تفسیر قرآن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

تفسیر به معنای توضیح دادن مطلبی است تا قابل فهم گردد و اصطلاحاً به شرح‌هایی که بر قرآن نوشته می‌شود، اطلاق می‌گردد. اولین تفسیر مکتوب و مدون قرآن، تفسیر محمد بن جریر طبری است.

واژه‌شناسی[ویرایش]

واژهٔ تفسیر از ریشهٔ سامی پشر/فسر است که در کهن‌ترین کاربردهای خود، به‌معنای «گداختن»، و در کاربرد پسین، به معنای «گزاردن (خواب)» و «تعبیر کردن» اطلاق شده‌است.[۱] این کاربردها را افزون بر عربی می‌توان در زبان‌های باستانی اکدی و آشوری، در عبری و در اشکال مختلف زبان آرامی از آرامی کتاب مقدس، سُریانی و مندایی بازیافت. در فرایند انتقال از معنای «گداختن» به «گزاردن»، استعاره‌ای رخ داده که مبنای آن همسان‌گیری گداختن سنگ معدن برای دستیابی به فلز ناب با گداختن سخن برای دستیابی به معنای نهفتهٔ آن است.[۲] بازگرداندن تفسیر به معنای تسفیر و «روشن کردن» که در برخی منابع آمده‌است مؤیدی ندارد. این واژه در آیه‌ای از قرآن آمده که در آن گفته شده‌است: «آنچه خداوند به پیامبر خود می‌دهد، «احسن تفسیرا» است».[۳] راغب اصفهانی که به معنای ریشه‌ای واژه توجه داشته، مادهٔ «فسر» را به معنای «اظهار معنای معقول» گرفته‌است.[۴]

تعریف تفسیر[ویرایش]

محمدحسین طباطبائی: «تفسیر عبارت است از بیان کردن معنای آیه‌های قرآن، روشن کردن و پرده‌برداری از اهداف و مفاهیم آیه‌ها.»[۵] از این جملهٔ محمدحسین طباطبایی در کتاب شناخت قرآن و دانشنامهٔ رشد چنین نتیجه‌گیری شده‌است: «بنابر این تفسیر به معنای برداشتن پرده ابهام و نشان دادن معنای باطنی و درونی الفاظی است که در نگاه اول به دست نمی‌آید. از این رو تکیه بر معنای ظاهری آیات را تفسیر نمی‌نامند.» و نیز آمده: «تفسیر یعنی روشن ساختن مفهوم آیات قرآن مجید، و واضح کردن منظور پروردگار.»[۶][۷]

ظاهر و بطون قرآن[ویرایش]

قرآن دو دسته منظور دارد: یک ظاهر (منظوری که واضح است) و دیگری بطون[۸] (منظور یا منظورهایی که واضح نیستند)[۹]

به گفتهٔ روایات و عالمان حدیث، بطون قرآن شدیداً گسترده و ناشناخته‌اند. قرآن دو دسته آیات دارد: محکمات یعنی آیاتی که تنها یک معنی مشخص و روشن دارندو دیگری متشابهات یعنی آیاتی که بیش از یک معنی دارند و برخی از آن معانی قابل سوء استفاده توسط کج اندیشان می‌باشد. دربارهٔ آیات متشابه قرآن می‌گوید: وَ ما یَعلَمُ تأویلَهُ الّا الله[۱۰] یعنی: از تأویل یا بطن (معانی پنهان) آیات متشابه تنها خداوند آگاه است.

  • در قرآن: «وَ ما یَعلَمُ تأویلَهُ الّا الله»
  • در کلام پیامبر اسلام: «لا تُحصی عَجائبُه و لا تُبلی غرائبه»[۱۱] یعنی شگفتی‌های قرآن هرگز تمام نمی‌شود و نوآوری‌های آن به کهنگی نمی‌گراید
  • در حدیث: «قرآن هفتاد بطن دارد»
  • ابن عبّاس: القرآن یُفَسِّرُهُ الزَّمان
  • مکارم شیرازی: قرآن تراوشی از کلام و علم و ذات نامتناهی خداست؛ که نمی‌توان تمام جنبه‌های آن را آشکار کرد.[۱۲]

گفته شده قرآن مفاهیمی دارد که از ظاهر آن قابل فهم نیست. بیان این منظورها را تاویل می‌گویند. تاویل در لغت یعنی «بازگرداندن چیزی به مصداق آن».[۱۳] مصداق یعنی معادل خارجی یا واقعی مفهومی در ذهن یا لغتی در زبان.[۱۴] در اینجا بازگرداندن یعنی آشکار کردن رابطه‌ای که وجود دارد، امّا آشکار نیست. در قرآن آمده که کسی تاویل قرآن را نمی‌داند بجز خدا (آل عمران ۷).

هدف تفسیر[ویرایش]

هدف تفسیر تلاش برای پرده برداشتن از بعضی منظورها و رسیدن به بعضی تاویل هاست. یعنی هدف تفسیر یا بالاترین حدّ آن، تاویل است.[نیازمند منبع]

انواع تفاسیر[ویرایش]

جامع یا موضوعی. گستردگی بطون قرآن که از آن بحث شد، نیاز به مطالعهٔ گسترده‌ای را در جهت فهم منظور آیات ایجاد کرده؛ و از این‌رو انواع زیادی از روش‌های تفسیر را موجب شده‌است، که در ادامه می‌آیند. امّا تفاسیر با غیر از روش شان هم دسته‌بندی می‌شوند:

عربی یا فارسی؟. در جهان اسلام عربی زبانی رایج بسیاری از کشورهاست، و از این‌رو معمول است که دانشمندان اسلامی؛ از فلاسفه ای چون ابن سینا گرفته تا فقهایی چون سید روح‌الله خمینی؛ از ایرانیان چون ملاصدرا گرفته تا اهل اندلس چون ابن رشد؛ از پیشینیانی چون فارابی گرفته تا معاصرانی چون محمدحسین طباطبایی و محمد صادقی تهرانی؛ برای اینکه دانش خود را در اختیار تمام مسلمانان قرار دهند، کتاب‌های خود را به عربی می‌نوشتند. به همین دلیل بیشتر کتاب‌ها در جهان اسلام به عربی و شمار کمتری به فارسی، انگلیسی، چینی، فرانسوی و سایر زبان‌ها نگاشته شده‌است.

لحن. تفاسیر به دو دسته کلی بخش می‌شوند: روایی و عقلی «تفاسیر روایی» تفسیرهایی هستند که قرآن را با استفاده از روایات پیامبر، امامان و اصحاب پیامبر تفسیر می‌کنند. «تفاسیر عقلی» تفسیرهایی هستند که برای تفسیر قرآن، از عقل و دانش‌های دیگر در کنار روایات یا بدون روایات استفاده می‌کنند. مانند:

  • المیزان فی تفسیر القرآن- سید محمد حسین طباطبایی: عقلی
  • الفرقان فی تفسیر القرآن - محمد صادقی تهرانی: روایی
  • کنز الدقائق و بحر الغرائب - محمد بن محمد رضا قمی مشهدی: روایی

ترتیبی یا موضوعی؟ آیاتی از قرآن که قرار است تفسیر شوند، به دو روش انتخاب می‌شوند.

  • در اکثر تفاسیر کل قرآن یا قسمتی از قرآن به ترتیب آیات، شرح داده می‌شود. تعداد این‌گونه تفاسیر به قدری زیاد است که آگاهی از چند و چون شان از توان محقّقان بزرگ هم بیرون است.
  • در برخی تفاسیر کهن و نو اگرچه آیات به ترتیب تفسیر شده‌اند امّا در تفسیر روی موضوع خاصّی تأکید بیشتری شده. مانند:
    • الفرقان فی تفسیر القرآن - محمد صادقی تهرانی: با تأکید بر موضوعات آیات الاحکام، عرفان و با محوریت اصول الاستنباط قرآنی
    • تقریب القرآن إلی الأذهان - سید محمد شیرازی: با تأکید بر موضوعات اعتقادی و تاریخی
    • تفسیر نمونه - زیر نظر: ناصر مکارم شیرازی (معاصر): با تأکید بر موضوعات اجتماعی معاصر
  • در تعداد کمی از تفاسیر هم که اغلب معاصر اند، آیات مربوط به موضوعی معیّن جمع‌آوری و شرح و تبیین شده و سپس مبحث از آن‌ها استخراج می‌شود.[۱۵] مانند:
    • تفسیر موضوعی - جوادی آملی
    • تفسیر پیام قرآن - زیر نظر: ناصر مکارم شیرازی
    • تفسیر منشور جاوید - جعفر سبحانی

نقلی یا اجتهادی

  • نقل، از منابع متفاوت و به شیوه‌های متفاوت انجام می‌شود.
    • تفسیر روایی یا تفسیر اثری یا تفسیر به مأثور: رویکردی به تفسیر قرآن است که در آن از روایات پیامبر و امامان معصوم استفاده می‌شود.
  • اجتهاد در تفسیر نیز شیوه‌های متفاوتی دارد
    • تفسیر قرآن به قرآن
    • تفسیر جامع
    • تفسیر کلامی

نمونه‌هایی از تفسیرهای معروف و مولفانشان از این قرارند:

در میان شیعیان:

نام کتاب پدیدآور سده زبان موضوع جلد
تفسیر القمی علی بن ابراهیم قمی ۳ عربی روایی ۲
کتاب التفسیر (تفسیر عیاشی) محمد بن مسعود عیاشی ۴ عربی روایی ۲
تفسیر نعمانی ابوعبدالله محمد بن جعفر نعمانی ۴ عربی روایی ۱
التبیان فی تفسیر القرآن شیخ طوسی ۵ عربی ادبی- کلامی- اجتهادی ۱۰
مجمع البیان فی تفسیر القرآن فضل بن حسن طبرسی ۶ عربی و ترجمه فارسی ادبی- کلامی- اجتهادی ۱۰
جوامع الجامع فضل بن حسن طبرسی ۶ عربی و ترجمه فارسی ۴
روض الجنان و روح الجنان ابوالفتوح رازی ۶ فارسی کهن کلامی- اجتهادی- اخلاقی ۲۰
کشف الاسرار و عدة الابرار (بر اساس تفسیر الهروی خواجه عبدالله انصاری) ابوالفضل رشید الدین میبدی ۶ فارسی کهن عرفانی ۱۰
تفسیر منهج الصادقین ملا فتح‌الله کاشانی ۱۰ فارسی کهن کلامی- اجتهادی- اخلاقی ۱۰
تفسیر القرآن الکریم (صدرا) ملاصدرا ۱۱ عربی فلسفی- عرفانی ۷
تفسیر صافی ملا محسن فیض کاشانی ۱۱ عربی روایی ۵
البرهان فی تفسیر القرآن سید هاشم بحرانی ۱۱ عربی روایی ۵
تفسیر نورالثقلین عبد علی بن جمعه عروسی حویزی ۱۲ عربی روایی ۵
تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة حاج ملا سلطان‌محمد بیدختی سلطانعلیشاه ۱۳ عربی فلسفی- عرفانی ۴
تفسیر القرآن الکریم (شبر) سید عبدالله شبر ۱۳ عربی هدایتی و تربیتی - مزجی ۱
تفسیر البلاغ محمد صادقی تهرانی ۱۵ عربی کلامی- اجتهادی- قرآن به قرآن- اجتماعی- عصری- مزجی ۱
المیزان فی تفسیر القرآن سید محمد حسین طباطبایی ۱۴ عربی و ترجمه فارسی کلامی- اجتهادی- قرآن به قرآن- اجتماعی- ادبی بلاغی- فلسفی ۲۰
تفسیر جامع سید محمد ابراهیم بروجردی ۱۵ فارسی روایی- اخلاقی ۷
الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة محمد صادقی تهرانی ۱۵ عربی کلامی- اجتهادی- قرآن به قرآن- اجتماعی- عصری ۳۰
تفسیر راهنما اکبر هاشمی رفسنجانی ۱۵ فارسی موضوعی ۲۱
فرهنگ قرآن اکبر هاشمی رفسنجانی ۱۵ فارسی موضوعی جامع ۳۳
تفسیر نمونه ناصر مکارم شیرازی ۱۵ فارسی کلامی- عصری- اجتماعی ۲۷
برگزیده تفسیر نمونه احمد علی‌بابایی ۱۵ فارسی کلامی- عصری- اجتماعی ۵
تفسیر نور محسن قرائتی ۱۵ فارسی تحلیلی- اجتماعی ۱۰
تفسیر من هدی القرآن محمدتقی مدرسی ۱۵ عربی اجتهادی- اجتماعی- هدایتی و تربیتی ۱۸
مفاهیم القرآن جعفر سبحانی تبریزی ۱۵ عربی موضوعی جامع ۱۰
تفسیر تسنیم عبدالله جوادی آملی ۱۵ فارسی فلسفی تاکنون ۳۴ جلد (از ۸۰ جلد)
تفسیر موضوعی(پیام قرآن) ناصر مکارم شیرازی ۱۵ فارسی موضوعی
تفسیر ترجمان فرقان محمد صادقی تهرانی ۱۵ فارسی کلامی- اجتهادی- قرآن به قرآن- اجتماعی- عصری ۵
مطلع الانوار دکتر سید عادل نادرعلی ۱۵ فارسی تفسیر روایی اهل‌بیت (علیهم‌السلام) با رویکرد تاویلی ۵

در میان اهل تسنّن:

نام کتاب پدیدآور سده زبان موضوع جلد
عبدالرزاق عبدالرزاق قرن دوم عربی روایی
الشافعی الشافعی ۲۰۴هـ عربی روایی
ابن ابی حاتم ابن ابی حاتم ولادت ۲۴۰ عربی روایی
جامع البیان فی تفسیر القرآن (تفسیر الطبری) ابوجعفر محمد بن جریر طبری ۴ عربی روایی - اجتهادی ۳۰
الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التأویل محمود الزمخشری ۶ عربی اجتهادی- ادبی بلاغی- کلامی سنی- کلامی معتزله ۴
مفاتیح الغیب/تفسیرالکبیر فخر الدین رازی ۶ عربی کلامی سنی- کلامی اشاعره- اجتهادی ۳۲
تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان نظام الدین حسن بن محمد نیشابوری ۸ عربی کلامی سنی- کلامی اشاعره- عرفانی- ادبی ۶
انوار التنزیل و اسرار التاویل (تفسیر البیضاوی) عبدالله بن عمر بیضاوی ۷ عربی کلامی سنی- کلامی اشاعره- اجتهادی- ادبی بلاغی ۵
تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر) اسماعیل بن عمر بن کثیر ۸ عربی روایی سنی- کلامی سنی- کلامی سلفیه- اجتهادی ۹
الدر المنثور فی تفسیر المأثور عبدالرحمن بن ابی‌بکر سیوطی ۸ عربی روایی سنی ۶
تفسیر جلالین جلال‌الدین محلی و جلال‌الدین سیوطی ۸ عربی روایی سنی ۶
الجامع لاحکام القرآن محمد بن احمد قرطبی ۷ عربی فقهی سنی- اجتهادی ۲۰
ارشاد العقل السلیم الی مزایا القرآن الکریم محمد بن محمد ابوالسعود ۱۰ عربی کلامی سنی- کلامی اشاعره- ادبی بلاغی- اجتهادی ۹
تفسیر روح البیان اسماعیل حقی بروسوی ۱۲ عربی عرفانی ۱۰
روح المعانی شهاب الدین آلوسی بغدادی ۱۲۷۰هـ عربی عقلی
المنار سید رشید رضا ۱۳۵۵هـ عربی عقلی
فی ظلال القرآن سید قطب معاصر عربی عقلی

روش‌های تفسیر[ویرایش]

روش‌های فهم قرآن و پشتوانهٔ تاریخی آن‌ها بسیار متنوّع است؛ که در اینجا به ترتیب آورده شده‌اند:[۱۶]

  1. تبیین ظاهر
    1. املا و اعراب دقیق و تطبیق و تصحیح شده.
    2. ترجمهٔ عالی و بی نظیر
  2. توضیح ظاهر
    1. توضیحات ادبی
    2. خود قرآن نهی می‌کند
  3. توضیح قرآن با قرآن: ضرب‌المثل یا کلام معروفی بین اهل حوزه‌است که «القرآن یُفَسِّرُ بَعضُهُ بَعضا». تفسیر المیزان، تفسیر الفرقان، تفسیر البلاغ و تفسیر ترجمان فرقان[۱۷] موارد بسیار معروفی از استفادهٔ بسیار قوی از این روش هستند.
  4. توضیح قرآن با احادیث
    1. از پیامبر
    2. از امامان شیعیان
    3. از صحابه
    4. از تابعین
  5. فهم قرآن به مرور زمان: ابن عبّاس می‌گوید «القرآن یُفَسِّرُهُ الزَّمان». زیرا با گذر زمان نخبگان جدیدی می‌آیند و مسائل جدیدی حل می‌کنند.[۱۸]
  6. توضیح قرآن با علوم عقلی صرف
    1. الهیات
    2. علوم ریاضی
  7. توضیح قرآن با علوم تجربی: در استفاده از این روش، محمدحسین طباطبایی در انتخابی ابتکاری و میانه‌رو بین اکتفا به ظاهر و استناد به علوم به انتخاب بعضی علوم خاص به‌طور مختصر که پیش‌نیاز درک مفاهیم مهمّی اند بسنده کرد.
    1. نظریات مورد اطّلاع همه
    2. نظریات کلاسیک
    3. نظریات نوین
  8. توضیح قرآن با علوم مخفی نظیر علم اعداد که متأسفانه در دوران متصوّفه رایج شده بود
  9. تفسیر موضوعی: جمع‌بندی در مباحثی با قرآن. مانند قصص قرآن
  10. استنتاج و استخراج از قرآن
    1. احکام
    2. مباحث فلسفی، تاریخی، اجتماعی، اخلاقی
  11. تفسیر به رای. مکارم شیرازی می‌گوید: «خطرناک‌ترین روش در تفسیر قرآن این است که به جای شاگردی در مکتب قرآن، ژست معلّمی… به خود بگیریم… چرا که این طرز بهره‌برداری از قرآن تفسیر نیست. تحمیل است.»[۱۹]

پیشینهٔ تفسیر[ویرایش]

مرور پیشینه و تاریخچهٔ پیشرفت فنّ تفسیر به صورت تحلیلی، باعث پی بردن به منشأ روش‌های ذکر شده در تفسیر قرآن است. پیشینهٔ تفسیر به صدر اسلام برمی‌گردد. اولین مفسر قرآن، خود خداوند است. خداوند بسیاری از آیات را تفسیر کرده‌است. گاهی در کنار آیه و گاهی نیز در سوره دیگری توضیح داده شده‌است. مثلاً:یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّةِ ۖ قُلْ هیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ. یعنی: «دربارهٔ «هلالهای ماه» از تو سؤال می‌کنند؛ بگو: «آنها، بیان اوقات (و تقویم طبیعی) برای (نظامِ زندگی) مردم و (تعیینِ وقتِ) حج است».[۲۰] دومین مفسر قرآن، رسول‌الله است. پیامبر، به دستور خداوند، مطالب مربوط به قرآن را به مردم تعلیم می‌دادند. قرآن می‌گوید:وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ. یعنی: «و ما این ذکر [= قرآن] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده‌است برای آنها روشن سازی»[۲۱] این جریان از دو سو دنبال شد: از سویی توسط علی و امامان شیعیان؛ و از دگر سو توسّط مفسّرین نسل اوّل و دوّم اسلام، یعنی صحابه و تابعین (قرن ۱و۲ هجری). سپس پنج عامل باعث شد تا روش دانشمندان اسلامی در تفسیر قرآن مختلف شود.

روش پیامبر[ویرایش]

ابتدا پیامبر مطالب مربوط به قرآن را به مردم تعلیم می‌دادند. عبدالله بن مسعود می‌گوید: پیامبر قرآن را به صورت ده آیه ده آیه به ما یاد می‌داد و تا تمام نمی‌شد، سراغ آیات بعدی نمی‌رفت.[۲۲]

روش علی بن ابی‌طالب و دوازده امام شیعیان[ویرایش]

علی بن ابیطالب، پس از رسول‌الله بزرگترین مفسر قرآن است. ابن مسعود می‌گوید: «مابقی قرآن را نزد بهترین فرد امت پس از پیامبر یعنی علی، آموختم»[۲۳]

روش عموم صحابه و تابعین[ویرایش]

قدیمی‌ترین تفاسیری که نشانی از آن‌ها هنوز موجود است، تفسیر سعید بن جبیر (وفات ۹۴ یا ۹۵ ه‍.ق از اصحاب خاص سجاد) و سپس مجاهد بن جبر (درگذشت ۱۰۴ ه‍.ق دست پروردهٔ ممتاز یکی از شاگردان برجستهٔ علی بن ابی طالب به نام ابن‌عباس است).[۲۴] از آن پس تفسیر قرآن در قالب مکتوب رایج شد.[۲۵][۲۶]

طبقه اول از مفسرین اسلام، جمعی از صحابه بودند، مانند ابن‌عباس، و عبدالله بن عمر، و ابی، و…

مفسرین طبقه دوم تابعین بودند که در دو قرن اول هجرت می‌زیستند. مانند مجاهد، قتاده، ابن ابی لیلی، شعبی، سدی و…

مبحث‌های تفسیر در آن دوران از این موارد خارج نبود:

  • چارچوبه جهات ادبی آیات
  • شان نزول آنها
  • مختصری استدلال به آیات برای توضیح آیاتی دیگر
  • اندکی تفسیر به کمک روایات وارده از محمد در باب داستان‌های قرآن و موضوعات مبدأ و معاد
  • و مانند اینها

تفاوت تفسیرهای تابعین و صحابه:

  • تابعین بیشتر از صحابه در تفسیرهای خود از حدیث استفاده کردند.
  • در بین آن احادیث مواردی بود که یهودیان جعل و تحریف کرده بودند.[۲۷] هنوز هم در پاره‌ای روایات تفسیری و غیر تفسیری، از آن قبیل روایات دیده می‌شود. موضوع احادیث جعلی از این قبیل بود:
    • قصص و مباحث مربوط به آغاز خلقت
    • چگونگی ابتداء خلقت آسمان‌ها و تکوین زمین و دریاها
    • بهشت شداد
    • خطاهای انبیاء
    • تحریف قرآن
    • و چیرهای دیگر مشابه این‌ها

در قرآن آمده: «کما ارسلنا فیکم رسولا منکم، یتلوا علیکم آیاتنا، و یزکیکم و یعلمکم الکتاب و الحکمه». یعنی «همچنانکه در شما رسولی از خود شما فرستادیم، تا بر شما بخواند آیات ما را، و تزکیه‌تان کند، و کتاب و حکمتتان بیاموزد». محمدحسین طباطبایی دربارهٔ این آیه می‌گوید: «همان رسولی که کتاب قرآن به او نازل شد، آن کتاب را به شما تعلیم می‌دهد.»[۲۸]

روش طبقات بعدی مفسّرین[ویرایش]

پنج عامل موجب شد تا مفسّرین بعدی روش‌های گوناگون و بسیار متفاوتی را به کار برند:

  1. فتوحات و آشنایی مسلمانان با ادیان و مذاهب گوناگون دیگر، و ملل و فرق و علمای پیرو آن آیین‌ها؛ که سرآغاز بحث‌های عقلی از نوع کلامی در اسلام بود. بحث‌های کلامی از فنّ جدل استفاده می‌کنند. یعنی مقدّماتشان چیزی ست که طرف مقابل قبول دارد.
  2. در اواخر قرن اول هجرت و در فاصلهٔ جایگزینی حکومت امویان و عباسیان، فلسفه یونان به عربی ترجمه شده، در بین دانشمندان مسلمان منتشر شد. این موضوع باعث رونق دو چندان بحث‌های عقلی شد. امّا این بار از نوع فلسفی. فلسفه از فنّ برهان (نه جدل) استفاده می‌کند. یعنی مقدّماتشان بدیهیات ساده و همگانی عقلی ست.
  3. از حدود قرن چهارم [نیازمند منبع] روش‌های عرفانی به ویژه صوفی‌گری هم به اسلام وارد شده و به تدریج طرفداران بسیاری بدست آورد. در این روش به جای برهان و استدلال فقهی، حقایق و معارف دینی را از طریق مجاهده و ریاضت‌های نفسانی در می‌یابند.
  4. از همان ابتدا گروهی از مردم سطحی نگر بودند که از تفکّر و تعقّل شخصی (جز گاهی در فهم معنای ادبی و لغوی قرآن) استفاده نمی‌کردند. بلکه در فهم آیات قرآن به احادیث بسنده می‌کردند و حتّی تلاشی هم برای فهم احادیث نمی‌کردند؛ بلکه به معنای ظاهری آن‌ها بسنده می‌کردند.
  5. عامل مهم دیگری که در این اختلاف اثر به سزائی داشت، اختلاف شدید[۲۹] مذاهب بود. مثلاً در تمام این موارد تفرقه به وجود آمد:[۲۹]
    • معنای اسماء خدا، صفات و افعال خدا
    • معنای آسمان‌ها و زمین و آنچه در آن دو است.
    • قضاء و قدر، جبر و تفویض
    • مرگ، برزخ، بعث، ثواب و عقاب، بهشت و دوزخ

این عوامل بود که باعث شد، روش دانشمندان مسلمان در تفسیر قرآن، گوناگون شود.

روش گروه «محدثین»[ویرایش]

روش گروه «متکلمین»[ویرایش]

از اواسط قرن دوم هجری تا قرن چهارم، علم کلام از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شد. چون کلام بر پایهٔ عقل و نص بود، برداشت‌های مختلفی از قرآن انجام شد که عالمان متکلم از همان ابتدا به آن علاقه نشان دادند و تفاسیری از عالم معتزلی این دوره باقی مانده‌است. تدریجاً تفاسیر کلامی از شیوهٔ حسن بصری دور شدند و با محور قرار دادن مفهوم قرآنی «متشابهات»، به تأویل آن دسته از آیات پرداختند که می‌توانست معانی مختلفی داشته باشد. در آثار متشابه القرآن بعدی اعتقادات خاص معتزلی شرح داده شدند و از این رو دیگر مکاتب به این تفاسیر رجوع نمی‌کردند. در موازات متشابه القرآن، برخی معتزلیان روش پیشین تفسیر القرآن را ادامه دادند؛ در قرن سوم ابوعلی جبایی و ابوالقاسم بلخی به ترتیب در بصره و بغداد تفسیرهای متعادل‌تری را نوشتند که دیگر مسلمانان هم به آن‌ها استناد کرده و گاه این دو را مقایسه کردند. این گونه از تفاسیر در قرن چهارم توسط ابومسلم اصفهانی و علی بن عیسی رمانی به اوج خود رسید.[۳۰]

روش «ادبی»[ویرایش]

برخی تفسیرها رویکردی ادبی داشتند و قرآن را از نظر زبان‌شناسی، دستور زبان و معنی لغات بررسی می‌کردند. بسیاری از عالمان نحوی و قاریان از نیمهٔ نخست قرن دوم این گونه از تفسیرها را آغاز کردند. قدیمی‌ترین معانی القرآن توسط ابان بن تغلب نوشته شد و پس از او هم بسیاری از نحویان کوفه و بصره این راه را ادامه دادند. گونهٔ دیگری از تفسیرهای ادبی تحت نام مجاز القرآن نیز وجود داشتند که علم بیان را به وجود آوردند. نخستین تفسیر در این سبک توسط ابوعبیده معمر ابن المثنی در قرن دوم نوشته شد. در اواخر قرن سوم نیز عده‌ای از مفسران ادبی گونهٔ علوم القرآن را با تأکید بر آیین شاعری و دبیری ابداع کردند. گونه‌های دیگری نیز در میان تفسیرهای ادبی وجود داشته‌است.[۳۱]

روش گروه «فلاسفه مشاء و اشراق»[ویرایش]

  • منظور از فلاسفه دانشمند به همه علوم ریاضیات و طبیعیات و الهیات و حکمت عملی بود.

روش گروه «متصوفه»[ویرایش]

در روش متصوفه تفسیر بر اساس شهود است. ابن عربی، به عنوان عارفی برجسته، قطعاً قرآن را به عنوان یکی از منابع مهم معرفتی می‌شمارد و در موارد مختلف بدان استناد می‌جوید. به نحوی که می‌توان وی را مفسر قرآن محسوب کرد. از نظر وی، قرآن کلیدی است که خدا برای انسان قرار داده و از او خواسته‌است که از در وارد شود نه از پنجره که سوء ادب محسوب می‌شود. مطالب بیشتر: قرآن و روش تفسیر آن از دیدگاه ابن عربی[پیوند مرده]

روش مردم بعد از آن[ویرایش]

  • علوم غریبه
  • ظاهر و باطن قرآن
  • تفسیر و تنزیل و تأویل

روش «مفسّران قرن حاضر»[ویرایش]

  • روشی بر مبنای علوم طبیعی و اجتماعی

روش «منهج یابی»[ویرایش]

  • روش محمدحسین طباطبایی
  • روش اجتماعی تفسیر نمونه و تفسیر نور
  • مقالهٔ منهج تفسیری قرآن کریم

روش فراکتالیسم[ویرایش]

  • روشی بر مبنای نظم عمومی طبیعت و خودمتشابهی آن و محکم و متشابه است.

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. مشکور، محمدجواد (۱۳۵۷). فرهنگ تطبیقی عربی با زبان‌های سامی و ایرانی. ۲. تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران. ص. ۶۴۵.
  2. پاکتچی، احمد (۱۳۸۵). «تفسیر». [[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]]. ۱۴. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ص. ۶۸۰–۷۴۲. شابک ۹۶۴-۷۰۲۵-۵۴-۸. تداخل پیوند خارجی و ویکی‌پیوند (کمک)
  3. ﴿وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا﴾
  4. راغب اصفهانی (۱۳۹۲). مفردات الفاظ القرآن. قاهره. ص. ۳۹۴. از پارامتر ناشناخته |به کوشش= صرف‌نظر شد (کمک)
  5. محمدحسین طباطبائی، تفسیر المیزان، ج ۱، ص۴
  6. کتاب شناخت قرآن، ص ۱۹۸
  7. دانشنامهٔ رشد، مقالهٔ تفسیر
  8. بطن به معنای درون، لغتی ست که در روایات دربارهٔ قرآن استفاده شده.
  9. تفسیر نمونه، ج۱، ص بیست (با حروف، نه عدد)
  10. ج7(سوره آل عمران/ آیه 5)
  11. کافی، جزء2، ص238
  12. تفسیر نمونه، ج۱، ص بیست (با حروف، نه عدد). این جمله خلاص نویسی شدهٔ چهار سطر است.
  13. جعفر کشفی و سایر فرهنگ‌های لغات
  14. منطق کاربردی، علی اصغر خندان، صفحه ۳۱، آشنایی با چند اصطلاح
  15. تفسیر موضوعی قرآن کریم، عبدالله موحّدی محب
  16. محمدحسین طباطبائی، تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۱۰ تا ۲۱
  17. جامعة علوم القرآن
  18. تفسیر نمونه، صفحه «بیست»
  19. تفسیر نمونه، صفحه «بیست و دو»
  20. سوره البقره/آیه 189
  21. سوره النحل/آیه 44
  22. التفسیر و المفسرون، محمدحسین ذهبی، ج1 / ص 85
  23. آمالی طوسی /ص 606
  24. شوشتری، قاموس الرّجال، ج۵، ص ۸۹
  25. عبدالله موحّدی محب، «تفسیر فرات کوفی»، آیینهٔ پژوهش، شماره ۶۰، صفحه ۳۳ تا ۴۴
  26. تفسیر موضوعی قرآن کریم، عبدالله موحّدی محب، ص ۳۸
  27. ترجمه تفسیر المیزان جلد ۱ صفحهٔ ۸
  28. محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان جلد ۱ صفحهٔ ۷
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ترجمه تفسیر المیزان جلد ۱ صفحه ۹ چنین می‌گوید:... آنچنان در میان مسلمانان تفرقه افکنده بود، که میان مذاهب اسلامی هیچ جامعه‌ای، کلمه واحدی نمانده بود، جز دو کلمه «لا اله الا الله» و «محمد رسول‌الله». و گر نه در تمامی مسائل اسلامی اختلاف پدید آمده بود.
  30. پاکتچی، «تفسیر»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۶۹۶–۶۹۷.
  31. پاکتچی، «تفسیر»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۶۹۸–۷۰۲.

منابع[ویرایش]

Tafsir (Arabic: تفسير‎, romanizedTafsīr, lit. 'interpretation') is the Arabic word for exegesis, usually of the Qur'an. An author of a tafsir is a mufassir (Arabic: مُفسّر‎; plural: Arabic: مفسّرون‎, romanizedmufassirūn). A Qur'anic tafsir attempts to provide elucidation, explanation, interpretation, context or commentary for clear understanding and conviction of God's will.[1]

Principally, a tafsir deals with the issues of linguistics, jurisprudence, and theology. In terms of perspective and approach, tafsir can be broadly divided into two categories, namely tafsir bi-al-ma'thur (lit. received tafsir), which is transmitted from the early days of Islam through the Islamic prophet Muhammad and his companions, and tafsir bi-al-ra'y (lit. tafsir by opinion), which is arrived through personal reflection or independent rational thinking.[1]

There are different characteristics and traditions for each of the tafsirs representing respective schools and doctrines, namely Sunni Islam, Shia Islam, and Sufism. There are also general distinctions between classic tafsirs compiled by authoritative figures of Muslim scholarship during the formative ages of Islam, and modern tafsir which seeks to address a wider audience, including the common people.[1]

Etymology

The word tafsīr is derived from the three-letter Arabic verbal root of ف-س-ر F-S-R (fassara, 'interpret'). In its literal meaning, the word refers to interpreting, explaining, expounding, or disclosing.[2] In Islamic contexts, it is defined as understanding and uncovering God's will which has been conveyed by the Qur'anic text, by means of the Arabic language and one's own knowledge.[3]

History

The first examples of tafsir can be traced back to Muhammad. According to Islamic belief, as the Qur'an was revealed to him, he recited the verses to his companions, usually explaining their meanings to teach them, as it was one of Muhammad's responsibilities.[4] Elements of Muhammad's explanations including clarifying verses whose intents are not understood, the indication of names, places, times etc. which have not been mentioned in the verse, restriction of meanings which have been given as absolute and reconciliation of expressions which seem contradictory.[citation needed] Although scholars including ibn Taymiyyah claim that Muhammad has commented on the whole of the Qur'an, others including Ghazali cite the limited amount of narratives (hadith), thus indicating that he has commented only on a portion of the Qur'an.[1]

After the death of Muhammad, his companions (sahabah) undertook the task of interpretation, thus starting a new age in tafsir. Most of the sahabah, including Abu Bakr, refrained from commenting based on their personal views, and only narrated comments by Muhammad. Others including ibn Abbas used their own knowledge from the Arabic language to interpret the Qur'an. At this stage, tafsir was selective and concise regarding its coverage, and only certain words, phrases and verses were explained.[1] The Qur'an was still not fully interpreted, and commentaries were not separated from the hadith collection nor written separately, mainly due to other occupations such as the collection of the Qur'an.[5]

By the time of the next generations ensuing the sahabah, scholars in the age of the successors (tabi'in) started using a wide range of sources for tafsir. The whole of the Qur'an is interpreted, and narrations are separated from tafsir into separate books and literature. Grammatical explanations and historical data are preserved within these books; personal opinions are recorded, whether accepted or rejected. During this time, a whole range of schools of tafsir came into existence in different scholastic centers, including Mecca, Medina and Iraq. Iraqi schools of tafsir came to be known for an approach relied on personal judgment aside from the transmitted reports, and Jewish apocryphal reports were also widely employed.[1] Notable compilers on this age including Sufyan al-Thawri.[1]

Until this age, tafsir had been transmitted orally and had not been collected independently in a book, rather, they had been gathered by muhaddithun (lit. scholars of hadith) in their hadith books, under the topic of tafsir, along with other narrations of Muhammad.[6] This indicates that tafsir, in its formative age, used to be a special domain within hadith. Widening of the scope of tafsir and emergence of mufassirun in the age of the successors lead to the development of an independent discipline of tafsir.[1]

Conditions

An author of tafsir is a mufassir (Arabic: مُفسّر‎; plural: Arabic: مفسّرون‎, romanizedmufassirūn). According to Sunni Islamic scholar Al-Suyuti, mufassirs are required to master 15 fields from different disciplines such as linguistics, rhetoric, theology and jurisprudence before one can authoritatively interpret the Qur'an.[7][1] The foremost discipline that constitutes the basis of tafsir learning is Arabic language. Arabic in this context specifically means Classical Arabic. One of the earliest Islamic scholars Mujahid ibn Jabr said, “It is not permissible for one who holds faith in Allah and the Day of Judgment to speak on the Qur'an without learning classical Arabic.” Especially relevant expertise is how one learns the meaning of each word. In this respect, it should be known that classical Arabic must be mastered in its entirety because one word may have various meanings; a person may only know two or three of them whereas the meaning of that word in the Qur'an may be altogether different. Other fields related to Arabic language includes Philology of Arabic. It is important because any change in the diacritical marks affects the meaning, and understanding the diacritical marks depends on the science of Arabic philology. Morphology of Arabic language is also important because changes in the configuration of verb and noun forms change the meaning. Ibn Faris said, “A person who misses out on Arabic morphology has missed out on a lot.” Lastly, Al-Ishtiqaaq is the science of etymology which explains the reciprocal relation and radical composition between the root and derived word. It should be learned because sometimes one word derives from two root words, the meaning of each root word being different. For example, a word masih derives from the root word masah which means “to feel something and to touch something with a wet hand,” but also derives from the root word masaahat which means “to measure.”[7]

Another relevant discipline is the science of interpreting the Arabic sentence. Ilm al-Ma’ani is the science by which one figures the syntax through the meaning of a sentence. Ilm al-Bayaan is the science by which one learns the similes, metaphors, metonymies, zuhoor (evident meanings) and khafa (hidden meanings) of the Arabic language. Ilm al-Badi’ is the science by which one learns to interpret sentences in which the beauty and eloquence of the spoken and written word are considered hidden. The above-mentioned three sciences are categorized as Ilm-ul-Balagha (science of rhetoric). It is one of the most principal sciences to a mufassir as it is deemed by Muslims that there are literal and non-literal meanings of the Qur'an, and one is able to reveal the miraculous nature of the Qur'an through these three sciences.[1] A field from Qur'anic teaching is called Ilm al-Qira'at. This is a system of dialecticism of the different readings of the Qur'an. This science is important because one qira'at (way of reading) of the Qur'an may differ in meaning from another, and one learns to favor one reading over another based on the difference in the meanings.[7]

General sciences of Islamic theology and Islamic study are also imperative. Ilm al-Aqa'id and Ilm al-Kalam are comprehensive sciences in Islamic theology and philosophy. They are important because upon these understandings, one may understand issues such as invalidity of attributing the literal meaning of some ayah to God. In this case, one will be required to interpret the ayah as in ‘the hand of Allah is over their hand’. Other key issues required to be addressed through comprehension of theology and philosophy includes that of free will and determinism, or the infallibility of the prophets.[1] Comprehension of Fiqh, Islamic jurisprudence, is important because one cannot gain an overview of any issue until he has understood its particulars. Usul al-Fiqh, principles of Islamic jurisprudence, is also required so one understands the methodology of legal derivation and interpretation.[7]

Other distinctive systems linked with tafsir study including Asbaab al-Nuzul, which is the field by which one learns the circumstances in which an ayah is revealed. It is important because the meaning of the ayah is more clearly understood once the circumstances in which it was revealed are known. Sometimes, the meaning of an ayah is wholly dependent on its historical background. Another is Ilm-ul-Naskh, which is knowledge of the abrogated ayah. In general, due to the Qur'an made up of revelations that revealed to Muhammad in the course of more than twenty years, certain verses are considered meant to be temporary and subsequently repealed by the following ones. Ilm-ul-Nashkh is a science of identifying the abrogations, and it is important because abrogated rulings must be separated from the applied rulings.[1] Ilm al-Hadith is knowledge of the hadith which explain mujmal (general) ayah, and Ilm al-Ladunni is the endowed knowledge which is considered granted by God to his closest servants. This is for example a knowledge obtained directly from Allah through inspiration. They are the servants indicated in the hadith: "Allah will grant one who acts upon whatever he knows from a knowledge he never knew."[7]

Principles

There are several frames of reference in which tafsir can be categorized. The main issue of framing constitutes its methodology. Tafsir can be broadly divided into two categories from the viewpoint of methodology employed in order to approach the interpretation. These categories are called tafsir bi-al-ma'thur (Arabic: التفسير بالمأثور‎, lit. 'received tafsir', also known as tafsir bi-al-riwaya Arabic: تفسير بالرواية‎) and tafsir bi-al-ra'y (Arabic: التفسير بالرأي‎, lit. 'tafsir by opinion', also known as tafsir bi-al-diraya Arabic: تفسير بالدراية‎).[1]

Tafsir bi-al-ma'thur (tafsir bi-al-riwaya)

Tafsir bi-al-ma'thur, or commonly known as tafsir bi-al-riwaya, is the method of commenting on the Qur'an using traditional sources. Tafsir bi-al-riwaya connotes tafsir using another portion of the Qur'an, or sayings of Muhammad, or saying of his companions.[8] This classical tafsir method is agreed upon by all scholars, and is the most used method throughout history, partly because other methods have been criticized. Criticism of non-riwaya method is mostly based on two grounds; for one, Muhammad has condemned those who interpret the Qur'an from their own point of view,[9] and for two, most companions of Muhammad have refrained from presenting their own ideas.[10] Some important examples of tafsir bi-al-riwaya are Jāmiʿ al-Bayān by al-Tabari and Tafseer al-Qurʾān al-ʿAẓeem by ibn Kathir. The sources used for tafsir bi-al-riwaya can be ordered by the rank of authority, as the Qur'an, Hadith, the report by Sahaba and Tabi'iun, classical Arabic literature, and Isra'iliyat.

The most authoritative source of the interpretation is the Qur'an itself. Interpretation of the Qur'an employing other Qur'anic reference is very common because of the close interrelatedness of the verses of the Qur'an with one another. The Qur'anic verses explain and interpret one another, which leads many to believe that it has the highest level of authenticity. Many verses or words in the Qur'an are explained or further clarified in other verses of the Qur'an. One example of the hadith which extensively employs this source of method is Al-Mizan fi Tafsir al-Qur'an by Muhammad Husayn Tabataba'i. The authoritative source of method second to the Qur'an is Hadith, by using narratives of Muhammad to interpret the Qur'an. In this approach the most important external aids used are the collected oral traditions upon which Muslim scholars based Islamic history and law. Authority of this method is considered established by the statement made in the Qur'an that Muhammad is responsible for explanation and guidance.[11] While some narratives are of revelation origin, others can be the result of reasonings made by Muhammad.[12] One important aspect of these narratives is their origin. Narratives used for tafsir, and in general, must be of authentic origin (sahih). Narratives of such origin are considered requisite for tafsir.

Other source of the interpretation includes the accounts of Ṣaḥābah, companions of Muhammad, or tabi‘un, the generation after sahabah, and Tabi‘ al-Tabi‘in, the generation after tabi'un. Their authority is based on an account in hadith Sahih Bukhari, which accordingly, Muhammad said;

"The best people are those living in my generation, then those coming after them (Tābi‘un), and then those coming after (the second generation)".[13]

If nothing is found in the Qur'an or the Hadīth, the commentator has recourse to what the Ṣaḥābah reported about various verses. These are generally considered above personal opinion, because these people grew up with everyday interaction with Muhammad, and had often asked about the meanings of verses or circumstances of their revelation; and they were very knowledgeable in both Arabic literature and Islamic thought. Another non-scripture based source of the interpretation is classical Arabic literature. Classical Arabic poetry and the text of the Qur'an are two resources which can be used as foundational reference in ascertaining the meaning and signification of the remaining literal and figurative diction of the Qur'an and its style of expression.[14] Using Arabic poetry for defining words is a long used practice, in fact there are very few scholars who haven't used this source.[15] Less authoritative source of the interpretation is Isra'iliyat, which is the body of narratives originating from Judeo-Christian traditions, rather than from other well-accepted sources. The Isra'iliyat are mostly non-biblical explanatory stories and traditions (Hebrew: midrashim) giving extra information or interpretation about events or individuals recorded in the Hebrew scriptures. Scholars starting with the Sahabah have studied narrative accounts of other Abrahamic religions to further explain and clarify verses, especially parables, in the Qur'an. While some may be accurate, these narratives are not subject to hadith authenticity criteria, and are generally not favored for use.

Tafsir bi-al-ra'y (tafsir bi-al-diraya)

Tafsir bi-al-ra'y, or commonly known as tafsir bi-al-diraya, is the method of using one's independent rational reasoning and mind (ijtihad) to form an opinion-oriented interpretation. The most distinctive feature of tafsir bi-al-diraya is the inclusion of the opinions of the commentator, thus forming the more objective view on Qur'anic verses. The relative paucity of traditional sources is also a practical reason why the scope of the methodology is augmented. This is considered sanctioned by the Qur'an itself,[1] as written in the surah Sad verse 29:

(This is) a Scripture that We have revealed unto thee, full of blessing, that they may ponder its revelations, and that men of understanding may reflect.

— Quran 38:29

This method is not interpretation by mere opinion however, but rather opinions must be based on the main sources. Performing Qur'anic interpretation using solely one's own opinion is believed to be prohibited by some Muslims. This is based on an authenticated hadith of Muhammad which states;

"He who says (something) concerning the Qur'ân without knowledge, he has taken his seat of fire"'.[16]

However, this hadith can alternatively be interpreted to refer to the importance of first properly studying and learning the Qur'an before attempting to teach or preach it to others. Accordingly, the method of independent reasoning (ijtihad) has several qualifications and conditions that need to be satisfied. Due to the nature of orientation toward opinions, this method is rejected by certain scholars such as Ibn Taymiyyah,[1] and prohibited by Wahhabi Islamic doctrine.[citation needed] Some important examples of such tafsirs include Anwar al-Tanzil by al-Baydawi and Mafatih al-Ghayb by Fakhr al-Din al-Razi. Some parameters used by these scholars including linguistic resources, historical sources, methodological concepts such as maqasid or socio-cultural environment taken into consideration.

In terms of linguistic resources, literary elements of the Arabic language, including morphology, eloquence, syntax are an integral part of tafsir, as they constitute the basis of understanding and interpretation. Arabic has a systematic way of shaping words so one can know the meaning by knowing the root and the form the word was coined from. If any word can be given a meaning that is compatible with the rules of grammar, Qur'anic text can be interpreted that way. In terms of historical resources, scholars may choose to interpret verses according to external factors, including their historical context and their place of revelation. Historical context (Asbab al-nuzul) is particularly important to interpret verses according to how the Qur'an was revealed, when and under which circumstances, and much commentary was dedicated to history. The early tafsirs are considered to be some of the best sources for Islamic history. Classification of the place of revelation, whether it was revealed in Mecca or Medina, is important as well. This is because in general Meccan verses tend to have an iman (loosely translated as faith) nature that includes believing in Allah, Muhammad, and the day of judgment, whether it be theological foundations or basic faith principles. On the other hand, Medinan verses constitute legislation, social obligations, and constitution of a state.

On the more conceptual level, the idea of maqasid (goals or purpose) can be taken into account. Verses may be interpreted to preserve the general goals of shariah, which may be considered simply as bringing happiness to a person in this life and the hereafter. That way, any interpretation that threatens to compromise the preservation of religion, life, lineage, intellect or property may be discarded or ruled otherwise in order to secure these goals. Further, the socio-cultural environment may also taken into consideration. This includes understanding and interpreting the Qur'an while taking into account the cultural and social environment to which it has been revealed; or according to the scholars' own time. Often than not, the distinction can be made between the 'amm (general) verses that aimed at universal conditions for Muslims, and khass (specific) verses that applied to specific conditions, time or need.[1] This is considered an integral part of analyzing the universality of the Qur'an. Scholars usually do not favor to confine verses to a single time interval, but rather interpret according to the needs of their time.[17]

Schools of tafsir

Islamic theology is divided into myriad of schools and branches, and each of the schools comments on the Qur'an with their own point of view.

Sunni Tafsir

Mir Sayyid Ali, writing a Tafsir on the Quran, during the reign of the Mughal Emperor Shah Jahan.

Regarding sunni tafsir, it seems that Muhammad ibn Jarir al-Tabari and Ibn Taimiyya serve as transition points.[18] The time of Tabari marks the classical period, which encompased important Sunni tafsirs, such as Tafsir al-Thalabi, Tafsir of Al-Zamakhshari and Tafsir al-Tabari. Tafsir al-Tabari is one of the most important tafsir works in Sunni-Islam.[19] This work provides exegetical material for the whole Quran, also contains conflicting information, which Tabari tries either to harmonize or argue in support of the one he feels more correct. Further he includes different readings, which according to him, both might be correct and gives his own opinion after each argumentation. Both linguistical and theological subjects are discussed throughout his work.[20]

The post-classical period is marked by the exegetic methodology of Ibn Taimiyya and Ibn Kathir. Although ibn Kathir claimed to rely on the works of Tabari, he introduced new methods to for his exegesis, based on the teachings of Ibn Taimiyya.[21] His monovalency and rejection of Isra'iliyyat are significant for his tafsir.[22] It is much more selective, than previous tafsir.[23] Intellectual disciplines of grammar, law and theology brought into debate did no longer played a role in Quranic exegesis.[24]

In contemporary scholarship translations of previous tafsirs into English language are usually abridged versions of thir longer original. One widespread version of Tafsir Ibn Kathir is published under the editorship of Muhammad Saed Abdul-Rahman. Such translations are often omitting content, to guide the readers against "wrong" content, following the puritanian approaches. Ibn Kathir gained widespread popularity, probably due to his straight approach in his own work, but the lack of alternative translations of traditional tafsirs.[23][25] Abridged translations into Western language also appeared for Tafsir Tabari. One French version provided by Pierre Godé appeared in 1983.[26] He edited the work in a way, that the author appears 'orthodox'. An English translation of Tabari by J. Cooper appeared in 1986.[27]

Shia Tafsir

Tafsir by Shia Islam similarly deals with the issues concerned by Sunnis, and employs similar methodology as well, except for the adherence toward certain beliefs and creeds Shiism espouses. Distinctive features of Shia tafsirs include expounding of the concept of imamate, the heavier weight put on verses that considered to be the foundation of successorship to Muhammad within the Prophet's family begins with Ali, and the heavier authority put on interpretations attributed to The Twelve Imams. These characteristics result in distinction being made between the esoteric and the exoteric meaning of the Qur'an, and the esoteric meaning attributed to the imams preferred over the exoteric meaning. Certain Shia tafsirs are influenced by Mu'tazili thoughts as well, specifically on the theological issues. On the other hand, tafsir by Zaidi school of jurisprudence, which espouses the doctrine closest with Sunnis of all Shia sects, produces tafsir resembling Sunni tafsir in its quality. Some Zaidi tafsirs are considered popular among Sunnis as well. Some of the important examples of Shia mufassirs and its tafsir are Al-Tibbyan Fi Tafsir al-Quran by Shaykh Tusi (460/1067), and Majma al-Bayan lif'ulum al-Quran by Shaykh Tabarsi (d. 548/1153).[1]

Other schools of Tafsir

Mu’tazilah

The Mu'tazila tradition of tafsir has received little attention in modern scholarship, owing to several reasons. First, several exegetical works by Mu'tazila scholars have been studied as books on theology rather than as works of tafsir. Secondly, the large Mu'tazilite tafsir at-Tahdib fi tafsir al-Qur'an by al-Hakim al-Jishumi has not been edited, and there is no complete copy of it available at any single location, which limits its accessibility to scholars.[28]

Ahmadiyya Tafsir

The Ahmadiyya movement has published a number of Quran commentaries, these include Tafseer-e-Kabeer by Mirza Basheer-ud-Din Mahmood Ahmad (Urdu-10 Volumes)[29] and Haqaiq al-furqan by Hakeem Noor-ud-Din (Urdu-4 volumes).[30] Ahmadi interpretation of the Qur'an reflects their distinctive worldviews on Islamic philosophy and theology, such as rejection of abrogation of the verses and particular emphasis on harmony between the Qur'an as the word of God and science as the work of God.[31][32]

Sufistic approach

It is an interpretation of the Qur'an which includes attribution of esoteric or mystic meanings to the text by the interpreter. In this respect, its method is different from the conventional exegesis. Esoteric interpretations do not usually contradict the conventional (in this context called exoteric) interpretations; instead, they discuss the inner levels of meaning of the Qur'an. A hadith from Muhammad which states that the Qur'an has an inner meaning, and that this inner meaning conceals a yet deeper inner meaning, and so on (up to seven levels of meaning), has sometimes been used in support of this view. Islamic opinion imposes strict limitations on esoteric interpretations specially when interior meaning is against exterior one. Esoteric interpretations are found mainly in Sufism and in the sayings (hadiths) of Shi'a Imams and the teachings of the Isma'ili sect. But Muhammad and the imams gave importance to its exterior as much as to its interior; they were as much concerned with its revelation as they were with its interpretation. These are generally not independently written, however they are found in the books of Sufis. Some examples are Hakaik al-tafsir by Sulemi, and Tafseer-e-Rafai by Faqeer Syed Muhammad Rafai Arab.[33]

Scientific approach

Scholars deeply influenced by the natural and social sciences followed the materialists of Europe or the pragmatists. Under the influence of those secular theories, they declared that the religion's realities cannot go against scientific knowledge. What the religion claims to exist, but which the sciences reject should be interpreted in a way that conforms with the science; as for those things which the science is silent about, like the resurrection etc., they should be brought within the purview of the laws of matter; the pillars upon which the divine religious laws are based — like revelation, angel, Satan, prophethood, apostleship, Imamah (Imamate) etc. - are spiritual things, and the spirit is a development of the matter. As for the Qur'an itself, one should not explain it in the light of the old philosophy and theories, because they were not based on observations and tests — they were just a sort of mental exercise which has been totally discredited now by the modem science. Found by Ghazali and built upon by Razi, it is one of today's most abundant way of tafsir. A common example is Mafatih al-Ghayb by Fakhruddin al-Razi.

Philosophic approach

The philosophers try to fit the verses on the principles of Greek philosophy. If a verse was clearly against those principles it was explained away. In this way the verses describing metaphysical subjects, those explaining the genesis and creation of the heavens and the earth, those concerned with life after death and those about resurrection, paradise and hell were distorted to conform with the said philosophy. That philosophy was admittedly only a set of conjectures — unencumbered with any test or proof; but the Muslim philosophers felt no remorse in treating its views on the system of skies, orbits, natural elements and other related subjects as the absolute truth with which the exegesis of the Qur'an had to conform.[citation needed]

Fiqhi approach

Fiqhi tafsir deals mainly with verses that have a legislative meaning (see ahkam), and it strives to obtain Islamic law from the Qur'an. It is a very common school classically and modernly. There is a dispute over the number of verses that contain jurisprudence, numbers ranging from 5 to 200 are reported. Some works part of this school are Aḥkam al-Qur'an by al-Jassas, and Aḥkam al-Qur'an by Qaḍi Abū Bakr ibn al-'Arabī.

Quranistic approach

Turkish Islamic theologian Yaşar Nuri Öztürk denounced contemporary Islamic practices as altered. He distinguished between that is called Islam, consisting mainly of customs and traditions introduced in the Umayyad period. In 1992 he published a tafsir-like exegetical work of 760 pages, called Kur'an'daki Islam. He deals with each Sura in one chapter structered around certain verses of the specific sura or words occurring in the text, which need to be explained.[34]

Unspecified

A newer work which incorporates and quotes the work of a multitude of previous scholars and analyzes the relevant Arabic root words (based on all available classic Arabic meanings), and references all relevant passages of the Quran, was done by Abdul Mannan Omar.[35][36]

See also

References

  1. ^ a b c d e f g h i j k l m n o p q Mir, Mustansir. (1995). "Tafsīr". In John L. Esposito. The Oxford Encyclopedia of the Modern Islamic World. Oxford: Oxford University Press.
  2. ^ "Interpreting The Text".
  3. ^ Al-Zehebi, Al-Tafsir vel Mufassirun
  4. ^ Şatibi, El-muvafakat
  5. ^ "The History of Tafseer". IslamicBoard - Discover Islam - Connect with Muslims.
  6. ^ Muhsin Demirci, Tefsir Usulü, 120
  7. ^ a b c d e Allama Jalaludin, Suyuti (2008). الاتقان فی علوم القرآن. Darul Ishat.
  8. ^ Yusuf, Badmas 'Lanre. Sayyid Qutb: A Study of His Tafsir. The Other Press. p. 28. Retrieved 18 December 2014.
  9. ^ Tirmizi, Tafsir, 1
  10. ^ Taberi, Camiul Beyan, I, 27
  11. ^ "Cmje".
  12. ^ http://www.icsfp.com/de/Contents.aspx?AID=5596
  13. ^ "The Hadith Book (48. Witnesses): nr. 819". Search Truth. Retrieved 2013-07-21.
  14. ^ "Al-Mawrid".
  15. ^ Muhsin Demirci, Tefsir Tarihi, 128
  16. ^ Tirmizi, Tafsir 1
  17. ^ Tareq Zayed, THE ROLE OF READING MOTIVATION AND INTEREST IN READING ENGAGEMENT OF QURANIC EXEGESIS READERS
  18. ^ Farhad Daftary The Study of Shi‘i Islam: History, Theology and Law Bloomsbury Publishing, 08.01.2014 ISBN 9780857723383 pp. 104-105
  19. ^ C.E. Bosworth. Encyclopedia of Islam 2nd ed Brill. "Al-Tabari, Abu Djafar Muhammad b. Djarir b. Yazid", Vol. 10, p. 14.
  20. ^ Herbert Berg The Development of Exegesis in Early Islam: The Authenticity of Muslim Literature from the Formative Period Routledge 03.04.2013 ISBN 9781136115226 pp. 120-128
  21. ^ Karen Bauer Gender Hierarchy in the Qur'an: Medieval Interpretations, Modern Responses Cambridge University Press 2015 ISBN 978-1-316-24005-2 page 115
  22. ^ Johanna Pink Sunnitischer Tafs?r in der modernen islamischen Welt: Akademische Traditionen, Popularisierung und nationalstaatliche Interessen BRILL, 11.11.2010 ISBN 9789004185920 p. 40 (German)
  23. ^ a b Oliver Leaman The Qur'an: An Encyclopedia Taylor & Francis 2006 ISBN 978-0-415-32639-1 page 632
  24. ^ Teresa Bernheimer, Andrew Rippin Muslims: Their Religious Beliefs and Practices Routledge, 01.03.2013 ISBN 9781136646515 chapter 11
  25. ^ Andreas Görke and Johanna Pink Tafsir and Islamic Intellectual History Exploring the Boundaries of a Genre Oxford University Press in association with The Institute of Ismaili Studies London ISBN 978-0-19-870206-1 p. 478
  26. ^ Andreas Görke and Johanna Pink Tafsir and Islamic Intellectual History Exploring the Boundaries of a Genre Oxford University Press in association with The Institute of Ismaili Studies London ISBN 978-0-19-870206-1 p.479
  27. ^ History of al-Tabari Vol. 1, The: General Introduction and From the Creation to the Flood, Band 1 SUNY Press, 10.06.2015 ISBN 9781438417837 p. 111
  28. ^ Suleiman A. Mourad (2011). "The revealed text and the intended subtext". In Felicitas Opwis, David Reisman (eds.). Islamic Philosophy, Science, Culture, and Religion: Studies in Honor of Dimitri Gutas. Brill. pp. 367–373.CS1 maint: uses editors parameter (link)
  29. ^ "Tafseer Kabeer Mirza Bashiruddin Mahmood Ahmad" – via Internet Archive.
  30. ^ "The Holy Quran". www.alislam.org.
  31. ^ Friedmann, Jihād in Ahmadī Thought, ISBN 965-264-014-X, p. 227
  32. ^ Mathieu Guidère. Historical Dictionary of Islamic Fundamentalism. p. 22. Retrieved 3 September 2014.
  33. ^ "Gallery - Tafseer-e-Rafai". sites.google.com.
  34. ^ Andreas Görke and Johanna Pink Tafsir and Islamic Intellectual History Exploring the Boundaries of a Genre Oxford University Press in association with The Institute of Ismaili Studies London ISBN 978-0-19-870206-1 p.446-449
  35. ^ Nooruddin, Allamah; Omar, Abdul Mannan; Omar, Mrs Amatul Rahman (2015-11-20). The Holy Quran - Exegesis of, Commentary and Reflections (1st ed.). Noor Foundation International Inc. ISBN 9781942043041.
  36. ^ "Tafsir (Commentary) of the Quran | Reflections and Interpretations of the Holy Qur'ân by Muslim Scholars". tafsirs.com. Retrieved 2018-07-29.