پرش به محتوا

جامعه سنتی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

جامعه سنتی (به انگلیسی: Traditional society) در جامعه‌شناسی، به جامعه‌ای اشاره دارد که با گرایش به گذشته، نه آینده، و با نقش غالب عرف و عادت مشخص می‌شود.[۱] چنین جوامعی با فقدان تمایز بین خانواده و کسب و کار مشخص می‌شوند و تقسیم کار در درجه اول تحت تأثیر سن، جنسیت و جایگاه اجتماعی قرار دارد.[۲]

سنتی و مدرن

[ویرایش]

جامعه سنتی اغلب در تضاد با جامعه صنعتی مدرن قرار گرفته است، با چهره‌هایی همانند امیل دورکیم و پی یر بوردیو که بر قطبیت‌هایی مانند اجتماع در برابر جامعه یا همبستگی مکانیکی در برابر ارگانیک تأکید می‌کنند؛[۳] در حالی که کلود لوی-استروس جوامع سنتی را جوامعی «سرد» می‌دانستند، به این دلیل که از اجازه دادن به فرآیند تاریخی برای تعریف حس اجتماعی مشروعیت خود امتناع می‌کردند.[۴]

در نظریه مدرنیزاسیون، جامعه سنتی همچنین اولین مرحله توسعه اقتصادی است، همانطور که در مدل رشد اقتصادی والت وایتمن رستو آمده است. در طبقه‌بندی به عنوان "پیشا-نیوتنی"، علم و فناوری به کار گرفته نمی‌شوند. زندگی کشاورزی است و روابط خانوادگی یا قبیله‌ای اساس ساختارهای اجتماعی هستند.[۵]

با این حال، نظریه‌هایی که فرگشت تک‌خطی جوامع از سنتی به صنعتی مدرن را مطرح می‌کنند، اکنون بیش از حد ساده‌انگارانه تلقی می‌شوند،[۶] متکی بر گونه‌شناسی آرمانی که حول قطبیت‌هایی مانند معیشتی/رشد؛ تعامل رو در رو/غیرشخصی؛ کنترل اجتماعی رسمی/غیررسمی؛ یا مالکیت جمعی/مالکیت خصوصی می‌چرخد.[۷] در عوض، کارهای اخیر بر تنوع فرهنگ‌های سنتی و وجود اشکال میانی و همچنین مدرنیزاسیون‌های «جایگزین» تأکید کرده‌اند.[۸]

آیین

[ویرایش]

جوامع سنتی با خاطرات جمعی قدرتمندی که توسط آیین تأیید می‌شوند و با نگهبانان اجتماعی شناخته می‌شوند که تداوم اعمال جمعی را تضمین می‌کنند.[۹] نظریه عمل، با این حال، اخیراً بر نقش آیین در تسهیل تغییر و همچنین تداوم تأکید کرده است.[۱۰]

تنوع

[ویرایش]

فردریک جیمسون مدرنیزاسیون سده بیستم را مواجهه با دو نوع اصلی جامعه سنتی، قبیله‌ای، مانند آفریقا، و امپراتوری بوروکراتیک، مانند چین و هند، می‌دانست.[۱۱] ولی تنوع بسیار گسترده‌تری از جوامع سنتی در طول زمان وجود داشته است.

در بیشتر دوران حیات بشر، قبایل کوچک شکارچی-گردآورنده که تقریباً یک زندگی ایستا را رهبری می‌کردند، تنها سازمان اجتماعی را تشکیل می‌دادند: جایی که آنها تا سده بیستم زنده ماندند، مانند استرالیا، نقاشی‌ها، آهنگ‌ها، اسطوره‌ها و آیین‌ها.[۱۲] همه برای تحکیم پیوندها با حس عمیق پیوستگی با اجداد و شیوه‌های اجدادی استفاده می‌شدند.[۱۳]

اختراع کشاورزی حدود 10000 سال پیش منجر به توسعه جوامع کشاورزی، چه کوچ‌نشین و چه دهقانی، شد، که به ویژه دومی تقریباً همیشه تحت سلطه حس قوی سنت‌گرایی بود.[۱۴] با این حال، در جامعه کشاورزی، تنوع گسترده‌ای هنوز وجود داشت. هومر یونان جامعه‌ای بود که با پیوندهای خویشاوندی قدرتمند، جایگاه ثابت و انتظارات اجتماعی کاملاً تعریف‌شده مشخص می‌شد؛[۱۵] با شهر کلاسیک، با این حال، اگرچه جشنواره‌ها، به گفته ام. آی. فینلی، هنوز "شبکه ناگسستنی تمام زندگی را برای مخاطبان خود بازسازی می‌کردند، که از نسل‌های بشر تا خدایان امتداد داشت"،[۱۶] اشکال داوطلبانه جدید و پیچیده‌تر زندگی اجتماعی و عمومی، جامعه سنتی را در تعادلی جدید متعادل می‌کرد.[۱۷]

اروپای قرون وسطی یک جامعه به شدت محلی از خانوارهای دهقانی خود-جاودان بود،[۱۸] زندگی در فرهنگی با حرکت آهسته که تحت سلطه قانون عرفی و احترام به اقتدار باستانی است.[۱۹] و مملو از ذهنیت سیاسی غیرتاریخی متمرکز بر مفاهیم تجربه، کاربرد و قانون به مثابه عرف.[۲۰]

روشنگری و پسا-سنت‌گرایی

[ویرایش]

بخش عمده‌ای از تمرکز تفکر روشنگری معطوف به از بین بردن ذهنیت جامعه سنتی و جایگزینی تمرکز بر مفاهیمی مانند روستایی، سلسله مراتبی، عرفی یا منزلتی با مفاهیمی متمرکز بر ایده‌های شهری، برابری‌طلب، مترقی یا قراردادی بود. مدرنیسم و مدرنیته روند به چالش کشیدن و غلبه بر جامعه سنتی را ادامه دادند.[۲۱]

با این حال، جیمسون حذف جهانی قلمروهای باقی‌مانده و «سنتی» را به عنوان یکی از ویژگی‌های تعیین‌کننده پسامدرنیسم دانسته است که به آن ماهیت تک‌بعدی و زمانی می‌دهد که دیگر با نمونه‌های زنده گذشته در کنار جدید جبران نمی‌شود.[۲۲]

اینترنت

[ویرایش]

رسانه‌های جهانی مانند اینترنت به عنوان ابزارهای مؤثری برای بازآفرینی فرهنگ‌های سنتی دیده شده‌اند.[۲۳] با این حال، یک تضاد کلیدی در حال حاضر با جوامع سنتی آن زمان این است که مشارکت به جای انتسابی بودن، داوطلبانه شده است: در فضا، قشربندی اجتماعی و انتظارات نقشی تثبیت شده است.[۲۴]

جستارهای وابسته

[ویرایش]


پانویس

[ویرایش]
  1. Langlois, S. (2001). "Traditions: Social". International Encyclopedia of the Social & Behavioral Sciences. International Encyclopedia of the Social. pp. 15829–15833. doi:10.1016/B0-08-043076-7/02028-3. ISBN 9780080430768.
  2. س. لانگلوئیس، سنت‌ها: اجتماعی، در: نیل جی. اسملسر و پاول بی. بالتس، سردبیران، «دایره‌المعارف بین‌المللی علوم اجتماعی و رفتاری»، پرگامون، آکسفورد، ۲۰۰۱، صفحات ۱۵۸۲۹-۱۵۸۳۳، شابک ۹۷۸−۰−۰۸−۰۴۳۰۷۶−۸، doi:10.1016/B0-08-043076-7/02028-3
  3. ام. گرنفل، پی یر بوردیو: عامل تحریک (2004)، صص 41-4.
  4. کلود لوی-استروس، ذهن وحشی (1989)، صص 233–36.
  5. رستو, والت وایتمن (1990). "پنج مرحله رشد." در توسعه و توسعه نیافتگی: اقتصاد سیاسی نابرابری جهانی Inequality. Boulder and London: Lynne Rienner Publishers. pp. 9–16.
  6. لانگلوا، در اسملسر
  7. جوامع سنتی و مدرن بایگانی‌شده در ۲۰۱۲-۱۲-۱۲ توسط Archive.today
  8. جان آر. هال و همکاران، «جامعه‌شناسی فرهنگ» (2003)، صص 71-4.
  9. اولریش بک و همکاران، مدرنیته بازتابی (1994)، ص 63-5.
  10. جان آر. هال، ص 78.
  11. ویرایش‌های ام. هاردت/کی. ویکس، «خواننده جیمسون» (۲۰۰۵)، صفحه ۳۱۹.
  12. دیوید اتنبورو، «زندگی روی زمین» (۱۹۹۲) صفحه 304.
  13. امیل دورکیم، «صور بنیانی حیات دینی» (1971)، صفحه 276-80.
  14. ماکس وبر، «جامعه‌شناسی دین» (1971)، صفحه 81.
  15. ام. آی. فینلی، «جهان اودیسه» (1967) صفحه ۸۹ و صص ۱۳۳-۴.
  16. به نقل از جی. اچ. پلامب، «مرگ گذشته» (۱۹۶۹) در صص ۲۴-۵.
  17. جی. بوردمن و همکاران، «تاریخ آکسفورد جهان کلاسیک» (۱۹۹۱) ص ۲۳۲.
  18. ای. لو روی لادوری، «مونتیلو» (۱۹۸۰) ص. ۲۸۳ و صفحه ۳۵۶.
  19. آر. دبلیو. ساوترن، «ساخت قرون وسطی» (۱۹۹۳) صفحات ۷۴-۵.
  20. جی. اچ. هکستر، «درباره مورخان» (۱۹۷۹) صفحات ۲۶۹-۷۱
  21. ام. هارت، ص. 264 و صص 251-2.
  22. ام. هارت، صص 240-4.
  23. کیت فاکس، «تماشای انگلیسی‌ها» (۲۰۰۴)، ص 14.
  24. ویراستار پیتر ورسلی، «مطالب جامعه‌شناسی مدرن جدید» (1991)، صفحه 317.

کتاب شناسی

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]