محاصره انطاکیه (۱۰۹۸)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مختصات: ۳۶°۱۲′ شمالی ۳۶°۰۹′ شرقی / ۳۶٫۲۰۰°شمالی ۳۶٫۱۵۰°شرقی / 36.200; 36.150

محاصرهٔ انطاکیه
بخشی از نخستین جنگ صلیبی
SiegeofAntioch.jpeg
محاصرهٔ انطاکیه، در مینیاتوری مربوط به قرن پانزدهم
تاریخ ۲۱ اکتبر ۱۰۹۷ – ۳ ژوئن ۱۰۹۸
مکان انطاکیه (امروزه در ترکیه)
نتیجه پیروزی قاطع صلیبون و بیزانس
طرفین درگیر
صلیبیون
 امپراتوری روم شرقی
امپراتوری سلجوقی
فرماندهان و رهبران
Bohemond of Taranto
ریموند چهارم تولوز
Adhemar of Le Puy
گادفری بوین
رابرت دوم نرماندی
رابرت دوم فلاندرز
استفان بلوا
هیو ورماندو
Eustace III of Boulogne
تانکرد
رینالد سوم Toul
Gaston IV of Béarn
تاکیتوس
یاغی‌سیان 
دقاق
Toghtekin
Janah ad-Dawla
فخرالملوک رضوان
Shams ad-Daulah
کربغا
Watthab-ibn-Mahmud
Soqman ibn Ortoq
Ahmad ibn-MarwanSurrendered
قوا
صلیبیون:
~۴۰٬۰۰۰ مجموعاً در آغاز محاصره (شامل غیرنظامیان)
~۲۰٬۰۰۰ درطول محاصرهٔ دوم علیه Kerbogha[۱]
  • ۲٬۰۰۰ پیاده‌نظام سبک بیزانسی و پشتیبانی دریایی
پادگان انطاکیه:
~۵۰۰۰[۲]
نیروی کمکی دقاق: ~۱۰٬۰۰۰[۳]
نیروی کمکی رضوان: ~۱۲٬۰۰۰[۴]
نیروی کمکی کربغا: ~۳۵٬۰۰۰–۴۰٬۰۰۰[۵][۶]
تلفات
سنگین
  • هزاران نفر در اثر گرسنگی، بیماری یا در نبرد کشته شدند.
  • نزدیک یه همهٔ اسب‌ها
سنگین
  • همهٔ پادگان شهر کشته‌شدند.
  • تمام نیروهای کمکی نابود و از بین رفتند.

تصرف انطاکیه به دست صلیبیون، رویدادی است که طی آن شهر انطاکیه واقع در ترکیه کنونی، در پی لشکرکشی اول صلیبیون به خاورمیانه، در تاریخ ۳ ژوئن ۱۰۹۸ میلادی تصرف و ویران گشت. تصرف انطاکیه در سر راه لشکرکشی صلیبیون به فلسطین و اورشلیم روی داد. هرچند که امروزه شهر انطاکیه بیش از ۳۰ هزار نفر جمعیت ندارد، اما در آن روزگار شهری چندصدهزارنفره بوده‌است.

پیش‌زمینه[ویرایش]

استحکامات انطاکیه

انطاکیه یکی از شهرهای مهم و مقدس برای مسیحیان محسوب‌می‌شد؛ این مکان نخستین جایی بود که لقب عیسوی بر پیروان عیسی اطلاق‌گشت و همچنین مکانی بود که در آن پطرس مقدس، نخستین اسقف‌نشین را ایجادکرد و جایگاه پاپ را آغاز کرد.[۷]

انطاکیه، واقع بر راه بزرگ خشکی بین مصر و فلسطین در جنوب و امپراتوری بیزانس در شمال، شهری وسیع بود که دو فرهنگ مسیحی و مسلمان در آن تلاقی می‌یافتند. به دلیل موقعیت آسیب‌پذیر شهر، برای استحکامات آن تدابیر جدی اندیشیده بودند. دیوار بیرونی شهر بیش از شش مایل طول داشت و دارای چهارصد برج بود که هر یک از روی دیوار ششصد پا ارتفاع داشت.[۸] ساکنان شهر را مسلمانان و مسیحیان ارتدوکس، ارمنی و آسوری تشکیل می‌دادند که مسیحیان مطیع ریش‌سفیدی یونانی بودند.[۹]

این شهر در ۱۰۸۵ به تسخیر سلیمان بن قلتمش درآمد و پس از مرگ او، به‌شمار ممالک تحت‌امر ملکشاه یکم، سلطان سلجوقیان درآمد. ملکشاه، یاغی‌سیان را به امارت انطاکیه انتخاب کرده بود و پس از گذشت ۱۰ سال از امارتش و مرگ ملکشاه، یاغی‌سیان مطیع رضوان حاکم حلب گشته بود ولی با تحریک کردن رقیبان رضوان، توانسته بود که خودمختاری‌ای نسبی کسب کند.[۱۰] سپاهیان ترک پس از شکست در دورلیوم به آن عقب‌نشینی کرده‌بودند.[۸] والی شهر، یاغی‌سیان، پنج‌هزار جنگجوی زبده در اختیار داشت و به استحکامات شهر مطمئن بود ولی به مسیحیان ساکن شهر اعتمادی نداشت و با شنیدن خبر نزدیک شدن صلیبیان شروع به سخت‌گیری برآنان نمود؛ او شمار زیادی از مسیحیان را از شهر اخراج کرد و پیشوایشان به زندانی کرد همچنین او حرمت کلیسای جامع سنت پیتر را شکست و آنجا را به طویلهٔ اسبانش بدل کرد.[۹][۱۱]

درخواست یاری[ویرایش]

به محض نزدیک شدن صلیبیان، مردم مسیحی روستاهای اطراف که از آزار واذیت امیر در امان نمانده بودند، شروع به کشتار پادگان‌های ترک نمودند.[۱۲] یاغی‌سیان به تلاش درپی تلاش برای یافتن متحدانی برآمد؛ رضوان که از وقایع و خیانت سال پیش او کینه داشت به درخواستش توجهی نکرد؛ یاغی‌سین پسرش، شمس‌الدوله را به نزد امیر دمشق، دقاق برای نجات او سپاهی گردآورد و اتابکش، طغتکین ترکمان و حکمران حمص، جناح‌الدوله، نیز هردو از او حمایت کردند. او پیکی نیز به دربار اتابک موصل، کربغا اعزام کرد، که هم‌اکنون بدل به بزرگترین امیر بین‌النهرین علیا و الجزیره گشته بود. کربغا با طمع دست یابی به حلب، دست به لشکرکشی برای یاری انطاکیه در مقابل عیسویان زد و سلاطین بغداد و ایران نیز از هیچگونه یاری به او فروگذار نکردند.[۱۲] در همین هنگام یاغی‌سیان تمام نیروهایش را به داخل فراخواند و آذوقهٔ کافی برای روزهای محاصره را گردآورد.[۱۲]

محاصرهٔ شهر[ویرایش]

در بیستم اکتبر ۱۰۹۷، صلیبیون به حومهٔ انطاکیه رسیدند و آن را محاصره کردند تا از ورود و خروج قوا و آذوقه به شهر جلوگیری کنند؛ ولی قطع تدارکات به انطاکیه کار ساده‌ای نبود. گرچه صلیبیون راه انطاکیه به دریای مدیترانه را تحت کنترل داشتند، ولی نمی‌توانستند در مناطق کوهستانی شرق شهر گشت‌زنی کنند. از آنجا جنگجویان تحت امر کربوغا، سردار بزرگ ترک، تدارکات را اسکورت می‌کردند و از بین سدّ صلیبیون می‌گذراندند. در نتیجه به جای اینکه مدافعان گرفتار قحطی شوند، محاصره‌کنندگان دچار گرسنگی شدند و در طول زمستان بسیاری از آنها از گرسنگی و بیماری مردند.[۸]

اقدامات و حملات متقابل ترکان[ویرایش]

یاغی‌سیان، والی شهر، مرتباً جاسوسانی را در قالب تاجر به اردوی صلیبیون ارسال می‌کرد تا تحت عنوان فروش آذوقه، اطلاعات نظامی اردوی صلیبی را به دست آورند. این جاسوسان استراتژی‌های صلیبیون را به اطلاع یاغی‌سیان می‌رساندند؛ تا اینکه توسط بوهموند، فرمانده صلیبی، اسیر شدند. بوهموند اعلام کرد که می‌خواهد آنها را ذبح کند و بخورد. جاسوسان وحشت‌زده فرار کرده وارد شهر شدند، و اخبار مربوط به وحشی‌گری صلیبیون نسبت به مسلمانان را شایع نمودند.[۹]

زمانی که یاغی‌سیان از عزم صلیبیون برای تسخیر شهر مطلع شد، دشمنی خود را با هم‌کیشانش کنار گذاشت و از آنان درخواست کمک نمود. ترکان منتظر نشدند تا صلیبیون حمله را آغاز کنند. آنان از قلعه‌ای واقع در شرق انطاکیه صلیبیون را مورد هجوم قرار دادند. صلیبیون مجبور بودند تا فوراً این حملات را متوقف کنند. بوهموند گروهی از نیروهایش را در جنگلی در مجاورت قلعه مخفی نمود و با باقی نیروهایش ترکان را به آنجا کشاند و شکست داد. این پیروزی اعتبار وی را در اردوی صلیبی بالا برد.[۹]

تسخیر شهر[ویرایش]

قتل‌عام انطاکیه

با فرارسیدن بهار، اوضاع صلیبیون بهبود یافت. پاپ که خبر شرایط وخیم آنها را شنیده بود، تاجران ونیزی را ترغیب کرد که با آذوقه و تدارکات به کمک صلیبیون بروند. از آن طرف یکی از مسلمانان محافظ برج به مسیحیت گروید و در دوم ژوئن ۱۰۹۷، یکی از دروازه‌های انطاکیه را بر روی صلیبیون گشود. ترکان غافلگیر شده که تعدادشان بسیار کمتر از صلیبیون بود، ناچار به استحکامات درونی گریختند. یاغی‌سیان از شهر گریخت و عصر آن روز، سر او توسط گروهی از ارمنی‌ها به صلیبیون تحویل داده شد.[۸]

محاصرهٔ صلیبیون توسط قوای کمکی ترک[ویرایش]

در چهارم ژوئن ۱۰۹۷، روز بعد از فتح انطاکیه توسط صلیبیون، قوای کمکی ترک به انطاکیه رسیدند و شهر را محاصره کردند. در نتیجه خط تدارکاتی صلیبیون قطع شد درحالیکه ذخیره‌شان رو به اتمام بود. صلیبیون روحیهٔ خود را باختند و گروهی از آنان از شهر گریختند. اما شایعهٔ پیدا شدن نیزهٔ مقدس (نیزه‌ای که پهلوی مسیح را شکافته بود)، روحیهٔ صلیبیون را تقویت کرد. در بیست و هشتم ژوئن، قوای صلیبی با اتّکا به شور حاصل از کشف نیزهٔ مقدس، از انطاکیه خارج شدند و محاصره‌کنندگان را وادار به عقب‌نشینی کردند.[۸]

صلیبیون بعد از پیروزی در انطاکیه[ویرایش]

فرماندهان صلیبی شش ماه در انتاکیه در مورد حکومت شهر به چانه‌زنی نشستند و سرانجام بوهموند خود را شاهزادهٔ انتاکیه خواند. وی مملکت لاتینی انطاکیه را تأسیس کرد و از رفتن به اورشلیم خودداری ورزید.[۸]

رفتار صلیبیون با ساکنین سرزمین‌های تصرف شده ناعادلانه بود. سربازان غالباً زندانیان را می‌کشتند و سرهای آنان را بر نوک سیخ سرخ می‌کردند.[۸]

منابع[ویرایش]

  1. Asbridge 2004, p. 233
  2. Asbridge 2004, p. 160
  3. Asbridge 2004, p. 171
  4. Asbridge 2004, p. 181
  5. Asbridge 2004, p. 204
  6. Rubenstein 2011, p. 206
  7. کاشف، تاریخ جنگهای صلیبی، ۲۸۱.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ۸٫۴ ۸٫۵ ۸٫۶ تیموتی لوی بیئل، «جنگ‌های صلیبی»، ترجمهٔ سهیل سمّی،انتشارات ققنوس، 1386
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ «Yaghi Siyan and the Franks». Crusades and Crusaders. 
  10. کاشف، تاریخ جنگهای صلیبی، ۲۸۲.
  11. کاشف، تاریخ جنگهای صلیبی، ۲۸۲–۲۸۳.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ کاشف، تاریخ جنگهای صلیبی، ۲۸۳.