پرش به محتوا

ترمینال (فیلم ۲۰۰۴)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ترمینال
پوستر فیلم
کارگرداناستیون اسپیلبرگ
تهیه‌کنندهاستیون اسپیلبرگ
لوری مک‌دانلد
والتر پارکس
نویسندهاندرو نیکول
ساشا گرواسی
فیلمنامه‌نویسساشا گرواسی
جف نِـیثِـنسن
بازیگرانتام هنکس
کاترین زیتا جونز
استنلی توچی
شای مک‌براید
دیه‌گو لونا
زویی سالدانیا
ادی جونز
بری شاباکا هنلی
موسیقیجان ویلیامز
فیلم‌برداریانوش کامینسکی
تدوین‌گرمایکل کان
شرکت
تولید
توزیع‌کنندهدریم‌ورکس
تاریخ‌های انتشار
  • ۱۸ ژوئن ۲۰۰۴ (۲۰۰۴-۰۶-۱۸)
مدت زمان
۱۲۸ دقیقه
کشور ایالات متحده آمریکا
زبانانگیسی، فرانسوی، روسی، بلغاری
هزینهٔ فیلم۶۰ میلیون دلار
فروش گیشه۲۱۹٬۴۱۷٬۲۵۵ دلار

ترمینال (به انگلیسی: The Terminal) نام فیلمی در ژانر کمدی-درام به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و نویسندگی اندرو نیکول و ساشا گرواسی است که در سال ۲۰۰۴ به نمایش درآمد. هنرپیشه‌های اصلی این فیلم تام هنکس و کاترین زیتا جونز هستند. این فیلم داستان مردی است که از کشوری به نام کراکوژیا به فرودگاه بین‌المللی جان اف کندی آمده است و به دلیل کودتا در کشورش توسط گروهی شبه نظامی اجازه ورود به آمریکا را پیدا نمی‌کند. در عین حال به علت وقوع انقلاب در کشورش امکان بازگشتش نیز وجود ندارد. هدف او از سفر به آمریکا تکمیل امضاهای هنرمندان جاز در عکس روزی عالی در هارلم است. این فیلم الهام گرفته از کتاب مرد ترمینال است.

این فیلم از داستان مهران کریمی ناصری پناهنده ایرانی، که به علت گم شدن مدارک پناهندگی خود از سال ۱۹۸۸ تا سال ۲۰۰۶ در ترمینال یکی از فرودگاه‌های نزدیک پاریس زندگی می‌کرد الهام گرفته شده‌است و ۲۵۰ هزار دلار به وی بدین خاطر پرداخت گردید.[۱]

پس از پایان فیلم مرا بگیر اگر می‌توانی (۲۰۰۲)، استیون اسپیلبرگ تصمیم گرفت فیلم ترمینال را کارگردانی کند زیرا می‌خواست اثری بسازد «که بتواند ما را بخنداند، بگریاند و نسبت به جهان احساس خوبی بدهد». از آن‌جا که هیچ فرودگاه مناسبی حاضر به در اختیار گذاشتن امکانات خود برای فیلم‌برداری نشد، یک دکور کامل و فعال در داخل آشیانه‌ای بزرگ در فرودگاه منطقه‌ای لس‌آنجلس/پالم‌دیل ساخته شد و سالن گمرک، دفاتر و بیشتر نماهای خارجی فیلم در فرودگاه بین‌المللی مونترآل–میرابل فیلم‌برداری شدند.[۲]

این فیلم در ۱۸ ژوئن ۲۰۰۴ در آمریکای شمالی اکران شد و به‌طور کلی نقدهای مثبتی دریافت کرد و با فروش ۲۱۹ میلیون دلاری در سراسر جهان به موفقیت تجاری دست یافت.

داستان

[ویرایش]

ویکتور ناورسکی، مسافری از کشور خیالی کراکوزیا، وارد نیویورک سیتی و فرودگاه بین‌المللی جان اف. کندی می‌شود و درمی‌یابد که هم‌زمان با پرواز او، در کشورش یک کودتا رخ داده است. ایالات متحده دولت جدید کراکوزیا را به رسمیت نمی‌شناسد و بنابراین گذرنامهٔ ویکتور باطل می‌شود. او نه می‌تواند وارد آمریکا شود و نه به کشورش بازگردد. سازمان گمرک و حفاظت مرزی ایالات متحده گذرنامه و بلیت بازگشت او را ضبط می‌کند تا موضوع حل‌وفصل شود و بدین ترتیب ویکتور تنها با چمدانش و یک قوطی بادام‌زمینی پلنترز در فرودگاه سرگردان می‌ماند.

فرانک دیکسون، کمیسر موقت فرودگاه، به ویکتور دستور می‌دهد تا زمان مشخص شدن تکلیفش در سالن ترانزیت بماند، اما در عمل می‌کوشد او را از سر خود باز کند. دیکسون نگهبانان را برای پنج دقیقه از در خروجی دور می‌کند تا ویکتور غیرقانونی بیرون برود، اما نقشه شکست می‌خورد. سپس تلاش می‌کند او را به درخواست پناهندگی ترغیب کند، ولی ویکتور نمی‌پذیرد زیرا از بازگشت به کشورش نمی‌ترسد.

ویکتور یکی از دروازه‌های در حال بازسازی را خانهٔ خود می‌کند. دیکسون که در آستانهٔ ارتقاست، روزبه‌روز بیشتر به خلاصی از ویکتور وسواس پیدا می‌کند. در همین زمان، ویکتور با خواندن راهنماهای مسافرتی شروع به یادگیری زبان انگلیسی می‌کند.

او بارها با گوپتا راجان، نظافتچی سالخورده و بداخلاق، روبه‌رو می‌شود و به‌تدریج با او دوستی می‌سازد. همچنین با جو مولروی، باربر فرودگاه که پوکر بازی می‌کند و وسایل بار گمشده را به شرط می‌گذارد، و انریکه کروز، رانندهٔ کامیون خدمات غذایی، آشنا می‌شود که در ازای کمک ویکتور به جلب توجه دولورس تورس، مأمور مهاجرت، به او غذای رایگان می‌دهد.

ویکتور استعدادش را در کارهای ساختمانی نشان می‌دهد و دیواری را در بخشی از ترمینال که بازسازی می‌شد مرمت می‌کند. پیمانکاران گمان می‌کنند او کارمند است و دستمزدی غیررسمی به او می‌دهند. او همچنین رابطه‌ای دوستانه با آملیا، مهماندار پرواز، آغاز می‌کند که خود درگیر رابطه‌ای پیچیده با یک مقام دولتی متأهل است.

در جریان بازدید بازرسان بالادستی، دیکسون از ویکتور می‌خواهد به یک مرد روسی کمک کند که عاجزانه می‌کوشد دارو را به پدر در حال مرگش برساند. دیکسون به دلیل نقص پرونده می‌خواهد مانع شود، اما ویکتور به او کمک می‌کند تا از مقررات بگذرد و این امر باعث خشم و شرمندگی دیکسون می‌شود. دیکسون ویکتور را تهدید می‌کند که هرگز اجازه ورود به آمریکا را به او نخواهد داد. این واقعه در حضور مافوق‌های دیکسون رخ می‌دهد و آن‌ها با دیدهٔ تحقیر او را ترک می‌کنند، در حالی‌که ویکتور در میان کارکنان فرودگاه به قهرمانی بدل می‌شود.

دیکسون آملیا را بازداشت و دربارهٔ ویکتور بازجویی می‌کند. آملیا که درمی‌یابد ویکتور همه‌چیز را به او نگفته، او را در خانهٔ موقتش روبه‌رو می‌کند. ویکتور در آنجا قوطی بادام‌زمینی را نشان می‌دهد که درونش عکسی از «یک روز عالی در هارلم» و امضای ۵۶ نوازندهٔ جَز است. پدر فقید ویکتور عاشق جَز بوده و در ۱۹۵۸ تصمیم گرفته امضای همهٔ ۵۷ نوازندهٔ حاضر در عکس را جمع کند، اما پیش از تکمیل کار درگذشته است و تنها امضای بنی گلسن، ساکسوفونیست تنور، کم مانده بود. ویکتور به نیویورک آمده تا این امضا را بگیرد. پس از شنیدن این داستان، آملیا او را می‌بوسد.

نه ماه پس از ورود، ویکتور می‌فهمد جنگ در کراکوزیا پایان یافته است. آملیا به او می‌گوید معشوقهٔ متأهلش برایش ویزای اضطراری یک‌روزه گرفته تا بتواند رؤیای پدرش را کامل کند، هرچند او خود رابطه‌اش را با معشوقه تجدید کرده است.

ویکتور روادید را به گمرک ارائه می‌دهد اما نیازمند امضای دیکسون است. اکنون که گذرنامه‌اش دوباره معتبر شده، دیکسون می‌خواهد او را به کراکوژیا بازگرداند و تهدید می‌کند که اگر فوراً برنگردد، دوستان ویکتور در فرودگاه را به جرم فعالیت‌های غیرقانونی‌شان تحت پیگرد قرار خواهد داد، از جمله بازگرداندن اجباری گوپتا به هند برای اتهام حمله به یک پلیس فاسد. ویکتور می‌پذیرد بازگردد اما گوپتا با دویدن جلوی هواپیما پرواز را به تأخیر می‌اندازد و دستگیر می‌شود.

شجاعت گوپتا باعث می‌شود ویکتور تصمیم به ترک فرودگاه بگیرد. کارکنان فرودگاه برای خداحافظی می‌آیند اما دیکسون دستور بازداشت او را می‌دهد. مأموران، که دیگر از دیکسون دلزده‌اند، می‌گذارند ویکتور برود. دیکسون تنها لحظه‌ای پس از خروج او به تاکسی‌ران می‌رسد، اما از تصمیم خود برمی‌گردد و به مأمورانش می‌گوید به مسافران تازه‌وارد رسیدگی کنند. ویکتور سرانجام به هتل محل اجرای گلسن می‌رسد و آخرین امضا را به دست می‌آورد و سپس سوار تاکسی می‌شود تا به فرودگاه بازگردد و به خانه برود.

بازیگران

[ویرایش]


تام هنکس در نقش ویکتور ناورسکی

کاترین زیتا-جونز در نقش آملیا وارن، مهماندار پرواز

استنلی توچی در نقش فرانک دیکسون، کمیسر موقت گمرک و حفاظت مرزی

بری شاباکا هنلی در نقش قاضی تورمن، مأمور گمرک و حفاظت مرزی

کومار پالانا در نقش گوپتا راجان، سرایدار

دیه‌گو لونا در نقش انریکه کروز، رانندهٔ خدمات غذایی

چی مک‌براید در نقش جو مولروی، باربر فرودگاه

زویی سالدانا در نقش دولورس تورس، مأمور گمرک

ادی جونز در نقش ریچارد سالچاک، کمیسر گمرک

جود سیکوللا در نقش کارل آیورسن

کوری رینولدز در نقش وایلین، مأمور گمرک

گی‌یرمو دیاز در نقش بابی آلیما

رینی بل در نقش نادیا

والری نیکلایف در نقش میلودرگوویچ

مایکل نوری در نقش مکس

بنی گلسن در نقش خودش

اسکات ادسیت در نقش راننده تاکسی

مارک ایوانیر در نقش گوران

دن فینرتی در نقش کلیف

استیون مندِل در نقش مهماندار فرست‌کلاس

تولید

[ویرایش]

ایدهٔ فیلم احتمالاً از داستان مهران کریمی ناصری، معروف به «سِر آلفرد»، پناهجوی ایرانی الهام گرفته شده است که از ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۶ در ترمینال یک فرودگاه شارل دوگل پاریس زندگی می‌کرد.[۳][۴] در سپتامبر ۲۰۰۳، نیویورک تایمز گزارش داد که اسپیلبرگ حقوق زندگی ناصری را برای ساخت فیلم خریداری کرده است و در سپتامبر ۲۰۰۴، گاردین نوشت که ناصری هزاران دلار از فیلم‌سازان دریافت کرده است.[۵][۶] با این حال، هیچ‌یک از تبلیغات رسمی استودیو به داستان ناصری اشاره نکرده‌اند و خط داستانی فیلم شباهتی به تجربه‌های او ندارد. پیش‌تر فیلم فرانسوی گمشده در ترانزیت (۱۹۹۳) نیز بر همین اساس ساخته شده بود. اسپیلبرگ دربارهٔ ساخت این فیلم گفت: «پس از مرا بگیر اگر می‌توانی می‌خواستم فیلمی دیگر بسازم که بتواند ما را بخنداند و بگریاند و احساس خوبی نسبت به جهان بدهد... اکنون زمانی است که باید بیشتر لبخند بزنیم و فیلم‌های هالیوود باید همین کار را برای مردم در روزگار سخت انجام دهند».[۷]

اسپیلبرگ برای یافتن فرودگاهی واقعی که اجازه دهد در طول تولید فیلم‌برداری شود، به سراسر جهان سفر کرد اما موفق نشد. دکور ترمینال در آشیانه‌ای عظیم در فرودگاه منطقه‌ای لس‌آنجلس/پالم‌دیل ساخته شد. این آشیانه بخشی از مجموعهٔ کارخانه ۴۲ نیروی هوایی ایالات متحده بود که در آن بمب‌افکن بی-۱بی لنسر ساخته می‌شد. دکور مطابق با کدهای ایمنی زلزله ساخته شد و بر پایهٔ فرودگاه دوسلدورف طراحی گردید. شکل ترمینال و دکور آن از پهلو مانند مقطع بال یک هواپیماست. به‌خاطر این طراحی، فیلم یکی از نخستین آثاری بود که از اسپایدرکم استفاده کرد. این دوربین که بیشتر در پخش مسابقات ورزشی به کار می‌رفت، به اسپیلبرگ امکان داد نماهای حرکتی و گسترده از دکور بگیرد. طراحی دکور ترمینال، همان‌گونه که راجر ایبرت در نقدش نوشت و اسپیلبرگ هم در مصاحبه‌ای با مجلهٔ امپایر تأیید کرد، به‌طور چشمگیری از فیلم کلاسیک تاتی یعنی بازی زمان الهام گرفته بود.[۸]

تام هنکس شخصیت ویکتور ناورسکی را بر پایهٔ پدرزنش آلن ویلسون، مهاجر بلغاری، ساخت که به زبان‌های روسی، ترکی، لهستانی، یونانی و اندکی ایتالیایی و فرانسوی علاوه بر بلغاری مسلط بود.[۹] هنکس همچنین از مترجم بلغاری برای اجرای بهتر نقش کمک گرفت.[۱۰]

کراکوژیا

[ویرایش]

کراکوژیا (به روسی: Кракожия) کشوری خیالی است که برای فیلم ساخته شد و شباهت زیادی به یکی از جمهوری‌های پیشین شوروی یا یک کشور بلوک شرق دارد.

موقعیت دقیق کراکوژیا در فیلم به‌عمد مبهم گذاشته شده است. با این حال، در یکی از صحنه‌ها نقشهٔ کراکوژیا برای لحظه‌ای کوتاه روی صفحهٔ یکی از تلویزیون‌های فرودگاه، در جریان یک گزارش خبری دربارهٔ جنگ داخلی، نشان داده می‌شود. مرزهای این نقشه همان مرزهای مقدونیه شمالی امروزی است (که در زمان ساخت فیلم «جمهوری مقدونیهٔ یوگسلاوی سابق» نام داشت). با این حال، در صحنه‌ای دیگر ویکتور گواهینامهٔ رانندگی خود را نشان می‌دهد که یک گواهینامهٔ بلاروسی صادرشده برای زنی با نام ازبکی است.

جان ویلیامز، آهنگ‌ساز فیلم، همچنین سرود ملی کراکوزیا را نیز نوشت.[۱۱]

شخصیت تام هنکس در فیلم بیشتر به بلغاری سخن می‌گوید که زبان مادری مردم کراکوزیا معرفی شده است. با این حال، در صحنه‌ای که او به یک مسافر روس‌زبان در مسئله‌ای مربوط به گمرک کمک می‌کند، از یک زبان ساختگی اسلاوی استفاده می‌شود که شبیه بلغاری و روسی است.[۱۲][۱۳] همچنین، وقتی ویکتور برای یادگیری زبان، یک کتاب راهنمای نیویورک را به دو زبان انگلیسی و زبان مادری‌اش می‌خرد تا آن‌ها را با هم مقایسه کند، کتاب مورد نظر در واقع به زبان روسی نوشته شده است.

به گفتهٔ زبان‌شناس مارتا یانگ-شولتن، فیلم تصویری نسبتاً دقیق از فرایند طبیعی یادگیری زبان دوم ارائه می‌دهد.[۱۴]

واکنش

[ویرایش]

گیشه

[ویرایش]

ترمینال در آمریکای شمالی ۷۷٫۹ میلیون دلار و در سایر کشورها ۱۴۱٫۲ میلیون دلار فروش داشت و مجموع فروش جهانی آن به ۲۱۹٫۴ میلیون دلار رسید.[۱۵]

این فیلم در هفتهٔ نخست اکران خود ۱۹٫۱ میلیون دلار فروخت و در رتبهٔ دوم قرار گرفت. در هفتهٔ دوم ۱۳٫۱ میلیون دلار فروش داشت و به رتبهٔ سوم سقوط کرد.

نقدها

[ویرایش]

راتن تومیتوز گزارش داد که ۶۱٪ از ۲۰۶ منتقد نظر مثبت به فیلم دادند و میانگین امتیاز آن ۶٫۲ از ۱۰ بود. جمع‌بندی این وبگاه چنین است: «ترمینال ضعف‌هایش را با پیام خوشایند جمعی و بازی همیشگی محکم تام هنکس پشت سر می‌گذارد».[۱۶] در متاکریتیک، فیلم امتیاز میانگین وزنی ۵۵ از ۱۰۰ بر پایهٔ ۴۱ نقد دارد که نشان‌دهندهٔ «بررسی‌های متوسط یا ترکیبی» است.[۱۷] تماشاگرانی که توسط CinemaScore نظرسنجی شدند، به فیلم میانگین درجهٔ "B+" از مقیاس A+ تا F دادند.[۱۸]

مایکل ویلمینگتون از شیکاگو تریبون نوشت که «[فیلم] اسپیلبرگ را به قلمروهایی می‌برد که او به ندرت به آن‌ها پا گذاشته است».[۱۹] ای. او. اسکات از نیویورک تایمز گفت بازی هنکس سهم بزرگی در موفقیت فیلم دارد.[۲۰]

راجر ایبرت از شیکاگو سان-تایمز به ترمینال سه و نیم ستاره از چهار داد و نوشت: «این ایده می‌توانست فیلمی تصنعی و ساختگی به بار آورد. اما اسپیلبرگ، بازیگران و نویسندگانش... آن را به کمدی انسانی بدل کرده‌اند که ملایم و راستین است، برای همهٔ شخصیت‌ها همدلی می‌آفریند، لحنی می‌یابد که آن‌ها را پیش می‌برد و مرا بی‌دلیل شاد کرد».[۸] مارتین لیبمن از وبگاه Blu-ray.com فیلم را «نمونهٔ سینما» دانست و ستود که «اثری زمینی، صادقانه، امیدوارکننده، خنده‌دار، تأثیرگذار، کمی رمانتیک و از نظر دراماتیک مرتبط است که در هر صحنه‌ای جادوی سینما را به نمایش می‌گذارد».[۲۱] منتقد مت زولر سیتز از RogerEbert.com ترمینال را همراه با جنگ دنیاها و مونیخ (هر دو ساختهٔ اسپیلبرگ) سه فیلم برتر دانست که در چارچوب نظام استودیویی دربارهٔ حملات ۱۱ سپتامبر ساخته شدند.[۲۲][۲۳]

رسانهٔ خانگی

[ویرایش]

ترمینال در ۲۳ نوامبر ۲۰۰۴ توسط دریم‌ورکس هوم اینترتینمنت روی دی‌وی‌دی منتشر شد.[۲۴] در فوریهٔ ۲۰۰۶، ویاکام (که اکنون با نام پارامونت اسکایدنس شناخته می‌شود) حقوق ترمینال و همهٔ فیلم‌های زندهٔ دریم‌ورکس از ۱۹۹۷ را خریداری کرد.[۲۵][۲۶] در ۶ مهٔ ۲۰۱۴ نیز پارامونت هوم اینترتینمنت فیلم را بر روی بلو-ری منتشر کرد.[۲۷]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. Gilsdorf, Ethan (June 21, 2004). "Behind 'The Terminal,' a true story". The Christian Science Monitor. Retrieved December 5, 2010.
  2. "The Terminal (2004) - Filming & Production". IMDb.com. Archived from the original on 2016-02-09. Retrieved 2022-11-08.
  3. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام CSM062104 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  4. Duncan Walker, "Life in the lounge" بایگانی‌شده در ۲۰۰۹-۰۲-۲۱ توسط Wayback Machine, BBC News Online Magazine, August 17, 2004.
  5. Matthew Rose, "Waiting For Spielberg" بایگانی‌شده در ۲۰۰۹-۰۲-۰۸ توسط Wayback Machine, The New York Times, September 21, 2003. Retrieved June 12, 2008.
  6. Berczeller, Paul (September 6, 2004). "The man who lost his past". The Guardian. Archived from the original on May 9, 2007. Retrieved May 5, 2007.
  7. Total Film (September 1, 2004). "The Total Film Interview – Steven Spielberg". GamesRadar+. Future. Archived from the original on March 16, 2018. Retrieved March 16, 2018.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ Ebert, Roger (June 18, 2018). "The Terminal Movie Review & Film Summary (2004)". RogerEbert.com. Ebert Digital LLC. Archived from the original on August 30, 2014. Retrieved August 19, 2018.
  9. "Season 12 Episode 9". Inside the Actors Studio. Bravo. 14 May 2016. Television.
  10. "Tom Hanks' character in The Terminal speaks Bulgarian" بایگانی‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۳ توسط Wayback Machine, YouTube.
  11. Clemmensen, Christian (June 10, 2004). The Terminal. بایگانی‌شده در ۲۰۲۱-۰۷-۲۵ توسط Wayback Machine Filmtracks.com
  12. "Learn Bulgarian with Tom Hanks". 16 February 2020. Archived from the original on 2021-12-22 – via YouTube.
  13. "plot explanation – What does Viktor Navorski say to Milodragovich in Bulgarian?". Movies & TV Stack Exchange. Archived from the original on 2021-11-05. Retrieved 2021-01-27.
  14. Young-Scholten, Martha. "Hollywood: smarter than you think? Maybe". Archived from the original on July 27, 2011. Retrieved December 25, 2007. دانشگاه لیدز، گروه زبان‌شناسی و آواشناسی، ۲۶ آوریل ۲۰۰۶.
  15. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام BOM وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  16. "The Terminal (2004)". Rotten Tomatoes. Flixster. Archived from the original on June 22, 2011. Retrieved December 5, 2010.
  17. "The Terminal reviews". Metacritic. CBS Interactive. Archived from the original on August 23, 2010. Retrieved December 5, 2010.
  18. "Find CinemaScore" (Type "Terminal" in the search box). CinemaScore. Archived from the original on November 27, 1999. Retrieved November 4, 2020.
  19. "Flight of fancy", Chicago Tribune, June 18, 2004. Retrieved January 1, 2016.
  20. A. O. Scott, "Movie review: An Émigré's Paradise Lost and Found" بایگانی‌شده در ۲۰۱۷-۰۲-۰۱ توسط Wayback Machine, The New York Times, June 18, 2004. Retrieved January 1, 2016.
  21. Liebman, Martin (April 26, 2014). "The Terminal Blu-ray Review". Blu-ray.com. Archived from the original on September 24, 2021. Retrieved August 25, 2020.
  22. Matt Zoller Seitz [@mattzollerseitz] (June 28, 2016). "That, WAR OF THE WORLDS and THE TERMINAL are the 3 best 9/11 films made in the studio system, all by the same guy" (Tweet). Retrieved August 19, 2018 – via Twitter.
  23. Matt Zoller Seitz [@mattzollerseitz] (April 1, 2018). "I keep saying I'm going to write a piece about how THE TERMINAL, WoTW and MUNICH are the 3 greatest American films about 9/11 even though none of them actually mentions it until the very last shot of the last film" (Tweet). Retrieved August 19, 2018 – via Twitter.
  24. https://www.dvdsreleasedates.com/movies/2772/The-Terminal-%282004%29.html
  25. "Paramount-Dreamworks deal finalised". February 2, 2006 – via www.abc.net.au.
  26. "Complete Library". www.paramount.com. {{cite web}}: Text "Paramount Pictures" ignored (help); Text "Theatrical Library" ignored (help)
  27. https://www.blu-ray.com/movies/The-Terminal-Blu-ray/44111/

پیوند به بیرون

[ویرایش]