بازاریابی پارتیزانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بازاریابی پارتیزانی یا بازاریابی چریکی (به انگلیسی: Guerilla Marketing) روشی نامنظم و نامتعارف در انجام فعالیت‌های تبلیغی بر مبنای یک بودجه بسیار کم است که نخستین بار توسط جی کنراد لوینسون مطرح گردید.[۱] در واقع بازاریابی چریکی یک نوع خاص از استراتژی های تبلیغاتی است که بر روی تاکتیک های بازاریابی غیر متعارف و متفاوت بطوریکه نسبت به سایر تبلیغات[۲] ارزان تر باشد و حداکثر نتایج را به ارمغان آورد تمرکز می کند. شاید برای شما هم سوال باشد که چرا بازاریابی پارتیزانی به گوریلا مارکتینگ(guerrilla marketing) معروف می باشد! در واقع واژه گوریلا که در فارسی، چریکی ترجمه می شود به معنی جنگجوی غیر نظامی است و مفهوم بازاریابی چریکی از جنگ چریکی که یک نوع جنگ نامنظم و مربوط به استراتژی های کوچک تاکتیکی می باشد، بطوریکه توسط شهروندان مسلح بکار گرفته می شود، الهام گرفته شده است. بسیاری از این تاکتیک ها عبارتند از کمین، خرابکاری، حملات و عناصری از تعجب! بطور مشابه، بازاریابی چریکی نیز همانند جنگ چریکی، از تاکتیک های یکسانی در صنعت بازاریابی استفاده می کند.[۳] در واقع بازاریابی چریکی بدنبال جذب مخاطب هدف از طریق انجام کارهایی که آنها را شگفت زده، متعجب، برانگیخته و ... کند، بطوریکه تعدا زیادی از افراد جامعه آن را ببینند یا در رابطه با آن بشنوند، میباشد. گفته می شود بازاریابی پارتیزانی در مقایسه با فرم های سنتی تبلیغات و بازاریابی به مراتب تاثیر بیشتری بر مخاطب هدف دارد.[۴]

روش[ویرایش]

چنین تبلیغاتی گاه به گونه‌ای طرح می‌شود که مخاطب حتی از وجود آنها بی اطلاع است و شاید بتوان گفت این نوع بازاریابی از انواع بازاریابی پنهان یا بازاریابی مبتنی بر هیاهو است. در واقع بازاریابی پارتیزانی نوعی بازاریابی نامنظم برای کسب حداکثر نتایج با بکارگیری حداقل منابع است، ابتکار و نوآوری، شکستن قوانین و جستجوی راهکارهای بدیل برای روشهای بازاریابی سنتی است. بازاریابی چریکی که به گوریلا مارکتینگ نیز معروف می باشد، یک نوع خاص از استراتژی های تبلیغاتی است که بر روی تاکتیک های بازاریابی غیر متعارف و متفاوت بطوریکه نسبت به سایر تبلیغات کم هزینه تر باشد و حداکثر نتایج را نیز به ارمغان آورد تمرکز می کند.[۵]

بازاریابی پارتیزانی را جی کنراد لوینسون در سال ۱۹۸۴ در کتابی با عنوان بازاریابی پارتیزانی تشریح کرد که در آن کارآفرینان و کسب و کارهای کوچک را هدف خود قرار داد.

از آن پس لوینسون ۲۰ کتاب دیگر در این باره نوشت و در آن همچنان کسب و کارهای کوچکی را که دارای منابع و بودجه بسیار اندک نسبت به کسب و کارهای بزرگتر بودند، مورد توجه قرار داد و از مزیت تاکتیک‌های بازاریابی پارتیزانی برای اینگونه شرکت‌ها نوشت.

یک عقیده بسیار رایج و مرسوم در رابطه با تبلیغات پارتیزانی آن است که این نوع از تبلیغات  تنها مختص کسب و کارهای کوچک و نوپا که به لحاظ مالی بودجه کمی در اختیار دارند، می باشد. اما این یک تفکر غلط بوده و چه بسیار کسب و کارهای بزرگ و شناخته شده ایی که به سراغ بازاریابی چریکی رفته و موفق هم بوده اند. از جمله این برند های مطرح میتوان به کوکا کولا اشاره کرد. برند کوکا کولا در سال 2010 برای اولین تبلیغات چریکی را بکار میگیرد و با قراردادن یک ماشین وندینگ در یک دانشگاه که جز دادن نوشیدنی سرد، کارهای جذاب دیگری از قبیل دادن پیتزا، ساندویچ، تعداد زیادی نوشیدنی، نوشیدنی همراه با لیوان یخ، عینک فانتزی و ... هم انجام میدهد دانشجوها رو شگفت زده و فضای شادی را برای آنها فراهم می کند. به همین دلیل نام این کمپین یا تبلیغ چریکی "ماشین شادی" گذاشته شده است.

با وجود آنکه برند کوکا کولا برندی بزرگ و شناخته شده میباشد، اما بازاریابی چریکی بسیار برای آن اثر بخش و سود ده عمل کرده و بدلیل بالا بودن نرخ برگشت سرمایه (ROI)، کوکا کولا تصمیم گرفت تا موضوع "شادی" را با انتشار چندین فیلم مشابه دیگر ادامه دهد.[۶]

منابع[ویرایش]

  1. محمد سالاری. «بازاریابی پارتیزانی یا Guerrilla Marketing | قسمت اول». استقلال مالی. 
  2. مهناز میلانی. «تبلیغات». 
  3. ویرگول. «تبلیغات و بازاریابی چریکی». 
  4. آژانس تبلیغاتی ویرگول. «تعریف تبلیغات پارتیزانی». 
  5. آژانس تبلیغاتی ویرگول. «تمرکز بازاریابی چریکی». 
  6. آژانس تبلیغاتی ویرگول. «تفکر رایج در رابطه با بازریابی چریکی».