تفکر جانبی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

تفکر جانبی (به انگلیسی: Lateral thinking) روشی است که به فرارفتن از روش خطی و ارسطویی برای یافتن نظرات نو، می اندیشد و به شکلی آگاهانه، در جهت تغییر و تحول روش حل مساله، تلاش می کند و کاربرد آن مستلزم پذیرش دیدگاه‌های مختلف نسبت به موضوع است.[۱] [۲]

ماهیت تفکر جانبی[ویرایش]

در تفکّر جانبی، ما فروضی را در نظر می­آوریم که ظرفیت­های موجود در خود مسأله در اختیار ما می­گذارد. ما سعی می­کنیم تا می­توانیم آنها را در نظر آوریم، اما در نهایت، فروض معقول و درست را پیشنهاد کنیم. در تفکّر عمودی ما این­ کار را نمی­کنیم. [۳] روش‌های مختلف تفکر جانبی برای یافتن راه‌های جدید و متفاوت به کار می روند و حتی گاهی به طرح نظرات کاملاً غیرمنطقی منجر می شود، با این حال جستجوی راه‌های جدید و متعدد، نشانهٔ تمایل به خلاقیت بوده و باعث برانگیختن و سیلان فکر می شود[۴]

فایده تفکر جانبی[ویرایش]

حل بهتر مساله، راهکارهای دیگر و نیز کشف تازه ها از جمله فواید تفکر جانبی است.

  • مثلا ممکن نیست ادیسون بتواند بدون خروج از روال تفکّر خطی، این همه تازه نگاه کند و تازه بیافریند. مگر اینکه هنجار نگاه خود را به هم بریزد و به نوع تازه­ای به امور بنگرد. حال اگر تفکّر جانبی، نه به عنوان یک روش کمیاب و یک استثناء، بلکه به عنوان یک قاعده و روش متداول درآید؛ احتمالا توان بشر در تولید دانش و نو آوردن روش­های زندگی و همگامی با مقتضیات زمان، چند برابر خـــواهد شد.[۵]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

مطالب مرتبط[ویرایش]

خلاقیت