تروریسم
| تروریسم |
|---|
تِروریسم (به فرانسوی: Terrorisme) که در زبان فارسی از آن با عنوان وحشتافکنی،[۱] هراسافکنی، ارعابگری و دهشتافکنی نیز نام برده شدهاست، به استفاده از خشونت یا تهدید برای دستیابی به اهداف سیاسی، مذهبی، یا ایدئولوژیک گفته میشود. تروریسم استفاده غیرقانونی از خشونت یا ارعاب است، به خصوص علیه غیر نظامیان، برای دنبال کردن اهداف سیاسی. البته در جهان امروزی، تعریف دقیقی از واژه «تروریسم» در دست نیست.
به عبارت دیگر: تروریسم به مکتبی گفته میشود که اساس روش تحمیل عقاید به دیگران را صرفاً با زورآزمایی، ترور، جنگ، اعمال خشونتآمیز، رعب و وحشت، آشوبآفرینی، عملیاتهای چریکی، کشتار جمعی، نسلکشی، شکنجه و کودتا میداند. به فرد، گروه یا دولتی که مکتب تروریسم را پذیرفته باشد و آن را جهت رسیدن به اهداف و آرمانهایش به مرحله اِعمال رسانده باشد، تروریست گفته میشود.
در روزگار نوین، تروریسم یکی از عوامل اصلی تهدید جامعه بهشمار میرود و طبق قوانین ضد تروریسم در بیشتر کشورهای جهان جرمانگاری شده است. همچنین چنانچه در جنگی علیه غیر جنگجویان مانند شهروندان عادی، نیروهای بیطرف یا اسیران جنگی به کار گرفته شده باشند جنایت جنگی به حساب میآید.

واژهشناسی
[ویرایش]تعریف جهانی
[ویرایش]در جهان امروزی، تعریف دقیقی از واژه «تروریسم» ارائه نشدهاست؛ زیرا هنوز هیچ تعریفی از تروریسم در سازمان ملل متحد تعریف نشده که مورد توافق همه کشورهای عضو باشد.[۲]
واژهشناسی فارسی
[ویرایش]ترور (به فرانسوی: terreur) در زبان فرانسوی به معنای دهشت و دهشتافکنی است. اولین کاربرد واژه ترور در جهان مدرن، مانند بسیاری از مفاهیم نوین ازجمله «پیشرفت و ترقی» از انقلاب فرانسه نشأت میگیرد و البته برعکس امروز، بار معنایی مثبت داشتهاست.[۳] در لغتنامه دهخدا آمدهاست: «ترور مأخوذ از terreur و به معنای قتل سیاسی به وسیله اسلحه در فارسی متداول شدهاست و تازیان معاصر إهراق را بهجای ترور به کار میبرند؛ و این کلمه در فرانسه به معنای وحشت و خوف آمده و حکومت ترور هم اصول حکومت انقلابی است که پس از سقوط ژیروندنها (از ۳۱ مه ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۴ میلادی) در فرانسه مستقر شد و اعدامهای سیاسی فراوانی را متضمّن بود.»

تفاوت ترور و تروریسم
[ویرایش]ستمگرکشی و دیگر شکلهای ترور هر چند معمولاً در چارچوبی از وحشتگرایی (تروریسم) انجام میشوند، اما میان تروریسم و ترور تفاوتهای مهمی وجود دارد.[۴]
مفهوم واژه ترور یک منبع مهم ابهامزایی در مورد ماهیت ترور است. واژه ترور (قتل سیاسی که گاه آن را اعدام انقلابی مینامند) گاه برای مشروعیت بخشیدن به اقدامات تروریستها استفاده میشود. برخی پژوهشگران همچون دیوید راپوپورت و ایویانسکی نظریه امروزین ترور را برگرفته از نظریه ستمگرکشی میدانند. امروزه گرایشی برای گنجاندن قتل سیاسی در چارچوب تروریسم پدید آمده و از سوی دیگر بسیاری از گروههای وحشت نیز از تاکتیک قتل سیاسی استفاده میکنند.[۵] آشکارترین تمایز ترور و تروریسم این است که هدف یک قاتل سیاسی یک شخصیت معین است و اسلحه برای از میان بردن او استفاده میشود، اما هدف یک اقدام تروریستی، گروهی است.[۶]
راپوپورت برای تمایز قتل سیاسی از عمل تروریستی روش بدیعی را ارائه میدهد که در آن به جای «نفس اقدام» به «معنای اقدام» توجه میشود. او تروریسم را یک فرایند و قتل سیاسی را یک رویداد میداند؛ «قاتل سیاسی انسانی را نابود میکند که (به عقیده او) یک نظام را به فساد کشاندهاست. اما تروریست نظامی را نابود میکند که پیشتر هر کسی را که در خود جای میداده به فساد کشاندهاست. قتل سیاسی یک حادثه، یک کار گذرا و یک رویداد است ولی تروریسم یک فرایند و یک روش زندگی است».[۷]

ترور سیاسی
[ویرایش]در سیاست به کارهای خشونتآمیز و غیرقانونی حکومتها برای سرکوبی مخالفان خود و ترساندن آنها ترور دولتی میگویند و نیز کردار گروههای مبارزی که برای رسیدن به هدفهای سیاسی خود دست به کارهای خشونتآمیز و هراسانگیز میزنند، تروریسم نامیده میشود. حملاتی مانند اقدام تروریستها در منهدم کردن برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ عملیاتی تروریستی بهشمار میرود.
تروریسم دولتی
[ویرایش]واژه تروریسم دولتی واژهای جنجالبرانگیز است. تروریسم دولتی اصطلاحی است که برای دخالت دولت یا دولتهایی در امور داخلی یا خارجی دولتی دیگر که به وسیله اجرا یا مشارکت در عملیات تروریستی یا حمایت از عملیات نظامی برای زوال، تضعیف و براندازی دولت مذکور یا کل دستگاه حاکمهٔ آن کشور انجام میشود.
هری هندرسون میان تروریسم دولتی و پشتیبانی دولت از تروریسم تمایز قائل شدهاست. بهنظر وی تروریسم دولتی؛ استفاده از ترور و تهدید به وسیله حکومت علیه شهروندان خود میباشد. در مقابل، پشتیبانی دولت از تروریسم؛ حمایت (از طریق آموزش، سلاح، پول یا اعطای پناهگاه) بهعنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست خارجی دولت است. هندرسون تأکید میکند که تعداد قربانیان تروریسم دولتی در سراسر قرن بیستم در آلمان، شوروی سابق، چین و دیگر کشورها بسیار بیشتر از همگی تلفاتی بود که بهوسیلهٔ آنچه عموماً تروریسم گروهی (غیردولتی) نامیده میشود، ایجاد گردید. سیندی کمبس و مارتین اسلن در دانشنامه تروریسم به تعریف واژگان تروریسم دولتی، مبادرت نموده و میان این سه مفهوم و دولت حامی تروریسم، دولت پشتیبانِ تروریسم، تمایز قائل شدهاند. از فحوای تعاریف ارائه شده چنین برمیآید که به نظر آنان، تروریسم دولتی به مواردی اشاره دارد که در آن، یک دولت، خود مرتکب اقدامات تروریستی میگردد. در مقابل، دولت پشتیبان تروریسم به واسطهٔ دخالت گستردهٔ دولت در فعالیتهای تروریستی، گاه بهصورت مستقیم، از طریق هدایت و کنترل فعالیتهای گروهها تعریف شدهاست. دولت حامی تروریسم هم بهعنوان دولتی تعریف شده که به گروههای تروریستی کمک میکند یا گروههای تروریستی را که سطوح متفاوتی از عدم وابستگی را دارند، تحریک و ترغیب میکند. در هر دو شیوهٔ اخیر، دولت از گروههای تروریستی برای پیشبرد اهداف خود در کشورهای دیگر بهره میگیرد. (نواب محمدی ده چشمه، تروریسم دولتی؛ پندار یا واقعیت؟!, مجله پژوهشهای حقوقی، شماره ۳۶, زمستان ۱۳۹۷)
اما شاید کاملترین و جامعترین تعریفی که میتوان ارائه داد، این است که «تروریسم دولتی؛ استفادهٔ آگاهانه از خشونت یا تهدید به استفاده از چنین خشونتی بهوسیلهٔ کارگزاران یک دولت یا افراد منصوب از جانب آن علیه افراد یا گروههایی است که با هدف تهدید یا ارعاب مخاطب عام تر قربانی میشوند؛» بنابراین قربانیان مستقیم، اهداف اصلی نیستند، بلکه ابزاری برای تهدید مخاطبان گستردهتری هستند که از طریق پیام آن خشونت تهدید میشوند. هدف از خشونت اعمال شده دستیابی به مقاصد سیاسی یا سیاسی ـ اقتصادی (برخلاف اهداف مجرمانه) است. (نواب محمدی ده چشمه، تروریسم دولتی؛ پندار یا واقعیت؟!, مجله پژوهشهای حقوقی، شماره ۳۶, زمستان ۱۳۹۷)
کمکهای مادی و معنوی (مثل حمایت سیاسی) به گروههای مخالف و مشارکت در عملیاتی چون بمبگذاری، مینگذاری بندرها و سواحل، آدمربایی، هواپیماربایی و ترور مقامهای عالی مملکتی، نمونههایی از تروریسم دولتی هستند.
برایان جنکینس از خبرنگاران مشهور در موضوع تروریسم، تروریسم دولتی را «جنگ از طریق قائم مقام» تعریف میکند. وی میگوید: «این کشورها (پیروان تروریسم دولتی) بر محدودیتهای جنگهای متعارف واقفاند؛ بنابراین ترجیح میدهند از امکانات سازمانهای تروریستی، که خودً آنها را ایجاد کردهاند یا تغذیهٔ مالی آنها را بر عهده دارند، برای تهدید دشمن یا اخلال در ثبات سیاسی و اقتصادی آن کشور یا ایجاد بیثباتی سیاسی و اقتصادی در آن مملکت بهره گیرند». جنکینس معتقد است که این شکل از تروریسم به سرمایهگذاری بسیار کمتری نسبت به یک جنگ متعارف نیاز دارد، دشمن را از پای میاندازد و میتوان ارتباط با تروریستها را بهطور کلی منکر شد.
در باب تفاوت تروریسم دولتی و غیردولتی باید گفت که افراد و گروهها (عاملان غیردولتی) تنها مرتکبان تروریسم نیستند. رهبران سیاسی و دولتمردان قرن ها از "تروریسم" بعنوان یک ابزار، هم در پیگیری منویات سیاست داخلی خود و هم در پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود بهره برده اند. از زمانی که نخستین حکومت های متمرکز به وجود آمده اند، حاکمان همواره به تاکتیک های ترور، با هدف تحت انقیاد درآوردن اتباع خود و گشترش هرج و مرج و آشوب در میان دشمنان خود متوسل شده اند. به واقع، در سراسر تاریخ، دولت ها از اقدامات تروریستی خشونت آمیز برای مطیع ساختن افراد و گروهها استفاده کرده اند و "تروریسم" بعنوان یک سلاح وحشت زا در اختیار حکومت های جاه طلب بوده است.[۸] در بحث از ماهیت و تعریف تروریسم دولتی، میان نظریه پردازان اختلافات فراوانی وجود دارد. بسیاری اساساً ماهیت پدیده تروریسم دولتی را مورد نقد قرار داده و وجود این پدیده را انکار میکنند. البته تا حدود زیادی ابهام در تعریف پدیده تروریسم دولتی را باید ناشی از ناتوانی جامعه بینالمللی در تعریف خود واژۀ تروریسم دانست. از سویی نیز یکی از دلایل عدم تعریف واژه تروریسم، اختلافات بر سر درج یا عدم درج تروریسم دولتی در ذیل تعریف تروریسم بوده است.
با ملاحظه در بیشتر تعاریف ارائه شده در خصوص تروریسم از سوی نویسندگان برجسته این حوزه درمی یابیم که بیشتر تعاریف مزبور بر دو جزء اصلی تأکید دارند: اول؛ هدف اقدام تروریستی و دوم؛ ابزارها و شیوههای به کار گرفته شده برای انجام آن. براین اساس، آن گونه که برخی صاحب نظران برجسته حوزه مطالعات تروریسم نیز تاکید داشته اند، از آنجا که تروریسم به صورت منسجم به واسطه «ماهیت» و «قصد» انجام عمل تعریف شده و نه به واسطه ماهیت مرتکب (عامل) آن، فلذا، این دلیلی است بر این ادعا که دولتها هم میتوانند علیه شهروندان خود یا دولت دیگر مرتکب تروریسم شوند. بر این مبنا، زمانی که دولتها، مرتکب چنین اقداماتی میشوند، اقدام آنان تحت عنوان «تروریسم دولتی» قابل توصیف است. به بیان دیگر، هیچ کدام از تعاریف معتبر تروریسم، «عامل محور» یا مبتنی بر ماهیت عامل ارتکاب تروریسم و یا ویژگیهای خاص آن نبوده اند، بلکه در عوض، غالبا بر «ماهیت اقدام ارتکابی» تاکید ورزیده اند. [۹] تفاوت عمده تروریسم دولتی و تروریسم غیردولتی در مجری آن است. بدین معنی که مجری و طراح اعمال تروریستی غیردولتی افراد، گروهها و احزاب اند، و مجری و طراحی اعمال تروریستی دولتی، یک دولت یا چند دولت خاص هستند. سایر تفاوتها عبارتند از؛
- هر کدام از آنها اشکال (شیوههای) متفاوتی دارند. ارتکاب تروریسم به وسیلۀ دولتها در دو سطح؛ در سطح داخلی علیه شهروندان خود (علیرغم تعهد دولت به حمایت از شهروندان) و در سطح فراملی علیه شهروندان دولتهای دیگر (علیرغم تعهد به جلوگیری از آسیب به اتباع بیگانه) صورت میگیرد. در این دسته بندی، دولتها را میتوان به عنوان مرتکب تروریسم درنظر گرفت، چرا که؛ اولاً، آنها میتوانند از طریق نیروهای امنیتی، نیروهای مسلح یا سرویسهای امنیتی خود، از اقدامات تروریستی بهره گیری کنند. ثانیا، دولتها میتوانند با گروههای دیگر -یا حتی با دولتهای دیگر- برای ارتکاب اقدامات تروریستی از جانب آن دولت (به نیابت از آن) همکاری کنند. ثالثا، دولتها میتوانند از گروههای تروریستی دیگر برای دستیابی به اهداف خاص خود حمایت یا پشتیبانی نمایند. در حالی که گروههای غیردولتی عمدتا از طریق نیروهای چریکی خود که به صورت داوطلبانه و بر اساس مبانی غالبا اعتقادی و ایدئولوژیک یا سیاسی جذب این گروهها شده اند، اقدامات خود را صورت میدهند. البته گرچه این امر لزوما به معنای عدم بهره گیری از شیوههای دیگر نیست، اما شیوۀ غالب همین است.
- هر چند تروریسم دولتی و غیردولتی در هدف اصلی خود، یعنی ایجاد وحشت و هراس در میان غیرنظامیان برای دستیابی به مقاصد سیاسی، مشابهت دارند، اما تفاوت در ماهیت عاملان میتواند منجر به تفاوت در اهداف نیز گردد. این اهداف بر اساس منافع عاملان تروریستی متفاوت است. در حالی که در تروریسم دولتی، دولت درصدد حفظ کنترل بر مستعمرات (که البته بیشتر در قرون قبلی موضوعیت داشته)، حفظ اقتدار و سلطۀ خود بر فضای داخلی و کنترل و سرکوب مخالفان، اقدام متقابل در برابر دشمنان سیاسی یا اعمال شیوههای غیرقانونی به منظور دستیابی به اهداف خاص یا بهره گیری از تروریسم به عنوان یک ابزار سیاست خارجی میباشد، عاملان تروریستی غیردولتی از خشونت در جهت نیل به اهدافی همچون مطالبۀ استقلال یا خودمختاری منطقه ای، ایجاد یک دولت جدید، ایجاد برخی تغییرات در سیاستهای حکومت یا تغییر در ساختار یا برخی حقوق یا قوانینی که بسته به انواع گروههای تروریستی غیردولتی (مثل گروههای مذهبی، نژادی، ملی گرایانه یا ایدئولوژیک و ...) متغیر است، بهره میبرند.
- شاید برجسته ترین تفاوت میان این دو شکل از تروریسم، در میزان خسارات یا تلفات وارده است که تمایز میان تروریسم دولتی و غیردولتی را پراهمیت جلوه میدهد. میتوان با قاطعیت گفت که تروریسم دولتی دارای آثار بسیار گسترده تری بوده و سبب ویرانی، مرگ و وحشت گستردۀ تعداد بسیار بیشتری از انسانها در مقایسه با تروریسم غیردولتی گردیده است. به تعبیر جکسون و همکارانش «حیرت آور است که در طول قرن بیستم، اقدامات دولتهای مدرن سبب مرگ 170 تا 200 میلیون انسان -خارج از زمان جنگ- گردیده است».[۱۰] در مجموع، هم دولتها هم عاملان غیردولتی با اهداف و رویکردهای مشابه، و در عین حال با استفاده از سلاحها و تکنیکهای متفاوت، به تروریزه کردن مردم (غیرنظامیان) متوسل شده اند. اهداف هر دو دسته (دولت و عاملان غیردولتی) از اعمال ترور، ماهیتا «سیاسی» است. با این وجود، در حالی که عاملان غیردولتی غالبا دارای انگیزههای ایدئولوژیک و اعتقادی میباشند، عاملان دولتی (مشتمل بر سربازان و نیروهای پلیسی) که اکثرا یا نیروهای رسمی (وظیفه) بوده و یا در استخدام موقت این نهادها میباشند، معمولا فاقد این انگیزههای ایدئولوژیک و اعتقادی هستند.[۱۱]
علاوه بر این دخالت دولت یا دولتها در اعمال تروریستی دو گونهاست:
- به صورت مستقیم؛ یعنی خود دولت اعمال تروریستی را علیه دولت دیگر انجام مید
- به صورت غیرمستقیم؛ یعنی به وسیله فرستادن کمکهای مادی مانند اسلحه، مهمات و وسایل پیشرفته نظامی در اختیار گروههای مخالف دولت مذکور قرار داده شود یا از گروههای مزبور حمایت سیاسی یا اقتصادی یا تبلیغاتی شود.
به اعتقاد مؤلفان کتاب فرهنگ اصطلاحات سیاسی و استراتژیک، سه مقوله را باید از تروریسم دولتی استثنا نمود و غیردولتی تلقی کرد:[نیازمند منبع]
- گروههای آزادیبخش ملی
- گروههای انقلابی
- گروههای قومی یا مذهبی
به هر حال، یک چیز کاملاً بدیهی است و آن این است که تروریسم دولتی در سراسر قرن بیستم از هیتلر، استالین و مائو گرفته تا جوخههای مرگ در آرژانتین، گواتمالا، کامبوج، اندونزی و در قرن حاضر از سودان گرفته تا میانمار و بسیاری از کشورهایی که کماکان در حال ارتکاب آن هستند، تعداد بسیار بیشتری از انسانهای بی گناه را در مقایسه با گروههای تروریستی غیردولتی به کام مرگ کشانده است.(نواب محمدی ده چشمه، تروریسم دولتی؛ پندار یا واقعیت؟! مجله پژوهشهاي حقوقي، 1397، شماره 36، صفحه ۶۴)[۱۲][۱۳]

</ref>[۱۴]</ref>
از دیدگاه روانشناسی
[ویرایش]آمارهای جهانی
[ویرایش]یافتههای گزارش «شاخص جهانی تروریسم» نشان میدهد که ۱۰ هزار حمله تروریستی در سال ۲۰۱۳ انجام شده که نسبت به سال ۲۰۱۲، ۴۴ درصد بیشتر شدهاست. این گزارش که توسط مؤسسه اقتصاد و صلح تهیه شده میگوید که در سال ۲۰۱۳ حدود ۱۸ هزار نفر در اثر حملات تروریستی جان خود را از دست دادهاند که هشتاد درصد (۱۴ هزار و ۷۲۲ نفر) آنها در کشورهای عراق، سوریه، افغانستان، پاکستان و نیجریه قربانی شدهاند. بنا بر این گزارش، عراق با ۶ هزار و ۳۶۲ قربانی (بیش از یکسوم کل کشتهها)، بزرگترین قربانی حملات تروریستی بوده و گروههای داعش، القاعده، بوکو حرام و طالبان مسئول بیشترین کشتارها بودهاند. جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ شروع شد، بیشترین تأثیر را در افزایش حملات تروریستی داشتهاست.[۱۵]
ایران
[ویرایش]
در فهرست کشورهایی که بیشترین آسیب را از تروریسم دیدهاند، ایران پس از بریتانیا و پیش از یونان و ایالات متحده آمریکا در رده ۲۸ قرار دارد. ایران همچنین جزو ۱۳ کشوری است که بنابراین گزارش در کنار کشورهایی مثل مکزیک و اسرائیل در معرض خطر افزایش حملات تروریستی است.[۱۵]
آمریکا
[ویرایش]بنابر گزارش نهاد محاسب دولت آمریکا (جیایاو) از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا ابتدای سال ۲۰۱۷ راستگرایان افراطی که شامل طیف گستردهای از گروههای سیاسی و اجتماعی در آمریکا است مسئول ۷۳ درصد از حملات تروریستی مرگبار در خاک آمریکا بودهاست که در بیشتر موارد مسلمانان، سیاهپوستان و اقلیتهای نژادی هدف این حملات بودهاند.[۱۶]
جستارهای وابسته
[ویرایش]- روانشناسی تروریسم
- تروریسم کشاورزی
- مبارزه با مواد مخدر
- ضدتروریسم
- سایبرتروریسم
- تعریف تروریسم
- بوم-تروریسم
- تروریسم اقتصادی
- تروریسم ملیگرا
- تروریسم محیط
- تروریسم دینی
- تروریسم راستگرا
- تروریسم چپگرا
- ابتکار جهانی مبارزه با تروریسم هستهای
- ایران و پروندههای تروریسم دولتی
- جنایات علیه بشریت
- فهرست گروههای تروریستی
- حکومت پلیسی
- حمله انتحاری
- جنگ با تروریسم
- ترور
- کو کلاکس کلان
- پیکارگر غیرقانونی
پانویس
[ویرایش]- ↑ «وحشتافکنی» [علوم سیاسی و روابط بینالملل] همارزِ «terrorism»؛ منبع: گروه واژهگزینی. دفتر دوم. فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۳۷-۰ (ذیل سرواژهٔ وحشتافکنی)
- ↑ صادق صبا-رئیس [وقت] بخش فارسی بیبیسی (۳۱ مرداد ۱۳۹۳). «چرا بیبیسی به کسی تروریست نمیگوید؟». بیبیسی فارسی.
- ↑ چرا آمریکاییها میگویند «طالبان تروریست نیست»؟ بیبیسی فارسی، ۲ آذر ۱۳۹۴
- ↑ Slocum, 121
- ↑ Susan D. Moeller (۱۹۹۹)، Compassion fatigue، Routledge، ص. ص٫۱۶۱، شابک ۰-۴۱۵-۹۲۰۹۸-۱
- ↑ Ben-Yehuda, 51-53
- ↑ Ben-Yehuda, 53
- ↑ محمدی ده چشمه، تروریسم دولتی در آئینه حقوق بین الملل، 36.
- ↑ محمدی ده چشمه، نواب، پیشین، صفحات ۱۴۷-۱۴۶)
- ↑ محمدی ده چشمه، نواب، پیشین، صفحات 78-77)
- ↑ محمدی ده چشمه، نواب، پیشین،ص.78)
- ↑ محمدی ده چشمه، نواب، تروریسم دولتی؛ پندار یا واقعیت؟! مجله پژوهشهاي حقوقي، شماره 36، سال 1397، صفحه ۶۴
- ↑ الگو:محمدی ده چشمه، نواب، تروریسم دولتی؛ پندار یا واقعیت؟! مجله پژوهشهاي حقوقي، شماره 36، سال 1397، صفحات ۶۷-۳۵
- ↑ <ref>محمدی ده چشمه، نواب، تروریسم دولتی در آیینه حقوق بین الملل، انتشارات امجد، ۱۴۰۰، تهران، چاپ اول.
- 1 2 'دههزار حمله تروریستی' در سال ۲۰۱۳، بیبیسی فارسی، ۲۷ آبان ۱۳۹۳
- ↑ «واکنشها به نزاع خونین سفیدبرترپنداران و مخالفان نژادپرستی در آمریکا». بیبیسی فارسی. ۲۱ مرداد ۱۳۹۶.
منابع
[ویرایش]- آشوری، داریوش. دانشنامه سیاسی (فرهنگ و اصطلاحات و مکتبهای سیاسی). تهران: انتشارات مروارید.
- محمدی ده چشمه، نواب، تروریسم دولتی در آیینه حقوق بین الملل، انتشارات امجد، ۱۴۰۰، تهران، چاپ اول. نک:
https://www.majdpub.ir/Home/BDetails/12901
- محمدی ده چشمه، نواب، تروریسم دولتی؛ پندار یا واقعیت؟! (مجله پژوهشهاي حقوقي، شماره 36، سال 1397، صفحات ۶۷-۳۵). در:
پیوند به بیرون
[ویرایش]| منابع کتابخانهای دربارۀ تروریسم |
- بارنبی میسون، خبرنگار دیپلماتیک بیبیسی، تروریسم چیست؟ بایگانیشده در ۲۴ نوامبر ۲۰۰۷ توسط Wayback Machine، بیبیسی فارسی، ۱۸ مهر ۱۳۸۰
- United Nations: Conventions on Terrorism
- دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد: "Conventions against terrorism". Archived from the original on August 5, 2007.
- UNODC – United Nations Office on Drugs and Crime – Terrorism Prevention
- Terrorism and international humanitarian law, International Committee of the Red Cross
- UK Counter Terrorism Policing