پرش به محتوا

باران سیاه (فیلم ژاپنی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
باران سیاه
کارگردانشوهئی ایمامورا
بازیگرانیوشیکو تاناکا
موسیقیتورو تاکه‌میتسو
توزیع‌کنندهشرکت توئی
تاریخ‌های انتشار
  • ۱۳ مه ۱۹۸۹ (۱۹۸۹-0۵-۱۳) (ژاپن)
[۱][۲]
مدت زمان
۱۲۳ دقیقه[۱][۲]
کشورژاپن
زبانژاپنی

باران سیاه (انگلیسی: Black Rain) یک ژانر درام ژاپنی محصول ۱۹۸۹ به کارگردانی شوهئی ایمامورا بر اساس رمانی به همین نام باران سیاه (رمان) اثر ایبوسه ماسوجی در سال ۱۹۶۵ است. داستان در مورد پیامدهای بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی و تأثیر آن بر یک خانواده بازمانده متمرکز است.[۲][۳]

یوشیکو تاناکا، بازیگر نقش اصلی فیلم که نقش «یاسوکو» را در این فیلم بازی می‌کند، به خاطر بازی ارزشمندش در فیلم باران سیاه به‌طور گسترده شناخته شد. او در سال ۱۹۸۹ جایزه بهترین بازیگر زن جایزه فیلم هوچی و همچنین جایزه بهترین بازیگر زن نقش اصلی را در سیزدهمین جایزه آکادمی فیلم ژاپن دریافت کرد.

داستان

[ویرایش]

در سال ۱۹۴۵ ژاپن، یاسوکو که مادرش را در نوزادی از دست داده است و به همراه دایی‌اش شیگه‌ماتسو و همسرش شیگه‌کو در هیروشیما زندگی می‌کند، در حال جابجایی وسایل خانواده به خانه یکی از آشنایان در همان حوالی است که یک بمب اتمی بر روی شهر انداخته می‌شود. او با قایق به شهر برمی‌گردد و در باران سیاه (بمباران اتمی) که بارش هسته‌ای ناشی از بمباران است، گرفتار می‌شود. پس از اینکه یاسوکو دوباره به دایی و همسرش می‌پیوندد، این سه نفر برای فرار از آتش‌سوزی‌های گسترده به سمت کارخانه‌ای که دایی اش در آن کار می‌کند، می‌روند. مسیر آنها با ویرانه‌ها، اجساد پراکنده و بازماندگان به شدت سوخته پوشیده شده است.

۵ سال بعد، یاسوکو با دایی، زن دایی و مادر دایی اش در فوکویاما زندگی می‌کند. از آنجایی که او مدت‌هاست به سنی رسیده است که طبق سنت، یک زن باید ازدواج کند، شیگه‌ماتسو و شیگه‌کو سعی می‌کنند برای او شوهری پیدا کنند. با این حال، خانواده‌های تمام متقاضیان ازدواج وقتی از حضور یاسوکو در هیروشیما در روز بمباران مطلع می‌شوند، از ترس اینکه ممکن است بیمار شود یا نتواند فرزندان سالمی به دنیا بیاورد، پیشنهاد خود را پس می‌گیرند. یاسوکو سرانجام شرایط خود را می‌پذیرد و تصمیم می‌گیرد با خانواده دایی اش بماند، حتی زمانی که پدرش که دوباره ازدواج کرده بود، به او پیشنهاد زندگی در خانه‌اش را می‌دهد.

شیگه‌ماتسو شاهد مرگ دوستانش، که همگی هیباکوشا مبتلا به مسمومیت پرتوی هستند، یکی پس از دیگری است، در حالی که سلامت خودش، همسرش و خواهرزاده‌اش نیز به آرامی رو به وخامت است. یاسوکو کم‌کم به «یویچی»، مرد جوانی در محله خود که از آسیب‌های جنگی رنج می‌برد، احساس نزدیکی می‌کند. وقتی مادر یویچی از شیگه‌ماتسو می‌خواهد که پسرش با یاسوکو ازدواج کند، او در ابتدا به دلیل بیماری روانی یویچی خشمگین می‌شود، اما بعداً موافقت می‌کند. کمی بعد، یاسوکو که از قبل از تومور رنج می‌برد، شروع به ریزش مو می‌کند و به بیمارستان فرستاده می‌شود. شیگه‌ماتسو به آمبولانس در حال حرکت نگاه می‌کند، به امید اینکه رنگین‌کمانی ظاهر شود که نشان دهد حالش خوب خواهد شد.

بازیگران

[ویرایش]
  • یوشیکو تاناکا در نقش یاسوکو. زنی ۲۰ ساله در هنگام بمباران که از سنین پایین توسط دایی اش، شیگه‌ماتسو، بزرگ شده است. اگرچه او مستقیماً در معرض بمب اتمی قرار نگرفت، اما در قایقی که از دریای داخلی ستو عبور می‌کرد، در معرض باران سیاه قرار گرفت. او فردی خانواده‌دوست است که خانواده دایی اش را که نقش والدینش را دارند، به شدت دوست دارد. برنامه روزانه او این است که ساعت پدربزرگش را روی ساعت ۷ بعد از ظهر تنظیم کند، وقتی که سیگنال زمان از رادیو پخش می‌شود. پنج سال بعد، از او خواستگاری می‌شود.
  • کازوئو کیتامورا در نقش شیگه‌ماتسو شیزوما، دایی یاسوکو. او در قطاری در ایستگاه یوکوکاوا در معرض تشعشعات قرار گرفت، اما به طرز معجزه‌آسایی فقط دچار سوختگی جزئی در گونه‌اش شد. او شاهد وحشت قرار گرفتن در معرض تشعشعات ثانویه ناشی از تشعشعات باقی‌مانده و باران سیاه بود. او نگران ازدواج یاسوکو بود و حتی از بیمارستان برای او گواهی پزشکی گرفت. حدود سال ۱۹۴۵، او در کارخانه‌ای در فوروئیچی کار می‌کرد.
  • اتسوکو ایچی‌هارا در نقش شیگه‌کو شیزوما، زن دایی یاسوکو. او در زمان بمباران داخل خانه بود، اما خانه‌اش فرو نریخت و او بدون هیچ آسیبی فرار کرد. او خرافاتی است و از اینکه نمی‌تواند بچه‌دار شود و از اینکه یاسوکو در ازدواج مشکل دارد، احساس گناه می‌کند. در حالی که به خواهرشوهر مرحومش (مادر یاسوکو) احترام می‌گذارد، مخفیانه احساسات پیچیده‌ای دارد و نمی‌خواهد از او شکست بخورد.
  • هیساکو هارا در نقش کین، مادر شیگه‌ماتسو و مادربزرگ یاسوکو. او به دلیل شوک ناشی از دست دادن زمین‌هایش به دلیل اصلاحات ارضی، دچار زوال عقل شد و یاسوکو را با دخترش کیوکو اشتباه می‌گیرد. کیوکو خواهر بزرگتر شیگه‌ماتسو و مادر یاسوکو است. او احترام زیادی برای اجدادش قائل است.
  • شوایچی اوزاوا در نقش شوکیچی، دوست شیگه‌ماتسو. او نیز مانند کاتایاما، پس از بمباران اتمی برای نجات بازماندگان به هیروشیما رفت و در معرض تشعشعات ثانویه قرار گرفت. او بعداً به بیماری تشعشعات مبتلا شد و پزشکش به او گفت که "انجام کارهای سنگین برای سلامتی مضر است"، بنابراین وقت خود را با استراحت و ماهیگیری در برکه‌ای در همان نزدیکی می‌گذراند.
  • کنجیرو ایشیمارو در نقش آئونو، خانواده آئونو یک کارخانه فولاد را اداره می‌کنند و اقتصاد به دلیل جنگ کره در حال رونق است. آئونو چندین بار در سالن زیبایی عمه‌اش با یاسوکو ملاقات کرده و نسبت به او احساساتی پیدا می‌کند و از او خواستگاری می‌کند.
  • نوریهی میکی در نقش کوتارو، یکی از دوستان شیگه‌ماتسو. او نیز مانند کاتایاما، پس از بمباران اتمی برای نجات بازماندگان به هیروشیما رفت و در معرض دومین تشعشعات قرار گرفت. او برای سومین بار به یاسوکو پیشنهاد ازدواج داد را واسطه شد، اما پس از چند روز، از شیگه‌ماتسو به خاطر رد شدن توسط خانواده خواستگار احتمالی عذرخواهی کرد. چند روز بعد، «آئونو» که به یاسوکو علاقه داشت، از او خواست تا به آشتی آنها کمک کند.
  • کیسوکه ایشیدا به عنوان یوایچی، یک خلبان سابق کامیکازه است که با یک بمب فوتونی به داخل تانک دشمن می‌پرد. در طول جنگ، او برای کاشت بمب به زیر وسیله نقلیه می خزید، اما غرش تانکی که از بالای سرش عبور می‌کرد، او را دچار آسیب روحی کرد و هر زمان که صدای موتور مشابهی را می‌شنود، خاطرات آن زمان به او بازمی‌گردد و باعث می‌شود بدنش ناخودآگاه حرکت کند. هر بار که اتوبوس یا وسیله نقلیه دیگری با غرش موتورش در جاده جلوی خانه‌اش عبور می‌کند، او فریاد می‌زند «حمله دشمن!» و به جلو می‌خزد و از یک بالش برای نشان دادن بمب فوتونی استفاده می‌کند و سعی می‌کند آن را زیر تانک قرار دهد. او معمولاً مجسمه‌های سنگی را در خانه‌ای مجزا در ملک خود می‌تراشد و شخصیتی مهربان دارد.
  • ماساتو یامادا در نقش تاتسو
  • سانشو شینسویی در نقش نوجیما
  • جونکو هوری به عنوان زن خانواده نوجیما
  • تایجی تونویاما به عنوان روحانی

فیلمبرداری

[ویرایش]

فیلم باران سیاه با به‌کارگیری رئالیسمی مستندگونه برای به تصویر کشیدن خسارات جسمی و عاطفی بمب اتم، خود را متمایز می‌کند. ایمامورا که به خاطر تمرکزش بر افراد به حاشیه رانده شده و تصویرسازی‌های بی‌چون‌وچرا از جامعه ژاپن شناخته می‌شود، با تعهد به اصالت به این پروژه نزدیک شد و آسیب‌های روحی ماندگار هیباکوشا را به تصویر کشید و در عین حال ملودرام آشکار را رد کرد. او در پی تأکید بر جنبه‌های پیش پا افتاده اما عمیقاً انسانی زندگی بازماندگان بود، انتخابی که با فلسفه سینمایی گسترده‌تر او در کاوش زندگی افراد به حاشیه رانده شده اجتماعی همسو است.[۴]

این فیلم به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شده است، یک انتخاب سبکی آگاهانه که نه تنها منعکس کننده فضای تاریخی است، بلکه بر ماهیت خشن و دلهره‌آور روایت نیز تأکید می‌کند. این تصمیم، بر غم‌انگیزی واقعیت بازماندگان تأکید می‌کند و در تضاد با تصاویر واضح تخریب بمب اتمی است که اغلب در آثار دیگر دیده می‌شود. استفادهٔ ایمامورا از تک‌رنگ، هدف او را برای برانگیختن بار تاریخی و عاطفی وقایع منعکس می‌کند.[۵]

مضامین

[ویرایش]

در سراسر فیلم، داستان پیامدهای بمباران هیروشیما با جزئیات گرافیکی به تصویر کشیده شده است، به همراه خاطرات و روایت‌های دست اول قربانیان بمباران اتمی هیروشیما تا روشن شود که سلاح‌های هسته‌ای چقدر می‌توانند برای غیرنظامیان بی‌گناه وحشتناک باشند. یکی از این قربانیان به یاد می‌آورد که «در زمان بمباران سه ساله بوده است. او چیز زیادی به خاطر نمی‌آورد، اما به یاد می‌آورد که محیط اطرافش به طرز کورکننده‌ای سفید شده بود… سپس، تاریکی مطلق. او زنده در زیر خانه دفن شد. صورتش از شکل افتاده بود. او مطمئن بود که مرده است.» این موضوع در صحنه‌ای منعکس شده است که در آن اجساد توسط نوری کورکننده احاطه شده و به دنبال آن رنج غیرقابل تحمل توده مردم به نمایش گذاشته شده است. داستان دیگری از پدر زنی وجود دارد که در انفجار بوده و از بسیاری از همان اثرات طولانی مدت بمب رنج برده است. هم در روایت و هم در فیلم، موهای سر قربانیان می‌ریزد و آنها به آرامی در اثر مسمومیت با تشعشعات می‌میرند.

برخی از روایت‌ها، وحشت محیط اطراف و شرایط اجساد پس از بمباران را توصیف می‌کردند. یوشیرو یاماواکی و برادرانش قصد داشتند به پدرشان که در یک کارخانه کار می‌کرد، سر بزنند. کیفیت هوا هم در داستان شاهد و هم در فیلم وحشتناک توصیف شده است و بوی گوشت گندیده می‌دهد. آنها از کنار اجساد بدشکل زیادی عبور کردند و برخی از آنها «پوستشان درست مثل پوست یک هلوی بیش از حد رسیده کنده می‌شد و چربی سفید زیر آن نمایان می‌شد.» وقتی عموی شخصیت اصلی از ایستگاه قطار خارج می‌شود، اجساد سیاه‌پوست در همه جا دیده می‌شوند و تعداد بی‌شماری دیگر که آنقدر بدشکل شده‌اند که خانواده خودشان حتی نمی‌توانند آنها را تشخیص دهند، که در نهایت با جزئیات دراماتیک، اثرات منفی مادام‌العمر سلاح‌های هسته‌ای بر یک جمعیت را آشکار می‌کند.

تولید

[ویرایش]

در طول تولید، وقتی بازیگر، شوئیچی اوزاوا، در حال فیلمبرداری صحنه‌ای از فیلم بود، به‌طور تصادفی در شالیزار افتاد و دستش شکست و باعث شد فیلمبرداری موقتاً متوقف شود، بنابراین او با گچ روی دستش ظاهر شد، چیزی که در کتاب اصلی به تصویر کشیده نشده است.[۶]

شوهی ایمامورا، کارگردان فیلم، بعداً در مورد پایان فیلم که در آن دختر از تشعشعات رنج می‌برد و دچار توهم می‌شود و دایی اش او را به برکه‌ای می‌برد، اظهار نظر کرد و آن را «صحنه‌ای بسیار زیبا و آرامش‌بخش برای دیدن» خواند. آهنگساز فیلم، تورو تاکمیتسو، از ایمامورا خواست که آن صحنه خاص را طولانی‌تر کند، زیرا آن را بسیار احساسی و تأثیرگذار می‌دانست. با این حال، ایمامورا تصمیم گرفت این توصیه را نپذیرد، زیرا معتقد بود که فیلم نباید بیش از حد احساسی باشد و طولانی‌تر کردن پایان، دقت تاریخی آن را به خطر می‌اندازد.[۷]

بازخورد

[ویرایش]

فیلم باران سیاه با نقدهای عمدتاً مثبتی روبرو شد. راجر ایبرت از فیلم شیکاگو سان-تایمز به آن ۳٫۵ ستاره از ۴ ستاره داد و از فیلمبرداری سیاه و سفید «با بافت زیبا» ی آن تمجید کرد و خاطرنشان کرد که هدف آن ارائه پیام ضد هسته‌ای نبوده، بلکه «فیلمی دربارهٔ چگونگی درونی‌سازی تجربیات بازماندگان آن روز وحشتناک» است.[۸]

جف اندرو، در مطلبی برای تایم اوت (مجله) اظهار داشت که «با وجود تصویر عمدتاً حساس از اتلاف، رنج و ناامیدی، ریتم اغلب سنگین و وقار فیلمنامه، تمایل دارد که در تضاد با درگیری عاطفی عمل کند.»[۹]

لکساندر جاکوبی، محقق سینما، نوعی «سکوت‌گرایی تقریباً یاسوجیرو اوزو مانند» را مشاهده کرد و از فیلم باران سیاه به عنوان نمونه‌ای از ایمامورای «ملایم» در سال‌های پایانی عمرش یاد کرد.[۱۰] دونالد ریچی، تاریخدان سینما، به گرمی، صمیمیت و دلسوزی فیلم اشاره کرد.[۱۱]

باران سیاه توسط مخاطبان به عنوان فیلمی متناقض و غیرقابل پیش‌بینی توصیف شد. استقبال از آن در کشورهای دیگر متفاوت بود، جایی که زیرنویس‌های انگلیسی یا فرانسوی پیام واقعی فیلم را به‌طور دقیق منتقل نمی‌کردند. باشگاه‌های فیلم از باران سیاه برای نمایش این جمله استفاده کرده‌اند: «نئولیبرالیسم کار فوق‌العاده‌ای در متقاعد کردن ما انجام داده است که تاریخ چیزی مربوط به گذشته است که در کتاب‌ها دربارهٔ آن می‌خوانیم. این یک دروغ است. تاریخ دائماً در اطراف ما در حال آشکار شدن است.»[۱۲] نظر مشترک تماشاگران فیلم این است که این فیلم اسرار خشن و پنهان بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی را به نمایش می‌گذارد. بسیاری از مردم غرب در این مدت از واقعیت زندگی مردم ژاپن دور بوده‌اند، این فیلم تصویری از زندگی می‌توانسته باشد را توصیف و به تصویر می‌کشد و فرصتی مناسب برای مشاهده جنبه‌های مختلف زندگی فراهم می‌کند.

جوایز

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. 1 2 "黒い雨 (Black Rain)" (به ژاپنی). بانک اطلاعات فیلم ژاپنی. Retrieved 8 July 2021.
  2. 1 2 3 "黒い雨 (Black Rain)" (به ژاپنی). کینما جونپو. Retrieved 8 July 2021.
  3. "黒い雨 (Black Rain)" (به ژاپنی). kotobank. Retrieved 8 July 2021.
  4. Bergan, Ronald (2006-05-31). "Shohei Imamura". The Guardian (به انگلیسی). ISSN 0261-3077. Retrieved 2024-12-05.
  5. Cavanaugh, Carole (2000), Cavanaugh, Carole; Washburn, Dennis (eds.), "A Working Ideology for Hiroshima: Imamura Shôhei's Black Rain", Word and Image in Japanese Cinema, Cambridge: Cambridge University Press, pp. 250–270, doi:10.1017/cbo9780511570292.013, ISBN 978-0-521-77741-4, retrieved 2024-12-05
  6. "今村昌平監督「黒い雨」ロケの日々つづる絵日記 6月に亡くなった俳優・山田昌さんの遺品に". メ~テレニュース. Retrieved 2024-12-05.
  7. "Japanese film director Shohei Imamura speaks to the World Socialist Web Site". World Socialist Web Site (به انگلیسی). 2000-09-19. Retrieved 2024-12-05.
  8. "Reviews: Black Rain". rogerebert.com. 24 September 1990. Retrieved 8 July 2021.
  9. Pym, John, ed. (1998). Time Out Film Guide. Seventh Edition 1999. London: Penguin Books.
  10. Jacoby, Alexander (2008). Critical Handbook of Japanese Film Directors: From the Silent Era to the Present Day. Berkeley: Stone Bridge Press. p. 67. ISBN 978-1-933330-53-2.
  11. Richie, Donald (2005). A Hundred Years of Japanese Film (Revised ed.). Tokyo, New York, London: Kodansha International. p. 266. ISBN 978-4-7700-2995-9.
  12. Harris, Seth (August 14, 2024). "Movie Review – Black Rain". PopCult Reviews. Retrieved June 27, 2025.
  13. "Festival de Cannes: Black Rain". festival-cannes.com. Retrieved 2009-08-01.