تاج پادشاهان ساسانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بعد از حکومت اشکانی سلسله ساسانیان پا به عرصه جهانی گذاشت. قبول اینکه فردی از پارس بنام اردشیر بابکان به عنوان یک حاکم محلی بتواند بر اردوان پنجم؛ شکست دهنده دولت روم پیروزی یابد کمی دشوار بوده برای رومیان؛[۱] البته طی دوران ساسانیان شکست‌هایی اتفاق افتاد که گاهی بر چهره سیاسی منطقه تاًثیر گذار بود. مانند شکست نرسه از دولت روم یا شکست یزدگرد سوم از اعراب[۲] ساسانیان از ادوار مهم دوران تاریخی هستند که در نقاط مختلف کشور آثار مختلفی بر جای گذاشتند. شهریاران ساسانی از ابتدای سلسله تا انتهای آن از تاج های متنوعی استفاده می کردند که تاج هایشان با هم دیگر تفاوت های جرئی و کلی می داشت.[۳]

معنا و مفهوم تاج[ویرایش]

تاج، سربند یا کلاهی که معمولاً از جنس طلا و فلزات ارزشمند با جواهرات گرانبها بوده و عموماً توسط افراد عالیرتبه یک کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد. تاج کلمه‌ای پارسی بوده که از زبان فارسی به عربی راه یافته [۴] وزن تاج‌های شهریاران ساسانی متغیر بوده و بستگی به استفاده از سلایق پادشاهان بوده است. مثلاً در دوره اواخر ساسانی به علت وزن زیادی که بر تاج قرار داشت و در واقع آنها را نمی‌توانستند بر سر نهند بلکه تاج را از بالای تخت و از سقف به وسیله زنجیر طلایی چنان نازکی آویزان می‌کردند تا اینگونه وزن تاج بر سر شاهان سنگینی نکند.[۵]

اجزاه و شکل و فرم تاج[ویرایش]

  • کوریمبوس یا گوی گوی یا کوریمبوسی که بر بالای تاج شهریاران ساسانی دیده می‌شود. نمادی از مهر و نشان خانوادگی ساسانیان و نماد مالکیت بر جهان بود. اما در پاره یی از اوقات این گوی شامل موی‌های جمع شده پادشاه که تشکیل کره‌ای را داده بود می‌شد.[۶] و گاه به صورتی این گوی نماد مهر و گاه به شکل ستاره که نماد آناهیتا و البته نماد ستاره را برای میترا می‌توان در نظر گرفت.[۷]
نقش اردشیر دوم ساسانی در طاق بستان. نشان گوی یا کوریمبوس در تاج وی دیده می‌شود.
  • هلال ماه در مورد نماد هلال ماه که نماد ایزد آناهیتا که با پاکیزگی و تقدس همراست. نقش ماه را باید نماد آناهیتا با خصوصیات پاکیزگی آن در نظر گرفت این نقش هم ارتباطی با نماد ملی و مذهبی پیدا می‌کرد.[۷] ساسانیان نسب خود خویش را به ایرج می رساندند و نمادی که برای او قائل بودند نقش ماه بود و اعتقاد به نقش ماه برای ایرج ریشه‌ای بسیار کهن داشت. اما استفاده از عنصر ماه زمانی اوج گرفت که آنها خود را در میانه دوره ساسانی از نژاد کیانی معروفی کردند.[۷]
  • بالهای بر افراشته نماد ایزد بهرام محسوب می‌شود. این بالها که به صورت مرغ وراغنه با بالهای گشوده دیده می‌شود بر تاج بسیاری از شهریاران ساسانی نقش بسته است. اکثر اوقات هنگامی که در صحنه نبرد پیروزی اتفاق می‌افتاد شهریاران ساسانی اقدام به افزودن نقش بال می‌کردند. به علاوه نقش بال نماد فره از سوی بهرام برای شهریاران ساسانی نیز محسوب می‌شود.[۸]

انوار متشعشع[ویرایش]

کنگره و انوارمتشعشع یا حاله نور بر تاج بهرام یکم

در مورد انوار یا حاله نور می‌توان گفت این انوار چون با خورشید و مهر مرتبط بودند در وهله اول نماد مهر محسوب می‌شدند. چون شهریاران ساسانی مشروعیت خود را از ایزدان کسب می‌کردند این فره نماد الهی بودن پادشاهان ساسانی بود.[۹]

  • کنگره که بر تاج شاهان ساسانی نقش بسته، هم نشان مذهبی و هم نشان ملی را شامل می‌شود. که این علایم نمادهایی از خدایان هستند که برای نشان دادن رابطه نزدیک خدا و شاه منظور شده بود.[۱۰]

تاًثیر فره بر تاج[ویرایش]

اردشیر دوم ساسانی در حال تاج ستانی

در مورد فره و نقس آن بر تاج می‌توان گفت شاهان که ادعایی از انتساب شاهی به اهورامزدا و ایزدان چون مهر و آناهیتا داشتند. نقش یا نماد آنها را بر تاجشان نصب می‌کردند و به این عمل تنفیذ فره می‌گفتند.[۱۱] شاهان هرگاهکه این فر ایزدی را داشتند پادشاهی شایسته و منتخب و منتصب از ایزدان شمرده می‌شدند. بنابراین پادشاهی که لیاقت شاهی نداشت با این عنوان که فر شاهی ندارد و اینکه منتخب ایزدان نیست از سلطنت خلع می‌شدند و فره از او گرفته می‌شد.[۱۲] هنگامی جمشید فر خود را از دست داد پادشاهی خود را هم از دست داد و ضحاک بدکار توانست او را شکست دهد.[۱۲] اینجا فره کیانی مخصوص شاهان خوب بوده است. خشایارشاه در یونان از فره باستانی یاری می‌طلبید. یا داریوش سوم سپاهیانش را با فره ایرانی پیش می راند.[۱۳]

مفهوم قدرت تاج[ویرایش]

تاج دارای چنان ارزشی بود که ممکن بود شاهزادگان برای بدست آوردن آن جان خویش را بخطر اندازند. چناچه بعد از مرگ یزدگرد یکم و پیدا شدن مدعیان سلطنتی، تاج را بین دو شیر در قفس قرار دادند تا هرکه بر شیران غلبه کرد. تاج بر سر گزارد و شاهنشاه خواهد بود.[۱۴] از لحاظ معنایی تاج بدلیل نمایش افتخارات و اعتقادات ملی و مذهبی دارای چنان اعتباری بود که کوچکترین بی احترامی به آن مجازات مرگ را در پی می‌داشت. یا در تاجگذاری هرمز چهارم پسرش خسرو پرویز در مقابل پدر زمین را بوسه زد. در واقع داشتن تاج اعتباری بود برای پادشاهان.[۱۵]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]