برادر باجرانگی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
برادر باجرانگی
Bajrangi Bhaijaan Poster.jpg
کارگردان کبیر خان
تهیه‌کننده سلمان خان
Rockline Venkatesh
کبیر خان
فیلم‌نامه‌نویس K. V. Vijayendra Prasad
کبیر خان
داستان K. V. Vijayendra Prasad
بازیگران سلمان خان
کارینا کاپور
نوازالدین صدیقی
اوم پوری
هارشالی مالهوترا
مهر ویج
شارات ساکسنا
Ali Quli Mirza
موسیقی Songs:
پریتام چاکرابورتی
Background score:
Julius Packiam
فیلم‌برداری Aseem Mishra
تدوین Rameshwar S. Bhagat
شرکت
تولید
توزیع‌کننده Eros International
تاریخ (های) انتشار
  • ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۵ (۲۰۱۵-07-۱۷)
مدت
۱۵۹ دقیقه
کشور هند
زبان زبان هندوستانی
بودجه ۹۰ کرور
گیشه ۶۲۶ کرور

«برادر باجرانگی» (انگلیسی: Bajrangi Bhaijaan) یا شاهیدا فیلمی هندی در سبک کمدی و درام به کارگردانی کبیر خان، که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. از بازیگران آن می‌توان به سلمان خان، کارینا کاپور، هارشالی مالهوترا، مهر ویج، شارات ساکسنا، عدنان سامی و اوم پوری اشاره کرد.

داستان[ویرایش]

در منطقه کشمیر آزاد به پدر و مادر دختر بچه‌ای پاکستانی به نام شاهدا که قادر به سخن گفتن نیست از طرف شخصی توصیه می‌شود که به هندوستان بروند تا در یک مکان مذهبی طلب شفا کنند. پدر شاهدا به علت مشکلی که مربوط به گذرنامه‌اش است، از همراهی با خانواده در این سفر بازمی‌ماند و شاهدا به همراه مادرش عازم سفر می‌شود. در راه بازگشت به پاکستان و زمانی که مادرش در قطار خوابش می برد شاهدا از قطار پیاده می‌شود و در نتیجه گم می‌شود او سوار قطار دیگری می‌شود و در ایستگاه آخر قطار پیاده شده و با جشن بزرگی روبرو می‌شود او پاوان (سلمان خان) که رهبر رقص این جشن است را می بیند و بعد از اتمام جشن شاهدا به پاوان خیره شده و دنبال او می‌رود و چون قادر به سخن گفتن نیست، پاوان متوجه هویت او نمی‌شود و پس از کش‌وقوس فراوان قبول می‌کند که شاهدا را همراه خود ببرد و چون اسم او را نمی‌داند، دختر بچه را «مونی» صدا می‌کند.

پس از مدتی پاوان می فهمد که بچه مسلمان و پاکستانی است.پاوان ابتدا به سفارت پاکستان مراجعه می‌کند اما در همان روز سفارت به علت تظاهرات مورد حمله قرار می‌گیرد و تخریب می‌شود. بعد از بسته شدن سفارت پاکستان در هند پاوان مجبور می‌شود تا به یک قاچاقچی اعتماد کند تا شاهدا را به خانواده اش برساند اما پس از تعقیب قاچاقچی متوجه می‌شود او می‌خواهد دختر بچه را بفروشد پس شاهدا را نجات می دهد و تصمیم می‌گیرد تا خودش شاهدا را به پاکستان ببرد . چون سفارت تعطیل است او باید غیرقانونی به این سفر برود، پاوان همراه با شاهدا به پاکستان می‌رود ولی در آن جا پلیس به او مضنون می‌شود که جاسوس هند است که به صورت غیرقانونی وارد پاکستان شده‌است. او فرار می‌کند و با خبرنگاری به نام چاند نواب(نوازالدین صدیقی) آشنا می‌شود پاوان به کمک نواب موفق می‌شود خود را پنهان کند و همچنین می فهمند بچه متعلق به منطقه کشمیر است و به آن جا می روند.

درنهایت در روز جشن عید غدیر، در یکی از مکان‌های مذهبی پاکستان، مونی مادرش را پیدا می‌کند اما پاوان دستگیر می‌شود. مردم که ماجرا را می فهمند به پلیس و دولت فشار می‌آورند تا پاوان را آزاد کند.در پایان هنگام عبور پاوان از مرز شاهدا نام او را صدا می‌کند و توانایی حرف زدن را به دست می‌آورد.

بازتاب در ایران[ویرایش]

این فیلم که با نام «نشانی» چندین مرتبه و هر ساله از شبکه نمایش در روز عید غدیر پخش شده، بسیار مورد پسند مردم ایران قرار گرفت و چون نام فیلم از دو بخش باجرنگی (نام یکی از خدایان بودایی‌ها) و باهیجان (در زبان هندی یعنی برادر جان) تشکیل شده‌است، در ایران به‌نام نشانی تغییر یافت.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]