برهان حرکت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

برهان حرکت یا برهان محرک اول ‏ (به لاتین: Primum movens)، یکی از براهین اثبات وجود خداست.

پیشینه[ویرایش]

این برهان از ابداعات ارسطو می‌باشد. بعدها توماس آکویناس به عنوان نخستین برهانش به آن پرداخت.

در جهان اسلام نیز کسانی چون ملاصدرا و هادی سبزواری به شرح آن پرداختند.

مضمون برهان[ویرایش]

هر حرکتی محرّکی لازم دارد و چون امتداد سلسلهٔ حرکت‌ها و محرک‌ها تا بی‌نهایت محال است، در نهایت امر باید همهٔ حرکتها منتهی به امری ثابت بشوند که آن ثابت یا محرک اول غیر متحرک را خدا می‌نامیم.[۱]

نقد برهان[ویرایش]

تحلیل موضعی، برهانی که خود را نقض می‌کند[ویرایش]

این برهان ابتدا هر محرکی را نیازمند محرکی دیگر می‌شمارد و در آخر با سخن گفتن از محرک اول خود را نقض می‌کند.

بی‌نیازی حرکت از محرک در واقعیت[ویرایش]

هیچ حرکتی نیازمند محرک نیست، حرکت یکنواخت ماهواره‌ها در فضاهای بین ستاره‌ای، پس از آنکه یک بار به حرکت درآمدند، بهتر از مثالهای دیگر این نکته را نمایان می‌سازد.

این حرف انتزاعی و شهودی که هر حرکتی محرکی بخواهد، در عالم واقعیت غلط از آب درآمده‌است. بطلان این سخن در دانش فیزیک از زمان نیوتون به اثبات رسیده؛ این گونه نیست که نفس حرکت به عامل و محرک نیازمند باشد؛ حرکت به عامل احتیاج ندارد، بلکه تغییر حرکت است که نیازمند عامل است. حالت عادی اجسام این است که در حرکت یکنواخت (یا سکون) باشند، نه الزاماً در سکون؛ پس جسم می‌تواند همواره در حال حرکتی یکنواخت باشد، در حالی که هیچ عامل خارجی بر آن اثر نمی‌گذارد.

اجسام تمایل دارند حالت اولیه خود را حفظ کنند؛ یعنی اگر ساکن هستند در حالت سکون باقی بمانند و اگر در حال حرکت هستند به حرکت خود به‌طور یکنواخت با سرعت ثابت ادامه دهند. حال اگر بخواهیم جسم ساکنی را به حرکت درآوریم یا سرعت متحرک را کاهش یا افزایش دهیم، باید به آن نیرو وارد کنیم. نیرو با ایجاد شتاب باعث تغییر سرعت می‌شود.[۲]

رد این نقد[ویرایش]

مرتضی مطهری می گوید:

... آن محرکی که ارسطوئیین گفته‌اند، غیر از آن عاملی است که فیزیک امروز می‌شناسد... آنچه که تجربیات علمی امروز ثابت می‌کند، رابطه حرکت است با عامل خارج از وجود متحرک، در صورتی که از نظر فلسفی عامل حرکت همیشه در داخل جسم متحرک است و عامل خارجی عامل دست دوم است نه عامل دست اول... فیلسوف وقتی می‌گوید حرکت یعنی هر گونه تغییر، نقط مقابل ثبات... آنچه ارسطو و ارسطوئیین گفته‌اند، اگر هم درست نباشد باید به دلیل دیگری درست نباشد[۱]

دفاعی در مقابل نقد برهان[ویرایش]

هر جسمی که در حالت سکون یا حرکت یکنواخت باشد محاط به قوانین و فضایی است که آن را در بر گرفته. مثلاً از منظر گرانشی در میدان هیگز قرار دارد و این میدان چگونگی کنش گرانشی آن را مشخص می نماید.

حال چگونه این همه قوانین و وجود فضاهای محاطی یک جسم را فاقد هر گونه حرکت و تغییر بپنداریم در حالی که اثر آن‌ها موجودیت و رفتار آن جسم را در بر گرفته‌است.

مغالطه منطقی مستتر در برهان[ویرایش]

اگر چیزی باشد که محرک همه حرکات باشد، آنگاه مطمئناً هر حرکتی محرکی دارد؛ ولی از این که هر حرکتی محرکی دارد، نتیجه گرفته نمی‌شود که چیز واحد و یگانه‌ای هست که محرک همه حرکات باشد.[۳]

رد این نقد: برهان حرکت اصولا برای اثبات خدا و توحید او نیست، بلکه ثابت می کند که مبدا و منشا جهان چیزی ورای ماده است. یعنی آن چیزی که منشا وجود جهان مادی ای که اکنون می بینیم هست، خود ماده نیست. چون ماده دائما در حال «شدن» است و این «شدن» نیاز به محرک دارد و چون این تحرک نمی تواند تسلسل وار باشد، ناگریز نیازمند محرکی هستیم که در وجود خود شدن و تغییر ندارد و در نتیجه مادی نیست. این اثبات ماوراءالطبیعه است.

نکته مهم[ویرایش]

[۴]

نکته مهم[ویرایش]

اثبات این‌که محرک غیر متحرک، واجب است یا ممکن، واحد است یا متعدد، کمالات او متناهی است یا غیر متناهی، از توان این برهان خارج می‌باشد و صرفا برای اثبات منشأ غیر مادی جهان است.[۵][۶]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ مرتضی مطهری، توحید، صص ۱۸۰ تا ۱۸۲
  2. «::علوم تجربی سال اول راهنمایی :: فصل 7 ::». بایگانی‌شده از اصلی در ۴ نوامبر ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۶ ژوئیه ۲۰۱۰.
  3. گراهام پریست، منطق، صص ۳۷ تا ۴۵
  4. عبدالله جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، صص ۱۷۵ و ۱۷۶
  5. «برهان حرکت | واحد پاسخ به سوالات دینی». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ مه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۷ مه ۲۰۱۰.
  6. «برهان حرکت | واحد پاسخ به سوالات دینی». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ مه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۷ مه ۲۰۱۰.

منابع[ویرایش]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

  • Louis Pasteur, cf. f. i. René Dubos, "Louis Pasteur - Free Lance of Science", 1986, s. pg. 113
  • Andreä, Die chymische Hochzeit. Christiani Rosenkreutz", 1616

A first principle is a basic proposition or assumption that cannot be deduced from any other proposition or assumption. In philosophy, first principles are from First Cause[1] attitudes and taught by Aristotelians, and nuanced versions of first principles are referred to as postulates by Kantians.[2] In mathematics, first principles are referred to as axioms or postulates. In physics and other sciences, theoretical work is said to be from first principles, or ab initio, if it starts directly at the level of established science and does not make assumptions such as empirical model and parameter fitting.

In formal logic

In a formal logical system, that is, a set of propositions that are consistent with one another, it is possible that some of the statements can be deduced from other statements. For example, in the syllogism, "All men are mortal; Socrates is a man; Socrates is mortal" the last claim can be deduced from the first two.

A first principle is an axiom that cannot be deduced from any other within that system. The classic example is that of Euclid's Elements; its hundreds of geometric propositions can be deduced from a set of definitions, postulates, and common notions: all three types constitute first principles.

Philosophy in general

In philosophy "first principles" are from First Cause[3] attitudes commonly referred to as a priori terms and arguments, which are contrasted to a posteriori terms, reasoning or arguments, in that the former are simply assumed and exist prior to the reasoning process and the latter are deduced or inferred after the initial reasoning process. First principles are generally treated in the realm of philosophy known as epistemology, but are an important factor in any metaphysical speculation.

In philosophy "first principles" are often somewhat synonymous with a priori, datum and axiomatic reasoning.

Aristotle's contribution

Terence Irwin writes:

When Aristotle explains in general terms what he tries to do in his philosophical works, he says he is looking for "first principles" (or "origins"; archai):

In every systematic inquiry (methodos) where there are first principles, or causes, or elements, knowledge and science result from acquiring knowledge of these; for we think we know something just in case we acquire knowledge of the primary causes, the primary first principles, all the way to the elements. It is clear, then, that in the science of nature as elsewhere, we should try first to determine questions about the first principles. The naturally proper direction of our road is from things better known and clearer to us, to things that are clearer and better known by nature; for the things known to us are not the same as the things known unconditionally (haplôs). Hence it is necessary for us to progress, following this procedure, from the things that are less clear by nature, but clearer to us, towards things that are clearer and better known by nature. (Phys. 184a10–21)

The connection between knowledge and first principles is not axiomatic as expressed in Aristotle's account of a first principle (in one sense) as "the first basis from which a thing is known" (Met. 1013a14–15). The search for first principles is not peculiar to philosophy; philosophy shares this aim with biological, meteorological, and historical inquiries, among others. But Aristotle's references to first principles in this opening passage of the Physics and at the start of other philosophical inquiries imply that it is a primary task of philosophy.[4]

Descartes

Profoundly influenced by Euclid, Descartes was a rationalist who invented the foundationalist system of philosophy. He used the method of doubt, now called Cartesian doubt, to systematically doubt everything he could possibly doubt, until he was left with what he saw as purely indubitable truths. Using these self-evident propositions as his axioms, or foundations, he went on to deduce his entire body of knowledge from them. The foundations are also called a priori truths. His most famous proposition is "Je pense, donc je suis." (I think, therefore I am, or Cogito ergo sum)

Descartes describes the concept of a first principle in the following excerpt from the preface to the Principles of Philosophy (1644):

I should have desired, in the first place, to explain in it what philosophy is, by commencing with the most common matters, as, for example, that the word philosophy signifies the study of wisdom, and that by wisdom is to be understood not merely prudence in the management of affairs, but a perfect knowledge of all that man can know, as well for the conduct of his life as for the preservation of his health and the discovery of all the arts, and that knowledge to subserve these ends must necessarily be deduced from first causes; so that in order to study the acquisition of it (which is properly called [284] philosophizing), we must commence with the investigation of those first causes which are called Principles. Now these principles must possess two conditions: in the first place, they must be so clear and evident that the human mind, when it attentively considers them, cannot doubt of their truth; in the second place, the knowledge of other things must be so dependent on them as that though the principles themselves may indeed be known apart from what depends on them, the latter cannot nevertheless be known apart from the former. It will accordingly be necessary thereafter to endeavor so to deduce from those principles the knowledge of the things that depend on them, as that there may be nothing in the whole series of deductions which is not perfectly manifest.[5]

In physics

In physics, a calculation is said to be from first principles, or ab initio, if it starts directly at the level of established laws of physics and does not make assumptions such as empirical model and fitting parameters.

For example, calculation of electronic structure using Schrödinger's equation within a set of approximations that do not include fitting the model to experimental data is an ab initio approach.

See also

References

  1. ^ First cause | philosophy | Britannica.com https://www.britannica.com › topic › first-cause
  2. ^ Vernon Bourke, Ethics, (New York: The Macmillan Co., 1966), 14.
  3. ^ First cause | philosophy | Britannica.com https://www.britannica.com › topic › first-cause
  4. ^ Irwin, Terence (1988). Aristotle's First Principles. Oxford: Oxford University Press. p. 3. ISBN 0-19-824290-5.
  5. ^ VOL I, Principles, Preface to the French edition. Author’s letter to the translator of the book which may here serve as a preface, p. 181.

Further reading

External links