پرش به محتوا

باسوتولند

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

باسوتولند یک مستعمره سلطنتی بریتانیا بود که از سال ۱۸۸۴ تا ۱۹۶۶ در محدودهٔ کشور امروزی لسوتو وجود داشت. این منطقه پیش از سال ۱۹۱۰ با مستعمرات کیپ، مستعمره ناتال و رود اورنج هم‌مرز بود و پس از آن به‌طور کامل توسط آفریقای جنوبی احاطه شد. هرچند که بازوتوها (که در آن زمان «باسوتو» نامیده می‌شدند) و سرزمین آن‌ها از سال ۱۸۶۸ تحت سلطه بریتانیا قرار داشتند و از ۱۸۷۱ تحت حکومت مستعمره کیپ اداره می‌شدند، اما این شکل از حکومت‌داری با نارضایتی مواجه شد و در کنترل مؤثر منطقه ناتوان بود. در نتیجه، باسوتولند مستقیماً تحت سلطه و ملکه ویکتوریا از طریق کمیسر عالی بریتانیا قرار گرفت و اداره آن توسط شورای اجرایی تحت ریاست کمیسرهای مقیم بریتانیا انجام شد.[۱]

مستعمره باسوتولند

𐑑𐑪𐑙𐑹𐑏𐑘𐑑𐑛𐑒𐑩𐑴𐑑𐑱
باسوتولند
۱۸۸۴–۱۹۶۶
سرود: خدا نگهدار ملکه باد (1884–1901; 1952–1966)
خدا نگهدار پادشاه باد (1901–1952)
موقعیت باسوتولند
وضعیتمستعمره تاج تحت حکمرانی محلی جزئی
پایتختماسرو
زبان‌ها
حکومتحکومت مشروطه
نماینده مقیم بریتانیا 
 ۱۸۸۴–۱۸۹۴
مارشال کلارک
 ۱۹۶۱–۱۹۶۶
الکساندر گایلز
رئیس عالی‌رتبه 
 ۱۸۸۴–۱۸۹۱
لتسی اول
 ۱۹۶۰–۱۹۶۶
موشوشوئه دوم
دوره تاریخیاستعمار بریتانیا
 اعلام مستعمره
۱۸ مارس ۱۸۸۴ ۱۸ مارس ۱۸۸۴
 استقلال
۴ اکتبر ۱۹۶۶ ۴ اکتبر ۱۹۶۶
مساحت
 کل
۳۰٬۳۵۵ کیلومتر مربع (۱۱٬۷۲۰ مایل مربع)
جمعیت
 ۱۸۷۵
۱۲۸,۲۰۶
 ۱۹۰۴
۳۴۸,۸۴۸
واحد پول
پیشین
پسین
مستعمره کیپ
لسوتو
امروز بخشی ازلسوتو

این سرزمین به هفت ناحیه اداری تقسیم می‌شد: برئا، لریبه، ماسرو، موهالس هوک، مافتنگ، نک قچا و قوتینگ.باسوتولند در ۴ اکتبر ۱۹۶۶ از بریتانیا مستقل شد و به پادشاهی لسوتو تغییر نام داد.

باسوتوها در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۵۶ تا ۱۸۶۸ درگیر جنگ‌هایی با ایالت آزاد اورنج بودند.[۲] در جریان این درگیری‌ها، پادشاه آنان، موشوشوئه یکم، از بریتانیا درخواست حمایت کرد.[۲] وی در ۲۹ اوت ۱۸۶۵ در نامه‌ای به فیلیپ وودهاوس، فرماندار مستعمره کیپ، نوشت:[۲]

من خود و سرزمینم را، بر پایهٔ شرایطی که میان جناب‌عالی و من مورد توافق قرار گیرد، به دولت اعلیحضرت واگذار می‌کنم.

در ژوئیهٔ ۱۸۶۶ نیز موشوشوئه، با اشاره به همان نامه، اظهار داشت:[۲]

همهٔ آنچه را سال گذشته به دستان شما سپردم، همچنان از آنِ شماست و من همچنان خدمتگزار فروتن اعلیحضرت باقی می‌مانم.

سرانجام در ژانویهٔ ۱۸۶۸، فرماندار کیپ سندی به تاریخ ۹ دسامبر ۱۸۶۷ دریافت کرد که به امضای وزیر مستعمرات بریتانیا رسیده و الحاق باسوتولند به مستعمره ناتال را مجاز می‌دانست؛ هرچند وودهاوس ترجیح می‌داد این سرزمین به مستعمره کیپ ملحق شود.[۲] در ۱۲ مارس ۱۸۶۸، با صدور اعلامیه‌ای، باسوتوها تبعهٔ بریتانیا شناخته شدند و باسوتولند به قلمرو بریتانیا تبدیل شد.[۳]

با این حال، الحاق به ناتال هرگز عملی نشد، زیرا دولت ناتال پذیرش این مسئولیت را به واگذاری بخشی از اراضی باسوتوها برای اسکان اروپاییان مشروط کرده بود. ازاین‌رو باسوتولند برای مدتی تحت ادارهٔ مستقیم وودهاوس، در مقام کمیسر عالی بریتانیا در آفریقای جنوبی، باقی ماند.[۲]

تمبر باسوتولند با تصویر الیزابت دوم، ۱۹۶۳

سه سال بعد، بر پایهٔ قانون شمارهٔ ۱۲ مصوب ۱۸۷۱ پارلمان دماغه امید نیک، باسوتولند به مستعمره کیپ ملحق شد و این تصمیم با فرمان سلطنتی مورخ ۳ نوامبر ۱۸۷۱ تأیید گردید.[۲] با این حال، حکومت مستعمره کیپ با مخالفت گستردهٔ مردم روبه‌رو شد و سرانجام به جنگ اسلحهٔ باسوتو در سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۱ انجامید.

در ۲ فوریهٔ ۱۸۸۴، با صدور فرمانی که از ۱۸ مارس همان سال لازم‌الاجرا شد، قانون الحاق ۱۸۷۱ لغو گردید و باسوتولند بار دیگر مستقیماً تحت اقتدار تاج بریتانیا قرار گرفت. در نتیجه، اختیارات اجرایی و قانون‌گذاری دوباره به کمیسر عالی بریتانیا در آفریقای جنوبی واگذار شد.[۴][۲]

به‌عنوان مستعمرهٔ تاج

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از موشوشوئه یکم، پسرش لتسی اول به ریاست عالی باسوتوها رسید و در سال ۱۸۹۱ نیز لرولوتی لتسی جانشین او شد. این رؤسای عالی در همکاری با نمایندهٔ بریتانیا، که عنوان «کمیسر مقیم» داشت، امور کشور را اداره می‌کردند. نخستین کمیسر مقیم، مارشال جیمز کلارک بود.

پس از پایان جنگ‌ها، توجه مردم بیش از پیش به کشاورزی معطوف شد و مبلغان مسیحی نیز فعالیت خود را در منطقه گسترش دادند. تجارت رونق گرفت و در سال ۱۸۹۱ باسوتولند به اتحادیهٔ گمرکی میان ایالت آزاد اورنج، مستعمره کیپ و بچوانالند بریتانیا پیوست.

در سال ۱۸۹۸، آلفرد میلنر در مسیر سفر خود به بلومفونتن از باسوتولند دیدن کرد و حدود ۱۵ هزار سوار باسوتو از او استقبال کردند. رؤسای قبایل نیز در گردهمایی بزرگی در ماسرو حضور یافتند. با آغاز جنگ بوئر دوم در سال ۱۸۹۹، همین رؤسا وفاداری خود را به تاج بریتانیا اعلام کردند. باسوتولند در تمام مدت جنگ بی‌طرف باقی ماند و این بی‌طرفی از سوی هر دو طرف درگیری رعایت شد. تنها یکی از رؤسا به علت اقدام علیه دولت بریتانیا به یک سال زندان محکوم گردید.[۵]

در راستای سیاست تقویت خودگردانی، شورای ملی باسوتو تشکیل شد و نخستین نشست خود را در ژوئیهٔ ۱۹۰۳ برگزار کرد. در اوت ۱۹۰۵، لروتولی درگذشت. او در جوانی در جنگ‌های بوئرها و همچنین شورش سال ۱۸۸۰ علیه دولت کیپ نقش داشت، اما پس از سال ۱۸۸۴ به یکی از وفادارترین حامیان حکومت بریتانیا تبدیل شد و به توانایی‌های دیپلماتیک شهرت یافت. در ۱۹ سپتامبر همان سال، شورای ملی با موافقت دولت بریتانیا، پسرش لتسی دوم را به عنوان رئیس عالی برگزید. همچنین در اکتبر ۱۹۰۵، راه‌آهنی که ماسرو را به شبکهٔ ریلی آفریقای جنوبی متصل می‌کرد، تکمیل شد و تأثیر چشمگیری بر توسعهٔ منطقه گذاشت. در جریان شورش بامباتا در سال ۱۹۰۶ نیز باسوتوها آرامش خود را حفظ کردند.[۵]

دورهٔ میان دو جنگ جهانی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

نخستین وظیفهٔ شورای ملی باسوتو بازنگری و تدوین قوانین سنتی موشوشوئه اول بود که تنها در سه روز انجام شد. این قوانین بعدها با عنوان «قوانین لروتولی» شناخته شدند. با این حال، بسیاری از مردم عادی معتقد بودند که رؤسای قبایل عضو شورا این قوانین را رعایت نمی‌کنند و همین امر به تشکیل «شورای عوام»، یکی از نخستین سازمان‌های سیاسی باسوتولند، انجامید.[۶]

این مخالفت‌ها موجب شد اصلاحاتی که در گزارش سال ۱۹۳۵ «آلن پیم» پیشنهاد شده بود به اجرا گذاشته شود. این اصلاحات شمار رؤسای قبایل و اختیارات قضایی آنان را کاهش داد. در سال ۱۹۴۰، پس از درگذشت رئیس عالی سایمون سیسئو گریفیث، اختلاف بر سر نیابت سلطنت برای فرزند دو سالهٔ او به وجود آمد. دادگاه عالی باسوتولند در سال ۱۹۴۲ حکم داد که «قوانین لروتولی» الزام‌آور نیستند و کمیسر عالی بریتانیا در آفریقای جنوبی اختیار تعیین رئیس عالی را دارد. این تصمیم تلاش‌هایی را برای تبدیل شورای ملی به یک نهاد قانون‌گذار در پی داشت.[۷]

در همین دوره، کمبود زمین، خشکسالی و توسعهٔ خطوط راه‌آهن باعث شد باسوتولند از صادرکنندهٔ محصولات کشاورزی به واردکنندهٔ مواد غذایی و صادرکنندهٔ نیروی کار، عمدتاً به آفریقای جنوبی، تبدیل شود. دولت بریتانیا بر اساس توصیه‌های گزارش پیم، برنامه‌هایی برای توسعهٔ کشاورزی و جلوگیری از فرسایش خاک اجرا کرد، اما بسیاری از این اقدامات به دلیل مدیریت آن‌ها توسط مقام‌های آفریقای جنوبی و مشارکت اندک مردم محلی، با مخالفت باسوتوها روبه‌رو شد.[۸]

پس از تشکیل اتحاد آفریقای جنوبی در سال ۱۹۱۰، دولت این کشور بارها خواستار واگذاری سرزمین‌های تحت ادارهٔ کمیسر عالی، از جمله باسوتولند، شد.[۹] دولت بریتانیا این درخواست‌ها را نپذیرفت و اعلام کرد که آیندهٔ این سرزمین‌ها باید با نظر ساکنان آن‌ها تعیین شود.

پس از روی کار آمدن حزب ملی در سال ۱۹۴۸ و اجرای سیاست آپارتاید، مخالفت با الحاق باسوتولند به آفریقای جنوبی در میان باسوتوها و دولت بریتانیا افزایش یافت و روند دستیابی به خودگردانی شتاب گرفت. با این حال، پس از جنگ جهانی دوم، پیشرفت در این زمینه به دلیل مخالفت برخی رؤسای قبایل و همچنین مقاومت مقام‌های استعماری کند بود.

در سال ۱۹۵۹، شورای ملی باسوتولند که در سال ۱۹۰۳ تشکیل شده بود، به نهادی نیمه‌قانون‌گذار با ۸۰ عضو تبدیل شد. نیمی از اعضا از طریق شوراهای ناحیه‌ای انتخاب می‌شدند و سایر اعضا را رؤسای قبایل، رئیس عالی و چهار مقام رسمی تشکیل می‌دادند. در انتخابات بعدی، حزب کنگره باسوتولند اکثریت کرسی‌های انتخابی را به دست آورد.[۹]

در سال ۱۹۶۴، کنفرانس قانون اساسی در لندن به تصویب قانون اساسی جدیدی انجامید که بر اساس آن، باسوتولند از خودگردانی کامل برخوردار شد. رئیس عالی در رأس حکومت قرار گرفت و پارلمانی دو مجلسی تشکیل شد. اختیارات کمیسر مقیم بریتانیا نیز به امور دفاع، امنیت داخلی و روابط خارجی محدود گردید. همچنین مقرر شد پارلمان جدید یک سال پس از برگزاری انتخابات بتواند درخواست استقلال کند.[۹]

در انتخابات سال ۱۹۶۵، حزب ملی باسوتولند به رهبری لیابوآ جاناتان با کسب ۳۱ کرسی از مجموع ۶۰ کرسی مجلس ملی لسوتو پیروز شد. باسوتولند مطابق وعدهٔ دولت بریتانیا در ۴ اکتبر ۱۹۶۶ استقلال یافت، هرچند این استقلال با مخالفت رئیس عالی، که از کاهش اختیارات خود ناخشنود بود، و همچنین احزاب مخالف، که نسبت به گرایش‌های طرفدار آفریقای جنوبی جاناتان نگران بودند، همراه بود.[۹]

هنگام استقلال، کشور از نظر اقتصادی توسعه‌نیافته و به‌شدت به آفریقای جنوبی وابسته بود؛ وضعیتی که عمدتاً نتیجهٔ سرمایه‌گذاری اندک بریتانیا در توسعهٔ باسوتولند به شمار می‌رفت. الکساندر جایلز، آخرین کمیسر بریتانیا، در این باره نوشت:

بی‌توجهی بریتانیا در طول یک قرن گذشته باعث شده است که باسوتولند کاملاً به جمهوری آفریقای جنوبی وابسته شود و اعطای استقلال بدون کمک کافی، در واقع واگذاری این سرزمین به آن جمهوری است. استقلال بدون پشتوانهٔ اقتصادی، استقلال واقعی نیست و بریتانیا باید مسئولیت آن را بپذیرد.

[۱۰]

قوهٔ مجریهٔ باسوتولند توسط «شورای اجرایی» اداره می‌شد. این شورا از کمیسر مقیم، که ریاست آن را بر عهده داشت، سه عضو رسمی (ex officio) و چهار عضو شورای ملی باسوتولند تشکیل می‌شد. از میان این چهار عضو، یک نفر را کمیسر مقیم منصوب می‌کرد، یک نفر از سوی رئیس عالی (Paramount Chief) تعیین می‌شد و سه نفر دیگر با رأی مخفی توسط شورای ملی برگزیده می‌شدند.[۱۱]

نهاد قانون‌گذاری باسوتولند با عنوان «شورای ملی باسوتولند» شناخته می‌شد. این شورا از یک رئیس بدون حق رأی که توسط کمیسر مقیم منصوب می‌شد، چهار عضو رسمی (به‌واسطهٔ سمت)، بیست‌ودو رئیس قبیله، چهل عضو منتخب شوراهای ناحیه و چهارده عضو منصوب تشکیل می‌شد که کمیسر مقیم آنان را بنا بر پیشنهاد رئیس عالی منصوب می‌کرد. کمیسر مقیم همچنین حق حضور و سخنرانی در جلسات شورا را داشت.[۱۲]

کمیسر مقیم اختیار داشت در موضوعاتی مانند امور خارجی، دفاع و خدمات عمومی از طریق صدور اعلامیه (Proclamation) قانون وضع کند. این موضوعات از حوزهٔ اختیارات شورای ملی خارج بودند، اما کمیسر موظف بود پیش‌نویس هر اعلامیه را پیش از تصویب در اختیار شورای ملی قرار دهد و دیدگاه‌های اعضای آن را مورد بررسی قرار دهد. قانون اساسی همچنین سازوکار ویژه‌ای برای رسیدگی به اعتراض‌های رسمی شورای ملی نسبت به این اعلامیه‌ها پیش‌بینی کرده بود.

در باسوتولند نهادی با عنوان «مجمع رؤسای قبایل» وجود داشت که وظیفهٔ آن رسیدگی به امور مربوط به مقام رئیس عالی، رؤسای قبایل و کدخدایان بود. تصمیم‌ها و پیشنهادهای این مجمع برای تأیید به رئیس عالی ارائه می‌شد و در عین حال، امکان بازبینی آن‌ها توسط دادگاه عالی وجود داشت.[۱۲]

بر اساس قانون اساسی، اختیارات متعددی به رئیس عالی واگذار شده بود. وی در اجرای بیشتر این اختیارات موظف بود با شورای اجرایی یا کمیسر مقیم و نیز یکی از اعضای شورای اجرایی و یکی از اعضای ملت باسوتو که خود منصوب می‌کرد، مشورت کند.

مطابق قانون اساسی، مالکیت تمامی اراضی باسوتولند به‌صورت امانی در اختیار رئیس عالی قرار داشت تا به نمایندگی از ملت باسوتو اداره شود؛ البته این امر حقوقی را که پیش‌تر به‌طور قانونی به اشخاص واگذار شده بود، نقض نمی‌کرد.

جمعیت‌شناسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

با توجه به اینکه بخش گسترده‌ای از باسوتولند را نواحی کوهستانی غیرقابل سکونت تشکیل می‌داد، این سرزمین از تراکم جمعیتی نسبتاً پایینی برخوردار بود. جمعیت آن از ۱۲۸٬۲۰۶ نفر در سال ۱۸۷۵ به ۳۴۸٬۸۴۸ نفر در سال ۱۹۰۴ افزایش یافت.[۱۳]

در سال ۱۹۰۴، شمار زنان حدود ۲۰ هزار نفر بیش از مردان بود؛ اختلافی که تقریباً با تعداد مردان بالغی که در هر زمان برای کار در خارج از باسوتولند، عمدتاً در آفریقای جنوبی، به سر می‌بردند، برابری می‌کرد.

بیشتر جمعیت در ناحیهٔ میان کوه‌های مالوتی و رود کالدون سکونت داشتند. اکثریت ساکنان را باسوتوها تشکیل می‌دادند، هرچند چند هزار نفر از قوم بارولونگ و دیگر گروه‌های بومی نیز در این سرزمین زندگی می‌کردند.

جمعیت سفیدپوستان باسوتولند در سال ۱۹۰۴ برابر با ۸۹۵ نفر بود. در همان سال، ماسرو، مرکز اداری مستعمره، حدود ۱٬۰۰۰ نفر جمعیت داشت که نزدیک به ۱۰۰ نفر از آنان اروپایی بودند.

باسوتولند در سراسر دورهٔ حکومت بریتانیا از نظر اقتصادی توسعه‌نیافته باقی ماند و ساختار اقتصادی آن تا حد زیادی تحت نفوذ و کنترل رؤسای قبایل بود. تا دههٔ ۱۹۵۰، سیاست اصلی حکومت استعماری حفظ نظم و امنیت بود و توسعهٔ اقتصادی در اولویت قرار نداشت.[۱۴]

علاوه بر این، وزارت مستعمرات بریتانیا در لندن تمایلی به اختصاص منابع مالی قابل توجه برای توسعهٔ باسوتولند نداشت، زیرا این سرزمین را منطقه‌ای کم‌اهمیت با درآمد اندک دولتی می‌دانست. در نتیجه، تا زمان استقلال، سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی محدودی در این مستعمره انجام شد و زیرساخت‌های آن رشد چندانی نیافت.[۱۵]

کمبود سرمایه‌گذاری و توسعه باعث شد باسوتولند برای تأمین مواد غذایی و خدمات بهداشتی به آفریقای جنوبی وابسته باشد. همچنین بخش مهمی از درآمد اقتصاد آن از طریق حواله‌های مالی کارگران باسوتو که در آفریقای جنوبی مشغول به کار بودند تأمین می‌شد.

این وضعیت سبب شد بسیاری از باسوتوها کشور خود را چیزی بیش از یک «بانتوستان» وابسته به آفریقای جنوبی ندانند. با این حال، در آستانهٔ استقلال، برخی سازمان‌های بین‌المللی، از جمله سپاه صلح ایالات متحده و بانک جهانی، با هدف تقویت رشد اقتصادی و اجرای طرح‌های توسعه، کمک‌های مالی و فنی در اختیار باسوتولند قرار دادند. دولت بریتانیا نیز در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ از طریق «صندوق توسعهٔ مستعمرات» میزان کمک‌های مالی خود به دولت باسوتولند را افزایش داد.[۱۶]

تقسیمات کشوری

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

باسوتولند از هفت ناحیهٔ اداری تشکیل شده بود که هر یک توسط مقام‌های استعماری و رؤسای محلی اداره می‌شدند.[۱۷]

کمیسران مقیم بریتانیا

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
کمیسر مقیم آغاز مسئولیت پایان مسئولیت توضیحات
سر مارشال جیمز کلارک ۱۸ مارس ۱۸۸۴ ۱۸ سپتامبر ۱۸۹۴ پس از آن به عنوان کمیسر مقیم زولولند منصوب شد.
گادفری ییتمن لاگدن ۱۸ سپتامبر ۱۸۹۴ ۱۸۹۵
سر هربرت سیسیل اسلولی ۱۸۹۵ ۱۸۹۵
سر گادفری ییتمن لاگدن ۱۸۹۵ ۱۹۰۱
سر هربرت سیسیل اسلولی ۱۹۰۲ ۱۹۰۳
جیمز مک‌گرگور ۱۹۱۳ ۱۹۱۳
سر هربرت سیسیل اسلولی ۱۹۱۳ ۱۹۱۶
رابرت تورن کوریندون ۱۹۱۶ ۱۹۱۷ پس از آن فرماندار اوگاندا شد.
سر ادوارد چارلز فردریک گاروی ۱۹۱۷ آوریل ۱۹۲۶
جان کریستین رمزی استوراک آوریل ۱۹۲۶ مارس ۱۹۳۵
سر ادموند چارلز اسمیت ریچاردز مارس ۱۹۳۵ اوت ۱۹۴۲ پس از آن فرماندار نیاسالند شد.
سر چارلز نوبل آردن-کلارک اوت ۱۹۴۲ نوامبر ۱۹۴۶ پس از آن فرماندار ساراواک شد.
آبری دنزیل فورسایت-تامپسون نوامبر ۱۹۴۶ ۲۴ اکتبر ۱۹۵۱
ادوین پورتر اروسمیث ۲۴ اکتبر ۱۹۵۱ سپتامبر ۱۹۵۶
آلن جفری تانستال چاپلین سپتامبر ۱۹۵۶ ۱۹۶۱
الکساندر فالکنر جایلز ۱۹۶۱ ۳۰ آوریل ۱۹۶۵

رؤسای دادگستری

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

رئیس دادگستری باسوتولند، هم‌زمان ریاست دستگاه قضایی سرزمین‌های کمیساریای عالی (شامل باسوتولند، حمایت‌نشین بچوانالند و سوازیلند) را نیز بر عهده داشت.[۱۸] از سال ۱۹۵۱، این سمت در اختیار افراد زیر بود:

رئیس دادگستری آغاز مسئولیت پایان مسئولیت توضیحات
والتر هاگارد ۱۹۳۷ ۱۹۴۸
والتر هاراگین ۱۹۵۰ ۱۹۵۲
هارولد کروئن ویلان ۱۹۵۲ ۱۹۵۶
هربرت چارلز فاهی کاکس ۱۹۵۷ ۱۹۶۱
الیان ۱۹۶۱ ۱۹۶۲
پیتر واتکین-ویلیامز ۱۹۶۲ ۱۹۶۵
بنسون ۱۹۶۵ ۱۹۶۶

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. Aerni-Flessner, John (2014). "Development, Politics, and the Centralization of State Power in Lesotho, 1960-75". The Journal of African History. 55 (3): 401–421. ISSN 0021-8537.
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 Roberts-Wray, Sir Kenneth (1966). Commonwealth and Colonial Law. London: F.A. Praeger. p. 830.
  3. Tylden, G. (1950). The Rise of the Basuto. Juta. p. 107.
  4. S.R.O. & S.I. Rev. III, 79
  5. 1 2  This article incorporates text from a publication now in the public domain: Cana, Frank Richardson; Hillier, Alfred Peter (1911). "Basutoland". Encyclopædia Britannica (in English). Vol. 3 (11th ed.). pp. 503–506.
  6. Eldredge, Elizabeth A. (1994). "Review of Government and Change in Lesotho, 1800-1966: A Study of Political Institutions". The Journal of Modern African Studies. 32 (2): 349–352.
  7. Eldredge, Elizabeth A. (1994). "Review of Government and Change in Lesotho, 1800-1966: A Study of Political Institutions". The Journal of Modern African Studies. 32 (2): 349–352.
  8. Aerni-Flessner, John (2014). "Development, Politics, and the Centralization of State Power in Lesotho, 1960-75". The Journal of African History. 55 (3): 401–421.
  9. 1 2 3 4 Spence, J. E. (1966). "Basutoland Comes to Independence". The World Today. 22 (10): 435–446.
  10. Aerni-Flessner, John (2014). "Development, Politics, and the Centralization of State Power in Lesotho, 1960-75". The Journal of African History. 55 (3): 401–421.
  11. Spence, J. E. (1966). "Basutoland Comes to Independence". The World Today. 22 (10): 435–446.
  12. 1 2 Roberts-Wray, Kenneth (1966). Commonwealth and Colonial Law. London: F.A. Praeger.
  13.  This article incorporates text from a publication now in the public domain: Cana, Frank Richardson; Hillier, Alfred Peter (1911). "Basutoland". Encyclopædia Britannica (in English). Vol. 3 (11th ed.). pp. 503–506.
  14. Aerni-Flessner, John (2014). "Development, Politics, and the Centralization of State Power in Lesotho, 1960–75". The Journal of African History. 55 (3): 401–421. ISSN 0021-8537.
  15. Ward, Michael (1967). "Economic Independence for Lesotho?". The Journal of Modern African Studies. 5 (3): 355–368. ISSN 0022-278X.
  16. Aerni-Flessner, John (2014). "Development, Politics, and the Centralization of State Power in Lesotho, 1960–75". The Journal of African History. 55 (3): 401–421. ISSN 0021-8537.
  17.  This article incorporates text from a publication now in the public domain: Cana, Frank Richardson; Hillier, Alfred Peter (1911). "Basutoland". Encyclopædia Britannica (in English). Vol. 3 (11th ed.). pp. 503–506.
  18. "Bechuanaland Colonial Administrators c.1884–c.1965". Retrieved 27 February 2016.