ایمپلنت دندان
| ایمپلنت دندان | |
|---|---|
ایمپلنت دندان تیتانیومی به همراه تاج متصل به آن که برای جایگزینی یک دندان استفاده میشود | |
| ICD-9-CM | 23.5-23.6 |
| سرعنوانهای موضوعی پزشکی | D003757 |

یک کاشت یا ایمپلنت دندان (که همچنین با نامهای ایمپلنت داخل استخوانی یا فیکسچر شناخته میشود) پروتزی است که با استخوان فک یا جمجمه درگیر میشود تا از پروتزهای دندانی مانند روکش، بریج، دندان مصنوعی یا پروتز صورت پشتیبانی کند یا بهعنوان یک تکیهگاه ارتودنتیک عمل نماید. اساس ایمپلنتهای دندانی مدرن، فرایندی بیولوژیکی به نام یکپارچگی استخوانی است که در آن موادی مانند تیتانیوم یا زیرکونیا پیوند محکمی با استخوان برقرار میکنند.[۱] ابتدا فیکسچر ایمپلنت طوری قرار داده میشود که احتمال یکپارچه شدن با استخوان وجود داشته باشد، سپس یک پروتز دندانی به آن اضافه میشود. پیشاز اینکه پروتز دندان (شامل دندان، بریج یا دندان مصنوعی) به ایمپلنت متصل شود یا یک اباتمنت که پروتز دندان یا روکش را نگه میدارد، قرار داده شود، مدت زمان متفاوتی برای بهبود و یکپارچه شدن با استخوان مورد نیاز است.
موفقیت یا شکست ایمپلنتها در درجه اول به ضخامت و سلامت استخوان و بافتهای لثهای اطراف ایمپلنت بستگی دارد،[۲] اما همچنین به وضعیت سلامت فرد دریافتکننده درمان و داروهایی که بر احتمال یکپارچه شدن با استخوان تأثیر میگذارند، وابسته است.[۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰] همچنین میزان فشاری که در طول عملکرد طبیعی بر ایمپلنت و فیکسچر وارد میشود، ارزیابی میشود. برنامهریزی برای تعیین موقعیت و تعداد ایمپلنتها کلید سلامت طولانیمدت پروتز است، زیرا نیروهای بیومکانیکی ایجادشده حین جویدن میتوانند قابل توجه باشند. موقعیت قرارگیری ایمپلنتها با توجه به موقعیت و زاویه دندانهای مجاور، با شبیهسازیهای آزمایشگاهی یا با استفاده از توموگرافی کامپیوتری با شبیهسازیهای CAD/CAM[۱۱][۱۲][۱۳][۱۴] و راهنماهای جراحی به نام استنت تعیین میشود. پیشنیازهای موفقیت طولانیمدت ایمپلنتهای دندانی ادغامشده در استخوان، استخوان و لثه سالم هستند. از آنجایی که هر دو میتوانند پساز کشیدن دندان دچار آتروفی شوند، گاهی اوقات برای بازسازی استخوان و لثه ایدهآل، پروسیجرهای پیشساخت پروتز مانند لیفت سینوس یا پیوند لثه ضروری است. پروتز نهایی میتواند ثابت باشد، که در آن فرد نمیتواند دندان مصنوعی یا دندانها را از دهان خود خارج کند، یا متحرک باشد، که در آن میتواند پروتز را خارج کند. در هر مورد، یک اباتمنت به پایه ایمپلنت متصل میشود. در جایی که پروتز ثابت است، روکش، بریج یا دندان مصنوعی یا با استفاده از پیچهای لگ یا با سیمان دندانپزشکی به اباتمنت متصل میشود. در مواردی که پروتز متحرک است، یک آداپتور مربوطه در پروتز قرار داده میشود تا دو قطعه به هم متصل شوند.
خطرات و عوارض مربوط به درمان ایمپلنت به سه دسته تقسیم میشوند، مواردی که حین جراحی رخ میدهند (مانند خونریزی بیشازحد یا آسیب عصبی، عدم ثبات اولیه کافی)، مواردی که در شش ماه اول رخ میدهند (مانند عفونت و عدم یکپارچه شدن با استخوان) و مواردی که در طولانیمدت رخ میدهند (مانند پریایمپلنتیت و شکستهای مکانیکی). در صورت وجود بافتهای سالم، یک ایمپلنت که بهخوبی جوش خورده باشد و تحت بارهای بیومکانیکی مناسب قرار گیرد، میتواند نرخ بقای ۵ ساله و بالاتر بین ۹۳ تا ۹۸ درصد[۱۵][۱۶][۱۷] و عمر مفید ۱۰ تا ۱۵ ساله برای دندانهای مصنوعی داشته باشد.[۱۸] مطالعات طولانیمدت نشان میدهند که موفقیت (بقای ایمپلنتها بدون عوارض یا نیاز به ترمیم) در یک دوره ۱۶ تا ۲۰ ساله، میان ۵۲٪ تا ۷۶٪ است، در حالی که عوارض در ۴۸٪ از مواقع رخ میدهند.[۱۹][۲۰]
کاربردهای پزشکی
[ویرایش]کاربرد اصلی ایمپلنتهای دندانی، پشتیبانی از پروتزهای دندانی (یعنی دندانهای مصنوعی) است. ایمپلنتهای دندانی مدرن از طریق یک فرایند بیولوژیکی عمل میکنند که در آن استخوان بهطور محکم به سطح مواد خاصی مانند تیتانیوم و برخی سرامیکها جوش میخورد. جوش خوردن ایمپلنت و استخوان میتواند بارهای فیزیکی را برای دههها بدون شکست تحمل کند.[۲۱]: ۱۰۳–۱۰۷
ایالات متحده شاهد افزایش استفاده از ایمپلنتهای دندانی بوده است، بهطوری که این میزان از ۰٫۷٪ بیمارانی که حداقل یک دندان خود را از دست دادهاند (۲۰۰۰–۱۹۹۹) به ۵٫۷٪ (۲۰۱۶–۲۰۱۵) افزایش یافته است و پیشبینی میشود که این میزان در سال ۲۰۲۶ به ۲۶٪ برسد.[۲۲] ایمپلنتها برای جایگزینی دندانهای ازدسترفته (ترمیمهای تک دندان)، دندانهای متعدد یا برای ترمیم قوسهای دندانی بیدندان (پل ثابت متکی بر ایمپلنت، اوردنچر متکی بر ایمپلنت) به کار میروند.[۲۳] در حالی که استفاده از ایمپلنتهای دندانی در ایالات متحده افزایش یافته است، درمانهای دیگری برای از دست دادن دندان وجود دارد.
ایمپلنتهای دندانی همچنین در ارتودنسی برای ایجاد انکوریج (مینیایمپلنتهای ارتودنتیک) استفاده میشوند.[۲۴] ممکن است پیشاز قرار دادن ایمپلنت دندان، درمان ارتودنتیک مورد نیاز باشد. یک حوزه در حال توسعه، استفاده از ایمپلنتها برای نگه داشتن اوبتوراتورها (پروتزهای متحرکی که برای پُر کردن ارتباط میان حفرههای دهان و فک بالا یا بینی به کار میروند) است.[۲۳] پروتزهای صورت، که برای اصلاح بدشکلیهای صورت (مانند موارد ناشی از درمان سرطان یا آسیبدیدگیها) استفاده میشوند، میتوانند از اتصالاتی به ایمپلنتهایی که در استخوانهای صورت قرار داده شدهاند، بهره ببرند.[۲۵] بسته به شرایط، ایمپلنت ممکن است برای نگه داشتن یک پروتز ثابت یا متحرک که جایگزین بخشی از صورت میشود، استفاده شود.[۲۶][۲۷]
ترمیم ایمپلنت تکدندان
[ویرایش]ترمیمهای تکدندانی، واحدهای مستقل و جداگانهای هستند که به دندانها یا ایمپلنتهای دیگر متصل نیستند و برای جایگزینی دندانهای ازدسترفته استفاده میشوند.[۲۳] برای جایگزینی دندان منفرد، ابتدا یک اباتمنت ایمپلنت با استفاده از یک پیچ اباتمنت به ایمپلنت متصل میشود. سپس یک روکش (پروتز دندان) با استفاده از سیمان دندانپزشکی، یک پیچ کوچک، یا با اتصال جوشی در طول ساخت بهصورت یکپارچه با اباتمنت، به آن متصل میشود.[۲۸]: ۲۱۱–۲۳۲ همچنین، به همین ترتیب، از ایمپلنتهای دندانی میتوان برای ثابت نگهداشتن پروتز دندانی جایگزین چندین دندان، به شکل بریج ثابت یا دندان مصنوعی متحرک، استفاده کرد.
شواهد محدودی وجود دارد که نشان میدهد روکشهای تکی متکی بر ایمپلنت در طولانیمدت عملکرد بهتری نسبت به دندان مصنوعی پارشیال ثابت متکی بر دندان دارند. بااینحال، با در نظر گرفتن نسبت مطلوب هزینه به مزیت و میزان بالای بقای ایمپلنت، درمان ایمپلنت دندان استراتژی خط اول برای جایگزینی تکدندان است. ایمپلنتها یکپارچگی دندانهای مجاور ناحیه بیدندان را حفظ میکنند و اثبات شده است که درمان ایمپلنت دندان در طول زمان نسبت به FPDهای متکی بر دندان برای جایگزینی یک دندان ازدسترفته، کمهزینهتر بوده و کارایی بیشتری دارد. عیب اصلی جراحی ایمپلنت دندان، نیاز به انجام یک پروسیجر جراحی است.[۲۹]
بریج ثابت متکی بر ایمپلنت یا بریج متکی بر ایمپلنت
[ویرایش]بریج متکی بر ایمپلنت (یا دندان مصنوعی ثابت)، گروهی از دندانها هستند که به ایمپلنتهای دندانی متصل میشوند، بنابراین کاربر نمیتواند پروتز را از دهان خارج کند. آنها مشابه بریجهای مرسوم هستند، با این تفاوت که پروتز به جای دندانهای طبیعی توسط یک یا چند ایمپلنت پشتیبانی و نگه داشته میشود. بریجها معمولاً به بیش از یک ایمپلنت متصل میشوند و همچنین ممکن است بهعنوان نقاط اتکا به دندانها نیز وصل شوند. بهصورت معمول، تعداد دندانها بیشتر از نقاط اتکا است، دندانهایی که دقیقاً روی ایمپلنتها قرار میگیرند، اباتمنت و دندانهایی که میان اباتمنتها قرار دارند، پونتیک نامیده میشوند. بریجهای متکی بر ایمپلنت، به همان شیوهای که جایگزینی ایمپلنت تکدندانی انجام میشود، به اباتمنتهای ایمپلنت متصل میشوند. بریج ثابت میتواند جایگزین حداقل دو دندان شود (که همچنین با عنوان دندان مصنوعی پارشیال ثابت شناخته میشود) و ممکن است به اندازهای گسترش یابد که جایگزین کل قوس دندانی شود (که همچنین با عنوان دندان مصنوعی کامل ثابت شناخته میشود). در هر دو مورد، گفته میشود که پروتز ثابت است زیرا توسط فرد استفادهکننده از دندان مصنوعی قابل برداشتن نیست.[۲۸]
اوردنچر متکی بر ایمپلنت
[ویرایش]دندان مصنوعی متحرک متکی بر ایمپلنت (همچنین اوردنچر متکی بر ایمپلنت[۳۰]: 31 ) یک پروتز متحرک است که جایگزین دندانها میشود و از ایمپلنتها برای بهبود پشتیبانی، حفظ و ثبات استفاده میکند. آنها اغلب از نوع دندان مصنوعی کامل (برخلاف دندان مصنوعی پارشیال) هستند که برای ترمیم قوسهای دندانی بیدندان استفاده میشوند.[۲۳] پروتز دندان را میتوان با فشار انگشت توسط کاربر از اباتمنتهای ایمپلنت جدا کرد. برای فراهم آوردن این امکان، اباتمنت به شکل یک رابط کوچک (یک دکمه، توپ، میله یا آهنربا) ساخته میشود که میتواند به آداپتورهای مشابه در قسمت زیرین پروتز دندان متصل شود.
مینیایمپلنتهای ارتودنتیک (TAD)
[ویرایش]ایمپلنتهای دندانی در بیماران ارتودنسی برای جایگزینی دندانهای ازدسترفته یا بهعنوان یک دستگاه انکوریج موقت استفاده میشود تا با فراهم کردن یک نقطه اتکای اضافی، حرکت ارتودنسی را تسهیل کنند.[۲۹][۳۱] برای حرکت دندانها، باید نیرویی در جهت حرکت مورد نظر به آنها وارد شود. این نیرو سلولهای رباط پریودنتال را تحریک میکند تا باعث بازسازی استخوان شوند، به این صورت که استخوان را در جهت حرکت دندان برداشته و به فضای ایجادشده اضافه میکنند. به منظور اعمال نیرو بر دندان، به یک نقطه اتکا (چیزی که حرکت نکند) نیاز است. از آنجایی که ایمپلنتها رباط پریودنتال ندارند و تحریک کششی باعث بازسازی استخوان نمیشود، نقاط اتکای ایدهآلی در ارتودنسی محسوب میشوند. معمولاً ایمپلنتهایی که برای حرکت ارتودنسی طراحی میشوند، کوچک هستند و بهطور کامل با استخوان فک جوش نمیخورند، به همین دلیل پساز پایان درمان به راحتی قابل برداشتن هستند.[۳۲] این ایمپلنتها در صورت نیاز به کوتاه کردن طول درمان یا بهعنوان جایگزینی برای انکوریج خارج دهانی استفاده میشوند. مینیایمپلنتها اغلب میان ریشههای دندان قرار میگیرند، اما همچنین ممکن است در سقف دهان قرار گیرند. سپس آنها به یک بریس ثابت متصل میشوند تا به حرکت دندانها کمک کنند.
ایمپلنتهای با قطر کوچک (مینیایمپلنتها)
[ویرایش]معرفی ایمپلنتهای با قطر کوچک، این امکان را برای دندانپزشکان فراهم کرده است که حین ساخت ترمیمهای قطعی، پروتزهای موقت با عملکرد فوری را برای بیماران بیدندان، کامل یا پارشیال فراهم سازند. مطالعات بالینی زیادی در مورد موفقیت استفاده طولانیمدت از این ایمپلنتها انجام شده است. بر اساس یافتههای بسیاری از مطالعات، مینیایمپلنتهای دندانی در کوتاهمدت تا میانمدت (۳ تا ۵ سال) میزان بقای بسیار خوبی را نشان میدهند. بر اساس شواهد موجود، به نظر میرسد که آنها یک روش درمانی جایگزین معقول برای حفظ اوردنچر کامل فک پائین هستند.[۳۳][۳۴]
ترکیب
[ویرایش]یک ایمپلنت مرسوم تیپیکال از یک پیچ تیتانیومی (شبیه ریشه دندان) با سطح زبر یا صاف تشکیل شده است. اکثر ایمپلنتهای دندانی از تیتانیوم خالص تجاری ساخته میشوند که بسته به میزان کربن، نیتروژن، اکسیژن و آهن موجود در چهار گرید موجود است.[۳۵] بیشتر ایمپلنتهای دندانی مدرن، همچنین اغلب دارای سطح بافتدار (از طریق اچینگ، اکسیداسیون آندی یا سابپاشی با واسطههای مختلف) هستند تا مساحت سطح و پتانسیل یکپارچه شدن ایمپلنت با استخوان افزایش یابد.[۳۶]: 55 اگر تیتانیوم CP یا آلیاژ تیتانیوم حاوی بیش از ۸۵٪ تیتانیوم باشد، یک لایه سطحی از جنس اکسید تیتانیوم با سازگاری زیستی با تیتانیوم یا ونیر تشکیل میدهد که دیگر فلزات را در بر میگیرد و از تماس آنها با استخوان پیشگیری میکند.[۳۷]
ایمپلنتهای سرامیکی (مبتنی بر زیرکونیا) بهصورت سیستمهای یکتکه (ترکیب پیچ و اباتمنت) یا دوتکه - اباتمنت میتواند به شکل سیمانی یا پیچی باشد - موجود هستند و ممکن است خطر ابتلا به بیماریهای اطراف ایمپلنت را کاهش دهند، اما دادههای طولانیمدت در مورد میزان موفقیت آنها در دسترس نیست.[۳۸]
تکنیک
[ویرایش]برنامهریزی
[ویرایش]ملاحظات عمومی
[ویرایش]برنامهریزی برای ایمپلنتهای دندانی بر وضعیت سلامت عمومی بیمار، وضعیت سلامت موضعی غشاهای مخاطی و فکها و شکل، اندازه و موقعیت استخوانهای فک، دندانهای مجاور و روبرو تمرکز دارد. شرایط سلامت اندکی وجود دارد که کاملاً مانع از جاگذاری ایمپلنت شود[نیازمند نمونه] و شرایط خاصی وجود دارد که میتواند خطر شکست را افزایش دهد. افرادی که بهداشت دهان ضعیفی دارند، سیگاریهای قهار و دیابتیها، همگی در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به نوعی از بیماری لثه به نام پری-ایمپلنتیت هستند که ایمپلنتها را تحت تأثیر قرار میدهد و احتمال شکست ایمپلنت در طولانیمدت را افزایش میدهد. استفاده طولانیمدت از داروهای استروئیدی، استئوپوروز و دیگر بیماریهایی که بر استخوانها تأثیر میگذارند، میتوانند خطر شکست زودهنگام ایمپلنتها را افزایش دهند.[۲۸]: 199 گفته شده است که پرتودرمانی میتواند بر بقای ایمپلنتها تأثیر منفی بگذارد.[۹][۳۹] با این وجود، یک مطالعه سیستماتیک که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، به این نتیجه رسید که ایمپلنتهای دندانی کاشتهشده در ناحیه تحت رادیاسیون حفره دهان ممکن است میزان بقای بالایی داشته باشند، مشروط بر اینکه بیمار اقدامات بهداشت دهان و پیگیریهای منظم را برای پیشگیری از عوارض رعایت کند.[۴۰]
ملاحظات بیومکانیکی
[ویرایش]موفقیت طولانیمدت ایمپلنتها تا حدودی توسط نیروهایی که باید تحمل کنند، تعیین میشود. از آنجایی که ایمپلنتها رباط پریودنتال ندارند، هنگام گاز زدن هیچ احساس فشاری وجود ندارد، بنابراین نیروهای ایجادشده بالاتر هستند. برای جبران این امر، محل قرارگیری ایمپلنتها باید نیروها را بهطور مساوی در سراسر پروتزهایی که از آنها پشتیبانی میکنند، توزیع نماید.[۴۱]: ۱۵–۳۹ نیروهای متمرکز میتوانند منجر به شکستگی بریج، اجزای ایمپلنت یا از بین رفتن استخوان مجاور ایمپلنت شوند.[۴۲] محل نهایی ایمپلنتها بر اساس عوامل بیولوژیکی (نوع استخوان، ساختارهای حیاتی، سلامت) و مکانیکی تعیین میشود. ایمپلنتهایی که در استخوان ضخیمتر و قویتر مانند استخوان قسمت جلویی فک پایین قرار میگیرند، نسبت به ایمپلنتهایی که در استخوان با تراکم کمتر مانند قسمت پشتی فک بالا قرار میگیرند، میزان شکست کمتری دارند. همچنین افرادی که دندانقروچه میکنند، فشار روی ایمپلنتها را افزایش داده و احتمال شکست آنها را بالا میبرند.[۲۸]: 201–208 [۴۳][۴۴][۴۵][۴۶]
طراحی ایمپلنتها باید به گونهای باشد که یک عمر استفاده واقعی در دهان فرد را در نظر بگیرد. نهادهای نظارتی و صنعت ایمپلنت دندان، مجموعهای از تستهای قابلیت اطمینان را برای تعیین قابلیت اطمینان مکانیکی طولانیمدت ایمپلنتها در دهان فرد ایجاد کردهاند، در این تستها ایمپلنت بهطور مکرر با نیروهای فزاینده (مشابه با نیروی گاز گرفتن) ضربه میخورد تا زمانی که دچار شکست شود.[۴۷] زمانی که نیاز به طرحریزی دقیقتری فراتر از قضاوت بالینی باشد، دندانپزشک پیشاز جراحی یک راهنمای اکریلیک (به نام استنت) میسازد که موقعیت مطلوب ایمپلنت را هدایت میکند. دندانپزشکان بهطور فزایندهای ترجیح میدهند از فکها و هرگونه دندان مصنوعی موجود، سیتیاسکن مخروطی تهیه کرده و سپس جراحی را با استفاده از نرمافزار CAD/CAM برنامهریزی کنند. سپس میتوان استنت را با استفاده از استریولیتوگرافی و به دنبال برنامهریزی کامپیوتری یک مورد بر اساس تصویربرداری سیتیاسکن ساخت. استفاده از سیتیاسکن در موارد پیچیده همچنین به جراح کمک میکند تا ساختارهای حیاتی مانند عصب آلوئولار تحتانی و سینوس را شناسایی و از آسیب به آنها جلوگیری کند.[۴۸][۴۹]: 1199
داروهای بیسفسفونات
[ویرایش]استفاده از داروهای استخوانساز، مانند بیسفسفوناتها و داروهای ضد RANKL، در ارتباط با ایمپلنتها نیاز به توجه ویژه دارد زیرا این داروها با اختلالی به نام استئونکروز فک مرتبط با دارو همراه بودهاند. این داروها تبدیل استخوان را تغییر میدهند، که تصور میشود افراد را هنگام انجام جراحیهای خفیف دهانی در معرض خطر نکروز استخوان قرار میدهد. در دوزهای معمول (مثلاً دوزهایی که برای درمان استئوپوروز روتین استفاده میشوند) تأثیرات داروها ماهها یا سالها باقی میماند اما خطر آن بسیار پائین به نظر میرسد. به دلیل این ماهیت دوگانه، در جامعه دندانپزشکی در خصوص چگونگی مدیریت بهتر خطر استئونکروز فک مرتبط با بیسفسفونات هنگام قرار دادن ایمپلنت، عدم قطعیت وجود دارد. یک بیانیه موضعی در سال ۲۰۰۹ از سوی انجمن جراحان دهان، فک و صورت آمریکا بیان داشت که خطر ابتلا به استئونکروز فک ناشی از درمان خوراکی با دوز پائین (یا تزریقی آهستهرهش) برای هر پروسیجر انجامشده روی فکها (مانند ایمپلنت، کشیدن دندان و غیره) بین ۰٫۰۱ تا ۰٫۰۶ درصد است. این خطر در درمان داخلوریدی، پروسیجرهای انجامشده روی فک پایین، افرادی که مشکلات پزشکی دیگری دارند، افرادی که استروئید مصرف میکنند، افرادی که بیسفسفوناتهای قویتر مصرف میکنند و افرادی که بیش از سه سال این دارو را مصرف کردهاند، بیشتر است. این بیانیه موضعی، کاشت ایمپلنت در افرادی که برای مراقبت از سرطان، درمان داخلوریدی با دوز بالا یا با فرکانس بالا دریافت میکنند را توصیه نمیکند. در غیر این صورت، بهطور کلی میتوان ایمپلنتها را جاگذاری کرد[۵۰] و به نظر نمیرسد استفاده از بیسفسفوناتها بر بقای ایمپلنت تأثیر بگذارد.[۵۱] با تجویز پنتوکسیفیلین و توکوفرول، هم پیشاز جراحی و هم پساز جراحی، میتوان اقدامات احتیاطی بیشتری انجام داد.[۵۲] علاوهبر این، بیمارانی که بیسفسفونات مصرف میکنند، در مقایسه با بیمارانی که این دسته از داروها را مصرف نمیکنند، با خطر بیشتری برای شکست ایمپلنت مواجه هستند.[۵][۶]
روشهای اصلی جراحی
[ویرایش]جاگذاری ایمپلنت
[ویرایش]بیشتر سیستمهای ایمپلنت پنج مرحله اساسی برای جاگذاری هر ایمپلنت دارند:[۲۸]: ۲۱۴–۲۲۱
- «کنار زدن بافت نرم»: برشی روی تاج استخوان ایجاد میشود که لثه ضخیمتر متصل را تقریباً به دو نیم تقسیم میکند تا ایمپلنت نهایی یک نوار ضخیم از بافت در اطراف خود داشته باشد. لبههای بافت، که هر کدام بهعنوان یک فلپ شناخته میشوند، به عقب رانده میشوند تا استخوان نمایان شود. جراحی بدون فلپ یک تکنیک جایگزین است که در آن به جای بالا بردن فلپها، یک پانچ کوچک از بافت (به قطر ایمپلنت) برای جاگذاری ایمپلنت برداشته میشود.
- «دریل کردن با سرعت بالا»: پساز کنار زدن بافت نرم و در صورت لزوم استفاده از راهنمای جراحی یا استنت، حفرههای اولیه با متههای دقیق و با سرعت بسیار کنترلشده ایجاد میشوند تا از سوختگی یا نکروز فشاری استخوان پیشگیری شود.
- «دریل کردن با سرعت پائین»: حفره اولیه با استفاده از متههایی که به تدریج عریضتر میشوند (معمولاً بین سه تا هفت مرحله دریل کردن متوالی، بسته به عرض و طول ایمپلنت) گسترش مییابد. دقت میشود که استئوبلاستها یا سلولهای استخوانی در اثر حرارت بیشازحد، آسیب نبینند. اسپری خنککننده سالین یا آب، دما را پائین نگه میدارد.
- «جاگذاری ایمپلنت»: پیچ ایمپلنت قرار داده میشود و میتواند خودرو (self-tapping) باشد؛[۴۹]: ۱۰۰–۱۰۲ در غیر این صورت، محل آمادهشده با یک آنالوگ ایمپلنت رزوه میشود. سپس ایمپلنت با استفاده از یک آچار کنترل گشتاور[۵۳] با یک گشتاور دقیق در جای خود پیچ میشود تا فشار بیشازحدی به استخوان اطراف وارد نشود (استخوان تحت بار اضافی میتواند از بین برود، وضعیتی به نام استئونکروز که ممکن است منجر به شکست در یکپارچهسازی کامل ایمپلنت یا اتصال آن به استخوان فک شود).
- «سازگاری بافت»: لثه در اطراف کل ایمپلنت تطابق داده میشود تا یک نوار ضخیم از بافت سالم در اطراف اباتمنت در حال ترمیم ایجاد کند. در مقابل، ایمپلنت میتواند «مدفون» شود، به این صورت که قسمت بالای ایمپلنت با یک پیچ پوششی مهروموم شده و بافت لثه بسته میشود تا آن را کاملاً بپوشاند. سپس یک پروسیجر جراحی دوم برای برداشتن پوشش ایمپلنت در تاریخ بعدی لازم خواهد بود.
زمانبندی ایمپلنت پس از کشیدن دندان
[ویرایش]رویکردهای متفاوتی برای قرار دادن ایمپلنتهای دندانی پس از کشیدن دندان وجود دارد.[۵۴] این رویکردها عبارتند از:
- جاگذاری ایمپلنت بلافاصله پس از کشیدن دندان.
- جاگذاری ایمپلنت به تأخیر افتاده بلافاصله پس از کشیدن دندان (دو هفته تا سه ماه پس از کشیدن).
- ایمپلنت دیرهنگام (سه ماه یا بیشتر پس از کشیدن دندان).
یک استراتژی فزاینده برای حفظ استخوان و کاهش زمان درمان شامل قرار دادن یک ایمپلنت دندانی در محل کشیدن دندان اخیر میشود. از یک سو، این روش زمان درمان را کوتاهتر میکند و میتواند زیبایی ظاهری را بهبود بخشد زیرا پوشش بافت نرم حفظ میشود. از سوی دیگر، ایمپلنتها ممکن است نرخ شکست اولیه کمی بالاتری داشته باشند. با این وجود، نتیجهگیری در مورد این موضوع دشوار است، زیرا مطالعات کمی ایمپلنتهای فوری و تأخیری را به شیوهای علمی دقیق مقایسه کردهاند.[۵۴]
جراحی یکمرحلهای در مقابل دو مرحلهای
[ویرایش]پس از جاگذاری ایمپلنت، اجزای داخلی آن با یک اباتمنت ترمیمی یا یک پیچ پوششی پوشانده میشوند. یک اباتمنت ترمیمی از مخاط عبور میکند و مخاط اطراف در انطباق با آن شکل میگیرد. پیچ پوششی همسطح با سطح ایمپلنت دندان است و به گونهای طراحی شده است که کاملاً توسط مخاط پوشانده شود. پس از یک دوره ادغام، یک جراحی دوم برای کنار زدن مخاط و قرار دادن یک اباتمنت ترمیمی مورد نیاز است.[۵۵]: ۱۹۰–۱
در مراحل اولیه توسعه ایمپلنت (۱۹۷۰–۱۹۹۰) سیستمهای ایمپلنت از رویکرد دو مرحلهای استفاده میکردند، با این باور که این روش شانس بقای اولیه ایمپلنت را افزایش میدهد. پژوهشهای بعدی نشان میدهد که هیچ تفاوتی در بقای ایمپلنت میان جراحیهای یکمرحلهای و دو مرحلهای وجود نداشته است، و انتخاب اینکه آیا ایمپلنت در مرحله اول جراحی «مدفون» شود یا خیر، به یک دغدغه در مدیریت بافت نرم (لثه) تبدیل شده است.[۵۶] هنگامی که بافت ناکافی، کممایه یا به دلیل از دست دادن دندانها، استخوان مجاور یا لثه آسیب دیده باشد، ایمپلنتها قرار داده میشوند و اجازه داده میشود تا استخوانیابی انجام دهند، سپس سطح صاف لثه بهصورت جراحی در اطراف اباتمنتهای در حال ترمیم قرار داده میشود. نقطه ضعف تکنیک دو مرحلهای، نیاز به جراحی اضافی و اختلال در گردش خون بافت به دلیل جراحیهای مکرر است.[۵۷]: ۹–۱۲ انتخاب یک یا دو مرحلهای بودن اکنون بر چگونگی بازسازی بهینه بافتهای نرم اطراف دندانهای ازدسترفته متمرکز است.
پروسیجرهای تکمیلی برای تقویت استخوان ناکافی در محل ایمپلنت
[ویرایش]برای اینکه یک ایمپلنت استخوانیابی کند، نیاز است که توسط مقدار سالمی از استخوان احاطه شود. برای بقای طولانیمدت، نیاز است که یک پوشش ضخیم و سالم از بافت نرم (لثه) در اطراف آن وجود داشته باشد. شایع است که کمبود استخوان یا بافت نرم به اندازهای باشد که جراح نیاز به بازسازی آن، پیش از یا در حین جاگذاری ایمپلنت داشته باشد.[۴۹]: 1084 تمام تکنیکهای تقویت استخوان آلوئولار در آمادهسازی برای جاگذاری ایمپلنت، تهاجمی هستند و با درجهای از عوارض همراه میباشند.[۵۸]
بازسازی بافت سخت (استخوان)
[ویرایش]پیوند استخوان در صورت کمبود استخوان ضروری است. همچنین با افزایش میزان بقای ایمپلنت و کاهش میزان تحلیل استخوان حاشیهای، به تثبیت ایمپلنت کمک میکند.[۵۹] در حالی که همیشه انواع جدیدی از ایمپلنت، مانند ایمپلنتهای کوتاه، و تکنیکهایی برای ایجاد تطابق وجود دارد، یک هدف درمانی کلی داشتن حداقل ۱۰ میلیمتر (۰٫۳۹ اینچ) ارتفاع و ۶ میلیمتر (۰٫۲۴ اینچ) عرض استخوان است. بهطور جایگزین، نقصهای استخوانی از A تا D درجهبندی میشوند (A=۱۰+ میلیمتر استخوان، B=۹–۷ میلیمتر، C=۶–۴ میلیمتر و D=۳–۰ میلیمتر) که در آن احتمال استخوانیابی ایمپلنت با درجه استخوان مرتبط است.[۶۰]: 250
برای دستیابی به عرض و ارتفاع کافی استخوان، تکنیکهای مختلف پیوند استخوان توسعه یافتهاند. متداولترین روش مورد استفاده، پیوند استخوان هدایت شده نام دارد که در آن، یک نقص با استفاده از استخوان طبیعی (برداشتهشده از بدن خود فرد یا اتوگرافت) یا آلوگرافت (استخوان اهدایی یا جایگزین استخوان مصنوعی) پر میشود، سپس با یک غشای نیمهتراوا پوشانده شده و به آن اجازه داده میشود تا بهبود یابد. در طول مرحله بهبودی، استخوان طبیعی جایگزین پیوند میشود و یک پایه استخوانی جدید برای ایمپلنت تشکیل میدهد.[۵۵]: 223
سه روش رایج عبارتند از:[۶۰]: 236
- لیفت سینوس
- افزایش عرض جانبی آلوئولار (افزایش عرض یک ناحیه)
- افزایش عمودی آلوئولار (افزایش ارتفاع یک ناحیه)
روشهای دیگر، تهاجمیتر، نیز برای نقصهای استخوانی بزرگتر وجود دارند، از جمله جابجایی عصب آلوئولار تحتانی برای امکان قرارگیری یک فیکسچر، پیوند استخوان رویی با استفاده از تاج ایلیاک یا منبع بزرگ دیگری از استخوان و پیوند استخوان عروقی که در آن منبع خونرسانی به استخوان همراه با استخوان منبع پیوند زده شده و دوباره به منبع خونرسانی محلی متصل میشود.[۴۱]: ۵–۶ تصمیم نهایی در مورد بهترین تکنیک پیوند استخوان، بر اساس ارزیابی میزان تحلیل عمودی و افقی استخوان موجود اتخاذ میشود که هر کدام به سه دسته خفیف (۲–۳ میلیمتر تحلیل)، متوسط (۴–۶ میلیمتر تحلیل) یا شدید (بیش از ۶ میلیمتر تحلیل) طبقهبندی میشوند.[۶۱]: 17 رویآوری ارتودنسی یا توسعه محل ایمپلنت ارتودنسی میتواند در موارد منتخب برای افزایش عمودی/افقی استخوان آلوئولار مورد استفاده قرار گیرد.[۶۲]
بازسازی بافت نرم (لثه)
[ویرایش]لثه اطراف یک دندان دارای یک نوار ۲–۳ میلیمتری از مخاط متصل به رنگ صورتی روشن و بسیار محکم است، و سپس یک ناحیه تیرهتر و بزرگتر از مخاط غیرمتصل که به داخل گونهها تا میخورد. هنگام جایگزینی یک دندان با ایمپلنت، برای حفظ سلامت ایمپلنت در طولانیمدت، به یک باند محکم و متصل از لثه نیاز است. این امر بهویژه در مورد ایمپلنتها مهم است زیرا خونرسانی در لثه اطراف ایمپلنت ناپایدارتر است و از نظر تئوری به دلیل اتصال طولانیتر به ایمپلنت نسبت به دندان (یک عرض زیستی طولانیتر) بیشتر در معرض آسیب قرار دارد.[۶۳]: ۶۲۹–۶۳۳
وقتی یک نوار کافی از بافت متصل وجود نداشته باشد، میتوان آن را با یک پیوند بافت نرم بازسازی کرد. چهار روش برای پیوند بافت نرم وجود دارد. یک رول از بافت مجاور یک ایمپلنت (که به آن رول پالاتال گفته میشود) میتواند به سمت لب (باکال) حرکت داده شود، لثه از کام میتواند پیوند زده شود، بافت همبند عمیقتر از کام میتواند پیوند زده شود یا، هنگامی که یک قطعه بزرگتر از بافت نیاز است، یک زائده بافتی مبتنی بر یک رگ خونی در کام (که فلپ بافت همبند-پریوستیال بینوضعیتی عروقیشده نامیده میشود) میتواند به ناحیه مورد نظر منتقل شود.[۵۷]: ۱۱۳–۱۸۸ ماتریسهای کلاژن زنوژنیک برای تقویت لثه پس از کاشت دندان استفاده میشوند.[۶۴][۶۵]
علاوه بر این، برای اینکه یک ایمپلنت از نظر زیبایی مطلوب به نظر برسد، به یک نوار کامل و برجسته از لثه نیاز است تا فضای دو طرف ایمپلنت را پر کند. شایعترین عارضه بافت نرم، مثلث سیاه نامیده میشود، که در آن پاپیلا (قطعه مثلثی کوچک بافت بین دو دندان) به عقب جمع میشود و یک فضای خالی مثلثی بین ایمپلنت و دندانهای مجاور ایجاد میکند. دندانپزشکان فقط میتوانند انتظار ۲–۴ میلیمتر ارتفاع پاپیلا روی استخوان زیرین را داشته باشند. اگر فاصله بین محل تماس دندانها و استخوان بیشتر از این باشد، میتوان انتظار یک مثلث سیاه را داشت.[۴۹]: ۸۱–۸۴
تکنیک تغییر محل ایمپلنت ارتودنتیک
[ویرایش]تحلیل استخوان آلوئولار یک عارضه جانبی شایع پس از خارج کردن دندان (کشیدن) به دلیل پوسیدگی شدید دندان، تروما یا عفونت است که جاگذاری ایمپلنت دندان را محدود میکند. افزایش استخوان با جراحی با محدودیتهایی مانند هزینه بالا، رد یا شکست پیوند استخوان، درد، عفونت و اضافه شدن ۶ تا ۱۲ ماه به زمان درمان تا بلوغ پیوند همراه است. در مقایسه با جراحی افزایش حجم استخوان تهاجمی، حرکت دندان ارتودنتیک این ظرفیت را دارد که ریج آلوئولار ناقص را بازسازی کرده و حجم استخوان کافی را برای جاگذاری ایمپلنت ایجاد نماید. این روش بهویژه هنگام ترمیم یک یا دو دندان ازدسترفته با ایمپلنت مفید است؛ با این حال، تکنیک تغییر محل ایمپلنت ارتودنتیک[۶۶][۶۷] تنها زمانی قابل استفاده است که یک ناحیه بیدندان در مجاورت دندانهای سالم وجود داشته باشد که بتوان آن را بهصورت ارتودنتیک به محل بیدندان منتقل کرد و حجم استخوان سالمی را برای جاگذاری ایمپلنت ایجاد کرد.[۶۸]
حرکت دندان ارتودنتیک میتواند استخوان جدید ایجاد کند.[۶۹] این به دلیل رشتههای رباط پریودنتال (PDL) است که دندانها را احاطه کرده و به استخوان آلوئولار متصل است، رشتههای کشیده شده در PDL استئوبلاستها را برای رسوبدهی استخوان آلوئولار جدید تحریک میکنند. برای مثال، رویش اجباری ارتودنتیک دندانهای بیامید میتواند استخوان را بهصورت عمودی افزایش دهد و میزان پیوند استخوان مورد نیاز قبل از جاگذاری ایمپلنت را حذف یا کاهش دهد.[۷۰] بهطور مشابه، در جایی که یک ناحیه بیدندان با کمبود استخوان وجود دارد، امکانپذیر است که دندانهای سالم مجاور به این ناحیه حرکت داده شوند، فضای بیدندان را ببندند و همزمان یک محل ایمپلنت با استخوان کافی در مجاورت جایی که در ابتدا برای جاگذاری ایمپلنت برنامهریزی شده بود، ایجاد کنند.[۷۱][۷۲][۷۳]
بهبودی
[ویرایش]
مرحله پروتز زمانی آغاز میشود که ایمپلنت به خوبی یکپارچه شده باشد (یا اطمینان معقولی مبنی بر یکپارچه شدن آن وجود داشته باشد) و یک اباتمنت برای عبور آن از مخاط قرار داده شده باشد. حتی در صورت بارگذاری زودهنگام (کمتر از سه ماه)، بسیاری از دندانپزشکان، دندانهای موقت را تا زمان تأیید استخوانیابی قرار میدهند. مرحله پروتزی ترمیم ایمپلنت به همان اندازه که جراحی به تخصص فنی نیاز دارد، به دلیل ملاحظات بیومکانیکی، بهویژه هنگامی که قرار است چندین دندان ترمیم شوند، نیازمند تخصص فنی است. دندانپزشک برای بازگرداندن بُعد عمودی اکلوژن، زیبایی لبخند و یکپارچگی ساختاری دندانها تلاش خواهد کرد تا نیروهای وارده بر ایمپلنتها بهطور یکنواخت توزیع شوند.[۲۸]: ۲۴۱–۲۵۱
زمان بهبودی
[ویرایش]گزینههای مختلفی برای زمان اتصال دندانها به ایمپلنتهای دندانی وجود دارد،[۷۴] که به موارد زیر طبقهبندی میشوند:
- پروسیجر بارگذاری فوری.
- بارگذاری زودهنگام (یک هفته تا دوازده هفته).
- بارگذاری تأخیری (بیش از سه ماه)
برای اینکه یک ایمپلنت بهطور دائم پایدار شود، بدن باید استخوان را تا سطح ایمپلنت رشد دهد (استخوانیابی). بر اساس این فرایند بیولوژیک، تصور میشد که بارگذاری ایمپلنت در طول دوره استخوانیابی منجر به حرکتی خواهد شد که از استخوانیابی جلوگیری میکند و در نتیجه میزان شکست ایمپلنت را افزایش میدهد. در نتیجه، سه تا شش ماه زمان یکپارچهسازی (بسته به عوامل مختلف) پیش از قرار دادن دندانها روی ایمپلنتها (ترمیم آنها) مجاز شمرده شد.[۲۸] با این حال، تحقیقات بعدی نشان میدهد که پایداری اولیه ایمپلنت در استخوان، عامل تعیینکننده مهمتری برای موفقیت یکپارچهسازی ایمپلنت است، تا یک دوره زمانی خاص برای التیام. در نتیجه، زمان مجاز برای التیام معمولاً بر اساس تراکم استخوانی که ایمپلنت در آن قرار میگیرد و تعداد ایمپلنتهای متصل به هم تعیین میشود، نه یک دوره زمانی یکنواخت. هنگامی که ایمپلنتها میتوانند گشتاور بالا (۳۵ نیوتنسانتیمتر) را تحمل کنند و به ایمپلنتهای دیگر متصل شده باشند، هیچ تفاوت معناداری در بقای طولانیمدت ایمپلنت یا تحلیل استخوان بین ایمپلنتهایی که بلافاصله، در سه ماهگی یا در شش ماهگی بارگذاری میشوند، وجود ندارد.[۷۴] نتیجه این است که ایمپلنتهای تکی، حتی در استخوان محکم، برای به حداقل رساندن خطر شکست اولیه، به یک دوره بدون بار نیاز دارند.[۷۵]
دندانهای تکی، بریجها و دندانهای مصنوعی ثابت
[ویرایش]یک اباتمنت بسته به کاربرد آن انتخاب میشود. در بسیاری از موارد تاج تکی و دندانهای مصنوعی پارشیال ثابت (بریج)، از اباتمنتهای سفارشی استفاده میشود. یک قالب از قسمت بالای ایمپلنت با دندانها و لثه مجاور گرفته میشود. سپس یک لابراتوار دندانپزشکی بهطور همزمان یک اباتمنت و یک تاج میسازد. اباتمنت روی ایمپلنت قرار میگیرد، یک پیچ از میان اباتمنت عبور میکند تا آن را به رزوه داخلی روی ایمپلنت محکم کند. انواع دیگری از این روش نیز وجود دارد، مثلاً زمانی که اباتمنت و بدنه ایمپلنت یک تکه هستند یا زمانی که از یک اباتمنت استاندارد (پیشساخته) استفاده میشود. اباتمنتهای سفارشی را میتوان به صورت دستی، به شکل یک قطعه فلزی ریختهگری شده یا به صورت سفارشی از فلز یا زیرکونیا تراش داد، که همه این روشها نرخ موفقیت مشابهی دارند.[۴۹]: 1233
پلتفرم بین ایمپلنت و اباتمنت میتواند صاف (تکیهگاه) یا مخروطیشکل باشد. در اباتمنتهای مخروطی، یقه اباتمنت درون ایمپلنت قرار میگیرد که باعث اتصال قویتر بین ایمپلنت و اباتمنت و مهر و موم بهتر در برابر ورود باکتری به بدنه ایمپلنت میشود. برای بهبود مهر و موم لثه در اطراف یقه اباتمنت، از یک یقه باریکشده روی اباتمنت استفاده میشود که به آن تعویض پلتفرم گفته میشود. ترکیب تناسب مخروطی و تعویض پلتفرم در مقایسه با اباتمنتهای تخت، شرایط پریودنتال بلندمدت نسبتاً بهتری ایجاد میکند.[۷۶][۷۷]
صرف نظر از جنس یا تکنیک اباتمنت، سپس از اباتمنت قالب گرفته میشود و یک تاج با سیمان دندانی روی اباتمنت محکم میشود. یکی دیگر از انواع مدل اباتمنت/تاج، زمانی است که تاج و اباتمنت یک تکه هستند و پیچ از هر دو عبور میکند تا ساختار یک تکه را به رزوه داخلی روی ایمپلنت محکم کند. به نظر نمیرسد از نظر موفقیت، هیچ مزیتی بین پروتزهای سیمانشونده در مقابل پیچشونده وجود داشته باشد، اگرچه اعتقاد بر این است که دومی نگهداری آسانتری دارد (و هنگام شکستن پروتز تعویض آن راحتتر است) و اولی عملکرد زیبایی بالایی ارائه میدهد.[۴۹]: 1233
پروسیجرهای پروتز برای دندان مصنوعی متحرک
[ویرایش]هنگامی که از دندان مصنوعی متحرک استفاده میشود، نگهدارندههایی که دندان مصنوعی را در جای خود ثابت نگه میدارند، میتوانند بهصورت سفارشی ساخته شوند یا بهصورت اباتمنتهای از پیش طراحیشده (استاندارد) باشند. وقتی از نگهدارندههای سفارشی استفاده میشود، چهارپایه ایمپلنت یا بیشتر قرار داده میشود و قالبی از ایمپلنتها گرفته میشود، سپس لابراتوار دندانپزشکی یک میله فلزی سفارشی با اتصالات لازم جهت ثابت نگه داشتن دندان مصنوعی در جای خود میسازد. با استفاده از اتصالات متعدد و استفاده از اتصالات نیمهدقیق (مانند یک پین با قطر کوچک که از طریق دندان مصنوعی به سمت میله فشار میآورد) میتوان گیر قابل توجهی ایجاد کرد، این امر امکان حرکت دندان مصنوعی را بسیار کم یا حذف میکند، اما در عین حال امکان خارج کردن آن را فراهم میسازد.[۳۰]: ۳۳–۳۴ بااینحال، همان چهار ایمپلنت که به گونهای زاویهدار کاشته شدهاند که نیروهای اکلوژال را توزیع کنند، ممکن است بتوانند یک دندان مصنوعی ثابت را با هزینهها و تعداد پروسیجرهای مشابه، بهطور بیخطر در جای خود محکم نگه دارند و به استفادهکننده از دندان مصنوعی، یک راهحل ثابت ارائه دهند.[۷۸]
از طرف دیگر، از اباتمنتهای استاندارد برای نگه داشتن دندانهای مصنوعی با استفاده از یک آداپتور نر متصل به ایمپلنت و یک آداپتور ماده درون دندان مصنوعی استفاده میشود. دو نوع شایع آداپتورها، نگهدارنده مدل گوی و کاسه و آداپتور مدل دکمه هستند. این نوع اباتمنتهای استاندارد، در مقایسه با دندانهای مصنوعی متداول، امکان حرکت دندان مصنوعی را فراهم میکنند، اما در عین حال، به اندازه کافی در دهان میمانند تا کیفیت زندگی دارندگان دندان مصنوعی را بهبود بخشند.[۷۹] صرفنظر از نوع آداپتور، قسمت مادگی آداپتور که در دندان مصنوعی قرار میگیرد، نیاز به تعویض دورهای خواهد داشت، بااینحال به نظر نمیرسد تعداد و نوع آداپتور بر رضایت بیمار از پروتز برای گزینههای مختلف متحرک تأثیر بگذارد.[۸۰]
نگهداری
[ویرایش]پس از قرار دادن، ایمپلنتها نیاز به تمیز کردن (مشابه دندانهای طبیعی) با یک جرمگیر پریودنتال برای حذف هرگونه پلاک دارند. به دلیل خونرسانی ضعیفتر به لثه، باید در استفاده از نخ دندان احتیاط کرد. ایمپلنتها با سرعتی مشابه دندانهای طبیعی در دهان دچار تحلیل استخوان میشوند (برای مثال اگر کسی بیماری پریودنتال داشته باشد، یک ایمپلنت میتواند تحت تأثیر اختلال مشابهی قرار گیرد) اما در غیر این صورت، ماندگار خواهند بود. انتظار میرود که پرسلن روی تاجها تقریباً هر ده سال تغییر رنگ دهد، بشکند یا نیاز به ترمیم داشته باشد، اگرچه بر اساس موقعیت قرارگیری تاجها در دهان، نیروهای وارده از دندانهای مقابل و جنس ماده ترمیمی، تفاوت قابل توجهی در طول عمر تاجهای دندانی وجود دارد. در مواردی که از ایمپلنتها برای نگه داشتن یک دندان مصنوعی کامل استفاده میشود، بسته به نوع اتصالات، لازم است که این رابطها هر یک تا دو سال تعویض یا بازسازی شوند.[۴۱]: 76 همچنین ممکن است برای تمیز کردن اطراف ایمپلنتها، استفاده از شوینده دهان مفید باشد.[۸۱]
همان انواع تکنیکهایی که برای تمیز کردن دندانها استفاده میشوند، برای حفظ بهداشت اطراف ایمپلنتها نیز توصیه میشوند و میتوانند به صورت دستی یا حرفهای انجام شوند.[۸۲] نمونههایی از این موارد میتواند استفاده از مسواکهای نرم یا مسواکهای بین دندانی با روکش نایلونی باشد.[۸۲] یک نکته مهم در طول درمان حرفهای این است که ابزارهای فلزی ممکن است به سطح فلزی ایمپلنت یا اباتمنت آسیب برسانند که میتواند منجر به کلونیزاسیون باکتریایی شود.[۸۲] برای جلوگیری از این امر، ابزارهای مخصوصی با طراحی خاص وجود دارند که از پلاستیک سخت یا لاستیک ساخته شدهاند. علاوهبر این، نشان داده شده است که شستوشو (دو بار در روز) با دهانشویههای آنتیمیکروبیال مفید است.[۸۲] هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد یک نوع ماده آنتیمیکروبی بهتر از نوع دیگر است.[۸۲]
پریایمپلنتیت وضعیتی است که ممکن است به دلیل باکتری، پلاک یا طراحی نامناسب در اطراف ایمپلنتها رخ دهد و شیوع آن در حال افزایش است.[۸۲][۸۳][۸۴] این بیماری به عنوان یک وضعیت برگشتپذیر به نام موکوزیت پریایمپلنت آغاز میشود، اما در صورت عدم درمان میتواند به پریایمپلنتیت تبدیل شود که منجر به شکست ایمپلنت میشود.[۸۳][۸۲] افراد تشویق میشوند در مورد بهداشت دهان و نگهداری از ایمپلنتها با دندانپزشک خود مشورت کنند.[۸۲][۸۳][۸۴] در صورت بروز پریایمپلنتیت، مداخلات مختلفی مانند دبریدمان مکانیکی، شستوشوی آنتیمیکروبیال و آنتیبیوتیکها وجود دارد. همچنین میتوان از جراحیهایی مانند دبریدمان با فلپ باز برای از بین بردن باکتریها، ارزیابی/صاف کردن سطح ایمپلنت یا ضدعفونی کردن سطح ایمپلنت استفاده کرد.[۸۳] شواهد کافی برای تعیین بهترین مداخله در مورد پریایمپلنتیت وجود ندارد.[۸۳]
خطرات و عوارض
[ویرایش]در حین جراحی
[ویرایش]جاگذاری ایمپلنتهای دندانی یک پروسیجر جراحی است و خطرات معمول جراحی از جمله عفونت، خونریزی بیشازحد و نکروز فلپ بافت اطراف ایمپلنت را به همراه دارد. ساختارهای آناتومیک مجاور، مانند عصب آلوئولار تحتانی، سینوس فکی و رگهای خونی، نیز میتوانند هنگام ایجاد استئوتومی یا جاگذاری ایمپلنت آسیب ببینند.[۸۵][۸۶] حتی زمانی که پوشش سینوس فکی توسط یک ایمپلنت سوراخ میشود، سینوزیت طولانیمدت نادر است.[۸۷][۸۸] ناتوانی در قرار دادن ایمپلنت در استخوان برای ایجاد ثبات ایمپلنت (که به آن ثبات اولیه ایمپلنت گفته میشود) خطر شکست در استخوانیابی را افزایش میدهد.[۴۱]: 68
شش ماه اول
[ویرایش]ثبات اولیه ایمپلنت
[ویرایش]ثبات اولیه ایمپلنت به ثبات ایمپلنت دندان بلافاصله پس از کاشت اشاره دارد. ثبات ایمپلنت پیچ تیتانیومی در بافت استخوانی بیمار پس از جراحی را میتوان به صورت غیرتهاجمی با استفاده از آنالیز فرکانس تشدید ارزیابی کرد. ثبات اولیه کافی ممکن است امکان بارگذاری فوری با بازسازی پروتز را فراهم سازد، اگرچه بارگذاری زودهنگام خطر بالاتری از شکست ایمپلنت را نسبت به بارگذاری متداول به همراه دارد.[۸۹]
اهمیت ثبات اولیه ایمپلنت به تدریج با بازسازی بافت استخوانی اطراف ایمپلنت در هفتههای اول پس از جراحی کاهش مییابد و منجر به ثبات ثانویه میشود. ثبات ثانویه با تثبیت اولیه متفاوت است، زیرا نتیجه فرایند مداوم بازسازی استخوان در داخل ایمپلنت (استخوانیابی) است. هنگامی که این فرایند بهبودی کامل شود، ثبات مکانیکی اولیه به ثبات بیولوژیکی تبدیل میشود. ثبات اولیه تا زمانی که بازسازی استخوان، حمایت مکانیکی و بیولوژیکی ایمپلنت را به حداکثر برساند، برای موفقیت کاشت بسیار مهم است. بازسازی معمولاً در طول ۳–۴ هفته پس از کاشت رخ میدهد. ثبات اولیه ناکافی، یا تحرک اولیه زیاد ایمپلنت، میتواند منجر به شکست شود.
خطرات فوری پس از جراحی
[ویرایش]شکست در یکپارچهسازی
[ویرایش]یک ایمپلنت بین هفتههای ۸ تا ۲۴ آزمایش میشود تا مشخص شود که آیا یکپارچه شده است یا خیر. تنوع قابل توجهی در معیارهای مورد استفاده برای تعیین موفقیت ایمپلنت وجود دارد، رایجترین معیارهای ذکر شده در سطح ایمپلنت عبارتند از: عدم وجود درد، تحرک، عفونت، خونریزی لثه، شفافیت رادیوگرافی یا تحلیل استخوان پریایمپلنت بیش از ۱٫۵ میلیمتر.[۹۱] موفقیت ایمپلنت دندان به مهارت جراح،[۹۲] کیفیت و کمیت استخوان موجود در محل،[۲] و بهداشت دهان بیمار بستگی دارد، اما مهمترین عامل ثبات اولیه ایمپلنت است.[۹۳] در حالی که در میزان عدم موفقیت ایمپلنتها در یکپارچهسازی (به دلیل عوامل خطر فردی) تفاوت قابل توجهی وجود دارد، مقادیر تقریبی ۱ تا ۶ درصد است.[۴۱]: 68 [۷۴] شکست یکپارچهسازی نادر است، بهویژه اگر دستورالعملهای دندانپزشک یا جراح دهان توسط بیمار به دقت رعایت شود. ایمپلنتهای با بارگذاری فوری ممکن است نرخ شکست بالاتری داشته باشند، احتمالاً به دلیل بارگذاری بلافاصله پس از تروما یا کشیدن دندان، اما این تفاوت با مراقبت و نگهداری مناسب کاملاً در محدوده واریانس آماری برای این نوع روش قرار دارد. اغلب، شکست استخوانیابی زمانی رخ میدهد که بیمار یا برای دریافت ایمپلنت بیشازحد ناسالم باشد یا درگیر رفتاری شود که با بهداشت مناسب دندانی مغایرت داشته باشد، از جمله سیگار کشیدن[۹۴][۹۵][۹۶] یا مصرف مواد مخدر.
بلندمدت
[ویرایش]عوارض بلندمدتی که از ترمیم دندان با ایمپلنت ناشی میشود، مستقیماً به عوامل خطر بیمار و فناوری مربوط میشود. خطراتی مرتبط با زیبایی وجود دارد، از جمله خط لبخند بالا، کیفیت نامطلوب لثه و از بین رفتن پاپیلاها، مشکل در تطابق شکل دندانهای طبیعی که ممکن است نقاط تماس نابرابر یا اشکال غیرمعمول داشته باشند، استخوان ازدسترفته، تحلیلرفته یا شکلگیری نامناسب آن، انتظارات غیرواقعی بیمار یا بهداشت ضعیف دهان و دندان. این خطرات میتوانند مربوط به عوامل بیومکانیکی باشند، در مواردی که هندسه ایمپلنتها از دندانها به روشی مشابه دندانهای طبیعی حمایت نمیکند، مانند زمانی که امتدادهای کانتیلیور وجود دارد، تعداد ایمپلنتها کمتر از ریشهها باشد یا دندانها از ایمپلنتهایی که از آنها پشتیبانی میکنند، بلندتر باشند (یک نسبت تاج به ریشه ضعیف). به همین ترتیب، ساییدن دندانها، کمبود استخوان یا استفاده از ایمپلنتهایی با قطر کم، خطر بیومکانیکی را افزایش میدهند.[۹۷]: ۲۷–۵۱ در نهایت، خطرات تکنولوژیکی وجود دارد، که طی آن خود ایمپلنتها میتوانند به دلیل شکستگی یا از دست دادن گیر نسبت به دندانهایی که قرار است از آنها پشتیبانی کنند، شکست بخورند.[۹۷]: ۲۷–۵۱
فراتر از احتمال شکست مکانیکی[۹۸] که ممکن است به دلیل تناسب ضعیف پروتز، ساییدگی و پارگی یا اقدامات ناشی از کاربر مانند براکسیسم باشد، ایمپلنتهای دندانی نیز در معرض موکوزیت پریایمپلنت و پریایمپلنتیت هستند، جایی که بافت لثه و توده استخوانی اطراف ایمپلنت جذب میشوند و ایمپلنت به تدریج شل میشود و باید خارج شود.[۹۹][۱۰۰] علاوه بر این، اگرچه تیتانیوم بهطور کلی توسط بدن به خوبی تحمل میشود، مواردی گزارش شده است که تجمع ذرات تیتانیوم آزادشده توسط ایمپلنت ممکن است باعث ایجاد پاسخ التهابی سیستمیک شود.[۱۰۱] از آنجا که هیچ مینای دندانی روی یک ایمپلنت وجود ندارد، برخلاف دندانهای طبیعی به دلیل حفرهها از بین نمیرود. در حالی که مطالعات بلندمدت در مقیاس بزرگ اندک هستند، چندین مرور سیستماتیک بقای بلندمدت (پنج تا ده سال) ایمپلنتهای دندانی را بسته به کاربرد بالینی آنها، ۹۳–۹۸ درصد تخمین میزنند.[۱۵][۱۶][۱۷] در طول توسعه اولیه دندانهای نگهدارنده ایمپلنت، همه تاجها با پیچ به دندانها متصل میشدند، اما پیشرفتهای اخیر این امکان را فراهم کرده است که تاجها با سیمان دندانی روی اباتمنتها قرار داده شوند (شبیه به قرار دادن یک تاج روی دندان). این امر باعث ایجاد پتانسیلی شده است که سیمانی که در طول سیمانکاری از زیر تاج خارج میشود، در لثه گیر کند و باعث پریایمپلنتیت شود (تصویر زیر را ببینید). اگرچه این عارضه میتواند رخ دهد، اما به نظر نمیرسد که در مقایسه با تاجهای پیچشونده، هیچ پریایمپلنتیت اضافی در تاجهای سیمانشونده وجود داشته باشد.[۱۰۲]
در ایمپلنتهای مرکب (ایمپلنتهای دو مرحلهای)، بین خود ایمپلنت و ساختار فوقانی (اباتمنت) شکافها و حفرههایی وجود دارد که باکتریها میتوانند از حفره دهان به آنها نفوذ کنند. بعداً این باکتریها به بافت مجاور بازمیگردند و میتوانند باعث پریایمپلنتیت شوند. معیارهای موفقیت پروتز دندانی متکی بر ایمپلنت از مطالعهای به مطالعه دیگر متفاوت است، اما میتوان آن را بهطور کلی به شکستهای ناشی از ایمپلنت، بافتهای نرم یا اجزای پروتز یا عدم رضایت بیمار طبقهبندی کرد. رایجترین معیارهای ذکر شده برای موفقیت عبارتند از: عملکرد حداقل پنج ساله در غیاب درد، تحرک، شفافیت رادیوگرافی و تحلیل استخوان پریایمپلنت بیش از ۱٫۵ میلیمتر روی ایمپلنت، عدم وجود چرک یا خونریزی در بافتهای نرم و وقوع عوارض فنی/نگهداری پروتز، عملکرد کافی و زیبایی در پروتز. علاوه بر این، بیمار در حالت ایدهآل باید عاری از درد، بیحسی، قادر به جویدن و چشیدن باشد و از زیبایی ظاهری راضی باشد.[۹۱]
میزان عوارض بر اساس کاربرد ایمپلنت و نوع پروتز متفاوت است و در زیر فهرست شدهاند:
ایمپلنتهای تاج تکی (۵ ساله)
[ویرایش]- بقای ایمپلنت: ۹۶٫۸ درصد[۱۰۳]
- بقای تاج: فلز-سرامیک: ۹۵٫۴ درصد؛ تمام سرامیک: ۹۱٫۲ درصد؛ نرخ تجمعی شکستگی ونیر سرامیکی یا اکریلیک: ۴٫۵ درصد[۱۰۳]
- پریایمپلنتیت: ۹٫۷ درصد[۱۰۳] تا ۴۰ درصد[۱۰۴]
- موکوزیت پریایمپلنت: ۵۰ درصد[۱۰۴]
- شکستگی ایمپلنت: ۰٫۱۴ درصد[۱۰۳]
- شل شدن پیچ یا اباتمنت: ۱۲٫۷ درصد[۱۰۳]
- شکستگی پیچ یا اباتمنت: ۰٫۳۵ درصد[۱۰۳]
دندانهای مصنوعی کامل ثابت
[ویرایش]- تحلیل عمودی پیشرونده استخوان، اما همچنان دارای عملکرد (پریایمپلنتیت): ۸٫۵ درصد[۱۷]
- شکست پس از سال اول: ۵ درصد در پنج سال، ۷ درصد در ده سال[۱۷]
- بروز شکستگی ونیر در:
- ۵ سال: ۱۳٫۵[۱۷] تا ۳۰٫۶ درصد،[۱۸]
- ۱۰ سال: ۵۱٫۹ درصد (۳۲٫۳ تا ۷۵٫۵ درصد با یک فاصله اطمینان ۹۵ درصدی)[۱۸]
- ۱۵ سال: ۶۶٫۶ درصد (۴۴٫۳ تا ۸۶٫۴ درصد با یک فاصله اطمینان ۹۵ درصدی)[۱۸]
- بروز شکستگی فریم در ۱۰ سال: ۶ درصد (۲٫۶ تا ۹٫۳ درصد با یک فاصله اطمینان ۹۵ درصدی)[۱۸]
- بروز نقص زیبایی در ۱۰ سال: ۶٫۱ درصد (۲٫۴ تا ۹٫۷ درصد با یک فاصله اطمینان ۹۵ درصدی)[۱۸]
- شل شدن پیچ پروتز: ۵ درصد در طول پنج سال[۱۷] تا ۱۵ درصد در طول ده سال[۱۸]
شایعترین عارضه، شکستگی یا سایش ساختار دندان است، به ویژه بیش از ده سال[۱۷][۱۸] که در آن دندانهای مصنوعی ثابت ساختهشده از فلز-سرامیک در مقایسه با آنهای ساختهشده از طلا-اکریلیک، بقای ده ساله به میزان قابل توجهی بالاتری دارند.[۱۷]
دندانهای مصنوعی متحرک (اوردنچرها)
[ویرایش]تاریخچه
[ویرایش]



شواهد باستانشناختی نشان میدهد که انسانها هزاران سال است که سعی در جایگزینی دندانهای ازدسترفته با ایمپلنتهای ریشهای شکل داشتهاند. بقایای چین باستان (که قدمت آنها به ۴۰۰۰ سال پیش بازمیگردد) دارای میخهای بامبوی کندهکاریشدهای هستند که به استخوان کوبیده شدهاند تا جایگزین دندانهای ازدسترفته شوند، و بقایای ۲۰۰۰ ساله از مصر باستان نیز دارای میخهایی به همین شکل ساختهشده از فلزات گرانبها هستند. برخی از مومیاییهای مصری دارای دندانهای پیوندی انسان یافت شدهاند و در موارد دیگر، دندانهایی از عاج.[۲۱]: 26 [۱۰۶][۱۰۷] اتروسکها اولین پونتیکها را با استفاده از نوارهای طلای منفرد در اوایل ۶۳۰ قبل از میلاد و شاید حتی زودتر تولید کردند.[۱۰۸][۱۰۹] ویلسون پوپنو و همسرش در سال ۱۹۳۱، در محوطهای در هندوراس که قدمت آن به ۶۰۰ پس از میلاد میرسد، آرواره پایینی یک زن جوان مایایی را یافتند که سه دندان پیشین آن با قطعاتی از صدفهای دریایی، شکل داده شده به تقلید دندان، جایگزین شده بود.[۱۱۰] رشد استخوان در اطراف دو مورد از ایمپلنتها، و تشکیل جرم دندان، نشان میدهد که آنها علاوه بر زیبایی، کاربردی نیز بودهاند. این قطعه در حال حاضر بخشی از مجموعه استخوانشناسی موزه باستانشناسی و قومشناسی پیبادی در دانشگاه هاروارد است.[۲۱][۱۰۶]
در دوران مدرن، یک ایمپلنت کپی دندان در اوایل سال ۱۹۶۹ گزارش شد، اما آنالوگ دندان از جنس پلیمتاکریلات به جای اینکه استخوانیابی شود، توسط بافت نرم محصور شده بود.[۱۱۱]
اوایل قرن بیستم شاهد تعدادی ایمپلنت ساختهشده از مواد مختلف بود. یکی از اولین ایمپلنتهای موفق، سیستم ایمپلنت گرینفیلد در سال ۱۹۱۳ بود.[۱۱۲] ایمپلنت گرینفیلد، یک ایمپلنت ایریدیوپلاتین متصل به یک تاج طلا، شواهدی از استخوانیابی را نشان داد و چندین سال دوام آورد.[۱۱۲] اولین استفاده از تیتانیوم به عنوان یک ماده قابل کاشت توسط بوت، بیتون و داونپورت در سال ۱۹۴۰ انجام شد، که مشاهده کردند استخوان چقدر به پیچهای تیتانیومی نزدیک رشد کرده و در خارج کردن آنها چقدر مشکل داشتند.[۱۱۳] بوت و همکارانش اولین پژوهشگرانی بودند که آنچه را که بعداً استخوانیابی نامیده میشود (نامی که بعدها توسط پر-اینگوار برنمارک به بازار عرضه شد) توصیف کردند. در سال ۱۹۵۱، گوتلیب لونتال میلههای تیتانیومی را در خرگوشها کاشت.[۱۱۴] نتایج مثبت لونتال او را به این باور رساند که تیتانیوم فلز ایدهآلی برای جراحی است.[۱۱۴]
در دهه ۱۹۵۰، تحقیقاتی در دانشگاه کمبریج در انگلستان دربارهٔ جریان خون در موجودات زنده در حال انجام بود. این پژوهشگران روشی برای ساخت یک محفظه از تیتانیوم ابداع کردند که سپس در بافت نرم گوش خرگوشها جاسازی میشد. در سال ۱۹۵۲، جراح ارتوپدی سوئدی، پر-اینگوار برنمارک، علاقهمند به مطالعه بهبودی و بازسازی استخوان بود. در طول زمان پژوهش خود در دانشگاه لوند، او «محفظه گوش خرگوش» طراحی شده در کمبریج را برای استفاده در استخوان ران خرگوش به کار گرفت. پس از مطالعه، او تلاش کرد این محفظههای گرانقیمت را از خرگوشها بازیابی کند و دریافت که قادر به خارج کردن آنها نیست. برنمارک مشاهده کرد که استخوان به قدری به تیتانیوم نزدیک رشد کرده است که عملاً به فلز چسبیده است. برنمارک مطالعات بیشتری در مورد این پدیده، با استفاده از سوژههای حیوانی و انسانی انجام داد که همه این ویژگی منحصربهفرد تیتانیوم را تأیید کردند.[۱۱۵] لئونارد لینکو، در دهه ۱۹۵۰، یکی از اولین کسانی بود که ایمپلنتهای تیتانیوم و دیگر فلزات را در استخوانهای فک قرار داد. سپس دندانهای مصنوعی به این قطعات فلزی متصل شدند.[۱۱۶] در سال ۱۹۶۵، برنمارک اولین ایمپلنت دندانی تیتانیومی خود را در یک داوطلب انسانی قرار داد. او شروع به کار در دهان کرد زیرا برای مشاهدات مستمر در دسترستر بود و نرخ بالای دندانهای از دست رفته در جمعیت عمومی، سوژههای بیشتری برای مطالعه گسترده ارائه میداد. او چسبندگی بالینی مشاهده شده استخوان با تیتانیوم را «استخوانیابی» نامید.[۶۳]: 626 از آن زمان، ایمپلنتها به سه نوع اساسی تکامل یافتهاند:
- «ایمپلنتهای ریشهایشکل»: رایجترین نوع ایمپلنت که برای همه کاربردها نشان داده شده است. درون نوع ریشهای ایمپلنت، تقریباً ۱۸ واریان وجود دارد که همه از تیتانیوم ساخته شدهاند اما با اشکال و بافتهای سطحی مختلف. شواهد محدودی نشان میدهد که ایمپلنتهایی با سطوح نسبتاً صاف کمتر از ایمپلنتهایی با سطوح زبرتر مستعد پریایمپلنتیت هستند و هیچ مدرکی نشان نمیدهد که نوع خاصی از ایمپلنت دندانی موفقیت بلندمدت برتری دارد.[۱۱۷]
- «ایمپلنت زیگوماتیک»: یک ایمپلنت بلند که میتواند با عبور از سینوس فکی به استخوان گونه متصل شود تا یک دندان مصنوعی کامل بالایی را در صورت عدم وجود استخوان حفظ کند. در حالی که ایمپلنتهای زیگوماتیک یک رویکرد نوآورانه به از دست دادن شدید استخوان در فک بالا ارائه میدهند، از نظر عملکردی هیچ مزیتی نسبت به پیوند استخوان نشان ندادهاند اگرچه ممکن است بسته به اندازه بازسازی مورد نیاز، گزینه کمتر تهاجمیای ارائه دهد.[۱۱۸][۱۱۹] خطر کوچکی از عوارض پس از جراحی، مانند سینوزیت، عفونت بافت نرم، پارستزی و فیستولهای دهانی-آنتورال وجود دارد.[۱۲۰][۱۲۱]
- «ایمپلنتهای با قطر کوچک»: ایمپلنتهایی با قطر کم با ساختار یکتکه (ایمپلنت و اباتمنت) هستند که گاهی اوقات برای نگهداری دندان مصنوعی[۳۴] یا لنگر ارتودنسی استفاده میشوند.[۳۱]
جستارهای وابسته
[ویرایش]واژهنامه
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- ↑ "Dental Materials | AMERICAN ELEMENTS®". www.americanelements.com (به انگلیسی). Retrieved 2025-11-12.
- 1 2 Chrcanovic, Bruno; Albrektsson, Tomas; Wennerberg, Ann (May 2017). "Bone Quality and Quantity and Dental Implant Failure: A Systematic Review and Meta-analysis". The International Journal of Prosthodontics. 30 (3): 219–237. doi:10.11607/ijp.5142. PMID 28319206.
- ↑ Chrcanovic, Bruno; Kisch, Jenö; Albrektsson, Tomas; Wennerberg, Ann (September 2017). "Intake of Proton Pump Inhibitors Is Associated with an Increased Risk of Dental Implant Failure". The International Journal of Oral & Maxillofacial Implants. 32 (5): 1097–1102. doi:10.11607/jomi.5662. PMID 28632255.
- ↑ Chrcanovic, B.R.; Kisch, J.; Albrektsson, T.; Wennerberg, A. (June 2017). "Is the intake of selective serotonin reuptake inhibitors associated with an increased risk of dental implant failure?". International Journal of Oral and Maxillofacial Surgery (به انگلیسی). 46 (6): 782–788. doi:10.1016/j.ijom.2017.01.016. PMID 28222946.
- 1 2 Chrcanovic BR, Albrektsson T, Wennerberg A (2016-03-24). "Bisphosphonates and dental implants: A meta-analysis". Quintessence International. 47 (4): 329–342. doi:10.3290/j.qi.a35523. PMID 26824084.
- 1 2 Sulaiman, Nabaa; Fadhul, Fadi; Chrcanovic, Bruno Ramos (2023-09-05). "Bisphosphonates and Dental Implants: A Systematic Review and Meta-Analysis". Materials (به انگلیسی). 16 (18): 6078. Bibcode:2023Mate...16.6078S. doi:10.3390/ma16186078. ISSN 1996-1944. PMC 10532755. PMID 37763356.
- ↑ Chrcanovic, B.R.; Albrektsson, T.; Wennerberg, A. (September 2014). "Diabetes and Oral Implant Failure: A Systematic Review". Journal of Dental Research (به انگلیسی). 93 (9): 859–867. doi:10.1177/0022034514538820. ISSN 0022-0345. PMC 4541101. PMID 24928096.
- ↑ Al Ansari, Yasmin; Shahwan, Halime; Chrcanovic, Bruno Ramos (2022-04-29). "Diabetes Mellitus and Dental Implants: A Systematic Review and Meta-Analysis". Materials (به انگلیسی). 15 (9): 3227. Bibcode:2022Mate...15.3227A. doi:10.3390/ma15093227. ISSN 1996-1944. PMC 9105616. PMID 35591561.
- 1 2 Chrcanovic, Bruno Ramos; Albrektsson, Tomas; Wennerberg, Ann (March 2016). "Dental implants in irradiated versus nonirradiated patients: A meta-analysis". Head & Neck (به انگلیسی). 38 (3): 448–481. doi:10.1002/hed.23875. ISSN 1043-3074. PMID 25242560.
- ↑ Chrcanovic, Bruno Ramos; Albrektsson, Tomas; Wennerberg, Ann (April 2016). "Dental Implants in Patients Receiving Chemotherapy: A Meta-Analysis". Implant Dentistry (به انگلیسی). 25 (2): 261–271. doi:10.1097/ID.0000000000000388. ISSN 1056-6163. PMID 26910184.
- ↑ Chrcanovic, BR; de Carvalho Machado, V; Gjelvold, B (2016-05-23). "Immediate implant placement in the posterior mandible: A cone beam computed tomography study". Quintessence International. 47 (6): 505–514. doi:10.3290/j.qi.a36008. PMID 27092357.
- ↑ Botermans, Anna; Lidén, Anna; de Carvalho Machado, Vinícius; Chrcanovic, Bruno Ramos (2021-12-14). "Immediate Implant Placement in the Maxillary Aesthetic Zone: A Cone Beam Computed Tomography Study". Journal of Clinical Medicine (به انگلیسی). 10 (24): 5853. doi:10.3390/jcm10245853. ISSN 2077-0383. PMC 8708737. PMID 34945150.
- ↑ Kanewoff, Emmy; Alhallak, Reem; de Carvalho Machado, Vinícius; Chrcanovic, Bruno Ramos (2024-03-27). "Immediate implant placement in the anterior mandible: a cone beam computed tomography study". BMC Oral Health (به انگلیسی). 24 (1). doi:10.1186/s12903-024-04111-1. ISSN 1472-6831. PMC 10976817. PMID 38539122.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Najm, Ali; Bihorac, Amer; de Carvalho Machado, Vinícius; Chrcanovic, Bruno Ramos (2025). "Immediate implant placement in the premolar maxillary area: a cone-beam computed tomography study". Journal of Periodontal & Implant Science (به انگلیسی). 55 (1): 72–84. doi:10.5051/jpis.2303580179. ISSN 2093-2278. PMC 11885869. PMID 39439105.
{{cite journal}}: Check|pmc=value (help); Check|pmid=value (help) - 1 2 Papaspyridakos P, Mokti M, Chen CJ, Benic GI, Gallucci GO, Chronopoulos V (October 2014). "Implant and prosthodontic survival rates with implant fixed complete dental prostheses in the edentulous mandible after at least 5 years: a systematic review". Clinical Implant Dentistry and Related Research. 16 (5): 705–17. doi:10.1111/cid.12036. PMID 23311617.
- 1 2 Berglundh T, Persson L, Klinge B (2002). "A systematic review of the incidence of biological and technical complications in implant dentistry reported in prospective longitudinal studies of at least 5 years". Journal of Clinical Periodontology. 29 (Suppl 3): 197–212, discussion 232–3. doi:10.1034/j.1600-051X.29.s3.12.x. PMID 12787220.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Pjetursson BE, Thoma D, Jung R, Zwahlen M, Zembic A (October 2012). "A systematic review of the survival and complication rates of implant-supported fixed dental prostheses (FDPs) after a mean observation period of at least 5 years". Clinical Oral Implants Research. 23 (Suppl 6): 22–38. doi:10.1111/j.1600-0501.2012.02546.x. PMID 23062125.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Bozini T, Petridis H, Garefis K, Garefis P (2011). "A meta-analysis of prosthodontic complication rates of implant-supported fixed dental prostheses in edentulous patients after an observation period of at least 5 years". The International Journal of Oral & Maxillofacial Implants. 26 (2): 304–18. PMID 21483883.
- ↑ Simonis P, Dufour T, Tenenbaum H (July 2010). "Long-term implant survival and success: a 10-16-year follow-up of non-submerged dental implants". Clinical Oral Implants Research. 21 (7): 772–7. doi:10.1111/j.1600-0501.2010.01912.x. PMID 20636731.
- ↑ Chappuis V, Buser R, Brägger U, Bornstein MM, Salvi GE, Buser D (December 2013). "Long-term outcomes of dental implants with a titanium plasma-sprayed surface: a 20-year prospective case series study in partially edentulous patients". Clinical Implant Dentistry and Related Research. 15 (6): 780–90. doi:10.1111/cid.12056. PMID 23506385.
- 1 2 3 Misch, Carl E (2007). Contemporary Implant Dentistry. St. Louis, Missouri: Mosby Elsevier.
- ↑ Elani HW, Starr JR, Da Silva JD, Gallucci GO (December 2018). "Trends in Dental Implant Use in the U.S. , 1999-2016, and Projections to 2026". Journal of Dental Research (به انگلیسی). 97 (13): 1424–1430. doi:10.1177/0022034518792567. PMC 6854267. PMID 30075090.
- 1 2 3 4 Palmer, R. (2008). A clinical guide to implants in dentistry. Palmer, Paul J. , Howe, Leslie C. , British Dental Association. (2nd ed.). London: British Dental Association. ISBN 978-0-904588-92-7. OCLC 422757942.
- ↑ Rooz, Dr (2023-02-11). "Orthodontic treatment & Dental implant in Sammamish". Modern Orthodontic Clinic in Sammamish & Bellevue (به انگلیسی). Retrieved 2025-11-12.
- ↑ Sinn DP, Bedrossian E, Vest AK (May 2011). "Craniofacial implant surgery". Oral and Maxillofacial Surgery Clinics of North America. 23 (2): 321–35, vi–vii. doi:10.1016/j.coms.2011.01.005. PMID 21492804.
- ↑ Arcuri MR (April 1995). "Titanium implants in maxillofacial reconstruction". Otolaryngologic Clinics of North America. 28 (2): 351–63. doi:10.1016/S0030-6665(20)30549-1. PMID 7596615.
- ↑ Chrcanovic, Bruno Ramos; Nilsson, Johanna; Thor, Andreas (October 2016). "Survival and complications of implants to support craniofacial prosthesis: A systematic review". Journal of Cranio-Maxillofacial Surgery (به انگلیسی). 44 (10): 1536–1552. doi:10.1016/j.jcms.2016.07.030. PMID 27591092.
- 1 2 3 4 5 6 7 Branemark, Per-Ingvar; Zarb, George (1989). Tissue-integrated prostheses (in English). Berlin, German: Quintessence Books. ISBN 978-0-86715-129-9.
- 1 2 Malet, Jacques (2018). Implant dentistry at a glance. Mora, Francis, Bouchard, Philippe (Second ed.). Hoboken, NJ: John Wiley & Sons. ISBN 978-1-119-29263-0. OCLC 1021055256.
- 1 2 Jokstad, Asbjorn, ed. (2009). Osseointegration and Dental Implants (in English). John Wiley & Sons. ISBN 978-0-8138-0474-3.
- 1 2 Chen Y, Kyung HM, Zhao WT, Yu WJ (March 2009). "Critical factors for the success of orthodontic mini-implants: a systematic review". American Journal of Orthodontics and Dentofacial Orthopedics. 135 (3): 284–91. doi:10.1016/j.ajodo.2007.08.017. PMID 19268825.
- ↑ Lee SL (2007). Applications of orthodontic mini implants. Hanover Park, Illinois: Quintessence Publishing Co, Inc. pp. 1–11. ISBN 978-0-86715-465-8.
- ↑ Brandt, Robert; Hollis, Scott; Ahuja, Swati; Adatrow, Pradeep; Balanoff, William (2012). "Short-term objective and subjective evaluation of small-diameter implants used to support and retain mandibular prosthesis". The Journal of the Tennessee Dental Association. 92 (1): 34–38, quiz 38–39. ISSN 0040-3385. PMID 22870551.
- 1 2 Mohammadi, Morteza; Baker, Emad; Chrcanovic, Bruno Ramos (2025-03-01). "Clinical and radiographic outcomes of mini-implant-retained maxillary and mandibular overdentures: a systematic review and meta-analysis". Clinical Oral Investigations (به انگلیسی). 29 (3). doi:10.1007/s00784-025-06242-3. ISSN 1436-3771. PMC 11872979. PMID 40024990.
{{cite journal}}: Check|pmc=value (help); Check|pmid=value (help); Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Arturo N. Natali (ed.) (2003). "Dental Biomechanics". Taylor & Francis, London / New York, 273 pp. , شابک ۹۷۸−۰−۴۱۵−۳۰۶۶۶−۹, pp. 69–87.
- ↑ Reza M (2007). Nanomaterials and Nanosystems for Biomedical Applications [Mozafari] (in English). SpringerLink: Springer e-Books. ISBN 978-1-4020-6289-6.
- ↑ Guo CY, Matinlinna JP, Tang AT (2012). "Effects of surface charges on dental implants: past, present, and future". International Journal of Biomaterials. 2012. doi:10.1155/2012/381535. PMC 3472554. PMID 23093962.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Cionca N, Hashim D, Mombelli A (February 2017). "Zirconia dental implants: where are we now, and where are we heading?". Periodontology 2000. 73 (1): 241–258. doi:10.1111/prd.12180. PMID 28000266.
- ↑ Shugaa-Addin B, Al-Shamiri HM, Al-Maweri S, Tarakji B (April 2016). "The effect of radiotherapy on survival of dental implants in head and neck cancer patients". Journal of Clinical and Experimental Dentistry. 8 (2): e194-200. doi:10.4317/jced.52346. PMC 4808316. PMID 27034761.
- ↑ Smith Nobrega A, Santiago JF, de Faria Almeida DA, Dos Santos DM, Pellizzer EP, Goiato MC (December 2016). "Irradiated patients and survival rate of dental implants: A systematic review and meta-analysis". The Journal of Prosthetic Dentistry. 116 (6): 858–866. doi:10.1016/j.prosdent.2016.04.025. hdl:11449/162230. PMID 27460315.
- 1 2 3 4 5 6 7 Branemark PI, Worthington P, eds. (1992). Advanced osseointegration surgery: applications in the maxillofacial region (in english). Carol Stream, Illinois: Quintessence Books. ISBN 978-0-86715-242-5.
- ↑ Pallaci, Patrick (1995). Optimal implant positioning and soft tissue management for the Branemark system (in english). Germany: Quintessence Books. pp. 21–33. ISBN 978-0-86715-308-8.
- ↑ Chrcanovic, Bruno Ramos; Albrektsson, Tomas; Wennerberg, Ann (October 2015). "Bruxism and Dental Implants: A Meta-Analysis". Implant Dentistry (به انگلیسی). 24 (5): 505–516. doi:10.1097/ID.0000000000000298. ISSN 1056-6163. PMID 26218253.
- ↑ Chrcanovic, B.R.; Kisch, J.; Albrektsson, T.; Wennerberg, A. (November 2016). "Bruxism and dental implant failures: a multilevel mixed effects parametric survival analysis approach". Journal of Oral Rehabilitation (به انگلیسی). 43 (11): 813–823. doi:10.1111/joor.12431. ISSN 0305-182X. PMID 27611304.
- ↑ Chrcanovic, Bruno Ramos; Kisch, Jenö; Albrektsson, Tomas; Wennerberg, Ann (July 2017). "Bruxism and dental implant treatment complications: a retrospective comparative study of 98 bruxer patients and a matched group". Clinical Oral Implants Research (به انگلیسی). 28 (7): e1–e9. doi:10.1111/clr.12844. ISSN 0905-7161. PMID 27009853.
- ↑ Häggman-Henrikson, Birgitta; Ali, David; Aljamal, Mustafa; Chrcanovic, Bruno Ramos (January 2024). "Bruxism and dental implants: A systematic review and meta-analysis". Journal of Oral Rehabilitation (به انگلیسی). 51 (1): 202–217. doi:10.1111/joor.13567. ISSN 0305-182X. PMID 37589382.
- ↑ Center for Devices and Radiological Health. "Guidance for Industry and FDA Staff - Class II Special Controls Guidance Document: Root-form Endosseous Dental Implants and Endosseous Dental Abutments". www.fda.gov (به انگلیسی). Archived from the original on 2009-07-10. Retrieved 2025-11-12.
- ↑ Spector L (October 2008). "Computer-aided dental implant planning". Dental Clinics of North America. 52 (4): 761–75, vi. doi:10.1016/j.cden.2008.05.004. PMID 18805228.
- 1 2 3 4 5 6 Lindhe J, Lang NP, Karring T, eds. (2008). Clinical Periodontology and Implant Dentistry 5th edition (in English). Oxford, UK: Blackwell Munksgaard. ISBN 978-1-4051-6099-5.
- ↑ Ruggiero SL, Dodson TB, Assael LA, Landesberg R, Marx RE, Mehrotra B (May 2009). "American Association of Oral and Maxillofacial Surgeons position paper on bisphosphonate-related osteonecrosis of the jaws--2009 update". Journal of Oral and Maxillofacial Surgery. 67 (5 Suppl): 2–12. doi:10.1016/j.joms.2009.01.009. PMID 19371809.
- ↑ Kumar MN, Honne T (December 2012). "Survival of dental implants in bisphosphonate users versus non-users: a systematic review". The European Journal of Prosthodontics and Restorative Dentistry. 20 (4): 159–62. PMID 23495556.
- ↑ Somay, Efsun; Yilmaz, Busra; Topkan, Erkan; Pehlivan, Berrin; Selek, Ugur (11 April 2023). "Radiotherapy and Dental Implant Applications in Patients with Head and Neck Cancer". Advancements in Cancer Research. Exon Publications: 117–131. doi:10.36255/radiotherapy-dental-implants-head-neck-cancer. ISBN 978-0-645-33209-4. PMID 37756422.
- ↑ McCracken MS, Mitchell L, Hegde R, Mavalli MD (January 2010). "Variability of mechanical torque-limiting devices in clinical service at a US dental school". Journal of Prosthodontics. 19 (1): 20–4. doi:10.1111/j.1532-849X.2009.00524.x. PMID 19765196.
- 1 2 Esposito M, Grusovin MG, Polyzos IP, Felice P, Worthington HV (2010). "Timing of implant placement after tooth extraction: immediate, immediate-delayed or delayed implants? A Cochrane systematic review" (PDF). European Journal of Oral Implantology. 3 (3): 189–205. PMID 20847990. Archived from the original (PDF) on 2014-03-26.
- 1 2 Peterson LJ, Miloro M (2004). Peterson's Principles of Oral and Maxillofacial Surgery, 2nd Edition. PMPH-USA.
- ↑ Esposito M, Grusovin MG, Chew YS, Coulthard P, Worthington HV (2009). "One-stage versus two-stage implant placement. A Cochrane systematic review of randomised controlled clinical trials". European Journal of Oral Implantology. 2 (2): 91–9. PMID 20467608.
- 1 2 Sclar, Anthony (2003). Soft tissue and esthetic considerations in implant dentistry (in english). Carol Stream, Illinois: Quintessence Books. ISBN 978-0-86715-354-5.
- ↑ Herford, A.S.; Dean, J.S. (2011). "Complications in Bone Grafting". Oral and Maxillofacial Surgery Clinics of North America. 23 (3): 2433–442. doi:10.1016/j.coms.2011.04.004. PMID 21622007.
- ↑ Ramanauskaite, Ausra; Borges, Tiago; Almeida, Bruno Leitão; Correia, Andre (July 2019). "Dental Implant Outcomes in Grafted Sockets: a Systematic Review and Meta-Analysis". Journal of Oral & Maxillofacial Research. 10 (3). doi:10.5037/jomr.2019.10308. ISSN 2029-283X. PMC 6788428. PMID 31620270.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - 1 2 Buser, Daniel; Schenk, Robert K (1994). Guided bone regeneration in implant dentistry (in english). Hong Kong: Quintessence Books. ISBN 978-0-86715-249-4.
- ↑ Laskin, Daniel (2007). Decision making in oral and maxillofacial surgery. Chicago: Quintessence Pub. Co. ISBN 978-0-86715-463-4.
- ↑ Borzabadi-Farahani A, Zadeh HH (2016). "Orthodontic Therapy in Implant Dentistry: Orthodontic Implant Site Development". In Tolstunov L (ed.). Vertical Alveolar Ridge Augmentation in Implant Dentistry: A Surgical Manual. John Wiley & Sons. pp. 30–37. doi:10.1002/9781119082835.ch04. ISBN 978-1-119-08283-5.
- 1 2 Newman M, Takei H, Klokkevold P, eds. (2012). Carranza's Clinical Periodontology (in English). St. Louis, Missouri: Elsevier Saunders. ISBN 978-1-4377-0416-7.
- ↑ Santamaria, Mauro Pedrine; Rossato, Amanda; Miguel, Manuela Maria Viana; Fonseca, Manuela Bafini; Bautista, Cristhian Reynaldo Gomez; de Marco, Andrea Carvalho; Mathias-Santamaria, Ingrid Fernandes; Ferreira Ferraz, Laís Fernanda (May 2022). "Comparison of two types of xenogeneic matrices to treat single gingival recessions: A randomized clinical trial". Journal of Periodontology (به انگلیسی). 93 (5): 709–720. doi:10.1002/JPER.21-0212. hdl:11449/233808. ISSN 0022-3492. PMID 34598314. S2CID 238249598.
- ↑ Kulakov, A.; Kogan, E.; Brailovskaya, T.; Vedyaeva, A.; Zharkov, N.; Krasilnikova, O.; Krasheninnikov, M.; Baranovskii, D.; Rasulov, T.; Klabukov, I. (2021). "Mesenchymal Stromal Cells Enhance Vascularization and Epithelialization within 7 Days after Gingival Augmentation with Collagen Matrices in Rabbits". Dentistry Journal. 9 (9): 101. doi:10.3390/dj9090101. ISSN 2304-6767. PMC 8469508. PMID 34562975.
- ↑ Borzabadi-Farahani; A (December 2012). "Orthodontic considerations in restorative management of hypodontia patients with endosseous implants". Journal of Oral Implantology. 38 (6): 779–791. doi:10.1563/AAID-JOI-D-11-00022. PMID 21728818.
- ↑ Borzabadi-Farahani, Ali; Zadeh, Homayoun H (2016). "Orthodontic Therapy in Implant Dentistry: Orthodontic Implant Site Development". In Tolstunov, Len (ed.). Vertical Alveolar Ridge Augmentation in Implant dentistry:A Surgical Manual. John Wiley & Sons, Inc. pp. 30–37. doi:10.1002/9781119082835.ch04. ISBN 978-1-119-08283-5.
- ↑ Lu, Meng; Li, Weixu; Wang, Yeqing; Yuan, Lixian; Cao, Meng (2023). "The orthodontic implant site-switching technique: a preliminary study in dogs". Head & Face Medicine. 19 (29): 29. doi:10.1186/s13005-023-00373-2. PMC 10347830. PMID 37452379.
- ↑ Isola, G; Nucera, R.; Damonte, S.; Ugolini, A.; De Mari, A.; Migliorati, M. (2022). "Implant Site Changes in Three Different Clinical Approaches: Orthodontic Extrusion, Regenerative Surgery and Spontaneous Healing after Extraction: A Systematic Review". J. Clin. Med. 11 (21): 6347. doi:10.3390/jcm11216347. PMC 10347830. PMID 37452379.
- ↑ Salama, H.; Salama, M. (1993). "The role of orthodontic extrusive remodeling in the enhancement of soft and hard tissue profiles prior to implant placement: A systematic approach to the management of extraction site defects". Int. J. Periodontics Restor. Dent. 13 (4): 312–333. PMID 8300319.
- ↑ Borzabadi-Farahani; A (2012). "Orthodontic considerations in restorative management of hypodontia patients with endosseous implants". Journal of Oral Implantology. 38 (6): 779–791. doi:10.1563/AAID-JOI-D-11-00022. PMID 21728818.
- ↑ Borzabadi-Farahani, Ali; Zadeh, Homayoun H (2016). "Orthodontic Therapy in Implant Dentistry: Orthodontic Implant Site Development". In Tolstunov, Len (ed.). Vertical Alveolar Ridge Augmentation in Implant Dentistry:A Surgical Manual. John Wiley & Sons, Inc. pp. 30–37. doi:10.1002/9781119082835.ch04. ISBN 978-1-119-08283-5.
- ↑ Lu, Meng; Li, Weixu; Wang, Yeqing; Yuan, Lixian; Cao, Meng (2023). "The orthodontic implant site-switching technique: a preliminary study in dogs". Head & Face Medicine. 19 (29): 29. doi:10.1186/s13005-023-00373-2. PMC 10347830. PMID 37452379.
- 1 2 3 Esposito M, Grusovin MG, Maghaireh H, Worthington HV (March 2013). "Interventions for replacing missing teeth: different times for loading dental implants". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 3 (3). doi:10.1002/14651858.CD003878.pub5. PMC 7156879. PMID 23543525.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Atieh MA, Atieh AH, Payne AG, Duncan WJ (2009). "Immediate loading with single implant crowns: a systematic review and meta-analysis". The International Journal of Prosthodontics. 22 (4): 378–87. PMID 19639076.
- ↑ Atieh MA, Ibrahim HM, Atieh AH (October 2010). "Platform switching for marginal bone preservation around dental implants: a systematic review and meta-analysis". Journal of Periodontology. 81 (10): 1350–66. doi:10.1902/jop.2010.100232. PMID 20575657. S2CID 6507288.
- ↑ Chrcanovic, Bruno Ramos; Albrektsson, Tomas; Wennerberg, Ann (June 2015). "Platform switch and dental implants: A meta-analysis". Journal of Dentistry (به انگلیسی). 43 (6): 629–646. doi:10.1016/j.jdent.2014.12.013. PMID 25559693.
- ↑ Patzelt SB, Bahat O, Reynolds MA, Strub JR (December 2014). "The all-on-four treatment concept: a systematic review". Clinical Implant Dentistry and Related Research. 16 (6): 836–55. doi:10.1111/cid.12068. PMID 23560986.
- ↑ Assunção WG, Barão VA, Delben JA, Gomes EA, Tabata LF (June 2010). "A comparison of patient satisfaction between treatment with conventional complete dentures and overdentures in the elderly: a literature review". Gerodontology. 27 (2): 154–62. doi:10.1111/j.1741-2358.2009.00299.x. PMID 19467020.
- ↑ Lee JY, Kim HY, Shin SW, Bryant SR (November 2012). "Number of implants for mandibular implant overdentures: a systematic review". The Journal of Advanced Prosthodontics. 4 (4): 204–9. doi:10.4047/jap.2012.4.4.204. PMC 3517958. PMID 23236572.
- ↑ Wingrove, Susan. "Focus on implant home care Before, during, and after restoration". RDH Magazine. 33 (9).
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Grusovin MG, Coulthard P, Worthington HV, George P, Esposito M, et al. (Cochrane Oral Health Group) (August 2010). "Interventions for replacing missing teeth: maintaining and recovering soft tissue health around dental implants". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2010 (8). doi:10.1002/14651858.CD003069.pub4. PMC 6866073. PMID 20687072.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - 1 2 3 4 5 Esposito M, Grusovin MG, Worthington HV, et al. (Cochrane Oral Health Group) (January 2012). "Interventions for replacing missing teeth: treatment of peri-implantitis". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 1 (1). doi:10.1002/14651858.CD004970.pub5. PMC 6786958. PMID 22258958.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - 1 2 Esposito M, Maghaireh H, Grusovin MG, Ziounas I, Worthington HV, et al. (Cochrane Oral Health Group) (February 2012). "Interventions for replacing missing teeth: management of soft tissues for dental implants". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2012 (2). doi:10.1002/14651858.CD006697.pub2. PMC 6599877. PMID 22336822.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Greenstein G, Cavallaro J, Romanos G, Tarnow D (August 2008). "Clinical recommendations for avoiding and managing surgical complications associated with implant dentistry: a review". Journal of Periodontology. 79 (8): 1317–29. doi:10.1902/jop.2008.070067. PMID 18672980.
- ↑ Chrcanovic, Bruno Ramos; Custódio, Antônio Luís Neto (December 2009). "Inferior alveolar nerve lateral transposition". Oral and Maxillofacial Surgery (به انگلیسی). 13 (4): 213–219. doi:10.1007/s10006-009-0175-3. ISSN 1865-1550. PMID 19802637.
- ↑ Ferguson M (September 2014). "Rhinosinusitis in oral medicine and dentistry". Australian Dental Journal. 59 (3): 289–95. doi:10.1111/adj.12193. PMID 24861778.
- ↑ Sala, Yousef Mohamed; Lu, Hans; Chrcanovic, Bruno Ramos (2024-02-22). "Clinical Outcomes of Maxillary Sinus Floor Perforation by Dental Implants and Sinus Membrane Perforation during Sinus Augmentation: A Systematic Review and Meta-Analysis". Journal of Clinical Medicine (به انگلیسی). 13 (5): 1253. doi:10.3390/jcm13051253. ISSN 2077-0383. PMC 10932102. PMID 38592698.
- ↑ Zhu Y, Zheng X, Zeng G, Xu Y, Qu X, Zhu M, Lu E (November 2015). "Clinical efficacy of early loading versus conventional loading of dental implants". Scientific Reports. 5. Bibcode:2015NatSR...515995Z. doi:10.1038/srep15995. PMC 4635353. PMID 26542097.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Esposito, Marco; Grusovin, Maria Gabriella; Worthington, Helen V. (2013-07-31). "Interventions for replacing missing teeth: antibiotics at dental implant placement to prevent complications". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2013 (7). doi:10.1002/14651858.CD004152.pub4. ISSN 1469-493X. PMC 6786879. PMID 23904048.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - 1 2 Papaspyridakos P, Chen CJ, Singh M, Weber HP, Gallucci GO (March 2012). "Success criteria in implant dentistry: a systematic review". Journal of Dental Research. 91 (3): 242–8. doi:10.1177/0022034511431252. PMID 22157097. S2CID 5383897.
- ↑ Chrcanovic, Bruno; Kisch, Jenö; Albrektsson, Tomas; Wennerberg, Ann (September 2017). "Impact of Different Surgeons on Dental Implant Failure". The International Journal of Prosthodontics. 30 (5): 445–454. doi:10.11607/ijp.5151. PMID 28806425.
- ↑ Javed F, Romanos GE (August 2010). "The role of primary stability for successful immediate loading of dental implants. A literature review". Journal of Dentistry. 38 (8): 612–20. doi:10.1016/j.jdent.2010.05.013. PMID 20546821.
- ↑ Chrcanovic, Bruno Ramos; Albrektsson, Tomas; Wennerberg, Ann (May 2015). "Smoking and dental implants: A systematic review and meta-analysis". Journal of Dentistry (به انگلیسی). 43 (5): 487–498. doi:10.1016/j.jdent.2015.03.003. PMID 25778741.
- ↑ Tùng, Bs Nguyễn Hiếu; Yen (2025-03-06). "implant". Nha Khoa I-Dent (به انگلیسی). Retrieved 2025-11-12.
- ↑ Mustapha, Abir; Salame, Zainab; Chrcanovic, Bruno (2021-12-27). "Smoking and Dental Implants: A Systematic Review and Meta-Analysis". Medicina (به انگلیسی). 58 (1): 39. doi:10.3390/medicina58010039. ISSN 1648-9144. PMC 8780868. PMID 35056347.
- 1 2 Renouard, Frank (1999). Risk Factors in Implant Dentistry: Simplified Clinical Analysis for Predictable Treatment. Paris, France: Quintessence International. ISBN 978-0-86715-355-2.
- ↑ Bhochhibhoya, Amar; Shrestha, Rejina (2022-05-14). "Bhochhibhoya et al Mechanical Failure and its Management in Dental Implants Review Article Mechanical Failure and its Management in Dental Implants: A Review". Journal of Orofacial Research. Jaypee Brothers Medical Publishing. 11 (1): 5–8. ISSN 2277-7482. Retrieved 2025-05-17.
- ↑ Schwarz, Frank; Derks, Jan; Monje, Alberto; Wang, Hom-Lay (2018). "Peri-implantitis". Journal of Periodontology. 89 (S1): S267–S290. doi:10.1002/JPER.16-0350. hdl:2027.42/144708. ISSN 0022-3492. PMID 29926957.
- ↑ Roccuzzo, Mario; Layton, Danielle M.; Roccuzzo, Andrea; Heitz-Mayfield, Lisa J. (2018). "Clinical outcomes of peri-implantitis treatment and supportive care: A systematic review". Clinical Oral Implants Research. 29 (S16): 331–350. doi:10.1111/clr.13287. ISSN 0905-7161. PMID 30328195.
- ↑ Zhou, Zilan; Shi, Quan; Wang, Jie; Chen, Xiaohang; Hao, Yujia; Zhang, Yuan; Wang, Xing (2021). "The unfavorable role of titanium particles released from dental implants" (PDF). Nanotheranostics. 5 (3): 321–332. doi:10.7150/ntno.56401. ISSN 2206-7418. PMC 7961127. PMID 33732603. Retrieved 2025-05-17.
- ↑ de Brandão ML, Vettore MV, Vidigal Júnior GM (March 2013). "Peri-implant bone loss in cement- and screw-retained prostheses: systematic review and meta-analysis". Journal of Clinical Periodontology. 40 (3): 287–95. doi:10.1111/jcpe.12041. PMID 23297703.
- 1 2 3 4 5 6 Jung RE, Pjetursson BE, Glauser R, Zembic A, Zwahlen M, Lang NP (February 2008). "A systematic review of the 5-year survival and complication rates of implant-supported single crowns" (PDF). Clinical Oral Implants Research. 19 (2): 119–30. doi:10.1111/j.1600-0501.2007.01453.x. PMID 18067597. S2CID 13599504. Archived from the original (PDF) on 2017-09-25. Retrieved 2018-12-03.
- 1 2 Lindhe J, Meyle J (September 2008). "Peri-implant diseases: Consensus Report of the Sixth European Workshop on Periodontology" (PDF). Journal of Clinical Periodontology. 35 (8 Suppl): 282–5. doi:10.1111/j.1600-051X.2008.01283.x. hdl:1854/LU-515604. PMID 18724855.
- 1 2 Goodacre CJ, Bernal G, Rungcharassaeng K, Kan JY (August 2003). "Clinical complications with implants and implant prostheses". The Journal of Prosthetic Dentistry. 90 (2): 121–32. doi:10.1016/S0022-3913(03)00212-9. PMID 12886205.
- 1 2 Balaji, S. M. (2007). Textbook of Oral and Maxillofacial Surgery. New Delhi: Elsevier India. pp. 301–302. ISBN 978-81-312-0300-2.
- ↑ Anusavice, Kenneth J. (2003). Phillips' Science of Dental Materials. St. Louis, Missouri: Saunders Elsevier. p. 6. ISBN 978-0-7020-2903-5.
- ↑ Becker, Marshall J. (1999). Ancient "dental implants": a recently proposed example from France evaluated with other spurious examples (PDF). International Journal of Oral & Maxillofacial Implants 14.1.
- ↑ Donaldson, J. A. (1980). "The use of gold in dentistry" (PDF). Gold Bulletin. 13 (3): 117–124. doi:10.1007/BF03216551. PMID 11614516. S2CID 137571298.
- ↑ Misch, Carl E (2014). "Chapter 2: Generic Root Form Component Terminology". Dental Implant Prosthetics (2nd ed.). Mosby. pp. 26–45. ISBN 978-0-323-07845-0.
- ↑ Hodosh M, Shklar G, Povar M (September 1974). "The porous vitreous carbon/polymethcarylate tooth implant: preliminary studies". The Journal of Prosthetic Dentistry. 32 (3): 326–34. doi:10.1016/0022-3913(74)90037-7. PMID 4612143.
- 1 2 Greenfield EJ (1913). "Implantation of artificial crown and bridge abutments". Dental Cosmos. 55: 364–369.
- ↑ Bothe RT, Beaton KE, Davenport HA (1940). "Reaction of bone to multiple metallic implants". Surg Gynecol Obstet. 71: 598–602.
- 1 2 Leventhal, Gottlieb S. (1951). "Titanium, a metal for surgery". J Bone Joint Surg Am. 33-A (2): 473–474. doi:10.2106/00004623-195133020-00021. PMID 14824196.
- ↑ Carlsson, Bo, ed. (2012). Technological Systems in the Bio Industries: An International Study. Springer Science & Business Media. p. 191. ISBN 978-1-4615-0915-8.
- ↑ von Fraunhofer JA (2013). Dental materials at a glance (Second ed.). John Wiley & Sons. p. 115. ISBN 978-1-118-64664-9.
- ↑ Esposito M, Ardebili Y, Worthington HV (22 July 2014). "Interventions for replacing missing teeth: different types of dental implants". Cochrane Database of Systematic Reviews (7). doi:10.1002/14651858.CD003815.pub4. PMID 25048469.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Esposito M, Worthington HV (September 2013). "Interventions for replacing missing teeth: dental implants in zygomatic bone for the rehabilitation of the severely deficient edentulous maxilla". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 9 (9). doi:10.1002/14651858.CD004151.pub3. PMC 7197366. PMID 24009079.
{{cite journal}}: Unknown parameter|article-number=ignored (help) - ↑ Chrcanovic, Bruno Ramos; Pedrosa, Alexsander Ribeiro; Custódio, Antônio Luís Neto (March 2013). "Zygomatic implants: a critical review of the surgical techniques". Oral and Maxillofacial Surgery (به انگلیسی). 17 (1): 1–9. doi:10.1007/s10006-012-0316-y. ISSN 1865-1550. PMID 22274763.
- ↑ Chrcanovic, Bruno Ramos; Abreu, Mauro Henrique Nogueira Guimarães (June 2013). "Survival and complications of zygomatic implants: a systematic review". Oral and Maxillofacial Surgery (به انگلیسی). 17 (2): 81–93. doi:10.1007/s10006-012-0331-z. ISSN 1865-1550. PMID 22562293.
- ↑ Chrcanovic, Bruno Ramos; Albrektsson, Tomas; Wennerberg, Ann (October 2016). "Survival and Complications of Zygomatic Implants: An Updated Systematic Review". Journal of Oral and Maxillofacial Surgery (به انگلیسی). 74 (10): 1949–1964. doi:10.1016/j.joms.2016.06.166. PMID 27422530.
برای مطالعه
[ویرایش]- Branemark, Per-Ingvar; Zarb, George (1989). Tissue-integrated prostheses (in English). Berlin, German: Quintessence Books. ISBN 978-0-86715-129-9.
- Branemark, Per-Ingvar; Worthington, Philip (1992). Advanced osseointegration surgery: applications in the maxillofacial region (in english). Carol Stream, Illinois: Quintessence Books. ISBN 978-0-86715-242-5.
- Laskin, Daniel (2007). Decision making in oral and maxillofacial surgery. Chicago: Quintessence Pub. Co. ISBN 978-0-86715-463-4.
- Lee SL (2007). Applications of orthodontic mini implants. Hanover Park, Illinois: Quintessence Publishing Co, Inc. pp. 1–11. ISBN 978-0-86715-465-8.
- Sclar, Anthony (2003). Soft tissue and esthetic considerations in implant dentistry (in english). Carol Stream, Illinois: Quintessence Books. ISBN 978-0-86715-354-5.
- Buser, Daniel; Schenk, Robert K (1994). Guided bone regeneration in implant dentistry (in english). Hong Kong: Quintessence Books. ISBN 978-0-86715-249-4.
- Pallaci, Patrick (1995). Optimal implant positioning and soft tissue management for the Branemark system (in english). Germany: Quintessence Books. ISBN 978-0-86715-308-8.
- Renouard, Frank (1999). Risk Factors in Implant Dentistry: Simplified Clinical Analysis for Predictable Treatment. Paris, France: Quintessence International. ISBN 978-0-86715-355-2.
- Lindhe J, Lang NP, Karring T, eds. (2008). Clinical Periodontology and Implant Dentistry 5th edition (in English). Oxford, UK: Blackwell Munksgaard. ISBN 978-1-4051-6099-5.
- Newman M, Takei H, Klokkevold P, eds. (2012). Carranza's Clinical Periodontology (in English). St. Louis, Missouri: Elsevier Saunders. ISBN 978-1-4377-0416-7.