بلوط

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی українська
بلوط
شاخه‌ای از بلوط قرمز اروپایی به همراه میوه و برگ.
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو: گیاهان
(طبقه‌بندی‌نشده): گیاهان گلدار
(طبقه‌بندی‌نشده): دولپه‌ای‌های نو
(طبقه‌بندی‌نشده): رزیدها
راسته: راش‌سانان
تیره: راشیان
سرده: Quercus
ال.
گونه

See فهرست گونه‌های بلوط

بلوط (نام علمی: Quercus)، نام سرده‌ای از درختان و همچنین میوه آنهاست. درختان بلوط عمری طولانی دارند که گاه به دو هزار سال نیز می‌رسد[۱] و گونه‌های بسیاری از آن در ایران بومی رشته‌کوه‌های البرز و زاگرس است.

چوب این درخت از مرغوبترین چوب‌هاست و زغال آن نیز مرغوب است. این موضوع یکی از دلایل قطع بی‌رویهٔ این درختان می‌باشد که این جنگل‌ها را تهدید می‌کند.

تکثیر[ویرایش]

تکثیر طبیعی این درخت از طریق کاشته شدن میوه آن صورت می‌گیرد. جوندگان خانواده سنجاب جهت ذخیره‌سازی میوه بلوط برای فصل زمستان آن را در عمق مناسبی دفن می‌کنند. فراموش کردن جای برخی از این میوه‌ها توسط سنجاب‌ها باعث می‌شود که در بهار سال بعد جوانه بزنند. این جوندگان موجب زایش مداوم جنگل‌های بلوط هستند. سنجاب‌ها از روی غریزه مقاوم‌ترین دانه‌ها را برای دفن کردن انتخاب می‌کنند و بنابراین احتمال سالم ماندن میوه در زیر خاک و جوانه زدن آن در سال بعد بالا می‌رود.

در سال‌های اخیر برخی کارشناسان از خطر انقراض سنجاب ایرانی گفته‌اند که در ادامه حیات جنگل‌های بلوط ایران نقشی اساسی دارند.[۲][۳]

جست‌زنی (به دو صورت پاجوش و ریشه جوش) نیز از راه‌های تکثیر در برخی از گونه‌های بلوط است.

ترکیب شیمیایی[ویرایش]

سوسک خرطوم‌دار درخت فندقی، آفت گونه‌های مختلف درخت بلوط است.
  • میوهٔ بلوط: نشاسته، پروتئین، قندهای مختلف مخصوصاً کوئرسیت، مادهٔ روغنی و بالاخره تانن دارد.
  • برگ و پوست بلوط: تانن ویژه‌ای به نام اسید کوئرسی تانیک محلول در آب، نوعی قند بنام کوئرسیت، یک مادهٔ تلخ بنام کوئرسیتین، لعاب، یک مادهٔ قرمز بنام قرمز بلوط دارد.

کاربرد[ویرایش]

کاربرد درمانی[ویرایش]

تانن موجود در میوه بلوط که در برخی زبان محلی کشور به آن «شوکه» می‌گویند با تقویت مخاط معده در درمان ورم و زخم معده مورد استفاده قرار می‌گیرد و می‌تواند در بهبود زودتر زخم‌ها و خونریزی‌ها و درمان اسهال مفید باشد. بخش‌هایی از درخت بلوط که کاربرد درمانی دارند عبارتند از میوه، پوست، گال و برگ.[۴]

کاربرد خوراکی[ویرایش]

میوه بلوط شمال و جنوب ایران و نیز گونه‌های مختلف آن از نظر مواد غذایی متفاوتند. اما نتایج آنالیز مویه بلوط شمال ایران به همراه پوسته‌اش نشان داده که شامل ۱۱ درصد چربی، ۱۱٫۵ درصد فیبر، ۲۶۳۰ کیلوکالری بر کیلوگرم انرژی و دارای ۱۸٫۵ درصد پروتئین است.[۵] در بخش‌های مختلف کشور که جنگل‌های بلوط وجود دارند از آرد کردن میوه بلوط، نان بلوط تهیه می‌شود.

دامداران با توجه به گرانی خوراک دام، دانه‌های بلوط را در پاییز جمع‌آوری می‌کنند و به عنوان تغذیه جایگزین در زمستان به دام‌ها می‌دهند که علاوه بر خواص غذایی بسیار، برای سلامت دام‌ها نیز مفید است.[۵]

کاربردهای دیگر[ویرایش]

از دانه، برگ و نیز گال درخت بلوط در داروسازی، رنگرزی (به عنوان یکی از مواد رنگزای طبیعیمرکب‌سازی و صنعت چرم‌سازی استفاده می‌شود.[۶] چوب بلوط بسیار محکم است و از آن برای ساخت وسائل و یا سوزاندن استفاده می‌شود. برخی گونه‌های بلوط به عنوان درخت زینتی کاشته می‌شوند و از برگ‌های برخی گونه‌های آن همچون یوول به عنوان بازدار زیستی آفت‌ها در باغ و گلخانه استفاده می‌شود.

بلوط در ایران[ویرایش]

نهال کوچک بلوط ایرانی.

درباره تعداد گونه‌ها و زیرگونه‌های بلوط در ایران نظرات مختلفی داده شده اما همه پژوهشگران بر وجود چند گونه مهم از بلوط در جنگل‌های ایران توافق دارند[۷]:

  • گونه بلوط ایرانی (نام علمی: Quercus brantii) یا بَرودار، درختی با ارتفاع تا ۱۰ متر، که از شمال‌غربی تا جنوب‌شرقی رشته‌کوه زاگرس وجود دارد و به علت انعطاف‌پذیری خاص خود نسبت به دیگر گونه‌ها توانایی رویش در گونه‌های مختلف خاک، ارتفاع (از ۴۵۰ متر در گدارلندر مسجد سلیمان گرفته تا ۲۶۰۰ متر از سطح دریا در ارتفاعات لته‌کال یاسوج) و جهات جغرافیایی را دارد. در مناطق مختلف با نام‌های گوناگونی چون بلوط ایرانی، برو، شکین، هلوین، بلی، بلو و داربرو نامیده می‌شود. یکی از ویژگی‌های بسیار مهم این گونه، که نقش بسیار اساسی در بقای آن داشته قدرت خارق‌العاده جست‌زنی آن (به دو صورت پاجوش و ریشه جوش) است.
  • گونه دارمازو (نام علمی: Quercus infectoria)، درخت یا درختچه‌ای با ارتفاع متوسط، که از شمال‌غربی زاگرس تا منطقه گهواره در استان کرمانشاه گسترش یافته و پس از آن به صورت لکه‌های کوچک و پراکنده در استان لرستان یافت می‌شود.
  • گونه یوول (نام علمی: Quercus libani)، درختی کوتاه به ارتفاع ۱۰-۱۲ متر، که مختص مناطق مرتفع با خاک‌های عمیق و حاصلخیز است و پراکنش آن از آخرین حد شمالی زاگرس شروع می‌شود و در پایان محدوده جنگل‌های مریوان (هم‌مرز با پاوه در استان کرمانشاه) تمام می‌شود.
  • گونه اوری (نام علمی: Quercus macranthera)، درختی مرتفع به ارتفاع تا ۲۵ متر، که در جنگل‌های ارتفاعات شمال ایران، مناطق کوهستانی قفقاز، ارسباران و جنگل‌های مختلط کاسپینی-هیرکانی دیده می‌شود. به شکل زمین و جهت جغرافیایی بستگی ندارد اما به ارتفاع زمین بستگی داشته و غالباً در ارتفاعات بالاتر از ۱۷۰۰ متر از سطح دریا رشد می‌کند و درختی سرمادوست و نورپسند است.[۸] در مناطق شمالی ایران این درخت را با نام‌های دیگری چون بلند مازو، پاچه مازو، گوری، اورو، ترش مازو و پالط نیز می‌شناسند.
  • گونه بلندمازو (نام علمی: Quercus castaneifolia)، درختی مرتفع به ارتفاع تا ۵۰ متر، که در استان‌های گلستان، مازندران و گیلان می‌روید.[۹]
  • گونه سفیدمازو (نام علمی: Quercus petraea) که در استان‌های گلستان، مازندران و گیلان می‌روید.[۱۰]

در سال‌های اخیر روند تخریب درختان بلوط جنگل‌های ایران گسترش یافته که عواملی چون آفت، خشکسالی، از بین بردن درختان برای کشاورزی و دامداری[۱۱]، بریدن درختان برای تهیه ذغال[۱۲][۱۳]، هجوم سوسک‌ها، بیماری ناشناخته، گردوغبار و افزایش میانگین دمای هوا[۱۴] را از دلایل اصلی آن می‌دانند.

دشت برم، بزرگترین دشت بلوط ایران در کازرون و در غرب استان فارس قرار گرفته‌است و در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای جلوگیری از نابودی بیشتر درختان آن شده‌است.[۱۵]

روز پاسداشت بلوط زاگرس[ویرایش]

جمعی از مردم و رسانه‌های منطقه زاگرس، روز هفتم فروردین ماه را به نام «روز پاسداشت جنگل‌های بلوط» نامگذاری کرده‌اند، این اقدام به دنبال وخیم شدن وضعیت بلوط‌های زاگرس به دنبال پدیده «زوال بلوط» و تأثیرات مخرب ریزگردها و سایر عوامل انسانی و طبیعی تهدید کننده درختان بلوط، به منظور جلب حمایت‌ها و مشارکت‌های مردمی برای حفظ این منابع صورت گرفته است.[۱۶][۱۷] در این روز مردم به هواداری از درختان بلوط به دل طبیعت می‌روند و با نمادها و لباس‌های محلی و پلاکاردها و امثال آن می‌کوشند توجه عموم را به این مناب ارزشمند طبیعی کشور جلب کنند.[۱۸][۱۹]

منابع[ویرایش]

  1. «پدر بلوط ایران: در طرح‎های درختکاری، جای درختان بومی خالیست». ایسنا، ۲۴ اسفند ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  2. محمد درویش. «قدر حضور سنجاب ایرانی را در ایران بدانیم!». خبر آنلاین، ۴ اسفند ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  3. «سنجاب ایرانی در خطر انقراض». پایگاه خبری آفتاب، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  4. ««شوکه» مؤثر در درمان ورم و زخم معده». ایسنا، ۲۹ آبان ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ مصطفی رجبلو. «استفاده از میوه بلوط در تغذیه دام‌ها». خبرنامه داخلی سازمان جهاد کشاورزی استان گلستان. سال هفتم. شماره ۹۴. صفحه ۴، مرداد ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  6. «مازو، دردانه درختهای بلوط لرستان». ایسنا، ۲۵ مهر ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  7. محمد درویش. «تصور ایران بدون زاگرس یا زاگرس بدون بلوط! کدام دهشتناک‌تر است؟». تارنمای شخصی محمد درویش، ۱۹ تیر ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  8. حیدر شرفیه، خسرو ثاقب‌طالبی. «بررسی برخی خصوصیات جنگل‌شناسی و رویشگاهی درخت آوری در استان سمنان». فصلنامه علمی-پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران. جلد ۲۰ شماره ۳. صفحه ۴۲۹-۴۴۳، ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  9. مظفریان، ولی‌الله. درختان و درختچه‌های ایران. تهران: فرهنگ معاصر، چاپ سوم ۱۳۸۹. شابک ‎۹۶۴-۸۶۳۷-۰۳-۲.  صفحه ۲۸۱.
  10. مظفریان، ولی‌الله. درختان و درختچه‌های ایران. تهران: فرهنگ معاصر، چاپ سوم ۱۳۸۹. شابک ‎۹۶۴-۸۶۳۷-۰۳-۲.  صفحه ۲۸۷.
  11. «مرگ جنگل‌های بلوط ایران». روزنامه قانون، سال دوم، شماره ۳۹۴، ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  12. «بلوط‌های چندصد ساله‌ای که ذغال قلیان‌ها می‌شوند». eirib، ۳۰ تیر ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  13. «تخریب ۵ هکتار از ذخیره‌گاه جنگلی بلوط ایران». جام‌جم آنلاین، ۲۶ فروردین ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  14. «داغ زوال بلوط لرستان به وسعت ۵۶۱ هزار هکتار». ایرنا، ۱۶ فروردین ۱۳۸۹. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  15. «کاشت ۸۰۰ نهال بلوط در دشت برم کازرون فارس». ایرنا، ۱۱ اسفند ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۹ فروردین ۱۳۹۳. 
  16. http://www.loor.ir/5129-oak-dey-7-farvardin.html
  17. http://yaftenews.ir/newss/social/8097-tree-oak.html
  18. http://www.loor.ir/5129-oak-dey-7-farvardin.html
  19. http://yaftenews.ir/newss/social/8097-tree-oak.html

پیوند به بیرون[ویرایش]

درختان و درختچه‌های ایران

Дуб
Дуб звичайний
Біологічна класифікація
Домен: Ядерні (Eukaryota)
Царство: Зелені рослини (Viridiplantae)
Відділ: Streptophyta
- Судинні (Tracheophyta)
- Насінні (Spermatophyta)
- Покритонасінні (Magnoliophyta)
- Еудікоти (Eudicots)
Підклас: Розиди (Rosids)
Порядок: Букоцвіті (Fagales)
Родина: Букові (Fagaceae)
Рід: Дуб (Quercus)

Дуб (Quercus) — рід багаторічних рослин родини Букових, що налічує близько 600 видів. Його представники поширені переважно у помірних областях Північної півкулі. Серед дубів існують цінні деревні, танідоносні, лікарські та декоративні рослини, деякі з них в минулому широко використовувались як харчові.

Дуб у багатьох народів вважався найкрасивішим деревом, і до нього ставилися з пошаною і любов'ю. На латинській мові недарма дуб так і називається: «гарне дерево» — Кверкус (Quercus), від кельтських слів «quer» — «гарний» і «cuez» — «дерево»[1].

Опис

Осіннє листя дуба звичайного

До дубів належать переважно великі дерева до 40 метрів заввишки, рідше — низькі дерева або кущі. Стовбур у цих дерев, як правило, товстий, гілки звивисті, кремезні, утворюють широкий намет з листя, який справляє враження потужності і сили.

У Греції, Іспанії відомі дуби з солодкими жолудями.[1] В Україні поширюється дуб червоний, завезений в Європу з Північної Америки в XVII столітті. Особливо гарний він в листопадний період, тоді його листя набуває відтінків червоного кольору (на кожному окремому дереві відтінки можуть різнитися). Але за споживацькими характеристиками його деревина поступається вітчизняному дубу.

У популяціях дубів поширений сезонний поліморфізм — є літні та зимові біоморфи[1]. У літнього рано розпускається листя, яке восени опадає. У зимового дуба листя з довгими черешками з'являється пізно, але восени не опадає, а засохле тримається на гілках усю зиму. У коркового вічнозеленого дуба, поширеного у Франції, Іспанії, Італії та на Кавказі, зелене листя не сохне і не опадає щороку, а тримається на гілках кілька років (див. також: Вічнозелений дуб).

Деревина дуба особливо міцна. Дубові колоди, потрапивши у воду, не гниють, а стають чорними і ще міцнішими утворюючи т. зв. морений дуб, який особливо цінується в столярних роботах. Дубильні речовини, які містяться в деревині, запобігають гниттю, тому з дуба роблять діжки і паркет.

Плоди дуба — жолуді
Листки і суцвіття дуба червоного

Дуб починає цвісти на відкритих місцях у двадцять років, а в лісі — в п'ятдесятилітньому віці[1]. Одночасно з листям з'являються повислі сережки з тичинками, по чотири в кожній квітці. На довгих же стеблинках виростають маточкові квітки по дві-три разом. З цих квіток після запилення утворюються жолуді. Кожен жолудь сидить в круглій чашечці — плюсці.

Поширення в Україні

Дуб — основна лісотворна порода Лісостепу, росте в суміші з сосною, грабом, ясеном, ялиною, буком. Росте на більшій частині України, в Степу рідше, головним чином в долинах річок. Він займає 27% площі державного лісового фонду України. Основні заготівлі роблять під час рубок догляду і головних рубок у Кіровоградській, Тернопільській, Хмельницькій, Вінницькій, Черкаській, Київській, Чернігівській, Полтавській, Сумській, Харківській, Донецькій, Івано-Франківській, Львівській і Чернівецькій областях.

Існує також стародавня легенда про те як в одному королівстві жив князь Понтелій зі своїм сином Дубином. Після смерті батька почав правити його син. Він був дуже жадібний, та злий. Він кожен день страчував невинних людей, йому це дуже подобалось. Жителям це дуже не подобалось, та вони не могли протистояти війнам та князю. Тому вони пішли до великої гори їхньої країни, де жив маг. Вони просили допомоги. Маг допоміг їм і пішов до князя. Всіх хто підкорився він перетворив на жолудів, а самого князя на дерево Дуб в честь його ім'я. І досі цей дуб стоїть в Закарпатьській області в Великоберзянського району під назвою Дідо-Дуб, якому вже понад 1200 років.

Дуб у культурі Кукутень-Трипілля

Вчені-археологи ще за часів СРСР при розкопках давніх поселень трипільської культури на території сучасної Кіровоградщини знайшли докази того, що тодішні люди розтирали жолуді дуба на борошно. За версією радянських вчених, з нього випікали хліб.[2] Хоча відомо, що з борошна жолудів дуба можна виготовляти також напій, який називають «кавою з жолудів».

Дуб як символ

У багатьох індоєвропейських традиціях існував культ дуба, який вважався священним деревом, оселею богів, небесними воротами, крізь які божество може з'явитися перед людьми. Як і всі дерева, дуб виступає в ролі світового дерева: він символізує світову вісь, що з'єднує верхній та нижній світи, живих та померлих предків, знаменуючи центр Всесвіту. Дуб означав силу, мужність, витривалість, довголіття, родючість, шляхетність, вірність. Це дерево було присвячено верховним богам-громовержцям: у Греції — Зевсу, у Давньому Римі — Юпітеру, у Німеччині — Донару, у литовців — Перкунасу, у слов'ян — Перуну.

Дуб символічно пов'язують із вогнем і блискавкою. За думкою Дж. Фрезера, давні люди вважали, що «великий бог неба, об'єкт їхнього культу, чий жахливий голос долітав до них у гуркоті грому, полюбив дуб більше за інші дерева і часто сходив на нього з грозової хмари у вигляді блискавки, залишаючи на згадку про свій візит розщеплений, обвуглений стовбур та спалене листя. Такі дерева були оточені ореолом слави, тому що в їхньому руйнуванні бачили руку великого Громовержця». Місце, куди вцілювала блискавка, ставало священним.

Дубові гаї були місцем здійснення обрядів, важливих ритуалів (жертвоприношення, суду, клятви), в них улаштовувалися свята. Дубова палиця в якості зброї громовержця чи сонячного бога символізувала твердість влади, суворість. Вінок із дубового листя виражав ідею сили, міцності, гідності.

Окрім Зевса, у Стародавній Греції дуб був присвячений також богу сонця, науки і мистецтв — Аполлону[1]. Дубова гілка означала могутність. Вінком з дубових гілок нагороджували за порятунок життя і військові подвиги. Центром святилища Зевса у Додоні був старий дуб, під яким розташовувалось джерело. За шелестом листя цього дуба пророкували жерці оракула при храмі.[1] Зевсу був присвячений і особливий крилатий дуб, на який було накинуто ковдру із зображенням землі, океану й зірок. У дуб та липу були посмертно перетворенні боги Філемон і Бавкида, тут дуб виступає як символ подружнього щастя. «Дубовими» німфами були дріади. В Афінах хлопчик, який вимовляв під час елевсінських містерій подружню формулу, увінчувався дубовим листям і тернями. За легендою, у Геракла була дубова палиця. За деякими версіями з дуба була зроблена щогла корабля аргонавтів.

У Стародавньому Римі дуб символізує силу та довголіття. Щороку у дубовому гаю святкувалося весілля Юпітера і Юнони, на учасниках обряду були вінки з дубового листя. Дубові гілки носили у шлюбних процесіях як символ родючості. Священним вважалося й дубове поліно, через нього підтримувався вічний вогонь у храмі Вести.

Дубу приділялася значна роль у сакральних уявленнях кельтів. Зокрема, під дубом творить свої чари Мерлін. Кельтські жерці, друїди, перетворювали дубові гаї на справжні святилища і культові центри, а дубові гілки використовували в різноманітних ритуальних обрядах. Саме слово «друїд» походить, на думку дослідників, від давньої назви дуба. У віруваннях друїдів дуб символізував ось світу й асоціювався із силою та мудрістю. За уявленнями кельтів усе, що росте на цьому священному дереві, є даром небес. Особливу роль грає образ дуба, увінчаного «золотою гілкою» омели, причому дуб символізує чоловічий принцип, а омела — жіночий. У епоху християнізації кельтів багато церков та монастирів в Ірландії часто будувалися неподалік від дібров або окремих дубів.

В давнину у слов'ян дуб був символом слов'янського язичницького верховного бога Перуна — володаря вогню та блискавки, покровителя вояків та ковалів. Було також поширене вірування, що у дубах мешкають душі померлих предків. Це уявлення підтверджується реальним фактом давніх поховань у лісах, зокрема, дубових, — на деревах і під деревами. У легендах і казках давніх слов'ян дуб найчастіше є сакральним місцем, із яким пов'язана доля людини і біля якого здійснюються вирішальні для героїв події.

Дуб шанували і як дерево родючості; зберігся звичай садити дубок при народженні дитини. Українці саджали дуб на могилах або в пам'ять про померлих чоловіків — старійшин роду, мудреців народу, видатних суспільно-політичних діячів та полководців. Наприклад, дуб Шевченка в Полтаві — живий пам'ятник Т. Г. Шевченкові, посаджений на спомин про перевезення тіла поета до України полтавською «Громадою» 6 (18) травня 1861 р. в час перепоховання поета біля Канева.[3]

У карпатських слов'ян у старовинній пісні співається:

«В той час, коли не було ні землі, ні неба, тільки одне синє море — серед цього моря стояло два дуба, а на дубах сиділи два голуби; голуби спустилися на дно моря, дістали піску і каменю, з яких і створилися земля, небо і небесні світила»[1].

Про це ж писав римський натураліст Пліній Старший: «… дуби … незаймані століттями, одного віку зі Всесвіту, вони вражають своєю майже безсмертною долею, як найбільше чудо світу». Римляни присвячували дуб Юпітеру, тому і жолудь носив назву: «Югланс» (Juglans), тобто «Юпітерів плід»[1].

У біблійній традиції дуб — символ гордості й зарозумілості; біля дуба стає царем Азімелах, під дубом сидить Саул, під дубом Іаков закопує чужих богів, на дубі знаходить свій кінець Авессалом. У християн дуб — емблема Христа як сили, що проявляється у біді, твердості у вірі й чесноті. За деякими версіями християнського переказу хрест розп'яття був зроблено з дуба.

Дуб також національне дерево Англії, Естонії, Франції, Німеччини, Литви, Польщі, США та Сербії. Національна команда Румунії з регбі має символом дуб. Золототе та срібне дубове листя символізує військові звання в збройних силах США.

Дуби рекордсмени

Вигляд Запорізького Дуба у 1987 році. Фотографія Олега Бурбовського

Дуби — довговічні рослини, деякі з них доживають до двох тисяч років,[4] а столітні дуби зустрічаються дуже часто.[1]

  • У місті Сент (Франція) ріс один з найстаріших дубів Європи, заввишки 20 м, з діаметром стовбура 9 м, з дуплом завширшки з невеличку кімнату — 4 м. У його тіні відпочивали легіони Цезаря.[1]

Цікаві факти

    • 3 місце в номінації «Найстаріше дерево України» посів 1300-річний Дуб Чемпіон.
    • 2 місце в номінації Номінація «Меморіальне дерево України» посіли три 1000-річні Дуби Тараса Шевченка.
    • 3 місце в номінації Номінація «Меморіальне дерево України» посів 1000-річний Дуб Максима Залізняка.
    • 1 місце в номінації «Історичне дерево України» посів 700-річний Запорізький дуб.
    • 1 місце в номінації «Історичне дерево України» посів 1000-річний Юзефінський Дуб.
    • 1 місце в номінації «Естетично цінне дерево України» посів 900-річний Дуб Ґрюневальда.
    • 3 місце в номінації «Естетично цінне дерево України» посів 800-річний Монастирський Дуб.
  • Грибниці багатьох грибів пов'язані з коріннями дерев[1]. Грибні нитки проходять під шкірку коренів. При цьому виявляється, що коріння дерев з грибниці висмоктують воду з мінеральними речовинами, а грибниця з коріння — цукор[1]. Нитки гриба ніби замінюють корінню кореневі волоски. Дослідами встановлено, що такі дерева як дуб і бук, без грибів погано ростуть[1]. З'єднання гриба і кореня дерева носить назву «мікоризи».
  • У Карпатах знайдено викопні рештки 30 видів дуба; зараз в Карпатах їх є 8 видів[6].
  • Екологічні дитячі конструктори Ігротеко виробляють з деревини дуба.

Галерея

Види



Див. також

Примітки

  1. а б в г д е ж и к л м н п р с т (рос.) Верзилин Николай Михайлович По следам Робинзона. Сады и парки мира. — Л.: Детская литература., 1964. — 576с.
  2. Івченко С. Зелений світ. — К.: Веселка, 1986. — С.41.
  3. Вишнівська Д. Екологічні традиції українців: озеленення могил
  4. а б Дитяча енциклопедія: Живий світ України / О. Ф. Цеханська, Д. Г. Стрєлков — Харків: «Ранок», 2007–128с., іл. (сторінка: 21)
  5. Чугуєнко М. В. Моя Україна. Ілюстрована енциклопедія для дітей. — Харків: Веста: Видавництво «Ранок», 2006. — 128 с. іл.
  6. Стойко Степан Михайлович, Ермоленко Юрий Афанасьевич. Карпати очима допитливих. — Львів: Каменяр, 1976. — 96с.
  7. Lutz D. Schmadel, International Astronomical Union Dictionary of Minor Planet Names. — 5-th Edition. — Berlin Heidelberg New-York: Springer-Verlag, 2003. — 992 с. — ISBN 3-540-00238-3.

Джерело