براندازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

براندازی[۱] به تلاش برای تبدیل نظام اجتماعی حاکم و ساختارهای قدرت، قانون، و سلسله‌مراتب آن اشاره دارد. براندازی فرایند یا پردازشی است که به وسیلهٔ آن ارزش‌ها و اصول نظام حاکم را به تناقض رسانده یا به عقب باز میگرداند. به صورت مشخص، می‌توان براندازای را اینطور تعریف کرد، یک حمله به انگیزه عمومی و، خواست مقاومت و دخالت که محصول مرکبی از وفاداری‌های سیاسی، اجتماعی یا طبقاتی که معمولاً خود را به نشانه‌های ملی می‌چسباند. پس از نفوذ، و به موازات ناکارآمد کردن موسسات سیاسی و اجتماعی دولتی با استفاده از زور، امکان جداشدن این وفاداری‌ها و انتقال آن‌ها به اهداف سیاسی و فکری غاصب وجود دارد.[۲] براندازی به عنوان ابزاری برای بدست آوردن اهداف سیاسی استفاده می‌شود، چرا که خطر، هزینه، و مشکلات کمتری نسبت به تخاصم‌بازدارد. بعلاوه، صورت ارزانی از نوعی جنگ است که نیاز به آموزش زیادی ندارد.[۳] یک برانداز فرد یا چیزی است که به صورت بالقوه تا حدی حامل براندازی است. در همین مقوله، در برخی از موارد یک برانداز (معمولاً توسط دولت حاکم) خائن نامیده می‌شود.

در مواردی براندازی یکی از اهداف دلقک‌ها و بازیگران فعال در عرصه این نوع از طنز است.[۴] در این مواقع، به صورت عمومی برانداز بودن می‌تواند به معنی سؤال کردن، مسخره‌کردن، و تضعیف نظم حاکم باشد.[۵] لقب برانداز برای کار یک دلقک یا طنز به همان اندازه که تبلیغ است می‌تواند اتهام نیز باشد.[۶] برای دلقک‌ها و هنرمندان، طعنه‌زدن یکی از نافذترین صورت‌های براندازی است، و آن می‌تواند در اشکالی در نمایش، پرده‌بینی، کتب، و حتی اعتراض سیاسی بیان شود.

در حالت معمول گروه‌های مبارز و یا گروه‌های تروریست براندازی را به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهدافشان به خدمت نمی‌گیرند. راهبرد براندازی نیاز فراوانی به نیروی انسانی دارد و بسیاری از گروه‌های مبارز ارتباطات اجتماعی، سیاسی و نیروی انسانی کمی برای اجرای فعالیت‌های براندازانه دارند.[۷] هرچند فعالیت‌های گروه‌های مبارز ممکن است یک تأثیر براندازانه بر اجتماع داشته باشد. براندازی می‌تواند توطئه، تقلب، مفاسد مالی، یا روش‌های خشونت را القاء کند تا تغییرات مورد نظر را اعمال نماید.

براندازی در تقابل با اعتراض، کودتا، یا کارهای با روش‌های سنتی برای ایجاد تغییر در دستگاه سیاسی است.

انواع[ویرایش]

  • براندازی سخت
  • براندازی نرم

ابزارها و روش‌ها[ویرایش]

اعمال بر اندازانه به صورت عمومی می‌تواند به سه دسته مرتبط با یکدیگر تقسیم گردد:

عناصر دیگری نیز وجود دارند که برای مخالفین برانداز مؤثر هستند، اما در این سه دسته نمی‌گنجند. بعلاوه، باید بخاطر داشت که ابزارهای زیادی در دسته‌بندی‌های مذکور می‌توانند باهم همپوشانی داشته باشند. به عنوان مثال، ممکن است براندازان به یک سازمانی برای براندازی فرهنگی نفوذ کنند بیش از آنکه قصد بدست گرفتن کنترل آن سازمان را داشته باشند. به منظور تحریک دولت به پاسخ خشونت‌آمیز، ممکن است از ناآرامی اجتماعی استفاده گردد.

نفوذ و تأسیس گروه‌های صوری[ویرایش]

برای اینکه یک گروه در براندازی یک دولت موفق شود، می‌بایست افکار، تصورات، و خود آن گروه به عنوان گزینه جایگزین وضعیت جاری مقبولیت داشته باشد. هرچند، در بسیاری از مواقع گروه‌هایی که در جهت براندازی یک دولت مشروع و مستقر اقدام می‌کنند، اهدافی را تبلیغ و سیاست‌هایی را دنبال می‌کنند که پشتیبانی مردمی را در پی ندارند؛ بنابراین، بمنظور کسب اعتبار اجتماعی، جذب حامی، درآمد مالی، و بدست آوردن منابع دیگر، گروه‌ها نیازمند نوعی از فعالیت‌های سیاسی هستند که کاملاً یا ظاهراً از فعالیت‌های آشکار خشونت‌امیزشان جدا باشد. گاهی اوقات این هدف از طریق نفوذ در احزاب سیاسی، اتحادیه‌های کارگری، گروه‌های اجتماعی، و سازمان‌های خیریه بدست می‌آید. نفوذ در سازمان‌ها یک ابزار مهم است چراکه در نگاه عموم مردم این موسسات از قبل مشروع هستند و سکویی برای تبیین تصورات و افکارشان به‌شمار می‌آیند. یک معارض پس از نفوذ، نیازها و مشکلات آن سازمان را تشخیص داده و سپس راه حلهایی را که از اعتقادات و ایدئولوژی گروه خود منتج شده برای آن نیازها تبیین و به یکدیگر مرتبط می‌سازد.[۹] این فنی است که حزب مشارکت (کومونیست) آمریکا بکار گرفت. وقتی که آن ساختار و فرایندهای آن سازمان منحرف شد، فرد نفوذی به ارتباط‌گیری با دیگر گروه‌ها می‌پردازد. همچنین، این گروه‌ها از طریق نفوذ در سازمان‌های مشروع، نه تنها برای افکار خود مشروعیت کسب می‌کنند، بلکه می‌توانند به «تقویت متحدان سیاسی، حمله به سیاست‌های دولت، و جذب حامیان و پشتیبانان خارجی» بپردازند. اگر نفوذ در برخی از سازمان‌ها زیادی سخت و مشکل بود، ممکن است آن‌ها سازمان‌های جدیدی تأسیس کنند که ظاهری مستقل اما در واقعیت اهداف آن گروه برانداز را اجرا می‌کند.

اقتصاد[ویرایش]

اقتصاد می‌تواند به عنوان وسیله‌ای برای براندازی داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گیرد. برای براندازی خارجی، به سادگی با مسدود کردن اعتبار کشور دشمن می‌توان مشکلات شدید اقتصادی برای آن به وجود آورد. یک نمونه از آن ارتباطات امریکا با شیلی در دهه ۱۳۵۰ ه‍.ش است. در یک توطئه برای تغییر دولت سالوادور آلنده، آمریکا تلاش کرد تا اقتصاد شیلی را تضعیف کند. در اثر کاهش سرمایه‌گذاری خارجی و از دست دادن اعتبار مالی در شیلی، این کشور ناتوان در واردات مایحتاج حیاتی مردمش شد.[۱۰] یک فشار اقتصادی اینچنینی به کشور کوچک و ضعیفی باعث جلوگیری از کارایی اقتصاد وابسته شده و در نتیجه کاهش شدید سطح زندگی شهروندان را در پی دارد. اگر تضعیف اقتصادی بسیار شدید باشد، مردم کشور هدف ممکن است مجبور به پشتیبانی از تغییر در دولت شوند. هدف اصلی از فشار اقتصادی، تحمیل مشکلات به کشور هدف است تا از انجام تعهدات ابتدایی در مقابل شهروندانش بازبماند، چه از طریق کاهش و رکود در تجارت یا محروم کردن آن از منابع. تحریمهای اقتصادی علیه ایران در دو دوره به‌طور مشخص اعمال شده‌است: نخست تحریم‌های انگلیس و متحدانش و شورای امنیت سازمان ملل پس از ملی کردن صنعت نفت در دوران نخست‌وزیری دکتر محمد مصدق بود که با سیاست معروف اقتصاد بدون نفت خنثی گردید[۱۱] و دیگری تحریم‌های آمریکا و متحدانش و شورای امنیت سازمان ملل بعد از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ ه‍.ش که همچنان با عناوین متفاوت ادامه دارد و سیاست‌هایی با عنوان اقتصاد مقاومتی برای اجرا اعلام گردیده‌است.

اعتصاب‌ها وسیله‌ای برای اعمال فشار اقتصادی بر دولت هدف، حربه‌ای در دست براندازان داخلی است. به عنوان مثال در دهه ۱۳۵۰ ه‍.ش اعتصاب بخش حمل‌ونقل جاده‌ای در شیلی باعث اخلال در جابجایی قوت غالب جامعه شد که به تبع آن نزدیک به ۵۰٪ اقتصاد این کشور از گردش تولید خارج شد. در ایران اعتصاب کارکنان شرکت ملی نفت در سال ۱۳۵۷ ه‍.ش ضربه‌ای به نظام سلطنتی محمدرضا پهلوی بود. با گسترش و همه‌گیر شدن اعتصاب در صنعت نفت، موج اعتصاب کارخانجات دولتی و بخش خصوصی، همراه با تظاهرات در تهران و سراسر شهرهای ایران، به تدریج از درخواست‌های سیاسی و رفاهی، به مخالفت با نظام سلطنت کشیده شد. در اثر این اعتصاب، صدور نفت ایران به خارج قطع شد. توقف صادرات نفت ایران به جهان، قطع منبع اصلی درآمد حکومت را موجب شد و مردم نیز تا پیروزی انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ با وجود مشکلات ناشی از کمبود نفت، از این اعتصاب‌ها حمایت کردند.[۱۲]

اقدامات اینچنینی باعث ساخت مشکلات انسانی، اقتصادی، و سیاسی شده که اگر در مقابلشان چاره اندیشی و اقدام نگردد می‌تواند شایستگی دولت در اداره امور را به چالش بکشد. فساد مالی هم از جمله همین مسائل است. سازمان شفافیت بین‌الملل در گزارش سال ۲۰۱۸ خود ایران را از نظر گسترش فساد مالی در جایگاه ۱۳۸ در میان ۱۸۰ کشور قرار داد؛ که بدترین رتبه ایران در سال‌های اخیر است. [۱۳]

هیجان، ناآرامی اجتماعی و آشوب[ویرایش]

بنا به تعریف لاورنس بیلنسن (به انگلیسی:Laurence Beilenson)، هیجان، «تبلیغات سیاسی براندازانه بوسیله اقداماتی مانند تظاهرات گسترده یا اعتصابات سیاسی است، که این اعتصابات قصد کسب منافع برای اتحادیه‌ها یا کارگران را ندارد، بلکه هدفش علیه دولت است».[۱۴] بعلاوه، تبلیغات سیاسی و هیجان، حتی در حالتی که شکل قانونی آزادی بیان، مطبوعات، و تجمعات هستند هنوز می‌توانند به عنوان فعالیت براندازنه طبقه‌بندی گردند.

ناآرامی اجتماعی و آشوب به همان اندازه که یک جمعیت تروریستی می‌تواند برای یک کشور مشکلاتی به وجود بیاورد، معضلات ایجاد می‌کند. اولا آن یک رودررویی با دولت مستقر است، که اگر آن دولت در آرام کردن اوضاع ناتوان باشد می‌تواند به فرسایش قدرت کشور بینجامد. این از دست دادن قدرت ریشه در از دست دادن اعتماد مردم به توان دولت برای اعمال قانون و برقراری نظم دارد. در مقابل، مردم شروع به این پرسش می‌کنند که آیا نیاز به مدیریت جدیدی وجود دارد؟ اهداف این فعالیت‌ها بی‌اعتبار کردن، خلع‌سلاح کردن، و بی‌انگیزه کردن دولت و از بین بردن قدرت دولت و به صورت عمومی قدرت کشور است. از آنجاییکه این چالش باعث افزایش هزینه‌های برقراری نظم و امنیت و بکارگیری نیروهای بیشتر پلیس و نیروهای انتظامی می‌گردد، آشوب‌های اجتماعی عامل تهی شدن منابع کشور می‌گردد. ضمناً، ممکن است طراحان براندازی از ناآرامی اجتماعی برای تحریک دولت به نشان دادن یک عکس‌العمل یا پاسخ استفاده کنند. در دهه‌های۷۰ و ۸۰ ه‍.ش طراحان ناآرامی‌های کوی دانشگاه و جنبش سبز، با حمله به نیروهای انتظامی، پایگاه‌های بسیج، اموال عمومی، بانکها، مساجد، خودروها و حتی عزاداران عاشورا عامدانه اقدام به تحریک نیروهای انتظامی برای هدایت کردن آشوب‌ها به سوی خشونت و استثمار "شهدای نهضت" به منظور استفاده برای اهداف تبلیغات سیاسی نمودند. همچنین در دهه ۴۰ م در فرانسه کمونیستها(به انگلیسی: Communists) در زمان اعتصابات علیه طرح مارشال، "با قصد قبلی اقدام به تحریک پلیس و ژاندارمری برای گرفتن پاسخ خشونت‌آمیز و سرکوب کردند تا از نام و تعداد "شهدای جنبش" به هدف بکارگیری در تبلیغات سیاسی سوءاستفاده کنند".[۱۵] این شهداء و تبلیغات سیاسی پس از آن می‌تواند به منظور در مقابل یکدیگر قراردادن گروه‌های اجتماعی با گروه‌های سیاسی مورد استفاده قرار گیرد. صورت‌های کمتر خشونت‌آمیز ناآرامیها، مانند غیبت‌های کارکنان، مقاومت منفعل، تحریمها، و تلاش‌های عمدی برای فلج کردن ادارات و نمایندگی‌های دولتی به وسیلهٔ پر کردن فضای اجتماعی و دستگاه‌ها با گزارش‌های دروغ، می‌تواند تأثیرات قوی در جهت ناکارآمد کردن اقتصاد و سیاست داشته باشند.[۷]

تعرض و دهشت‌افکنی[ویرایش]

تعرض و دهشت‌افکنی می‌تواند با عناوین مجرمانه‌ای مانند کشتن مردم، تخریب اموال، آدم‌ربایی، و غیره تعریف شود. تعرض و دهشت‌افکنی معمولاً قسمت کوچکی از یک براندازی است و، اصولاً برای استفاده از زور در انتقال قدرت بکار نمی‌رود، بلکه هدفش ایجاد وحشت در مردم و حاکمان به منظور تسلیم شدن مورد استفاده قرار می‌گیرد.[۱۵] هدف از نمایش زور در این روش، تقویت اشکال دیگر براندازی یا ترغیب و اجبار مردم یا رهبران دولت به پذیرش براندازی است.[۱۶] این وسیله هم همانند روش «هیجان، ناآرامی اجتماعی و آشوب» این سؤال را به اذهان عمومی القاء می‌کند که آیا دولت مستقر می‌تواند امنیت مردم و کشور را تأمین کند. ضمناً، دهشت‌افکنی انگیزه عملی برای حذف فیزیکی مخالفان سیاسی را ایجاد می‌کند. قتل یک مدیر در یک سازمان ممکن است موقعیتی ایجاد کند تا مدیر جدیدی که رفتار دوستانه‌تری با مواضع براندازان دارد جانشین مدیر مقتول گردد یا فرد براندازی که قبلاً در آن سازمان نفوذ کرده جای خالی مدیر پیشین را پر کند.

رشوه[ویرایش]

رشوه یکی از شایع‌ترین ابزار براندازی است. در بیشتر جوامع به رشوه به عنوان صورتی از فساد نگریسته می‌شود و آن به عنوان وسیله براندازی استفاده می‌شود زیرا آن، ″القاءکننده تضعیف قوانین و مقررات سیاسی و اخلاقی است″.[۱۷] آن می‌تواند وسیله خیلی قابل اتکایی نباشد. مقامات رسمی رشوه‌خوار فقط زمانی که اقدام به عمل کنند قابل استفاده هستند. هرچند اگر اقدامات خاص در طول یک زمان مشخص عملی شوند، شک عامه مردم را در پی خواهد داشت. آن مقام رسمی باید بتواند اعمالش را مخفی نماید یا تنها افعال کلیدی را انجام دهد. به همین دلیل وقتی از مقامات رشوه‌خوار خواسته شود اقدامات سریع و بدون فوت وقت انجام دهند بیشترین تأثیر را در براندازی دارند. در پرونده‌های براندازی خارجی، معمولاً رشوه به عنوان وسیله‌ای برای اعمال نفوذ استفاده می‌شود تا برای اقدام به عمل.

قوانین[ویرایش]

فعالیتهای براندازانه[ویرایش]

فعالیت‌های براندازانه به اهدای کمک، تسهیلات، و پشتیبانی اخلاقی به افراد، گروه‌ها، یا سازمانهایی که مدافع براندازی دولت مستقر با زور و خشونت هستند است. تمامی افعال تعمدی که قصد آسیب‌رسانی به منافع دولت را داشته باشد و در طبقه‌بندی‌های خیانت، فتنه، خرابکاری، یا جاسوسی قرار نگیرد، در سلسله فعالیت‌های براندازانه طبقه‌بندی می‌گردد.

انگلستان[ویرایش]

ایالات متحده آمریکا[ویرایش]

فصل ۱۱۵ از سرفصل ۱۸ قرار ایالات متحده (به انگلیسی:18 U.S. Code Chapter 115 - TREASON, SEDITION, AND SUBVERSIVE ACTIVITIES) به خیانت، فتنه، و فعالیت‌های براندازانه در قانون فدرال که تمامی ایالات در این کشور موظف به اجرایش هستند می‌پردازد.

در این قانون آمده‌است:

  • هر فردی دانسته یا با قصد قبلی با حمایت، تشویق، مشاوره، یا آموزش وظیفه، لوازم، مقبولیت، یا چهارچوب به براندازی یا نابود کردن دولت ایالات متحده یا دولت‌های ایالات، فرمانداری‌ها و مناطق یا مالکیت‌های مشابه، یا حاکمان هر زیرمجموعه مشابه، از طریق قدرت یا خشونت، یا به وسیلهٔ هدف قرار دادن هر کارمند دولت‌های مذکور؛ یا
  • هر فردی، با قصد براندازی یا تخریب هر دولت مذکوری، چاپ، انتشار، ویرایش، پخش، به گردش درآوردن، فروش، توزیع، و نمایش عمومی، چه به وسیلهٔ محصولات نوشتاری یا چاپی، توصیه، یا آموزش کار، لوازم، مقبولیت، یا الگو به براندازی یا نابود کردن هر دولتی در ایالات متحده به وسیلهٔ زور یا خشونت، یا حتی تلاش برای آن؛ یا
  • هر فردی سازماندهی، کمک یا تلاشی برای سازماندهی هر اجتماعی، گروهی، یا تجمعی نماید که در آن آموزش، حمایت، یا تشویق به براندازی یا تخریب هر دولتی به وسیلهٔ زور یا خشونت؛ یا عضو شدن در، یا همزادپنداری با، هر اجتماع، گروه، یا تجمعی، در حالیکه اهداف مذکور را بداند

باید تحت این عنوان جریمه شود یا تا بیست سال زندانی شود، یا هر دو، و نمی‌تواند در استخدام دولت ایالات متحده یا ادارات و سازمان‌های آن برای مدت پنج سال پس از پایان تحمل مجازات قرار داشته باشد.

  • اگر دو نفر یا بیشتر برای اجرای جرائم مذکور در این قسمت توطئه کنند، هر یک باید تحت این عنوان جریمه شوند یا تا مدت بیست سال زندانی شوند، یا هر دو مجازات و نمی‌تواند در استخدام دولت ایالات متحده یا ادارات و سازمان‌های آن برای مدت پنج سال پس از پایان تحمل مجازات قرار داشته باشد.[۱۸]

این قانون در موارد بسیاری در ایالات متحده مورد استفاده است معروفترین مورد استفاده که به صورت عمومی شناخته شده‌است برای تعقیب اعضای حزب کمونیست (زندگی اجتماعی یا communist) خصوصاً بین سال‌های انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و ۱۹۹۱ فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی به عنوان برانداز استفاده شده‌است. کمیته خانه فعالیت‌های غیر-آمریکایی (به انگلیسی: House Un-American Activities Committee) برای تحت تعقیب قرار دادن و تحقیقات جنایی در خصوص اتهامات بی‌وفایی و فعالیت‌های براندازانه توسط شهروندان معمولی، کارمندان دولتی، و سازمانهایی که مشکوک به ارتباط با احزاب کمونیستی هستند در ایالات متحده آمریکا تشکیل شد.

ایران[ویرایش]

فصل اول از کتاب پنجم (تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده) قانون مجازات اسلامی به جرایم ضد امنیت داخلی و خارجی کشور می‌پردازد.[۱۹] مواد ۴۹۸ تا ۵۰۰، ۵۰۷ و ۵۰۸ این قانون به وضعیت افرادی که فعالیت‌های براندازانه داشته‌اند می‌پردازد:

  • ماده ۴۹۸ ـ هرکس با هر مرامی، دسته، جمعیت یا شعبه جمعیتی بیش از دو نفر در داخل یا خارج از کشور تحت هر اسم یا عنوانی تشکیل دهد یا اداره نماید که هدف آن برهم زدن امنیت کشور باشد و محارب شناخته نشود به حبس از دو تا ده سال محکوم می‌شود.
  • ماده ۴۹۹ ـ هرکس در یکی از دسته‌ها یا جمعیت‌ها یا شعب جمعیت‌های مذکور در ماده (۴۹۸) عضویت یابد، به سه ماه تا پنج سال حبس محکوم می‌گردد مگر اینکه ثابت شود از اهداف آن بیاطلاع بوده‌است.
  • ماده ۵۰۰ ـ هرکس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروه‌ها و سازمان‌های مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید به حبس از سه ماه تا یکسال محکوم خواهد شد.
  • ماده ۵۰۷ ـ هرکس داخل دستجات مفسدین یا اشخاصی که علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور اقدام می‌کنند بوده و ریاست یا مرکزیتی نداشته باشد و قبل از تعقیب، قصد جنایت و اسامی اشخاصی را که در فتنه و فساد دخیل هستند، به مأمورین دولتی اطلاع دهد یا پس از شروع به تعقیب با مأمورین دولتی همکاری مؤثری به عمل آورد از مجازات معاف و در صورتی که شخصاً مرتکب جرم دیگری شده باشد فقط به مجازات آن جرم محکومخواهد شد.
  • ماده ۵۰۸ ـ هرکس یا گروهی با دول خارجی متخاصم به هر نحو علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری نماید، در صورتی که محارب شناخته نشود به یک تا ده سال حبس محکوم می‌گردد.

منابع[ویرایش]

  1. «براندازی» [علوم سیاسی و روابط بین‌الملل] هم‌ارزِ «subversion»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. «فارسی». در همان. دفتر ششم. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۵۳۱-۸۵-۶ (ذیل سرواژهٔ براندازی)
  2. بلک‌ستاک، پاول (۱۹۶۴). راهبرد براندازی:: تحریف سیاست‌های ملتهای دیگر. انگلیسی: Quadrangle Books. صص. https://www٫amazon٫com/The-strategy-subversion-Manipulating-politics/dp/B۰۰۰۷DNMFK.
  3. ستفان هوسمر، جرج تنهم. "مقابله با تجاوز مخفی". شرکت رند.
  4. استون، لاوری (۱۹۹۷). خندیدن در تاریکی: یک دهه طنز برانداز. The Ecco Press. صص. https://www٫amazon٫com/Laughing-Dark-Decade-Subversive-Comedy/dp/۰۸۸۰۰۱۴۷۴۱. شابک ۹۷۸-۰۸۸۰۰۱۴۷۴۸.
  5. "۱۰ طنز برانداز برتر". دزدان صحنه. 1388.
  6. "۲۸ دلقک برانداز {در غرب}". هفته‌نامه سرگرمی.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ روزنائو، ویلیام. براندازی و یاغیگری. شرکت رند. صص. https://www٫rand٫org/pubs/occasional_papers/OP۱۷۲٫html. شابک ۹۷۸-۰-۸۳۳۰-۴۱۲۳-۴.
  8. Subversion and InsurgencyWilliam Rosenau,
  9. Budenz, Louis. The Techniques of Communism. (Chicago: Henry Regnery, 1954), Pg. 155.
  10. قریشی، لوبنا (۲۰۰۹). نیکسون، کسینجر، و آلنده: سرمایه‌گذاری ۱۹۷۳ آمریکا در کودتای شیلی. lanham, MD: Lexington Books. صص. صفحه ۱۱۵.
  11. [۱][پیوند مرده]، راهکار مصدق برای مقابله با تحریم‌های نفتی.
  12. آرشیو روزنامه اطلاعات (۲۹ مهرماه ۱۳۵۷). «کارکنان پالایشگاه نفت تهران اعتصاب کردند». تاریخ ایرانی. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۳ فوریه ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۱ مارس ۲۰۱۷. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  13. سقوط ایران به رتبه ۱۳۸ «فساد مالی» در جهان در گزارش تازه «شفافیت بین‌المللی»
  14. [Beilenson, 1972, pg. viii]
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ [Blackstock, 1964, pg. 84.]
  16. [Kitson, 1971, Pg. 4.]
  17. راین، راسل (می ۱۹۶۲). الگوهای براندازی با خشونت Patterns of Subversion by Violence. سالنامه علوم‌اجتماعی و سیاسی امریکن آکادمی. صص. صفحه ۶۶.
  18. "18 U.S. Code § 2385 - Advocating overthrow of Government". Retrieved 2017-02-23.
  19. قانون مجازات اسلامی. مجلس شورای اسلامی - جمهوری اسلامی ایران. صص. http://www٫unodc٫org/tldb/pdf/Islamic_Penal_Code_in_Farsi٫pdf.

Subversion (Latin subvertere: overthrow) refers to a process by which the values and principles of a system in place are contradicted or reversed, in an attempt to transform the established social order and its structures of power, authority, hierarchy, and social norms. Subversion can be described as an attack on the public morale and, "the will to resist intervention are the products of combined political and social or class loyalties which are usually attached to national symbols. Following penetration, and parallel with the forced disintegration of political and social institutions of the state, these loyalties may be detached and transferred to the political or ideological cause of the aggressor".[1] Subversion is used as a tool to achieve political goals because it generally carries less risk, cost, and difficulty as opposed to open belligerency. Furthermore, it is a relatively cheap form of warfare that does not require large amounts of training.[2] A subversive is something or someone carrying the potential for some degree of subversion. In this context, a "subversive" is sometimes called a "traitor" with respect to (and usually by) the government in power.

Subversion, however, is also often a goal of comedians, artists and people in those careers.[3] In this case, being subversive can mean questioning, poking fun at, and undermining the established order in general.[4] When a comedy or comic is referred to as being subversive, it is as much of a compliment to their work as it could be an accusation,[5] from comics like Charlie Chaplin, Lenny Bruce, Andy Kaufman and Stephen Colbert to writers like Paddy Chayefsky, Larry Charles and Mel Brooks, to activists like Abbie Hoffman, and Michael Moore, to artists like The Yes Men and monochrom. Satire is one of the most potent forms of subversion for artists and comics, and it can take shape in films, television, books, and even political protest.

Terrorist groups generally do not employ subversion as a tool to achieve their goals. Subversion is a manpower-intensive strategy and many groups lack the manpower and political and social connections to carry out subversive activities.[6] However, actions taken by terrorists may have a subversive effect on society. Subversion can imply the use of insidious, dishonest, monetary, or violent methods to bring about such change.

Iraqi troops put up a poster of wanted insurgents.

This is in contrast to protest, a coup d'état, or working through traditional means (if) available in a political system to bring about change. Furthermore, external subversion is where, "the aggressor state attempts to recruit and assist indigenous political and military actors to overthrow their government by coup d’état".[7] If subversion fails in its goal of bringing about a coup it is possible that the actors and actions of the subversive group could transition to insurrection, insurgency, and/or guerilla warfare.[8]

The word is present in all languages of Latin origin (see seditio), originally applying to such events as the military defeat of a city. As early as the 14th century, it was being used in the English language with reference to laws, and in the 15th century came to be used with respect to the realm. The term has taken over from "sedition" as the name for illicit rebellion, though the connotations of the two words are rather different, sedition suggesting overt attacks on institutions, subversion something much more surreptitious, such as eroding the basis of belief in the status quo or setting people against each other.

Definition

The problem with defining the term subversion is that there is not a single definition that is universally accepted.[9] Charles Townshend described subversion as a term, "so elastic as to be virtually devoid of meaning, and its use does little more than convey the enlarged sense of the vulnerability of modern systems to all kinds of covert assaults".[10] What follows are some of the many attempts to define the term:

"Subversion is the undermining or detachment of the loyalties of significant political and social groups within the victimized state, and their transference, under ideal conditions, to the symbols and institutions of the aggressor."[11]

"Subversion — Actions designed to undermine the military, economic, psychological, or political strength or morale of a governing authority."[12]

"Subversive Activity — Anyone lending aid, comfort, and moral support to individuals, groups, or organizations that advocate the overthrow of incumbent governments by force and violence is subversive and is engaged in subversive activity. All willful acts that are intended to be detrimental to the best interests of the government and that do not fall into the categories of treason, sedition, sabotage, or espionage will be placed in the category of subversive activity."[12]

"Subversive Political Action — A planned series of activities designed to accomplish political objectives by influencing, dominating, or displacing individuals or groups who are so placed as to affect the decisions and actions of another government."[12]

Subversion — "A destructive, aggressive activity aimed to destroy the country, nation, or geographical area of your enemy... [by demoralizing the cultural values and changing the population's perception of reality].[13]

SubversionRoger Trinquier defined subversion as a term that could be lumped together under the name modern warfare, "as being interlocking systems of actions, political, economic, psychological and military that aims at the overthrow of established authority in a country."[14]

Conceptual understanding

Defining and understanding subversion means identifying entities, structures, and things that can be subverted. Furthermore, it may help to identify practices and tools that are not subversive. Institutions and morals can be subverted, but ideology on the other hand cannot.[15] The fall of a government or the creation of a new government as a result of an external war is not subversion. Espionage does not count as subversion because it is not an action that leads directly to an overthrow of a government. Information gathered from espionage may be used to plan and carry out subversive activities.[16]

To gain an understanding of what is considered to be subversive requires understanding the intent of those taking action. This makes defining and identifying subversion a difficult process. As Laurence Beilenson points out, "to criticize a government in an effort to reform it or to change its policies is not subversion, even though such criticism may contribute to overthrow. But criticism intended to help a projected overthrow becomes subversive without regard to whether it is right or wrong."[17]

Types

Subversion can generally be broken down into internal and external subversion, but this distinction is not meant to imply that each follows a specific set of unique and separate tools and practices. Each subversive campaign is different because of the social, political, economic, cultural, and historical differences that each country has. Subversive activities are employed based upon an evaluation of these factors. This breakdown merely clarifies who the actors are. While the subversive actors may be different, the soon to be subverted targets are the same. As Paul Blackstock identifies, the ruling and political elites are the ultimate targets of persuasion because they control the physical instruments of state power.[18]

Internal subversion is actions taken by those within a country and can be used as a tool of power. In most cases the use or threat of force is the last step of internal subversion.[19]

External subversion is actions taken by another country in cooperation with those inside the subverted country and can be used as a tool of statecraft. Foreign volunteers from another country are not enough to qualify for external subversion.[17] The reason for this is that the individuals may legitimately share the cause of the internal subversive dissidents and have legitimately volunteered. Only when the government itself furnishes a nation with money, arms, supplies, or other help to dissidents can it be called external subversion.[20]

Tools and practices

Boycott KFC.jpg

Subversive actions can generally be grouped into three interrelated categories:

  • Establishing front groups and penetrating and manipulating existing political parties
  • Infiltrating the armed forces, the police, and other institutions of the state, as well as important non-government organizations
  • Generating civil unrest through demonstrations, strikes, and boycotts.[21]

Other factors, while not specifically falling into these categories, may also be useful to subversive dissidents. Additionally, many tools may overlap into other groups of tools as well. As an example, subversives may infiltrate an organization for cultural subversion more so than for control. Civil unrest may be used to provoke the government into a violent response.

Infiltration and establishing front groups

In order for a group to be successful in subverting a government, the group itself and its ideas must be seen as an acceptable alternative to the status quo. However, groups that work toward subverting a government, in many cases, follow ideas and promote goals that on their surface would not receive the support of the population. Therefore, "to gain public credibility, attract new supporters, generate revenue, and acquire other resources, groups need to undertake political activities that are entirely separate, or appear separate, from the overtly violent activities of those groups. Sometimes this is achieved by infiltrating political parties, labor unions, community groups, and charitable organizations".[21] Infiltrating organizations is an important tool because these institutions are already seen as legitimate in the eyes of the people and provide a platform to express their ideas. When infiltrating, the dissident identifies needs of the organization and then links those needs to solutions that his ideology can provide. This was a technique that the Communist Party USA employed. Once the organization has been co-opted, the dissident can then move on to establishing ties with other groups.[22] Furthermore, in addition to gaining possible legitimacy for its ideas the infiltration of these groups can, "bolster political allies, attack government policies, and attract international support".[23] If some organizations are too difficult to infiltrate, it may be necessary to create new organizations that appear to be independent but are actually under the direction of the subversive group.

The infiltration of state organizations can provide subversive groups the opportunity to do many things to achieve their goals. The infiltration of security forces can provide information about the government's capabilities and how they plan to address the group's activities. Infiltration also provides the opportunity to plant false information, lead the government to misallocate resources, to steal funds, weapons, equipment, and other resources, and ultimately aid in weakening and delegitimizing the government.[24] The targets of infiltration are not limited to the groups and institutions mentioned above. Economic industries and universities have also been the target for infiltration. In the case of universities, the liberal arts departments are more prone to subversion than the hard sciences.[25]

Economics

Economics can be both a tool of the internal and external subversive. For the external subversive simply cutting off credit can cause severe economic problems for a country. An example of this is the United States' relations with Chile in the early 1970s. In an attempt to get Salvador Allende removed from office, the United States tried to weaken the Chilean economy. Chile received little foreign investments and the loss of credit prevented Chile from purchasing vital imports.[26] An economic pressure of this kind prevents an economy from functioning and reduces a country's standard of living. If the reduction is too great, the people may become willing to support a change in the government's leadership. The main objective of economic pressures is to make it difficult for the country to fulfill its basic obligations to the citizenry either by cutting off trade or by depriving it of resources.

The internal subversive can also use economics to put pressure on the government through use of the strike. An example of this is the Chilean Truckers’ Strike during the 1970s. The strike prevented the transport of food staples and forced nearly 50% of the national economy to cease production.[27] Activities of these kinds create human, economic, and political problems that, if not addressed, can challenge the competency of the government.

Agitation and civil unrest

Protest 0112.JPG

As defined by Laurence Beilenson, agitation is "subversive propaganda by action such as mass demonstrations or the political strike, that is, a strike not intended to benefit the union or workers in the ordinary sense, but intended instead against the government".[28] Furthermore, propaganda and agitation, even when they are legal forms of freedom of speech, press, and assembly can still be classified as subversive activity. These tools further demonstrate the need to determine intent of those taking action to identify subversive activities.

Civil unrest creates many of the problems that an insurgency campaign does. First of all it is an affront to government authority, and if the government is unable to quell the unrest it leads to an erosion of state power. This loss of power stems from the people's lack of trust in the government to maintain law and order. In turn, the people begin to question whether or not new leadership is needed. Discrediting, disarming, and demoralizing the government is the goal of these activities and the cause of the government's loss of power.[29] Civil unrest depletes resources as the government is forced to spend more money on additional police. Additionally, civil unrest may be used to provoke a response from the government. In the 1940s communists in France during strikes against the Marshall Plan would, "deliberately provoke the police and gendarmerie into acts of repressive violence in order to exploit the resulting 'martyrs to the cause' for propaganda purposes".[30] These martyrs and subsequent propaganda can be useful in turning political and social groups against each other. The less violent forms of unrest, "such as worker absenteeism, passive resistance, boycotts, and deliberate attempts to cripple government agencies by 'overloading the system' with false reports, can have powerfully disruptive effects, both economically and politically".[31]

Offensive terror

Offensive terror can be defined as the killing of people, destruction of property, kidnapping, etc. It is usually a minor part of subversion and, "is used not to exert force in the transfer of state power, but is meant to cower the people or ruler".[28] Force used in this manner is meant to reinforce other forms or persuasion in addition to cowering the people or leaders.[32] Additionally, much like civil unrest and agitation, it raises the question of whether or not the state can provide security for the population. Terror also provides a practical motivation of physically removing political opponents. The assassination of an organization's leader may open the door to a successor that is more friendly to the subversives position or possibly someone that has successfully infiltrated the organization and is in fact one of the subversives.

Bribery

Bribery is one of the most common tools of subversion. Most societies see bribery as a form of corruption and it used as a subversive tool because it, "implies the undermining of existing rules of political or moral conduct".[33] It can also be one of the less reliable tools as well. Bribed officials are only useful if they take action. However actions taken over a period of time draw suspicion from the public. The official must be able to carefully conceal their actions or perform only key functions and action. For these reasons bribed officials are most effective when they are asked to take immediate action. In the case of external subversion, bribery is usually used for influence rather than for actions.[34]

Subverting cultural hegemony

Recent writers, in the post-modern and post-structuralist traditions (including, particularly, feminist writers) have prescribed a very broad form of subversion. It is not, directly, the parliamentary government which should be subverted in their view, but the dominant cultural forces, such as patriarchy, individualism, and scientism. This broadening of the target of subversion owes much to the ideas of Antonio Gramsci, who stressed that communist revolution required the erosion of the particular form of 'cultural hegemony' within society.[page needed]

Theodor Adorno argued that the culture industry and its shallow entertainment was a system by which society was controlled through a top-down creation of standardized culture that intensified the commodification of artistic expression; in 1938 he said that capitalism has colonized every aspect of life so much that "every pleasure which emancipates itself from the exchange-value takes on subversive features".[35]

Using culture to bring about change to a political system through integration of political warfare and political action and the targeting of cultural vehicles and institutions is another tool of subversion.[36][37] The use of the arts or more broadly culture is primarily a tool for external subversives, as internal subversives are generally citizens of the country and share the same culture. It is a tool that takes a longer period of time to implement and its effects are revealed over time, as opposed to those of a terrorist attack or civil unrest. Therefore, one could classify this tool as an element of strategic subversion. The targets of cultural subversive activities are traditionally film, literature, popular music, educational institutions, mass media, religious organizations, charitable organizations and other forms of art. The intended results of these activities are to persuade or co-opt publics, discredit the ideas of enemies and splitting factions within the enemy's camp.[38]

The state is charged with the protection of the civilizational values of society (liberty, equality, comradeship, compassion, democracy, education, the family, religion, rule of law, human and civil rights, etc.), "including the cultural/aesthetic values that enhance the quality of life and maintain its legitimacy".[39] In situations where the government is not being a good steward in protecting these values, the use of tools like literature, film, music can be used as a reminder of these values, as well as a forum to protest and question the government's legitimacy. Additionally, art and culture allow people to connect on an emotional level that could soften negative perceptions one may be believed to have. Once the stigma has been removed, the target may be more receptive to other messages conveyed. This individual or group would no longer be seen as being completely different from them. Another example of how culture can be subversive is seen in Iran. Western culture, media, art, etc. is popular among the country's youth, but certain elements are banned or curtailed. As the exportation of Western culture continues, conflict between the state and its citizens is created. The government is then seen as unresponsive or out of touch with its people.

Laws

Subversive activity

Subversive activity is the lending of aid, comfort, and moral support to individuals, groups, or organizations that advocate the overthrow of incumbent governments by force and violence. All willful acts that are intended to be detrimental to the best interests of the government and that do not fall into the categories of treason, sedition, sabotage, or espionage are placed in the category of subversive activity.

China

Subversion (Chinese: 颠覆; pinyin: Diānfù) is a crime in China. The government of the People's Republic of China prosecutes subversives under Articles 102 through 112 of the state criminal law.[40] These articles specify the types of behavior that constitute a threat to national security and China has prosecuted many dissidents including Nobel Peace Prize laureate Liu Xiaobo using these laws. Of these, Articles 105 and 111 are the ones most commonly employed to silence political dissent.[40] Article 105 criminalizes organizing, plotting, or carrying out subversion of the national order, or using rumor mongering or defamation or other means to incite subversion of the national order or the overthrow of the socialist system.[41] Article 111 prohibits stealing, secretly collecting, purchasing, or illegally providing state secrets or intelligence to an organization, institution, or personnel outside the country.[42]

Italy

Subversion is a crime in Italy (Attentato alla Costituzione), under Article 283 of Italian criminal law (Codice penale italiano) and Associazione sovversiva, under Articles 270 and 270-bis.

United Kingdom

There is no crime defined as "subversion" (as opposed to treason) in British constitutional law. Attempts have been made to introduce definitions but there is no general consensus among political and legal theorists.[9][43]

Historically MI5 were entrusted with the legal investigative powers for concerns of threats to national security by subversion, but in the Security Service Act 1989, subversion was not mentioned, and according to the official MI5 website, subversion is no longer investigated, due to a reduced threat as a result of the end of the Cold War and of associated political situations since the 1980s.[44]

United States

The founders of the United States wanted to avoid charges of subversion. As such they justified their resistance to the British government through the use of the private citizen argument and the doctrine of the lesser magistrate in the United States Declaration of Independence.[45]

18 U.S.C. ch. 115 covers "Treason, Sedition, and Subversive Activities" in Federal law.

As related above, members of the Communist Party were supposed by legislators to be subversives, especially between the 1917 Russian Revolution and the 1991 Dissolution of the Soviet Union. The House Un-American Activities Committee was formed in 1938 in order to investigate alleged disloyalty and subversive activities on the part of private citizens, public employees, and those organizations suspected of having Communist ties. Senator Joseph McCarthy became the most visible public face of a period in which Cold War tensions fueled fears of widespread Communist subversion. The term "McCarthyism", coined in 1950 in reference to McCarthy's practices, including public attacks on the character or patriotism of political opponents, was soon applied to similar anti-communist activities. Senator Pat McCarran sponsored the McCarran Internal Security Act of 1950 and the Immigration and Nationality Act of 1952, both of which were hotly contested in the law courts, and by Harry Truman, who went so far as to veto the former; however, the veto was overridden in the Senate by a margin of 57 to 10.

In 1943, the Stone court ruled in a bitterly contested fashion that an avowed publisher of the Communist doctrine could be naturalized a citizen of the US, in Schneiderman v. United States, 320 U.S. 118 (1943).

Aptheker v. Secretary of State tested in 1964 whether a passport could be disallowed to a Communist. Aptheker won.

Elfbrandt v. Russell involved questions concerning the constitutionality of an Arizona Act requiring an oath from state employees. William O. Douglas wrote in 1966 for a strongly divided court the majority opinion that the State could not require the oath and accompanying statutory gloss.

The Warren court ruled by 5–4 majority in Keyishian v. Board of Regents (of SUNY) to strike down New York State law that prohibited membership by professors in any organization that advocated the overthrow of the US government, or any organization that was held by the Regents to be "treasonous" or "seditious". The Regents also required teachers and employees to sign an oath that they were not members of the Communist Party.

Iran

Subversion (Persian:براندازی ; Romanization : barandāzi) is a crime in Iran.The government of Islamic Republic of Iran prosecutes subversives under Articles 498 through 500 , 507 and 508 of Iran's criminal laws.[46]

See also

References

  1. ^ Blackstock, Paul W. (1964). The Strategy of Subversion: Manipulating the Politics of Other Nations (Hardcover) (1st ed.). Chicago: Quadrangle Books. p. 56. Retrieved 2015-03-11.
  2. ^ Hosmer, Stephen T.; George, K. Tanham (1986). "Countering Covert Aggression". Notes. Santa Monica, California: RAND Corporation: 3–4. Cite journal requires |journal= (help)
  3. ^ Stone, Laurie (1 August 1997). Laughing in the Dark: A Decade of Subversive Comedy. The Ecco Press. ISBN 978-0880014748.
  4. ^ "Top 10 Subversive Comedies".
  5. ^ "28 Most Subversive Comedians Ever". 10 October 2008.
  6. ^ Rosenau, William (2007). Subversion and Insurgency: RAND Counterinsurgency Study – Paper 2. Occasional Papers. Santa Monica, California: RAND Corporation. p. 5. ISBN 978-0-8330-4123-4.
  7. ^ Hosmer, Stephen T.; Tanham, George K. (1986). "Countering Covert Aggression". notes. Santa Monica, California: RAND Corporation: 1. Retrieved 2015-03-11. Cite journal requires |journal= (help)
  8. ^ Kitson, Frank, Low Intensity Operations: Subversion, Insurgency and Peacekeeping (London: Faber and Faber Limited, 1971), Pg. 6.
  9. ^ a b Spjut, R. J. (1979). "Defining Subversion". British Journal of Law and Society. 6 (2): 254–261. doi:10.2307/1409771. JSTOR 1409771.
  10. ^ Rosenau, Subversion and Insurgency, Pg. 4.
  11. ^ Blackstock, Paul W. (1964). The Strategy of Subversion: Manipulating the Politics of Other Nations (Hardcover) (1st ed.). Chicago: Quadrangle Books. p. 56.
  12. ^ a b c DoD; Joint Education and Doctrine Division (November 2010). "Dictionary of Military and Associated Terms: (As Amended Through 15 May 2011)" (PDF). Joint Publication 1-02. Department of Defense. p. 351. Retrieved 2011-06-21.
  13. ^ Bezmenov (Ex-KGB), Yuri. "Soviet subversion of Western Society (1983)". Yuri Bezmenov. Retrieved 2016-09-27.
  14. ^ Kitson, 1971, Pg. 5.
  15. ^ Beilenson, Laurence, Power Through Subversion (Washington, D.C.: Public Affairs Press, 1972), Pg. v –vi.
  16. ^ Beilenson, 1972, pg. vi.
  17. ^ a b Beilenson, 1972, pg. v.
  18. ^ Blackstock, 1964, 57.
  19. ^ Beilenson, 1972, pg. v–vi.
  20. ^ Beilenson, 1972, pg. vii.
  21. ^ a b Rosenau, Subversion, pg. 6.
  22. ^ Budenz, Louis. The Techniques of Communism. (Chicago: Henry Regnery, 1954), Pg. 155.
  23. ^ Rosenau, Subversion, pg. 6
  24. ^ Rosenau, Subversion, pg. 6–7.
  25. ^ Kittell, Allan. "Subversion, Progress, and Higher Education." AAUP Bulletin. Vol. 51, No. 4 (September 1965): Pg. 363.
  26. ^ Qureshi, Lubna. Nixon, Kissinger, and Allende: U.S. Involvement in the 1973 coup in Chile. (Lanham, MD: Lexington Books, 2009), Pg. 115.
  27. ^ Sigmund, Paul. The Overthrow of Allende and the Politics of Chile, 1964–1976. (Pittsburg: University of Pittsburgh Press, 1977), Pg. 228.
  28. ^ a b Beilenson, 1972, pg. viii.
  29. ^ Clutterbuck, Richard, Protest and the Urban Guerrilla, New York: Abelard-Schuman, 1973, Pg. 274.
  30. ^ Blackstock, 1964, pg. 84.
  31. ^ Rosenau, Subversion, pg. 8.
  32. ^ Kitson, 1971, Pg. 4.
  33. ^ Rhyne, Russell. "Patterns of Subversion by Violence." Annals of the American Academy of Political and Social Science. Vol. 341 (May 1962): Pg. 66.
  34. ^ Beilenson, 1972, pg 77.
  35. ^ Adorno (1938) On the Fetish-Character in Music and the Regression of Listening, Zeitschrift für Sozialforschung (Magazine for Social Research). This essay will be republished in the 1956 collection Dissonanzen. Musik in der verwalteten Welt.
  36. ^ Lenczowski, John. "Cultural Diplomacy, Political Influence and Integrated Strategy", in Waller, ed., Strategic Influence: Public Diplomacy, Counterpropaganda and Political Warfare (IWP Press, 2008), Pg 24.
  37. ^ Waller, J. Michael, ed. "The Public Diplomacy Reader" (Institute of World Politics Press, 2007), Pg. 198.
  38. ^ Lenczowski. Cultural Diplomacy. Pg 24–25.
  39. ^ Kapferer, Judith, ed. "The State and the Arts: Articulating Power and Subversion." (New York: Berghahn Books, 2008), Pg. 8.
  40. ^ a b Silencing Critics by Exploiting National Security and State Secrets Laws. Congressional-Executive Commission on China (Report). Retrieved 2015-03-11.
  41. ^ Coliver, Sandra (1999). Secrecy and liberty: national security, freedom of expression and access to information. Martinus Nijhoff Publishers. p. 243. ISBN 978-90-411-1191-3.
  42. ^ Coliver, 1999, p. 245.
  43. ^ Gill, Peter (1994). Policing politics: security intelligence and the liberal democratic state. Routledge. p. 119. ISBN 978-0-7146-3490-6
  44. ^ Military Intelligence 5 of the United KingdomSubversion published by The Crown [Retrieved 2015-07-26]
  45. ^ Kelly OConnell of Canada Free Press, August 4, 2014, parts II. Magdeburg Confession and III. Doctrine of Lesser Magistrates
  46. ^ "Iran: Islamic Penal Code (PDF File)" (PDF).

External links