پرش به محتوا

بیانکا ماریا ویسکونتی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بیانکا ماریا ویسکونتی
زاده۳۱ مارس ۱۴۲۵
بورناسکو
درگذشت۲۸ اکتبر ۱۴۶۸
کرمونا
خانواده اشرافیویسکونتی میلان
همسر(ها)فرانچسکو سفورزا یکم
فرزندان
among others...
پدرفیلیپو ماریا ویسکونتی
مادراگنس دل ماینو

بیانکا ماریا ویسکونتی (انگلیسی: Bianca Maria Visconti؛ ۳۱ مارس ۱۴۲۵ – ۲۸ اکتبر ۱۴۶۸) دوشس میلان از سال ۱۴۵۰ تا ۱۴۶۸، حاصل ازدواج با فرانچسکو سفورزا یکم بود.

او در غیاب همسرش در سال ۱۴۴۸ به عنوان نایب‌السلطنه مارکه فعالیت می‌کرد. او همچنین در سال ۱۴۶۲، در دوران بیماری همسرش، و دوباره در سال ۱۴۶۶، بین مرگ همسرش و بازگشت پسرشان - دوک جدید میلان - که در آن زمان غایب بود، به عنوان نایب‌السلطنه دوک میلان خدمت کرد.

زندگی‌نامه

[ویرایش]

سال‌های اولیه

[ویرایش]

بیانکا ماریا در نزدیکی ستیمو پاوزه به عنوان دختر نامشروع فیلیپو ماریا ویسکونتی، دوک میلان و آخرین حاکم سلسله ویسکونتی، و معشوقه‌اش آگنسه دل ماینو، متولد شد. آگنسه دختر آمبروجیو دل ماینو، یک نجیب‌زاده میلانی و خدمتکار دوک بود و به عنوان ندیمه همسر فیلیپو، بئاتریس دی تندا، خدمت می‌کرد. این زوج صاحب یک دختر دوم به نام کاترینا ماریا یا لوسیا ماریا شدند که او نیز در سال ۱۴۲۶ در ستیمو متولد شد اما اندکی پس از تولد درگذشت.

وقتی بیانکا ماریا شش‌ماهه بود، پدرش او و آگنسه را به قلعه‌ای در ابیاته فرستاد، جایی که یک اقامتگاه مجلل برای آنها آماده شده بود. دوک مرتباً از آنها در آنجا بازدید می‌کرد و طبق گزارش‌ها تحت تأثیر شخصیت قوی دخترش قرار گرفت.

بیانکا ماریا دوران کودکی و نوجوانی خود را در آبیاتگراسو گذراند و آموزش‌های اومانیستی دید. کتابخانه دوک شامل طیف گسترده‌ای از متون، از جمله آثار کلاسیک لاتین، آثار روایی به زبان‌های پروانسی و فرانسوی، رساله‌های علمی و آموزشی، و همچنین آثاری به زبان‌های ایتالیایی و ولگار - عمدتاً از نویسندگان توسکانی - بود. او و پدرش هر دو به شکار علاقه داشتند و عشق مشترکی به اسب‌ها داشتند.

تنها وارث دوک‌نشین

[ویرایش]

بیانکا ماریا در ۳۱ مارس ۱۴۲۵ در قلعه ستیمو پاوزه، از زنی اشرافی به نام آگنسه دل ماینو، که شاید ندیمه بئاتریس دی تندا نگون‌بخت و دوک فیلیپو ماریا ویسکونتی بود، به دنیا آمد. نام کودک بیانکا، برگرفته از مادربزرگ پدری فیلیپو ماریا، و پس از آن نام ماریا، که نذری برای همه نوادگان جیان گالئاتزو ویسکونتی بود، به او داده شد. او به عنوان دایه او، کاترینا مراویگلی (این نام خانوادگی گاهی به شکل میرابیگلیا یافت می‌شود) که متعلق به خانواده‌ای از درباریان مورد اعتماد بود، منصوب شد.

اگرچه پدرش آرزوی داشتن یک پسر را داشت، اما تولد یک دختر کاملاً ناامیدکننده نبود. فیلیپو ماریا که از ازدواج اولش با بئاتریس دی تندا فرزندی نداشت، در واقع از امپراتور سیگیسموند لوکزامبورگ، که او دست‌نشانده او بود، درخواست کرده بود که پسری نامشروع را به عنوان جانشین خود معرفی کند. این درخواست در ابتدا توسط دربار امپراتوری رد شد، اما پس از اصرار مداوم فیلیپو ماریا، امپراتور در سال ۱۴۳۰ در ازای دریافت هدیه‌ای به مبلغ ۱۲۰۰ دوکات، بیانکا ماریای کوچک را مشروع اعلام کرد.

نامزدی‌ها

[ویرایش]

در سال ۱۴۳۰، در سن پنج سالگی، ویسکونتی به نامزد فرانچسکو اول سفورتزا، مردی بیست و چهار سال بزرگتر از او، نامزد شد. در آن سال، قرارداد بین میلان و سفورتزا به پایان رسید و این نامزدی اقدامی برای حفظ پیوند این ژنرال قدرتمند با میلان بود. همچنین گفته شده است که ویسکونتی، سفورتزا را با وعده انتصاب او به عنوان وارث قانونی دوک‌نشین، اغوا کرد. سفورتزا احتمالاً به دلیل جهیزیه هنگفت، که شامل سرزمین‌هایی در مناطق کرمونا، کاستلاتزو دی بولاته و بوسکو فروگارولو می‌شد، نیز پذیرفت. این قرارداد در ۲۳ فوریه ۱۴۳۲ در قلعه پورتا جیوویا، اقامتگاه ویسکونتی در میلان امضا شد. سخنگوی رسمی ویسکونتی، پدرخوانده او، آندره‌آ ویسکونتی، ژنرال فرقه تحقیرآمیز بود. حضور ویسکونتی و مادرش در این مراسم قطعی نیست؛ طبق برخی منابع، او برای اولین بار زمانی که در سن ازدواج بود، از میلان بازدید کرد.

در سال‌های بعد، فیلیپو ماریای مشکوک دو بار سعی کرد نامزدی با اسفورزای جاه‌طلب را فسخ کند: در سال ۱۴۳۴، پس از آنکه اسفورزای جاه‌طلب از پاپ اوژن چهارم که او را برای جنگ با میلان فرستاده بود، جانبداری کرد، با کارلو گونزاگا، پسر مارکیز مانتوا، تماس گرفته شد. پروژه بعدی نامزدی ویسکونتی با لئونلو دِسته، مارکیز فرارا، مودنا و رجیو، تنها یک اقدام سیاسی برای تحت فشار قرار دادن اسفورزا برای ترک اتحاد تشکیل شده توسط جمهوری ونیز علیه میلان بود. سفر ویسکونتی به فرارا در آن زمان (سپتامبر ۱۴۴۰) همچنین اولین سفر تأیید شده او به خارج از آبیاتگراسو بود. تلاش برای مجبور کردن اسفورزا به تغییر اتحادها بی‌نتیجه ماند و ویسکونتی در آوریل ۱۴۴۱ به قلعه خود بازگشت.

همچنین در سال ۱۴۴۱، نیکولو پیچینینو، کاپیتان نیروهای میلانی، مشکلاتی را برای اسفورزا ایجاد کرد. او از ویسکونتی خواست که در ازای تصرف اسفورزا، فرمانروایی پیاچنزا را به او واگذار کند. ویسکونتی سپس به سمت آشتی با اسفورزا حرکت کرد، خصومت‌ها را به حالت تعلیق درآورد و پیشنهادهای صلح را به همراه وکالت برای ازدواج با ویسکونتی برای او ارسال کرد.

در ۲۴ اکتبر ۱۴۴۱، فرانچسکو اسفورزا و بیانکا ماریا ویسکونتی در صومعه سن سیگیسموندو در کرمونا ازدواج کردند و به دلایل امنیتی کلیسای جامع آن شهر را ترجیح دادند. به شیوه معمول رنسانس ایتالیا، جشن‌ها چندین روز طول می‌کشید. در افسانه‌های محلی که احتمالاً در قرن بیستم ابداع شده‌اند، ضیافت مجلل، مسابقات، پالیو و چرخ دستی‌های تمثیلی جشن‌ها با یک کیک بزرگ کپی شده از برج اصلی شهر، توراتزو، که گفته می‌شود منشأ نوقای کرمونی (تورونه) بوده است، همراه می‌شود.

دسیسه‌های ازدواج

[ویرایش]

در سال ۱۴۳۰، با انقضای قرارداد ازدواج، فیلیپو ماریا، اسفورتزا را آزاد کرد تا برای جنگ با فلورانسی‌ها به لوکا سفر کند؛ با این حال، فلورانسی‌ها بلافاصله تلاش کردند تا قراردادی به او پیشنهاد دهند. برای اینکه سفیانی را تحت کنترل خود نگه دارد، دوک دخترش بیانکا ماریا را که در آن زمان تنها پنج سال داشت، به ازدواج او درآورد. علاوه بر این، اگرچه رسماً توسط امپراتور سیگیسموند مشروعیت یافته بود، اما کودک از جانشینی محروم شد. با وجود این، بعید نیست که ویسکونتی به اسفورتزا پیشنهاد داده باشد که شوهر دخترش را به عنوان وارث مشروع و در نتیجه به عنوان جانشین عنوان بپذیرد.

فرانچسکو اسفورتزا پیشنهاد ازدواج را پذیرفت، احتمالاً به دلیل پیش‌پرداخت جهیزیه که شامل زمین‌های کرمونا، کاستلاتزو، بوسکو و فروگارولو بود. قرارداد نامزدی در ۲۳ فوریه ۱۴۳۲ در قلعه پورتا جیوویا، اقامتگاه ویسکونتی در میلان، تصویب شد. آندره‌آ ویسکونتی، ژنرال فرقه هومیلیاتی، به عنوان پدرخوانده بیانکا ماریا معرفی شد. حضور بیانکا ماریا و مادرش آنیسه در مراسم قطعی نیست؛ برخی روایت‌ها حتی حاکی از آن است که اولین سفر بیانکا به میلان زمانی بوده که او به سن ازدواج رسیده بوده است.

در سال‌های بعد، به دلیل رابطه ناپایدار بین نامزد جاه‌طلب و پدر دمدمی مزاج و مشکوکش، پدر دو بار تلاش کرد تا نامزدی را فسخ کند و به نامزدهای دیگر روی آورد. در سال ۱۴۳۴، پس از تغییر موضع اسفورتزا که از پاپ اوژن چهارم، که ویسکونتی او را برای جنگ علیه او فرستاده بود، جانبداری کرده بود، با کارلو گونزاگا، پسر مارکیز مانتوا، تماس گرفته شد. نقشه بعدی برای درگیری با لئونلو دِسته از فرارا در واقع تنها نقشه‌ای برای وادار کردن اسفورتسا به ترک جبهه ونیزی بود.

تحصیلات

[ویرایش]

بیانکا ماریا، که نسبت به همه این دسیسه‌ها بی‌تفاوت بود، دوران کودکی و نوجوانی خود را در قلعه آبیاتگراسو به همراه مادرش، در فضایی فرهنگی با گشودگی بسیار، گذراند. در اینجا، به درخواست پدرش، او آموزش کاملی در زمینه علوم انسانی دید. کتابخانه دوک، که در سال ۱۴۲۶ فهرست‌برداری شد، با تنوع زیادی از آثار مشخص می‌شد: در کنار آثار کلاسیک لاتین، متون روایی فرانسوی و پروانسی، و همچنین آثار علمی و آموزشی، و همچنین متونی به زبان ایتالیایی بومی، با غالب نویسندگان توسکانی، وجود داشت.

در میان متون موجود برای بیانکا ماریا، آثاری از کاتو ساکو، گرامرکون اثر منشی دوک، پیر کاندیدو دکمبریو، و تقلید بلاغت اثر فرا آنتونیو دا رو، خطیب فیلیپو ماریا، وجود داشت.

پدر و دختر نه تنها در مطالعه سلیقه مشترکی داشتند؛ هر دو به اسب‌ها علاقه زیادی داشتند و بیانکا ماریا ظاهراً شکارچی ماهری نیز بود.

ازدواج

[ویرایش]

در ۷ نوامبر ۱۴۴۱، فیلیپو ماریا فرمانی مبنی بر کاهش حقوق دست نشاندگان خود، از جمله اسفورزا، صادر کرد. دومی ترجیح داد خود را در قلمرو امن‌تر ونیز، در دهکده سنگوینتو، مستقر کند. در همان سال‌ها، اسفورزا و ویسکونتی توسط دوج ونیز، فرانچسکو فوسکاری، به ونیز دعوت شدند. اندکی پس از آن، اخباری مبنی بر تهدید اموال اسفورزا در مارکه به شهر رسید. ویسکونتی سپس همسرش را به ریمینی، جایی که آنها مهمان سیگیسموندو پاندولفو مالاتستا، در گرادارا و سپس در جسی بودند، همراهی کرد. در اینجا او در قلعه ماند در حالی که اسفورزا عملیات نظامی علیه پیچینینو را رهبری می‌کرد. در سال ۱۴۴۲، ویسکونتی (که در آن زمان ۱۷ سال داشت) به عنوان نایب‌السلطنه مارکه منصوب شد. وقایع‌نگاری‌های معاصر بیان می‌کنند که ویسکونتی بارها مهارت‌های خود را در مدیریت و دیپلماسی ثابت کرده بود. در حالی که اسفورزا به ویسکونتی خیانت می‌کرد، معمولاً با بی‌خیالی به خیانت او واکنش نشان می‌داد. با این حال، در یک مورد، در سال ۱۴۴۳، یکی از معشوقه‌های شوهرش ناپدید شد و در شرایط مشکوکی کشته شد.

در سال ۱۴۴۲، اسفورزا تکفیر شد. چهار سال بعد، فیلیپو ماریا ویسکونتی، بیمار و رو به زوال، برای آشتی به اسفورتسا مراجعه کرد. با این حال، اسفورتسا همچنان بی‌اعتماد بود و علی‌رغم التماس‌های ویسکونتی، ترجیح داد بر دفاع از سرزمین‌های خود که توسط نیروهای پاپ تهدید می‌شد، تمرکز کند. در سال ۱۴۴۷، اسفورتسا با احساس اعتماد به نفس بیشتر، سمت ستوان دوک میلان را پذیرفت، اما ویسکونتی، که پس از محبوبیت اسفورتسا در میلان حسادت و سوءظن داشت، به زودی نظر خود را تغییر داد. در همان زمان، پاپ جدید، نیکلاس پنجم، خواستار استرداد جسی شد.

فرانچسکو اسفورتسا شهر جسی را در ازای ۳۵۰۰۰ فلورین به پاپ بازگرداند و به همراه همسرش به سمت میلان حرکت کرد. خبر مرگ فیلیپو ماریا ویسکونتی، که در شب بین ۱۳ و ۱۴ اوت ۱۴۴۷ درگذشت، به اسفورتسا در کوتینولا رسید. ویسکونتی وقتی از غارت و چپاول املاک ویسکونتی در میلان پس از مرگ فیلیپو شنید، بسیار عصبانی شد. ویسکونتی و اسفورتزا با ۴۰۰۰ شوالیه و ۲۰۰۰ پیاده‌نظام به سمت میلان در حرکت بودند که جمهوری تازه تأسیس آمبروزی، تحت تهدید حمله ونیزی‌ها، عنوان کاپیتان ژنرال را به اسفورتزا پیشنهاد داد. ویسکونتی ترجیح داد امتناع کند، اما اسفورتزا پذیرفت و سه سال را آغاز کرد که در آن برای فتح مجدد شهرهایی که پس از مرگ فیلیپو ویسکونتی از دوک‌نشین اعلام استقلال کرده بودند، تلاش کرد.

در ماه مه ۱۴۴۸، هنگامی که اسفورتزا در پاویا بود، ونیزی‌ها به کرمونا حمله کردند. طبق وقایع‌نامه‌ها، ویسکونتی زره مخصوص رژه پوشید و به همراه برخی از سربازان و مردم، برای دفاع از شهر شتافت. او در نبردی که در پی آن رخ داد، تمام روز جنگید. این ماجرا باعث شهرت او به عنوان یک «زن جنگجو» شد.

پس از دفع خطر ونیز، ویسکونتی در قلعه ویسکونتی پاویا، به همراه درباری بزرگ، ساکن شد. روابط خوب او با خویشاوندان ویسکونتی‌اش، حمایت مردمی و همچنین وام‌ها و بودجه‌هایی را برای دولت نوپا و شکننده‌ای که توسط شوهرش ایجاد شده بود، به همراه داشت. در ۲۴ فوریه ۱۴۵۰، شورشی در میلان رخ داد. سفیر ونیز کشته شد، زیرا جمهوری ونیز مسئول قحطی میلان شناخته شد. در جلسه‌ای از اشراف و شهروندان، اسفورتزا به عنوان لرد به رسمیت شناخته شد.

دوشس میلان

[ویرایش]

تاریخ ورود دوک و دوشس جدید به میلان مورد اختلاف است: ۲۲ مارس یا ۲۵ مارس. اسفورتزا و ویسکونتی از ارابه پیروزی (که آن را خرافات پادشاهان می‌نامیدند) خودداری کردند و در عوض سوار بر چند اسب به دوئومو رسیدند. این اولین باری بود که عنوان دوک توسط شهروندان شهر اعطا می‌شد.

در سال‌های اول سلطنتشان، ویسکونتی با همسرش در بازپس‌گیری دارایی‌های پدرش و بازسازی کاخ دوک همکاری کرد. اسفورتزا دوباره درگیر جنگ علیه ونیز شد. ویسکونتی که در میلان تنها مانده بود، خود را وقف اداره دوک‌نشین کرد، همان‌طور که مکاتباتش با همسرش گواهی می‌دهد، مکاتباتی که بینش‌های ارزشمندی در مورد آموزش فرزندان، امور دولتی، مشکلات مالی و جزئیات زندگی روزمره‌اش ارائه می‌دهد. این نامه‌ها همچنین شخصیت قاطع ویسکونتی را نشان می‌دهند، که حتی زمانی که نظراتش با نظرات شوهرش متفاوت بود، از ابراز آنها دریغ نمی‌کرد. این نامه‌ها همچنین شامل اتهاماتی در مورد ماجراجویی‌های خارج از ازدواج او هستند.

در سال ۱۴۵۳ در پاویا، ویسکونتی میزبان رنه اول ناپل بود که از او خواسته شده بود با ارتش خود به کرمونا برود تا در کنار اسفورزا بجنگد. او بعداً محل ساخت قلعه بزرگ و جدید اسفورزا در میلان را به او نشان داد.

پس از صلح لودی در سال ۱۴۵۴، ویسکونتی نه تنها خود را وقف دیپلماسی و مرمت و تزئین چندین اقامتگاه دوک‌نشین کرد، بلکه به کارهای عمومی نیز پرداخت. این زوج دوک‌نشین بیمارستان بزرگی به نام اوسپداله ماجیوره در میلان ساختند، و اغلب ویسکونتی به زنان فقیر متعددی کمک مستقیم می‌کرد. با حمایت او، سانتا نیکولا و سانتا ماریا دلا پاچه ساخته شدند. او نقاش دربار، زانتتو بوگاتو، را برای تحصیل نزد روژیه ون در ویدن به بروکسل فرستاد.

در سال ۱۴۵۹، پاپ پیوس دوم شورایی را در مانتوا فراخواند تا مقدمات یک جنگ صلیبی علیه ترکان عثمانی را فراهم کند. ویسکونتی ۳۰۰ شوالیه پیشنهاد داد و اسفورتزا به عنوان رهبر نظامی این لشکرکشی پیشنهاد شد. این جنگ صلیبی هرگز محقق نشد، اما حمایت اسفورتزا و ویسکونتی از دستگاه پاپ، برای آنها گاوهای آمرزش برای کلیسای جامع و کلیسای جامع میلان به ارمغان آورد.

در سال ۱۴۶۲، فرانچسکو اسفورتزا، که از نقرس و آب آوردن زانو رنج می‌برد، بیمار شد. در طول غیبت او از حکومت، توانایی‌های سیاسی و اداری ویسکونتی مانع از فروپاشی دولت پس از برخی شورش‌های تحریک‌شده توسط ونیز شد. او به‌طور مؤثر به عنوان نایب‌السلطنه مشترک دوک‌نشین عمل کرد. ویسکونتی همچنین ازدواج بین یاکوپو پیچینینو، پسر نیکولو، و دروسیان، دختر نامشروع اسفورتزا، را ترویج داد.

دوشس وارث

[ویرایش]

مشکلات اصلی ویسکونتی در این دوره از جانب پسر بزرگشان، گالئاتزو ماریا، بود که شخصیت ناپایدار و خیانتکارش دردسرهای زیادی برای او ایجاد کرد. در ۱۳ دسامبر ۱۴۶۵، مادرش، آنیس دل ماینو، درگذشت. کمی بعد، در ۸ مارس ۱۴۶۶، دوک فرانچسکو اسفورزا نیز درگذشت. ویسکونتی به سرعت زمام امور دوک‌نشین را به عنوان نایب‌السلطنه به دست گرفت و گالئاتزو ماریا را که در کنار پادشاه فرانسه می‌جنگید، برای جانشینی به عنوان دوک فراخواند. رفتار دومی در ابتدا قدردانی و احترام نسبت به مادرش بود، اما خیلی زود طمع و بی‌رحمی او را بر خلاف توصیه ویسکونتی به عمل مستقل سوق داد. با گذشت زمان، دوک مادرش را به نقشی به‌طور فزاینده ثانویه تنزل داد و در نهایت او را مجبور به ترک میلان کرد. سپس او به کرمونا، شهر مهریه‌اش، نقل مکان کرد. طبق برخی منابع، او در فکر واگذاری کنترل شهر به ونیز بود و مرتباً با فردیناند اول ناپل، که قصد سرنگونی گالئاتزو را داشت، تماس داشت.

ویسکونتی برخلاف توصیه همه مشاورانش، تصمیم گرفت در ۹ مه ۱۴۶۸ در مراسم ازدواج گالئاتزو شرکت کند. در پایان جشن‌ها، دخترش ایپولیتا را تا سراواله همراهی کرد و از آنجا به کرمونا رفت. با این حال، در اواسط راه، در ملگنانو، بیمار شد. تب شدید او را مجبور کرد تا ماه اوت در رختخواب بماند، اما او به مکاتبات فشرده ادامه داد. در آغاز اکتبر، حالش بدتر شد. او در ۲۸ اکتبر همان سال، پس از توصیه فرزندان کوچکترش، الیزابتا و اوتاویانو، به برادرشان گالئاتزو، درگذشت. او در دومو میلان، در کنار همسرش به خاک سپرده شد. خطابه تشییع جنازه، که به سفارش گالئاتزو نوشته شده بود، توسط فرانچسکو فیللفو، اومانیست، نوشته شد.

مرگ او سوءظن‌ها را برانگیخت؛ گالئاتزو ماریا اسفورتزا توسط مردان مختلفی، از جمله بارتولومئو کولئونی، به مسموم کردن او متهم شد. مسلم است که در طول بیماری او، مردان خاصی در ملگنانو به گالئاتزو نزدیک بودند که برخی از آنها بعداً در موارد دیگر مسمومیت دخیل بودند. به گفته برناردینو کوریو، ویسکونتی «بیشتر از سم، از ناسپاسی طبیعی درگذشت».

فرزندان

[ویرایش]

بیانکا ماریا ویسکونتی و فرانچسکو اسفورتزا ده فرزند داشتند:

  • گالئاتزو ماریا (۲۴ ژانویه ۱۴۴۴–۲۶ دسامبر ۱۴۷۶)، دوک میلان از ۱۴۶۶ تا ۱۴۷۶.
  • ایپولیتا ماریا (۱۸ آوریل ۱۴۴۶–۲۰ اوت ۱۴۸۴)، همسر آلفونسو دوم ناپل.
  • فرزندی که در بدو تولد درگذشت.
  • فیلیپو ماریا اسفورتزا (۱۲ دسامبر ۱۴۴۹–۱۴۹۲)، کنت کورسیکا. او در ۲۹ اوت ۱۴۸۲ با پسرعمویش کوستانزا اسفورتزا (دختر بوسیو اول اسفورتزا) ازدواج کرد. آنها یک دختر به نام بونا داشتند که بعدها با جیان گالئاتزو ویسکونتی، کنت سستو کالنده، ازدواج کرد. فیلیپو همچنین یک پسر طبیعی به نام کوستانزو (۱۴۷۱–۱ ژوئن ۱۴۷۹) داشت.
  • اسفورزا ماریا اسفورزا (۱۸ اوت ۱۴۵۱–۲۹ ژوئیه ۱۴۷۹)، دوک باری از ۱۴۶۴ تا ۱۴۷۹.
  • لودویکو ماریا (۳ اوت ۱۴۵۲–۲۷ مه ۱۵۰۸)، دوک باری از ۱۴۷۹ تا ۱۴۹۴ و دوک میلان از ۱۴۹۴ تا ۱۴۹۹.
  • فرانچسکو گاله آزو ماریا (۵ اوت ۱۴۵۳) - اندکی پس از تولد درگذشت، غسل تعمید.
  • آسکانیو ماریا (۳ مارس ۱۴۵۵–۲۸ مه ۱۵۰۵)، ابوت کیاراواله، اسقف پاویا، کرمونا، پسارو، نوارا و کاردینال.
  • الیزابت ماریا اسفورزا (۱۰ ژوئن ۱۴۵۶–۱۴۷۳)، همسر دوم، او یک دختر به نام بلانش از مونتفرات داشت.
  • اتاویانو ماریا اسفورزا، کنت لوگانو (۳۰ آوریل ۱۴۵۸–۱۴۷۷)، هنگام فرار از دستگیری غرق شد.

منابع

[ویرایش]
  • Lubkin, Gregory (1994). A Renaissance Court: Milan under Galleazzo Maria Sforza. University of California Press.
  • Marina, Areli (2013). "The Langobard Revival of Matteo il Magno Visconti, Lord of Milan". I Tatti Studies in the Italian Renaissance. University of Chicago Press. 16 (1/2 September): 377–414. doi:10.1086/673405. S2CID 194035594.
  • Stevenson, Jane (2005). Women Latin Poets: Language, Gender, and Authority, from Antiquity to the Eighteenth Century. Oxford University Press.
  • D’Elia, Anthony F. (2016). Pagan virtue in a Christian world: Sigismondo Malatesta and the Italian Renaissance. Harvard University Press.
  • Daniela Pizzigalli, La signora di Milano: Vita e passioni di Bianca Maria Visconti, Rizzoli 2000
  • Caterina Santoro, Gli Sforza. La casata nobiliare che resse il Ducato di Milano dal 1450 al 1535, Lampi di Stampa 1999
  • Lila Jahn, Bianca Maria duchessa di Milano, Milano, Garzanti, 1941
  • Winifred Terni de Gregory, Bianca Maria Visconti duchessa di Milano, Bergamo, 1940
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Bianca Maria Visconti». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۵.

پیوند به بیرون

[ویرایش]