پرش به محتوا

تن‌تن و پیکاروها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از تن تن و پیکاروها)
تن‌تن و پیکاروها
(Tintin et les Picaros)
جلد نخستین انتشار تن‌تن و پیکاروها در ایران توسط انتشارات اورژینال با شمارهٔ ثبت کتابخانه ملی ۲۶
تاریخ۱۹۷۶
سریماجراهای تن‌تن و میلو
ناشرکسترمن
گروه سازنده
خالقهرژه
نسخهٔ اصلی
منتشرشده درمجلهٔ تن‌تن
تاریخ انتشار۱۶ سپتامبر ۱۹۷۵ – ۱۳ آوریل ۱۹۷۶
زبانفرانسوی
ترجمه
ناشر ترجمهمثوئن
تاریخ ترجمه۱۹۷۶
مترجم
  • لزلی لانزدیل-کوپر
  • مایکل ترنر
گاه‌نگاری
بعد ازپرواز شماره ۷۱۴ (۱۹۶۸)
قبل ازتن‌تن و هنر الفبا (۱۹۸۶)

تن‌تن و پیکاروها (فرانسوی: Tintin et les Picaros‎) بیست و سومین جلد از مجموعهٔ ماجراهای تن‌تن و میلو، اثر کارتونیست بلژیکی هرژه است. این اثر که آخرین قسمت از این مجموعه بود که هرژه آن را به‌طور کامل به پایان رساند، از سپتامبر ۱۹۷۵ تا آوریل ۱۹۷۶ به‌صورت پاورقی در مجلهٔ تن‌تن منتشر شد و سپس در سال ۱۹۷۶ در قالب یک جلد مستقل توسط انتشارات کسترمن به چاپ رسید. روایت داستان، خبرنگار جوان، تن‌تن، سگش میلو و دوستانش کاپیتان هادوک و پروفسور تورنسل را دنبال می‌کند که به کشور خیالیِ سان تئودور در آمریکای جنوبی سفر می‌کنند تا دوستشان بیانکا کاستافیوره را که به‌دست دولت ژنرال تاپیوکا زندانی شده است، نجات دهند. آن‌ها پس از ورود، درگیر فعالیت‌های انقلابی ضد دولتیِ دوست قدیمی تن‌تن، ژنرال آلکازار می‌شوند.

هرژه کار روی تن‌تن و پیکاروها را هشت سال پس از تکمیل جلد قبلی مجموعه، پرواز شماره ۷۱۴ آغاز کرد و آن را با کمک گروه هنرمندانش در استودیو هرژه خلق کرد. فضای داستان و طرح کلی آن از علاقهٔ هرژه به انقلابیون آمریکای لاتین، به‌ویژه فعالان انقلاب کوبا الهام گرفته بود. این کتاب بازتاب‌دهندهٔ تغییراتی در ظاهر و رفتار چند شخصیت کلیدی مجموعه است؛ تن‌تن که طراحی‌اش تحت تأثیر حضورش در فیلم‌های انیمیشنی تن‌تن و تن‌تن و معبد خورشید و تن‌تن و دریاچه کوسه‌ها قرار داشت، به‌جای شلوارک‌های چهارخانهٔ معروفش با شلوار دمپاگشاد به تصویر کشیده شده است.

این جلد با استقبال ضعیفی منتشر شد و در سال‌های بعد نیز همچنان نقدهای منفی از سوی مفسران آثار هرژه دریافت کرده است. نقدهای اولیهٔ داستان بر آنچه برخوردی بدبینانه با مضامین سیاسی تلقی می‌شد تمرکز داشت، در حالی که بررسی‌های بعدی بیشتر بر شخصیت‌پردازی ضعیف و کمبود انرژی داستان تأکید کردند. هرژه مجموعهٔ ماجراهای تن‌تن را با تن‌تن و هنر الفبا ادامه داد، داستانی که هرگز آن را به پایان نرساند، و این مجموعه در مجموع به بخشی تعیین‌کننده از سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی بدل شد. این داستان همچنین برای یکی از قسمت‌های مجموعهٔ انیمیشنی ماجراهای تن‌تن در سال ۱۹۹۱، ساختهٔ شرکت‌های ایلیپسنیم و نلوانا اقتباس شد.

خلاصهٔ داستان

[ویرایش]

تن‌تن و سگش میلو به خانه‌ای که با دوستانشان، کاپیتان هادوک و پروفسور تورنسل، در کاخ مولینسار زندگی می‌کنند بازمی‌گردند. در آنجا درمی‌یابند که بیانکا کاستافیوره، خدمتکارش ایرما، پیانیست ایگور واگنر و کارآگاهان دوپونت و دوپونط در سان تئودور به اتهام تلاش برای سرنگونی دولت نظامی ژنرال تاپیوکا زندانی شده‌اند. دولت تاپیوکا همچنین مدعی شده است که طراح اصلی این توطئه خودِ تن‌تن، هادوک و تورنسل بوده‌اند.

ژنرال تاپیوکا از این سه نفر دعوت می‌کند تا به سان تئودور سفر کنند و به آنان وعدهٔ امان‌نامه می‌دهد، اما تن‌تن این دعوت را تله می‌داند و می‌گذارد هادوک و تورنسل به‌تنهایی بروند. پس از ورود، کاپیتان و پروفسور به ویلایی روستایی منتقل می‌شوند و تحت نظارت شدید نیروهای امنیتی قرار می‌گیرند.[۱] تن‌تن چند روز بعد به آن‌ها می‌پیوندد و به هادوک و تورنسل گوشزد می‌کند که ویلایشان شنود شده است. او متوجه می‌شود یکی از کارکنان پابلو است، مردی که در گوش شکسته جانش را نجات داده بود. تن‌تن از پابلو می‌آموزد که تمام این ماجرا توطئه‌ای است که سرهنگ اسپونز، یکی از چهره‌های نظامی بوردوری آن را سازمان‌دهی کرده و برای انتقام گرفتن از تن‌تن به‌خاطر رویدادهای ماجرای تورنسل به دولت ژنرال تاپیوکا کمک می‌کند.[۲]

با کمک پابلو، تن‌تن، میلو، هادوک و تورنسل از دست نگهبانانشان بر فراز یک هرم می‌گریزند و به ژنرال آلکازار و گروه کوچک چریک‌های ضد تاپیوکای او، پیکاروها که در جنگل‌های آمریکای جنوبی پنهان شده‌اند پناه می‌برند. پس از آنکه درمی‌یابند پابلو جاسوس دوجانبه‌ای است که برای تاپیوکا کار می‌کند، به‌زحمت از کمینی با توپ ضدتانک جان به در می‌برند و مدتی نزد آرومبایاها، جامعه‌ای بومی که در دل جنگل زندگی می‌کنند، پناه می‌گیرند. در آنجا، تن‌تن با آشنای قدیمی‌اش، کاشف عجیب‌وغریب ریج‌ول، که با آرومبایاها زندگی می‌کند دوباره دیدار می‌کند. آنان پس از ترک سکونتگاه آرومبایاها سرانجام به اردوگاه پیکاروها می‌رسند و در آنجا با همسر آلکازار، پگی آلکازار، آشنا می‌شوند.

گروه دلقک‌های فولکلور اروپایی با یک اتوبوس داف مدل اس‌بی ۱۶۰۲ از شرکت جانکیری مربوط به سال ۱۹۷۴ به اردوگاه پیکاروها می‌رسند.[۳][۴]

با این حال، تاپیوکا محموله‌های ویسکی را از هوا به جنگل می‌ریزد تا پیکاروها را مست کند. آلکازار درمی‌یابد که تا زمانی که پیکاروها دائم‌الخمر باشند، کودتای موفقی علیه تاپیوکا به راه نخواهد افتاد، و برای مقابله با این مشکل، تورنسل قرص‌هایی در اختیارشان می‌گذارد که طعم الکل را منزجرکننده می‌کند؛ قرص‌هایی که او مدتی پیش، به زیان و ناخشنودی هادوک، آن‌ها را روی او آزمایش کرده بود. اندکی بعد، سرافین لامپیون و گروه هنرمندان کارناوالش، «گروه دلقک‌های اروپایی»، که راهشان را به‌سوی تاپیوکاپولیس برای شرکت در کارناوال گم کرده‌اند، به اردوگاه می‌رسند. به پیشنهاد تن‌تن، پیکاروها، لباس‌های مشابه آن دلقک‌ها را بر تن می‌کنند و در جریان کارناوال وارد تاپیوکاپولیس می‌گردند. در آنجا، کاخ ریاست‌جمهوری را تصرف می‌کنند؛ دوپونت و دوپونط از برابر جوخهٔ تیرباران نجات می‌یابند و کاستافیوره و همراهانش از زندان آزاد می‌شوند. پس از آن، آلکازار رئیس‌جمهور می‌شود و تاپیوکا و سرهنگ اسپونز به‌عنوان مجازات جنایت‌هایشان از کشور تبعید می‌گردند. تن‌تن، میلو، هادوک و تورنسل به بلژیک بازمی‌گردند.[۵]

تاریخچه

[ویرایش]

پیشینه

[ویرایش]

«این فضاست که الهام‌بخش من بوده: همه‌چیزهایی که در آمریکای جنوبی می‌گذرد. برزیل و شکنجه، توپاماروها، فیدل کاسترو، چه. بدون آنکه حتی بگویم گرایش‌هایم کجاست… من آشکارا با چه گوارا همدلی دارم، اما در عین حال می‌دانم که در کوبا اتفاقات وحشتناکی در حال رخ دادن است. هیچ‌چیز سیاه یا سفیدِ مطلق نیست!»

هرژه[۶]

هرژه کار بر روی تن‌تن و پیکاروها را هشت سال پس از به پایان رساندن ماجرای پیشین تن‌تن، پرواز شمارهٔ ۷۱۴ آغاز کرد.[۷] این اثر تنها کتابی بود که او در پانزده سال پایانی عمرش آن را کامل کرد.[۸] او تصمیم گرفت داستان را حول گروهی از انقلابیون آمریکای لاتین شکل دهد؛ ایده‌ای که از اوایل دههٔ ۱۹۶۰، پیش از آغاز کار بر جواهرات کاستافیوره در ذهن داشت.[۹] به‌طور خاص، او از فعالیت‌های جنبش ۲۶ ژوئیهٔ فیدل کاسترو الهام گرفته بود؛ زمانی که آنان در جریان انقلاب کوبا از سیرا مائسترا جنگ چریکی را علیه رئیس‌جمهور فولخنسیو باتیستا آغاز کرده بودند. هرژه به‌ویژه به گفتهٔ کاسترو علاقه‌مند بود که اعلام کرده بود تا پیروزی انقلاب ریش خود را نخواهد تراشید.[۱۰] با اقتباس از این ایده دربارهٔ موی صورت انقلابیون، او در ابتدا قصد داشت گروه آلکازار را «بیگوتودوس» بنامد، اشاره‌ای به واژهٔ اسپانیایی bigotudos به معنای «سبیلو».[۱۰] بر این اساس، عنوان کاری اولیهٔ داستان «تن‌تن و سبیلوها» بود، اما هرژه سرانجام آن را به تن‌تن و پیکاروها تغییر داد.[۱۱]

تصویرپردازی هرژه از گروهی از انقلابیون آمریکای لاتین همچنین تحت تأثیر روایت‌های فعال چپ‌گرای فرانسوی، رژی دبره، از دوران حضورش در رشته‌کوه‌های آند بولیوی در کنار انقلابی مارکسیست–لنینیست آرژانتینی، چه گوارا قرار داشت.[۱۲] نمایش حمایت بوردوری از دولت تاپیوکا در اثر هرژه، ارجاعی بود به حمایت اتحاد جماهیر شوروی از برخی رژیم‌های آمریکای لاتین، به‌ویژه کوبایِ کاسترو،[۱۳] و سان تئودور به‌گونه‌ای به تصویر کشیده شد که گویی تحت نظام ایدئولوژیک رهبر سیاسی بوردوری، مارشال پلکسی گلدز، اداره می‌شود.[۱۴] به همین ترتیب، هرژه با اشاره به پشتیبانی شرکت بین‌المللی موز از آلکازار، نفوذ شرکت‌های چندملیتی غربی در آمریکای لاتین را بازتاب داد.[۱۴]

تصویرپردازی هرژه از شهر تاپیوکاپولیس از نظر بصری بر پایهٔ شهر بلو هوریزونته در برزیل شکل گرفته بود.[۱۵] نمایش یک مجسمهٔ عمومی در شهر از آثار مجسمه‌ساز مارسل آرنو الهام گرفته شده بود،[۱۵] و نقاشی‌هایی که او برای هتل تاپیوکاپولیس ــ جایی که تن‌تن و هادوک اقامت دارند ــ طراحی کرد، بر اساس آثار نقاش روسی-فرانسوی سرژ پولیاکوف بودند.[۱۵]

هرژه شخصیت‌های بسیاری از ماجراهای پیشین را در تن‌تن و پیکاروها وارد کرد؛ از جمله پابلو، ریج‌وِل و قبیلهٔ آرومبایاها از گوش شکسته، و نیز سرهنگ اسپونز از ماجرای تورنسل.[۱۶] شخصیت ژنرال تاپیوکا، که در ماجراهای قبلی نامش آمده بود اما هرگز به تصویر کشیده نشده بود، نیز معرفی شد.[۱۷] هرژه همچنین شخصیت تازه‌ای به نام پگی آلکازار را معرفی کرد که او را بر اساس منشی آمریکاییِ یکی از سخنگویان کو کلاکس کلن، که هرژه در یک مستند تلویزیونی دیده بود، طراحی کرد.[۱۸] در یادداشت‌های مقدماتی داستان، هرژه در نظر داشت پگی را دختر دلال اسلحه، باسیل بازاروف، معرفی کند؛ تصویری طنزآمیز از دلال اسلحهٔ واقعیِ دوران گذشته، باسیل بازاروف، که در گوش شکسته ظاهر شده بود.[۱۹] او همچنین گروه دلقک‌های فولکلور اروپایی خیالی «ژوآیو تورلورن‌ها»[الف] را به داستان افزود؛ گروهی که بر اساس سه گروه سیار متفاوت شکل گرفته بودند که هرژه با آن‌ها برخورد کرده بود.[۲۰] او در ابتدا نام‌های جایگزین متعددی برای این گروه در نظر داشت، از جمله تورلوپن‌ها، تورلوران‌ها و بوتانترن‌ها.[۲۱]

رهبر انقلابی کوبا فیدل کاسترو (سمت چپ، عکس در سال ۱۹۷۲) الهام‌بخش بخشی از این داستان بود.

برای این ماجرا، هرژه تصمیم گرفت پوشش تن‌تن را به‌روز کند؛ تصمیمی که تحت تأثیر تصویر این شخصیت در فیلم انیمیشنی تن‌تن و معبد خورشید (۱۹۶۹) و دنبالهٔ آن، تن‌تن و دریاچه کوسه‌ها (۱۹۷۲) قرار داشت. از این‌رو، در تن‌تن و پیکاروها، این خبرنگار جوان با یک ژاکت خلبانی پوست‌گوسفندی و کلاه ایمنی موتورسیکلتِ بدون حفاظ صورت که با نماد سی‌ان‌دی مزین شده، به تصویر کشیده می‌شود و همچنین به‌جای شلوارهای چهارتکهٔ پیشین، شلوار دمپاگشاد به تن دارد.[۲۲] هرژه بعدها دربارهٔ گنجاندن نماد صلح سی‌ان‌دی اظهار داشت که برای تن‌تن «این طبیعی است. تن‌تن یک صلح‌طلب است، او همیشه ضد جنگ بوده است».[۱۹] هرژه همچنین رفتار چند شخصیت را تغییر داد؛ برای نمونه، تن‌تن را در حال تمرین یوگا نشان داد و نستورِ پیشخدمت را در حال شنود مخفیانه و نوشیدن ویسکی هادوک به تصویر کشید.[۲۳] تحول تازهٔ دیگری که هرژه به داستان افزود، معرفی نام کوچک هادوک، «آرچیبالد» بود.[۱۵]

تصویرپردازی هرژه از کارناوال سان تئودور عمدتاً از تصاویر کارناوال نیس الهام گرفته شده بود.[۱۵] در میان شرکت‌کنندگان جشن، او افرادی را با لباس شخصیت‌های کارتونی و سینمایی گوناگون، مانند میکی ماوس، دانلد داک، آستریکس، اسنوپی، گروچو مارکس و زورو گنجاند.[۲۴] هرژه همچنین گروهی به نام «کوکوناتس» را در صحنهٔ کارناوال وارد کرد؛ این گروه ساختهٔ خود او نبود، بلکه از آفرینش‌های دوست و همکارش بوب دو مور بود که آن‌ها را برای مجموعهٔ کمیک خود، «بارلی»، طراحی کرده بود.[۱۵] خیابانی که آنان در آن رژه می‌روند، «خیابان ۲۲ مه»، به افتخار زادروز خود هرژه، ۲۲ مه، نام‌گذاری شده بود.[۲۵]

انتشار

[ویرایش]

تن‌تن و پیکاروها از سپتامبر ۱۹۷۵ به‌صورت پاورقی هم‌زمان در بلژیک و فرانسه در مجلهٔ تن‌تن لِبدوپتیمیست منتشر شد.[۲۶] سپس در سال ۱۹۷۶ در قالب یک جلد گردآوری‌شده توسط انتشارات کسترمن به چاپ رسید.[۲۶] برای این انتشار، یک صفحه از داستان حذف شد تا کتاب با قالب استاندارد ۶۲ صفحه‌ای هماهنگ شود.[۲۷] صفحهٔ مورد نظر میان صفحات ۲۲ و ۲۳ کتاب چاپ‌شده قرار داشت و صحنه‌ای را نشان می‌داد که در آن اسپونز می‌کوشید یک لیوان را بشکند، اما به‌اشتباه مجسمهٔ رهبر سیاسی بوردوری، مارشال پلکسی گلدز، را خرد می‌کرد.[۲۷] مراسم رونمایی کتاب در هتل هیلتون بروکسل برگزار شد.[۲۸]

این کتاب پس از انتشار، از نظر تجاری موفق بود و به‌زودی یک‌ونیم میلیون نسخه از آن به فروش رفت.[۲۹] با این حال، در همان زمان با واکنش‌های بسیار منفی منتقدان روبه‌رو شد.[۳۰] شماری از منتقدان معاصر آنچه را بی‌تفاوتی سیاسی داستان می‌دانستند محکوم کردند؛ آنان اشاره کردند که تصویرپردازی هرژه از تغییر رژیم در سان تئودور هیچ بهبودی برای مردم کشور به همراه ندارد و از همین رو منتقدان نشریات ابدو ۷۶ بلژیک و روولوسیون فرانسه این اثر را کاری ارتجاعی توصیف کردند.[۳۱] در مقابل، تن‌تن و پیکاروها از سوی فیلسوف فرانسوی میشل سر دفاع شد؛ او اظهار داشت: «انتقادهایی که متوجه پیکاروها شده شگفت‌انگیز است. در اینجا سخنی از انقلاب نیست؛ مردم در زاغه‌ها هستند و همان‌جا می‌مانند. تنها یک سرنگونی دولت رخ می‌دهد. ژنرالی که با کمک چند آدمکش عمل می‌کند جای ژنرالی را می‌گیرد که محافظان شخصی‌اش از او حفاظت می‌کنند. به همین دلیل است که این فقط تکرار است؛ صرفاً حرکتی است که به همین حد فروکاسته شده. و این همان «کلروفرم» است؛[ب] چیزی است که همه‌جا می‌بینیم. شما می‌توانید مثال‌های متعددی از نمونه‌های معاصر رقابت آلکازار–تاپیوکا یا از هویت‌های دوگانه بیاورید.»[۳۲] در ژوئن ۱۹۷۷، هرژه برای رونمایی از ترجمهٔ انگلیسی داستان به دعوت انتشارات مثوئن به بریتانیا سفر کرد و دو هفته را به انجام مصاحبه‌ها و شرکت در مراسم امضای کتاب گذراند.[۳۳]

تحلیل انتقادی

[ویرایش]
عکس مرد میانسالی که در حال صحبت کردن با میکروفون است.
بنوآ پیترس، زندگینامه‌نویس هرژه، معتقد بود که شخصیت‌ها در تن‌تن و پیکاروها «منفعل‌تر از ماجراهای پیشین هستند».

هری تامسون احساس می‌کرد استفادهٔ هرژه از شخصیت‌های مختلف داستان‌های قبلی، به تن‌تن و پیکاروها «هویتی شبیه به یک پایانی بزرگ» داده است.[۸] پیترس نیز بیان کرد که در این داستان شخصیت‌ها «بیشتر تسلیم رویدادها می‌شوند تا اینکه آن‌ها را رقم بزنند»، و این موضوع به‌ویژه در مورد تن‌تن مشهود است.[۳۴] مایکل فار اظهار داشت که «تن‌تن تغییر کرده است»، همان‌طور که تغییر لباسش نشان می‌دهد، اما او معتقد بود که «این مدرن‌سازی تصویر تنها باعث کهنگی داستان می‌شود» و افزود که «تغییر ظاهر تن‌تن در پایان حرفه‌اش نه تنها غیرضروری بلکه اشتباه بود».[۱۹]

ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه اشاره کردند که در این داستان، ژنرال آلکازار «نسخه‌ای ضعیف‌تر از آنچه قبلاً بود» است و در پایان داستان «زندانی در کاخ خود» می‌شود؛ پایانی غمگین اما تا حدی مناسب.[۲۶] مایکل فار گفت که این تغییرات در شخصیت‌ها نمایانگر «عنصری از بازسازی و تحلیل شخصیت‌ها و ویژگی‌هایشان» است، چیزی که به گفتهٔ او در دو ماجرای قبلی، پرواز شماره ۷۱۴ و جواهرات کاستافیوره نیز مشاهده شده بود.[۳۵] در مطالعهٔ روان‌کاوانهٔ منتقد ادبی ژان-ماری آپوستولیدس از ماجراهای تن‌تن، او معتقد بود که همانند کوسه‌های دریای سرخ، تن‌تن و پیکاروها نوعی «بازنگری» هستند به دلیل بازگشت شخصیت‌های مختلف.[۳۶] او همچنین گفت که شرکت‌کنندگان جشنواره سان تئودور، یادآور شخصیت‌های داستان‌های پیشین هستند: «اسکاتلندی‌ها، آفریقایی‌ها، چینی‌ها، هندی‌ها، کابوی‌ها، گاوبازها و البته طوطی اجتناب‌ناپذیر».[۳۷] ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه این ماجرا را دنبالهٔ جزئی گوش شکسته دانستند، که آن هم در سان تئودور اتفاق می‌افتد و شخصیت‌های مشابهی دارد.[۳۸]

هری تامسون تن‌تن و پیکاروها را «سیاسی‌ترین کتاب هرژه در سال‌های اخیر» دانست، اما معتقد بود که برخلاف آثار سیاسی قبلی هرژه، «عنصر تبلیغاتی» در آن وجود ندارد.[۲۰] بنوآ پیترس نیز موافق بود و اشاره کرد که این داستان «فاصلهٔ زیادی با محکوم کردن یک سیستم سیاسی دارد، همانند تن‌تن در شوروی و گل آبی[۳۹] او افزود که «حس سرخوردگی غالب شده است»، زیرا مشخص است که «تصاحب قدرت توسط ژنرال آلکازار، انقلاب واقعی نیست بلکه کودتای کاخ است».[۳۹] فار نیز اشاره کرد که این داستان نشان می‌دهد «ایدئالیست دههٔ ۱۹۳۰ در دههٔ ۱۹۷۰ واقع‌گرا شده است»، به این معنا که «اگرچه توتالیتاریسم و دستکاری شرکت‌های چندملیتی همچنان محکوم می‌شوند، تن‌تن می‌پذیرد که نمی‌تواند تغییر زیادی ایجاد کند».[۴۰]

ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه در نهایت نقد شدیدی به داستان داشتند و به آن دو از پنج امتیاز دادند و آن را «فقط غم‌انگیز» توصیف کردند.[۴۱] آن‌ها احساس کردند که «جادوی تعریف‌ناپذیر خط هرژه» گاهی در داستان غایب است، که دلیل آن را سپردن بخش زیادی از کار به دستیاران استودیوهای هرژه دانستند.[۴۱] علاوه بر این، آن‌ها بیان کردند که «شخصیت‌ها خسته به نظر می‌رسند: تن‌تن کاملاً واکنشی است — حتی روی جلد کتاب، هادوک پیشتاز است».[۴۱] تامسون نیز نظرات مشابهی داشت و معتقد بود که «زندگی واقعی به شخصیت‌ها دمیده نشده است» و «چیزی تعریف‌ناپذیر در تصاویر غایب است، شاید لذت».[۴۲] او افزود که با وجود «صحنه‌های زیبای فراوان»، «در کل داستانی بی‌رمق است و درخشش یک ماجرای واقعی تن‌تن را ندارد».[۸] پیترس نیز اظهار داشت که «کمدی اینجا مکانیکی به نظر می‌رسد» و «نه شخصیت‌ها، نه داستان و نه تصاویر واقعی به نظر نمی‌رسند».[۳۲]

تام مک‌کارتی معتقد بود که تن‌تن و پیکاروها برخی از مضامین اصلی تمام ماجراهای تن‌تن را بازتاب می‌دهد. به عنوان مثال، او دید که تم «گوش دادن مخفیانه» در صحنه‌ای که نستور، پیشخدمت، به بحث تن‌تن و هادوک گوش می‌دهد، نشان داده شده است.[۴۳] همچنین بیان کرد که زندانی شدن تن‌تن، هادوک و تورنسل در هتل لوس دوپیکوس، بازتاب تم «روابط ناخوشایند میزبان و میهمان» است.[۴۴]

مک‌کارتی همچنین معتقد بود که درج نماد سی‌ان‌دی روی کلاه ایمنی موتور تن‌تن در ابتدای داستان، نشانه‌ای است از اینکه گرایش چپ هرژه بر دیدگاه‌های راست‌گرایانه‌ای که در آثار اولیه‌اش غالب بود، غالب شده است.[۴۵] او همچنین بر این نکته تأکید کرد که هیچ اعدام در طول انقلاب آلکازار رخ نمی‌دهد و افزود که «خون آن کم است… آن کم‌خون خواهد بود»، که اشاره‌ای به کم‌خونی خود هرژه است.[۴۶] علاوه بر این، او پیشنهاد کرد که از دست دادن توانایی نوشیدن الکل، نوعی نماد اختگی است.[۴۷]

ژان-ماری آپوستولیدس معتقد بود بسیاری از شخصیت‌ها در تن‌تن و پیکاروها قابل تقسیم به جفت هستند.[۴۸] او تورنسل و آلکازار را یک جفت دانست و گفت که «هر دو استاد قدرت و کنترل هستند، اولی در علم و دومی در سیاست».[۴۹] همچنین کاستافیوره و پگی آلکازار را به عنوان یک جفت قرار داد و اشاره کرد که هر دو «نماد عشق، هم مادرانه و هم عاشقانه» هستند.[۴۹] هادوک و لامپیون نیز جفت شدند؛ هر دو «در تلاش برای موفقیت هستند، اما هادوک خوشحال است که موفقیتش را در زندگی خصوصی تجربه کند، در حالی که سرافین لامپیون تلاش می‌کند خود را در همه جا بزرگ‌نمایی کند».[۵۰] در نهایت، ریج‌ول و تن‌تن نیز جفت شدند؛ در گوش شکسته آن‌ها رابطه‌ای شبیه پدر و پسر داشتند، اما در این داستان به هم‌تراز تبدیل شده‌اند.[۵۰]

اقتباس‌ها

[ویرایش]

در سال ۱۹۹۱، همکاری بین استودیو فرانسوی ایلیپسنیم و شرکت انیمیشن کانادایی نلوانا منجر به اقتباس ۲۱ داستان به صورت مجموعه‌ای از اپیزودها شد، که ماجراهای تن‌تن نام داشت و هر کدام ۴۲ دقیقه بود. تن‌تن و پیکاروها یکی از داستان‌هایی بود که در این سریال تلویزیونی گنجانده شد. این سریال توسط استفان برناسکونی کارگردانی شد و به دلیل «وفاداری عمومی» به کمیک اصلی مورد تحسین قرار گرفت، به‌طوری که ترکیب‌بندی‌ها مستقیماً از قاب‌های کتاب کمیک اصلی گرفته شده بودند.[۵۱]

منابع

[ویرایش]

یادداشت‌ها

[ویرایش]
  1. واژهٔ «Joyeux Turlurons» یک نام کاملاً ساختگی و طنزآمیز است، اما هرژه آن را طوری ساخته که حال‌وهوای یک گروه فولکلور اروپاییِ شاد و پرهیاهو را القا کند. با آنکه این عبارت ترجمهٔ تحت‌اللفظی مشخصی ندارد، اما ترجمه مفهومی آن چیزی شبیه «شاد و شنگول‌ها» یا «دلقک‌های خوش‌قلب» است. در نخستین ترجمهٔ فارسی تن‌تن و پیکاروها در ایران که توسط انتشارات اورژینال منتشر شد، این عبارت را «گروه دلقک‌ها» نوشته‌اند.
  2. هرژه (به نقل از میشل سر در نقد داستان) از کلروفرم به‌صورت استعاری استفاده کرده است. کلروفرم یک مادهٔ بیهوش‌کننده است؛ وقتی به کسی داده شود، فرد بیهوش می‌شود و عملاً نمی‌تواند واکنش نشان دهد. میشل سر می‌گوید که در داستان، تغییر رژیم یا رقابت آلکازار و تاپیوکا اثر واقعی برای مردم ندارد؛ مردم همچنان در زاغه‌ها هستند و تغییری در زندگی‌شان ایجاد نمی‌شود. وقتی هرژه می‌گوید «این همان کلروفرم است»، منظورش این است که این نوع تغییرات مثل بیهوش کردن مردم عمل می‌کند؛ ظاهراً اتفاقی می‌افتد، اما مردم «هوشیاری» و کنترل واقعی روی زندگی‌شان ندارند. به بیان ساده، این یک کنایهٔ سیاسی است که نشان می‌دهد تحولات ظاهری سیاسی، مردم را به‌طور عملی «فلج» یا بی‌اثر می‌کند.

پانویس

[ویرایش]
  1. Hergé 1976, pp. 1–21.
  2. Hergé 1976, pp. 21–25.
  3. "Les autos de Tintin, liste complète".
  4. "DAF SB 1602 Jonckheere". 23 July 2017.
  5. Hergé 1976, pp. 25–62.
  6. Peeters 2012, p. 323.
  7. Peeters 1989، p. 125; Farr 2001، p. 190; Lofficier و Lofficier 2002، p. 82.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ Thompson 1991, p. 195.
  9. Farr 2001، p. 189; Peeters 2012، p. 323.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Farr 2001، p. 189; Goddin 2011، p. 132.
  11. Farr 2001, p. 189.
  12. Thompson 1991، p. 196; Lofficier و Lofficier 2002، p. 83.
  13. Farr 2001, pp. 193, 195.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Farr 2001, p. 195.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ ۱۵٫۳ ۱۵٫۴ Farr 2001, p. 197.
  16. Peeters 1989، p. 127; Farr 2001، p. 190; Lofficier و Lofficier 2002، p. 83.
  17. Peeters 1989، p. 127; Farr 2001، p. 190.
  18. Peeters 1989، p. 126; Thompson 1991، p. 199; Farr 2001، p. 190; Lofficier و Lofficier 2002، p. 83.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ Farr 2001, p. 190.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Thompson 1991, p. 196.
  21. Goddin 2011, p. 168.
  22. Peeters 1989، p. 126; Thompson 1991، p. 194; Lofficier و Lofficier 2002، p. 83.
  23. Thompson 1991, p. 194.
  24. Farr 2001، p. 197; Lofficier و Lofficier 2002، p. 83.
  25. Thompson 1991، p. 196; Farr 2001، p. 197.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ۲۶٫۲ Lofficier & Lofficier 2002, p. 82.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ Thompson 1991، p. 199; Farr 2001، p. 195.
  28. Goddin 2011, p. 189.
  29. Lofficier و Lofficier 2002، p. 82; Peeters 2012، p. 325.
  30. Lofficier و Lofficier 2002، p. 82; Peeters 2012، pp. 323–324.
  31. Peeters 2012, pp. 324–345.
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ Peeters 2012, p. 325.
  33. Goddin 2011, p. 192.
  34. Peeters 1989, p. 126.
  35. Farr 2001, p. 192.
  36. Apostolidès 2010, p. 260.
  37. Apostolidès 2010, p. 273.
  38. Lofficier & Lofficier 2002, p. 83.
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ Peeters 1989, p. 127.
  40. Farr 2001, p. 193.
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ ۴۱٫۲ Lofficier & Lofficier 2002, p. 84.
  42. Thompson 1991, p. 199.
  43. McCarthy 2006, p. 26.
  44. McCarthy 2006, p. 136.
  45. McCarthy 2006, pp. 38–39.
  46. McCarthy 2006, p. 59.
  47. McCarthy 2006, p. 115.
  48. Apostolidès 2010, pp. 260–261.
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ Apostolidès 2010, p. 261.
  50. ۵۰٫۰ ۵۰٫۱ Apostolidès 2010, p. 262.
  51. Lofficier & Lofficier 2002, p. 90.

کتاب‌شناسی

[ویرایش]