براهویی (طایفه)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

براهویی از واژه براخم صغیر(براخم دوم)، نام یکی از نوادگان ماد دوم پادشاه صفن گرفته شده است که درگذر زمان در اثرتاثیر لهجه‌های گوناگون به بیراوی در عربی، بروهی در سندی پاکستان، براخوئی در کردی، براهوئی در بلوچی تغییر یافته است. یکی از پژوهشگران معروف (مردوخ کردستانی)، براهوئی‌ها را از نسل قوم براخوئی از فرزندان بود به شمار آورده است.سلطنت مادستان و شهر صفن (همدان امروزی) را می‌توان اولین جایی نام برد که قوم براهوئی در اختیار داشته است. در سال ۸۵۴ قبل از میلاد مسیح براهوئی‌ها توانستند سرزمین توران را به تصرف خود دربیاورند، و شهرهای زیر مجموعه خود را به نام بزرگان خود و فرزندان براخم صغیر(دوم) به نامهای کیکان (خان کلات)، گوران (دره)، سارون (سراوان)، غُز (خزدار)، مشکان (مشکه)، ارمیل (لس بیله)، بولان (دره)، گریشَک (شهر گرشک) نامگذاری کنند. با این وجود تعدادی از براهوئی‌های براهوئی زبان در بلوچستان شرقی زندگی می‌کند که همه آنها در مناطق کوهستانی و به زبان کردگال (براهوئی) تکلم می‌کنند. اولین میر میران امیر کیکان اول در سال ۸۵۰ تا ۸۰۳ قبل ازمیلاد مسیح حکومت کرده و از اولین و مهترین کارهای او تقسیم بلوچستان به هشت قسمت برای برادران خود بوده است .امیر زوراک براهوئی میر میران دومین امیر قوم براهوئی در سالهای ۸۰۳ تا ۷۵۰ قبل از میلاد بوده، که در زمان او اولین پادشاه ماد بنام کیقباد درگذشت. سومین امیر براهوئی وشتاپ میرمیران ۷۵۹ تا۷۱۴ قبل از مسیح می‌زیسته و در زمان او تخت مادستان در کش مکش میان لهراسب و توس قرار داشت وبالاخره قوم توس بر تخت پادشاهی مادستان حاکم شدند. چهارمین امیر قوم براهوئی امیر ذگرین میر میران در سالهای ۷۱۰ تا ۶۷۵ قبل از مسیح سکانداری قومش را عهده داربود، که در زمان او حکمران سند (پاکستان امروزی) به نام ماتان به قلعه کیکان حمله‌ای را ترتیب می‌دهد اما در این لشکرکشی شکست خورده ودر این جنگ کشته می‌شود. در همین زمان جنگجویی و چالاکی قوم براهوئی در تمام قبایل اطراف مشهور و بر سر زبانها افتاده بود. امیر ذگرین ۳۵ سال حکومت و در سال ۶۷۵ قبل ازمیلاد مسیح دار فنا را وداع گفت. اوهم عصر توس پادشاه مادستان بود. امیر پنجم قوم براهوئی میرزیباربراهوئی میر میران شد، در سال ۶۷۵ تا ۶۳۸ قبل از میلاد مسیح، در این زمان توس چهارم پادشاه خاندان ماد ۶۵۴ قبل از میلاد مسیح درگذشت. در سال ۶۳۸ قبل ازمیلاد مسیح امیرزیباربراهوئی در حال اسب سواری از اسب افتاد و دیده از جهان بست. بعد از او پسر ارشد و بزرگش امیر براخم براهوئی میر میران شد. سالهای ۶۳۸ تا ۵۹۴ قبل از میلاد مسیح سالهای پادشاهی امیر براخم براهوئی نامبرده می‌شود. در این زمان فریبرز پادشاه مادستان حمله‌ای رابه سلطنت آشور انجام داد. سال ۶۲۵ قبل از میلاد مسیح، نتیجه جنگ با آشور شکست فریبرز بود، و در این جنگ شوم کشته شد. فرزند فریبرز بنام کواکسار بعد از او بر تخت پادشاهی نشست. امیر براخم براهوئی به علت بیماری در سال ۵۹۴ قبل از میلاد مسیح فوت کرد، فرزندش امیر گوران براهوئی جانشین او شد (سال ۵۹۴ تا ۵۵۰ قبل از میلاد مسیح). بعد از کواکسار آزدیاک تخت‌نشین شد. آزدیاک از نعمت فرزند پسر محروم بود و تنها فرزندش دختری بود که بعدها از مردی به نام کمبوجی پارساگرد فرزندی به نام کوروش کبیر (هخامنشی) را به دنیا آورد، قوم کُرد از کواکسار بیزار بودند، آنها تصمیم بر به تخت نشاندن نواده کواکسار بنام کوروش داشتند، و به کوروش خبر رساندند در حالیکه کوروش در این زمان خود حاکم فارس بود. کواکسار ازین تصمیم قوم خود باخبر و با غضبناکی هر چه تمام بر فارس حمله‌ای را انجام داد، در رویارویی لشکر کواکسارو فارس به دلیل حمایت لشکریان کواکسار که کُرد بودند، کواکسار شکست خورد و کوروش بر تخت پادشاهی مادستان نشست. کواکسار دستگیر ودر دارالخلافه پیشین خود مادستان (اکباتان) زندانی شد. کواکسار در سال ۵۸۴ قبل از مسیح درگذشت، و این دوران آخرین درخشندگی مادها در تاریخ بوده است. مشهورترین قبایل فارس پارساگرد، مارافی، ماپسی بودند (آغاز دوره هخامنشیان). وفات امیر گوران در زمان پادشاهی کوروش اتفاق افتاد. بعد از امیر گوران امیر زرشان براهوئی میر میران شد واز ۵۵۰ تا ۵۱۹ قبل از میلاد مسیح دوران حکومت امیر زرشان براهوئی است. کوروش (کبیر) درسال ۵۳۰ قبل از میلاد مسیح فوت کرد، بعد از کوروش پسرش کمبوجی (که بنام پدرش نامگذاری کرده بود) بر تخت پادشاهی مادستان نشست. امیر زرشان نیز در سال ۵۱۹ قبل از میلاد مسیح بر اثر بیماری درگذشت. در سال ۵۱۹ تا ۴۸۵ قبل از میلاد مسیح نهمین امیرزوراک براهوئی (دوم) میر میران قوم براهوئی بود. ۳۴ سال حکومت کارنامه حکوم امیر زوراک دوم بوده است. دهمین امیر قوم براهوئی اَرجان براهوئی میرمیران است. او از سال ۴۸۵ تا ۴۶۰ قبل از میلاد مسیح میر قوم براهوئی بود. در زمان تخت‌نشینی او دارای اول پادشاه ایران درگذشت و جانشینش خشایار فرزندش تخت‌نشین شد. امیر اَرجان براهوئی بعد از ۲۵ سال حکومت دار فانی را وداع گفت. بعد از او فرزندش امیر شاموزبراهوئی میرمیران شد (سال ۴۶۰ تا ۴۲۴ قبل از میلاد مسیح). در این زمان خشایار درگذشت وجایش را اردشیر فرزندش گرفت. امیر شاموز براهوئی بعد از جنگ با جدگال و پیروزی برآنها بعد از ۳۶ سال حکومت درگذشت. دوازدهمین امیر براخم دوم براهوئی است. از سال ۴۲۴ تا ۴۰۰ قبل از مسیح دوران حکومت او محسوب می‌شود. درسال ۴۲۴ قبل از میلاد مسیح اردشیر نیز درگذشت. خشایاردوم در سال ۴۲۴ قبل از میلاد مسیح در حالیکه از حکومت او ۴۵روز می‌گذشت کشته شد و دارای دوم تخت‌نشین شد. وفات امیر براخم براهوئی دوم بعد از ۲۴ سال حکومت درسال ۴۰۰ قبل از میلاد مسیح است. امیر سیزدهم براهوئی سابول براهوئی در سال ۴۰۰ قبل از مسیح تا ۳۷۰ قبل ازمسیح حکمرانی کرد و فوت شد. امیر چهاردهم براهوئی نورگان براهوئی از ۳۷۰ تا ۳۵۰ قبل از میلاد مسیح دوران حکومتش بود و درگذشت. امیر پانزدهم کیانوش براهوئی از سال ۳۵۰ تا ۳۳۸ قبل از میلاد مسیح توانست حکمرانی را به دست داشته باشد و در همین دوران ارشیر دوم درگذشت و ارشیر سوم جانشین او انتخاب در همان سال به قتل رسید. امیر شانزدهم امیر کیکان دوم براهوئی از سال ۳۳۸ تا ۳۳۰ قبل از میلاد مسیح، در این دوران دارای سوم تخت‌نشین بود ومصادف با حمله اسکندر مقدونی به ایران وهندوستان است. در سال ۳۲۶ قبل از میلاد مسیح اسکندر بازگشت خودرا از هندوستان اعلام کرد. در این دوران براهوئی‌های توران آماده حمله به اسکندر شدند و درسه جنگ عظیم اسکندرمقدونی را با شکست مواجه و اسکندرمقدونی به سمت مغرب فرار کرد. این اسطوره جنگجو (اسکندر مقدونی) در سال ۳۲۳ قبل از میلاد مسیح درنزدیکی عراق درگذشت.[۱]...

موسیقی[ویرایش]

سوت براهویی آهنگی است متعلق به این طایفه که غالباً توسط زنان خوانده می‌شود.

اقتصاد[ویرایش]

با گستردگی قوم براهوئی نمی‌توان اقتصاد خاصی را برایشان تعریف کرد ولی برخی از براهوئیان ایران عشایر و دامدار هستند و در روستاها و دامنه‌های کوه خواجه، تاسوکی و سیستان اطراف آن و نیز در اطراف شهرستان خاش در بلوچستان جنوبی زندگی می‌کنند.

قسمتی از قوم براهوئی به دو شغل کشاورزی و دامداری مشغول هستند. کشاورزان بیشتر در مناطق میان کنگی، سکوهه، لوتک، شیب آب و منطقه شهرکی و نارویی و دامداران از منطقه برنگ تا سفیدآبه و چاه دیوان و در تمام دشت‌های حاشیه هامون و به هنگام ییلاق به کوه‌های قائنات و بلوچستان کوچ می‌کنند و برخی هم در قسمتهای جنوبی بلوچستان به کارهای دیگر امرار معاش می‌کنند. به تازگی روستاهای زیادی در سراسر بلوچستان به نام براهوئی آباد و ثبت شده‌اند؛ ولی از حواله تاریخ بزرگترین منبع مالی قوم براهوئی را می‌توان دامداری، کشاورزی و عشایری خطاب کرد.

عدهٔ زیادی از این قوم چندین سال قبل از انقلاب بر اثر خشک سالی در زابل و زاهدان به مازندران و تعدادی از شهرهای استان کرمان مانند عنبرآباد و کهنوج مهاجرت کردند.[۲]

منابع[ویرایش]

  1. میرنصیرخان، احمد زئی (کمبرانی)- محقق و مفسر غلامحسین براهوئی-محمد سلیم براهوئی. کتاب تاریخ بلوچ و بلوچستان. آکادمی بلوچی مکران کویته پاکستان، 1988. 
  2. کتاب گفته‌های پدر، حاج عباس جلالی
  • غلامعلی رئیس‌الذاکرین. زادسروان سیستان. چاپ ۱۳۷۰.