توقیف فله‌ای مطبوعات

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

توقیف فله‌ای مطبوعات عنوانی است که برای توقیف همزمان ده‌ها نشریه اصلاح طلب و دستگیری روزنامه نگاران در اردیبهشت ۱۳۷۹ بدستور علی خامنه‌ای توسط قوه قضائیه و با استناد به قانون اقدامات تامینی مصوب ۱۳۳۹ (که اختیار دستگیری اراذل و اوباش پیش از ارتکاب مجدد به جرم را به قضات می‌دهد) انجام گرفت و بیکاری صدها روزنامه نگار را در پی داشت[۱]، بکار می‌رود.[۲][۳] اصطلاح «توقیف فله‌ای مطبوعات» را نخستین بار میرحسین موسوی در اعتراض به توقیف گروهی مطبوعات اصلاح‌طلب در سال ۱۳۷۹ به‌کار برد.[۴][۵]

اصلاح طلبان که به پیروزی بزرگی در انتخابات مجلس ششم دست یافته بودند، امید داشتند که طی روزهای بعد با اصلاح قانون مطبوعات (که در ماه‌های پایانی عمر مجلس پنجم تغییر و محدودیت‌های بیشتری را برای مطبوعات وضع کرده بود) مجدداً فضای رسانه‌ای کشور را به آزادی نسبی ایجاد شده پس از دوم خرداد باز گردانند، اما علی خامنه‌ای پس از رایزنی پشت پرده با مهدی کروبی رییس مجلس[نیازمند منبع]، و صدور فرمانی به نمایندگان (که رسانه‌های حکومتی از آن بعنوان حکم حکومتی یاد می‌کنند) مجدداً مانع از اصلاح قانون مطبوعات شد.

بدین ترتیب فضای مطبوعاتی ایران، روزانه شاهد توقیف مکرر روزنامه‌ها و دستگیری بیش از پیش روزنامه‌نگاران شد که تاکنون نیز ادامه دارد.

توقیف مطبوعات از روزنامه پرتیراژ جامعه آغاز گردید.[۶] گرچه نشریات نیز دوباره با دریافت مجوز تازه فعالیت خود را از سر می‌گرفتند. مجلس پنجم در روزهای آخر فعالیت خود با اصلاح قانون مطبوعات اختیارات تازه‌ای به دستگاه قضایی برای برخورد با مطبوعات داد. از جمله به جز مدیر مسئول روزنامه، نویسنده مقاله هم می‌بایست در برابر محتوای آن در دادگاه مطبوعات پاسخگو باشد. هچنین انتشار نشریه‌ای همانند به نشریه توقیف شده ممنوع بود. به این ترتیب نشریات توقیف شده با دریافت مجوز تازه هم امکان انتشار نداشتند. پس از روی کار آمدن مجلس ششم و تلاش برای افزایش آزادی‌های مطبوعاتی و لغو محدودیت‌ها، خامنه‌ای طی دستوری که حکم حکومتی نامیده شد مجلس را از تغییر قانون منع کرد.

قاضی مرتضوی که قبلاً بعنوان قاضی پرونده‌های امنیتی فعالیت می‌کرد، بعنوان قاضی مطبوعات منصوب شد و توقیف مطبوعات با استناد به قانون مربوط به کنترل اوباش را ابداع کرد.

بعضی از روزنامه‌نگاران دستگیر شده بعد از توقیف گسترده مطبوعات به چندین سال حبس محکوم شدند. اکبر گنجی و عمادالدین باقی دو روزنامه نگار فعال پیرامون قتل‌های زنجیره‌ای همچنان دارای پرونده در دستگاه قضایی هستند.[۷]

سخنرانی رهبری[ویرایش]

این توقیف یک روز پس از سخنرانی معروف خامنه‌ای انجام شد که در آن مطبوعات را به وابستگی به دشمن متهم ساخت:

بعضی از این مطبوعاتی که امروز هستند، پایگاههای دشمنند؛ همان کاری را می‌کنند که رادیو و تلویزیون‌های بی.بی.سی و آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌خواهند بکنند!... من نه با آزادی مطبوعات مخالفم و نه با تنوع مطبوعات. اگر به جای بیست روزنامه، دویست روزنامه هم دربیاید، بنده خوشحال‌تر هم خواهد شد و از زیادی روزنامه‌ها احساس بدی ندارم. اگر مطبوعات آن هر چه بیشتر باشند بهتر است، اما وقتی مطبوعاتی پیدا می‌شوند که همه همتشان تشویش افکار عمومی، ایجاد بدبینی مردم به نظام است، ۱۰ تا ۱۵ روزنامه گویا از یک مرکز هدایت می‌شوند، تیترهایی می‌زنند که هر کس نگاه کند، فکر می‌کند همه چیز در کشور از دست رفته است! امید را در جوانان می‌میرانند، روح اعتماد به مسئولین را در مردم ضعیف می‌کنند، نهادهای رسمی را تضعیف می‌کنند، مدل این‌ها کیست؟ مطبوعات غربی هم این گونه نیستند، این یک شارلاتانیزم مطبوعاتی است.

چندی پیش از آن سعید حجاریان در مقابل ساختمان شورای شهر با شلیک دو گلوله به دهانش ترور شده و جامعه که هنوز در تب و تاب پرونده بی سرانجام قتل‌های زنجیره‌ای بود با معمای دیگری مواجه شد و برخی روزنامه‌های اصلاح‌طلب با اشاره به سوابق اقدامات سپاه و بسیج و گروه انصار حرب الله از احتمال دست‌داشتن اینان در ترور سخن گفته بودند، خامنه‌ای از این احتمال هم عصبانی بود:

در هر حادثه‌ای جو تهمت فضا را پر می‌کند تروری اتفاق می‌افتد، هنوز هیچ اطلاعی در دست نیست، هنوز از این که این حادثه را چه کسی انجام داده، هیچ کس سر نخی نداشته، اما می‌بینید که در روزنامه تیتر می‌زنند، سپاه را متهم می‌کنند، بسیج را متهم می‌کنند، روحانیت را متهم می‌کنند، هدف از این کارها چیست؟ چرا با بسیج این قدر بد هستند؟

[۸]

گرچه پس از دستگیری ضاربان روشن شد که عوامل ترور بر خلاف ادعای علی خامنه‌ای و همانگونه که مطبوعات پیش‌بینی می‌کردند، ارتباطاتی با سپاه و بسیج داشته‌اند.[۹][۱۰] خامنه‌ای و برخی محققین سیاسی مثل عبدالله شهبازی این قتل‌ها را به نفوذی‌های متظاهر به مذهب در دستگاه اطلاعات ایران منتسب کرده‌اند.[۱۱][۱۲]

توقیف[ویرایش]

پس از سخنرانی ویژه خامنه‌ای که در جمع عده‌ای از هواداران در مصلی تهران برگزار گردید، قوه قضائیه طی دو نوبت تمام روزنامه‌های اصلاح‌طلب را توقیف کرد. توقیف روزنامه‌های تمام احزاب اصلاح‌طلب را بی کم‌وکاست شامل می‌شد. از روزنامه‌های فتح و آفتاب امروز (نزدیک به مجمع روحانیون مبارز) تا روزنامه رسمی حزب مشارکت (که برنده اصلی انتخابات مجلس ششم بود). تنها روزنامه‌هایی که وابسته به ارگان‌های دولتی و تحت کنترل بیشتر بودند همچون همشهری و ایران جان سالم به‌در بردند.

پانویس[ویرایش]

  1. «شمس الواعظین از سوابق کاری اش و تعطیلی مطبوعات می‌گوید، رویاهای شبانه‌ام خبر و روزنامه‌است». روزنامه اعتماد، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۶. 
  2. «نارضایتی رهبری از مدیریت فرهنگی وقت کشور». روزنامه کیهان، ۱۵ آذر ۱۳۸۵. 
  3. «هشت ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری، فشار حکومت بر مطبوعات ایران افزایش می‌یابد»(فارسی)‎. صدای آمریکا، ۹ نوامبر ۲۰۰۸. بازبینی‌شده در ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۹. 
  4. «گزارش سخنرانی دکتر توفیقی در خصوص چرایی حمایت کردها از مهندس موسوی»(فارسی)‎. قلم نیوز، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در ۸ مرداد 1388. 
  5. «به کجا چنین شتابان؟»(فارسی)‎. مردم‌سالاری، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در ۸ مرداد 1388. 
  6. BBCPersian.com
  7. gooya news :: politics : نامهٔ اکبر گنجی به دکتر عبدالکریم سروش: "خامنه‌ای باید برود"
  8. «متن کامل بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان در مصلّای بزرگ تهران». سایت علی خامنه‌ای، ۱ اردیبهشت ۱۳۷۹. 
  9. «سوابق درخشان تروریست‌ها». روزآنلاین، ۶ دی ۱۳۸۵. 
  10. ««مثل همیشه کار، کار دشمن است»». رادیو کوچه، ۱۳۹۰ فروردین ۰۲. 
  11. «شاقولي به‌نام آقاي حسينيان». عبدالله شهبازی. 
  12. «معماي سعيد امامي و «قتل‌هاي زنجيره‌اي»». عبدالله شهبازی. 

پیوند به بیرون[ویرایش]