پرش به محتوا

برنگار دوم ایتالیا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
برنگار دوم ایتالیا
پادشاه ایتالیا
سلطنت۹۵۰–۹۶۱
پیشینلوتار دوم ایتالیا
جانشیناتوی یکم
زاده۹۰۰
درگذشته۴ اوت ۹۶۶
بامبرگ
همسر(ان)ویلا توسکانی
فرزند(ان)آدالبرت
خاندانآنسکاری‌ها
پدرآدالبرت اول ایوریا
مادرگیزلا فریولی

برنگار دوم ایتالیا (انگلیسی: Berengar II of Italy; ۹۰۰ - اوت ۹۶۶) او از سال ۹۵۰ تا زمان عزلش در سال ۹۶۱ پادشاه ایتالیا بود. او از نسل سلسله‌های آنسکاری و اونروچینگ بود و نامش از پدربزرگ مادری‌اش، برنگار یکم ایتالیا، گرفته شده بود. او حدود سال ۹۲۳ جانشین پدرش به عنوان مرزبان ایوریا شد (از این رو اغلب به عنوان برنگار ایوریا شناخته می‌شود) و پس از سال ۹۴۰ رهبری مخالفان اشرافی را در برابر پادشاهان هوگ و لوتار دوم بر عهده داشت. در سال ۹۵۰ جانشین دومی شد و پسرش، آدالبرت، را به عنوان فرمانروای مشترک با خود تاجگذاری کرد. در سال ۹۵۲ او حاکمیت اتوی یکم پادشاه آلمان را به رسمیت شناخت، اما بعداً به شورشی علیه او پیوست. در سال ۹۶۰ به ایالات پاپی حمله کرد و سال بعد پادشاهی او توسط اتو فتح شد. برنگار تا زمان تسلیم شدنش در سال ۹۶۴ متواری ماند. او دو سال بعد در آلمان در زندان درگذشت.

زندگی‌نامه

[ویرایش]

پسر آدالبرت اول ایوریا و گیسلا، دختر برنگار اول، پادشاه و امپراتور ایتالیا، در سال ۹۵۰، پس از مرگ لوتار دوم، برنگار دوم تاج ایتالیا را برای خود و پسرش آدالبرت در کلیسای سن میشل در پاویا به دست آورد.

موقعیت سیاسی آنها به دلیل سوءظن به مسموم کردن سلف خود توسط این دو نفر تضعیف شد، بنابراین برنگار تلاش کرد تا با مجبور کردن بیوه لوتار به ازدواج با آدالبرت، مشروعیت این انتصاب را تقویت کند. در آلمان، آنها به غصب قدرت متهم شدند که این امر باعث مداخله پادشاه وقت آلمان، اتو، شد. او آنها را مجبور به فرار کرد و عنوان پادشاه فرانک‌ها و ایتالیایی‌ها را به خود گرفت (۹۵۱)، مقدمه‌ای بر درخواست او برای اعطای رسمی عنوان سلطنتی ایتالیا. دو مارکیز متعاقباً با اتو به توافق رسیدند که در سال ۹۵۲ جانشینی آنها را تأیید کرد.

نگرش و اقدامات سیاسی آنها نارضایتی رهبران پادشاهی را برانگیخت، که بارها از حاکم آلمان درخواست مداخله کردند: رویدادی که تنها در سال ۹۵۶–۹۵۷، به دست لیودولف، پسر اتو و دوک سوابیا، به وقوع پیوست و با توافقی که عنوان سلطنتی و قدرت آنسکاری‌ها را در ایتالیا تأیید می‌کرد، به پایان رسید.

در سال ۹۵۹، برنگار و پسرش آدالبرت مجموعه‌ای از پاکسازی‌ها را علیه طرفداران اتونی آغاز کردند. یکی از قربانیان، تئوبالد دوم، دوک اسپولتو و مارکی کامرینو، از سلسله هوکپولدینگی بود که برنگار دوم علیه او لشکرکشی‌ای را با هدف تصرف دارایی‌هایش ترتیب داد. دوک آینده پیترو چهارم کاندیانو نیز در این لشکرکشی شرکت کرد.

پس از آن، برنگار سیاست تهاجمی نسبت به دستگاه پاپی اتخاذ کرد، که باعث شد ژان دوازدهم از اتو بخواهد به ایتالیا برود. در سال ۹۶۱، پادشاه آلمان برای دومین بار به ایتالیا رسید. سربازان برنگاریوس از جنگیدن امتناع کردند و پدر و پسر را مجبور کردند که در قلعه سن لئو سنگر بگیرند. اتو رسماً آنها را از عناوین سلطنتی خود خلع کرد و توسط ژان دوازدهم به عنوان امپراتور تاجگذاری شد.

پس از سقوط سن لئو در سال ۹۶۳، برنگار دستگیر و به همراه همسرش ویلا به بامبرگ تبعید شد و تحت محافظت مرزبان نورگاو، برتولد شواینفورت، قرار گرفت. آنها صاحب دختری شدند که ملکه آینده فرانسه، روزالا، شد.

حاکم ایوریا (۹۲۳–۹۵۰)

[ویرایش]

برنگار پسر مارگراف آدالبرت اول ایوریا و همسرش ژیزلا فریولی، دختر پادشاه اونروچینگ، برنگار اول ایتالیا بود. او حدود سال ۹۲۳ جانشین پدرش به عنوان مارگراف شد و با ویلا، دختر مارگراف بوسونی توسکانی و خواهرزاده شاه هیو ایتالیا، ازدواج کرد. لیوتپراند کرمونا، وقایع‌نگار، که در دربار برنگار در پاویا بزرگ شده بود، چندین روایت بسیار واضح از شخصیت او ارائه می‌دهد.

حدود سال ۹۴۰، برنگار شورشی از اشراف ایتالیایی را علیه حکومت عمویش رهبری کرد. برای فرار از حملهٔ مزدوران هیو، او که توسط پسر جوان پادشاه، لوتار، از قبل هشدار داده شده بود، مجبور شد به دربار شاه اتو اول آلمان فرار کند. اتو از جانبداری خودداری کرد. با این وجود، در سال ۹۴۵، برنگار توانست با سربازان اجیر شده به ایتالیا بازگردد و مورد استقبال اشراف محلی قرار گرفت. هوگ شکست خورد و به آرل عقب‌نشینی کرد و لوتار رسماً جانشین او شد. از زمان قیام موفقیت‌آمیز برنگار، تمام قدرت و حمایت واقعی در پادشاهی ایتالیا در دستان او متمرکز شد و پسر هوگ، لوتار، به عنوان پادشاه اسمی منصوب شد. سلطنت کوتاه لوتار با مرگ زودهنگامش در سال ۹۵۰، احتمالاً مسموم، پایان یافت.

حاکم بر ایتالیا (۹۵۰–۹۶۱)

[ویرایش]

برنگار سپس عنوان سلطنتی را به همراه پسرش آدالبرت به عنوان حاکم مشترک به دست گرفت و در پاویا، در کلیسای سن میشل ماجوره تاجگذاری شد. او تلاش کرد تا با مجبور کردن آدلاید، بیوه لوتار، دختر، عروس و بیوه سه پادشاه آخر ایتالیا، به ازدواج با آدالبرت، سلطنت خود را مشروعیت بخشد. با این حال، زن جوان به شدت امتناع کرد و پس از آن برنگار او را در قلعه گاردا زندانی کرد، که گفته می‌شود توسط ویلا، همسر برنگار، مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. با کمک کنت آدالبرت آتو از کانوسا، او موفق به فرار شد و از پادشاه اتو آلمان درخواست حمایت کرد. اتو، که خود از سال ۹۴۶ بیوه شده بود، از این فرصت برای به دست آوردن تاج آهنین لومباردی استفاده کرد: درخواست‌های آدالاید برای مداخله منجر به حمله او به ایتالیا در سال ۹۵۱ شد. برنگار مجبور شد در سن مارینو مستقر شود، در حالی که اتو مورد احترام اشراف ایتالیایی قرار گرفت، با آدلاید ازدواج کرد و عنوان پادشاه لومباردها را به خود گرفت. او سپس به آلمان بازگشت و دامادش کنراد را به عنوان نایب‌السلطنه ایتالیا در پاویا منصوب کرد.

برنگار به نمایندگی از کنراد در رایشتاگ ۹۵۲ در آگسبورگ حاضر شد و به اتو ادای احترام کرد. او و پسرش آدالبرت به عنوان دست نشانده اتو، پادشاهان ایتالیا باقی ماندند، اگرچه مجبور شدند قلمرو مارش سابق فریولی را که پادشاه آلمان آن را به برادر کوچکترش دوک هنری اول باواریا به عنوان مارش امپراتوری ورونا واگذار کرده بود، به او واگذار کنند. هنگامی که اتو مجبور شد در سال ۹۵۳ با شورش پسرش، دوک لیودولف سوابیا، مقابله کند، برنگار به مارش ورونی حمله کرد و همچنین قلعه کانوسا کنت آدالبرت آتو را محاصره کرد.

از دست دادن کنترل و مرگ (۹۶۱–۶۶)

[ویرایش]

در سال ۹۶۰، برنگار به ایالات پاپی تحت رهبری پاپ ژان دوازدهم حمله کرد، که در نهایت به درخواست او، شاه اتو، با هدف تاجگذاری به عنوان امپراتور مقدس روم، دوباره به ایتالیا لشکرکشی کرد. سربازان برنگار او را ترک کردند و اتو تا کریسمس ۹۶۱ به‌طور غیابی پاویا را تصرف و برنگار را خلع شده اعلام کرد. او به رم رفت و در ۲ فوریه ۹۶۲ به عنوان امپراتور تاجگذاری کرد. سپس او بار دیگر علیه برنگار که در سن لئو محاصره شده بود، وارد مذاکره شد.

در همین حال، پاپ ژان با پسر برنگار، آدالبرت، وارد مذاکره شد که در سال ۹۶۳ باعث شد اتو به رم نقل مکان کند، جایی که پاپ را خلع و پاپ لئو هشتم را انتخاب کرد. سال بعد، برنگار سرانجام تسلیم نیروهای اتو شد. او در بامبرگ آلمان زندانی شد و در اوت ۹۶۶ در آنجا درگذشت. همسرش ویلا بقیه عمرش را در یک صومعه آلمانی گذراند.

منابع

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]