تفکر طراحی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

تفکر طراحی (انگلیسی: Design thinking‎) از شیوه‌های نوین مدیریت بشمار می‌آید، که روشی خلاق برای حل مشکلات، با رویکردی انسان محور می‌باشد. هدف تفکر طراحی، تطبیق الزامات فنی و تکنیکی با نیازهای مردم و همچنین با استراتژی کسب‌وکار است. فرضیه مقدم آموزش تفکر طراحی این است که چگونه افراد و سازمان‌ها بتوانند مهارت خودشان در حل مسئله را بهبود دهند، تا بتوانند برای مسائل دشوار و چند وجهی شان، راه حل‌های مؤثر بیابند.

واژه تفکر طراحی از اینجا سرچشمه می‌گیرد که به دغدغه‌های غیرقابل کنترل انسان از طریق طراحی می‌پردازد. تفکر طراحی روشی رسمی برای راه حل‌های عملی و خلاقانه با نیت کسب نتایج بهتر در آینده است. از این رو، تفکر طراحی، تفکری راه حل محور یا متمرکز بر راه حل است که با تمرکز بر یک هدف (یا یک وضعیت بهتر در آینده) شروع می‌شود، به جای اینکه یک مسئله مشخص را حل کند. تفکر طراحی جنبه‌های معلوم و مبهم موقعیت جاری را مورد شناسایی و بررسی قرار می‌دهد، تا پارامترهای پنهان و مسیرهای باز جایگزین که ممکن است به هدف منجر شوند را کشف کند. از آنجایی که تفکر طراحی، بر مبنای تکرار است، راه حل‌های آنی پدید آمده این پتانسیل را دارند که مسیرهای جایگزین را مشخص کنند و چه بسا، مسئله نیز دوباره تعریف شود.

تفکر طراحی به عنوان یک اصطلاح آکادمیک ریشه در تحقیقات نایجل کراس در زمینه ی مطالعه ی نظری طراحان دارد. کراس منطق مورد استفاده ی طراحان را منطقی متفاوت با دانشمندان علوم عقلی و تجربی می داند. به نظر کراس دانشمندان علوم عقلی و تجربی به ترتیب از استدلال استنتاجی (deduction) و استدلال استقرایی (induction) استفاده می کنند. این در حالی است که دانشمندان طراحی از چیزی که او آن را استدلال استنباطی (abduction) می نامد استفاده می کنند. اما پیش زمینه ی فلسفی نظریات کراس بر نظریات چارلز سندرز پیرس مبتنی است. به نظر پیرس: «استنتاج ثابت می کند که چیزی باید باشد؛ استقرا نشان می دهد که چیزی واقعاً کار می کند؛ استنباط چیزی را که ممکن است باشد، پیشنهاد می دهد.»[۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. تفکر طراحی؛ فهم چگونگی تفکرو کار طراحان، نایجل کراس، کتاب وارش، ص ۷۸-۷۹، شابک ۹۷۸۶۰۰۶۶۵۴۴۷۸

پیوند به بیرون[ویرایش]