تکمیل کالای نساجی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
عملیات پرزسوزی بر روی نوعی پارچه کتانی
نمای بالایی و سطح مقطع عرضی یک نوع پارچه
سمت چپ: پیش از عبور بین غلتک‌ها
سمت راست: پس از عبور بین غلتک‌ها

به مجموعه عملیات و مراحل انجام شده بر روی پارچه با هدف بالا بردن کیفیت و مرغوبیت آن را تکمیل کالای نساجی می‌گویند.[۱] در تولید فرآورده‌های نساجی، تکمیل به تمام مراحلی اطلاق می‌شود که نخ، پارچه و منسوجات کشباف طی می‌کنند تا ظاهری بهتر، کارایی بی‌نقص و زیر دستی لطیف و متناسب داشته باشند. عملیات تکمیل، بعد از تولید کالای نساجی اعمال می‌گردد.[۲]

در صنعت نساجی و پوشاک، تکمیل بر روی پارچه به منظور افزایش درخشندگی، نرمی، زیبایی، ثبات دائمی، اتوپذیری و نظایر آن صورت می‌گیرد. همچنین مقاوم کردن پارچه در برابر آتش، آب و حشراتی نظیر بید از دیگر اهداف تکمیل کالای نساجی است.[۳] تکمیل کالای نساجی در مراحل مختلف تولید پارچه انجام می‌شود، این مراحل ممکن است پس از بافندگی پارچه و یا پس از رنگرزی و چاپ رخ دهد، به همین منظور تکمیل کالای نساجی توسط مهندسین این صنعت با تقسیم بندی‌های مختلفی تعریف شده‌است.[۴]

  • کلیه پارچه های نساجی به هنگام ترک سالن بافندگی کم و بیش دارای مقادیری عیوب و ناخالصی می باشند و لذا جهت برطرف کردن این عیوب و آماده کردن کالا جهت مراحل تکمیلی بعدی ، عملیات مقدمات تکمیل بر روی آن انجام می شود که شامل:توزین ، متراژ و نمره گذاری - کنترل - گره گیری - رفوگری - منقاش زنی و یا زوائد گیری می باشد. بعد از طی این مراحل پارچه آماده انجام عملیات تکمیل نهایی (Finishing) می شود.

به طور کلی نوع تکمیل بر روی منسوجات وابسته به مورد مصرف آنهاست.

در عملیات تکمیل، پارچه تحت اعمال شیمیایی و مکانیکی قرار می‌گیرد و علاوه بر این که ارزش تجاری آن بالاتر می‌رود، مشتری پسندتر نیز می‌شود. پارچه‌ها با توجه به نوع و جنس‌شان، از عملیات خاص تکمیلی برخوردار می‌باشند. پارچه‌های با جنس الیاف گیاهی، حیوانی و یا مصنوعی هر کدام عملیات تکمیلی خاص خود را می‌طلبند.[۵] واژه تکمیل ترجمه واژه انگلیسی فینیشینگ (Finishing) می‌باشد که در صنایع و دانشگاه‌های مرتبط در ایران نیز به همین نام رایج شده است.[۶]

دسته‌بندی[ویرایش]

روش های تکمیل به سه دسته کلی تقسیم می شود. الف) روش های فیزیکی مانند خارزدن ، تراش ، خشک کردن ، اتو و... ب) روش های شیمیایی شامل سفیدگری ، مقاوم در مقابل آب و آتش و بید و.... ج) روش های شیمی فیزیکی شامل مرسریزه کردن ، نمدی کردن و ....

انواع تکمیل نیز به سه دسته تقسیم می شود. 1) تکمیل موقت یا ناپایدار مانند اتو زدن و نرم کردن - 2) تکمیل دائم مانند نمدی کردن و خارزدن 3)تکمیل ثابت مانند پلیمریزه کردن منومری در سطح کالا .

تکمیلFinishingعملیاتی است که بعد از بافت پارچه انجام میپذیرد تا پارچه را برای کاربرد نهایی آماده کند.2هدف از انجام تکمیل دنبال میشود: 1. بهبود ظاهرپارچه 2. تغییر کاربردپارچه

مراحل تکمیل عبارتند از: 1. عملیات تکمیل مقدماتی:قبل از انجام عملیات تکمیل باید بررسی شود که آیا پارچه دچار مشکلی در مراحل ریسندگی،بافندگی یا مواد اولیه داراست یا خیر.بنابراین هدف این مرحله کنترل محصول برای پی بردن به عملیاتهای مورد نیاز است. 2. تکمیل مقدماتی: پارچه پس از تولید خام است و به علت داشتن موادی مانند آهار،روغن و ناخالصی های دیگر قابل استفاده نبوده و لازم است این مواد درمرحله مقدمات تکمیل به صورت مؤثر از کالا زدوده میشود تا پارچه به صورت سفید درآمده و برای رنگرزی و چاپ آماده گردد.در مرحله تکمیل ممکن است از نوع مکانیکی یاخواصی مانند جلا،زیردست نرم و ضدآبی بخشیده شود. 3. تکمیل نهایی:رنگرزی و چاپ این مرحله انجام میپذیرند.

تکمیل پارچه به 4پارامتر بستگی دارد: 1. نوع و کیفیت وخواص فیزیکی،شمیایی و مکانیکی الیاف کاربردی:نوع الیاف کوتاه و بلند یا توجه به حساسیت الیاف به باز و اسید و قدرت تحمل حرارت 2. نوع نخ وتراکم پارچه:توجه به نوع نخ و ساختار آن مثلا توپری یا موازی بودن الیاف و تراکم کم یا زیاد پارچه 3. نوع بافت پارچه:بافت پارچه که ساده،ساتن،مخمل و .. باشد یا پارچه به صورت تاری-پودی بافته شده باشد و یا حلقوی 4. تکمیل موردنیاز:توجه به اینکه با توجه به نوع کاربرد پارچه،نیازی به تکمیل هایی مانند ضدآب،ضدآتش و ..هست و یا خیر

مقدمات تکمیل کالای نساجی: تمام پارچه‌های نساجی پس از خروج از سالن بافندگی کم و بیش دارای مقادیری ناخالصی و عیوب می‌باشند. لذا لازم است به منظور آماده کردن پارچه برای عملیات تکمیل اصلی آنرا تحت عملیات مقدمات تکمیل قرار داد. مانند توزین و متراژ پارچه ، کنترل عیوب پارچه ، گره گیری ، رفوگری و گرفتن ناخالصیها بخصوص در مورد پارچه‌های پشمی که دارای ناخالصیهای سلولزی و خرده چوب و ... می‌باشد. روشهای تکمیل کالای نساجی: عملیات و کارهای تکمیل در نساجی برای افزایش نرمی زیر دست ، درخشندگی و بطور کلی افزایش مرغوبیت پارچه می‌باشد. عملیات تکمیل بستگی به چند عامل مهم دارد که عبارتند از: نوع الیاف ، ویژگی فیزیکی الیاف ، ابلیت جذب مواد گوناگون شیمیایی ، حساسیت الیاف نسبت به مواد تکمیل. عملیات تکمیل در مجاورت رطوبت ، دما و فشار معمولا به سه روش انجام می‌گیرد: • روشهای مکانیکی: مانند تراش پارچه ، خار زدن ، اطو کردن ، پرس کردن و ... . • روشهای شیمیایی: مانند تکمیل رزین ، سفید کردن و مقاوم کردن پارچه در برابر آتش و غیره. در این روش معمولا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی حاصل بین لیف و ماده شیمیایی مصرف شده عمل تکمیل بدست می‌آید و یا اینکه ماده شیمیایی مصرف شده در اثر رسوب کردن و یا اضافه شدن در روی پارچه ، باعث تغییر در خواص پارچه می‌شود، مانند آهار دادن پارچه پنبه‌ای با محلول مواد پلیمری. • روشهای مکانیکی- شیمیایی: در این حالت از روشهای مکانیکی و شیمیایی بطور توام بهره گرفته می شود، مانند بشور و بپوش کردن پارچه و یا تثبیت حرارتی پارچه.

انواع تکمیل تکمیل موقت: در این نوع تکمیل ، کالا را به منظور خاصی تحت عملیات تکمیلی قرار می‌دهند بطوری که اثر تکمیلی آن در عملیات بعدی مثل شستشو و غیره از بین می رود، مانند آهار دادن پارچه‌های پنبه‌ای برای عملیات بافندگی و شستشوی آهار پس از خاتمه عملیات بافندگی. تکمیل دائم: در این نوع ، اثر تکمیلی تا زمانی که پارچه حالت خود را از دست ندهد (مخصوصا در مقابل شستشو و پوشش) باقی خواهد ماند، مانند رسوب دادن رزینهای مصنوعی مثل استرها و اترهای سلولز در روی پارچه و یا کلرینه کردن کالای پشمی یا تکمیل با فرمالدئیدها. تکمیل ثابت: در این نوع ، اثر تکمیل مادام العمر در روی کالا باقی می‌ماند و حتی بعد از اینکه پارچه حالت و ماهیت خود را به عنوان پارچه خارجی از دست بدهد، آثار تکمیل در آن باقی خواهد ماند. مانند پلیمریزه کردن بعضی از منومرهای اکریلیکی در روی زنجیرهای اصلی مولکولهای پارچه‌های سلولزی و یا پروتئینی.

عملیات پرزسوزی[ویرایش]

(Singeing) . پارچه های پنبه ای به علت اینکه از الیاف staple تشکیل شده اند ، دارای سطح پرزدار و کرکی هستند و هدف از پرزسوزی ( از بین بردن پرزهای سطحی آن است که از نخ یا سطح پارچه بیرون زده و آن را غیر جذاب می کند. برای زدودن این پرزها، نخ را از یک محفظه شعله مانند عبور می دهند تا پرزهای سطحی آن سوزانده شود و در دوخت و سایر مراحل ایجاد مشکل ننماید. چنانچه این پرزها در رنگرزی باقی بمانند بیشتر رنگ جذب می کنند و سطح کالا را پررنگ تر می کنند. اصولا در این گونه عملیات و چاپ نیز پرزسوزی نقش اساسی دارد. در حالت کلی پرزسوزی برای پارچه هایی صورت می گیرد که باید تکمیل سطح براق در آنها صورت بگیرد. بنابراین جهت پارچه هایی مثل پتو و فلانل و... مناسب نیستند. قبل از پرزسوزی پارچه را برس زده و تراش می کنند که در این عمل الیاف سطحی پارچه در یک ارتفاع معین کوتاه می شود . در ماشین های پرزسوزی مقداری از ناخالصی های نباتی هم سوزانده می شود و این عمل یه مراحل بعدی ازجمله سفیدگری کمک می کند. در استفاده از این ماشین ،کالا باید قبلا از ماشین برس و تراش عبور کرده باشد . ممکن اسن به جای ماشین لراش از ماشین سمباده هم استفاده شود. . ماشین های پرزسوری بر دو نوع می باشند: 1) ماشین های پرزسوزی شعله ای 2) ماشین های پرزسوزی با سطح داغ . درهر دو ماشین ، پارچه به سرعت از جلوی سطح داغ یا شعله عبور داده می شود . سرعت باید به نحوی تنظیم شود که بدون اینکه کالا اسیب ببیند پرزهای سطحی سوزانده شود. کالا نباید کاملا آب را از دست دهد تا زیر دست آن محفوظ بماند.در هر دو ماشین در ابتدای ورود ، پارچه از یک سیلندر داغ که از آن بخار عبور می کند گذرانده شده تا سطح پارچه دارای رطوبت یکنواخت گردد و از سوختن آن جلوگیری شود. بعد از عمل پرزسوزی پارچه به قسمت خاموش کننده جرقه برده شده که در این مرحله ممکن است از آب یا بخارآب استفاده شود.

عملیات آهارگیری[ویرایش]

(Desizing) . نخ های تار چون تحت کشش هستند و تحت حرکت نوسانی زیادی قرار می گیرند بنابراین احتمال پارگی در آنها زیاد است . به این علت آهار برای کاهش پارگی و پرزدهی و افزایش راندمان به کار برده می شود. مواد آهاری لایه ای از سطح نخ را تشکیل می دهند که این مواد به دلیل سفت و سخت بودن از قابلیت جذب آب و نفوذ رنگ به داخل الیاف جلوگیری می کنند. آهار به کار رفته عمل رنگرزی را نیز با مشکل مواجه می کند بنابراین قبل از شروع عملیات تکمیلی این ماده باید از روی پارپه جدا شود. آهار مصرفی دو منشا دارد . اگر از جنس پلیمرهای محلول در آب باشد با یک شست و شوی ساده در آب گرم از بین می روند مانند پلیمرهای پلی وینیل الکل و پلی اکریلیک . اگر از جنس نشاسته باشد برطرف کردن آن مشکل است به دلیل عدم حلالیت نشاسته در آب . در این حالت باید از عملیات آهارگیری به یکی چهارروش استفاده کرد. 1) روش تخریبی : ارزان و قدیمی ترین روش که در آن از هیچ ماده شیمیایی استفاده نمی شود . در این روش پارچه به مدت 24 ساعت در آب با درجه حرارت 25 تا 40 قرار گرفته و باکتری های موجود در آب تکثیر شده و به تخریب نشاسته می پردازند. 2) استفاده از اسید : اسید استفاده شده در این روش اسید کلریدریک و اسید سولفوریک بوده که باعث حل شدن سلولز علاوه بر نشاسته می باشد که برای عدم انجام این اتفاق غلظت اسید ، حرارت و مدت زمان باید کنترل شود. 3) استفاده از آنزیم : آنزیم ها عمل سلکتیویتی دارند یعنی بدون اینکه به سلولز تشکیل دهنده آسیب بزنند نشاسته را تجزیه می کنند. 4) استفاده از مواد اکسید کننده : در این روش از موادی مانند آب اکسیژنه ، پرسولفات سدیم ، هیپوکلریت سدیم ، برمیت سدیم و کلریت سدیم و ... استفاده می شود.

عملیات مرسریزه کردن[ویرایش]

(Mercerising). عمل مرسریزه کردن که به افتخار کاشف آن ، جان مرسر ، نامگذاری شده در حقیقت قرار دادن پارچه های پنبه ای در محلول های قوی قلیایی مانند سود ، پتاس ، هیدروکسید لیتیوم و آمونیاک می باشد. کاشف این عمل برحسب تصادف متوجه شد که در حین عبور دادن سود از پارچه های پنبه ای ، غلظت محلول قلیایی کاهش یافته و پارچه پنبه ای هم جمع شدگی قابل توجهی پیدا می کند. در سال 1290 فردی به نام هوراس لو در حین این عمل پارچه را تحت کشش قرار داد تا از جمع شدگی آن جلوگیری نماید و سپس متوجه شد شفافیت قابل ملاحظه ای به پارچه داده شده است. این عمل مبنای مرسریزه کردن قرار گرفت. مرسر کالا را در درجه حرارت معمولی با سود 55 تا 65 درجه توادل و بدون کشش عمل نمود که نتیجه حاصل عبارت بود از : جمع شدگی - افزایش مقاومت کشش افزایش تغییر طول تا حدپارگی - افزایش جذب آب - افزایش افینیتی برای رنگ ها و انجام واکنش در حرارت های پایین. الگو:عوامل مؤثر در مرسریزاسیون 1) غلظت سود به کاربرده شده (یا قلیایی دیگر) 2) درجه حرارت 3) میزان کشش 4) مدت زمان {{شفافیت لیف موقعی که در ماکزیمم تورم خود قرار دارد ایجاد نمی گردد. حداکثر تورم در غلظت سود معادل 170 گرم بر لیتر ایجاد می شود و شفافیت ماکزیمم در غلظت سود معادل با 260-300 گرم بر لیتر در حین اعمال کشش. همچنین هرچه درجه حرارت کاهش باید شفافیت افزایش می یابد.باید این نکته ذکر شود که در اثر افزایش کشش شفافیت افزایش می یابد و در صورتی که جمع شدگی کالا به صفر برسد شفافیت فوق العاده خواهد بود اما خواص رنگ پذیری نسبت به حالتی که کالا تحت کشش قرار نگرقته کاهش می یابد.

مرسریزاسیون یک فرآیند شیمیایی - مکانیکی است که از طریق فروبردن الیاف سلولزی در محلول قلیایی با غلظت معین ، نفوذ محلول در شرایط لازم به داخل لیف ، سپس عملیات شستشو ، خنثی سازی، شستشوی مجدد و خشک کردن صورت می گیرد . عمل مرسریزاسیون موجب تورم قطری و کوتاه شدن طولی الیاف می شود . و این باعث ازدیاد شفافیت و جلای کالای سلولزی می گردد. قلیائی های مصرفی عبارتند از : سود ، پتاس ، هیدروکسیدلیتیم ، هیدروکسید روبیدیم ، آمونیاک و غیره که غالبا به دلیل قیمت مناسب از سود استفاده می کنند . کالای پنبه ای می تواند الیاف پنبه ، مواد واسط ریسندگی ( شامل فتیله کارد ، فتیله شانه شده و نیمچه نخ ) نخ یا پارچه باشد . مرسریزاسیون می تواند با اعمال کشش نیز انجام شود. به این ترتیب که ابتدا کالای پنبه ای درون حمام قلیا قرار می گیرد . مرسرایزینگ موجب افزایش خواصی چون تمایل به جذب رنگ ،فعالیت شیمیایی، ثبات ابعادی ،استحکام کششی ، جلا و صافی زیر دست می شود . طول کالا بر اثر نفوذ قلیا کاهش یافته و پدیده جمع شدگی رخ میدهد. با اعمال کشش میتوان کالا را به طول اولیه برگرداند . اعمال کشش می تواند درون حمام قلیا ، هنگام شستشو ، هنگام خنثی سازی و یا هنگام خشک کردن صورت گیرد . که هر یک ویژگی های خاصی به دنبال خواهد داشت. اثر قلیا در روی الیاف سلولزی : هرگاه سلولز طبیعی را به حالت یک اسید ضعیف فرض کنیم در اثر مجاورت با محلول قلیائی تولید سلولز قلیایی را می کند . که در اثر شستشو و خنثی سازی بعدی تبدیل به سلولز دوم می گردد. C6H7O2(OH)3 + NaOH -------> C6H7O2(OH)2ONa + H2O ---+H2O --> C6H7O2(OH)3 + NaOH مثلا هرگاه در عملیات از سود استفاده شود ، در این صورت نمک تولید شده یعنی Soda-Cellulose یک نمک مونو سدیم می باشد. بطوریکه یون سدیم فقط با یکی از سه گروه هیدروکسیل موجود در حلقه گلوکز ترکیب پیدا می کند . یون های سدیم بین مولکولهای لیف وارد شده باعث تورم لیف و از بین رفتن باندهای هیدروژنی بین مولکولها شده و بالاخره موجب انحلال لیف می گردد. ناگفته نماند که فعل و انفعالات و تئوری فوق بستگی به غلظت سود مصرفی دارد . چون سطح خارجی لیف سلولز از یک لایه ای به نام Cuticle پوشیده شده است و ساختمان لایه مزبور سخت تر از سلولز داخل لیف بوده و در نتیجه مانند یک غشای محافظ سطح لیف را محافظت می کند . وقتی سلولز طبیعی در محلول سود به سلولز قلیائی تبدیل می گردد، به علت خاصیت اسمزی ، آب به داخل لیف به اندازه ای نفوذ می کند تا اینکه غلظت سود در داخل و خارج لیف به حالت مساوی و تعادل درآید . وقتی سلولز طبیعی در محلول سود به قلیایی تبدیل می گردد، به علت خاصیت اسمزی آب به داخل لیف به اندازه ای نفوذ می کند تا اینکه غلظت سود در داخل و خارج لیف به حالت مساوی و تعادل در آید . این عمل موجب تورم قطری ، انقباض طولی و از بین رفتن تاب طبیعی لیف می گردد. هرگاه لیف را در این حالت تحت عمل کشش قرار دهیم تا به طول اولیه خود برگردد ظاهر لیف شفاف و درخشنده می گردد و سطح مقطع لیف از حالت لوبیایی شکل به حالت تقریبا دایره ای شکل در می آید . مشاهده شده است که تورم لیف در نقاط غیرکریستالی بیشتر از نقاط کریستالی می باشد و این به علت آن است که در نقاط غیرکریستالی به علت غیر منظم بودن مولکول های سلولز ، اتصال های هیدروژنی بین مولکولها کمتر بوده و فضای بیشتری برای قبول محلول سود وجود دارد همچنین مشاهده شده است که بعد از عملیات مرسریزاسیون مقدار کریستالهای لیف کاهش می یابد . چون cuticle لیف سلولزی حالت الاستیکی دارد در نتیجه تورم لیف باعث جمع شدن طول لیف می گردد بطوریکه هرگاه لیف دارای این ماده محافظ نمی بود در این صورت در اثر تورم با محلول قلیایی به صورت نیمه محلول یا دیسپرس در می آمد . اگر این ماده ی محافظ را توسط مواد شیمیایی از بین ببریم سلولز در سود حل خواهد شد . خاصیت فیزیکی و شیمیایی جدید تولید شده در پنبه مرسریزه شده مربوط به ازدیاد در قدرت فعل و انفعالات شیمیایی حاصل در گروهای هیدروکسیل می باشد . و ازدیاد پلاستیکی لیف به علت آن است که زنجیرهای مولکولها در اثر نفوذ و ترکیب با سود از هم فاصله گرفته و در نتیجه نیروهای بین مولکولی کاهش پیدا میکند . به طوریکه پنبه مرسریزه شده به راحتی با مواد اکسید کننده مثل اسیدها تجزیه می شود. همچنین قدرت انحلال پنبه مرسریزه شده در مقایسه با سلولز طبیعی در حلالهای سلولزی از قبیل کلرور روی و هیدروکسید کوپر آمونیم افزایش پیدا می کند و در محلول سود تا حدودی حل می گردد. درجه تورم لیف بستگی به درجه آرایش مولکولهای آن دارد مثلا کتان و رامی که دارای آرایش مولکولی زیادی نسبت به پنبه می باشند کمتر متورم می شوند در صورتیکه لیف ویسکوزریون که یک سلولز بازیافته است و در نتیجه عملیات بازیابی مولکولهای آن کاملا نتوانسته اند به حالت الیاف طبیعی به هم اتصال پیدا کنند . و در نتیجه درجه تورم آن در سود خیلی زیاد شده و در بعضی مواقع حتی تا مرحله کلوئیدی نزدیک می گردد.ولی در لیف ویسکوزریون High tenacity چون در اثر اعمال کشش در هنگام ریسیدن مولکولهای سلولز آرایش زیادی پیدا کرده اند در نتیجه قدرت تورم آن در مقایسه با ویسکوز ریون معمولی کم می باشد .

اثر مرسریزاسیون بر روی ساختمان و خواص لیف : ١ - لیف متورم میگردد . ٢- سطح مقطع لیف مدور می شود . ٣- کانال لومن تقریبا بسته می شود . ٤-پیچ و تاب لیف باز می شود . ٥- تمام و یا قسمتی از واکس و چربی طبیعی لیف برطرف می شود . ٦- طبیعت فیزیکی ساختمان لیف حفظ می شود اما تغییرات زیر در فیبریلها به وقوع می پیوندند : -طول فیبریل کاهش می یابد. -فیبریل متورم می شود . -زاویه فیبریلها نسبت به محور لیف تغییر می کند . -فیبریلها شکل فنری خود را حفظ می کنند . -فاصله بین فیبریلها کاهش می یابد. -سطح مخصوص فیبریلها افزایش می یابد.

اثر مرسریزاسیون روی خواص لیف : هرگاه در عملیات مرسریزاسیون کششی اعمال نشود ، پنبه خواص زیر را دارا خواهد بود . 1. افزایش تراکم یا جمع شدگی(shrinkage ) 2. افزایش استحکام (tenacity ) 3. افزایش ازدیاد طول در لحظه پارگی (exlensibility ) 4. افزایش آب پذیری (hydroscopicity ) 5. افزایش قابلیت جذب رنگ (afinity for dyes ) 6. افزایش قابلیت جذب جداری سود در عملیات 7. افزایش قابلیت فعل و انفعالات شیمیایی در درجه حرارت پایین بدون افزایش خواص شیمیایی جدید. 8. قابلیت تولید اکسی سلولز در کالا 9. ازدیاد حالت پلاستیکی لیف هرگاه بعد از عمل مرسریزاسیون و قبل از عمل شستشو کالا را تحت عمل کشش قرار دهیم به طوریکه به طول و عرض اولیه خود برسد در این صورت درجه درخشندگی آن افزایش پیدا خواهد کرد. زیرا در این شرایط سطح مقطع لوبیای شکل لیف تغییر حالت داده وبه شکل مدور در می آید.

عوامل مؤثر در عمل مرسریزاسیون : مهمترین عوامل مؤثر در عمل مرسریزاسیون عبارتند از: 1.زمان عمل مرسریزاسیون 2.غلظت قلیایی مصرفی 3.نوع قلیایی مصرفی 4.حرارت عملکرد 5.نوع ماشین مصرفی 6.نیروی کششی اعمال شده به کالا در حین عملکرد 7.مصرف مواد کمکی و مرطوب کننده 8.ساختمان نخ یا پارچه مصرفی اثر دما: دما تأثیر قابل ملاحظه ای بر روی پدیده تورم دارد. با کاهش دما ، سرعت نفوذ محلول قلیایی به داخل لیف، به علت افزایش ویسکوزیته محلول، کاهش می یابد و در نتیجه ی تورم لیف نیز با سرعت کمتری انجام می پذیرد. با توجه به اینکه فعل و انفعالات در عمل مرسریزاسیون گرمازا می باشد لذا با کاهش دما سرعت فعل و انفعالات افزایش می یابد. اثر گرمازایی فعل و انفعالات اثر مربوط به تورم را خنثی نموده و در نتیجه با کاهش دما سرعت مرسریزاسیون افزایش می یابد . که شرایط مناسب برای عمل مرسریزاسیون دمای ١٠-١٥ درجه سانتیگراد می باشد.

اثر زمان: برای یک مرسریزاسیون کامل حتی الامکان می بایستی زمان عمل را افزایش داد. زمان مطلوب زمانی است که قبل از عمل تثبیت به حالت شیشه ای رسیده باشیم و این زمان را برای هر نوع پارچه ای می توان معین نمود. حالت شیشه ای شدن را می توان از طریق ظهور شفافیت در پنبه مشخص نمود . معمولا برای مرسریزاسیون دمای سرد پس از زمان ٤٠-٤٥ ثانیه بدست می آید. از علائم دیگر ، الاستیسیته کالا می باشد که بعد از ٤٠-٤٥ ثانیه به بیشترین مقدار خود می رسد.

اثر غلظت قلیا: در دمای ثابت غلظت قلیا تاثیر قابل توجهی در سرعت و میزان تورم دارد.سود سوزآور با غلظت gr/lit ١٨٠ شرایط بهینه ای برای تورم بوجود می آورد . هرگاه مرسریزاسیون بدون اعمال کشش انجام شده باشد لیف بیشترین سطح مقطع را بدست می آورد.

اثر کشش: اگر الیاف را بدون اعمال کشش با سود واکنش دهند عملیات را کاستیفیکاسیون گویند.طبق بررسی های به عمل آمده در اکثر فرآیندهای جدید مرسریزاسیون ابتدا اجازه می دهند نخ درون حمام جمع شود تا نفوذ قلیا به طور کامل صورت پذیرد. سپس کشش اعمال می شود نیروی لازم برای اعمال کشش بر مبنای مرحله ای که کشش اعمال می شود متغیر است. نیروی لازم برای انجام مرسریزاسیون در طی عملیات حداقل است و حداکثر نیرو زمانی است که نخ به صورت آزاد مرسریزه و شسته شود و بالاخره تحت عمل کشش قرار گرفته شود . مزیت کاربرد مرسریزاسیون تحت کشش نسبت به حالت بدون کشش افزایش براقیت است و مرسریزاسیون بدون کشش تاثیری در براقیت ندارد . اثر کشش را می توان به صورت زیر خلاصه کرد : 1- افزایش تراکم و یا جمع شدگی . 2- افزایش استحکام 3- افزایش ازدیاد طول در لحظه پارگی . 4- افزایش آبپذیری . 5- افزایش قابلیت جذب رنگ . 6- افزایش قابلیت جذب جداری سود در عملیات . 7- افزایش قابلیت فعل و انفعالات شیمیایی در درجه حرارت پایین 8- قابلیت تولید اکسی سلولز در کالا . 9- ازدیاد حالت پلاستیکی لیف . در صورت اعمال کشش در مرسرایزینگ بعلاوه خواص بالا درخشندگی و جلا در کالا نیز افزایش می یابد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. سهی زاده ابیانه، تکمیل فرآورده‌های نساجی و رنگرزی، ۱۱۱
  2. Anna L. Langford, Sara J. Kadolph, Textiles , 330-341
  3. سید اصفهانی، تکمیل کالای نساجی جلد اول، ۴
  4. توانایی، تکمیل در صنعت نساجی، ک
  5. «Textiles - Finishing»(انگلیسی)‎. Science Encyclopedia (دانشنامه علوم). بازبینی‌شده در ۲۹ فروردین ۱۳۹۰. 
  6. توانایی، تکمیل در صنعت نساجی، ۱

فهرست گزیدهٔ منابع و مآخذ[ویرایش]

  • مرتضی سهی زاده ابیانه. «بخش هفتم: تکمیل». در تکمیل فرآورده‌های نساجی و رنگرزی. ویرایش جهانگیر زمانی، ویرایش دوم. چاپ دوم. تهران: انتشارات دهخدا، ۱۳۷۵. 
  • «پیشگفتار». در تکمیل کالای نساجی جلد اول. ویرایش پیک سبز. چاپ اول. تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی واحد صنعتی امیر کبیر، ۱۳۷۷. ISBN 964-6096-10-7. 
  • دکتر حسین توانایی. «پیشگفتار». در تکمیل در صنعت نساجی. به کوشش و اهتمام گروه صنعتی رز. ویرایش محمد حسن ادریسی. چاپ اول. اصفهان: نشر ارکان اصفهان، زمستان ۱۳۷۵. ISBN 964-90093-4-5. 
  • سید مجتبی حسینی مطلق، محمد رحیمی. واژه‌نامه جامع صنعت نساجی. یزد: انتشارات مهد زبان یزد, بهار 1377.