting the complexity of Jami's work and Persian culture.[23]

Impact of Jami's works

Jami worked within the Tīmūrid court of Herat helping to serve as an interpreter and communicator.[6] His poetry reflected Persian culture and was popular through Islamic East, Central Asia and the Indian subcontinent.[6] His poetry addressed popular ideas that led to Sufi's and non-Sufi's interest in his work.[14] He was known not only for his poetry, but his theological works and commentary of on culture.[6] His work was used in several schools from Samarqand to Istanbul to Khayrābād in Persia as well as in the Mughal Empire.[6] For centuries Jami was known for his poetry and profound knowledge. In the last half-century Jami has begun to be neglected and his works forgotten, which reflects an overarching issue in the lack of research of Islamic and Persian studies.[6]

Divan of Jami

Among his works are:

  • Baharestan (Abode of Spring) Modeled upon the Gulestan of Saadi
  • Diwanha-ye Sehganeh (Triplet Divans)
  • Al-Fawaed-Uz-Ziya'iya.[24] A commentary on Ibn al-Hajib's treatise on Arab grammar Al-Kafiya. This commentary has been a staple of Ottoman Madrasas' curricula under its author's name Molla Cami.[25]
  • Haft Awrang (Seven Thrones) His major poetical work. The fifth of the seven stories is his acclaimed "Yusuf and Zulaykha", which tells the story of Joseph and Potiphar's wife based on the Quran.
  • Jame -esokanan-e Kaja Parsa
  • Lawa'ih A treatise on Sufism (Shafts of Light)
  • Nafahat al-Uns (Breaths of Fellowship) Biographies of the Sufi Saints
  • Resala-ye manasek-e hajj
  • Resala-ye musiqi
  • Resala-ye tariq-e Kvajagan
  • Resala-ye sarayet-e dekr
  • Resala-ye so al o jawab-e Hendustan
  • Sara-e hadit-e Abi Zarrin al-Aqili
  • Sar-rešta-yetariqu-e Kājagān (The Quintessence of the Path of the Masters)
  • Shawahidal-nubuwwa (Distinctive Signs of Prophecy)
  • Tajnīs 'al-luġāt (Homonymy/Punning of Languages) A lexicographical work containing homonymous Persian and Arabic lemmata.[26]
  • Tuhfat al-ahrar (The Gift to the Noble)[27]

Along with his works are his contributions to previous works and works that have been created in response to his new ideas.[15]

See also

References

  1. ^ Jami: Ali Asghar Hikmat, Urdu Translation Arif Naushahi, p. 124
  2. ^ a b "Nour o-Din Abdorrahman Jami". Iran Chamber Society. Retrieved 2013-04-03.
  3. ^ "JĀMI – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-10-28. JĀMI, ʿABD-AL-RAḤMĀN NUR-AL-DIN b. Neẓām-al-Din Aḥmad-e Dašti, Persian poet, scholar, and Sufi of the 15th century
  4. ^ Culture and Circulation: Literature in Motion in Early Modern India. BRILL. 2014. ISBN 9789004264489. works of the Persian polymath ʿAbd al-RahmanJami (1414–1492) under the auspices of the Neubauer Collegium for ...
  5. ^ a b Hamid Dabashi, The World of Persian Literary Humanism, Harvard University Press, p. 150, In addition to being a leading Sufi, Jami was also a devout Sunni, quite critical of Shi'ism..."
  6. ^ a b c d e f g h i j k l m Rizvi, Sajjad. "The Existential Breath of al-rahman and the Munificent Grace of al-rahim: The Tafsir Surat al-Fatiha of Jami and the School of Ibn Arabi". Journal of Qur'anic Studies.
  7. ^ a b Williams, John (1961). Islam. New York: George Braziller.
  8. ^ Hamid Dabashi, The World of Persian Literary Humanism, Harvard University Press, p. 150
  9. ^ a b c Losensky, Paul (23 June 2008). "JĀMI". Encyclopædia Iranica.
  10. ^ Abdullaev K.N. From Xinjiang to Khorasan. Dushanbe. 2009, p.70
  11. ^ a b c d Huart, Cl.; Masse, H. "Djami, Mawlana Nur al-Din 'Abd ah-Rahman". Encyclopaedia of Islam.
  12. ^ Ahmed, Rashid (2001). Taliban, p. 40. Yale University Press.
  13. ^ Machatsche, Roland (1996). The Basics:2 Islam. Trinity Press.
  14. ^ a b c d Schimmel, AnnMarie (1975). Mystical Dimensions of Islam. Capital Hill: The University of North Carolina Press.
  15. ^ a b Rahman, Fazlur (1966). Islam. Holt, Rinehart, and Winston.
  16. ^ a b c d e Algar, Hamid (June 2008). "Jami and Sufism". Encyclopaedia Iranica.
  17. ^ Kia, Chad (June 2008). "Jami and Sufism". Encyclopaedia Iranica.
  18. ^ a b c d Algar, Hamid (23 June 2008). "Jami and Sufism". Encyclopaedia Iranica.
  19. ^ "VOLUME X_3_4". Wahiduddin.net. 2005-10-18. Retrieved 2014-08-05.
  20. ^ Chokkakula, Srinivas (2009). "Interrogating Irrigation Inequities: Canal Irrigation Systems in Injil District, Herat". Case Study Series. Afghanistan Research and Evaluation Unit. p. 12.
  21. ^ a b c Lingwood, Chad (March 2011). "Jami's Salaman va Absal: Political Statements and Mystical Advice Addressed to the Aq Qoyunlu Court of Sultan Ya'qub (d. 896/1490)". Iranian Studies. 44 (2): 175–191. doi:10.1080/00210862.2011.541687.
  22. ^ Lingwood, Chad (March 2011). "Jami's Salaman va Absal: Political Statements and Mystical Advice Addressed to the Aq Qoyunlu Court of Sultan Ya'qub (d. 896/1490)". Iranian Studies. 44 (2): 174–191. doi:10.1080/00210862.2011.541687.
  23. ^ Kia, Chad (23 June 2008). "Jami and Persian Art". Encyclopaedia Iranica.
  24. ^ "شـرح مـلا جـامـي – Sharh Mulla Jami". Arabicbookshop.net. Retrieved 2014-08-05.
  25. ^ Okumuş, Ö. (1993). Molla Cami. In İslam Ansiklopedisi (Vol. 7, pp. 94–99). Türkiye Diyanet Vakfı.
  26. ^ Shīrānī, 6.
  27. ^ "Tuhfat-ul-Ahrar by Maulana Jami (Persian) : Maulana Abdul Rahman Jami : Free Download & Streaming : Internet Archive". Archive.org. 2001-03-10. Retrieved 2014-08-05.

Sources

  • E.G. Browne. Literary History of Persia. (Four volumes, 2,256 pages, and twenty-five years in the writing). 1998. ISBN 978-0-7007-0406-4
  • Jan Rypka, History of Iranian Literature. Reidel Publishing Company. 1968 OCLC 460598 ISBN 978-90-277-0143-5
  • Ḥāfiż Mahmūd Shīrānī. "Dībācha-ye awwal [First Preface]". In Ḥifż ul-Lisān [a.k.a. Ḳhāliq Bārī], edited by Ḥāfiż Mahmūd Shīrānī. Delhi: Anjumman-e Taraqqi-e Urdū, 1944.
  • Aftandil Erkinov A. "La querelle sur l`ancien et le nouveau dans les formes litteraires traditionnelles. Remarques sur les positions de Jâmi et de Navâ`i". Annali del`Istituto Universitario Orientale. 59, (Napoli), 1999, pp. 18–37.
  • Aftandil Erkinov. "Manuscripts of the works by classical Persian authors (Hāfiz, Jāmī, Bīdil): Quantitative Analysis of 17th–19th c. Central Asian Copies". Iran: Questions et connaissances. Actes du IVe Congrès Européen des études iraniennes organisé par la Societas Iranologica Europaea, Paris, 6–10 Septembre 1999. vol. II: Périodes médiévale et moderne. [Cahiers de Studia Iranica. 26], M.Szuppe (ed.). Association pour l`avancement des études iraniennes-Peeters Press. Paris-Leiden, 2002, pp. 213–228.
  • Jami. Flashes of Light: A Treatise on Sufism. Golden Elixir Press, 2010. ISBN 978-0-9843082-2-4 (ebook)

For Further Reading:

  • R. M. Chopra, "Great Poets of Classical Persian", Sparrow Publication, Kolkata, 2014, (ISBN 978-81-89140-75-5)

External links