بازاریابی تأثیرگذار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

اینفلوئنسر مارکتینگ (یا بازاریابی تأثیر گذار) شاخه‌ای از بازاریابی است که بر روی اشخاص خاصی از جامعه (یا استایل خاصی) متمرکز می‌شود. این نوع از بازاریابی اشخاصی که بر روی خریداران بالقوه تأثیر می‌گذارند را تشخیص داده و به فعابیت‌های بازاریابی حول این اینفلوئنسرها جهت می‌دهد

تهنگامی که یک اینفلوئنسر محتوایی تولید می‌کند خود را به عنوان یک خریدار بالقوه یا شخص ثالث نشان می‌دهد و محصول را گواهی می‌کند. اشخاص ثالث حتی در زنجیره تأمین هم وجود دارد (خرده فروشان، تولیدکنندگان و غیره) یا می‌توانند به اصطلاح اینفلوئنسرهای ارزش افزوده باشند (مانند روزنامه نگاران، فرهنگیان، تحلیلگران، مشاوران حرفه‌ای و غیره)[۱]

ایدهٔ جریان ارتباط دو گامی در کتاب انتخاب مردم (پائول لازارسفلد، برنارد برلسون و هازل گاودت) که در سال ۱۹۴۰ میلادی مطالعاتی بر روی روند تصمیم‌گیری رای‌دهندگان انجام گرفت، پدیدار شد. این ایده در ادامه در دو کتاب تأثیر شخصی (نوشته لارزارسفلد و الیهو کتز در سال ۱۹۹۵ میلادی) و تأثیر ارتباطات گسترده (نوشته جوزف کلاپر در سال ۱۹۶۰ میلادی) توسعه یافت.

اینفلوئنسر[ویرایش]

بیشتر مباحث در موضوع تأثیر اجتماعی بر محور مقبولیت و اطمینان در محیط اجتماعی قرار دارد، همان‌طور که در کتاب رابرت سیالدینی آمده است: تأثیر گذاری یعنی علم و تمرین. در زمینه بازاریابی تأثیرگذار، تأثیر کمتر در مورد استدلال یا اجبار به یک دیدگاه خاص است و بیشتر در مورد ظهور تعامل‌های بین احزاب مختلف جامعه می‌باشد. تأثیر اغلب معادل دفاع است اما ممکن است گاهی منفی باشد و به همین ترتیب به مفاهیم رقیبان و متفکران نیز مرتبط می‌شود.

پرداخت به اینفلوئنسرها[ویرایش]

اینفللوئنسرمارکتینگ به دو زیر بخش تقسیم می‌شود: درآمد حاصل از اینفلوئنسر مارکتینگ و هزینه (پرداخت) در اینفلوئنسر مارکتینگ درآمد حاصل از مارکتینگ ناشی از عدم پرداخت یا روابط موجود با اینفلوئنسرها یا محتوای شخص ثالث که توسط تبلیغ اینفلوئنسر رشد اجتماعی داشته است می‌باشد. پرداخت در کمپین‌های بازاریابی مؤثر می‌تواند به صورت حمایت، تبلیغات ابتدایی یا پیام‌های رضایتمندی باشد و می‌تواند در هر نقطه از محتوا ظاهر شود. بودجه‌ها به طور گسترده‌ای متفاوت هستند و معمولاً بر اساس درآمد مخاطبان است.[۲]

کاربرد[ویرایش]

برخی از بازاریابان از تبلیغات تأثیرگذار (اینفلوئنسر مارکتینگ) به منظور ایجاد اعتبار در تجارت، برخی برای ایجاد ایجاد گفتگوهای اجتماعی حول برند خود و عده‌ای دیگر برای فروش انلاین یا فروش در فروشگاه‌ها برای محصولات خود هستند. بازاریاب تأثیرگذار همچنین می‌تواند به بازاریابی محصولات و خدمات متنوع بازاریابی بپردازد، که بر اعتبار کسب شده در طول زمان تأثیر می‌گذارد؛ بنابراین، ارزش بازاریابی تأثیرگذار را می‌توان با روش‌های مختلف اندازه‌گیری کرد. بعضی از بازاریاب‌ها ارزش رسانه‌های تولید شده (EMV) را اندازه‌گیری می‌کنند، برخی دیگر نرخ تأثیرگذاری را دنبال می‌کنند، و برخی هزینه بابت اقدام (CPA) را دنبال می‌کنند.

بازاریابی تأثیرگذار ارزش خود را از ۳ منبع به دست می‌آورد:

  1. دستاورد اجتماعی: اینفلوئنسرها می‌توانند از طریق کانال‌های اجتماعی و وبلاگ‌ها به میلیون‌ها مشتری دسترسی پیدا کنند.
  2. محتوا اصلی: اینفلوئنسرها محتوای اصلی و اغلب مؤثر بازاریابی را برای مارک تولید می‌کند.
  3. اعتماد مصرف‌کننده: اینفلوئنسرها روابط قوی با مخاطبان خود برقرار می‌کنند که اعتماد خاصی نسبت به نظرات متفکرانه دارند.

روش‌های بازاریابی[ویرایش]

اینفلوئنسر مارکتینگ، به طور فزاینده بخشی از یک محتوای تجاری است که شامل چهار فعالیت اصلی می‌شود:

  • شناسایی اینفلوئنسرها و رتبه‌بندی آنها به ترتیب اهمیت.
  • بازاریابی به اینفلوئنسرها، برای افزایش آگاهی از شرکت در جامعه تأثیرگذار
  • بازاریابی از طریق اینفلوئنسرها، با استفاده از اینفلوئنسرها برای افزایش آگاهی بازار از شرکت در میان بازارهای هدف
  • بازاریابی با اینفلوئنسرها، تبدیل اینفللوئنسرها به طرفداران شرکت.

اینفلوئنسر مارکتینگ توسط یک فعالیت مستمر ارزیابی که در کنار چهار فعالیت اصلی قرار دارد، افزایش می‌یابد.

اینفلوئنسر مارکتینگ با کلمه بازاریابی شفاهی (دهان به دهان) (WOM) مترادف نیست، اما تأثیرش ممکن است به این شیوه منتقل شود؛ بنابراین WOM بخش اصلی مکانیزم اینفلوئنسر مارکتینگ است

در تعریف اینفلوئنسر تفاوت‌های قابل توجهی وجود دارد. Peck اینفلوئنسرها را «مجموعه‌ای از اشخاص ثالثی که بر سازمان و مشتریان بالقوه خود تأثیر می‌گذارد» تعریف می‌کند. به طور مشابه، Brown and Hayes یک اینفلوئنسر را «شخص ثالثی که به طور قابل توجهی تصمیم‌گیری خرید مشتری را شکل می‌دهد، اما هرگز نمی‌تواند برای آن پاسخگو باشد» تعریف می‌کند. Keller and Berry خاطرنشان می‌کنند که اینفلوئنسرها انسان‌هایی عملگرا، دارای ارتباط مؤثر، تأثیر گذاری بالا، ذهن فعال و اعتقاد بالا هستند، گرچه این مجموعه ویژگی‌ها به طور خاص با بازارهای مصرفی هماهنگ است.

دقیقاً چیزی که اینفلوئنسرمارکتینگ را شامل می‌شود بستگی به محتوا (خرده فروشی یا B2B) و متوسط انتقال نفوذ (آنلاین یا آفلاین یا هر دو) دارد. اما به طور فزاینده‌ای پذیرفته شده است که شرکت‌ها علاقه‌مند به شناسایی و درگیر شدن با اینفلوئنسرها هستند. همان‌طور که Keller and Berry بیان می‌کنند، «کسب و کارها خیلی سخت در حال پیش رفت هستند و برای متقاعد کردن مردمی که به پیامهای آنها کمتر گوش می‌دهند یا کمتر نگاه می‌کنند، توجه بیشتری دارند». هدف قرار دادن اینفلوئنسرها به عنوان وسیله‌ای برای تقویت پیام‌های بازاریابی، به منظور مقابله با گرایش رو به رشد مشتریان، برای نادیده گرفتن بازاریابی استفاده می‌شود.[۳]

شناسایی اینفلوئنسرها[ویرایش]

اولین قدم در اینفلوئنسرمارکتینگ شناسایی اینفلوئنسرها است. اینفلوئنسرها به بخش‌های جداگانه خاصی در بازار تقسییم می‌شوند و به عنوان کانال برای کل بخش هدف مورد استفاده قرار می‌گیرند. در حالی که لیستی از اینفلوئنسرهای عمومی وجود دارد (مانند time 100) اما به عنوان هدف برنامه یک تجارت در بخش خاص کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرند. سایت‌هایی وجود دارند که هنگامی که کمپین خود را طراحی کرده‌اید می‌توانید اینفلوئنسرهایی را که مشتاق هستند در کمپین شما شرکت کنند، پیدا کنید همچنی می‌توانید با استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌توانید اینفلوئنسرها را بر اساس کلید واژه‌ها یا کسانی که متعلق به صنعت خاصی هستند را بیابید.

علاوه بر این، تکنیک‌های تحقیق در بازار می‌توانند برای شناسایی اینفلوئنسرها، با استفاده از معیارهای پیش تعیین شده برای تعیین میزان و نوع اینفلوئنسر استفاده شوند. به عنوان مثال، Keller و Berry پنج ویژگی از اینفلوئنسرها را پیشنهاد می‌کنند:

  • فعالان: اینفلوئنسرها درگیر انجمن‌ها، جنبش‌های سیاسی، موسسات خیریه و غیره هستند.
  • ارتباطات: اینفلوئنسرها دارای شبکه‌های بزرگ اجتماعی هستند
  • قدرت: اینفلوئنسرها به دنبال دیگران هستند و به آنها اعتماد دارند
  • ذهن فعال: اینفلوئنسرها دارای منافع متعدد و گوناگون هستند
  • متمایزکنندگان: اینفلوئنسرها تمایل دارند که پیشگامان (یا بازماندگان) در بازار باشند.

بری در مطالعه خود دربارهٔ اینکه چه ویژگیهایی با اینفلوئنسرها در ارتباط است ۴ آرکه تایپ از اینفلوئنسرها را بیان می‌کند:

  • • معلمان - در زمینه نشاند دادن منفعت و پرورش روشنگری رشد می‌کنند
  • مربیان (هدایت کنندگان) - به نفع نشان دادن منفعت و مشارکت است
  • سرگرم‌کننده‌ها - به نفع نرخ رشد و الهام بخشی است
  • کاریزماتیک‌ها - به نفع پرورش روشنگری و الهام بخشی است

(Gladwell (2000 خاطرنشان می‌کند که «موفقیت هر گونه اپیدمی اجتماعی به شدت وابسته به مشارکت مردم با یک مجموعه خاص و نادر از هدایای اجتماعی است». گلدول (۲۰۰۰) ۳ نوع اینفلوئنسر را شناسایی کرد:

  • متصل کنندگان
  • خبررسانی ها(Mavens)
  • فروشندگان

متصل کنندگان شبکه اجتماعی از انواع مختلف مردم را دارند و به همین دلیل دسترسی گسترده‌ای دارند. این‌ها برای ارتباطات شفاهی (دهان به دهان) حائز اهمیت هستند. خبر رسانی‌ها به دنبال مصرف اطلاعات و به اشتراک گذاری آن با دیگران هستند، آنها در رابطه با روند بسیار دقیق عمل می‌کنند. در نهایت فروشندگان «متقاعد کننده‌های کاریزماتیک» هستند. منبع تأثیرگذاری آنها بر تمایل دیگران به تلاش برای تقلید رفتار آنهاست. این ۳ گروه با توجه به (Gladwell (2000 مسئول «تولید، ارتباط و پذیرش پیام ها» هستند.

بیشتر نوشته‌ها در مورد اینفلوئنسرها متمرکز برر بازار مصرف‌کننده است؛ و دید کمتری نسبت به اینفلوئنسرهای B2B وجود دارد. تمایز کلیدی بین مصرف‌کننده و بازارهای تجاری این است که بیشتر تمرکز بازار مصرف‌کنندگان بر نفوذ خود مصرف‌کننده است. این به این دلیل است که ارتباطات شفاهی (دهان به دهان) در محیط مصرف‌کننده شایع است. در بازاریابی کسب و کار، اینفلوئنسرها افرادی هستند که بر فروش تأثیر می‌گذارند، اما معمولاً از تصمیم خرید واقعی حذف می‌شوند. مشاوران، تحلیلگران، روزنامه نگاران، دانشگاهیان، رگولاتورها، سازمان‌های استاندارد، نمونه‌هایی تأثیر گذار بر کسب و کار هستند.

همه عوامل تأثیرگذار بر تجارت برابر نیستند. بعضی از نفوذ بیشتری نسبت به دیگران دارند، و برای ایجاد تمایز میان تأثیرگذارترین و افراد کمتر تأثیر گذار، باید از مکانیزم رتبه‌بندی استفاده کرد. بدین ترتیب مدل Influencer50 برای رتبه‌بندی تأثیرگذار بر کسب و کار ایجاد شده است:

  • • دسترسی به بازار - تعداد افراد واحدی توانایی ارتباط با آن را دارند.
  • استقلال - این که آیا اینفلوئنسر علاقه‌مند به تبلیغ یک دیدگاه خاص است یا خیر.
  • فراوانی تأثیر: تعداد فرصت‌هایی که یک فرد باید بر تصمیمات خرید تأثیر بگذارد.
  • تخصص – چقد اینفلوئنسر در ان موضوع تخصص دارد.
  • متقاعد کنندگی: میزان نتیجه در نادیده گرفتن مشاوره اینفلوئنسر.
  • سختی نقش - میزان تأثیری که در طول چرخه حیات تصمیم‌گیری اعمال می‌شود.

چندین شرکت دیگر از جمله Ammo Marketing, Liquid Intelligence and DesignKarma Inc در ایالات متحده، Agent Wildfire در کانادا، SCB Partners در اروپا و Vocanic در آسیا، روش‌های اختصاصی خود را برای شناسایی و هدف گیری اینفلوئنسرها برای بازار (یا بخش بازار) توسعه داده‌اند.

Fred Reichheld، مشاور شرکت Bain & Company، یک روش‌شناسی را برای تعیین میزان رشد شرکت‌ها تحت تأثیر تمایل مشتریان برای ارجاع به همکاران خود قرار داده است[8]. Reichheld تحقیقات خود را به یک سؤال ساده تقسیم می‌کند: چقدر احتمال دارد که شما شرکت X را به یک دوست یا همکار پیشنهاد دهید؟ از پاسخ به این سؤال، میزان رضایت دهنده شبکهتعیین می‌شود که به شدت با نرخ رشد شرکت ارتباط دارد

شبکه اجتماعی[ویرایش]

سرویس‌های تحت وب می‌توانند برای به دام انداختن سایت‌هایی که بر اساس شبکه‌های اجتماعی کار می‌کنند استفاده شوند. در این شبکه‌های اجتماعی کاربران می‌توانند روی مخاطبان خود تأثیرگذار باشند. در نهایت شرکت بازاریابی تأثیرگذار از تاثیرگذاران می‌خواهد تا با استفاده از محصولات یا سرویس‌های یک شرکت خاص بر روی شبکه‌های اجتماعی خود محتوا ایجاد کرده و آن را به بحث بگذارند. سپس مشریان می‌توانند استفاده از محصولات شرکت را از طریق کسی که روی آن‌ها تأثیر داشته است ببینند.

در حال حاضر حداقل ۷۰ کمپانی از طریق تاثیرگذاران محصولات خود را به نمایش می‌گذارند. طرفداران این روش از تبلیغات آنلاین ادعا دارند که این نوع فعالیت آنلاین در بازار داغ معاملات آفلاین آن‌ها نیز تأثیر گذاشته‌است. برای مثال، Razorfish برای اولین‌بار یکی از گزارش‌ها بازاریابی تأثیرگذار اجتماعی را منتشر کرد. این گزارش تئوری‌های حول بازاریابی اجتماعی را به بحث می‌گذارد. از جمله این تئوری‌های بازاریابی اجتماعی، اهمیت پویایی پوش/پول و توانمندسازی مصرف آنلاین، میزان اعتبار و اهمیت بازاریابی buzz می‌باشند.

به علاوه، فعالیت‌های آنلاین می‌توانند هسته اصلی تصمیم‌گیری آفلاین باشند. به این دلیل که مصرف‌کنندگان می‌توانند محصولات را بررسی کرده و وبسایت‌را مرور کنند

منتقدان این روش آنلاین ادعا می‌کنند که بررسی منابع به صورت آنلاین می‌تواند به راحتی بخشی از اطلاعات و ورودی‌ها را از قلم بیندازد. آن‌ها ملاحظه می‌کنند که مبادله اطلاعات بسیار بیش‌تری در دنیای آفلاین رخ می‌دهد که در دنیای آنلاین حذف می‌شوند. در حقیقت، بیش‌ترین مبادله اطلاعات به جای فضای مجازی، در صحبت‌های روی در روی رخ می‌دهند. آن‌ها ادعا می‌کنند که بیشینه این گسترش فرد به فرد (نزدیک به ۸۰ درصد) در صحبت‌های روی در روی رخ می‌دهند. این در حالی است که بر اساس گزارش‌ها، گسترش فرد به فرد در فضای مجازی تنها هفت تا ده درصد سهم را به خود اختصاص می‌دهد.

کارل نتیجه‌گیری می‌کند که به نظر می‌رسد بیشینه تبلیغات فرد به فرد، در فضای آفلاین رخ می‌دهد. این یافته‌ها زمانی بسیار جنجالی شد که سازمان‌ها بیش‌تر به برندهایی توجه نشان دادند که در فضای مجازی به بحث گذاشته‌شده‌بودند. همچنین تحقیقات آکادمیک اخیر روی تبلیغات آنلاین تمرکز پیدا کرده بود؛ بنابراین توجه سازمان‌ها هم به مکالمات آنلاین و هم به مکالمات آفلاین بسیار مهم می‌باشد.

کلر فی در سال ۲۰۰۷ اعلام کرد که “ در حالی که پیش‌از این متخصصان برآورد کرده بودند که ۸۰٪ صحبت‌های کلامی بازاریابی در فضای آفلاین اتفاق می‌افتد (چه روی در روی چه با تلفن)، تحقیقات جدید نشان می‌دهد که این تصور به ۹۲٪ ارتقا یافته است.

نیت الیوت مشاهده می‌کند که سهم بسیار زیادی از کاربران یکدیگر را به طور روی در روی تحت تأثیر قرار می‌دهند؛ و همین کاربران از طریق بلاگ‌ها یا شبکه‌های اجتماعی به مقدار کم‌تری تحت تأثیر قرار خواهند می‌گیرند.

و Fluent گزارش می‌دهد که به رغم این‌که معیارها به این سمت جهت‌گیری می‌کنند که «به یاد داشتن تأثیر فعالیت‌های آنلاین روی تصمیمات خرید بسیار مهم است.» همچنین نظرسنجی‌ها بیان می‌کنند که «جامعه نظرسنجی به دوستان آفلاین خود اعتماد بیش‌تری دارند. این آمار اعتماد ۷۳ درصد برای دوستان آفلاین در مقابل تنها ۳۳ درصد از دوستان آنلاین می‌باشد.»

اکوسیستم تأثیرگذاری[ویرایش]

منابع تاثیرگذاران می‌توانند متفاوت باشند. بازاریابان به عادت گذشته تاثیرگذارانی را مورد هدف قرار می‌دهند که به سادگی قابل شناسایی هستند، مانند تاثیرگذارانی که در اخبار، آنالیزهای صنفی، و مدیران سرآمد هستند. این در حالی است که در بیش‌ترین خریدهای B2C، تاثیرگذارن می‌توانند از افرادی باشند که توسط خریدار یا کارمندان خرده‌فروشی‌ها شناخته شده باشند. در معاملات با ارزش‌تر B2C، انجمن تاثیرگذاران می‌توانند بسیار گسترده و متفاوت بوده و شامل مشاوران، افرادی با سابقه سیاسی، اقتصاددانان و انجمن کاربران باشند.

تحلیل‌کننده فورستر، مایکل اسپیر بیان می‌کند، برای کسب و کارهای متوسط و کوچک، «فروش‌های حوزه تکنولوژی‌های اطلاعاتی از حزب‌های مختلفی، مانند هم‌پیمان‌های کسب و کاری، مشاوران، بلاگرها، و فروشندگان تکنولوژی تأثیر می‌پذیرند.» او توصیه می‌کند که «لازم است دست‌فروشان، تاثیرگذاران را در بازار خود شناسایی کنند این مهم نیازمند آن است که یک برنامه شناسایی تاثیرگذاران جامع بوده و بایستی برای رتبه‌بندی میزان تأثیرگذاری تاثیرگذاران روی پروسه تصمیم‌گیری، یک شاخص ایجاد کنیم.»

همان‌طور که منابعی مختلفی برای تاثیرگذاران وجود دارد، تاثیرگذاران می‌توانند همچنین نقش‌های مختلفی را در زمان‌های متفاوت در پروسه تصمیم‌گیری ایفا کنند. این ایده در بازاریابی تأثیرگذار توسط براون و هایس ایجاد شده است. آن‌ها مشخص می‌کنند که چگونه و در چه زمانی بخش‌های مختلف تأثیرگذار روی پروسه تصمیم‌گیری تأثیر می‌گذارند. این مهم در ادامه بازاریابان را قادر می‌سازد تا به طور انتخابی تاثیرگذاران را بر حسب تأثیر پروفایل انفرادی آن‌ها، مورد هدف قرار دهند.

تأثیر وبلاگ‌نویسان روی دیگر کاربران شبکه‌های اجتماعی یک موضوع قابل بحث دیگری می‌باشد. این مبحث در کتاب «تاثیرگذاران جدید» از پاول گیلین بررسی شده‌است. براون و هایس همچنین این موضوع را مورد بحث قرار داده‌اند اما کمتر به اهمیت تأثیر شبکه‌های اجتماعی، به طور خاص در زمینه B2B اعتقاد دارند.

پروسه تأثیرگذاری[ویرایش]

به منظور دست‌یافتن به هدف مشتریان کسب و کارها، تاثیرگذاران بایستی به طور غیر مستقیم یک تغییر در نگرش در مخاطب برند یا محصول ایجاد کنند. تغییر در نگرش بیننده از محتوایی ایجاد می‌شود که تأثیرگذار تولید کرده است. خود تغییر در واقع یک پروسه روانشناختی در انسان می‌باشد. پروسه روانشناختی می‌تواند تحت مدل RACE توضیح داده‌شود. رسیدن، عمل کردن، تبدیل کردن، و مشارکت کردن RACE را ایجاد کرده‌اند. این چهار پله برای کمک به برندها طراحی شده است تا بتوانند با مصرف‌کننده خود در پروسه مصرف همراه شوند.

  1. نرخ دسترسی: این مرحله برای یافتن تأثیرگذار و ایجاد دسترسی به کانال‌های او به مخاطبانش می‌باشد. هر تأثیرگذار مهارت خاص خود را داشته که مخاطبانش برای آن ارزش زیادی قائلند؛ و این دنبال‌کنندگان به توصیه‌های وی به عنوان یک شخص ثالث دربارهٔ یک برند، بیش‌تر از تبلیغات خود برند اعتماد دارند؛ بنابراین تاییدیه یک تأثیرگذار می‌تواند به عنوان یک مرور بر محصول تلقی شود تا یک تبلیغ ساده که بسیاری از دنبال‌کنندگان أن را کم یا اصلاً در نظر نمی‌گیرند. در مجموع مردم کسانی را دنبال می‌کنند که با آن‌ها اشتراکی در علاقه‌مندی‌ها داشته باشند؛ بنابراین احتمال این‌که آن محصول را بخرند نیز بیش‌تر خواهد بود. فرود روی یک تأثیرگذار مناسب می‌تواند به برند این اجازه را بدهد تا گروه مصرف‌کنندگان خود را مطممئن کند.
  2. عمل کردن: عمل کردن یعنی ترغیب برای شرکت توسط ایجاد یک کمپین ثانویه. این کمپین برای ایجاد آگاهی بیش‌تر و بیش‌تر و افزایش رسیدن به جامعه بزرگ‌تری از مصرف‌کنندگان می‌باشد. در این مورد عمل‌کردن می‌تواند ترغیب مصرف‌کنندگان برای به اشتراک‌گذاری نظرات خود در شبکه‌های اجتماعی باشد. در عمل، تاثیرگذاران معمولاً نظر واقعی خود را دربارهٔ محصول به اشتراک می‌گذارند. همچنین آن‌ها می‌توانند کاربرد محصول را در زندگی خود برای رفع یک مشکل نشان دهند. تاثیرگذاران بایستی بحث را به سمتی بکشانند که تمامی ویژگی‌ها و راهکارها و راه‌حل‌هایی را که این محصول می‌تواند ارائه دهد را دربرگیرد. مصرف‌کنندگان هدف بایستی در بحث شرکت کنند تا بتوانند فهم خود را از ارزش و کارایی محصول ارتقا دهند.

۳. تبدیل: در این مرحله، تاثیرگذاران بایستی دنبال‌کنندگان خود را به مصرف‌کنندگان آن محصول تبدیل کنند. پس از فرم دادن فهم از محصول در دنبال‌کنندگان، زمان آن فرا می‌رسد که برای خرید تصمیم‌گیری کنند. بر اساس تحقیقات مک کنزی، بازاریابی تأثیرگذار به عنوان یک ابزار قدرت‌مند برای بالابردن میزان فروش شناخته شده است. این تحقیق نشان می‌دهد که «مصرف‌کنندگانی که از طریق زبانی از مصرف‌کننده‌ای به مصرف‌کننده دیگر تحریک شده‌اند، دو برابر تبلیغات پرداخت‌شده ایجاد فروش کرده‌اند.» و از بین آن‌هایی که تبلیغ فرد به فرد داشته‌اند، ۳۷٪ بیش‌تر نرخ بازگشت داشته‌است.[۱۰] آغاز آن عموماً با قالب کوپن همراه بوده که در واقع بسیار نیز کوتاه مدت خواهد بود. کوپن عموماً باعث می‌شود تا خرید همان لحظه اتفاق بیفتد و به عقب نیفتد. این‌گونه مخاطبین نه تبلیغ را فراموش می‌کنند و نه میل و رغبت به محصول را از دست می‌دهند.

۴. نرخ مشارکت: در مورد این مرحله نکته اصلی ساختن روابط مشتری از نکات اصلی می‌باشد. اینفلوئنسرها باید مشتری‌های بار اول را به مشتری‌های وفادار محصول تبدیل کنند. یک عنصر پایه که برای وفاداری بی طرفانه در یک محصول اغلب نادیده گرفته می‌شود وفاداری مصرف‌کنندگان به خودشان است. برندها به دنبال افرادی می‌گردند که به صورت طبیعی متناسب با شخصیتشان هستند و شاد بودن خود را از طریق آن نشان می‌دهند. به این ترتیب، وفاداری مشتری از طریق تعامل ساخته شده از طرف اینفلوئنسرها ساخته شده است.

اینفلوینسر مارکتینگ در ایران نیز یک مقاله مفصل است که به بررسی لیست فعالین آن می پردازد.[۴]

منابع[ویرایش]

* اینفلوئنسرها و چهره های شاخص مجازی ایران کدامند؟! https://www.zoomit.ir/2017/10/29/224001/influencer--marketing-/