تیل اولناشپیگل






تیل اولناشپیگل یا تایل اولن اشپیگل (به آلمانی: Till Eulenspiegel) یکی از شخصیتهای مشهور در افسانهها و ادبیات فولکلور آلمان و اروپای شمالی است. این شخصیت که اغلب با جغد و آینه به تصویر کشیده میشود، نماد شوخطبعی، طنز و تمسخر ریا و حماقت است. او با اجرای حقهها و شوخیهای پیچیده و گاه زننده، نقاب از چهرهٔ عوامفریبان، روحانیان، اشراف، و صاحبان قدرت برمیدارد.[۱]
ریشه و شخصیت تاریخی
[ویرایش]بر اساس نسخههای اولیه، اولناشپیگل حدود سال ۱۳۰۰ میلادی در روستای کنایتلینگن واقع در دوکنشین برانزویک (امروزه در ایالت نیدرزاکسن آلمان) متولد شده است. وی به عنوان یک ولگرد و مسافر (Landfahrer) به شهرها و کشورهای مختلفی از جمله آلمان، هلند، بوهم، و حتی ایتالیا سفر میکرد.
گفته میشود که وی در سال ۱۳۵۰ در شهر مولن در ایالت اشلسویگ-هولشتاین امروزی، به دلیل ابتلا به طاعون سیاه درگذشت.
نام و نمادها
[ویرایش]نام او به آلمانی "Eulenspiegel" به معنای "جغد-آینه" است که اغلب به صورت یک معمای مصور شامل تصویر یک جغد و یک آینه در نسخههای چاپی اوایل قرن ۱۶ به تصویر کشیده میشود. با این حال برخی محققان این نام را برگرفته از عبارت "Ul'n Spegel" در آلمانی پایین میدانند که به معنای عامیانه و زشت "پاککنندهٔ باسن" است.
نسخههای چاپی و سیر ادبی
[ویرایش]قدیمیترین نسخهٔ چاپی موجود از ماجراهای اولناشپیگل، در سالهای ۱۵۱۰ تا ۱۵۱۲ در شهر استراسبورگ توسط یوهانس گروینگر به چاپ رسید. این کتاب مشتمل بر دهها فصل و حکایت است که در آنها اولناشپیگل با بازیهای زبانی، تفسیر تحتاللفظی از اصطلاحات رایج و شوخیهای گاه مبتذل و زننده، مردم را فریب میدهد یا شرمسار میسازد.
شوخیهای او اغلب با موضوعات زننده، فضولات انسانی، و ترفندهای گمراهکننده همراه است. در بسیاری از داستانها، قربانیان او صاحبان مشاغل، روحانیان، و اشراف هستند؛ اما حتی پاپ نیز از دست او در امان نیست.
شخصیت و مضمون
[ویرایش]اولناشپیگل در سنت داستانگویی اروپای قرون وسطی، نماد دلقک و "فریبگر حکیم" است؛ شخصیتی که با حماقت ظاهری، واقعیتها را آشکار میکند.
یوهان ولفگانگ گوته دربارهٔ او گفته بود: «تمام شوخیهای کتاب، بر این اصل استوار است که مردم با زبان مجازی سخن میگویند و اولناشپیگل همه چیز را تحتاللفظی برداشت میکند.»
روایتهای بعدی
[ویرایش]در قرن نوزدهم، نویسندهٔ بلژیکی "شارل دو کوسته" داستان اولناشپیگل را بازنویسی و او را به قهرمان جنبش پروتستان و مبارز علیه اشغال اسپانیا در دوران انقلاب هلند تبدیل کرد. در این نسخه، اولناشپیگل به همراه دوستش لامه گودزاک و محبوبهاش نله، در برابر ظلم میجنگند. این بازنویسی، باعث شد اولناشپیگل به نمادی از مقاومت ملی بلژیک تبدیل شود.
آثار هنری و بازتابها
[ویرایش]در طول قرنها، اولناشپیگل در قالب داستان، نمایشنامه، موسیقی، کمیک، اپرا، باله و فیلم بازآفرینی شده است. مشهورترین آثار موسیقایی بر اساس این شخصیت، "شیطنتهای شادمانهٔ اولناشپیگل" اثر ریچارد اشتراوس (۱۸۹۵) و اپرای "اولناشپیگل" اثر امیل فون رزنیچک هستند.
منابع و یادبودها
[ویرایش]در شهر مولن، محل مرگ احتمالی اولناشپیگل، سنگقبری به زبان آلمانی پایین نصب شده که عبارت زیر بر آن حک شده:
"در سال ۱۳۵۰ این سنگ نصب شد، و تیل اولناشپیگل در زیر آن آرمیده است. خوب نگاه کن و به یاد داشته باش که من در زمین چه بودم؛ هر که از اینجا بگذرد، روزی مانند من خواهد شد."
همچنین مجسمهها و موزههایی در شهرهای کنایتلینگن، مولن، و دام (در بلژیک) به او اختصاص یافتهاند.
در فرهنگ عامه
[ویرایش]اولناشپیگل یکی از معدود شخصیتهای طنزآمیز قرون وسطی است که هنوز در فرهنگ مدرن اروپایی حضور دارد. واژهٔ فرانسوی "espiègle" (به معنی شیطان و بازیگوش) برگرفته از نام اوست.[۲]
پیوند به بیرون
[ویرایش]- نسخهٔ داستان اولناشپیگل در پروژهٔ گوتنبرگ (انگلیسی)
- ترجمهٔ انگلیسی با مقدمهٔ پال اوپنهایمر در بایگانی اینترنت
منابع
[ویرایش]- ↑ "Till Eulenspiegel". Wikipedia (به انگلیسی). 2025-03-23.
- ↑ Trésor de la Langue Française informatisé reports attestation of the adjective in 1690.