تهاجم آلمان به دانمارک (۱۹۴۰)
| تهاجم آلمان به دانمارک | |||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| بخشی از عملیات وزروبونگ در جنگ جهانی دوم | |||||||||
از بالا، از راست به چپ: تانکهای آلمانی در آبنرا، ایجاد مانع در کپنهاگ، گشت موتورسواران دانمارکی در آبنرا، هواپیماهای ترابری یونکرس یو ۵۲ بر فراز دانمارک، موضع ضدتانک دانمارکی در آبنرا و تجهیزات سربازان خلع سلاحشدهٔ دانمارکی | |||||||||
| |||||||||
| طرفهای درگیر | |||||||||
|
|
| ||||||||
| فرماندهان و رهبران | |||||||||
|
|
| ||||||||
| قوا | |||||||||
|
فرماندهی عالی ۳۱ لشکر ۱۷۰ پیادهنظام لشکر ۱۹۸ پیادهنظام تیپ ۱۱ موتوری ۵۲۷ هواگرد از سپاه هوایی دهم[۱][۲] |
حدود ۱۴٬۵۰۰ سرباز در لشکرهای زیلند و یوتلاند و پادگان برنهلم ۴ اسکادران هوایی ۲ کشتی دفاع ساحلی ۶ قایق اژدرافکن ۷ زیردریایی ۳ مینریز و ۹ مینروب[۱] | ||||||||
| تلفات و خسارات | |||||||||
|
تلفات انسانی نامشخص ۲ اسیر ۴ تانک آسیبدیده ۱۲ خودروی زرهی منهدم یا آسیبدیده ۱ هواگرد آسیبدیده[۳] |
۱۶ نظامی کشته و ۲۰ زخمی[۳] ۱۲ هواگرد منهدم و ۱۴ هواگرد آسیبدیده[۲] | ||||||||
تهاجم آلمان به دانمارک حملهٔ نیروهای آلمان نازی به دانمارک در ۹ آوریل ۱۹۴۰ و بخش جنوبی عملیات وزروبونگ در جنگ جهانی دوم بود. اندکی پیش از سپیدهدم، نیروهای آلمانی تقریباً همزمان از مرز زمینی گذشتند، در بنادر دانمارک پیاده شدند و با هواپیما و چترباز فرودگاهها و گذرگاههای مهم را تصرف کردند. در یوتلاند جنوبی و اطراف کاخ سلطنتی در کپنهاگ مقاومت مسلحانه صورت گرفت، اما برتری بسیار زیاد آلمان و تهدید حملهٔ هوایی به پایتخت، دولت دانمارک را پس از چند ساعت به توقف مقاومت واداشت. نبرد زمینی حدود شش ساعت طول کشید و از کوتاهترین عملیاتهای نظامی جنگ جهانی دوم بود.[۱][۴]
حمله تنها پنج هفته پیش از یورش بزرگ آلمان به فرانسه و کشورهای سفلی رخ داد و پایان ناگهانی سیاست بیطرفی دانمارک را رقم زد. آلمان کمتر از یک سال پیش، در ۳۱ مه ۱۹۳۹، با دانمارک پیمان عدم تعرض امضا کرده بود. با این حال، دانمارک در طرح حمله به نروژ به حلقهای مهم در زنجیرهٔ تدارکاتی آلمان تبدیل شد. فرودگاههای آلبورگ برای انتقال نیرو، سوخت و هواپیما به نروژ اهمیت ویژه داشتند و کنترل دانمارک راه زمینی و هوایی امنتری برای عملیات در اسکاندیناوی فراهم میکرد.[۵][۶]
پیشزمینه
[ویرایش | اشتراکگذاری]پس از آغاز جنگ در سپتامبر ۱۹۳۹، دانمارک کوشید بیطرف بماند. ارتش این کشور کوچک بود و دولت از اقداماتی که ممکن بود در برلین به عنوان تحریک نظامی تعبیر شود پرهیز میکرد. در همان زمان، دسترسی آلمان به سنگ آهن سوئد که در زمستان از بندر نروژی نارویک حمل میشد و نیاز نیروی دریایی آلمان به پایگاههای مناسب در سواحل نروژ، اسکاندیناوی را به بخشی مهم از محاسبات جنگ تبدیل کرده بود. دانمارک خود هدف راهبردی اصلی نبود، اما برای رسیدن سریع به نروژ و پشتیبانی از نیروهای مستقر در آنجا موقعیتی بسیار مناسب داشت.[۱][۶]
طرح آلمان بر غافلگیری و سرعت استوار بود. نیروهای زمینی باید از شلزویگ هولشتاین وارد یوتلاند میشدند، نیروهای دریایی همزمان در نقاطی از جزایر دانمارک و بندر کپنهاگ پیاده میشدند و واحدهای هوابرد باید فرودگاههای آلبورگ و گذرگاههای مهم را در اختیار میگرفتند. هدف این بود که حکومت دانمارک پیش از آنکه بتواند دفاع سراسری سازمان دهد، با واقعیتی انجامشده روبهرو شود.[۱]
نبرد و نتیجه
[ویرایش | اشتراکگذاری]در ساعات نخست ۹ آوریل، عملیات تقریباً در سراسر کشور همزمان آغاز شد. حدود ساعت ۴:۱۵ نیروهای آلمانی در چند نقطه از مرز یوتلاند جنوبی عبور کردند. واحدهای کوچک دانمارکی در لوندتوفتبیرگ، هوکروپ، بریدواد و هادرسلو با توپهای ۲۰ و ۳۷ میلیمتری و مسلسل در برابر ستونهای زرهی مقاومت کردند و چند خودروی زرهی آلمانی را از کار انداختند. این نبردها کوتاه و پراکنده بودند و واحدهای دانمارکی در برابر نیروی بزرگتر، پشتیبانی هوایی و پیشروی همزمان از چند محور ناچار به عقبنشینی یا تسلیم شدند.[۱][۷]
در همان زمان، نیروهای آلمانی با کشتی و هواپیما نقاط حساس دیگری را گرفتند. چتربازان پل استورستروم، جزیرهٔ ماسندو و دو فرودگاه آلبورگ را تصرف کردند. اهمیت آلبورگ بلافاصله آشکار شد. تنها چند ساعت بعد هواپیماهای ترابری آلمانی از آن برای رساندن نیرو و سوخت به عملیات نروژ استفاده میکردند. در جنوب نیز سربازان آلمانی با یک کشتی مسافربری معمولی در گدسر پیاده شدند و به سوی شمال حرکت کردند.[۱][۶]

یکی از ضربههای تعیینکننده در ساعتهای نخست به پایگاه هوایی ورلوسه وارد شد. جنگندههای مسرشمیت باف ۱۱۰ آلمانی هنگامی به پایگاه رسیدند که هواپیماهای دانمارکی هنوز روی زمین بودند. یک هواپیمای شناسایی فوکر هنگام برخاستن سرنگون شد و بیشتر توان هوایی ارتش دانمارک روی زمین از میان رفت. بر پایهٔ آمار رایج، ۱۲ هواپیما منهدم و ۱۴ فروند دیگر آسیب دیدند.[۲]
در کپنهاگ، یک نیروی آلمانی بامداد از بندر وارد شد و دژ کاستلت، مقر فرماندهی ارتش، را تقریباً بدون درگیری تصرف کرد. اما هنگامی که نیروها به سوی کاخ آمالینبورگ حرکت کردند، گارد سلطنتی دانمارک مقاومت کرد و پیشروی آنها را متوقف ساخت. در همین هنگام هواپیماهای بمبافکن آلمانی بر فراز شهر ظاهر شدند و اعلامیههای «OPROP!» را فرو ریختند که در آنها حمله به عنوان اقدامی برای «حفاظت» دانمارک در برابر بریتانیا و فرانسه معرفی شده بود. حضور بمبافکنها در عین حال تهدیدی آشکار بود که ادامهٔ مقاومت میتوانست به بمباران پایتخت بینجامد.[۴][۷]

کریستیان دهم، نخستوزیر توروالد استاونینگ و فرماندهان ارشد صبح همان روز دربارهٔ ادامهٔ جنگ تصمیم گرفتند. ژنرال ویلیام وین پریور خواهان ادامهٔ مقاومت بود، اما دولت با توجه به برتری نظامی آلمان، موقعیت جغرافیایی دانمارک و خطر بمباران کپنهاگ دستور توقف جنگ را صادر کرد. به سبب مشکلات ارتباطی، بعضی واحدها مدتی پس از صدور دستور نیز جنگیدند و در هادرسلو درگیری تا پس از رسیدن فرمان تسلیم ادامه یافت. تا اواخر همان صبح مقاومت سازمانیافته پایان یافته بود.[۴][۱]
تلفات انسانی دقیق آلمان روشن نیست. پژوهشی که در ۲۰۱۵ در مجلهٔ تاریخ نظامی دانمارک منتشر شد، تلفات ارتش دانمارک را ۱۶ کشته و ۲۰ زخمی و تلفات آلمان را حدود ۲ تا ۳ کشته و ۲۵ تا ۳۰ زخمی برآورد کرد. منابع دیگر ارقام متفاوتی ارائه کردهاند و به همین دلیل رقم تلفات آلمان با اطمینان قابل تعیین نیست.[۳]
پیروزی سریع، دانمارک را وارد دورهای از اشغال آلمان کرد که تا مه ۱۹۴۵ ادامه یافت. با این همه، شکل اشغال در آغاز با بسیاری از کشورهای اروپایی تفاوت داشت. دولت، پادشاه و نهادهای قانون اساسی دانمارک در جای خود باقی ماندند و آلمان در ظاهر وعده داد استقلال سیاسی و تمامیت ارضی کشور را محترم بشمارد. این سازوکار که به دولت دانمارک امکان میداد بخشی از امور داخلی را اداره کند، تا بحران اوت ۱۹۴۳ دوام آورد. ۹ آوریل در حافظهٔ تاریخی دانمارک به نمادی از آسیبپذیری کشور و بهای آمادگی ناکافی در برابر تجاوز تبدیل شد.[۵][۸]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 4 5 6 7 8 Dildy, Douglas C. (2007). Denmark and Norway 1940: Hitler's Boldest Operation (in English). Oxford: Osprey Publishing. ISBN 978-1-84603-117-5.
- 1 2 3 Hooton, Edward R. (2007). Luftwaffe at War: Gathering Storm 1933–39 (in English). Ian Allan. ISBN 978-1-903223-71-0.
- 1 2 3 Jürgensen, H. J. (March 2015). "Kildekritik: om de tyske tabstal under kampene i Sønderjylland den 9. april 1940". Krigshistorisk Tidsskrift (in Danish). 51 (1): 16–25.
- 1 2 3 "Da Danmark blev besat" (in Danish). Nationalmuseet. Retrieved 7 September 2026.
- 1 2 "Besættelsestiden 1940–1945" (PDF) (in Danish). danmarkshistorien.dk, Aarhus Universitet. Retrieved 7 September 2026.
- 1 2 3 Ziemke, Earl F. (1960). "The German Decision to Invade Norway and Denmark". Command Decisions (PDF) (in English). United States Army Center of Military History.
- 1 2 Lindeberg, Lars (1990). 9. april: De så det ske (in Danish). Denmark: Sesam. ISBN 87-7258-504-8.
- ↑ "Danmarks særlige forhold efter 1940" (in Danish). Nationalmuseet. Retrieved 7 September 2026.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Dildy, Douglas C. (2007). Denmark and Norway 1940: Hitler's Boldest Operation (in English). Oxford: Osprey Publishing. ISBN 978-1-84603-117-5.
- Holbraad, Carsten (2017). Danish Reactions to German Occupation (in English). London: UCL Press. ISBN 978-1-911307-49-5.
- Lindeberg, Lars (1990). 9. april: De så det ske (in Danish). Denmark: Sesam. ISBN 87-7258-504-8.
- Jürgensen, H. J. (March 2015). "Kildekritik: om de tyske tabstal under kampene i Sønderjylland den 9. april 1940". Krigshistorisk Tidsskrift (in Danish). 51 (1): 16–25.
- Ziemke, Earl F. (1960). "The German Decision to Invade Norway and Denmark". Command Decisions (PDF) (in English). United States Army Center of Military History.