تاریخ روابط ایران و بریتانیا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

تاریخ روابط ایران و بریتانیا بازمی‌گردد به قرن سیزدهم میلادی مطابق قرن هفتم هجری؛ در آن دوران ارغوان شاه نواده هلاکو خان در ایران و ادوارد اول در انگلستان حکومت می‌کردند.[۱]

اولین هیئت نمایندگی ثابت بریتانیا در تهران، در سال ۱۸۲۱ میلادی (۱۲۰۰ خورشیدی) در باغ الچی در تهران مستقر شد.

در دوران صفویه[ویرایش]

در خلال سال‌های ۱۵۶۱ تا ۱۵۶۳ میلادی آنتونی جنکینسون نماینده شرکت انگلیسی مسکووی به دربار شاه تهماسب یکم صفوی سفر کرده و اقداماتی جهت برقراری روابط اقتصادی انجام می‌دهد.[۲]

شاه عباس که در شانزده سالگی قدرت سیاسی ایران را در دست گرفت با کشوری آشفته مواجه بود، که از هر سو مورد تهدید بود. بزرگترین خطر، امپراتوری عثمانی در مرزهای غربی ایران بود. چنین تهدید بزرگی سبب شد تا شاه عباس صفوی به جست وجوی متحدان جدیدی به خصوص در میان اروپائیان بپردازد.[۳]

از این روی، شاه عباس، به چارلز اول، پادشاه انگلستان، نامه‌ای نوشت که در آن وی از پادشاه انگلستان می‌خواست تا ضمن اعزام نمایندگانش و برقراری روابط متقابل با ایران، با تاجران و بازرگانان ایرانی به خوبی رفتار کند. در ادامه روابط دوجانبه میان ایران و بریتانیا، شاه عباس با دریافت کمک‌های نظامی از انگلستان، شامل توپ و کشتی جنگی توانست، جزیره هرمز در خلیج فارس را از پرتغالی‌ها، رقیب دیرینه انگلیسی‌ها، باز پس بگیرد و در عین حال موجب اعتماد ایرانیان به انگلیسی‌ها گردید.[۳]

در دوران قاجاریه[ویرایش]

ادای احترام ناصرالدین شاه قاجار، پادشاه ایران به ویکتوریای اول، ملکه بریتانیا و شهبانوی هند در ژوئیه ۱۸۵۹ میلادی، در قلعه ویندسور.

سفارت انگلستان در ایران، در سال ۱۸۰۰ (میلادی) معادل با ۱۱۷۹ تأسیس شد و رسیدگی به امور کشور هلند را نیز بر عهده داشت. انگلستان همچنین در شهرهای مشهد، تبریز، رشت، شیراز، کرمانشاه، اصفهان، همدان و استرآباد دارای کنسولگری بود. این در حالی است که ایران در آن زمان، فاقد سفارت یا کنسولگری در انگلستان بود.[۴]

قرارداد مفصل

روز بیست و سوم اسفند ماه ۱۱۹۰ خورشیدی (چهاردهم مارس۱۸۱۲ میلادی) قراردادی میان دولت ایران و بریتانیا به امضا رسید که به قرارداد مفصل مشهور شد. این‌قرارداد مکمل قرارداد مجمل به‌شمار می‌رفت. برپایهٔ این قرارداد، دولت انگلستان متعهد شد که هرگاه‌دولت ثالثی به ایران حمله کند، جنگ‌افزار، مهمات و کمک نظامی در اختیار ایران قرار دهد و هم‌چنین کمک‌ مالی خود را در دوران جنگ به سالی دویست هزار تومان افزایش دهد. در اجرای مفاد قرارداد مزبور، دولت انگلستان متعهد شد که مبلغ ششصد هزار تومان بابت کمک‌های‌ مالی سه سال گذشته را پرداخت نموده و افزون بر آن ۳۰ هزار قبضه تفنگ و ۲۰ عراده توپ به دولت ایران‌ بدهد. هم‌چنین دولت مزبور، تعداد سی افسر و مستشار نظامی برای تعلیم ارتش ایران، گسیل داشت. اما ۱۶ ژوئیه ۱۸۱۲ (۲۵ تیر ماه ۱۱۹۱ خورشیدی) دولت بریتانیا با امپراتوری روس علیه ناپلئون متحد شد. در سال ۱۱۹۲ خورشیدی (۱۸۱۳ میلادی)، ارتش تزار بخش‌های دیگری از تالش را اشغال کرد. دولت ایران بر پایهٔ قرارداد مفصل از دولت انگلیس تقاضای کمک کرد. اما دولت بریتانیا که با امپراتوری روسیه در برابر ناپلئون متحد شده بود، حاضر نبود به ایران علیه روسیه یاری کند.[۵]

نقش انگیس در انعقادعهدنامه گلستان

در جریان وقایعی که بعد از قرارداد مفصل رخ داد، دولت انگلیس تمایل داشت بین ایران و روسیه، تا تعیین تکلیف دولت فرانسه، حتی به‌طور موقت، صلح برقرار بماند. زیرا در غیراین صورت، روسیه نمی‌توانست تمام توجه خود را معطوف اروپا کند. به همین دلیل، انگلیس ایران را برای صلح با روسیه، تحت فشار قرارداد. سفیر انگلیس در ایران، به فتحعلی شاه اعلام کرد که بعد از پذیرش صلح توسط ایران، شخصاً وساطت خواهد کرد تا روسیه بخش‌هایی از خاک ایران را که تصرف کرده‌است، به ایران بازگرداند. اما فتحعلی شاه به سفیر انگلیس گفت که اگر آن‌هامی‌خواهند پس از انعقاد قرارداد صلح، وساطت کنند و بخش‌های اشغالی خاک ایران را برگردانند؛ چرا در هنگام تنظیم قرارداد، مساعی خود را برای خروج نیروهای روس از مناطق قفقاز به کار نمی‌برند؟!

درنهایت، پس از ده سال جنگ بین ایران و روسیه، با وقوع اولین شکست مهم ایران در جبههٔ اصلاندوز، دولت ایران که دربرابر روسیه تنها مانده بود، زیر فشار دولت بریتانیا مجبور به انعقاد معاهدهٔ صلح (قرارداد گلستان) با روسیه شد. این قرارداد، در سال ۱۸۱۳ میلادی، و در زمان سلطنت فتحعلی‌شاه قاجار، در آبادی گلستان منعقد شد که در پی آن، مناطقی از خاک ایران جدا و به خاک روسیه ضمیمه شد.

متن عهدنامهٔ گلستان را سِر گور اوزلی، اولین سفیر بریتانیا در ایران نگارش کرد.

پس از قرارداد گلستان، «سرگوراوزلی»، به حضور تزار روسیه رسید و به پاس خدماتی که‌انجام داده بود، برترین نشان امپراتوری روسیه به وی داده شد. وی در پاسخ سخنان تشکرآمیز آلکساندر اول از خدماتش در رابطه با بستن قرارداد گلستان گفت: «این خدمت مختصر من بود و این در اثر اطاعت از اوامر دولت پادشاهی انگلستان می‌باشد که به من‌دستور داده شده بود»[۵][۶]

جدایی افغانستان از ایران

با شکست ناپلئون در نبرد واترلو، دولت انگلستان که از زیر فشار خردکنندهٔ امپراتوری فرانسه رهایی‌ یافته بود، سیاست مماشات نسبت به ایران را کنار گذارد و چهرهٔ خشن‌تری به سیاست خود بخشید. دولت‌انگلستان، برای مصون ساختن هندوستان، دست‌اندرکار ایجاد حایلی میان ایران و هندوستان گردید. از این‌روی، دولت مزبور، در پی تجزیهٔ ایالت‌های کابل، قندهار و هرات و نیز بخش بزرگی از مکران و بلوچستان ازایران برآمد. دولت بریتانیا، با اعزام ناوگان‌جنگی کامل به خلیج‌فارس، در بیست و سوم آذرماه ۱۲۳۵ خورشیدی (۱۴ دسامبر ۱۸۵۶ میلادی) جزیره‌ی‌خارک را اشغال کرد. پنج روز بعد، در بندر بوشهر نیرو پیاده کرده و شهر شیراز را هدف گرفت. در این جا، چون‌ با مقاومت‌های سختی روبرو شد، تنها به اشغال بوشهر بسنده کرد. به دنبال این اقدام، دولت مزبور روز ۱۱اسفندماه ۱۲۵۳ خورشیدی (دوم مارس ۱۸۵۷ میلادی)، در خرمشهر نیرو پیاده کرد و کشتی‌های جنگی‌ انگلستان از راه اروندرود و کارون، اهواز را متصرف شدند. هم‌زمان با این عملیات، «سیدسعید» سلطان مسقط و عمان به دستور انگلیس‌ها، به بندرعباس یورش آورد. سرانجام با میانجی‌گری دولت فرانسه، عهدنامهٔ پاریس بین دولت‌های ایران و بریتانیا به امضا رسید. بر پایهٔ عهدنامه‌ی‌ مزبور، دولت ایران موظف شد که نیروهای خود را از هرات بیرون برده و از هرگونه ادعای حاکمیت نسبت به‌هرات و دیگر مناطق افغانستان صرف‌نظر کند. در ضمن قرار شد که با امام مسقط هم ترتیبی دربارهٔ اجاره‌ی‌ بندرعباس داده شود. بدین ترتیب افغانستان هم از خاک ایران جدا گردید.[۷]

امتیازنامه رویتر
بانک شاهنشاهی ایران، حق انحصاری نشر اسکناس در ایران را در اختیار داشت و اولین اسکناس بانکی را در ایران منتشر نمود.

در سال ۱۸۸۹ میلادی (۱۲۶۸ خورشیدی)، براساس فرمان ملکه ویکتوریا، بارون جولیوس رویتر، از اتباع انگلستان، در قبال اعطای وامی به ناصرالدین شاه قاجار، امتیازنامه‌ای را کسب کرد که به موجب آن، امتیاز انحصاری راه‌سازی، ساختن راه آهن ایران و استخراج همه معادن (بجز طلا و نقره و سنگ‌های قیمتی) و ایجاد تأسیسات آبی و قنوات و کانال‌ها و استفاده و بهره‌برداری از جنگل‌های ایران را برای مدت هفتادسال و استفاده و نظارت بر گمرک ایران را به مدت بیست و پنج سال تصاحب می‌کرد.

هرچند مفاد امتیازنامه رویتر به دلیل مخالفت داخلی و همچنین مخالفت شدید روسیه، از روی کاغذ فراتر نرفت،[۸] اما ناصرالدین شاه قاجار با تأسیس بانک شاهنشاهی ایران، که بخشی از فصل سوم امتیازنامه رویتر بود، موافقت کرد و این بانک به عنوان اولین بانک در ایران، تأسیس شد.

امتیازنامه دارسی

در تاریخ ۲۸ مه ۱۹۰۱ میلادی (۱۲۸۰ خورشیدی)، مظفرالدین‌شاه قاجار، قراردادی را با ویلیام ناکس دارسی، از اتباع دولت بریتانیا، به امضا رساند که به امتیازنامه دارسی مشهور شد. بر اساس این امتیازنامه، دولت بریتانیا حق انحصاری اکتشاف و استخراج نفت در ایران را به دست آورد. این امتیازنامه نخستین قرارداد نفتی ایران بود.[۸]

قرارداد سن پترزبورگ

در تاریخ ۳۰ اوت ۱۹۰۷ میلادی (۹ شهریور ۱۲۸۶ خورشیدی)، معاهدهٔ تاریخی «تقسیم ایران» بین روسیه تزاری و بریتانیا در منطقه سن پترزبورگ به امضا رسید. قرارداد سن پترزبورگ، ۳ بند داشت و بدون آگاهی محمدعلی شاه قاجار و دولت وقت ایران و در زمان اوج جنبش مشروطه به امضاء رسید. قرارداد سن پترزبورگ، همچنین سرنوشت افغانستان و چند کشور دیگر را نیز تعیین می‌کرد. بر پایهٔ بند نخست، سرزمین افغانستان در حوزه‌ی‌ نفوذ انگلستان قرار گرفت. طبق بند دوم، سرزمین تبت جزو حوزهٔ نفوذ روسیه شناخته شد. سرانجام برپایهٔ بند سوم، ایران به سه بخش‌ تقسیم‌گردید: ۱ـ بخش شمالی، یعنی از خط فرضی میان قصر شیرین، اصفهان، یزد، خواف و مرز افغانستان (نقطه‌ی‌تقاطع دو خط سرحدی‌روس‌وافغانستان)، منطقه‌ی‌نفوذروسیه‌شناخته‌شد. ۲ـ بخش جنوبی، یعنی از خط فرضی که از مرز افغانستان و بیرجند و کرمان به بندرعباس می‌پیوست وبرای دفاع از هندوستان دارای اهمیت حیاتی بود، در منطقهٔ نفوذ انگلستان قرار گرفت. ۳ـ بخش مرکزی، در حیطهٔ نفوذ دولت ایران قرار گرفت. در حقیقت، بخش مرکزی، حد فاصلی بود میان‌مناطق نفوذ دو دولت روسیه و انگلستان، به منظور جلوگیری از برخورد احتمالی آنان در این بخش از جهان. روز ۲۴ سپتامبر ۱۹۰۷ (اول مهرماه ۱۲۸۶ خورشیدی) سفارت انگلیس در تهران طی یادداشتی به‌طوررسمی دولت ایران را از قرارداد «تقسیم ایران»، آگاه کرد.

قرارداد سن پترزبورگ، با مخالفت شدید مجلس شورای ملی ایران روبرو شد. نهایتاً با پیروزی انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، عملاً ملغی شد.

بست‌نشینی مشروطه‌خواهان در سفارت بریتانیا در تهران

یکی از معروف‌ترین وقایع تاریخی مربوط به سفارت «بست‌نشینی» در سفارت در ماه‌های ژوئیه و اوت ۱۹۰۶ میلادی (تابستان ۱۲۸۵ خورشیدی) و در طی مبارزات منتهی به انقلاب مشروطه بود. در این زمان بین ۱۲ تا ۱۶هزار نفر از ساکنین تهران و علمای شیعه در محل سفارت بریتانیا «بست‌ نشسته» و بدین ترتیب زندگی شهر را مختل نموده و مظفرالدین شاه را به صدور فرمان مشروطه و ایجاد مجلس ملی در روز ۵ اوت ۱۹۰۶ (۱۴ مرداد ۱۲۸۵) وادار ساختند.[۹]

نقش مثبتی که سفارت بریتانیا در تهران در حمایت از آزادیخواهان مشروطه‌طلب ایفا کرد و بست‌ نشینیِ مشروطه‌خواهان در سفارت، نام نیکی از پادشاهی متحد را در میان مردم تا پیش از قرارداد ۱۹۰۷ باقی گذاشت و مراوده و مکاتبه روحانیون ایرانی و رهبران مشروطه را با سفیر و سفارت، عادی و معمولی ساخت؛ کاری که به نوشته دنیس رایت، سفیر پیشین بریتانیا در تهران، «سرمایه بزرگ و جاودانه‌ای برای دولت فخیمه فراهم آورد».[۱۰]

قحطی بزرگ ایران (۱۲۹۶–۱۲۹۸)

فاجعه قحطی سالهای (۱۹۱۹–۱۹۱۷میلادی) مقارن با (۱۲۹۸–۱۲۹۶ هجری شمسی) که در سراسر کشور به وقوع می‌پیوندد و طی آن هزاران ایرانی در اثر سیاست‌های بریتانیا کشته می‌شوند. قحطی، زمانی اتفاق می‌افتد که سراسر ایران در اشغال نظامیان انگلستان است. درست زمانی که مردم ایران به دلیل قحطی ناشی از جنگ و اشغال نابود می‌شدندارتش بریتانیا مشغول خرید مقادیر عظیمی غله و مواد غذایی از بازار ایران بود و با این کار هم افزایش شدید قیمت مواد غذایی را سبب می‌شد و هم مردم ایران را از این آذوقه محروم می‌کرد. طبق اسناد آمریکایی، در سال ۱۹۱۴ جمعیت ایران ۲۰ میلیون نفر بود که در سال ۱۹۱۹ به ۱۱ میلیون نفر کاهش یافت، یعنی حدود ده میلیون نفراز مردم ایران از گرسنگی و بیماری‌های ناشی از کمبود مواد غذایی وسوءتغذیه مردند. چهل درصد از مردم ایران طی دو سه سال قلع و قمع و نابود شدند و ۳۶ سال بعد یعنی سال ۱۹۵۶ بود که ایران توانست مجدداً به جمعیت ۲۰میلیونی سال ۱۹۱۴ برسد.[۱۱]

در دوران پهلوی[ویرایش]

نظارت بر تجارت تسلیحات

با مطرح شدن عهدنامهٔ سنت ژرمن در سال ۱۹۱۹، تجارت اسلحه در آب و خاک ایران، تحت نظارت بین‌المللی (انگلستان) درمی‌آمد و ایران از خرید و فروش مستقیم سلاح منع می‌شد. در آن زمان، ایران این موضوع را خلاف حاکمیت ملی خود تلقی کردو از امضای آن عهدنامه خودداری نمود.

اما در سال ۱۹۲۵، جامعهٔ ملل تصمیمی اتخاذ نمود که طی کنفرانس ژنو، کلیهٔ کشورهای جهان موظف به اجرای آن بودند. به موجب این کنفرانس، مقرر گردید که در مناطق ممنوعه و دریاهای تحت تفتیش، هرگونه عملیات بارگیری، بارگذاری و تعویض بار از نظر سلاح و مهمات برای کشتی‌های بومی با قدرت زیر ۵۰۰ تن ممنوع اعلام شد. با توجه به اقدام دولت انگلیس در قراردادن نام خلیج فارس درفهرست مناطق تحت تفتیش، ایران از نظر خرید و فروش سلاح دچار مشکل می‌شد؛ حال آن‌که انگلیسی‌ها به‌راحتی می‌توانستند با کشتی‌های بالای ۵۰۰ تن خود به تجارت اسلحه در پهنهٔ آبی خلیج فارس بپردازند.[۱۲]

جدایی بحرین از ایران

در ۲۰ می ۱۹۲۷، پادشاه حجاز (سلطان عبدالعزیز بن مسعود) و دولت انگلستان قراردادی را امضا کردند که به موجب آن، ارتباط ویژه‌ای بین دولت حجاز و بحرین برقرار می‌شد. ایران برقراری چنین ارتباطی بین بخشی از خاک خود (بحرین) و یک دولت خارجی را مغایر با حاکمیت ملی و تمامیت ارضی خود تلقی کرد. به همین دلیل ایران در ۲۲ نوامبر ۱۹۲۷ یادداشت اعتراض‌آمیز شدیداللحنی را به وزیر مختار انگلیس و دبیرکل جامعهٔ ملل ارسال کرد. در مقابل، وزیر امورخارجه بریتانیا در ۱۸ ژانویه ۱۹۲۸، با ارسال یادداشتی به دبیرکل سازمان ملل متحد، حاکمیت ایران بر بحرین را منکر شد... درنهایت، با فشار بریتانیا، بحرین از ایران جدا شد.[۱۲]

کشف آثار باستانی

در ۷ آذر ۱۳۱۰ رضاشاه با سفر یک هیئت بریتانیایی به ریاست سر اورل اشتین به ایران جهت کشف آثار باستانی در شهرهای ایران موافقت کرد.[۱۳]

اقدام دولت بریتانیا در جلوگیری از حمل کالاهای خریداری شده ایران از آلمان

در ۷ آذر ۱۳۱۸ خورشیدی دولت ایران یادداشت اعتراضیه‌ای به سفارت بریتانیا تسلیم کرد و در آن اقدام دولت بریتانیا در جلوگیری از حمل کالاهای خریداری شده ایران از آلمان (نازی) را مورد انتقاد قرار داد.[۱۴]

تاسیس بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی

در تاریخ ۲۹ دسامبر ۱۹۴۰ میلادی (۸ دی ۱۳۱۹ خورشیدی)،[۱۵] بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی برای رقابت با رادیو برلین آغاز به کار کرد. اولین گوینده این رسانه، حسن موقر بالیوزی نام داشت.[۱۵]

اشغال ایران در جنگ جهانی دوم
وام ایران به بریتانیا

ایران در سالهای دهه پنجاه و برخورداری از منابع ارزی مناسب به دلیل بهبود قیمت نفت در بازارهای جهانی اعلام کرد که قصد ارائه وام‌های بزرگی به کشورهای خارجی از جمله فرانسه و بریتانیا دارد. بخش مهمی از این وامها برای بهبود شبکه لوله کشی آب لندن در اختیار بریتانیا قرار گرفت.[۱۶][۱۷][۱۸]

ملی شدن صنعت نفت ایران[ویرایش]

هجدهم اکتبر ۱۹۵۲ دکتر مصدق در نطقی رادیویی قطع روابط با انگلستان را به اتهام توطئه علیه دولت وی اعلام کرد. مردم که این خبر را از رادیو تهران شنیده بودند از هر گوشه شهر به سوی خیابان فردوسی که ساختمان سفارت در آن واقع است روانه شدند و ضمن برگزاری یک تظاهرات ضد انگلیسی گسترده و دادن شعار، تابلوی سفارت را که علامت رسمی دولت انگلستان بر آن وجود داشت، از جای برکندند و از سردر سفارت پایین آوردند. این تیرگی روابط تا کودتای ۲۸ مرداد 1332و سرنگونی دولت ادامه داشت.[۱۹]

در تاریخ ۲۹ مهر ۱۳۳۲ آنتونی ایدن وزیر خارجه وقت بریتانیا گفت «بریتانیا بار دیگر دست دوستی به سوی ایران دراز می‌کند و برای تجدید مناسبات سیاسی همه نوع آمادگی دارد.» وزارت خارجه ایران در پاسخ به اظهارات آنتونی ایدن گفت «تنها توقع دولت ایران این است که برای حل اختلاف نفت قوانین مصوب کشور محترم شمرده شود و اصل حیثیت و شرافت ملی ایران ملحوظ و اساس عدالت و انصاف رعایت گردد.»[۲۰]

در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۳۲ اعلامیه مشترک ایران و بریتانیا متضمن تصمیم دو دولت دائر به برقراری دوباره روابط سیاسی بین دو کشور انتشار یافت. در متن این اعلامیه آمده بود که به زودی هر یک از دو دولت سفیر کبیر خود را به کشور دیگر اعزام می‌کنند و بعد از آن در نزدیک‌ترین زمانی که مورد موافقت طرفین باشد در مورد حل اختلاف مربوط به نفت شروع به مذاکره خواهند کرد. فضل‌الله زاهدی نخست وزیر وقت نیز در رادیو اعلام کرد که روابط سیاسی دو کشور بسیار ضروری و واجب است. به مناسبت برقراری و بهبود روابط سیاسی ایران و بریتانیا، دانشجویان دانشکده فنی تهران به عنوان اعتراض کلاس‌ها را تعطیل کردند و تظاهراتی به راه انداختند. ۳ دانشجو بر اثر حمله پلیس کشته شدند و دانشگاه تهران تعطیل شد.[۲۱]

پس از انقلاب ۵۷[ویرایش]

در ۹ اردیبهشت ۱۳۵۷ حجم معاملات ایران و انگلستان به یک میلیارد لیره افزایش یافت.[۲۲]

اشغال سفارت ایران در لندن

حمله به سفارت ایران در بریتانیا واقعه‌ای بود که در روز چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۵۹ (۳۰ آوریل ۱۹۸۰) توسط عده‌ای که خود را گروه الشهید از طرفداران خودمختاری خوزستان می‌نامیدند آغاز شد و به اشغال شش روزهٔ سفارت ایران در لندن انجامید.

این ماجرا در نهایت با دخالت نیروهای ویژه بریتانیا در روز ۱۵ اردیبهشت و با کشته شدن ۵ نفر و دستگیری یک نفر از اشغالگران و آزادی ۲۶ گروگان به پایان رسید.

حمله به سفارت بریتانیا در تهران (آذر ماه ۱۳۹۰)

این واقعه در سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳۹۰ توسط عده‌ای به ظاهر بسیجی صورت گرفت. این افراد وارد ساختمان سفارت شدند، پرچم بریتانیا را پایین کشیدند و بعضی مدارک را از درون ساختمان سفارتخانه به بیرون پرتاب کردند.[۲۳][۲۴] در اقدامی مشابه و در حمله به باغ سفارت بریتانیا در منطقه قلهک، ۶ کارمند انگلیسی به گروگان گرفته شدند که پس از چند ساعت و با حضور پلیس دیپلماتیک آزاد شدند.[۲۵]

علی‌رغم حضور مأموران امنیتی تجمع‌کنندگان به ساختمان سفارت بریتانیا سنگ و کوکتل مولوتوف پرتاب نمودند و پس از هجوم به دفاتر سفارت، برخی مدارک را به پایین پرتاب کردند. دانشجویان پس از ورود به ساختمان سفارت بریتانیا در خیابان فردوسی تهران پرچم این کشور را پایین کشیده و آن را آتش زدند و به جای آن پرچم ایران را بر سر در سفارت بریتانیا به اهتزاز درآوردند.[۲۶][۲۷]

انتقال اموال سفارت به خارج از آن

خبرگزاری‌های نزدیک به دولت جمهوری اسلامی از حمله کنندگان به سفارت بریتانیا با نام «دانشجویان دانشگاه‌های تهران» و «دانشجویان بسیجی» یاد کرده و حملهٔ آن‌ها را خودجوش و برنامه‌ریزی نشده می‌دانند. اما از سوی دیگر ناظران غربی معتقدند که با توجه به هم‌زمان بودن حمله‌ها به دو ساختمان دیپلماتیک بریتانیا در دو نقطهٔ متفاوت تهران، بسیار بعید است که این اقدام بدون اطلاع حکومت و در راستای حمایت از منافع سیاسی یا جناحی حاکمیت نباشد.
دانشجویان بسیجی اهدافشان را از این حرکت، «اعتراض به دست داشتن احتمالی دولت‌های غربی در مرگ مجید شهریاری» و حمایت از مصوبه مجلس جمهوری اسلامی ایران در کاهش سطح روابط دیپلماتیک، دانسته‌اند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. محمود محمود. تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس در قرن نوزدهم. چاپ چهارم ۱۳۵۳
  2. 1561-63 Anthony Jenkinson, a representative of the English Muscovy Company, establishes commercial relations with Persia. iranicaonline.org
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ شاه صفوی در لندن, رادیو زمانه
  4. دیپلماسی ایران از سازمان امور خارجی تا تأسیس وزارت خارجه دیپلماسی ایرانی
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ http://www.karbord.net/?content=DetailsArticle&id=46
  6. Britain and Iran's fraught history, BBC News
  7. چکیده تاریخ تجزیه ایران - بخش چهارم
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ سرگذشت امتیازنامه دارسی؛ آغاز و انجام, بی‌بی‌سی فارسی
  9. تاریخچه سفارت بریتانیا در تهران, وبگاره رسمی سفارت بریتانیا در تهران
  10. قرارداد ۱۹۰۷: یک قرن ایران، بریتانیا و روسیه, بی‌بی‌سی فارسی
  11. قحطی بزرگ، محمدقلی مجد، ترجمه محمد کریمی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ http://www.yjc.ir/fa/news/4806207
  13. http://www.ir-psri.com/?page=HistoryList
  14. «مشاهده تقویم تاریخ ۷ آذر». مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، برای مشاهده متن منبع، در بخش جستجو، «۷ آذر» را انتخاب کنید.. بازبینی‌شده در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۵. 
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۶۲ سال بی‌بی‌سی فارسی: از این جا لندن است؛ تا سایت اینترنتی, بی‌بی‌سی فارسی
  16. Reza Shabani. «Iranian History at a Glance». بازبینی‌شده در ۱۲ مه ۲۰۱۴. 
  17. «یک میلیارد دلار وام ایران به انگلیس». روزنامه اطلاعات، دوشنبه۱۵ بهمن۱۳۵۲. بازبینی‌شده در ۱۲ مه ۲۰۱۴. 
  18. «پرونده 30 ساله ایران و فرانسه به سرانجام می‌رسد؟». خبرآنلاین. بازبینی‌شده در ۱۲ مه ۲۰۱۴. 
  19. http://vista.ir/article/119424/۱۸-اکتبر-۱۹۵۲-ـ-دکتر-مصدق-قطع-رابطه-با-انگلستان-را-از-رادیو-برای-مردم-توجیه-کرد
  20. دکتر باقر عاقلی. روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی جلد دوم. چاپ هشتم. تهران: نامک، 1387. صفحه 21. ISBN 9646895530. 
  21. دکتر باقر عاقلی. روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی جلد دوم. چاپ هشتم. تهران: نامک، 1387. صفحه 25. ISBN 9646895530. 
  22. حجم معاملات ایران و انگلستان به یک میلیارد لیره افزایش یافت. /www.iichs.ir
  23. بی‌بی‌سی فارسی. «حمله به سفارت بریتانیا و باغ قلهک در تهران». ۲۹ نوامبر ۲۰۱۱. بازبینی‌شده در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۱. 
  24. ورود دانشجویان معترض به سفارت انگلیس در تهران (1)
  25. «محکومیت جهانی حمله به سفارت بریتانیا در تهران». بی‌بی‌سی فارسی. بازبینی‌شده در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۱. 
  26. «حمله به سفارت بریتانیا در تهران، احتمال گروگان‌گیری ۶ نفر». دویچه وله، ۲۹ نوامبر ۲۰۱۱. بازبینی‌شده در ۴ دسامبر ۲۰۱۱. 
  27. «حمله به ساختمان سفارت بریتانیا در تهران؛ مدارک به آتش کشیده شد». رادیو فردا، ۲۹ نوامبر ۲۰۱۱. بازبینی‌شده در ۴ دسامبر ۲۰۱۱.