پرش به محتوا

ظهور تدریجی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از تجدید ادیان در بهائیت)

ظهور تدریجی یا ظهور تدریجی وحی یکی از آموزه‌های دیانت بهائی است. طبق این آموزه خداوند خود را در این جهان به واسطه پیام‌آورانش در یک فرایند تدریجی-ادواری، و منطبق با استعداد درک بشر و مقتضیات زمان و محیط، متجلی می‌سازد. این فرایند متناوب و در عین حال تکاملی است. از طرفی با ظهور هر دینی «حقایق ابدی» - اصول معنوی و اخلاقی، که در دین قبل ظاهرشده، امّا با گذشت زمان و تمسک کورکورانهٔ پیروان به سنت، به فراموشی سپرده شده بود دوباره زنده می‌شود. در این نگاه، ظهور پیاپی ادیان را می‌توان به آمدن فصل بهار تشبیه کرد، با آمدن هر بهاری شکوفایی و نوزایی جایگزین سرما و مرگِ زمستانِ قبل از خود می‌شود. از طرف دیگر حقایق و اصول اجتماعی دینی نسبی هستند و سیری تکاملی می‌پیمایند به این معنی که آموزه‌های دینی از طریق ظهور پی در پی ادیان با تغییر مقتضیات زمان و ظرفیت فهم بشر تغییر می‌کنند.[۱] هدف از ظهور پیامبران، آن بوده است که انسان را بیدار کند تا به ظرفیت‌ها و مسئولیت‌های خویش به‌ عنوان امانت‌دار آفرینش آگاه گردد، و استعداد فزایندهٔ خود را در دگرگونیِ فرد و جامعه و در خدمت به تمدّنی پیوسته در حال پیشرفت به کار گیرد.[۲] در دیدگاه بهائی، پیامبران دارای دو کیفیت وجودی می‌باشند. یکی وجود انسانی، و دیگری مقام الهی آن‌ها است. در مقام الهی از آنجا که همگی تجلی خداوند واحدند و اسماء و صفات او را منعکس می‌کنند در واقع ظهور یک حقیقت هستند، ولی از جنبهٔ انسانی شخصیت‌های متفاوت دارند.[۳]

مفاهیم

[ویرایش]

دوره‌های دینی

[ویرایش]

خداوند خود را در این جهان به واسطه پیام‌آورانش در یک فرایند تدریجی-ادواری، و منطبق با استعداد درک بشر و مقتضیات زمان و محیط، متجلی می‌سازد. این فرایند متناوب و در عین حال تکاملی است. از طرفی با ظهور هر دینی «حقایق ابدی» - اصول معنوی و اخلاقی، که در دین قبل ظاهرشده، امّا با گذشت زمان و تمسک کورکورانهٔ پیروان به سنت، به فراموشی سپرده شده بود دوباره زنده می‌شود. از طرف دیگر حقایق و اصول اجتماعی دینی نسبی هستند و سیری تکاملی می‌پیمایند به این معنی که آموزه‌های دینی از طریق ظهور پی در پی ادیان با تغییر مقتضیات زمان و ظرفیت فهم بشر تغییر می‌کنند.[۱][۳]

از دید آیین بهائی، حقیقت دینی مطلق نیست بلکه نسبی است؛ پیامبران الهی اصول جاودانهٔ اخلاقی و روحانی را در هر عصر تجدید می‌کنند و در عین حال، پیام خود را با شرایط و نیازهای انسان در زمان ظهورشان هماهنگ می‌سازند.[۴] بر این اساس، با افزایش ظرفیت روحانی انسان، میزان و گسترهٔ تعالیم الهی نیز بیشتر می‌گردد.[۵]

بهاءالله، بنیان‌گذار آیین بهائی، ظهور پیاپی پیامبران را به آمدنِ بهار تشبیه کرده است که زندگی تازه‌ای به جهانی می‌بخشد که تعالیم پیشین را به فراموشی سپرده است.[۶] او همچنین جهان را به پیکر انسان و دین را به جامه‌ای برای بشر تشبیه می‌کند که هرگاه کهنه شود، خداوند جامه‌ای نو بر او می‌پوشاند:

… پس کیش یزدان جامهٔ اوست هرگاه کهنه شود بجامهٔ تازه او را بیاراید هر گاهی را روش جداگانه سزاوار همیشه کیش یزدانی بآنچه شایستهٔ آنروز است هویدا و آشکار.[۷]

بهاءالله در کتاب ایقان بیان می‌دارد که خداوند «شهر خدا» را تقریباً هر هزار سال یک‌بار تجدید می‌کند،[۸] و تصریح می‌فرماید که تا هزار سال پس از ظهور او، تجلی تازه‌ای از خداوند پدیدار نخواهد شد.[۹][۱۰]

بهاءالله از محمد، عیسی، موسی و زرتشت به‌عنوان پیام‌آوران الهی یاد کرده است، و خود و باب را نیز در شمار ایشان آورده است. وی همچنین به آدم، نوح، صالح، هود و پیامبری از صابئین اشاره دارد. اگرچه نام بودا و کریشنا در آثار بهاءالله نیامده است، ولی عبدالبهاء در نوشته‌های خود آن دو را نیز از مظاهر ظهور دانسته است.[۱۱]

ادوار کلی

[ویرایش]

افزون بر باور به ظهور تدریجی وحی از سوی خداوند از طریق پیامبرانش، در آثار بهائی از ادوار کلی نیز سخن رفته است؛[۱۲] هر دوره رشته‌ای از ادیان پیاپی را دربرمی‌گیرد که برای تکامل اجتماعی و روحانی بشر ظاهر شده‌اند.[۱۳][۱۴] از دیدگاه بهائی تا کنون دو دوره کلی در جهان ظاهر شده است. دوره نخست، «دوره نبوت» نام دارد که با پیامبری آدم آغاز گردیده و با ظهور محمد پایان یافته است؛[۱۵][۱۶] در این دوره، وحی الهی در فواصلِ معین ظاهر شده و تمدن بشری را از طریقِ «وحی تدریجی» به پیش برده است. دوره دوم «دوره تحقق» نام دارد که با ظهور دیانت بهائی آغاز شده و بنا بر منابع بهائی دست‌کم پانصد هزار سال به طول می‌انجامد؛ در این بازه، ظهورات الهیِ متعددی پدیدار خواهند شد.[۱۷][۱۶][۱۸][۱۹]

در آثار بهائی آمده است که پیامبرانِ دوره نبوت، علاوه برآوردن تعالیم خود، از «دوره تحقق» نیز خبر داده‌اند.[۲۰][۱۷] به صورت دقیقتر کتاب‌های آسمانیِ دورهٔ نخست، «نبوات» و «اخبارِ» آینده‌ای دور را عرضه کرده‌اند که با رستاخیزی جهانی آغاز می‌شود و به صلح، عدالت، امنیت و بلوغ اخلاقی و روحانی بشر می‌انجامد؛[۲۱] «دوره تحقق» دوره‌ای دانسته می‌شود که این وعده‌ها در آن محقق می‌شود،[۲۲] یعنی روزگارِ اکمالِ وعده‌های الهی و تحققِ بشاراتِ کتبِ سماوی.[۱۷] از منظر بهائی، محمد آخرین فرستادهٔ خدا در «دوره نبوت» و آماده‌کنندهٔ بشر برای رستاخیز کنونی است؛ قرآن از همین رو او را «خاتم‌النبیین» می‌خوانَد.[۱۷] از طرف دیگر «لقاءالله» (دیدار با خداوند) مهم‌ترین و صریح‌ترین مضمونِ آیاتِ قرآنیِ مربوط به قیامت است؛[۱۷] [الف] چنان‌که چند آیه پس از آیهٔ «خَتْمِ نبوّت» (۳۳:۴۰)، قرآن در آیهٔ ۳۳:۴۴ از «لقاءِ الهی» سخن می‌گوید.[۱۷] از دیدگاه بهائی، این «لقاء» همان دیدارِ فرستادهٔ الهی است؛ زیرا به تصریح قرآن رؤیتِ ذاتِ الهی ممکن نیست (۶:۱۰۳).[۱۷][۲۱][۲۲] بر همین مبنا، ختم نبوت نشانهٔ عظمتِ ظهورِ بهاءالله دانسته می‌شود،[۱۷] و مقام او، فراتر از مفهومِ نبوتِ متداول در الهیاتِ اسلامی تفسیر شده است.[۲۳]

استعاره‌ها

[ویرایش]

مفهوم «وحی تدریجی» در آثار بهائی با تمثیل‌های گوناگونی توضیح داده شده است. از جمله می‌توان به چرخهٔ روز و شب، فصول سال، و روند آموزش در مدرسه اشاره کرد.

چرخه‌های روزانه و فصلی

[ویرایش]

ظهور هر پیامبر تازه و تعالیم او به آمدنِ بهار تشبیه شده است؛ زیرا همان‌گونه که بهار زمینِ پژمرده را زنده می‌کند، پیام الهی نیز به جهانی که از تعالیم الهی دور افتاده است، جان تازه می‌بخشد و شکوفایی و نوزایی جایگزین سرما و مرگِ زمستانِ قبل از خود می‌شود.[۱][۲۴]

همچنین، ظهورِ تجلیِ الهی به طلوعِ خورشیدِ معنوی تشبیه شده است. در این تمثیل، تعالیمِ پیامبر همچون نورِ خورشید، از سپیده‌دم تا نیمروز فزونی می‌گیرد و در هنگامِ غروب از دیدِ همگان پنهان می‌شود؛ و پس از تاریکیِ شب، خورشید بار دیگر طلوع می‌کند (استعاره از ظهور پیامبر و دینی جدید).[۲۵]

دین همچون مدرسه

[ویرایش]

در بسیاری از آثار بهائی، شکل‌های نخستین دین به سال‌های آغازین آموزش انسان تشبیه شده‌اند.[۲۶] در این دیدگاه، بشریت همچون کودکی است که با رشد تدریجی خود توانایی درک مفاهیم عمیق‌تر را می‌یابد. هر بار که پیامبری ظهور می‌کند، پیام او متناسب با میزان بلوغ روحانی انسان‌هاست.[۲۶] از این رو هر دین حقیقت را به شیوه‌ای مناسب با نیازهای زمان خویش بیان می‌کند. بهاءالله در پاسخ به پرسش‌هایی دربارهٔ تفاوت ادیان و پیامبران، چنین می‌گوید:[۲۷]

رگ جهان در دست پزشک دانا است درد را می‌بیند و بدانائی درمان می‌کند هر روز را رازی است و هر سر را آوازی درد امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید.

متون بنیادین

[ویرایش]

بهاءالله در کتاب ایقان به تفصیل ظهور تدریجی وحی، سیر تکاملی و وحدت ادیان را تشریح می‌کند. طبق این کتاب حقیقت ذات خداوند ماورای درک بشر است. او به تدریج در طول تاریخ بر حسب استعداد و نیازهای جوامع بشری اسماء و صفات خود را از طریق پیامبران متجلی می‌سازد.[۲۸] پیامبران در ادبیات بابی-بهائی «مظاهر ظهور» نامیده می‌شنوند و هر یک در یک دوره خاص با آموزه‌هایی مرتبط با شرایط زمانه و رسالتی مشخص ظاهر می‌شوند.[۲۸] در الهیات بهائی، مظاهر ظهور اراده الهی را به صورت تدریجی بیان می‌کنند و مهم‌ترین عامل تکامل اجتماعی بشر هستند. از این رو، ظهور وحی مستمر، تدریجی و تکاملی است و نوعی وحدت استعلایی بین ادیان حاکم است و مقام و حقیقت مظاهر ظهور یکی است.[۲۹]

سید علی‌محمد باب نیز در آثار خود - به ویژه در کتاب بیان - تداوم و تکامل ادیان را به تفصیل شرح می‌دهد.[۳۰] به گفته وی با پیشرفت انسان در طول تاریخ، تجلی الهی به تدریج در ادیان ظاهر می‌شود و جلوه ای کاملتر و جامعتر از خود به منصّه ظهور می‌گذارد.[۳۱] هر دینی در زمان خود و به نسبت به گذشته کامل است و در عین حال کمالِ بالقوه اش ظهور دیانتِ بعد است که شکوفایی کمالات بالقوه دیانت و مدنیت قبل در آن ممکن می‌شود.[۳۲] مثلاً کمالِ تورات، انجیل و کمالِ انجیل، قرآن است و اکنون کمالِ قرآن به صورت بیان و در آئینی که باب آورده، ظاهر شده است.[۳۲] بر اساس همین منطق، هیچ دینی به گفته باب آخرین دین نیست،[۳۳][۳۱] بلکه برای نیازهای دوره ای محدود از تاریخ بشر ظهور یافته است.[۳۳][۳۱] بر اساس همین اصلِ تکامل و شکوفایی ادیان، باب نتیجه می‌گیرد که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» موعود آئین بیان باشد.[۳۴]

در آثار باب دین تبدیل به یک پدیده دیالکتیکی می‌شود. دین تحمیل ابدی و الزام‌آور اراده خداوند بر انسانها نیست، بلکه محصول تعامل اراده خداوند با مرحله تاریخی تکامل بشریت است. از آنجایی که انسان‌ها تاریخی و در حال تغییر هستند، دین نیز یک واقعیت پویا و مترقی است. یکی از برجسته‌ترین و محوری‌ترین بیان این مفهوم دیالکتیکی و تاریخی، استفاده باب از اصطلاح «ارتفاع» است که هم معنای الغاء می‌دهد و هم معنای اعتلاء. از نظر باب، هر دین جدید، ارتفاع دین قبلی است. دین جدید از یک سو دین قبلی را نسخ و الغاء می‌کند و از سوی دیگر آن را اعتلاء می‌بخشد. دین جدید همان دین قبلی است که به شکلی والاتر و متعالی‌تر ظاهر شده است. از این رو باب ارتفاع را برای بیان وحدت دو معنای متضاد به کار می‌برد. اصطلاح «ارتفاع» همان مفهوم آف هه بونگ هگل را می‌رساند. از دیدگاه باب قیامت پایان تاریخ نیست بلکه روز بعثت پیامبر جدیدی است که مرحله جدیدی از توسعه تاریخ بشر را آغاز می‌کند.[۳۵]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. 1 2 3 Smith, Peter (2008). An introduction to the Baha'i faith (به انگلیسی). Cambridge; New York: Cambridge University Press. pp. 108–109.
  2. Smith, Todd (2021-11-26), "The Writings of the Universal House of Justice", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی) (1 ed.), London: Routledge, p. 145, doi:10.4324/9780429027772-14, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2025-10-22
  3. 1 2 Juan Cole (August 2011). "BAHĀʾ-ALLĀH". Encyclopædia Iranica. Vol. Online. pp. 422–429. Retrieved 29 October 2020.{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link)
  4. Smith, Peter (2000). "Progressive revelation". A concise encyclopedia of the Baháʼí Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 276–277. ISBN 1-85168-184-1.
  5. Lundberg, Zaid (May 1996). Baha'i Apocalypticism: The Concept of Progressive Revelation. Department of History of Religion at the Faculty of Theology, Lund University. Retrieved 2006-11-25.
  6. Smith, Peter (2000). "Progressive revelation". A concise encyclopedia of the Baháʼí Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 276–277. ISBN 1-85168-184-1.
  7. «منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله - سپاس و ستایش خداوندی را سزاوار که آفرینش را بتوانائی خود از برهنگی نابودی رهائی داد». Ocean Of Lights. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۲.
  8. کتاب ایقان، ص. ۱۹۹.
  9. McMullen, Michael D. (2000). The Baha'i: The Religious Construction of a Global Identity. Atlanta, Georgia: Rutgers University Press. p. 7. ISBN 0-8135-2836-4.
  10. کتاب اقدس، بند ۳۷.
  11. Abdul-Baha (2006-01-01). Paris Talks: Addresses Given by ʻAbdu'l-Bahá in 1911 (به انگلیسی). Baha'i Publishing Trust. ISBN 978-1-931847-32-2.
  12. ʻAbdu'l-Bahá (1990) [1908]. Some Answered Questions (Softcover ed.). Wilmette, Illinois, USA: Baháʼí Publishing Trust. p. 160. ISBN 0-87743-162-0.
  13. Universal House of Justice. Messages 1963 to 1986. Wilmette, Illinois: Baháʼí Publishing Trust. p. 738.
  14. Effendi, Shoghi (1938). The World Order of Baháʼu'lláh. Wilmette, Illinois, USA: Baháʼí Publishing Trust. p. 163. ISBN 0-87743-231-7.
  15. نامهٔ صادره از سوی بیت‌العدل اعظم به فردی از بهائیان، ۱۳ مارس ۱۹۸۶، منتشرشده در Effendi, Shoghi (1983). Hornby, Helen (ed.). Lights of Guidance: A Baháʼí Reference File. Baháʼí Publishing Trust, New Delhi, India. p. 500. ISBN 81-85091-46-3.
  16. 1 2 Taherzadeh, Adib (1977). The Revelation of Baháʼu'lláh, Volume 2: Adrianople 1863-68. Oxford, UK: George Ronald. p. 352. ISBN 0-85398-071-3.
  17. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Buck, Christopher; Ioannesyan, Youli A. (2023). "Last Prophet and Last Day: Shaykhī, Bābī and Bahā'ī Exegesis of the "Seal of the Prophets" (Q. 33:40)". Religions (به انگلیسی). 14 (3): 341. doi:10.3390/rel14030341. ISSN 2077-1444.
  18. Effendi, Shoghi (1938). The World Order of Baháʼu'lláh. Wilmette, Illinois, USA: Baháʼí Publishing Trust. p. 102. ISBN 0-87743-231-7.
  19. Karl Weaver (2017). Explanation of a Zoroastrian Prophecy: Length of the "Baháʼí Cycle.
  20. Effendi, Shoghi (1944). God Passes By. Wilmette, Illinois, USA: Baháʼí Publishing Trust. p. 100. ISBN 0-87743-020-9.
  21. 1 2 Rosen, Harold (2018). "Philospohical anthropology. Human nature and world religion: toward a Bahá'í-inspired philosophical anthropology". philpapers.org (به انگلیسی). p. 57. Retrieved 2023-12-11.
  22. 1 2 Dehghani, Sasha (2021-11-26), "Progressive Revelation", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی) (1 ed.), London: Routledge, p. 196, doi:10.4324/9780429027772-18, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2023-12-11
  23. امانت، عباس؛ وهمن، فریدون (۱۳۹۸) از طهران تا عکا: بابیان و بهائیان در اسناد دوران قاجار»، صفحه ۱۷۸ و ۱۷۹، نشر باران، سوئد
  24. Smith, Peter (2008). An Introduction to the Baha'i Faith. Cambridge: Cambridge University Press. pp. 108–109. ISBN 978-0-521-86251-6.
  25. Taherzadeh, A. (1984). The Revelation of Baháʼu'lláh, Volume 3: ʻAkka, The Early Years 1868-77. Oxford, UK: George Ronald. p. 339. ISBN 0-85398-144-2.
  26. 1 2 Fisher, Mary Pat (1996). Living Religions: An Encyclopaedia of the World's Faiths. I B Tauris & Co Lt. pp. 417–418. ISBN 1-86064-148-2.
  27. «منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله - (لوح مانکجی) رگ جهان در دست پزشک دانا است درد را می‌بیند و بدانائی درمان». Ocean Of Lights. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۲.
  28. 1 2 Smith, Peter (2008). An introduction to the Baha'i faith (به انگلیسی). Cambridge; New York: Cambridge University Press. p. 21.
  29. Moojan Momen (April 2016). "MAẒHAR-E ELĀHI". Encyclopedia Iranica. Vol. Online Edition. Retrieved 1 May 2020.
  30. Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran (به انگلیسی). Ithaca: Cornell University Press. p. 245.
  31. 1 2 3 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 243–245.
  32. 1 2 Saieidi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 256.
  33. 1 2 Stenstrand'S, August J; Browne, Edward G (2006). "BABISM". In al-Ahari, Muhammad Abdullah (ed.). THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN (به انگلیسی). Daltaban Peyrevi. Chicago: Magribine Press. p. ۲۴–۲۵.
  34. Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 344–351.
  35. Saiedi, Nader (2021-11-26), "The Writings and Teachings of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی) (1 ed.), London: Routledge, p. 34, doi:10.4324/9780429027772-5, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2022-10-27

یادداشت‌ها

[ویرایش]
  1. به گفتهٔ بهاءالله «هیچ امری اعظم از لقا و اصرح از آن در فرقان ذکر نیافته»[۱۷]